پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده
چکیده :نامه شما نشان میدهد که در عمل به توصیههای امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیتالله مطهری دقتنظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاحطلبی که شاید حتی یک کتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی که اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فکری کنونی از میان برداشته میشود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین میکنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلکه قبل از آن، زمانی که امام خمینی آیتالله مطهری را مرجع فکری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار میکنید و مصداق «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» میشوید و این امر در نامة اخیر شما نیز...
در پی انتشار نامه مصطفی تاجزاده به علی مطهری ، مطهری جوابی را تهیه کرده که توسط سایت تابناک منتشر شده است.
متن پاسخ علی مطهری به نامه مصطفی تاجزاده به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای تاجزاده!
با اهداء سلام و آرزوی سعادت، نامه مفصل جنابعالی خطاب به اینجانب، از طریق پایگاههای اطلاعرسانی به دستم رسید و خواندم. آنچه که دربارة حوادث بعد از انتخابات و ورود نظامیان به عالم سیاست و اقتصاد و مقایسه با سیر معکوس آن در ترکیه و به طور کلی اهمیت برقراری نظام دموکراسی گفتهاید، مطالب قابل تأملی است و اینجانب در مواقع مختلف به آن پرداخته و نظرات خود را بیان کردهام.
اجمالاً عرض میکنم در حوادث بعد از انتخابات، همان طور که امثال جنابعالی به دلیل قطعی گرفتن تقلب از قبل از برگزاری انتخابات، مقصر بودهاید، کسانی از دولت هم که به گونهای عمل کردند که شبهه تقلب را تقویت نمود مقصر بودهاند و روزی طرفین باید در دادگاه صالح پاسخگو باشند.
نامه شما نشان میدهد که در عمل به توصیههای امام خمینی(ره) و رهبرگرانقدر انقلاب، در آثار شهید آیتالله مطهری دقتنظر و تعمق دارید، برخلاف بسیاری از مدعیان اصولگرایی یا اصلاحطلبی که شاید حتی یک کتاب از ایشان مانند «آیندة انقلاب اسلامی ایران» را هم نخوانده باشند، در حالی که اگر آثار استاد مطهری مبنا قرار گیرد بسیاری از اختلافات فکری کنونی از میان برداشته میشود؛ از این نظر جنابعالی را تحسین میکنم. البته این توجه شما منحصر به امروز نیست و شما از ابتدای پیروزی انقلاب، بلکه قبل از آن، زمانی که امام خمینی آیتالله مطهری را مرجع فکری انقلابیون معرفی نمودند به این امر اهتمام داشتید، گرچه گاهی استفاده ابزاری از این آثار میکنید و مصداق «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» میشوید و این امر در نامة اخیر شما نیز هویداست.
از مطالب شما چنین برمیآید که برای آزادی و دموکراسی ارزشی بیش از حد لازم قائل هستید به طوری که سایر ارزشها تحتالشعاع آن قرار میگیرد. آیتالله مطهری در کتاب «انسان کامل» میگویند انسان کامل انسانی است که همة ارزشهای انسانی را به طور هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد، نه اینکه فقط یک ارزش مثلاً عبادت یا خدمت به خلق را در خود رشد دهد و از بقیه غافل بماند. در این صورت مانند کاریکاتور یک انسان میشود که مثلا فقط بینی او رشد کرده و شکل ناخوشایندی پیدا میکند.
طبیعی است که جامعه ایدهآل و مدینة فاضله اسلامی نیز جامعهای است که همة ارزشها در آن به طور هماهنگ رشد کرده باشد، نه اینکه توجه ما بیشتر به آزادی و دموکراسی باشد و از بقیة ارزشها غافل شویم؛ اشکالی که در دورة اصلاحات وجود داشت و گویی ارزشی غیر از آزادی وجود نداشت. آزادی، عدمالمانع و یک امر سلبی است. آزادی یعنی نبود مانع برای رشد استعدادهای انسان. دست خلقت در وجود انسان استعدادهایی قرار داده است که باید شکوفا شود، مانند استعداد تفکر و بیان، استعداد یادگیری، ابداع و ابتکار، زیباییدوستی و حقیقتجویی ، و هر استعدادی منشأ یک حق است. پس قوة تفکر و بیان انسان باید آزاد باشد، انسان حق تحصیل دارد، حق ابداع و ابتکار و هنر دارد و مانعی بر سر راه این استعدادها نباید وجود داشته باشد.
پس آزادی، چیزی جز نبود مانع نیست و ارزش یک امر سلبی هیچ گاه به امور ایجابی نمیرسد. بنابراین آزادی را بالاترین ارزشها دانستن و از بقیه ارزشها غافل شدن یک خطاست .
بعلاوه، مفهوم اسلامی آزادی با مفهوم غربی آن متفاوت است. از نظر غربی، تنها چیزی که آزادی فرد را محدود میکند آزادی دیگران است، در حالی که از نظر اسلام مصلحت فرد و مصلحت اجتماع نیز آزادی فرد را محدود میکند. از اینجا نادرستی نظر شما مبنی بر لزوم اختیاری بودن پوشش آشکار میشود، که به آن خواهیم پرداخت.
لذا میبینید آیتالله مطهری هیچ گاه آزادی و دموکراسی را یگانه ارزش یا ارزش برتر نمیدانند و تعبیر «برقراری نظام دموکراسی بر طبق موازین اسلامی» را به کار میبرند و همان طور که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» گفتهاند اساساً ما خیلی هم مایل به استفاده از کلمه دموکراسی نیستیم زیرا دموکراسی واقعی یعنی اینکه ملاک، میل مردم باشد و آنچه که راه را مشخص میکند تمایلات مردم است نه مکتب و ایدئولوژی. یک روز اکثریت مردم میخواهند همجنسگرایی آزاد باشد آزاد میشود، روز دیگر میخواهند ممنوع باشد ممنوع میشود. چنین دموکراسی جامعه را به ناکجاآباد میبرد در حالی که ما به دموکراسی در چارچوب مکتب معتقدیم، یعنی راه قبلاً مشخص شده و اکثریت مردم پذیرفتهاند و اکنون باید راننده و راهبر را مردم انتخاب کنند. مردم از میان چند نفر که صلاحیت آنها از نظر مکتب و ایدئولوژی تأیید شده است یک نفر را به عنوان حاکم و رئیس جمهور برای مدت موقت انتخاب میکنند.
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «پیوند میان نان، پیشرفت، دموکراسی و اسلام را امروزه میتوان در تجربه مردم ترکیه مشاهده کرد.» گرچه این سخن شما قابل حمل به صحت است اما با توجه به مطالب بعدی جناب عالی از این بیان شما استفاده میشود که اسلام را در عرض اقتصاد، پیشرفت و دموکراسی قرار دادهاید و مقصودتان از اسلام معنویت و عبادت و اخلاق و رابطة فردی با خداست نه یک مکتب جامعی که در همة شئون زندگی انسان دخالت کرده و داعیه جهانی دارد و بسیاری از احکام آن بدون حکومت اسلامی قابل اجرا نیست. از نظر ما اسلام شامل دموکراسی، پیشرفت و اقتصاد نیز هست ، «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» و باز به تعبیر شهید مطهری علت اینکه امام خمینی و یارانشان تعبیر «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را نپذیرفتند این بود که از نظر ما دموکراتیک بودن این جمهوری در دل اسلامی بودن آن نهفته است، نه اینکه این جمهوری بنیادهای دموکراتیک دارد و بنیادهای اسلامی، آنچه که مربوط به آزادیها و انتخاب حاکم با رأی مردم است ناشی از بنیادهای دموکراتیک آن است و آنچه که مربوط به امور معنوی از قبیل آزادی رفتن به مسجد و دعا و عبادت و رعایت پوشش اسلامی است مربوط به بنیادهای اسلامی آن ، بلکه آزادی و لزوم دخالت مردم در سرنوشت خود در متن اسلام قرار دارد.
البته آنچه درباره وجود رابطه مستقیم میان دموکراسی و پیشرفت اقتصادی بیان کردهاید مطلب درستی است.
اما بخش اعظم نامه شما دربارة مسئله حجاب و اجباری یا اختیاری بودن آن است که بیارتباط با بخش قبلی نیست، یعنی از آنجا که آزادی را برترین ارزشهای انسانی میدانید و هرگونه عصیان و اعتراضی را مقدس میشمارید و حتی نافرمانی آدم و حوا را تحسین می کنید و از آنجا که معیار و ملاک قضاوت را گفتمان حاکم بر جهان امروز میدانید و الگوی شما از نظر آزادی و دموکراسی جامعه غرب است نه جامعة ایدهآل اسلامی، قائل به اختیاری بودن حجاب شده و گفتهاید: «در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و در دورة حاکمیت گفتمان دموکراسی و حقوق بشر در جهان، یکسان کردن سبک زندگی از جمله در مورد پوشش زنان در هیچ کشور بزرگی ممکن نیست.»
جای این سؤال هست که لزوم رعایت پوشش اسلامی چه ربطی به یکسان کردن سبک زندگی مردم دارد؟ آیا لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی، مخالف آزادی و به معنی یکسان کردن سبک زندگی مردم است و باید با آن مخالفت کرد ، یا چون به مصلحت جامعه و از عوامل سعادت افراد جامعه است باید به آن عمل کرد؟
این نوع مطرح کردن مسئله حجاب شبیه طرح این مسئله به صورت مشهور است که مغالطهای بیش نیست. میگویند آیا زن باید در نوع پوشش خود آزاد باشد یا مجبور؟ آیا آزادی برای زن بهتر است یا اجبار و الزام؟ در حالی که طرح صحیح مسئله به این صورت است که آیا بهتر است محیط جامعه محیط کار و فعالیت باشد و هرگونه التذاد جنسی منحصر به کادر خانواده باشد یا اینکه اجتماع محل کامجوییهای جنسی بوده و کار و فعالیت توأم با التذاذات جنسی باشد؟
اینجاست که آیتالله مطهری میگویند بیش از آنکه خود زنان، آن هم گروهی از آنان، دم از این نوع آزادی بزنند، مردان شکارچی هستند که سخن از آزادی زن و آزادزنان و آزادمردان میگویند و خواستار تساوی حقوق زن و مرد به معنی تشابه حقوق آنها میشوند. علت آن هم روشن است: اگر بانوان با پوشش اسلامی و رعایت عدم اختلاط با مردان وارد جامعه شوند و به کار و فعالیت بپردازند، دیگر مردان شکارچی نمیتوانند به نام آزادی زن علاوه بر همسر قانونی خود از دهها زن دیگر کام برگیرند.
جناب آقای تاجزاده!
از شما سؤال میکنم اگر حکومتی اعلام کرد که مردم اعم از زن و مرد باید در پوشش خود حداقلی را رعایت کنند، آیا این به معنی یکسان کردن سبک زندگی و سلب آزادی آنهاست؟ یا ناشی از فهم دقیق تری از آزادی است. وقتی که مردم را به زدن یک واکسن یا به سوادآموزی مجبور میکنیم آیا این مخالف آزادی است؟ یا چون مصلحت فرد و جامعه نیز آزادی را محدود میکند این الزام عین آزادی است. همین طور است رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی.
اگر ما بانوان را مجبور میکردیم که حتماً چادر و روبند بپوشند حرف شما تا حدودی قابل قبول بود اما خود میدانید حجابی که امروز در جامعه ما وجود دارد، لااقل در زمستان و در میان گروهی از بانوان ما تفاوت زیادی با پوشش زنان اروپا و آمریکا ندارد. اساساً اعتراضی که اکنون وجود دارد این است که چرا دولت به وظیفه خود در نظارت بر پوشش اسلامی عمل نمیکند؟ فقها متفق القول اند که آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است به عهده دولت اسلامی است و کار مردم نیست. معمولاً دولتها از زیر بار این مسئولیت چه در مسئله حجاب و چه در سایر امور فرهنگی و معنوی شانه خالی میکنند و این، نقطه اشتراک و پیوندی است میان دولت اصولگرای آقای احمدینژاد و دولت اصلاحطلب آقای خاتمی.
در واقع تسامح و تساهل در امور فرهنگی از قبیل فیلمهای سینمایی، تئاتر، ورزش بانوان، مسئله پوشش اسلامی و رواج کلمات لاتین در تابلوها و غیره و به تعبیر دیگر لیبرالیسم فرهنگی نقطه اتصال بخشی از اصولگرایان یعنی آقایان مشائی و احمدینژاد و حامیان آنها با بخشی از اصلاحطلبان شده است و برخی معتقدند این پیوند که اکنون در حال کمون است در انتخابات آینده مجلس و ریاستجمهوری ظهور و بروز خواهد کرد.
البته جنابعالی در نامه خود تلاش کردهاید راه خود و دوستانتان را از این افراد جدا کنید و مدعی شدهاید که آنها از شعار آزادی زنان به عنوان ابزار استفاده میکنند و برای سایر آزادیها احترامی قائل نیستند بلکه میخواهند این آزادی را سرپوشی برای آن سلب آزادیها قرار دهند. ولی این صرفاً یک ادعاست و دلایل شما کافی نیست و باید بپذیریم که تفکر شما و آقای مشائی در امور فرهنگی بسیار به هم نزدیک است و مثلا در باب حجاب، هردو از حجاب اختیاری سخن میگویید و معیار را امیال مردم میدانید نه اینکه الگویی به نام الگوی اسلامی وجود دارد که ما باید خود و جامعه را مطابق آن بسازیم.
جناب آقای تاجزاده
از قول من نقل کردهاید که «اعطای کمترین آزادی در خصوص پوشش بانوان منجر به پیشروی بیحجابی در حد تسخیر کامل جامعه و بدتر از اروپا شدن خواهد شد». نمیدانم این جمله را از کجا آورده اید و به خاطر ندارم که چنین جملهای گفته باشم. شاید این گونه گفته باشم که «اگر حداقلی برای پوشش قائل نباشیم معلوم نیست به کجا منتهی شود». البته با وجود نظام جمهوری اسلامی که هیچ گاه بیحجابی را تبلیغ و ترویج نمیکند حتی با اختیاری شدن حجاب، هیچ گاه ایران مانند اروپا یا بدتر از آن نمیشود اما اگر حکومت هم تبلیغ کند چنین امکانی وجود دارد، چنانکه در اواخر دوره پهلوی وضعیت پوشش برخی بانوان شمال تهران مانند زنان اروپایی یا بدتر از آن بود.
گفتهاید «کار فرهنگی تبلیغی نتوانستهاست همه زنان را به رعایت حجاب قانع کند». عرض میکنم رعایت حجاب دائرمدار قانع شدن نیست. ای بسا بانوانی که قانع شدهاند و مانند پزشکی که مضرات سیگار را میداند و سیگار میکشد رعایت نمیکنند و ای بسا بانوانی که قانع نشده اند و به احترام قانون و فرهنگ جامعه رعایت میکنند. در رعایت نکردن پوشش مناسب در بانوان، عواملی مانند میل شدید به تبرج و خودنمایی که دست خلقت برای بقای نسل در جنس زن به ودیعت نهاده است و تنها با ایمان راسخ و تربیت درست میتوان با آن مخالفت کرد دخالت دارد. به علاوه، چرا در اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی یا بهداشت عمومی و یا سوادآموزی قانع شدن افراد را لازم نمیدانید اما اینجا لازم میدانید، در حالی که همة اینها از نظر رعایت مصالح فرد و جامعه یکسانند و سلب آزادی شمرده نمیشوند.
از قول اینجانب آوردهاید که «چون کار فرهنگی پاسخ نداده است پس باید به پلیس و قهر و دادگاه روی آورد». باز نمیدانم من کجا چنین جملهای گفتهام. اولاً کار فرهنگی تا حد زیادی پاسخ داده است و وضعیت حجاب در کشور ما در مجموع خود ناهنجار نیست. ثانیاً مقصود از نظارت، قوه قهریه و باتوم و پلیس و دادگاه نیست. این همان مغالطهای است که آقای احمدینژاد هر گاه از این نظر مورد انتقاد قرار میگیرد به کار میبرد و به خیال خود منتقدین را ساکت میکند. در مجلس نیز وقتی من ایشان را متهم به لیبرالیسم فرهنگی کردم، ایشان در دفاع از خود گفت آیا ما به خاطر اینکه چهار تا دختر چند تار مویشان پیداست با باتوم به جان آنها بیفتیم؟! روشن است که مقصود ما از نظارت چنین چیزی نیست.
ما میگوییم که حکومت نباید با رفتار و گفتار خود – مانند آنچه که در مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور رخ داد- آگاهانه یا ناخودآگاه به پدیده بدحجابی و بیحجابی دامن بزند و اقتدار نظام را در مسئله حجاب بشکند. زن یا مردی که با لباس نامناسب در جامعه ظاهر میشود به طوری که فلسفه پوشش اسلامی را که عدم تحریک جنسی جامعه است زیر پا میگذارد ، بالاخره میخواهد یا به یک اداره دولتی برود یا به دانشگاه یا به بانک یا به بیمارستان و غیره. اگر احساس کند مسئله حجاب برای حکومت اهمیت دارد و در این اماکن، نظارتی حتی در حد تذکر وجود دارد، خود به خود از منزل با وضعی آراسته خارج میشود. اما وقتی میبیند رئیس دولت در تلویزیون آن را کم اهمیت جلوه میدهد خود به خود راه بدپوششی را باز میبیند. نظارت یعنی همین، اگرچه با پدیدههایی مانند زنان خیابانی برخورد انتظامی نیز لازم است، همان طور که در کشورهای غربی چنین برخوردی وجود دارد.
جناب آقای تاجزاده!
فرض کنید نظریه شما مبنی بر آزادی پوشش یا اختیاری بودن حجاب اجرا شود. آزادی پوشش یعنی آزادی تحریک جنسی جامعه، و آزادی تحریک جنسی جامعه لوازمی دارد از جمله وجود کلوپهای شبانه و دیسکوها در سطح کشور. آیا به چنین چیزی راضی هستید؟ اگر پاسخ منفی است پس با عوارض آزادی تحریک جنسی از قبیل انواع عقدههای روانی که به ضمیر ناخودآگاه افراد میرود و گاه به صورت یک جنایت ظهور میکند چه میکنید؟ شما یا باید نظام خانوادگی و اخلاق جنسی اسلامی را پیاده کنید یا نظام خانوادگی و اخلاق جنسی غربی را؛ نمیتوان بخشی را از یکی و بخش دیگر را از دیگری گرفت و یک نظام التقاطی ایجاد کرد و مصداق شعر حافظ شد که:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیــــم و گهـــی نزد حــــــرام
جناب آقای تاجزاده!
گفتهاید «به راستی به این مسئله فکر کردهاید که چرا مرجعیت شیعه در نجف پس از سقوط صدام اجرای احکام اسلامی از جمله رعایت حجاب اسلامی را اجباری نکرده است؟» چرا وقتی حماس در انتخابات فلسطین پیروز شد، جزء اولین موضوعاتی که مطرح کرد این بود که به هیچ وجه قصد ندارد اجرای احکام اسلامی و در رأس همه حجاب را اجباری کند و به همه سبکهای زندگی احترام میگزارد؟ چرا حزبالله لبنان هرگز خواهان اجباری شدن حجاب نشدند؟»
اینها قیاس معالفارق است. هیچ کدام از اینها حکومت اسلامی برپا نکردند. شرایط عراق، فلسطین و لبنان با ایران متفاوت است. در عراق بخش مهمی از جامعه اهل سنت است و تحت ولایت آیتالله سیستانی نیستند. حماس نیز ادعای حکومت اسلامی ندارد. جامعة لبنان نیز مرکب است از شیعه، سنی و مسیحی و متأثر از فرهنگ اروپایی است و حزبالله نیز حکومت اسلامی تشکیل نداده است. اتفاقاً موارد ناهنجار بیحجابی در منطقه شیعهنشین بیروت که من از نزدیک شاهد بودهام مایه سرشکستگی است و باید اصلاح شود، نه اینکه بگوییم ما هم باید همان طور بشویم.
الزامی بودن حجاب را با اجباری شدن نماز مقایسه کرده و گفتهاید” همان طور که هیچ حکومتی نماز را الزامی نمیکند، حجاب نیز نباید الزامی باشد.” باز قیاس معالفارق است. نماز یک امر فردی است گرچه آثار غیرمستقیم اجتماعی دارد اما حجاب جنبة اجتماعیاش بر جنبه فردیش غلبه دارد ودارای آثار مستقیم اجتماعی از قبیل تحکیم بنیان خانواده و افزایش نیروی کار جامعه است.
فرمودهاید «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که اجباری کردن پوشش، سیاست و روش شکست خورده است؟». اولاً در ایران اجبار به معنی دقیق کلمه وجود ندارد و خود بهتر میدانید که بسیاری از پوشش های بانوان ما پوشش اسلامی نیست و این گونه بانوان به همه جا رفت وآمد میکنند و از این نظر دولت مورد انتقاد است.
ثانیاً اکثریت قاطع بانوان ایران از روی اعتقاد و با میل و رغبت پوشش اسلامی را انتخاب کردهاند و فرضاً اجبار درباره گروه اندکی از آنها به کار رفته باشد روش شکست خوردهای نبوده و موجب آرامش روانی جامعه و تحکیم خانوادهها شده است. عین این سؤال را من مطرح میکنم: «چه اتفاقی اگر رخ دهد، شما به این نتیجه خواهید رسید که آزادی پوشش، آنچنان که جوامع غربی نشان میدهد، سیاست و روش شکست خوردهای است؟».
گفتهاید: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه یونیفورم واحد پوشاند». اولاً یونیفورم واحد در کار نیست، پوشش اسلامی به اشکال گوناگون قابل تأمین است، مهم این است که فلسفه حجاب یعنی عدم تحریک جنسی جامعه تحقق یابد. ثانیاً فرضاً یونیفورم واحد در کار باشد، این یونیفورم را خداوند که به مصالح بشر آگاه است به تن بندگان خود پوشانده است. ثالثا شما که قائل به آزادی پوشش هستید آیا حدی برای آن قائلید یا نه ؟ اگر حدی قائل هستید اشکال شما به خودتان بر می گردد که چرا می خواهید سبک زندگی مردم را یکسان کنید؟ و اگر حدی قائل نیستید با چه جامعه ای روبه رو خواهیم شد؟!
فرمودهاید: «باید معلوم شود که نقش و تأثیر روش اجباری حجاب در عرصههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی و در موضوعاتی مثل توریسم، برگزاری مسابقات قارهای و جهانی ورزشی در کشور، فرار مغزها و سرمایهها و مهمتر از همه بدبینی به اصل دین و اکثر شعائر اسلامی چیست؟».
معلوم نیست اینکه زن به گونهای از نظر پوشش در جامعه ظاهر شود که موجب تحریک جنسی نشود چگونه این همه آثار منفی دارد؟! ظاهراً جنابعالی پوشش اسلامی را فقط همان پوشش مورد نظر طالبان افغانستان میدانید. اتفاقاً بسیاری از میهمانان خارجی و توریستها وقتی با این پدیده به عنوان یک قانون مواجه میشوند برایشان جالب توجه است و با طیب خاطر اجرا میکنند و گاهی همین امر موجب وارد شدن آنها به دنیای جدیدی از معنویت و تشرف آنها به اسلام شده است.
جناب آقای تاجزاده!
مشکل اساسی شما و برخی دیگر از اصلاحطلبان این است که معیارتان آن چیزی است که دنیای امروز اقتضا میکند و فکر میکنید همان طور که در صنعت و تکنیک نمیتوانیم از پیشرفتها و ابداعها پیروی نکنیم، در راه و رسم زندگی نیز باید از آخرین محصولات فکری بشر استفاده کنیم نه از اسلام به عنوان آخرین پیام الهی و یگانه راه سعادت بشر و صراط مستقیم زندگی.
الگوی امثال جنابعالی اجتماعات غربی است نه جامعة ایدهآل اسلامی که در آن تمام احکام اسلام باید مو به مو اجرا شود. لذا معتقدید فقط آن بخش از احکام اسلام که با شرایط امروز سازگار است باید اجرا شود، هرچند این سخن را به صراحت به زبان نیاورید. اسلام از نظر شما مساوی است با ایمان قلبی و رابطه انسان با خدا و چند وعظ و اندرز و دعا و عبادت و نه یک نظام هماهنگ فکری و عملی که داعیه حکومت جهانی دارد و برای همة شئون زندگی بشر دستور دارد و ما باید به دنبال پیاده کردن این نظام در سراسر جهان باشیم نه اینکه بگوییم دنیای امروز چنین اقتضا میکند. اساساً ما برآنیم که دنیای امروز را تغییر دهیم و مطابق الگوی اسلامی بسازیم.
آری این است مشکل اساسی بخشی از اصلاحطلبان، که در دورة هشت ساله دولت اصلاحات نیز با آن مواجه بودیم و خون دلها خوردیم. وقتی چنین برداشتی از اسلام داشته باشید دیواری که من و شما معتقدیم بین اصلاحطلبان و بخش بزرگی از اصولگرایان وجود ندارد، بیجهت ساخته میشود و کار به نفع افراطیون دوطرف تمام میشود. برای جنابعالی آرزوی توفیق مسئلت دارم.
والسلام – علی مطهری
16/11/89














درود بر هرانكه مي انديشد و سلام بر انكه آگاهي ميبخشد . دوستان عزيز .جناب آقاي مطهري و تاجزاده .از مسائل مطرح شده بسيار خوشحا لم .نمونه هاي چنين گفتگوهايي در ادبيات سياسي معاصر ما اندك است. پس من هم فرصت را غنيمت ميدانم و براي روشن شدن ذهن خود چند سوال ميپرسم. 1-ايا از خود پرسيده ايم چرا هر وقت سخن از ازادي به ميان مي ايد نخستين واكنش مخالفان آن ارتباط دادن مفهوم آزادي با مقوله سكس است؟و ساير شئون زندگي اجتماعي كه در پرتو ازادي شكوفا ميشود را ناديده ميگيرند؟ 2- با نگاهي به سفر نامه هاي ايرانيان به غرب از خود پرسيده ايم كه چرا برهنگي وسكس بيش از ساير مظاهر دموكراسي در آثار آنان جلوه گر شده؟ آيا اين ريشه در ذهنيت بيمار ندارد؟ 3- به لطف تاريخ و تحقيقات متفكرين با ارائ سياسي مختلف يك نكته كاملا واضح و روشن است به گونه اي كه نميتوان ان را پنهان كرد وآن اينكه همه ديكتاتورها با شعار رساندن انسان به مدينه فاضله ورهايي آنان از تباهي به قدرت رسيدند وخونهاي بيشمار ريخته اند.از ماركسيسم روسي و نازيسم گرفته تا ايدئولوژيهاي سياسي طالباني كداميك از آنان گفته اند كه ما براي قدرت طلبي و اسارت نوع بشر امده ايم؟ آيا بهتر نيست بجاي اينگونه جدلهاي بيحاصل و مغلطه هاي فرساينده نخست جايگاه مفهوم قدرت در انديشه وعمل سياسي خود را مشخص كنيم وسپس مباني مشروعيت و سازوكار تغيير وتبديل آنرا به بحث بگذاريم؟..سخن در اين زمينه بسيار است و مجال اندك. اما بايد بدانيم آنچه در ميان هياهو و غوغا گم ميشود درستي و حقيقت است.
سلام خدمت تمامی دوستان
وقتی نظراتی رو که دوستان گذاشتند رو به طور کامل خواندم به عینه به این نتیجه رسیدم که رشد مردم ما بیشتر از حاکمان بوده و به همین دلیل است که این نظام نمی تواند پاسخگوی مردم باشد و از راه درست با مردم مذاکره کند.
اولا”سالهاست که می گویم شما مردان خودرا حضرت علی بسازید مازنان خود بخود حضرت فاطمه خواهیم شد اگر یکی از اهداف حجاب عدم جلب توجه و ایجاد آرامش روانی جامعه است لطفا”سری به وزارتخانه ها و اغلب ادارات دولتی بزنید تا ببینید کارمندان زن آنها (اکثرا”) تحت لوای حجاب اسلامی چگونه خودرا آراسته اند که قطعا” اگر بی حجاب بودند کسی به آنها نگاه هم نمی کرد از آرایش چشم و ابرو و لب توسط لوازم آرایش و تتو گرفته تا استفاده از چادر و انواع مقنعه به شکلی که آنها بهتر جلوه دهد کجایید آقای مطهری که خدا پدرتان را قرین رحمت کند خانه از پایبست ویران است/ آنوقت …خواجه در بند نقش ایوانست ؟ فلسفه حجاب اگر درقلب و روح زنان و نیز مردان جاافتاده باشد یک زن اگر عریان هم در جامعه حاضر شود کسی اورا نمی بیند حق این بود که از ابتدای حکومت به اصطلاح اسلامی اول فلسفه حجاب و دلایل آنرا جا می انداختید بعد می دیدید که زنان خودشان آنرا انتخاب می کردند و هرگز منتظر فرصتی نبودند که آنرا بردارند برای من که ابتدا حجاب را ااختیاری انتخاب کردم پس از این سالها فقط تحت این شعار خود ساخته از استفاده می کنم که : “حجاب ترحمی است که زنان باید در راه خدا به مردان بکنند ” . نکته دیگر اینکه اگر حجاب در ایران اجباری نیست چرا مطابق آیه های قرآن زنان سالخورده و فرتوت را مختار به عدم رعایت آن نمی کنید ؟. آیا این پاره پاره کردن قرآن نیست ؟
سياوش- بادرود فراوان به آقا ناصر كه واقعا از نوشته ايشان لذت بردم
وسلام به آقاي مطهري عزيز
جناب مطهري نميدانم چرا از آنهمه پرسش آقاي تاجزاده آنقدر با حرارت به مسئله حجاب پرداخته و به شيوه اي نوشته ايدكه شائبه تحريك افكار عمومي را داشته باشد.آياواقعا فكر ميكنيد فساد وفحشاي موجود در ايران از كشورهاي اروپايي كمتر است.(كه اگرباشد به واسطه اعتقادات خود مردم است نه بخاطرحجابيست كه شما به الزام آن اعتقاد داريد.)تا آنجاييكه من در نامه آقاي تاجزاده ديدم ايشان نيز به به حجاب ورعايت آن اعتقاد داشته وهرگز به بي حجابي تشويق نكرده اند.ايراد ايشان به راهكارهاي متداول در كشور است.واينكه تمام توان نظام را براي سركوب نافيان اين اصل (البته از ديدگاه خودتان )به خدمت گرفته ايد. واصول ديگر را كه تمامي پيشوايان ديني به رعايت آنها تاكيد داشته اند فراموش كرده ايد.گفته ايد درعراق -لبنان و…حجاب الزامي نيست چون آنها حكومت اسلامي ندارند.ميخواهم بدانم شما از كجا ميدانيد كه ما حكومت اسلامي ميخواهيم .ما فققققط جمهوررررري اسلامي ايران ميخواهيم “نه يك كلمه كم ونه يك كلمه زياد.” آنهم اسلاميكه به تمام آموزه هاي ديني اعم از دروغ-ريا-تهمت-سركوب مخالف-دزدي وتجاوز – شكنجه – تقلب – استبداد ديني- برده وغلام دانستن مردم و….به يك اندازه پرداخته شود.مطرح كردن تقلب قبل از انتخابات را جرم دانسته ايد .ميخواهم نظرشما را در مورد بگير و ببندها وقطع اينترنت ومختل كردن سيستم تلفنهاي همراه درست شب قبل از انتخابات وهمچنين مانور نظامي اقتدار را همزمان با شروع انتخابات -بدانم . لطفا باز هم به شعور مردم توهين نفرموده و بيراهه نرويد.
ابتدا جای تشکر دارد که آقای مطهری از منطق گفتگو استفاده میکند ،درد ما هم همین است که نمی توانیم در جامعه چنین گفتگوهای را بدون هزینه داشته باشیم مثل گفتگوی آقای شکوری راد با ………. که نتیجه ای جز زندان برای شکوری راد نداشت اما استدلال های آقای مطهری نشان از کم اطلاعی اورازا چنین بحثهای دارد دادها ومطالعات او محدود به یک گونه نگرش است ، وبه همین سبب است منطق خود را قالب بر منطق دیگرا ن میپندارد،اگر بپذیریم که با رعایت حجاب غریزه های جنسی مردان دچار لغزش نمی شود و اگر چنین نشد لغزشها شروع میشود درمنطق آقای مطهری انسان وانسانیت را به درجه ای از حیوانی ات تقلیل می یابد! مطلبی است که اشاره به آن خالی از لطف نیست در زمانه لیلی مجنون: روزی مجنون لیلی را دنبال میکرد که ناگهان فردی جلویش را گرفت با عصبانیت گفت مگر نمی بینی دارم نماز میخوانم از مقابلم رد شدی حواسم را پرت کردی ،مجنون در جواب ضمن طرح یک سئوال میگوید من به دنبال لیلی بودم جز لیلی کسی ندیدم ،چطور تو با خدا بودی منا دیدی؟وای به حال آن جامعه ای که میخواهد با بخشنامه و گشت ارشادبا سخنان سر تا پا دروغ احمدی نژادهدایت بشود>در آخر اینکه آقای تاجزاده عمده بحث اش راجب آزادی بیان واندیشه بود و تاثیرات آن در جامعه ،ولی آقای مطهری با زیرکی کامل به بحث حجاب بیشتر متمرکز است تا از جوابهای بی جواب آقای تاجزاده به نظر نیاید،کما اینکه آقای تاجزاده خودش به حجاب معتقد است ،ولی برای دیگران که اعتقاد ندارد هم حق احترام قایل است،هچنان که خانم رهنورد گفته الگوی من حضرت زهرا است ولی به حجاب اجبار اعتقاد ندارد
در نامه آقای علی مطهری که به سختی میشه اون رو پاسخی برای نامه آقای تاج زاده دونست چند نکته رو میشه به وضوح دید:
1- عدم اعتقاد به عقل جمعی
2- عدم اعتقاد به فهم توده های مردم
3- بی توجهی به عدم سیطره افراد (حتی پیامبر) بر مردم و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود
4- و همچنین ترس از انتخاب توده های ملت
به موارد بالا نوعی میتوان نوعی اشتباه در تشخیص جایگاه استاد عزیز مرتضی مطهری به عنوان شاگردی از شاگردان بارز اساتید بزرگی چون علامه طباطبائی و یا دوستی از دوستان شهید بزرگوار آیت الله بهشتی و یا فقهای مبرزی چون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری (با همه تفاوت بین برداشتهای این بزرگان) را افزود.
در محتوی این نامه نیز متاسفانه مردم خس و خاشاک شمرده شده اند
از سایه پنهان غرور و خود بر حق بینی باید به خدا پناه برد
جناب مطهری عزیز و بزرگوار کاش میشد دستت رو بگیرم و ببرم کشور پاکستان تا ببینی حجاب دلبخواهی چه فرقی با حجاب اجباری داره. تا درک کنی که موی یک زن محال ممکن هست که اسلام و نماز و روزه رو به باد بده. حیف و صد حیف که درگیر مجلس هستی و امکان مسافرت به دیگر کشورهای مسلمان رو نداری.
جناب مطهری البته قصد مقایسه ندارم اما زمانی که حال و روز خانواده پهلوی رو می بینم و میشنوم که فرح پهلوی با حالتی التماس گونه می خواهد فرصتی به او و فرزندش داده شود تا اشتباهات گذشته را جبران کند به ناگاه به یاد اصولگرایانی می افتم که چندان تقصیری در کشتار و جنایتها و تجاوزات ندارند اما خواهان بازگشت به ملت هم نیستند.
درود بر تاجزاده عزیز که آینده ایران خواهد بود.
آقای مطهری نمیدانم چرا مصطفای عزیز شما را مخاطب برگزید شاید در دورانی که بی منطقان سوار بر اسب حکمرانی اند کسی با اندک منطق چون شما نیافت!
آقای مطهری در جواب نامه علمی و زیبای مصطفی سراسر انگ زده ای و علامت ! گذاشته ای. آن حجتی که در ذهن خود ساخته و با مشی… همراه کرده ای و فکر می کنی همان درست است، شاید غلط باشد. آیا به این فکر کرده ای؟
بسی خندیدیم وقتی دیدیم لباسهای زمستانی زنان مارا با لباسهای زمستانی زنان غیر مسلمان (مستکبرین خونخوار) مقایسه کرده اید.
در جواب شما که احیانا کشور دیگری غیر از ایران و عربستان و لبنان را زیارت نکرده اید باید گفت با این منطق شما (که منطق حاکم است) مسیر فساد و تباهی و دین زدگی جوانان مملکت هموار شده و میشود. می توانید میزان فساد و تباهی را با کشورهای مستکبر و خونخوار جهان مقایسه کنید.
این علامت تعجب در مکتوباتی که خطاب به یک نفر است متداول و مرسوم است و جزئی از اصول نگارش است
مثل این که من بنویسم جناب آقای ناشناس! این صرفا به معنای خطاب قرار گرفتن است
بیشتر موارد رو دوستان گفتن ، خوشحالم از اینکه هنوز بین رجال سیاسی کسی پیدا میشه که اهل گفتگو هست
اما لب کلام همینه که این دولت (و در راسش حکومت) که تمام ارزشهای انسانی و حتی اسلامی رو زیر پا گذاشته ،
چطور هنوز روش میشه ادعای اسلامی بودن بکنه ؟
یعنی با تمام اتفاقاتی که افتاده ، ترویج دروغ و تهمت و فساد و قص علیهذا ، نشون دادین که الگو که هیچ حتی از پس ادارهء
همین مملکت هم بر نمیائین ؛ اون وقت هنوز حرف از ادارهء جهان میزنین ؟
چرا چشماتون رو باز نمیکنین و اصل و ریشهء تمام این ناهنجاریها و عقب افتادگیا رو نمیبینین ؟
آقای مطهری
فکر می کنید فساد دزدی عقب ماندگی تجاوز قتل و… در کشور ما که الگوی اول جهان اسلام است زیاد است یا در کشورهای غربی که هم حجاب و هم بی حجابی آزاد است .فکر می کنید بیشترین اختراعات وتولید علم وخدمت به بشریت در کشوری که حجاب در آن اجباری وجرم است زیاد است یا در کشورهای غربی که حجاب وبی حجابی در آنها آزاد است….
سلام تشكر ميكنم از آقاي مطهري، كه جواب نامه را دادند. مشكل اينجاست كه اين مناظره بايد رودررو و شرايظ يكسان انجام ميشد نه يكي پشت ميله هاي زندان زيرشكنجه و يكي… شايد اگر آقاي مطهري هم الان زنداني بودند،معناي آزادي موردنظر تاجزاده را درك ميكردند و آنرا با بي بندوباري اشتباه نميگرفتند. به اميد آزادي تاجزاده دلاور
آقاي مطهري فکر ميکند دموکراسي يعني اينکه اکثريت هر کاري دلش خواست ميتونه انجام بده بدون توجه به حقوق اقليت ها. دموکراسي بيش از اينکه عمل به نظر اکثريت باشد حفظ حقوق اقليتهاست. در مورد آزادي هم که ايشان بيشتر بي بندوباري را با آزادي اشتباه گرفته اند به جاي اينکه تعريف درستي از آزادي و حدود آن در ذهنشان باشد. تاسف به خاطر اينکه تاجزاده بايد در زندان باشد و افرادي با سطح سواد مطهري که تازه بين مجلسيها باسواد محسوب ميشود نماينده باشند واقعا تاسف.
آقاي مطهري گذشته از اين جوابيه مفصل شما ما بالاخره يك چيز را نفهميديم كه آيا حجاب در اسلام واجب است يا اجبار واگر غير مسلمان در كشور مسلمان زندگي كند بايد او را هم اجبار به داشتن حجاب كرد آيا اصولا در اسلام اصل حجاب اجباري است يا شما كاسه داغتر از آش شديد و وظيفه داريد چيزي را كه در اسلام دستور صريح بر اجبارش نيست به همه تحميل كنيد . چون آن چيز به نظر شما درست است . لطفا حكم اسلام را در اين مورد بيان كنيد.
ممنون ازتوجه اقای علی مطهری
مشکل اقای مطهری همانست که در ابتدای نامه خود بدان اشاره کرده: عدم اعتقاد به آزادی انسان!
یکجا هم بدجوری مغلطه کرده، آنجا که گفته : آزادی پوشش یعنی آزادی تحریک جنسی و بعد نتیجه گرفته که باید دیسکو هم داشته باشیم! یعنی از جزء به کل رسیده.
اگر مطهری می خواهد بداند که چقدر کار فرهنگی حکومت در زمینه حجاب جواب داده یک هفته اجبار را بردارد، آنوقت می فهمد.
ارتباط بی معنای حجاب اجباری و تحکیم خانواده از آن بحثهایی است که نخ نما شده. و مطهری شاید نمی داند که در همین فضای اجبار هم آنهایی که اهلش هستند به کار خود مشغولند! و از تسهیلات قانونی جدید هم بهره مند می شوند!
یک جای نامه هم سوال تاجزاده را پیچانده و جواب نداده که بالاخره با حجاب اجباری در رابطه با برگزاری مسابقات جهانی ورزشی و توریسم چه می خواهد بکند. و معلوم نیست که از کدام منبع فهمیده که زنان توریست بعد از اینکه به زور به زیر روسری رفتنه اند، مجاب شده اند که مسلمان شوند؟! وچطور است که بنده بعد از 30 سال به این بصیرت نرسیده ام!
بزرگترین معضل امروزی کشور ایران ، حاکمیت تئوکراسی بجای دموکراسی است. باید از هر نظر تئوکراسی و دموکراسی و تقابل این دو مقوله ، به بحث و بررسی گذاشته شود.
با سلام .
با وجود همه ایراداتی که در سخنان اقای مطهری موجود است و اگر فرصتی مهیا شد در همیا سایت پاسخ خواهم داد باز هم به اقای مطهری افرین می گویم که با استدلال و بدون توهین حرف میزنند . لااقل ایشان مثل اصولگرایان دولتی و هوادارانشان اهل بی تربیتی ٰهتاکی بالا اوردن عکس نوامیس مردم و ….نیستند .
مشکل اصلی در علوم انسانی در ایران نبودن آسیب شناسی است. اگر از منظر آسیب شناسی به قضیه حجاب نگاه کنیم اتفاقا حرف های آقای تاجزاده به تقوی نزدیکتر هست زیرا عملا حجاب در ترکیه رو به رشد هست و در ایران رو به افول.
از لحاظ اسلام هم یک نکته اساسی وجود داره و اون اینه که قرآن اتفاقا کاملا عملگراست. یعنی از هر دو روش بشارت و انذار استفاده می کنه ولی اصل نتیجه بخش بودن در امر هدایت انسان هست. یعنی در واقع دو راه پیش پای ما هست، یکی دعوت کردن که همون کار فرهنگی یه که ترکیه داره می کنه و همه جمع ها و گروه ها را وارد گفتگو در تلویزیون و جامعه کرده و آگاهی ها را بالا می بره تا راه راست را خودشون پیدا کنند و یکی هم راه ایرانه که انذاره که مشخصا جواب هم نداده، چون مبحث فرهنگی به طور کلی محل انذار نیست و کار بلند مدت می طلبه.
ولی چرا انذار توی قرآن هست ولی در مبحث فرهنگی حجاب درست نیست، چون محل انذار ، وجود اضطرار هست. یعنی شما یه بچه را می بینید داره می دوه وسط خیابان، جلوش را به هر وسیله که شده می گیرید.1- عقل بچه برای درک خطر کافی نیست،2- زمان مورد نیاز برای بالا بردن آگاهی بچه کم هست،3- فرصت شما هم کم هست(که البته اگر فقط به این دلیل باشه از تقوی دور هست. کار جمهوری اسلامی الان این شده که چون فرصت کافی روی تحلیل این مسائل نمیگذاره، تصمیم گیری های بی پایه ای تو این 30 گرفته و نتیجه عکس هم گرفته)
سلام بر آقای مطهری عزیز
من بطور کامل با شما در مورد حجاب موافقم اما قبل از آن، باید بگویم که هیچ چیز را نمی توان به زور اجرا کرد. به قول معروف با زور نمی شود مردم را به بهشت فرستاد. هرگونه قانونی چه زمینی چه آسمانی را نمی توان به زور پیاده کرد اگر چنین بود تمام پیامبران برای هدایت مردم به زور متوسل می شدند. متاسفانه از ابتدای شکل گیری نظام ما تا کنون افراد صاحب نظر و کاردان کمتر دارای قدرت اجرایی بوده اند تا به فکر ساخت فرهنگ مردم باشند و متاسفانه مدیران بی سواد ما هم همیشه سیاست های بسته و زوری را در قبال فرهنگ جامعه پیش گرفته اند.
بنده معتقدم در تمامی امور فرهنگی جامعه دو مسئله اجبار و عدم وجود برنامه غنی و مشخص بیشترین ضربه را به جامعه زده اند. تنها یک مثال کوچک از بی سوادی مدیران فرهنگی بزنم که به بهانه جذاب بودن هر روز صبح برای کوچک و بزرگ کارتن موش و گربه پخش می کنند اما درکی از اثر مخرب این که تشبیه کننده زندگی به بازی موش و گربه، جدال و جنگ، نکاه کردن به دیگر به چشم رقیب، استفاده از انواع و اقسام حقه و ابزار و … برای منکوب کردن دیگران، ارزش و مثبت جلوه دادن برتری در یک نزاع و …. ندارند، در حالی که در کشورهای غربی که آنها را همه مادی گرا و …. می نامیم همگاری گروهی، دوستی، صداقت و …. را نه با شعار که با حذاب ترین کارتن ها و داستان های جذاب تشویق می کنند.
تا زمانی که هی برای مردم حدیث و … بیاوریم و هی شعار بدهیم که حجاب و … چطور است و چطور باید باشد، ولی توانایی ساخت چهار تا برنامه جذاب را نداشته باشیم مردم از این همه شعار و حرف خسته کننده زده می شوند آن وقت است که به زور همه نمی خواهند به بهشت بروند!
بنده هم مثل خيلي از دوستان از آقاي مطهري تشكر ميكنم كه سعي كردند پاسخي منطقي به نامه آقاي تاج زاده بدهند گر چه بعضي از پاسخها از استدلال ضعيفي برخوردار بودند و نيز به بسياري از سولات نيز پاسخي داده نشد و در كل به نظر بنده پاسخها به هيچ وچه قابل مقايسه با سوالات نبودند.لازم ميدانم چند نكته را خدمت ةقاي مطهري عرض كنم(گر چه دوستان هم متذكر شده اند)
1.چرا فكر مي كنيد كه مردم وقتي كه پاي صندوقهاي راي مي آيند فهيم هستند و علي الخصوص وقتي به كانديداي گروه شما راي مي دهند بصيرت دارند و در ساير موارد بايستي صغير و كبيرشان را تحصيلكرده و بيسوايشان را مانند گوسفند پاييد به بهانه اينكه نمي فهمند و گرگها در كميند.و بايستي همه چيزشان رن كنترل كرد.
2. آقاي مطهري من نميدانم شما در سفرهاي خارجيتان كجاها را به تماشا نشسته ايد كه فكر ميكنيد همه جاي دنيا را به دليل عدم توچه به حجاب فساد برداشته است. در همين كشورهاي مسلماني نه نام برديد موقع نماز مسلمانان با اشتياق و بدون اجبار به مساجد ميروند و نه به هموطنان بي حجابشان توهين مي كنند و به واسطه اينان دينشان را از دست مي دهند.(شما اگر كمي انصاف داشته باشيد و هزينه كنيد و چند صباحي رادر يكي از اين ممالك (نه به توريست) بسر ببريد به صحت عرض بنده پي خواهيد برد. )
2.بنده بر شما خرده زيادي نميگيرم چونكه بنده هم در اثر تعاليم جامعه سنتي مذهبي اطرهف خود يك روزي همينجوري فكر ميكردم تا زمانيكه خداوند عنايتي كرد و براي ادامه تحصيل به خارچ از كشور عزيمت كردم.و از آنروز براي كساني كه ناخواسته و ندانسته مسيله اي به اين كوچكي را بزرگ كرده اند طلب بصيرت ميكنم و نيز كساني راكه مسايل مهم را دينوسيله لاپوشاني مي كنند لعنت .چرا كه ايمان مردم را هزينه كج فهمي ها و دنيا پرستي خود مي كنند.
3.به قول حافظ شيرازي : توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مي كنند. از اين دست كاستيها در مملكت ما خيلي زياد است. براي من سوال است كه آيا در ميان جماعت توبه فرمايان كه شما بيشتر با آنان حشر و نشر داريد اين مسيله اينقدر مهم است.ؤ آيا اسلام عزيز نتوانسته است اين دوستان را در برابر اين مرض واكسينه كند.برايشان آرزوي سلامت نفسي من كنم كه به اين چيزها بر باد نرود.مرحوم مطهري در همان تهراني كه ياد كرديد استاد شهيد شد.در ميان همان بي بند و باريهاي اطراف خود رشد كرد و گمراه نشد.اگر فيلمهاي روزهاي اول انقلاب را مرور بفرماييد ، بي حچابهاي فراواني را خواهيد بافت كه ما از آنان به عنوان مسلمانان آزاده ياد مي كنيم.
با تشکر از آقای مطهری که نشون دادن معنی احترام رو میدونن و به همه مخالفان به دید دشمن نگاه نمیکنن.ولی ایرادی توی استدلال ایشون دیدم و اون اینه که لزوم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی یا لزوم رعایت بهداشت عمومی و یا الزام مردم به سوادآموزی به دلیل انتخاب و رای موافق اکثریت مردم به قوانین وضع شده در این حوزه هاست و دقیقا به نظر مردم بستگی داره.ایشون باید بدونن که با وجود آیین نامه مکتوب مقررات راهنمایی و رانندگی این مردم هستند که میزان رعایت و مرزها رو مشخص میکنن.مثل بستن کمربند ایمنی که همیشه توی کتاب قانون بوده ولی فقط چند ساله مردم اونو پذیرفتن،حتی خود پلیس قبلا اهمیتی نمیداد. پس تمام این الزامات رو مردم جامعه با رای و نظر موافق اکثریت بوجود آوردن و در متن جامعه نمایش میدن.من با آقای تاجزاده موافقم که حجاب با آزادی بهتر بدست میاد،در واقع حجابی که با فشار بوجود میاد یه بنای بدون شالوده است که تمام ساکنینش در خطرن
… مگر الان مشکلات و مسائلی که جنبه سکسوالیته دارد در ایران کمتر از کشورهای دیگر است. خودکنترلی به مراتب در کشورهای غربی بیشتر است تا کشوری مثل ما. در ضمن چه کسی گفته اگر زنان حجاب نداشته باشند باعث تحریک جنسی مردان می شود اتفاقا شما کافی است که مدتی از ایران بیرون بروید و در کشوری حداقل مثل سوریه باشید تا بعد از مدتی این مسئله برای تان حل شود تا به نداشتن حجاب بعنوان امر جنسی نگاه نکنید. اصلا نگاههای مردان ایرانی با مردان دیگر کشورها بسیار متفاوت است ایرانی ها بخاطر سرکوب و اجبار در ایران نگاه غیر متمدنانه به زنان دارند و این مستقیما بخاطر اجبار حاکمیت اتفاق افتاده و متاسفانه ایرانی ها را در مقابل دیگران سرافکنده نموده است. …. اتفاقا اقای تاج زاده نگاه مناسب تری به موضوع دارند که افراد در اخلاقیات باید پایبندی درونی داشته باشند و نگاه اجباری انسان را نسبت به امر سرپوش نهاده شده حریص تر می سازد. آمارهای مسائل و انحرافات جنسی و جنایت ها در این زمینه در ایران چنانچه امار واقعی پیدا کند این نگاه اقای مطهری را با چتلش جدی مواجه می سازد که گناه این وضعیت مستقیما بر عهده ی همین اقایان خواهد بود.