سرکوب در مصر و تونس بیشتر بود یا ایران
چکیده :شاید فرق اساسي این باشد که دولتمردان اين كشورها هرگز از پايه و بن منكر وجود معترضان و بحران در كشورشان نشدند. آنها بحران را در كشور انكار نكردند و آن را "جنگ نرم "و "فتنه "و هزار اصطلاح من در آوردي ديگر نناميدند...
کلمه_سارا پردیس :در مصر و تونس و اردن و الجزاير و يمن مردم اعتراض كردند و گاه سركوب شدند و از دولت كتك هم خوردند اما همه اينها با اعتراض مردم در ايران به ويژه اعتراض ها در كوران مبارزات جنبش سبز متفاوت است .شاید یک فرق اساسي این باشد که دولتمردان اين كشورها هرگز از پايه و بن منكر وجود معترضان و بحران در كشورشان نشدند. آنها بحران را در كشور انكار نكردند و آن را “جنگ نرم “و “فتنه “و هزار اصطلاح من در آوردي ديگر نناميدند .
دولتمردان در اين كشورها اعلام كردند كه صداي معترضان و مردم را شنيده اند و با مردم سخن گفتند. دولتمردان مصري از دهها كانال تلويزيوني اعلام كردند كه خواسته هاي به حق جوانان را شنيده اند و به آنها پاسخ خواهند داد .آنها معترضان را فتنه گر، اراذل و اوباش، بزغاله و گوساله و خس و خاشاك خطاب نكردند . اين معترضان اگر هم سركوب شدند ، كتك خوردند و كشته شدند شدند معترض بودند. معترضاني به سياستهاي حكومت و نه منافق و مزدور بيگانه و اراذل و اوباش .آنها خطاب به اين معترضان تاكيد كردند كه بيكاري و فساد را در كشور ريشه كن و به بي عدالتي ها پايان خواهند داد .آنها تا حد زیادی خواستهاي معترضان را مشروع و قابل قبول دانستند اما از آنها خواستند به اعتراض پايان دهند .كاري كه بسیاری از دولتمردان در همه دنيا در زمان اعتراض های مردمي انجام مي دهند .چون مي دانند كه در نهايت مردم هستند كه دولتها را عزل يا انتخاب مي كنند .
بحراني كه هرگز پذيرفته نشد
اما در كشور ما چه گذشت ؟هنوز دو روزي بييشتر از آغاز اعتراضات مردمي در خيابانهاي تهران و ديگر شهرهاي بزرگ ايران نمي گذشت كه رييس دولت دهم در ميدان ولي عصر تهران در حالی سخنراني كرد که درست چند قدم آن طرف تر، نيروهاي لباس شخصي وبسيج و… مردم را كتك مي زدند تا مبادا برنامه حكومتي با ورود مرم معترض خدشه اي ببيند . اما آن روز هر كه در ميدان ولي عصر بود مي توانست صداي مردم معترض را بشنود .در همان سخنراني محمود احمدي نژاد اعلام كرد كه معترضان جز مشتي خس و خاشاك نيستند .لقبي كه در ماه هاي آينده فقط عنوان ظاهری اش تغيير مي كرد و معناي يكساني براي معترضان به حكومت داشت .اين خس و خاشاكها، گاه بزغاله و گوساله مي شدند و گاه فتنه گر و زماني ديگر اغتشاشگر و در نهايت باز هم فتنه گر .
اين نوع سخنان مردم معترض را كه با شعار راي من كجاست؟ به خيابانها آمده بودند، خشمگين تر كرد و فردا در اعتراض بزرگ 25 خرداد ماه از ميدان امام حسين تا آزادي ميليونها نفر فرياد زدند كه خس و خاشاك نيستند و مردمي معترضند .
آن روزها در ايران تنها معترضان مسخره شدند و تمام ياران و دوستان دولت در صدا و سيماي به اصطلاح ملي گردهم آمدند و براي مردم قسم خوردند كه انتخاباتي سالم داشته اند و تمام اين حركات خواست دشمن و اغتشاش است . آن روزها البته به ندرت، برخي از مسوولان دولتي در تلويزيون حاضر شدند و گفتند كه مردمي كه روز 25 خرداد در ميدان آزادي حاضر شده اند مردم بوده اند و نه اغتشاشگران . محمد باقر قاليباف ، شهردار تهران يكي از اين افراد بود. هر چند بعد از اين ماجرا هم بارها اين جمعيت بزرگ از معترضان اغتشاشگر و فتنه گر خوانده شدند .
معترضان به رسميت شناخته نشدند
اما در مصر و تونس و … چه گذشت ؟دولتمردان در اين كشورها در روزهاي نخست اعتراض مردم هر يك به نحوي سعي كردند به معترضان پاسخ دهند آنها به مردم معترض گفتند كه صداي اعتراض شان را شنيده اند، آنها گفتند که فقر و نابرابري را باور دارند و به آن پايان مي دهند .
معترضان مصري در ميدان تحرير مصر اغتشاشگر ناميده نشدند و اگر هم سركوب شدند، كتك خوردند و كشته شدند لااقل معترض نامیده شدند. معترضاني به سياستهاي حكومت و نه منافق و مزدور بيگانه و اراذل و اوباش .
جمعیتی که در روز خشم مصر به خیابان های قاهره ریختند سه میلیون نفر نبودند و کمتر ازاین ها برآورد شدند اما هنوز ۲۴ ساعت نگذشته بود که مبارک رييس جهور مصر گفت صدای اعتراض مردم را شنیدم و برای اصلاحات تلاش خواهم کرد.او همچنين گفت كه ديگر در انتخابات شركت نخواهد كرد . او همچنين گفت كه از اعمال خشونت علیه معترضان غمگین است و گفت از اینکه می بیند “مصری با مصری” می جنگد ناراحت است. حرفي كه هيچ يك از دولتمردان ايراني هرگزبه زبان نياوردند . عمر سلیمان، معاون رئیس جمهوری مصر، نيز در نطقی که از تلویزیون دولتی مصر پخش شد گفت که معترضان درخواست هایی “مشروع” و “قابل قبول” دارند اما زمان آن فرا رسیده که به اعتراضات خود پایان دهند.
همچنين احمد شفیق، نخست وزیر مصر از بروز درگیری بین هواداران و مخالفان دولت در میدان تحریر که منجر به کشته شدن دست کم پنج نفر شد، عذر خواهی کرد.
نهادهاي مستقل مصري هنوز وجود دارند تا جايي كه دادستان اين كشور هم اعلام كرد كه تعدادی از وزرا و مسئولان سابق دولتی و حکومتی را ممنوع الخروج كرده که این ممنوعیت از جمله شامل کسانی می شود که در حوادث اخیر مصر در اعمال خشونت علیه مردم معترض نقش داشته اند.ارتش همچنان سعی می کند از مردم معترض حمایت کند و مانع اعمال خشونت بر ضد آنها شود.
بعد از 12 روز که از شروع اعتراض ها در مصر می گذرد، هنوز هم بسياري از شبكه هاي خبري دنيا در ميدان تحرير حاضر هستند و لحظه به لحظه حوادث مصر را پوشش مي دهند و كسي هم هنوز دستور اخراج شان را از كشور صادر نكرده است .
در تونس بن علي کشور را ترک کرد، در اردن ملک عبدالله کل کابینه را عوض کرد، در یمن رئیس جمهوری از انتخابات کنار کشید و گفت قدرت را به پسرش هم واگذار نمي كند او همچنين از مردم درخواست كرد كه به اعتراضات خود پايان دهند .
در الجزایر اعلام شد وضعیت فوقالعاده بعد از 19 سال خاتمه مییابد (وضعیت فوق العاده برای سرکوب مخالفان دولت در الجزاير استفاده مي شده است ) عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیس جمهوری الجزایر همچنين به مردم اجازه داد در سایر نقاط کشور به غیر از پایتخت دست به تجمع بزنند.با اينكه دامنه اعتراض ها هنوز به سوريه نرسيده بشار اسد رييس جمهور اين كشور گفت: به دنبال اجرای اصلاحات سیاسی در این کشوراست .
اما در ايران چه شد ؟ در ايران معترضان به انتخابات فتنه گر ناميده شدند و فتنه گر. آنها هرگز اجازه نيافتند راهپيمايي را با مجوز در خيابانهاي شهر برگزار كنند و اگر خود به خيابابان آمدند توسط چرخهاي نيروي انتظامي له شدند و يا از پلها به پايين پرتاب شدند يا دستگير و زنداني شدند. صدها خبرنگار و فعال مدني بعد از انتخابات به زندان رفتند اما حتي دولت وجود آنها را هم منكر شد و در مجامع بين المللي مدعي شد كه افرادي كه در زندانند نه روزنامه نگار و فعال مدني كه مشتي اغتشاشگرند . يعني دولت حتي وجود زندانيان سياسي و خبرنگاران زنداني را نيز منكر شد آن طوركه وجود معترضان را .
هنوز هم بعد از گذشت يك سال و نيم از اعتراضات مردمي در ايران وجود معترضان و بحران در كشور انكار مي شود .از نظر اقتدارگرایان همه چيز در ایران خوب و مرتب است و جنگ نرم دشمن عليه مردم بزرگ ايران به پايان رسيده است.فتنه گران 88 اعدام و زنداني مي شوند و سركوب هنوز هم بهترين راه حل موجود براي اداره كشور است .
اما معترضان مصري در ميدن تحرير حضور دارند و فرياد اعتراض شان را به گوش دنيا مي رسانند .آنها معترضان به حكومت هستند،اما همچنان دولتمردان ایرانی وجود هرگونه بحران و اعتراض را در این کشور انکار می کنند.
مطلب مرتبط:














DOROD BAR MIR HOSSEINE MOUSAVI
آقای شریعت مداری در نطق امشب در صدا وسیما فرمودند به نظر من آنهایی که ریزش کردند خیلی خوب شد .آنها باید میرفتند چون آفت هستند
دقيقاً اين حرف دل ما بود.
و اين استراتژی حکومت ايران ممکن است بخاطر سرکوب شديد در کوتاه مدت جواب دهد ولی در ميان مدت و بلند مدت فقط باعث افزايش نفرت عمومی از حکومت خواهد شد و آن وقت شايد ديگر دير باشد برای به رسميت شناختن مردم و معترضين به وسيله ديکتاتور و حاميان اغلب نظامی اش.
خوب اشتباه اساسی شما هم همینه دیگه
دولت دیکتاتوری کاملا وابسته بن علی و حسنی مبارک به آمریکا را با دولت ایران که دشمن و مخالف اساسی غرب و آمریکا است مقایسه می کنید
در مصر و تونس انقدر دولتها وابسته هستند که نیازی به فتنه نیست
یعنی آمریکایی ها در مصر و تونس نسبت به ایران یک قدم جلوترند
ولی در ایران تازه می خواستند فته کنند و آدم وابسته ای مثل موسوی و کروبی را سر کار بیارند که خدارو شکر مردم نگذاشتند
شما همیشه یک پله عقب هستید
خانم پردیس، واقعا مطلب به جایی رو نوشتین و نکات به جایی رو علامت دار کردین. فقط یه جای مقاله تون اشتباه تایپی داشتین انگار! به جای “دولت بعد از نهم” نوشتین “دولت دهم”! :D
Almost a year ago the Iranian clergy system made a war with its people. Democracies do not make war. Democratic government is elected by the people and the people prefer peace, but dictatorships do not make peace. A dictatorship selects its leader, like Iranian president. The world war started by the Third Reich ended with defeat. The Cold war started by the Soviet Union ended with collapse
Iranian dictators are acting smart; in fact they are stupid enough not to listen to their people. Day of misery is coming soon to them. They are trying to send a message to their own citizens that they should not expect any change in their brutal policies and uncivilized behaviors. The changes have been coming to Middle East day by day, not to the corrupt and rapist government of Iran. They send a message to world that the change in the Middle East rooted in their murderous regime. Regime distracting the Iranian people’s attention by hiding behind what is happening in Egypt or by finding external imaginary enemy.
When the moment of change come to Iran, everyone in the world will watch the collapse with great anticipation and interest.
من از طرفداران پر وپا قرص جمهوري اسلامي بودم اما پس از انتخابات 22 خرداد شيوهايي را که حکومت براي سرکوب مردم به کار برد و دروغهايي که گفت مثلا گفت تطاهر کنندگان يا خارجيند يا از خارج تقويت ميشوند يا اينها فتنه گرند در حالي که خودم با چشم خودم ديدم که اينها مردم کشورم هستند که براي اعتراض به خيابانها امده اند وبعد از ان دوغها فريبها تهمتها و اعمالي از سران حکومت ديدم که چندين شب از غم و ناراحتي خواب به چشمانم نيامد با حود ميگفتم اين بود حاصل انقلاب اسلامي مردم ما اين بود نتيجه خون
شهداي ما اين بود اميد مردم ما بري کشورمان و فرزندان سرزمينمان اي حکومتيان انقلاب ما را به بيراهه برديد انقلاب مردم ما بدست نااهلان افتاد و نا اهلان بي تدبير مسير انقلاب ملت را بي رحمانه منحرف کرده و به سمت و سويي که خود مي خواستند بردند اينان بزودي بايد در پيشگاه خدا و مردم پاسخگو باشند
اگر کمی هم فقرا را آدم حساب می کردید کارتان به اینجا نمی رسید. بنده با کلی سابقه علمی ولی فاقد تبپ مورد علاقه شما ها مجبور به گوشه گیری شدم. آه مظلومان ، احمدی نژاد را به جان شما انداخت. کار ندارم که خودش خوبه یا بد. سانسور نکن!!!!!!!
در جواب سلمان عرض کنم اگر ما یک پله عقب هستیم شما صدها هزار بار عقب مانده… هستید که هنوز نفرت مردم را از خودتان نمی بینید
البته جمهوری اسلامی. به آمار و ارقام و تعداد کشته شدگان، زخمی ها، زندانی ها، میزان خسارات، میزان وثیقه های مالی و…. نگاه کنیدوقضاوت نمایید. از همه مهمتر اگر مصری ها خسارت دیدند، دست کم از شر یک دیکتاتور نجات یافتند.
الان تمام دنیا داره از مصر حمایت می کنه…چرا وقتی تمام ملت ایران بلند شد آمریکا و تمام دنیا خفه هون گرفت؟؟این سوال مهمیه ک پاسخ خیلی از مسایلو میده…یکی از علتاش این بود ک امریکا نمی خواست تعادل قدرت در جمهوری اسلامی بهم بخوره…غلت بعدیش این بود ک جنبش سیاست خارجی درستی را ب جهانیان معرفی نکرد و متاسفانه هی دم از … میزد…ولی در کف خیابونا شعارا با دیدگاه رهبران جنبش متفاوت بود…این رو خواهش میکنم ب رهبران جنبش اتقال بدید
در ایران مردم توسط ماشین پلیس زیر گرفته شدند،از پل پرت شدند،در کهریزک به آنان تجاوز شد،شکنجه شدند،به زور مجبور به اعتراف شدند،زندانی شدند،وابسته به خارجی شناخته شدند،بی دین و بی ایمان نام گرفتند،خس و خاشاک،بزغاله و گوساله خوانده شدند،میکرب خوانده شدند،فتنه گر نامیده شدند،اینترنت اساماس همه قطع شد،به مساجد حمله کردند،به جمکران و قبا حمله کردند،بیوت مراجع را ویران کردند، به خانه کروبی حمله کردند ،اراذل و اوباش را اجیر کردند،لباس شخصی را پرورش دادند،ترور کردند زیرا …و حالا مجلس دیگر در راس نیست ،به قول عمر و عاص کیهان رهبر مشروعیتش را از خبرگان نمیگیرد،تعدادی از مراجع سکوت کرده اند،تا ….همه مدارا کنید،سکوت کنید،خفه شوید زیرا …. راستی باید این مسیر پر از حق کشی طی شود تا که …دست یابد؟
خب جريان يه مشکل بزرگ داره.
اتفاقاً بنده بر اين عقيده ام سرکوب نيروهاي لباس شخصي اصلاً خوب صورت نگرفت بلکه مشکل ما اين بود که ما همه ش مي خواستيم ديالوگ با حاکميت بر قرار کنيم ولي حاکميت به علت اين که تجربه ي شاه رو داشتن از تبديل اين موضوع به يه انقلاب ترسيدند و به هر حال ديالوگ برقرار نشد. منتها مثل دوران اصلاحات باز هم رهبران جنبش فاقد يه استراتژي مناسب بودن اين که بشه يه انقلاب بزرگ اجتماعي مثل جنبش سبز رو طوري هدايت کنن که بتونن از حاکميت امتياز بگيرن بعد از مدتي براي به دست آوردن دل حاکميت و برقراري ديالوگ امتياز هم دادن و مهم ترين ابزارشون براي ترسوندن حاکميت در نبود سنديکاهاي منظم کارگري و ابزار اعتصابات و اطلاع رساني منسجم يعني تظاهرات رو محدود کردن به مناسبتاي خاص که اين در نهايت موجب استهلاک جنبش در دراز مدت شد. اين جا خواهش مي کنم از تبديل کردن جنبش سبز به يه چيز متافيزيکي و تبديلش به فوق مدرن خود داري کنيد و کمي واقع بيني هم گاهي بد نيست. دوستان مي گن جنبش عملاً به مرحله اي رسيد که ديگه تظاهرات بي معنا بود هر چند اين حرف رو قبول ندارم و به نظرم بزرگترين ضربه به جنبش بيانيه ي مهندس موسوي قبل از 22 خرداد امسال بود اما من بر اين اعتقادم حتي اگر قراره تظاهرات متوقف شه بايد براي زنده نگه داشتن جنبش عملي جايگزين در نظر گرفته شه نه اين که بشينيم و شروع به تعريف از فوق مدرن بودن جنبش تعريف کنيم و شاهد اين باشيم که تمام اين دستاورداي چند ساله ي نيروهاي مدني جنبش و دو ساله به خاطر بي عملي ما از دست بره.
آقاي مهندس موسوي حتي اگر نمي خواد اعلام تظاهرات کنه هر چند به نظرم الان هم سودمنده مشکلي نيست ولي به جاي بيانيه برا حمايت انقلاب مصر و خبر رساني اعدام ها بايد ديد ملت چه نافرماني مدني مي تونن صورت بدن وگرنه جنبش هم به سرنوشت اصلاحات دچار خواهد شد.
به نظر من اتفاقاً نيروهاي سرکوب قوي عمل نکردن اين ما بوديم که ضعيف کار کرديم.
من به شخصه اعتقاد دارم جنبش سبز پيروز ميدانه فقط کمي همت مي خواد.
يا حق
فرق اعتراضات ملت ما در سال 88 این بود که
1. پایه و اساس مستحکم و مستدلی نداشت. خودشان هم نمی دانستند تقلب واقعا شده یا نه!
2. موضوع اعتراض شامل همه اقشار مردم نمی شد بلکه حداکثر کسانی که به موسوی رای دادند.
3. اعتراضات بیشتر در تهران بود و دردریگر شهرها خبری نبود.
4. کسانی که به موسوی رای دادند فقط در همان حد رای دادن حداکثر لطف داشتند و نه بیشتر و از طبقه متوسط به بالا بیشتر بودند.
5. کسانی که طرفدار احمدی نژاد بودند بعضی ها تا پای جان از او حمایت می کردند و حمایت از او را دفاع از دینشان می دانستند!
6. احمدی نژاد با پولهایی که به چیب طبقه ضعیف تر اجتماع ریخته بود با سیب زمینی و رغن مجانی آنها را تا حدی راضی کرده بود! و امکان نداشت آنها به کس دیگری رای بدهند!
7. طرفداران دولت با ساندیس و کیک و سبزها با باتوم و گاز فلفل و شیشه نوشابه پذیرایی می شدند.
8. رهبران جنبش سبر خودشان هم اعتقاد به اسقاط نظام نداشتند و ندارند. و اصلا نقش رهبری خود را ایفا نکردند. بخاطر محدودیت و …!
9. رهبران جنبش سبز انرژی جنبشی جنبش را با بی تفاوتی و گوشه گیری خود مستهلک کردند!
10. طرفداران جنبش سیز به موضوع اعتراض اصلی که تقلب در انتخابات بود 100 اطمینان نداشتند. اگر چنین چیزی واقعا ثابت می شد خیلی ها حاضر بودند جانشان را وسط بگذارند!
11.اصلا موسوی از همان اول که وارد عرصه انتخابات شد کاسه کوزه اصلاح طلبا رو به هم ریخت. اگر خاتمی بود هیچ وقت همچین افتضاحی به بار نمی اومد که دولتی ها بتونن از اساس اصلاح طلبا رو قلع و قمع کنند و از گردونه خارج کنند! حداقل برای مدت زیادی.
حرفهای آقای سلمان بیشتر به لطیفه و طنز شبیهه تا واقعیت. اما چون احتمال داره که جدی باشه بهتره چند تا سوال از خودش بپرسه.
چی شد که کسایی مثل مشایی و احمدی نژاد شدن انقلابی و امثال هاشمی و کروبی و موسوی که از نزدیکترین آدمها به رهبر فقید بودن یک شبه شدن امریکایی؟
چی شد که تمام مراجع منتقد به وضع فعلی که بعضا از نزدیکان امام بودن توسط آقای شریعتمداری رد صلاحیت شدن؟
چی شد که رییس 20 و اندی ساله شورای نگهبان (بعد از سخنرانی خاتمی) تو نماز جمعه میگه نیازی به حضور اصلاح طلبها نیست چون مردم نمی خوانشون؟
ودهها و صدها سوال دیگه که نشون میده واقعیت چیه. البته برای کسی که دنبالش باشه.
ضرب المثلی هست که میگوید: اگر آدم یک چنان یا چنین دوستی داشته باشد هیچ احتیاجی به دشمن ندارد. منظور اینست که همان دوست صد بار از دشمن بهتر کمر آدم را میشکند. نمونه ساده آن دوستی باند حکومتی فعلی با انقلاب و اسلام و جمهوری اسلامی است.
مصداق زنده تر واخیر این ضرب المثل تعریف و تمجید رهبری و سایر مقامات دولتمردان حکومتی ما از جنبش ضد استبدادی مردم مصر است. من با تعقیب قضیه و انعکاس این حمایت بزرگانمان از جنبش اسلامی مردم مصر در بسیاری رسانه خارجی زبان از جمله عرب به عینه می بینم که رژیم مصر و سایر محافل استبدادگرای عرب چگونه موفق میشوند تا با اسلامی نشان دادن این جنبش و الگو برداری آن از نمونه کشور اسلامی ما، بین بخش سکولار، چپ و لیبرال این جنبش که تقریباً همه طبقه متوسط را در بر میگیرد و بخش مذهبی آن که شامل توده های عامی، مذهبی و اغلب فرودست میشود، شکاف ایجاد کنند.
این احتمال را روز بروز بیشتر میدانم که با ایزله و منفرد کردن اخوان المسلمین و رادیکال های اسلامی، بخشی از حاکمیت کنونی، منهای دارو دسته نزدیک شخص مبارک، با سایر بخشهای جنبش کنار آمده و اخوان المسلمین و بخش اسلامخواه جنبش را به حاشیه رانده و سر انجام آنرا در مقابل مبارزه دموکراسی خواهانه مردم قرار دهند. اگر ناصریست ها موفق نشدند کمر اخوان المسلمین را بشکنند حمایت دولت ما و تأکید خود اخوان المسلمین بر آشتی ناپذیریش آنرا زیر ضربه خورد کننده نیروهای متوسط دموکراسی خواهی قرار خواهد داد. این نشان میدهد که مقامات حکومتی ما خود هیچ نمیدانند چه تصویری از انان و نظام مقدسشان در افکار عمومی دنیا وجود دارد.
تفاوت بنیادی انقلاب ما با جنبش کنونی مردم مصر اینست که در جنبش ما بخشهای متوسط و سکولار جامعه دنبال روحانیت، و کنشگران اسلامی رفتند ولی در مصر این احتمال که قضیه کاملاً برعکس شود وجود دارد و ابن آن تصویری نیست که حکومت ما از رویداد های مصر در زهنیت خود تصویر کرده و رسانه ایی میکند.
برنامه “رويش ها و ريزش ها” در رسانه ميلي را بهتر است “ريزش ها و بازهم ريزش ها” بناميم. با اين روش آقايان تنها گروهي نظامي و گروهي افراطي و گروه كمي از مردم كه تحت تاثير تبليغات مسمومشان هستند و به تدريج در حال ريزش هستند برايشان باقي مانده است.
باید کاری کرد.این جوری که نمیشه دست رو دست بزاریم
ممنون از نوشته روان و روشن شما . اما به نظرم نكته ي مهمي رو بايد دقت كرد تا در آسيب شناسي ساختار حاكميت و جنبش دچار اشتباهات اساسي نشيم !
ظاهرا اساس نوشته ي شما اين عبارت آغازين است :
” شاید یک فرق اساسی این باشد که دولتمردان این کشورها هرگز از پایه و بن منکر وجود معترضان و بحران در کشورشان نشدند. آنها بحران را در کشور انکار نکردند و آن را “جنگ نرم “و “فتنه “و هزار اصطلاح من در آوردی دیگر ننامیدند .”
—————-
مي شود گفت كه اين استنباط شما درست به نظر نمي رسد و حقيقت قضيه چيز ديگري است . اگر در ايران معترضان را فتنه ناميدند و معترضان را انكار كردند به اين سبب بود كه نوع مواجهه ي و سركوبي كه انتخاب كرده بودند نيازمند اين ادبيات بود . در ايران حاكميت ترجيح داد كه منازعه را به جنگ و فتنه و توطئه تغيير دهد تا بتواند سركوب آن را توجيه كند . يعني فتنه ناميدن و به رسميت نشناختن معترضان معلول نگرش حاكميت به قدرت بود نه علت سركوب . حاكميت از قضا صداي معترضان را شنيد و بحران ناشي از آن را متوجه شد . بحراني كه براي آنها به معناي محدود كردن قدرت بود . آنها يك بحران اجتماعي را به يك بحران سياسي و سپس به يك بحران امنيتي تعبير و تبديل معنا كردند و سپس به سركوب پرداختند .
معترضان ايراني و شايد رهبران جنبش هم ، به جاي آنكه اعتراض خود را پي گيرند و كنش هايشان را سامان دهند درگير گفتمان حريف – گفتمان فتنه – شدند و پي در پي فتنه نبودن خود را ثابت كردند . معلوم نبود كه اين فتنه نبودن براي چه كسي قرار است ثابت شود ؟ براي مردم ؟ براي حاكميت ؟ يا براي جهانيان ؟
افرادي مانند اقاسلمان چون حقوق بگير ووابسته نطام هستند .چشمانشان را به روي حقيقت بسته ونمي خواهند به فهمند سعي مكنند توجيه
درست كنند …
جناب سلمان سرتو کردي تو برف حقايق رو از ظن خودت تفسير مي کني
اگه دولت با غرب و امريکا سازش و رابطه نداره عوضش تا بخواهي با شرق خصوصا چين سازش داره و براي سرکوب مردم از روشهاي سرکوب چين و وسايل سرکوب چيني استفاده کرد در ضمن سرمايه کشور و مردم رو هم سرازير کرده تو دامن چينيها و در عوض
براي حق شناسي و تشکر از دولت چين کالاهاي بنجل چيني وارد ايران مي کنه به قول قديميها
چه سر به کلاه چه کلاه به سراير
دوست عزیر
به فرض که موسوی و کروبی عامل امریکا هستند.آیا با کشتن مردم میشه جلوی ورود آمریکا رو گرفت.آیا از پل انداختن مردم ، با ماشین از روی مردم رد شدن ، از بالای مسجد به مردم تیراندازی کردن ّ و صد ها مورد وحشیگری دیگر برای جلوگیری از ورود آمریکاست؟آیا این همه زندانی و اعدام برای ترساندن آمریکاست؟
پاسخ به آقای سلمان
دیکتاتورها همشه دیکتاتور هستند و در سراسر جهان و در طول تاریخ مورد نفرت و خشم مردم آزادی خواه بوده وهستند .حال می خواهد وابسته به آمریکا و انگلیس باشد یا وابسته به روسیه و چین.
جالبه که مسئولین جمهوری اسلامی هیچ وقت کم نمیارن و از رو نمیرن
میرحسین عزیز! ما رو تنها نذار! ما امروز به خیلی چیزها متهم هستیم… ما رو با ظلمی که بهمون میشه تنها نذار.
دوست عزیز، اصلا مهم نیست من یا شما راجع به آقایان موسوی و کروبی چه دیدگاهی داریم. مهم این است که حقوق مدنی مصرح در قانون اساسی را محترم شماریم. اعتراض حق یک شهروند است و باید توسط حکومت محترم شمرده شود و الا شما من را فتنه گر مینامی من هم شما را به لقبی دیگر و این وسط مطمئن باش به خاطر جدال کور کورانه من و شما همان کسی قالب میشود که دشمن هر دو ماست
من که در انقلاب بهمن شرکت فعال داشتم، بغیر از 17 شهریور، حتی رژیم خائن شاه هم اینقدر سبعانه سرکوب نمی کرد که آقایان دارند میکنند. غافل از اینکه هرچقدر بیشتر سرکوب کنند، به همان میزان، بسرعت نابودی ریشه ای خودشان میافزایند.
یا حسین- میرحسین
با سلام و خسته نباشید!
با اجازه من همه یاداشت تحلیلی وال ستریت ژورنال امروز را بلحاظ اهمیتش ذیلاً ضمیمه و چکیده آنرا بفارسی با کامنت خودم می اورم. طبق گزارش این روزنامه ، پس از ملاقات یکایک احزاب مخالف دولت با سلیمان، اخوان المسلمین نیز با وی ملاقات و در باره روند انتقال قدرت مذاکرده کرد. نفس ملاقات جدا جدای این احزاب با سلیمان نشان میدهد که مخالفین، در نوع مطالبات و نحوه گذار سیاسی با هم تفاهم و اشتراک نظر ندارند. مذاکره آنها با سلیمان بدین معنی است که آنها مشروعیت و مشروعیت نسبی سلیمان را که خود از ابوابجمعی منظومه مبارک بوده است را میپذیرند و این نگاه ، از یکسو راه را برای انتقال مسالمت آمیز قدرت هموار میکند و البته از سوی دیگر امکان مانوررا بین جریان های مخالف برای حکومت و سلیمان فراهم میکند.
این یاداشت از خستگی تظاهرات کنندگان و ترس مردم از بهم ریختگی اوضاع سخن میگوید که اینرا باید نتیجه برخورد نرم و نسبتاً دور از خشونت رژیم با تظاهر کنندگان دانست چون اگر رژیم به سرکوب دست میزد مثل جریان پس از انتخابات ایران ، شاید میتوانست مردم را از خیابانها بپراکند ولی با اینکار، دره ایی عبور ناپذیر بین خود و مخالفین و مردم از سوی دیگر بوجود می آورد که بستر یک انقلاب رادیکال واقعی میشد. این بدین معناست که جنبش سبز ما پیش مرگه تحولات سیاسی منطقه شده است تا رژیم های ضد مردمی بیاموزند تا یک بحران سیاسی را چگونه مدیریت کنند. غرب نیز آموخت تا چگونه از ترس مردم دنیا و منطقه از تکرار مدل حکومت اسلامی بهره جسته و مردم و مخالفین این رژیمها را به تعامل با خود حکومت استبدادیشان وادارد تا هزینه تحول سیاسی را کاهش دهند. باید افزود که ترس مردم دنیا هم در منطقه و هم کشور های دموکراسی نوع غربی از «لولوی» حکومت اسلامی ما، به دولتهای اروپایی و امریکا و امکان داد تا فیتله حمایشان را از مردم مصر پائین کشیده و بیشتر به تصیه بر تعامل تکیه کنند.
رزیم درکنار مهار و مدیریت کردن بحران به عقب نشینی ها ی جدی و استراتژیک در مقابل خواست مردم تن داد و با این کار از تعمیق بحران اجتناب کرد.
همه اینها بنظر نگارنده این کامنت، حاکی از فراهم شدن زمینه برای یک آشتی و مصالحه ملی است که مصر را میتواند به آرامترین و کم هزینه ترین وجهی به نوعی دموکراسی برساند که پیامد های آن میتواند تمام فضای سیاسی منطقه را دگرگون سازد و بی گمان کشور ما نیز از پس لرزه های آن در امان نخواهد ماند.
و با تأسف باید گفت که میهن ما، ظاهراً هم آخرین کشور خواهد بود که پس شارجه و رأس الخیمه و سلطان نشین مسقط رنگ
دموکراسی را خواهد دید و احتمالاً با هزینه ای بس گزاف ترهمَ.
By CHARLES LEVINSON, PATRICK MCGROARTY AND TAMER EL-GHOBASHY
Egypt’s largest opposition group, the Muslim Brotherhood, said it will hold talks with the government aimed at ending the country’s political crisis.
The Islamist group, which is officially outlawed, said in a statement early Sunday that it will meet with Vice President Omar Suleiman to press its “legitimate and just demands.” Essam El Eryan, a senior Muslim Brotherhood official, said the group agreed to the meeting to discuss means by which President Hosni Mubarak could give up power.
While Tahrir Square filled up with protesters for a 12th night, President Obama’s special envoy for Egypt, Frank Wisner, said President Mubarak needs to remain in power for the immediate future. Video courtesy of Reuters.
“We are going to the negotiation along with other political factions to raise the demands of the people,” Mr. El Eryan said. “The priority is changing the regime and the transition of power to a democratic system. If we find something is not sincere and [the] situation is not good we will reconsider and withdraw.”
Mr. El Eryan said the Muslim Brotherhood hadn’t coordinated its decision to negotiate with other opposition groups that have spearheaded nearly two weeks of ongoing protests, but said it was going to meet with them before Sunday’s talks with the government.
A week ago, opposition leaders agreed to back Mohamed ElBaradei as their representative in any future negotiation with the government, and they have held fast to their position that there could be no negotiations with the government as long as Mr. Mubarak remained in power.
At that time, the Muslim Brotherhood also agreed to back Mr. ElBaradei and stand by that singular demand for Mr. Mubarak’s ouster. The announcement by the group on Sunday suggested it had backtracked on that position and broken ranks with the opposition.
“They’re playing a bad game just as they did in the elections,” said George Ishaq, a leader of the opposition Kefaya movement, which has spearheaded protests against Mr. Mubarak since 2005. The Muslim Brotherhood irked other opposition groups last year by agreeing to take part in the November 2010 parliamentary elections, while other opposition groups boycotted the vote.
Wa’il Nuwarra, a senior official in the liberal Ghad Party, one of the opposition parties in the alliance that had agreed to back Mr. ElBaradei as their representative in negotiations with the government, said their alliance hadn’t been informed of the Brotherhood’s decision.
“We heard this in the news,” Mr. Nuwara said. “We have not heard from them officially.” He said they were due to meet with Brotherhood representatives shortly.
Mr. Nuwara said that his opposition alliance hadn’t yet voted on whether to support a proposal floated by a group of prominent Egyptian intellectuals and businessmen under which Mr. Mubarak would retain his title but delegate his powers to Mr. Suleiman.
“My feeling is that given a set of guarantees from other parties such as the army and some other technical guarantees, that we could accept this,” he said. “The main point is we need a transition government and a new constitution. Mubarak himself is only the symbol of the regime.”
Earlier, the Obama administration said it would endorse a government transition in Egypt led by Mr. Suleiman, a bid to maximize stability and move Mr. Mubarak to the sidelines until elections can be held.
The U.S. would support Mr. Suleiman’s stewardship of a “transparent, inclusive process that sets forth concrete steps” ahead of elections currently planned for September, U.S. Secretary of State Hillary Clinton told a security conference in Munich, stressing that the transition would take time.
“There are forces at work in any society, particularly one that is facing these kinds of challenges, that will try to derail or overtake the process to pursue their own specific agenda,” she said. “It’s important to support the transition process announced by the Egyptian government actually headed by now Vice President Omar Suleiman.”
Ms. Clinton’s remarks, the first public endorsement of Mr. Suleiman by a senior Obama administration official, highlight the balancing act the U.S. faces as it seeks to acknowledge demands for reform from the Egyptian people while dealing delicately with Mr. Mubarak, long a key U.S. partner in the region.
The U.S. attempt to deliver clear—if fast-changing—messages was complicated by Frank Wisner, the veteran State Department diplomat and former Pentagon official who met with Mr. Mubarak in Cairo on President Barack Obama’s behalf this week. At the same conference where Ms. Clinton spoke, Mr. Wisner said by video feed that Mr. Mubarak should stay in office until opposition groups coalesce around a strategy to reform and elect a government to succeed him.
“You need to get a national consensus around the preconditions of the next step forward, and the president must be in office in order to steer those changes through,” Mr. Wisner said from New York before Ms. Clinton spoke. “I therefore believe that President Mubarak’s continued leadership is critical. He has given 60 years of his life to the service of his country and this is an ideal opportunity for him to show the way forward.”
The state department quickly distanced itself from Mr. Wisner’s comments, saying he spoke as a private citizen. But just days ago he carried a private message from Mr. Obama to Mr. Mubarak, and his strong support for Egypt’s leader suggests the conflicting objectives the administration is juggling and the speed with which U.S. strategy is evolving.
The comments came as Egypt’s ruling National Democratic Party cleaned out its top ranks, the regime’s latest attempt to woo protesters and the broader public with concessions that fall short of Mr. Mubarak’s exit.
The party asked for the resignation of Safwat Al Sherif, the secretary general of the NDP, and Gamal Mubarak, the son of the president and the head of the party’s powerful policies secretariat.
The shakeup is aimed at appeasing protesters by getting rid of officials who have drawn their ire, said a member of the policies secretariat on Saturday evening. Businessman Ahmed Ezz, the party’s general coordinator and Zakaria Azmi, the president’s chief of staff, resigned.
President Mubarak, who has resisted U.S. pressure to hand over power, visibly went about conducting business Saturday, with state television reporting that he met with his economic team. Banks will open Sunday for the first time in more than a week, state television reported.
برادر سلمان
اصلاً ما فریب خورده، اقلیت، مزدور، هرچی شما بگی. حالا کلاه خودتو قاضی کن، دو تا برادر هم نمی تونن کاملاً مثل هم فکر کنن اونوقت شما انتظار داری هفتاد میلیون آدم همه تو خط فکری شما باشن؟
من فکر نمی کنم به صلاح کشور باشد که اتفاقی برای نظام اسلامی بیافتند. اما متأسفم از اینکه به زور مردم را وادار میکنند که این بار کل نظام را زیر سؤال ببرند نه اصلاحات و رأی را . چه در اینصورت هم حق با مردم خواهد بود بقول امام ( اصلأ فرض کنیم که حکومت خیلی خوب باشد وقتی مردم نخواهد باید برود). این سکوت در مردم اصلأ نشانه های خوبی را به همراه ندارد.
کودتاگران در باتلاقی افتاده اند که هر چه دست و پا میزنند بیشتر فرو میروند
اشتباه آقای سلمان در همین گفته خودشان است. اولأ چرا باید یک ملتی با در نظر گرفتن منافع متقابل با هم ارتباط نداشته باشند؟ فرقی که مصر با ایران دارد در این است که ایران دارای حکومتی دینی است و دارای افکاری مانند تیمور لنگ که میگفت : هرکه در مقابل من ایستاد ، در مقابل اسلام ایستاده و قتلش واجب است. در مصر اما حتی حرکتهای اسلامی هم میتواند اعتراض آمیز باشد چون حکومت اسلامی نیست و تقدسی هم ندارد. در ایران کوچکترین حرکت حق خواهانه تقدس را به چالش میکشد و متعاقب آن لغات جدید در ادبیات ابداع میشود. اینها تصمیم دارند از ظن خود یار کسی شوند وز درون هیچکس اسرار نمی جویند ، چه ، اعتقادی هم به وجود اسرار در پیش اغیار ندارند. اما گذشت این همه سال ایرانی ها را نسبت به بارآوری یک رنسانس واقعی پخته تر کرده و میکند.
همین که این جنبش سبز اینهمه سایت و دم و دستگاه داره نشون میده که واقعا یک فتنه بوده و هست چون داره از یک جاهایی غیر از مردم هدایت میشه. هیچ وقت هم صدای مردم ایران نبوده و نیست. شما تنها نماینده بخش کوچکی از ایران هستید که در همون بخش کوچک هم همه با هم مشکل دارند؛ یکیشون اصلا به خدا اعتقادی نداره، یکی برداشت خودش از اسلام رو داره و قس علی هذا.
یک تفاوت اساسی جمهوری اسلامی با مصر و تونس همونی هست که دوستان هم اشاره کردند؛ مصر و تونس و اردن و عربستان و دیگر کشورهای عربی دست نشانده های آمریکا هستند اما ایران مخالف اصلی غرب و آمریکا.
حرکت های تونس و مصر و در کل کشورهای عربی حتی داره ارکان جنبش سبز رو میلرزونه. چون اصلاح طلبان و فرزند ناخلف اونها یعنی جنبش سبز کسانی بودند که همیشه علم رابطه با آمریکا رو بلند میکردند و هنوز هم اگر دستشون برسه این کار رو میکنن. اما کشور های عربی غرب رو مثل یک تفاله به بیرون پرتاب میکنند. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.
شما اونقدر عقب هستي كه توي عصر جاهليت زندگي ميكنيد. و مثل رئيس جمهورت توهم زده اي اقا سلمان تا كي ميخواي دنبال اين باشي كه امريكا و انگليس يا شرق و غرب اينكار كردند يا نكردند
من واقعا برای سلمان متأسفم . دوست عزیز یعنی باور می کنی که میر حسین و کروبی دست نشانده آمریکا باشند. بر عکس آمریکا از روی کار آمدن اصلاح طلبان به شدت واهمه دارد. زیرا می داند هم از منظر خارجی و هم از منظر داخلی به نفع آمریکا و اروپا نیست. به همین دلیل است که آمریکا در مصر و یا تونس خیلی زود عکس العمل نشان داد. چون از روی کار آمدن حزب مستقل از سیاست های غرب به شدت واهمه دارد.
جواب نعیم:
معیار انقلابی بودن را شما نزدیکی به کسی می دونید؟؟ پس نظرتون رو در مورد طلحه و زبیر می پرسم ؟؟
در مورد حرف رئیس شورای نگهبان هم باید بگم که یک متهمی رو گرفتند بردند به کلانتری بعد بجای جواب به اتهاماتش بیاد بگه آقا اگه تموم زندانیها رو آزاد نکنید من فردا نمیرم استخدام نیروی انتظامی بشم
اگه دولت مخالف آمریکا بود سعی میکرد خودش و نطامش رو تقویت کنه نه اینکه یه دولت بی عرضه بیاد و همه مردم ذو به جون هم بندازه. یه دوست نادان بدتر از 100 دوست نادان است. اینو بدون که مردم هم دیگر رو نمیکشند
همه باهم بگیم یا علی مدد
امر وز فننه ایم ولی آیا اعوزبالله خدا و فردایی وجود ندارد؟
با شمام آقاسلمان
حال میکنی تهمت میزنی؟
اگه خودت سواداین چیزارو نداری لااقل حرف این ادمای از خدادبی خبرو تکرار نکن لطفا.حکومت از آن مردمه.
وقتی مردم حتی اگه حکومت اسلامی رو هم نخوان ، همه مدعیان دین باید برن کنار.
خدا خودش تو قرآن گفته .اگه معتقدی.
خدا ایشالله به را راست هدایتت کنه
خوب نتيجه را داريد در مصر مي بينيد. ديكتاتوري كه به مردم امتياز بدهد و پا عقب بكشد و به قولي صداي اعتراض مردم را بشنود محكوم به رفتن و از دست دادن قدرت است اتفاقي كه در ايران هرگز نبايد ميافتاد حتي به قيمت كشتن و كشته شدن! حاكمين ايران مار خورده تا افعي شده اند. اينها تجربه شاه را دارند و ميدانند بايد نيرويي علاوه بر ارتش كه سر سپرده و مطيع باشد و بقاي خود را در بقاي حاكميت بداند درست كنند و از آن بدون هيچ ردي در سنگينترين و وحشيانه ترين جنايات عليه مردم استفاده كند كه كردند. اگر مبارك هم از حاكمان ايران الگو ميگرفت و به قساوت و شقاوت اينها بود شايد چند روزي بيشتر دوام مياورد.
حقیقتا دورانی را سراغ دارید که آمریکا و انگلیس از ایران بیش از این 5 سال سوء استفاده مالی و سیاسی کرده باشند؟ خدا وکیلی جواب بده
جناب سلمان همین که از فیلتر شکن استفاده میکنی تا بیای اینجا و کامنت بگذاری نشون می ده که تو ایران آزادی نیست بقیه حرفهات یه جورایی از اعتبار ساقط می شه امیدوارم اینو حداقل بتونی درک و لمس کنی برادر
ba salam bande feghat hamino arz mikonam ke bar melate MESSR haman melat hokomat mikond va bar melate ma arab tabar-ha
اي كاش رهبري داشيم كه فرق انسان و ميكروب را مي فهميد اي كاش ريئيس جمهوري داشتيم كه فرق انسان وبزغاله را درك مي كرد واي كاش صدا وسيمايي داشتيم كه به جاي اينكه به دنبال مخاطبان بز اخوش بگردد به دنبال مخاطب فهيم و انديشمند ميگشت ولي افسوس كه اينها را نداريم.
صد افسوس
تازه یادتون رفت بگید درایران جوانان شیعه بودند این جوانان شیعه را تهمت توهین به امام حسین هم زدن واین دو را به جان هم انداختندهرچه باشد جوانان غیور ایران شیعه امامان معصومند
مطلب یک ایراد اساسی داره اونم این که اوضاع بین ایران ومصر وتونس کاملا برعکسه . حکومت مصر و تونس را غرب می خواهد مردم هم غرب را نمی خواهند! حکومت ایران را غرب نمی خواهد! برای همین هم طبیعی اش این است که معترض ایرانی ازغرب دست کم پشتیبانی بشه و همین طور حکومت مصری!
حمایت شما کلمه ای ها از حکومت مصر و تونس و باقی دیکتاتورهای عربی البته خارج از انتظار نبود ولی در هر صورت شرم آوره
اگر مبارك يا هر ديكتاتور ديگري مي توانست با يك كلمه 9 دي در كشورش خلق كند ديگر از اين اداها درنمي آورد كه صداي فلاني ها را شنيدم.انقلاب كيك و سانديس يا هر چيز ديگري كه دلتان را خنك مي كند اسمش را بگذاريد ولي خودتان بهتر از هر كس ديگري ميدانيد كه به حاشيه رانده شده ايد.
متاسفانه جای خجالت داره که اینو بگم ولی خدایش در مصر کسی مستقیم به کسی شلیک نکرد یا برن رو پشت بام مسجد مردم رو به رگبار ببندند