سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده...

پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده

چکیده :نامه شما نشان می‌دهد که در عمل به توصیه‌های امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیت‌الله مطهری دقت‌نظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاح‌طلبی که شاید حتی یک کتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی که اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فکری کنونی از میان برداشته می‌شود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین می‌کنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلکه قبل از آن، زمانی که امام خمینی آیت‌الله مطهری را مرجع فکری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار می‌کنید و مصداق «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» می‌شوید و این امر در نامة اخیر شما نیز...


در پی انتشار نامه مصطفی تاجزاده به علی مطهری ، مطهری جوابی را تهیه کرده که توسط سایت تابناک منتشر شده است.

متن پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای تاجزاده!

با اهداء سلام و آرزوی سعادت، نامه مفصل جنابعالی خطاب به اینجانب، از طریق پایگاه‌های اطلاع‌رسانی به دستم رسید و خواندم. آنچه که دربارة حوادث بعد از انتخابات و ورود نظامیان به عالم سیاست و اقتصاد و مقایسه با سیر معکوس آن در ترکیه و به طور کلی اهمیت برقراری نظام دموکراسی گفته‌اید، مطالب قابل تأملی است و اینجانب در مواقع مختلف به آن پرداخته و نظرات خود را بیان کرده‌ام.

اجمالاً عرض می‌کنم در حوادث بعد از انتخابات، همان طور که امثال جنابعالی به دلیل قطعی گرفتن تقلب از قبل از برگزاری انتخابات، مقصر بوده‌اید، کسانی از دولت هم که به گونه‌ای عمل کردند که شبهه تقلب را تقویت نمود مقصر بوده‌اند و روزی طرفین باید در دادگاه صالح پاسخگو باشند.

نامه شما نشان می‌دهد که در عمل به توصیه‌های امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیت‌الله مطهری دقت‌نظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاح‌طلبی که شاید حتی یک کتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی که اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فکری کنونی از میان برداشته می‌شود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین می‌کنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلکه قبل از آن، زمانی که امام خمینی آیت‌الله مطهری را مرجع فکری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار می‌کنید و مصداق «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» می‌شوید و این امر در نامة اخیر شما نیز هویداست.

از مطالب شما چنین برمی‌آید که برای آزادی و دموکراسی ارزشی بیش از حد لازم قائل هستید به طوری که سایر ارزش‌ها تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد. آیت‌الله مطهری در کتاب «انسان کامل» می‌گویند انسان کامل انسانی است که همة ارزش‌های انسانی را به طور هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد، نه اینکه فقط یک ارزش مثلاً عبادت یا خدمت به خلق را در خود رشد دهد و از بقیه غافل بماند. در این صورت مانند کاریکاتور یک انسان می‌شود که مثلا فقط بینی او رشد کرده و شکل ناخوشایندی پیدا می‌کند.

طبیعی است که جامعه ایده‌آل و مدینة فاضله اسلامی نیز جامعه‌ای است که همة ارزشها در آن به طور هماهنگ رشد کرده باشد، نه اینکه توجه ما بیشتر به آزادی و دموکراسی باشد و از بقیة ارزشها غافل شویم؛ اشکالی که در دورة اصلاحات وجود داشت و گویی ارزشی غیر از آزادی وجود نداشت. آزادی، عدم‌المانع و یک امر سلبی است. آزادی یعنی نبود مانع برای رشد استعدادهای انسان. دست خلقت در وجود انسان استعدادهایی قرار داده است که باید شکوفا شود، مانند استعداد تفکر و بیان، استعداد یادگیری، ابداع و ابتکار، زیبایی‌دوستی و حقیقت‌جویی ، و هر استعدادی منشأ یک حق است. پس قوة تفکر و بیان انسان باید آزاد باشد، انسان حق تحصیل دارد، حق ابداع و ابتکار و هنر دارد و مانعی بر سر راه این استعدادها نباید وجود داشته باشد.

پس آزادی، چیزی جز نبود مانع نیست و ارزش یک امر سلبی هیچ گاه به امور ایجابی نمی‌رسد. بنابراین آزادی را بالاترین ارزش‌ها دانستن و از بقیه ارزشها غافل شدن یک خطاست .

بعلاوه، مفهوم اسلامی آزادی با مفهوم غربی آن متفاوت است. از نظر غربی، تنها چیزی که آزادی فرد را محدود می‌کند آزادی دیگران است، در حالی که از نظر اسلام مصلحت فرد و مصلحت اجتماع نیز آزادی فرد را محدود می‌کند. از اینجا نادرستی نظر شما مبنی بر لزوم اختیاری بودن پوشش آشکار می‌شود، که به آن خواهیم پرداخت.

لذا می‌بینید آیت‌الله مطهری هیچ گاه آزادی و دموکراسی را یگانه ارزش یا ارزش برتر نمی‌دانند و تعبیر «برقراری نظام دموکراسی بر طبق موازین اسلامی» را به کار می‌برند و همان طور که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» گفته‌اند اساساً ما خیلی هم مایل به استفاده از کلمه دموکراسی نیستیم زیرا دموکراسی واقعی یعنی اینکه ملاک، میل مردم باشد و آنچه که راه را مشخص می‌کند تمایلات مردم است نه مکتب و ایدئولوژی. یک روز اکثریت مردم می‌خواهند همجنسگرایی آزاد باشد آزاد می‌شود، روز دیگر می‌خواهند ممنوع باشد ممنوع می‌شود. چنین دموکراسی جامعه را به ناکجاآباد می‌برد در حالی که ما به دموکراسی در چارچوب مکتب معتقدیم، یعنی راه قبلاً مشخص شده و اکثریت مردم پذیرفته‌اند و اکنون باید راننده و راهبر را مردم انتخاب کنند. مردم از میان چند نفر که صلاحیت آنها از نظر مکتب و ایدئولوژی تأیید شده است یک نفر را به عنوان حاکم و رئیس جمهور برای مدت موقت انتخاب می‌کنند.

جناب آقای تاجزاده!

گفته‌اید «پیوند میان نان، پیشرفت، دموکراسی و اسلام را امروزه می‌توان در تجربه مردم ترکیه مشاهده کرد.» گرچه این سخن شما قابل حمل به صحت است اما با توجه به مطالب بعدی جناب عالی از این بیان شما استفاده می‌شود که اسلام را در عرض اقتصاد، پیشرفت و دموکراسی قرار داده‌اید و مقصودتان از اسلام معنویت و عبادت و اخلاق و رابطة فردی با خداست نه یک مکتب جامعی که در همة شئون زندگی انسان دخالت کرده و داعیه جهانی دارد و بسیاری از احکام آن بدون حکومت اسلامی قابل اجرا نیست. از نظر ما اسلام شامل دموکراسی، پیشرفت و اقتصاد نیز هست ، «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» و باز به تعبیر شهید مطهری علت اینکه امام خمینی و یارانشان تعبیر «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را نپذیرفتند این بود که از نظر ما دموکراتیک بودن این جمهوری در دل اسلامی بودن آن نهفته است، نه اینکه این جمهوری بنیادهای دموکراتیک دارد و بنیادهای اسلامی، آنچه که مربوط به آزادی‌ها و انتخاب حاکم با رأی مردم است ناشی از بنیادهای دموکراتیک آن است و آنچه که مربوط به امور معنوی از قبیل آزادی رفتن به مسجد و دعا و عبادت و رعایت پوشش اسلامی است مربوط به بنیادهای اسلامی آن ، بلکه آزادی و لزوم دخالت مردم در سرنوشت خود در متن اسلام قرار دارد.

البته آنچه درباره وجود رابطه مستقیم میان دموکراسی و پیشرفت اقتصادی بیان کرده‌اید مطلب درستی است.

اما بخش اعظم نامه شما دربارة مسئله حجاب و اجباری یا اختیاری بودن آن است که بی‌ارتباط با بخش قبلی نیست، یعنی از آنجا که آزادی را برترین ارزش‌های انسانی می‌دانید و هرگونه عصیان و اعتراضی را مقدس می‌شمارید و حتی نافرمانی آدم و حوا را تحسین می کنید و از آنجا که معیار و ملاک قضاوت را گفتمان حاکم بر جهان امروز می‌دانید و الگوی شما از نظر آزادی و دموکراسی جامعه غرب است نه جامعة ایده‌آل اسلامی، قائل به اختیاری بودن حجاب شده و گفته‌اید: «در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و در دورة حاکمیت گفتمان دموکراسی و حقوق بشر در جهان، یکسان کردن سبک زندگی از جمله در مورد پوشش زنان در هیچ کشور بزرگی ممکن نیست.»

جای این سؤال هست که لزوم رعایت پوشش اسلامی چه ربطی به یکسان کردن سبک زندگی مردم دارد؟ آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنی یکسان کردن سبک زندگی مردم است و باید با آن مخالفت کرد ، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است باید به آن عمل کرد؟

این نوع مطرح کردن مسئله حجاب شبیه طرح این مسئله به صورت مشهور است که مغالطه‌ای بیش نیست. می‌گویند آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟ آیا آزادی برای زن بهتر است یا اجبار و الزام؟ در حالی که طرح صحیح مسئله به این صورت است که آیا بهتر است محیط جامعه محیط کار و فعالیت باشد و هرگونه التذاد جنسی منحصر به کادر خانواده باشد یا اینکه اجتماع محل کامجویی‌های جنسی بوده و کار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟

اینجاست که آیت‌الله مطهری می‌گویند بیش از آنکه خود زنان، آن هم گروهی از آنان، دم از این نوع آزادی بزنند، مردان شکارچی هستند که سخن از آزادی زن و آزادزنان و آزادمردان می‌گویند و خواستار تساوی حقوق زن و مرد به معنی تشابه حقوق آنها می‌شوند. علت آن هم روشن است: اگر بانوان با پوشش اسلامی و رعایت عدم اختلاط با مردان وارد جامعه شوند و به کار و فعالیت بپردازند، دیگر مردان شکارچی نمی‌توانند به نام آزادی زن علاوه بر همسر قانونی خود از دهها زن دیگر کام برگیرند.

جناب آقای تاجزاده!

از شما سؤال می‌کنم اگر حکومتی اعلام کرد که مردم اعم از زن و مرد باید در پوشش خود حداقلی را رعایت کنند، آیا این به معنی یکسان کردن سبک زندگی و سلب آزادی آنهاست؟ یا ناشی از فهم دقیق تری از آزادی است. وقتی که مردم را به زدن یک واکسن یا به سوادآموزی مجبور می‌کنیم آیا این مخالف آزادی است؟ یا چون مصلحت فرد و جامعه نیز آزادی را محدود می‌کند این الزام عین آزادی است. همین طور است رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی.

اگر ما بانوان را مجبور می‌کردیم که حتماً چادر و روبند بپوشند حرف شما تا حدودی قابل قبول بود اما خود می‌دانید حجابی که امروز در جامعه ما وجود دارد، لااقل در زمستان و در میان گروهی از بانوان ما تفاوت زیادی با پوشش زنان اروپا و آمریکا ندارد. اساساً اعتراضی که اکنون وجود دارد این است که چرا دولت به وظیفه خود در نظارت بر پوشش اسلامی عمل نمی‌کند؟ فقها متفق القول اند که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است به عهده دولت اسلامی است و کار مردم نیست. معمولاً دولتها از زیر بار این مسئولیت چه در مسئله حجاب و چه در سایر امور فرهنگی و معنوی شانه خالی می‌کنند و این، نقطه اشتراک و پیوندی است میان دولت اصولگرای آقای احمدی‌نژاد و دولت اصلاح‌طلب آقای خاتمی.

در واقع تسامح و تساهل در امور فرهنگی از قبیل فیلم‌های سینمایی، تئاتر، ورزش بانوان، مسئله پوشش اسلامی و رواج کلمات لاتین در تابلوها و غیره و به تعبیر دیگر لیبرالیسم فرهنگی نقطه اتصال بخشی از اصولگرایان یعنی آقایان مشائی و احمدی‌نژاد و حامیان آنها با بخشی از اصلاح‌طلبان شده است و برخی معتقدند این پیوند که اکنون در حال کمون است در انتخابات آینده مجلس و ریاست‌جمهوری ظهور و بروز خواهد کرد.

البته جنابعالی در نامه خود تلاش کرده‌اید راه خود و دوستانتان را از این افراد جدا کنید و مدعی شده‌اید که آنها از شعار آزادی زنان به عنوان ابزار استفاده می‌کنند و برای سایر آزادی‌ها احترامی قائل نیستند بلکه می‌خواهند این آزادی را سرپوشی برای آن سلب آزادی‌ها قرار دهند. ولی این صرفاً یک ادعاست و دلایل شما کافی نیست و باید بپذیریم که تفکر شما و آقای مشائی در امور فرهنگی بسیار به هم نزدیک است و مثلا در باب حجاب، هردو از حجاب اختیاری سخن می‌گویید و معیار را امیال مردم می‌دانید نه اینکه الگویی به نام الگوی اسلامی وجود دارد که ما باید خود و جامعه را مطابق آن بسازیم.

جناب آقای تاجزاده

از قول من نقل کرده‌اید که «اعطای کمترین آزادی در خصوص پوشش بانوان منجر به پیشروی بی‌حجابی در حد تسخیر کامل جامعه و بدتر از اروپا شدن خواهد شد». نمی‌دانم این جمله را از کجا آورده اید و به خاطر ندارم که چنین جمله‌ای گفته ‌باشم. شاید این گونه گفته باشم که «اگر حداقلی برای پوشش قائل نباشیم معلوم نیست به کجا منتهی شود». البته با وجود نظام جمهوری اسلامی که هیچ گاه بی‌حجابی را تبلیغ و ترویج نمی‌کند حتی با اختیاری شدن حجاب، هیچ گاه ایران مانند اروپا یا بدتر از آن نمی‌شود اما اگر حکومت هم تبلیغ کند چنین امکانی وجود دارد، چنانکه در اواخر دوره پهلوی وضعیت پوشش برخی بانوان شمال تهران مانند زنان اروپایی یا بدتر از آن بود.

گفته‌اید «کار فرهنگی تبلیغی نتوانسته‌است همه زنان را به رعایت حجاب قانع کند». عرض می‌کنم رعایت حجاب دائرمدار قانع شدن نیست. ای بسا بانوانی که قانع شده‌اند و مانند پزشکی که مضرات سیگار را می‌داند و سیگار می‌کشد رعایت نمی‌کنند و ای بسا بانوانی که قانع نشده اند و به احترام قانون و فرهنگ جامعه رعایت می‌کنند. در رعایت نکردن پوشش مناسب در بانوان، عواملی مانند میل شدید به تبرج و خودنمایی که دست خلقت برای بقای نسل در جنس زن به ودیعت نهاده است و تنها با ایمان راسخ و تربیت درست می‌توان با آن مخالفت کرد دخالت دارد. به علاوه، چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی یا بهداشت عمومی و یا سوادآموزی قانع شدن افراد را لازم نمی‌دانید اما اینجا لازم می‌دانید، در حالی که همة اینها از نظر رعایت مصالح فرد و جامعه یکسانند و سلب آزادی شمرده نمی‌شوند.

از قول اینجانب آورده‌اید که «چون کار فرهنگی پاسخ نداده است پس باید به پلیس و قهر و دادگاه روی آورد». باز نمی‌دانم من کجا چنین جمله‌ای گفته‌ام. اولاً کار فرهنگی تا حد زیادی پاسخ داده است و وضعیت حجاب در کشور ما در مجموع خود ناهنجار نیست. ثانیاً مقصود از نظارت، قوه قهریه و باتوم و پلیس و دادگاه نیست. این همان مغالطه‌ای است که آقای احمدی‌نژاد هر گاه از این نظر مورد انتقاد قرار می‌گیرد به کار می‌برد و به خیال خود منتقدین را ساکت می‌کند. در مجلس نیز وقتی من ایشان را متهم به لیبرالیسم فرهنگی کردم، ایشان در دفاع از خود گفت آیا ما به خاطر اینکه چهار تا دختر چند تار مویشان پیداست با باتوم به جان آنها بیفتیم؟! روشن است که مقصود ما از نظارت چنین چیزی نیست.

ما می‌گوییم که حکومت نباید با رفتار و گفتار خود – مانند آنچه که در مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور رخ داد- آگاهانه یا ناخودآگاه به پدیده بدحجابی و بی‌حجابی دامن بزند و اقتدار نظام را در مسئله حجاب بشکند. زن یا مردی که با لباس نامناسب در جامعه ظاهر می‌شود به طوری که فلسفه پوشش اسلامی را که عدم تحریک جنسی جامعه است زیر پا می‌گذارد ، بالاخره می‌خواهد یا به یک اداره دولتی برود یا به دانشگاه یا به بانک یا به بیمارستان و غیره. اگر احساس کند مسئله حجاب برای حکومت اهمیت دارد و در این اماکن، نظارتی حتی در حد تذکر وجود دارد، خود به خود از منزل با وضعی آراسته خارج می‌شود. اما وقتی می‌بیند رئیس دولت در تلویزیون آن را کم اهمیت جلوه می‌دهد خود به خود راه بدپوششی را باز می‌بیند. نظارت یعنی همین، اگرچه با پدیده‌هایی مانند زنان خیابانی برخورد انتظامی نیز لازم است، همان طور که در کشورهای غربی چنین برخوردی وجود دارد.

جناب آقای تاجزاده!

فرض کنید نظریه شما مبنی بر آزادی پوشش یا اختیاری بودن حجاب اجرا شود. آزادی پوشش یعنی آزادی تحریک جنسی جامعه، و آزادی تحریک جنسی جامعه لوازمی دارد از جمله وجود کلوپ‌های شبانه و دیسکوها در سطح کشور. آیا به چنین چیزی راضی هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس با عوارض آزادی تحریک جنسی از قبیل انواع عقده‌های روانی که به ضمیر ناخودآگاه افراد می‌رود و گاه به صورت یک جنایت ظهور می‌کند چه می‌کنید؟ شما یا باید نظام خانوادگی و اخلاق جنسی اسلامی را پیاده کنید یا نظام خانوادگی و اخلاق جنسی غربی را؛ نمی‌توان بخشی را از یکی و بخش دیگر را از دیگری گرفت و یک نظام التقاطی ایجاد کرد و مصداق شعر حافظ شد که:

یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیــــم و گهـــی نزد حــــــرام

جناب آقای تاجزاده!

گفته‌اید «به راستی به این مسئله فکر کرده‌اید که چرا مرجعیت شیعه در نجف پس از سقوط صدام اجرای احکام اسلامی از جمله رعایت حجاب اسلامی را اجباری نکرده است؟» چرا وقتی حماس در انتخابات فلسطین پیروز شد، جزء اولین موضوعاتی که مطرح کرد این بود که به هیچ وجه قصد ندارد اجرای احکام اسلامی و در رأس همه حجاب را اجباری کند و به همه سبک‌های زندگی احترام می‌گزارد؟ چرا حزب‌الله لبنان هرگز خواهان اجباری شدن حجاب نشدند؟»

اینها قیاس مع‌الفارق است. هیچ کدام از اینها حکومت اسلامی برپا نکردند. شرایط عراق، فلسطین و لبنان با ایران متفاوت است. در عراق بخش مهمی از جامعه اهل سنت است و تحت ولایت آیت‌الله سیستانی نیستند. حماس نیز ادعای حکومت اسلامی ندارد. جامعة لبنان نیز مرکب است از شیعه، سنی و مسیحی و متأثر از فرهنگ اروپایی است و حزب‌الله نیز حکومت اسلامی تشکیل نداده است. اتفاقاً موارد ناهنجار بی‌حجابی در منطقه شیعه‌نشین بیروت که من از نزدیک شاهد بوده‌ام مایه سرشکستگی است و باید اصلاح شود، نه اینکه بگوییم ما هم باید همان طور بشویم.

الزامی بودن حجاب را با اجباری شدن نماز مقایسه کرده و گفته‌اید” همان طور که هیچ حکومتی نماز را الزامی نمی‌کند، حجاب نیز نباید الزامی باشد.” باز قیاس مع‌الفارق است. نماز یک امر فردی است گرچه آثار غیرمستقیم اجتماعی دارد اما حجاب جنبة اجتماعی‌اش بر جنبه فردیش غلبه دارد ودارای آثار مستقیم اجتماعی از قبیل تحکیم بنیان خانواده و افزایش نیروی کار جامعه است.

فرموده‌اید «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که اجباری کردن پوشش، سیاست و روش شکست خورده است؟». اولاً در ایران اجبار به معنی دقیق کلمه وجود ندارد و خود بهتر می‌دانید که بسیاری از پوشش های بانوان ما پوشش اسلامی نیست و این گونه بانوان به همه جا رفت و‌آمد می‌کنند و از این نظر دولت مورد انتقاد است.

ثانیاً اکثریت قاطع بانوان ایران از روی اعتقاد و با میل و رغبت پوشش اسلامی را انتخاب کرده‌اند و فرضاً اجبار درباره گروه اندکی از آنها به کار رفته باشد روش شکست خورده‌ای نبوده و موجب آرامش روانی جامعه و تحکیم خانواده‌ها شده است. عین این سؤال را من مطرح می‌کنم: «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که آزادی پوشش، آنچنان که جوامع غربی نشان می‌دهد، سیاست و روش شکست خورده‌ای است؟».

گفته‌اید: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند». اولاً یونیفورم واحد در کار نیست، پوشش اسلامی به اشکال گوناگون قابل تأمین است، مهم این است که فلسفه حجاب یعنی عدم تحریک جنسی جامعه تحقق یابد. ثانیاً فرضاً یونیفورم واحد در کار باشد، این یونیفورم را خداوند که به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است. ثالثا شما که قائل به آزادی پوشش هستید آیا حدی برای آن قائلید یا نه ؟ اگر حدی قائل هستید اشکال شما به خودتان بر می گردد که چرا می خواهید سبک زندگی مردم را یکسان کنید؟ و اگر حدی قائل نیستید با چه جامعه ای روبه رو خواهیم شد؟!

فرموده‌اید: «باید معلوم شود که نقش و تأثیر روش اجباری حجاب در عرصه‌های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی و در موضوعاتی مثل توریسم، برگزاری مسابقات قاره‌ای و جهانی ورزشی در کشور، فرار مغزها و سرمایه‌‌ها و مهمتر از همه بدبینی به اصل دین و اکثر شعائر اسلامی چیست؟».

معلوم نیست اینکه زن به گونه‌ای از نظر پوشش در جامعه ظاهر شود که موجب تحریک جنسی نشود چگونه این همه آثار منفی دارد؟! ظاهراً جنابعالی پوشش اسلامی را فقط همان پوشش مورد نظر طالبان افغانستان می‌دانید. اتفاقاً بسیاری از میهمانان خارجی و توریست‌ها وقتی با این پدیده به عنوان یک قانون مواجه می‌شوند برایشان جالب توجه است و با طیب خاطر اجرا می‌کنند و گاهی همین امر موجب وارد شدن آنها به دنیای جدیدی از معنویت و تشرف آنها به اسلام شده است.

جناب آقای تاجزاده!

مشکل اساسی شما و برخی دیگر از اصلاح‌طلبان این است که معیارتان آن چیزی است که دنیای امروز اقتضا می‌کند و فکر می‌کنید همان طور که در صنعت و تکنیک نمی‌توانیم از پیشرفت‌ها و ابداع‌ها پیروی نکنیم، در راه و رسم زندگی نیز باید از آخرین محصولات فکری بشر استفاده کنیم نه از اسلام به عنوان آخرین پیام الهی و یگانه راه سعادت بشر و صراط مستقیم زندگی.

الگوی امثال جنابعالی اجتماعات غربی است نه جامعة ایده‌آل اسلامی که در آن تمام احکام اسلام باید مو به مو اجرا شود. لذا معتقدید فقط آن بخش از احکام اسلام که با شرایط امروز سازگار است باید اجرا شود، هرچند این سخن را به صراحت به زبان نیاورید. اسلام از نظر شما مساوی است با ایمان قلبی و رابطه‌ انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت و نه یک نظام هماهنگ فکری و عملی که داعیه حکومت جهانی دارد و برای همة شئون زندگی بشر دستور دارد و ما باید به دنبال پیاده کردن این نظام در سراسر جهان باشیم نه اینکه بگوییم دنیای امروز چنین اقتضا می‌کند. اساساً ما برآنیم که دنیای امروز را تغییر دهیم و مطابق الگوی اسلامی بسازیم.

آری این است مشکل اساسی بخشی از اصلاح‌طلبان، که در دورة هشت ساله دولت اصلاحات نیز با آن مواجه بودیم و خون دل‌ها خوردیم. وقتی چنین برداشتی از اسلام داشته باشید دیواری که من و شما معتقدیم بین اصلاح‌طلبان و بخش بزرگی از اصولگرایان وجود ندارد، بی‌جهت ساخته می‌شود و کار به نفع افراطیون دوطرف تمام می‌شود. برای جنابعالی آرزوی توفیق مسئلت دارم.

والسلام – علی مطهری

16/11/89


123 پاسخ به “پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده”

  1. رضا گفت:

    اقای مطهری سلام….از حجاب و ضرورت حجاب صحبتها بین شما و اقای تاجزاده مطرح شد. خاطره ای از روز 30 خرداد برایتان نقل میکنم ….ساعت 4/30 دقیقه روز 30 خرداد در خیابان انقلاب تقاطع 16 آذر مردم آرام تجمع کرده بودند که شماری از خانمها نیز در کنار نرده های دانشگاه …..ابتدا ماشین اب پاش نیروی انتطامی از جنوب خ 16 آذر شروع به پاشیدن اب کرد و پس از آن ماموران با باتوم ( دسته بیل نصف شده) به جان مردم افتادن….در ان روز به چشم خود کتک خوردن زنان و افتادن چادر و روسری از سر نوامیس مردم ( که به گفته رسول الله ص زن مسلمان ناموس پیغمبر است) دیدم….و جوانی که فریاد میزد تو را به جان زهرا (س) زنان را نزنید و ما را کتک بزنید……..

  2. جانباز جنگ گفت:

    همین که در قامت فرزند مطهری وارد مسایل میشوید! دل شیر میخواهد!! فکر کنم نمیتوانید تفکر خود را از پدر تفکیک کنید! وخطر این خواهد بود که، چنانچه فکری از خود شما بود ،با سخنان بعدی پدر آمیخته شده و…به این دلیل است که میگویم دل شیر میخواهد!!!ولی بخاطر وزانتی که دارید تشکر منیکنم. در ضمن چرا نماینده مجلس شدید!؟ آیا از احمدی نژاد از آرادی اسلامی استفاده میکند!؟ اگر جوابتان خیر است! چگونه است که رهبران نظام از این آزادی احمدی نژاد دفاع کرده و حاشا به یک تذکر کوچک در مورد دهها موردی که شما هم ققبوئل دارید!! اینجا است که معتقدیم، شما هم شعار آزادی اسلامی میدهید، ولی ریس جمهور تان اینگونه نیست، و توان اعتراض هم ندارید…و زورتان را به یک زندانی حق طلب (ولو اشتباه دیدگاه هم داشته باشد!)میر سانید و ،مصباح یزدی ها، رسایی ها یا آن پرونده کذایی قم ایشان، آقا تهرانی ، و……همچنان اید ئلوگ انقلاب و هر روز در رادیو ، تلویزیون، روزنامه ها، مساجد، مجلس شورا و….آزاد،آزاد ،آزاد.اجازه بدهید از شما نپذیریم، هرچند سخنان شما متین ولیکن در همین مملکت نیز، نمیتوانید به کرسی بنشانید.

  3. ناشناس گفت:

    ba salam.mamnun az dustan ke nokati ra goftand ke vagean khoshhal shodam ke chegadr sathe ettelaate va tafakore javanan bala rafte ke hezaran eyb az nameye “yek nemayandeye majles va farzande yek motafaker” migirand!!!
    agaye motahari, che khub ke az in tarig tunestim harfaye delemuno ke ogde shode baramun bayan konim.ma nasle sewome engelabim.harfamuno gush konino age ehterami baraye jomhuri budane in hukumat gaelid amal konid.
    shoma goftid aksariyate gate’e banovane iran az ruye etegad va ba meilo ragbat pusheshe eslami ra entekhab karde and.to ra be khoda in harf ra bar asase che tahgigi bayan mikonid? agar rast migueed hejab ra azad konid.aksariyate gate’e banovan ke hejabe khod ra re’ayat khahand kard.pas negarane che hastid?negarane an geshre andak ke mabada kolle jame’eye mardan ma’tuf be an geshr gardando anane ekhtiar az kaf bedahand?akhar shoma mara che farz kardeid? emam hosein farmud agar din nadarid laagal azde bashid!! laagal azade basho harfe deleto bezan.
    ta hala chan bar be kharej az iran rafteid ta ba didane raftare mardome keshvarhaye laeek va bi din halat az mardome mosalmane keshvarat beham bokhorad??? az hizio harisiyo harzegie mardomi ke shoma ingune bar avardid.magar gabl az engelab hejab azad nabud? magar nemigueed agar hejab azad shavad fahsha jame’e ra fara migirad? pas an mardome fahsha zade engelab kardand?an mardome fahsha zade 8 sal jang kardand? ta kei mikhahid durug begueed?ta kei mikhahid ba in hukumate diktatoriye riya karanetan mardom ra be bade tabahi bekeshanid?
    mishkele shoma in ast ke azadiye hejab ra ba kashfe hejab eshtebah gerefteid!!! agar hejsb azad shavad kasi digari ra majbur be kashfe hejabe khod nikonad? ya negaran az vaz’e mojud hastid ke agar hejab azad shavad midanid che ettefagi dar dar mamlekat khahad oftad?
    shoma be agaye tajzade goftid chon shoma gabl.az entekhabat shaebe tagallob ra matrah kardid pas mogasserid.pas chera ruzname keyhan va hukumat ke gabl az entekhabat shaebe engelabe makhmali ra matrah kardand zekr nemikonid????
    agaye motahari,in mardomo in nasl digar an nasle gabli nist ke harche shoma beguid vahye khoda bedanand va betavanid ba mogaddas ma’abi va dine khoda peygambar goftan kham shavand.in nasl khod digar motafakerani hastand ke en sha’allah basate rejime diktatoriye riyakar ra bar khahabd chid.

  4. ناصر گفت:

    جناب مطهری مشکل حضرتعالی این است که خویش را حق مطلق و میزان اعمال می دانید ، برداشت خود از دین را عین وحی فرض کرده اید و گمان می کنید که خلق الله موظفند در چهارچوب منویات جنابعالی روزگار بگذرانند و حتی فکر کنند و بیندیشند .
    جناب مطهری
    1- به چه دلیلی می بایست آثار استاد مطهری مبنای مباحثات قرار کیرد ؟ مگر ایشان معیار حق و باطلند که باید اعمال و افکار خلایق حتما با عقاید ایشان محک بخورد ؟ مگر مکتوبات ایشان عین قران مرسل است که واجب است از آن به عنوان فرقان مدد جست ؟
    2- با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب ! و مورد تائید شما جناب مصباح را مطهری زمانه معرفی فرموده و با توجه به اینکه برخی از اصولگرایان به صراحت گفته اند باید از ابوی گرام شما عبور کرد و نباید در ایشان توقف نمود ، مشخص کنید مبنا بودن استاد را چگونه توجیه می فرمایید ؟
    3- با کدام مستند فرض کرده اید آثار استاد به تمامی عین حقیقتند و هیچگونه خطا و لغزشی در آنها یافت نمی گردد که بندگان خدا موظفند در برابر تمامی مطالب آن سر تعظیم فرود آورند و لهذا اگر کسی نکفر ببعض باشد از طریق هدایت خارج شده و مستوجب عقاب می باشد ؟؟
    4- توضیح دهید با آنکه حضرتعالی حتی از بکار بردن لفظ دمکراسی اکراه دارید چگونه به رای اکثریت تن می دهید و بر عملکرد حضرت آیت الله سیستانی ، حزب الله و امثالهم به دلیل واقع شدن در قلت جمعیت صحه می گذارید ؟ چه کسی مصداق نومن ببعض و نکفر ببعض می باشد ؟
    5- روشن فرمایید چرا از قیاس جامعه ی مسلمان ترکیه و ایران به ظاهر اسلامی طفره رفته و هیچ گونه توضیحی در مورد موفقیت رژیم حاکم بر کشور لائیک ترک و عدم توفیق دولت اسلامگرا ی اصولگرای ایران نداده اید ؟
    6- با کدام معیار خویش را در صراط مستقیم یافته و از اعتدال فرضی خود دیگر مردمان را گرفتار وادی افراط و تفریط دانسته و بنابر این به خود حق می دهید همه را نه متهم بلکه مجکوم نموده و از اینکه آنان در دادگاه صالحه پاسخگوی اعمال خویش نیستند اظهار تاسف دارید ؟
    7-برای بنده و شاید آقای تاج زاده جامعه ی ایده آل اسلامی یک مسئله ی مبهم است ، آیا منظور شما از جامعه ی ایده ال اسلامی همین جمهوری اسلامی با محوریت ولایت فقیه البته با کمی اصلاحات می باشد ؟ آیا منظور شما همان چیزی است که در صدر اسلام در مکه و مدینه اتفاق افتاده می باشد ؟ آیا این لفظ گنگ برای امثال بنده ، برای حضرتعالی به صورت مدون روشن و آشکار است ؟آیا بهتر نبود نخست مشخصه های این نظام ایده آل را را تبیین می فرمودید و پس از آن دست به مقایسه زده و ما بندگان سراپا تقصیر را به جرم پذیرش الگوهای غربی منکوب می کردید ؟
    8- جرج جرداق نویسنده ی شهیر جهان عرب در مقایسه ی فرمان مولی الموحدین و عمر به فرمانداران اعزامیشان به مصر (آنجا که اسدالله اعلم می فرماید چون به آنجا رسیدی آزادی مردم را سلب نکن و جناب عمر می فرماید به مردم به مردم آزادی بده ) می گوید بین این دو فرمان فاصله ای از زمین تا آسمان است چرا که آزادی یک حق است ، خداوند انسانها را آزاد آفریده و هیچکس حق ندارد آن را از بندگان او دریغ کند ، آزادی دادنی نیست ، آزادی یک ودیعه ی الهی است . حال تشریح فرمایید اگر این حق مسلم نه از یک فرد بلکه از یک جمع با طرز تفکری خاص و مخالف حاکمیت موجود سلب گردد ، آیا بر همه ی آحاد جامعه واجب نمی گردد که اصلی ترین دغدغه ی خویش را باز پس گیری این امانت الهی قرار دهند ،چرا که اگر نگویم همه ی امور دیگر ، می توانم با قطعیت اعلام کنم انجام اکثر امور منوط به وجود فضای آزاد در جامعه می باشد . آیا اگر کسی در شرایطی اینچنینی بر استیفای این حق پای فشارد کاریکاتوری از انسان خواهد بود ؟ آیا باز هم اصرار دارید ارزش یک امر سلبی به اندازه ی یک امر ایجابی نیست ؟ درستی این منطق مبتنی بر کدام اصل لا یتغیر است ؟
    9-فرموده اید : مفهوم اسلامی آزادی با مفهوم غربی آن متفاوت است. از نظر غربی، تنها چیزی که آزادی فرد را محدود می‌کند آزادی دیگران است، در حالی که از نظر اسلام مصلحت فرد و مصلحت اجتماع نیز آزادی فرد را محدود می‌کند.
    برای بنده این جمله ی مجمل ولی بسیط بسیار آزار دهنده است ، چرا که تشخیص مصلحت فرد و جامعه به هنگام تئوری با هزاران ادله به باریتعالی محول می گردد ، اما در مرحله ی عمل همواره این افرادند که عامل اوامر و نواحی می باشند .
    تاریخ مملو از وقایعی است که حاکمان به نام خدا آنچه موجبات رسیدن به مطامعشان بوده را عین شرع نامیده اند و آنچه را که بر خلاف منافعشان بوده عیر شرعی نامیده اند . هر فعل حرامی را به دلیل مصلحت انجام داده و از هر امر صوابی به دلیل مصلجت جلو گیری کرده اند .
    جناب مطهری خود نیز بر این ادعای بنده اذعان کرده اید چرا که در همین مقال فرموده اید : مردم از میان چند نفر که صلاحیت آنها از نظر مکتب و ایدئولوژی تأیید شده است یک نفر را به عنوان حاکم و رئیس جمهور برای مدت موقت انتخاب می‌کنند. می بینید ، مردم طبق نگاه حضرتعالی به آزادی ، موظفند کسانی را که صاحبان خرقه ی دیانت صلاح می دانند به زعامت خویش برگزینند . با این اوصاف بنده ترجیح می دهم حداقل تعریف شما از آزادی را باروح آزادی مغایر بدانم.
    10- خرده گرفته اید که با پذیرش تعریف غربی آزادی ، روزی همجنسگرایی مد و روز دیگر دمده شده و جامعه به ناکجا آباد می رود . پاسخ دهید آیا با قبول تعریف شما چنین نخواهد شد . برای بنده از ایده آلها سخن نگوئید بلکه از واقعیات بگوئید .
    جناب مطهری با پذیرش ولایت فقیه یک روز استفاده از باتوم و شوکر عین صواب است و موجبات رحمت خداوندی را فرام می کند و روز دیگر عین وابستگی به اجانب و استکبار جهانی بوده و باعث عقاب حضرت حق می گردد . روزی استفاده از بمب و راکت و تیر و تفنگ دلیل تفرعن و روز دیگر وظیفه ای برای حفظ نظام می گردد . شکنجه و بیداد زمانی باعث خروج از دین و زمان دیگر دلیل عشق به آرمانهای انسانی می شود . شرب خمر گاهی باعث نزول از مرتبه ی انسانیت و گاه دیگر باعث کمال و وصال روی یار می گردد .
    بنده منکر به خطا رفتن جامعه در صورت پذیرش رای اکثریت نیستم ، اما از شما می خواهم به تاریخچه ی اسلام و مسیحیت و حاکمیت مردانی به نام دین و تاریخ اروپای پس از رنسانس نظری بیفکنید و ببینید کدامیک در لغزش با دیگری قابل قیاس نیست .
    آیا با تجربه ی تلخی که مردم ما به خاطر حاکمیت تلقی امثال حضرتعالی از دین داشته اند ، به آنها حق نمی دهید عطای مدینه ی فاضله را به لقایش ببخشند ؟
    11- جناب مطهری فرموده اید :آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنی یکسان کردن سبک زندگی مردم است و باید با آن مخالفت کرد ، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است باید به آن عمل کرد؟ و ادامه داده اید که : این نوع مطرح کردن مسئله حجاب شبیه طرح این مسئله به صورت مشهور است که مغالطه‌ای بیش نیست. می‌گویند آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟ آیا آزادی برای زن بهتر است یا اجبار و الزام؟ در حالی که طرح صحیح مسئله به این صورت است که آیا بهتر است محیط جامعه محیط کار و فعالیت باشد و هرگونه التذاد جنسی منحصر به کادر خانواده باشد یا اینکه اجتماع محل کامجویی‌های جنسی بوده و کار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟
    طبیعتا می خواهید نتیجه بگیرید که در این صورت بهتر است زن حجاب داشته باشد تا آماج تیرهای نگاه و مسائل بعدی آن نبوده و از این رو خود و جامعه در آسایش روانی قرار گیرند.
    اولا چگونه یک امر قراردادی و یا یک مسئله ی بهداشتی را که در مفید بودن آن آحاد بشر اتفاق نظر دارند با یک امر اجتماعی که اکثریت جامعه ی بشری چه در عصر حاضر و چه در قرون گذشته هیچ گونه وفاقی در مورد درست بودن ندارند قیاس می فر مایید ؟ ثانیا به قول طلبه ها قبلت ، اما بفرمایید نتیجه ی عینی این مسئله همین گونه که حضرتعالی می فرمایید بوده است ؟ واقعا در جامعه ی ما نگاه حرام کمتر از اروپاست ؟ انصافا تجاوز به عنف در کشور ما کمتر از دیار فرنگ است ؟ واقعا مشکلات و معضلات ناشی از سرکوب تمایلات جنسی در جامعه ی ما به مراتب کمتر از غرب است ؟ جناب مطهری می دانید بعد از کشور پاکستان و هند کشور عزیز اسلامی ما رتبه ی سوم در مراجعه به سایتهای مستهجن را دارد ؟ آیا از دست به دست شدن فیلمهای سوپر در میان جوانان خود خبر دارید ؟
    جناب مطهری حضرت عباسی شما برای رفتن به استادیوم به همراه همسر مکرمه و دختر خانم محترم و حتی آقازاده ی عزیزتان دارای آرامش روانی بیشتری هستید و یا یک سناتور انگلیسی ؟
    12- فرموده اید : اگر ما بانوان را مجبور می‌کردیم که حتماً چادر و روبند بپوشند حرف شما تا حدودی قابل قبول بود اما خود می‌دانید حجابی که امروز در جامعه ما وجود دارد، لااقل در زمستان و در میان گروهی از بانوان ما تفاوت زیادی با پوشش زنان اروپا و آمریکا ندارد. اساساً اعتراضی که اکنون وجود دارد این است که چرا دولت به وظیفه خود در نظارت بر پوشش اسلامی عمل نمی‌کند؟
    اولا که مجبور کرده اید ، وقتی رهبری تاکید می کند که چادر حجاب برتر است ، بدیهی است که هر بخواهد در مدینه ی فاضله ی شما از عنایات رژیم برخوردار گردد باید این قبا را بر تن نماید . اما ذکر اینکه در زمستان زنان ایران و آمریکا البسه ی مشابهی دارند و القاء این مطلب که بله زنان ما در پوشش آزادند مرغ بریان را نیز به خنده انداخته است . جناب مطهری در این دیار زنان به خاطر گرفتار نشدن در کمین گشت ارشاد و از سر اکراه چنین شال و کلاه می کنند ولی در دیار کفر به دلخواه و برای حفظ خویش از برودت و سرما به این پوشاک روی آورده اند ؟
    باور کنید سعی کردم این جمله را ننویسم ولی نشد . علی آقا ، مرا از تو بیش ازاین انتظار بود ، تو فرزند مرتضایی هستی که یک تنه با منطقی قوی پاسخگوی نسل من بود . شما بهتر است به سیاست بپردازید و از خوان نعمت گسترده شده به فیض کامل نائل گردید . با کمال پوزش و تاسف عرض می کنم شما در حد و اندازه ی دخول در امور اینچنینی نمی باشید .
    13- جناب مطهری به یاد ندارم پدر بزرگوارتان در مواجهه ی علمی از روش انگ زدن استفاده کرده باشند . طرف مقابل شما یک بحث کاملا علمی و مستند به دو جامعه ی حی و حاضر ارائه کرده اند ، اما شما در گوشه گوشه این متن نویسنده و دیگر دوستان او را با برچسب های فراوان نشانه رفته اید . به نظر شما اگر روش تاجزاده تبعیت از لیبرالیسم فرهنگی و متد شما طی طریق در وادی فرهنگ اسلامی است ، یک ناظر بی طرف به کدامیک از شما تمایل بیشتری نشان خواهد داد ؟
    14- پدر بزرگوارتان در تفسیر کلمه ی تقوی می فرمایند تقوی یعنی خود نگهداری ، و ادامه می دهند که این بدان معنی است که آدمی در شرایط غیر متعارف بتواند خود خویش را حفظ کند والا اگر در را به روی خود ببندید و مدعی تهذیب نفس شوید چه ارزشی دارد ؟ سئوال من از شما این است ، اگر به اجبار زنان در ملحفه پیچیده شوند ، اگر کلوپ های شبانه و دیسکو ها جمع گردند ، اگرکاخهای جوانان برچیده شوند ، اگر رژیم موفق شود به ضرب و زور زنان خیابانی را از صفحه ی روز گار برچیند ، اگر دولت به وظیفه ای که فقها بر عهده اش نهاده اند عمل کند و از در تساهل وارد نشود و اگر همه ی مظاهری که باعث شود مرد به گناه دچار نشود از بین برود ، آنگاه زهد مردان به چه می ارزد ؟ راستی گناه زنان چیست که ما مردان نمی توانیم خود را نگه داریم ؟
    پرسش بسیار است ، اما تمنا دارم اگر شان یک نماینده اجازه می دهد برای این حداقل سئولات وقتی گذاشته و جوابی مرقوم فرمایید ، شاید یک سبز لیبرال ، یک خس و خاشاک فتته گر و … به جمع اصولی های دین به دنیا فروش ملحق گردد .
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

  5. ناشناس گفت:

    ممنونم از علی مطهری که روی به تکفیر و مرتد دانستن و فنته گر خواندن تاجزاده عزیز نیاورد و به صورت منطقی و مسالمت آمیز راه گفتگو را باز گذاشت و از آن استفاده کرد. راهی که به نظر ما، خیر الامور است و به سعادت منتهی می شود.
    اما منطقی که در این نامه از سوی آقای مطهری استفاده شده، منطق چندان قوی ای نیست و به جز چند جای محدود، خیلی به سخنان آیت الله مطهری استناد نشده است، حال اینکه تاجزاده مکررا به سخنان استاد مطهری استناد می کرد.
    آقای مطهری، آزادی پوشش را برابر با تحریک جنسی دانسته اند که واقعا این نوع نگرش جای سوال و تفکر دارد. هر پوششی منجر به تحریک جنسی نمی شود و اگر بشود مشکل دوطرفه است و منحصرا مربوط به بانوان نیست. اگر کسی با پوشش عادی هم دچار تحریک می شود، درمان این درد را باید در چیزهای دیگر جست. مشخصا مشکلات فرهنگی و اقتصادی.
    ضمن اینکه ایشان به سوال صریح آقای تاجزاده پاسخ ندادند که آیا در زمان پیامبر اکرم (ص) و در زمان خلافت امیر المومنین علی (ع) نیز حجاب اجباری بود یا خیر؟؟ فکر می کنم عمل پیشوایان دینی ما، ملاک عمل باشند.

  6. محمد گفت:

    با سلام
    به آقای مطهری آفرین می گویم که اهل خوب شنیدن و استدلال و گفتگوی منطقی است.
    من اسلام شناس نیستم و در این رابطه صاحب نظر و مجتهد نیستم. اما در این رابطه تا بتوانم قران کریم را مطالعه می کنم و استدلال بر مبنای آن را محکم ترین استدلال اسلامی میدانم. مسایلی که مطرح مینمایم صرفا اظهار نظر شخصی است و از نقد آن استقبال می کنم.
    اطلاع دارم که در قران در دو جای متفاوت به پوشش زنان با ایمان و زنان پیامبر اشاره شده است و معیار های اسلامی بیان شده است و مزیت آن را، مصونیت خود زنان بیان می کند و نه عدم تحریک جنسی دیگران، و البته برای عدم اجرای آن توسط افراد جامعه مجازات تعیین نشده است و محرومیت از حقوق فردی یا اجتماعی مطرح نشده است. البته حکومت در صورت مشروعیت می تواند توسط نمایندگان قانونی مردم (قانونی که به رای مردم گذاشته شده و بر سر آن توافق شده است.) برای تحقق این معیارهای مشخص تعیین شده در قران به وضع قوانین بپردازد و در این صورت می تواند بر طبق این قانون مشخص و پیمان اجتماعی و نه بر مبنای نظرات شخصی عمل کند.
    در پایان به عقیده بنده، حجاب نشانه ایمان زنان مسلمان و علامتی برای اعلام تمایل برای دوری از بی عفتی است و در جامعه اسلامی (البته به معنای واقعی) آزادی پوشش به وضعیت غرب ختم نمی شود. مشکل را باید در جای دیگری جستجو کرد و راه حل آن چیز دیگریست.

  7. karim گفت:

    Band Khoda : in aghaye motahari khub bud beravand va dar keshvarhaye gharbi kami zendeghi konand va baad in efazat ra befarmayand, anghe biayand va javab bedahand ke aya amare fahsha va fesad dar iran ziad hast ya dar gharb? in janeb faghti baad az chandi be itran amadam vaghean ke shoke shodam, dokhtarha khodeshan ra be shekle dalghak daravarde budand albate zere manto va hejab, unhaie ke ham chador dashtan bishtariashun ro adam zahle tarak mishe ke hata beheshun neghah koni, yek agha rahim hastand yek chadore sia be sar, pesarha badbahtha por az oghde va ba didane yek moye sare yek moanas ghash mikardabd, aghaye motahari basirat khub chizist ke amsale shomaha nadarid, shomaha yek mosht adamhaye sathi khorafatie va por harf. kalame chap konid va natarsid

  8. ناشناس گفت:

    besiar mostatal bud, moayad bashid

  9. یوسف گفت:

    با سلام.
    من راستش هنوز نمی دونم راه حل مساله حجاب چیه ولی نکته ای هست که می خوام به این بحث ها اضافه کنم.
    آیا اصولا به پوشش معتقدیم یا نه؟
    اگر معتقد نیستیم که هیچ. اگر معتقدیم یعنی باید پوشش یک مرزی داشته باشد. آزادی در پوشش باید یک جایی محدود شود. حالا ممکن است کسی بگوید موها بیرون باشد اشکال ندارد ولی نباید دست و پا دیده شود یکی بگوید نه آنها هم باز باشند عیب ندارد باید جاهای دیگر را پوشاند. به هرحال باید یک جایی این آزادی محدود شود.
    حالا اینکه این مرز کجاست بحث دیگری است.
    وقتی یک جایی را به عنوان مرز تعیین کردیم حالا اگر کسی از این حدود تخلف کرد چه کار باید بکنیم؟
    چه مجازاتی باید اعمال شود؟
    انگار بالاخره باید یک جایی ایستاد و عقب نشینی نکرد!

  10. ناشناس گفت:

    جا داره اینجا از تمام رسانه هایی که نامه هر دو عزیز رو به عنوان یک مناظره و گفتمان ایدئولوژیک در اختیار عموم قرار دادند تشکر کنیم.

  11. ناشناس گفت:

    اساسا برداشت آقاى مطهرى از دموكراسى اشباه و در نتيجه آراى ايشان درباره آن خالى از اشكال نيست. از جمله بنده به دو نمونه اشاره ميكنم.يكم اينكه ايشان در مثالى كه درباره آزادى همجنس بازى آورده اند آزادى انرا در جوامع داراى به قول خودشان دموكراسى غربى منوط به راى مردم دانسته اند حال آنكه چنين نيست و ارج نهادن به حقوق اقليت و دفاع از ازادى فردى و حريم خصوصى افراد نيز اركانى اساسى هستند كه حكومت هاى دموكراسى را مجبور ميكنند كه ققشرهايى از جامعه كه به خاطر رفتارهاى شخصيشان از جامعه طرد ميشوند حمايت كند و…..دوم مثال ايشان در مورد عوارض سيگار و بى حجابى كه اولا قياس اشتباهيست(عوارض يكى ثابت شده و ديگرى نه)و ثانيا امكان ندارد در نظر شخصى مساله اى زيانش از سودش بيشتر باشد و آن را انجام دهد(شخصى كه سيگار ميكشد به واقع سود انرا بيشتر از ظررش ميبيند حال خواه سود معنوى باشدوظرر مادى).درآخر هم به ضد و نقيض بودن برخى گفته هاى ايشان را ياد آور شوم كه مثلا ايشان خودنما بودن جنس مونث را موهبتى الاهى و مبارزه با اين موهبت الاهى را فريضه اى مقدس دانسته اند.يكى ديگه هم اينكه آقاى مطهرى نظرتان درباره ى معتقد به سكولاريسم بودن تاجزاده و امثالهم اگر درست باشد كه به نظرم همينطور است نه تنها ظعف نيست بلكه بزرگترين نقطه ى قوتشان است ؛ چرا كه شما ايدئولوژيک ها اگر نظرتان درباره موظوعى يكى نباشد همديگر را حذف ميكنيد(چه بين المللى و چه داخلى)؛اما سولارها با هر دينى با هم متحد ميشوند و كشورهايشان را ميسازند.

  12. ناشناس گفت:

    گفته‌اید: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند». اولاً یونیفورم واحد در کار نیست، پوشش اسلامی به اشکال گوناگون قابل تأمین است، مهم این است که فلسفه حجاب یعنی عدم تحریک جنسی جامعه تحقق یابد. ثانیاً فرضاً یونیفورم واحد در کار باشد، این یونیفورم را خداوند که به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است. ثالثا شما که قائل به آزادی پوشش هستید آیا حدی برای آن قائلید یا نه ؟ اگر حدی قائل هستید اشکال شما به خودتان بر می گردد که چرا می خواهید سبک زندگی مردم را یکسان کنید؟ و اگر حدی قائل نیستید با چه جامعه ای روبه رو خواهیم شد؟!
    با سلام به فرزند برومند شهید مطهری
    آقای مطهری اگر در کشور های غیر اسلامی قانونی وضع شود که هر کس که در آن کشور ها باشد باید بدون حجاب باشد .تکلیف خانواده سفرا در آن کشورها چیست؟ ضمنا هیاتهایی که از طرف دولت به آن کشورهاسفر میکنند اگر احتمالا همراهشان وزرا یا معاونین خانوم باشد چه باید بکنند؟ یا در این صورت باید یا فقط سفر ها مجردی باشد؟ و یا قطع رابطه ؟کمی بیندیشید!!!

  13. ناشناس گفت:

    براي من جالب بود ، همانطور كه انتظار داشتم علي مطهري فاصله ي بعيدي با آزاد انديشي( به معنايي كه دكتر ديناني تعريف مي كند ) ، بي طرفي و واقع بيني دارد . در يكي از نظرات خواندم كه علي مطهري در جمع هاي خصوصي اكثر مردم را عوام مي داند ( به معني مورد نظر خودش ) ، به گمانم اين پاسخ به تاجزاده نبود بلكه پاسخي بود كه علي مطهري به انتظار عوام مورد نظرش و نيز دوستاني كه سخت منتظر جوابيه اي بودند داد .
    اگر به قول يكي ديگر از دوستان متفكراني مانند علي مطهري در ميان اصولگرايان نايابند بايد فاتحه ي مناظره و مباحثه با ايشان را خواند چرا كه جز خستگي سودي ندارد. همه ي بحث از يك نقطه ي كليدي آغاز مي شود توهم (( اداره ي جهان و بر پايي حكومت جها ني )) چيزي كه حتي پيامبر (ص) هم ادعاي آن را نداشت !! به تاريخ بنگريم و بيابيم كه چه كساني داعيه ي حكومت بر جهان را داشته اند و جه كرده اند با جهان و مردمانش…!!!
    راستي در مورد حجاب اگر در ديده ي آقاي علي مطهري بنشينيم مسئله دار ترين و نيازمندترين اقشار به نهي از بد حجابي عشاير ما هستند!!!!!!!!!!!!
    قشري كه به شخصه آنان را از جمله ي معتقد ترين افراد به مسائل ديني مي دانم و همواره براي ايشان احترام خاصي قائل ام .
    اما آيا علي مطهري مي تواند گشت ارشاد كوهستان را هم راه اندازي كند ؟!!
    دوست دارم به اين سوال بيشتر فكر كنيم و ببينيم چرا جواب آن منفي است؟!
    اولين جوابي كه به نظرم ميرسد اين است اعتقاد راسخ و احترام عميقي كه عشاير به خود و منش خود دارند و… به نظر من …………( جاي خالي رو شما پر كنين )

  14. آزادمان بگذارید گفت:

    «در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و در دورة حاکمیت گفتمان دموکراسی و حقوق بشر در جهان، یکسان کردن سبک زندگی از جمله در مورد پوشش زنان در هیچ کشور بزرگی ممکن نیست.»
    در جواب این بخش کاملن بدیهی و روشن است که مقایسه ی مسأله ی حجاب با قوانین رانندگی نابجاست، چراکه ارتباطات و انفجار اطلاعات تقویت کننده ی قوانیین رانندگی و تضعیف کننده ی حجاب است.
    ارتباطات می گوید که قوانین رانندگی در همه جای دنیا لازم الاجرا و مفید است در حالی که همین ارتباطات در مورد مسأله ی حجاب آزادی انسان را به میان می کشد.
    اتفاقن با همین ارتباطات می شود فهمید که آزادی پوشش در سایر جوامع اصلن به معنی رواج بی بندوباری و شهوترانی نیست کما اینکه فساد در بطن جامعه ی ما فساد بیشتر از آنهاست که ناشی از مکتب زور و اجبار در کشور ماست
    جواب های آقای مطهری قانع کننده نبوده و روشهای ایشان جوابگوی جامعه نیست و بیشتر دیکتاتورمآبانه است هرچند ادبشان در بحث ستودنی است

  15. زنده باد سبز گفت:

    اقای مطهری حجاب و دین اجباری نیست ،در قرآن هم گفته میشود که در دین زور و اجبار نیست،مثلاً شما در خانواده‌ای با ایمان بزرگ شدید ولی‌ دیدیم که در مجلس چگونه با آن کلمه زشت که اولش` پ `داشت و آخرش` ز `به نماینده دیگر فحش دادید،چطور شماها که در خانواده‌های متدین بزرگ شدید حتی در مجلس نمیتوانید خشم خود را کنترل کنید ،چطور میتوانید برای نسل جوان ما که پویا و آگاه هستند مدیریت کنید یا راهنمایی‌ کنید،اگر همه کتابهای پدرتان را هم مطالعه کرده باشید ولی‌ خواندن آنها به شما نیاموخته باشد که سخن زشت نگویید آان هم وقتی‌ در جایگاه نماینده ملت هستید ،پس میفهمید که محیط حتی اگر اسلامی هم باشد ،حتی خانواده هم مذهبی‌ باشد اثر ندارد مگر اینکه با عشق و آزادی باشد که هرکس بنا به اندیشه و درک خود راه را بیابد،شما تمام کسانی‌ که در راس هستید،رئیس منصبی هستید یا امام جمعه یا نماینده یا رئیس سپاه ،وزیر ،کدامتان با اینهمه از اسلام گفتن اخلاق دارید،از عشق اعدام،خرخره جویدن بگیر تا گوساله ،بز غاله و خس و خاشاک،از کلمات رئیس منصبی بگیر که ممه را لولو برد تا آب رو بریز اونجا که میسوزه،آخه اگه اسلامی که شما در اون تربیت شدید و رشد کردید اینجور کلام و اخلاق به انسان میده همون بهتر که نباشه،ولی‌ به جای اون ما اصلاح طلب‌ها رو داریم هم اسلامی هستند،هم به دین ،اخلاق، و حقوق همه اهمیت میدهند هم با ادب ،با کلاس و نزاکت هستند،به قانون احترام میگذارند،به آزادی و حقوق بشر اهمیت میدهند و در عین حال هیچ کلمه زشتی به زبان نمی‌‌آورند ،هم سیرت دارند هم صورت،معلومه که نسل جوان ،مردم دانا این گروه را می‌پسندند تا کسانیکه پ و ز به هم بلغور میکنند.در جایی‌ گفتید که خاتمی عزیز باید مسیرش را از میرحسین عزیز جدا کند ،شما‌ها کی‌ هستید که برای همه باید و نباید تعیین می‌کنید،اگر نمایندگی و این عناوینی که بدون انتخاب مردم گرفتید از شماها بگیرند چی‌ براتون میمونه؟تا زمانیکه باید در زبان شماها میچرخه هیچ امیدی به هدایت و باز گشت شما نیست،مطمئن باشید خاتمی نجیب از میرحسین جدا نمیشه چون هر ۳ این عزیزان یعنی‌ مردم و این ۳ رهبر هر کدومشون که از دیگری جدا بشه به ملت خیانت کرده چون ما هر ۳ اینها رو دوست داریم ،هر ۳ محبوب هستند،شماها از اسلام میگید رئیس منصبی با وقاحت عکس بانو رهنورد رو در صدا و سیمای میلی نشون میده و حالا عکس یک خانم رو گذاشتید به عنوان عکس دختر میرحسین ،این غیرت اسلامیه؟این شرافت و جوانمردی نظام اسلامیه؟چه جور از اسلام میگید که به حریم ناموس و زن و خانواده افراد هجوم میبرید؟چقدر کثیف و بی‌ دین که از این طرف به حجاب مردم گیر می‌دهید از این ور با دروغ عکس نشان می‌دهید؟نه به حجاب مردم ایراد بگیرید نه به ناموس مردم پیله کنید،با این کارها کاری می‌کنید که از فردا اینترنت پر از عکس بشه که بگن این دختر رهبر یا زن رهبر،از فردا عکس زنانی رو می‌بینید که می‌گویند این عکس زن رئیس منصبیه یا دختر مطهری ،اگه غیرت هست واسه همه باشه،اگر هم نیست که واسه همه نباشه.

  16. minoo- ghahreman گفت:

    aghaie motahari 80 miluon gameyat 80 miliuon nazarie darand ‘ lazem nist shoma baraie melat khate mashi tain konid ‘ khode shoma chon be khalvat miravid an kare digar nemikonid ? behtare parazite 40 ra negah konid dar jame aslami dar hine tazahorat nesbat be ik dokhtare ba hegab hatke hormat mishavad ! ansane momen ghesase ghabl az anjame jorm ne mikonad fekr mikonam berhtare shoma faghat baraie khanevadh khodetan tasmim begirid behtar bashad ” aslan chera shoma tamame javabiyetan hol o hoshe rabete jansi micharkhad ?! har kasi az zane khod shod yare man mesdaghe shomast masaile mohemtari ham dar jameae vojod darad ke be anha beresid ” mesle bikari ‘ faghr ‘ atiyad ‘ va .

  17. حسین گفت:

    برداشت بنده از صحبت های جناب آقای مطهری این است که مصلحت جامعه این است بر مردم یک دیکتاتور حاکم باشد. مصلحت مردم را خود مردم نمی فهمند و آقای دیکتاتور می فهمد. از این رو چون مردم نفهم هستند و نمی دانند باید واکسن بزنند پس باید به زور واکسن را در آنها فرو کرد.
    این همان برداشت آیت الله مصباح یزدی است که می فرمایند: مردم گوسفند هستند و نیاز به یک چوپان دارند.
    اسلامی که آقای مطهری به آن معتقد هستند و در آن یک نفر مالک جان و مال و ناموس مردم است به هیچ طریقی با دموکراسی در یک جمله قرار نمی گیرد. در کجای اسلام، تقلب، دروغ، فریب و کودتا مصلحت جامعه است و کشتن و اعدام عین دموکراسی.
    جناب آقای مطهری شما به عنوان …، اجازه حرف زدن دارید. آیا بقیه مردم اجازه نفس کشیدن دارند؟
    یا مصلحت جامعه این است که زبان میلیون ها نفر بریده شود تا راه کمال انسان تداوم یابد؟ دعوای زرگری شما با مشایی ها و احمدی نژاد ها بر هیچ کس پوشیده نیست. زحمت بکشید تاجزاده عزیز را با نورچشمی هامقایسه نفرمایید!

  18. عليرضا گفت:

    آقای مطهری خيلی پا را از گليم دراز تر کرديد و با اين سن و سال کم با لحنی طلب کارانه برای نه فقط مردم ايران بلکه جهان نسخه پيچی کرديد و راه و رسم زندگی نشان داديد. عملا تحميل سلايق شخصی به نظر اکثريت. مشخص است طيف شما کوچکترين اعتقادی به دموکراسی ندارد و اگر هم مشکلی با دولت کودتا داريد فقط جهت کسب قدرت است.
    لطفاً ديگر از جانب مردم سخن نگوييد و اگر راست ميگوييد خود را در يک انتخابات آزاد در معرض رأی مردم بگذاريد.

  19. Dalghak.Irani گفت:

    پاسخ جناب مطهری مغالطه ای بیش نیست. خودایشان به تناقضی دچاراست که می خواهد تاج زاده را با آن ناک اوت کند. دریک جا می گوید:

    شما یا باید نظام خانوادگی و اخلاق جنسی اسلامی را پیاده کنید یا نظام خانوادگی و اخلاق جنسی غربی را؛ نمی‌توان بخشی را از یکی و بخش دیگر را از دیگری گرفت و یک نظام التقاطی ایجاد کرد و مصداق شعر حافظ شد که:

    یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیــــم و گهـــی نزد حــــــرام. پایان نقل قول.

    این استدلال شما کامل ودقیق است. لذا به نقل قول دومی ازشما خطاب به تاج زاده برگردیم:

    مشکل اساسی شما و برخی دیگر از اصلاح‌طلبان این است که معیارتان آن چیزی است که دنیای امروز اقتضا می‌کند و فکر می‌کنید همان طور که در صنعت و تکنیک نمی‌توانیم از پیشرفت‌ها و ابداع‌ها پیروی نکنیم، در راه و رسم زندگی نیز باید از آخرین محصولات فکری بشر استفاده کنیم نه از اسلام به عنوان آخرین پیام الهی و یگانه راه سعادت بشر و صراط مستقیم زندگی. پایان نقل قول.

    شما درنقل قول اول درست می فرمایید که نمی شود یک فلسفۀ زیست را که یک پکیج مرتبط با هم است تفکیک کرد وبه انتخاب خود بخشی را پذیرفت وبخشی را مغفول گذاشت. یا بتعبیردقیق تر نمی شود سخت افزار فلسفۀ زیست درغرب (تکنولوژی وعلوم دقیقه) را پذیرفت ولی به نرم افزار همین فلسفۀ زیست (لیبرالیسم وعلوم انسانی مرتبط) بی اعتنا بود. این موضوع جان کلام همۀ تناقضات حکومت اسلامی دردرون خودش ومستولی برجامعۀ ایران امروزاست. درحالی که شما درنقل قول دومی که آوردم نظردقیق ودرست خودتان را نقض می کنید وبه تاج زاده می گویید که می شود تکنولوژی وسخت افزارغرب را اخذکنیم ونرم افزار اسلامی سوارآن بکنیم.

    البته پاسخ شما تحریف های آشکاردیگری نیز دارد که حوصلۀ یک کامنت را سرمی برد ازفرط بدیهی بودن. درآن جاییکه درجابجای نوشته تان به جامعۀ واقعاً موجود در ایران اشاره می کنید وازرعایت حداقل ها سخن می گویید ونه ازسخت گیری های حداکثر. درحالی که خودتان هم می دانید که وضع موجودجامعه یک وضعیت تحمیل شده به امثال شماست وهمۀ اعتراض شما به همۀ دولت ها اعم ازاصلاح طلب و اصولگرا این است که وضع موجود موردتأیید مکتب نیست. اگرخلاف این را ادعا می کنید لطفاً یک فتوا ازرهبریا هرمجتهد منجز یاغیرآن بیاورید که صراحتاً اعلان بکند که حجاب عملاً جاری درخیابان ها وشهرهای کشور اسلامی است. ونه اینکه همه مترصداین باشند که این تحمل اجباری واکل میته ای را بهمان پوشش طالبانی سالهای اوایل دهۀ 60 برگردانند. یا…هو

  20. ناشناس گفت:

    1.من غیر از مغالطه جوابی ندیدم.جالبه که شما فلسفه خوندید ولی حتی نمی تونید مغالطه باور پذیر ارائه کنید!!!
    2. ای کاش جای انگ زدن( نؤمن ببعض و نکفر ببعض ) در اول نامه به رسم ادب و مروت آروزی آزادی برای آقای تاجزاده می کردین.
    والسلام

  21. zohreh گفت:

    دکتر تاجزاده کجاو علی مطهری کجا؟کی داره تو مجلس واسمون نسخه میپیچه؟علی مطهری کسیه که طرح ازدواج موقت را داد.ایشان همه چیو … می بینن؟

  22. ناشناس گفت:

    آقای مطهری گفتند بی حجابی باعث تحریک جنسی مردان می شود سوال این است آقای مطهری آیا حاضرید همسر و یا اگر دختر دارید دختر شما ساعت هفت شب به بعد در یک خیابان خلوت تهران پیاده روی کند ؟ چرا چشمان خود را بستید و سر بزیر برف فرو بردید ؟ جای دوری نمی رویم همین دبی نزدیک خودمان حجاب آزاد است و احترامی که مردم و مغازه داران به بانوان با حجاب می گذارند به مراتب بیشتر از زنام بی حجاب است. و زنان در کمال آرامش در هرساعت از شبانه روز و به تنهایی به خیابان می آیند . آقای مطهری در زمان حضرت امیر ظاهرا اکثریت مردم ایشان را برای خلافت نخواستند آیا حضرت شمشیر کشید و آنان که او را نخواستند مجازات کرد ؟ آیا مردم را به زندان افکند آیا اگر کسی نامه انتقادی می نوشت مجازاتش می کرد(نوری زاد) ؟ آیا و آیا و آیا …….؟ این چه بساطی است که خود را علی بدانی و دیگران که منتقد توهستند طلحه و زبیر بدانی ؟ کدام رفتار و گفتار مدعیان عدالت علی و جانشینی علی خصوصا در یکسال و نیم اخیر چونان علی بوده است؟ صریح بگویم و خیلی دیگران نیز می گویند اگر علی (ع) نیز چنین حکومت کرده او نیز ظالم بوده است و ظلم کرده ولی هیهات علی کجا و این مدعیان دروغین کجا.

  23. ابراهيم گفت:

    هر چند جوابيه آقاي مطهري به هيچ وجه من الوجوه به دل من نچسبيد اما باز هم درود بر آقاي مطهري، جواب کلمه کلمه است. نه زور و زر.

  24. فریدون گفت:

    اقا رضا
    احسنت شیر مادر حلا لتان

  25. محمد گفت:

    آقای مطهری در قسمتی گفتید ما حکومت اسلامی تشکیل دادیم .اولا: جمهوری اسلامی است. ثانیا: اگر دوباره رفراندوم برگزار شود آیا می توانید در خواب 97% را تصور کنید؟من خودم موافق با حجاب هستم نه با حجاب اجباری. ولی آیا می شود به عده ای گفت آگر شما با هر چه را که ما می گوییم موافق نیستید در این مملکت نمانید.مشکل این مملکت تک صدایی است. یکی آمد چیزی را اجبار کرد دیگری چیز دیگری .ظاهرا در آن تاج و تخت بالایی مشکلی است.هر کس که در آن بالا قرار می گیرد بدنبال تزهای کودکی اش است یا وابسته است یا مریض است یا دیوانه و عقده ای. در مورد آقای خاتمی هم از قول شما در سایت جرس مطلبی را دیدم با اون مطالب شما را پسر آیت الله مطهری ندیدم.

  26. حبیب م. گفت:

    امیدوارم جواب آقای تاجزاده را هر چه زودتر ببینیم.
    اینکه آقای مطهری گفته‌اند امام خمینی استاد مطهری را به عنوان مرجع فکری انقلابیون معرفی کردند سندش چیست.
    آنچه تا حال معروف بود این عنوان را به آیت الله منتظری داده بودند.
    نکند آقای علی مطهری ناخواسته در دام پروژه منتظری زدایی افتاده باشند.

  27. رشید گفت:

    شاید مردم بخوان اروپائی زندگی کنند و حجابشون و نوع لبلسشون را خودشون تعیین کنند .به شما چه ؟

  28. بردیا - 25 ساله از پاریس گفت:

    سلام.
    من 2 ساله که دانشجوی ساکن فرانسه هستم. یکی از دوستان در یکی از کامنتای بالا پیشنهاد داده بود که آقای مطهری یکی دو سال زندگی در اروپا رو تجربه کنند. هرچند تصور اجرای این پیشنهاد توسط آقای مطهری کمی خنده داره(!) ولی به نظر من پیشنهاد فوق العاده ایه و حتماً کاملاً دید ایشون رو زیرو رو می کنه. ایشون درمورد مقولۀ حجاب صددرصد دید یکطرفه و متعصبانه و نادرستی دارند. من قبل از خروج از ایران ، همیشه معتقدبودم که دخترای ایران دیگه دارن شورشو در میارن و وضعیت حجاب تو ایران خیلی ناجوره و باعث حواس پرتی پسرها شده و از اینجور فکرا. ولی تو این 2 سال ، ضربۀ بدی خوردم! از خودم و طرز تفکر مسخرۀ 2 سال پیشم واقعاً شرمنده ام. اینجا ، زنها هیچ فرقی با مردا ندارن و هیشکیم هیشکی رو به دید لذت جنسی نگاه نمی کنه، اگرهم کسی این کارو بکنه طرف مقابل محترمانه بهش هشدار می ده و راهشو ازش جدا می کنه. زنها و مردا به شخصیت خودشون احترام می ذارن. ضمن اینکه به اندام و جنسیت خودشون هم اهمیت می دن. همه چیز به نظر می رسه که دقیقاً سرجای خودش قرار داره واقعاً. این مدت باعث شده که ناخوداگاه به عنوان یه آدم با زنها برخورد کنم و نه به عنوان یه وسیله. حالا (البته به جز چند ماه اول) دیگه مشکلی با جنس مخالف ندارم و احساس خوبی هم درمورد خودم پیدا کردم. حق بزرگی از زنای کشورما گرفته شده ، اینو با تمام وجودم درک می کنم.
    ضمن اینکه از نفس “طرفیت صحبت کردن” و “شنیدن صدای مخالف” و “احترام به نظر مخالف” در نامه های دوطرفۀ آقایان تاجزاده و مطهری لذت بردم و به هردوشون تبریک می گم، مطمئنم که نظر آقای تاجزاده در مورد حجاب به واقعیت و انسانیت نزدیک تره. من تمام دوران نوجوانی و اوایل جوانیم را در ایران بودم و 2 سال اخیر هم در اروپا، بنابراین هردو فضا را از نزدیک درک کرده ام. اگه هنوز تو ایران بودم با آقای مطهری موافق می بودم ولی حالا مطمئنم که حق با آقای تاجزاده است. امیدوارم آقای مطهری عزیز در بارۀ “آزادی فردی و اجتماعی” دیدی وسیع تر و واقعی تر پیدا کنند. موفق باشید.

  29. ناشناس گفت:

    جناب آقای مطهری به نظر میرسه اولا نامه آقای تاج زاده رو دوباره باید بخونن و در اون تامل کنند.
    ثانیا آمار ها و اطلاعات خودشون رو از مجاری دولتی و غیر معتبر نگیرن.
    ثالثا کلام رو به معیار حق بسنجند نه به افراد هرچند محترم باشند.
    رابعا به جای روش سفسطه گران که اول نتیجه را در نظر می گرفتند بعد ظاهرا دلیل ها را جوری می چیدند که همان نتیجه مورد نظر حاصل شود. به روش حکیمان الهی به استدلال حق را کشف کنند
    خامسا اگر وقت کردند به خیابانهای ایران و همین کشور آسیایی مالزی بزنند تا نتیجه تحمیل سفسطه هایی از دست گفتار خود را ببینند.
    البته جامعه را خود را باز خواهد کرد
    و صبح دور نیست

  30. میلاد گفت:

    همین وضعیت فعلی ایران، از لحاظ تحریک میل جنسی مردها به مراتب بدتر از اروپا و آمریکاست. انقدر محدودیت گذاشتید که جوونا با دیدن قسمت بالایی گردن زنا تحریک می شن! این قوانین سختگیرانه و مسخره در مورد حجاب، همه چیزو به هم ریخته. حالا دیگه زن بدکاره رو نمیشه از زن مسلمان تمیز داد چون هردو چادر به سرمی کنن. اینکه تمام مردای ایرانی رو بردۀ میل جنسی تصویر کردید واقعاً بی شرمانه و توهین آمیزه. به خدا مردای ایرانی با مردای بقیۀ دنیا فرقی نمی کنن. زنای ایرانی هم مثل زنای بقیۀ دنیان. انسان انسانه ، این قوانینه که متفاوته و نتیجۀ متفاوت به بار میاره. بنابراین مشکل از طرز فکر محدود و بستۀ امثال آقای مطهریه نه از شخصیت مردا و زنای ایرانی. برای آدمایی با چنین طرز تفکری فقط میشه احساس تأسف کرد و بس.

  31. ناشناس گفت:

    البته اینجور که مشخصه به قول حضرتعالی همون
    نصرمن ا… و فتح غریب درست تر از قریبه

  32. شهرستان گرمی گفت:

    واقعيت اين است كه خدابرپايه انتخاب آگاهانه انسان به اوپاداش مي دهدنه رهروي كوركورانه. اما آيا سرچشمه اين آگاهي وانتخاب نوع بشرچيزي جزآزادي است؟ بنابراين آزادي انسان ارزشي پايه اي است. واينكه واقعيت هايي ازقبيل مسدودنمودن سايتهاي خبري، سركوب راهپيمايي مردم، كوي دانشگاه وزندان كهريزك رخ داده اندوقابل انكارنيستند. هرخردمنددلسوزي با مشاهده اين وقايع نمي تواندچشم خودراببنددوبي تفاوت باشد. آيا اگرآزادي بيان وانتقاد ازهمه افراد وسازمانهاي حكومتي براي همه افراد ورسانه ها وجودداشت اين حوادث رخ مي داد؟

  33. مهدی ثابتی گفت:

    قوانین رانندگی:
    قوانینی هستند که برای حفظ جان و امنیت انسانها در جوامع وضع شده اند. اگر کسی از آن تخلف کند، به حق انسان دیگری تجاوز کرده و امنیت جانی اورا از او سلب کرده است . بنابراین قانون، اجازۀ تخلف را به انسانهای آن جامعه نمی دهد. هیچ انسانی در کرۀ زمین یافت نمی شود که لزوم وجود این قوانین را درک نکند. تخطی از قوانین رانندگی = سلب امنیت جامعه. بنابراین مقولۀ قوانین راهنمائی رانندگی ، مقوله ایست که به کل جامعه مربوط است و نه به یک شخص.
    واکسن زدن کودکان:
    این کار باعث پیشگیری از اپیدمی در آینده شده و جامعۀ سالم تری را درآینده ایجادخواهد کرد.
    اگر کسی نخواهد که کودکش واکسینه شود؟ نتیجه: درآینده ، احتمال بیماری خود آن کودک بیشتر شده و در ضمن باعث ایجاد تهدید اپیدمیک برای اطرافیانش خواهد بود.
    آموزش و سوادآموزی:
    درهیچ جای دنیا از جمله ایران “اجباری” نیست. بنابراین قابل مقایسه در مثال آقای مطهری نمی باشد. با این حال، عدم آموزش نیز در آینده تهدیدی برای جامعه می باشد. “جهل” بزرگترین بیماری و تهدید برای بشریت است.
    حجاب:
    سوال این است: اگر زنی در هر کشوری در کرۀ زمین، بدون روسری وارد جامعه شود دقیقاً چه آسیب و تهدیدی متوجه “جامعه” می شود؟
    جواب: دوحالت دارد،
    حالت اول – این زن در ایران باشد: باعث تحریک مردها می شود و کل جامعه به انحراف و شهوترانی کشانده می شود و …
    حالت دوم – این زن در هرجای کرۀ زمین به جز ایران باشد: هیچ مشکلی ایجاد نشده و نمی شود و کسی اعتراضی نکرده و حقی از کسی ضایع نشده است.

    بنابراین واضح است که مشکل دقیقاً کجاست. مشکل ، “طرز فکر” است. آقای مطهری به سادگی طرز فکر خودرا به کل یک جامعۀ 72 میلیونی تعمیم داده است. اگر ایشان معتقدند که بیرون ماندن موی زن باعث تحریک مردها می شود ، یعنی به بیان دقیق تر بیرون ماندن موی سر زنان باعث تحریک “شخص ایشان و همفکرانشان” می شود وبس. مشکل کشور ما و درد و فریاد امثال تاجزاده ها هم دقیقاً همین است، آقای مطهری ! چرا فکر می کنید آنچه در ذهن شما می گذرد لزوماً صحیح است و باید بالاجبار در کل جامعه پیاده سازی شود؟
    وجود حجاب ویا عدم وجود حجاب در یک جامعه ، هرگز و هرگز به انسانهای دیگر”جامعه” آسیبی وارد نکرده و نمی کند. بنابراین یک مسئلۀ شخصی محسوب شده و “نباید” توسط قانون کنترل شود.

  34. آرش گفت:

    اگر چه با بسياري از نظرات آقاي مطهري مخالفم اما بايد پذيرفت که احترام به نامه آقاي تاجزاده و پاسخ به آن در اين مملکت راديکال ستودنيست…زنده باد عقلانيت و تفکر

  35. کوروش گفت:

    اقای مطهری فرض رو بر این گذاشتن که مردم حکومت اسلامی میخواهند کهاین امر قابل اثبات نیست مگر با همه پرسی ازاد

  36. رها گفت:

    من هم تشکر می کنم از آقای مطهری بابت پاسخ متین و سرشار از ادبشان. ولی آقای مطهری شما اگر ذره ای به خواست مردم و آزادی بیان عقیده داشته باشید به خود نباید اجازه بدهید که نظرتان را هرچند برحق بدانید از جانب جامعه تلقی کنید. لطفا کمی به بطن جامعه بیایید و نظرات مردم و بخصوص جوانان را جویا شوید. ببینید آیا هنوز هم جوانان ما خواهان حکومت اسلامی هستند. مگر امام خطاب به شاه نگفت گیرم که پدران ما شما را انتخاب کرده اند آیا ما هم شما را می خواهیم؟(نقل به مضمون) آیا نسل امروز هم به حکومت اسلامی که نسل قبلشان رای دادند معتقدند. آیا شما شهامت دفاع از یک رفراندوم عادلانه را دارید تا این نسل خودشان تصمیم بگیرند که چه می خواهند؟ یا اصلا به رای مردم اعتقاد ندارید؟ خواهش می کنم نظرتان را دراین مورد صراحتا بیان کنید.

  37. رحمان گفت:

    فکر می کنم هر کسی بخواهد در مورد اسلام، حکومت اسلامی و احکام اسلام صحبت کند باید اول از همه به این سوال پاسخ دهد که آیا اسلام مبنا است یا کمال انسان. اگر اسلام مبنا باشد پس انسان خلق شده که اسلام اجرا کند و همه مسائل روشن است و اگر کمال انسان مبنا باشد آنوقت اسلام هم ابزاری است برای کمال انسان. آنوقت میشود سر این چیزها بحث کرد که اسلام چگونه اجرا شود تا انسان به کمال نزدیک شود. به نظر من تمام ادیان برای یادآوری و نشان دادن راه به انسان آمده اند و نه برای اجبار انسان به انجام یک سری دستورات. و انسان در اجرای انها کاملا مختار است و در جامعه انسانی قطعا باید رای اکثریت اجرا شود چه موافق ادیان باشد و چه مخالف آنها. و علمای دین فقط باید تلاش کنند با استدلال به مردم بقبولانند که احکام دین (در خیلی از موارد برداشت آنها از احکام دین) به نفع آنها هست ولی در نهایت این مردم هستند که انتخاب می کنند حکومت آنها چگونه عمل کند.

  38. ناشناس گفت:

    با اینکه با جناب مطهری همنظر نیستم ولی حداقل ایشون حزب باد نیستن و یکسری اصولی دارن و طبق اون صول حرکت میکنن. درود به شرفشون

  39. ناشناس گفت:

    هیچ جایی مانند کشورهای اسلامی به مسایل جنسی اینقدر اهمیت داده نمیشه. و زنان مسلمان بسیار بسیار عشوه گر و خودنما هستند. و همه قوانین حجاب بر اساس دید جنسی به زندگی است. کسانی که همش نر و ماده میکنند. خودشان بسیار بیشتر از مردم ازاد تحریک شده و با دیدن بچه شیر خوار هم تحریک میشوند. …

  40. nima گفت:

    amare talagh,etiad.khodforoshi,zaafe akhlaghi,kolah,gozari va az hame fajeeamiztar,tarbiyate nasli bari az mazhab moayede sohbathate aghaye motaharist,….aghajan be karnameye akhlaghiye in 32 sal bishtar tavajoh kon.va gerye kon na lafazi

  41. ya hagh گفت:

    benazam be in jameeye paki ke sakhtin…na fahsha na tajavoz na kalako hoghebazi na bi.mazhabi.behesht ke migan haminjast,khoda be dademon berese

  42. ali گفت:

    Drood bar tajerzadeh, javabe aghaye motahary ghane konandeh nist.

  43. حامد گفت:

    جناب آقاي مطهري بنده ي جزئ فكر ميكنم جناب عالي بيش از حد روي عقايد پدر گراميتان تعصب داريد
    البته اينكه ايشان فرد متفكر و دانشمندي بودند شكي نيست اما به قول معروف همه چيز را همگان دانند
    متاسفانه امروز كشور ما آنقدر به بيراهه رفته و آنقدر در دروغ . ريا. و… گم شده كه بحث روي مسائلي چون حجاب جايي ندارد
    انسان با توجه به فطرت پاكش اگر تفكر كند و آزاد بيانديشد. ديگر به حجاب اجباري و امثالهم نياز ندارد

  44. ناشناس گفت:

    بحث بسیار مستدلی کردید، تشکر و درود به شما

    امیدوارم که جناب آقای مطهری هم پاسخ این سوالات را بدهند

  45. محمد سبز گفت:

    با سلام و احترام حضور آقاي مطهري
    بنده يك سوال از ايشان دارم ، آيا به نظر شما واقعا حكومت فعلي ، اسلاميست ؟
    از تمامي دوستان كه به اين زيبايي نظراتشون را ارائه دادند متشكرم

  46. ناشناس گفت:

    تعريف آقاي مطهري از اسلام، آزادي و دموکراسي در حد کتاب ديني دبيرستان است بنابراين زياد نبايد خرده گرفت به برداشتها و مغالطات ايشان.

  47. حسام گفت:

    ببخشید آقای مطهری شما که اینقدر دغدغه خانواده دارید اونوقت به نظرتون این لایحه تعدد زوجات مخرب نیست، از دیدگاه آدمی مثل من صیغه کردن یعنی شهوترانی و هوسرانی اما با سر پوش اسلامی.

  48. ناشناس گفت:

    1- انصافا”نميشود آقاي مطهري را باكودتاچيان در يك دسته قرارداد. هر چند كه اكثر موضعگيريهاي او به نفع آنها تمام ميشود.مثلا آنجا كه اعتراض به تقلب و تخلف توسط اصلاح طلبان را همسنگ انجام تقلب و تخلف توسط كودتا گران ميداند.اولي واجب است و دومي حرام.
    اگر حكومت اجازه نداد تا معترضين به تقلب ادله خود را در يك دادگاه بيطرف و علني اثبات كنند آيا آقاي مطهري و ما ميتوانيم چشم بر تخلفات مكرر و بزرگتر از تقلب توسط نهادهاي حكومتي ببنديم؟آيا بايد باور كنيم شوراي نگهبان ‘صدا و سيما‘بسيج و سپاه كه ملي هستند و با بودجه رسمي سالانه چند برابر بودجه عمومي دولت اداره ميشوند در اتخابات دخالت نكردند؟ آيا اتخاباتي كه چند روز قبل از آن پول بين مردم توزيع ميشود از اساس باطل نيست؟
    2- آقاي مطهري آثار اختياري بودن حجاب را با آثار كشف حجاب و حتي آثار بي حجب و حيا بودن جامعه خلط كرده اند.ايشان بر چه مبنايي به اين نتيجه رسيده اند كه اگر حجاب اختياري شود تعداد محجبه ها كمتر از ايني ميشود كه الان هست؟ثانيا چرا به خود اجازه ميدهند راجع به مرد و زن ايراني اينگونه فكر كنند كه اگر زني روسري به سر نكند بمعني بدي اوست و باعث هرزگي مرد ها ميشود؟همانطور كه ميدانيم داشتن حجب و حيا مرتبه اي بالاتر از رعايت حجاب ظاهري دارد.
    3 – به نظر من حجاب از نظر قانون هم با توجه به اينكه مجلس و شوراي نگهبان بي واسطه يا با واسطه توسط مردم انتخاب نشده اند‘اعتبار ندارد.
    4 – سواي موضوع حجاب . تا زمانيكه موضوعات مهمتري مانند ظلم ‘فساد وبطور كلي ديكتاتوري در كشور وجود دارد ما از كساني مثل آقاي مطهري انتظار داريم طوري موضعگيري نكنند كه شائبه كمك به ديكتاتوري دارد.

  49. باران گفت:

    احسنت به دلقک ایرانی

    بردیای پاریسی ممنون از ذکر تجربه خوبتان که حکایت اکثر جوانان امروز ماست

    نمی دانم چرا حکومت از این ظرفیت جوانان ایرانی که نمونه کوچکش رو میشود از دل همین کامنتها دید استفاده نمیکند و خود را با امثال احمد خاتمی و جنتی و اون حسن عباسی و …… دلخوش کرده و انسانهای شریفی چون تاجزاده و زیدآبادی و سحرخیز رو در زندان دارد؟
    نمی دانم! نمی دانم!

  50. ناشناس گفت:

    با سپاس از پاسخ زيباو منطقي همتون بالاخص جناب ناصر چکيده سخن قدرت دست هرکسي که باشه ميتونه حکومت کنه ودستوراتشو هرچند ناعادلانه ولي با انتصاب ان ب اسلامو شرعو… حتي ب اکثريت مطلق ملت تحميل کنه وطبيعيست ک شماازحکومت موروثيتون تا زمان بقا دفاع کنيددر غير اينصورت ( مخالفت) دين اسلام !حتي ب شخص شما ک مجري ان ب ادعاي خويش در جهانيدبدون هيچ شبهه اي (ک ب ملت ثابت شده) رحم نکرده و فجيعا محو خواهد کرد پس فلسفي وخوب نطق کردن يگانه دليل حکومت بر مردم در قرن انفجار اظلاعات و حقوق بشر… نيست بس اقاي مطهري صادقو صادقو صادقو منطقي وملت پسند حرف زدن قطعا از فلسفيومبهم حرف زدن مقبولتر خواهد بود ک اين زبان اقليت است ن اکثريت