پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو
چکیده :مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم...
نسخه موبایل و فایل پی دی اف ویژه نامه پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو برای تکثیر
کلمه: میرحسین موسوی، در پیامی که به مناسبت فرارسیدن ماه آذر خطاب به دانشجویان نوشته، آنها را همراهان پرمهر و شجاع جنبش سبز نامیده و گفته است که با توجه به ایجاد محدودیتها برای دیدار مستقیم وی با دانشجویان، لازم دیده که به عنوان قدردانی این پیام را برای آنها بفرستد. موسوی آذر را ماه دانشجو نامیده و تلاش کرده است در این پیام به بخشی از سوالات و دغدغه هایی که در این مدت از سوی دانشجویان مطرح شده، پاسخ گوید.
میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، 16 آذرماه را یادآور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند؛ روزی که نشان داد سرکوب برای بقای بیشتر تکیه گاه بدی است. میرحسین در تجلیل از دانشجویان، آنها را «دیده بان بیدار مخاطرات جامعه ایران» خوانده و به مستبدان یادآوری کرده است که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، و آنها را به کنج خلوتکده امن تخیلی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است تا بلکه تألم ناشی از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
وی در بند نخست پیام خود «شیوه خریدن فرصت» توسط دولتمداران را مورد نقد قرار داده و گفته است: «همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند. صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.»
میرحسین سپس از دولتمداران پرسیده است:
«چرا این همه اصرار برچشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید که با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم با توزیع بخشی از پولی که ازدست آنان ربوده اید می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت برسر سفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟»
موسوی پس از طرح این سوالات اطمینان داده است که سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند.
وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
موسوی با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.
میرحسین در پایان ضمن تجلیل از مبارزان در بند از زن و مرد، به ویژه دانشجویان در بندی که نشان داده اند راه سه آذر اهورایی ۱۶ آذر فراموش نشده است، رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز را جزو وظایف همه ما دانسته است.
به گزارش کلمه متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که 16 آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال 59 نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال 60 نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
1- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
2- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
3- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
4- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
5- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی 16 آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.














سید بزرگوار حالا می فهمم استبداد چرا از تو می ترسد . به امید پیروزی خون بر شمشیر، یا علی
با تشکر.عالي بود
یا حسین….میرحسین
درود بر رئيس جمهور منتخب ما /ملت ايران با شماست
درود بر مير حسين و خاتمي……………………………………
زنده باشی مرد بزرگ خوش سخن روزمان را با نوای کلامت به خوشی اغاز گر شدیم
سلام بر بزرگ رهرو مکتب حسین شهید میر حسین موسوی ای مفسر عملی این ایه قران کریم که می فرماید منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
بوی حسین دارد یاد شهیدان ما شمع فروزان ما است راه شهیدان ما
خدایا شهدای جنبش سبز را با محمد و ال محمد محشور کن و به در بندان زندانهای استبداد اموی را توان مقاومت عطا و به خانواده انان صبر مرحمت فرما بحق خون حسینت
احسنت به این روح بزرگ جنبش سبز.
و من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لاامیر المومنین ای میر حسین عزیز رئیس جمهور محترم ایران اسلامی
بوی حسین دارد یاد شهیدان ما شمع فروزان ما است راه شهیدان ما
ومعک معک و لا مع عدوک سلم لمن سالمک و حرب لمن حاربک
اگاهی چشم اسفندیار خود کامان است و به یاد اصحاب جدت در روز عاشورا که ال ابی سفیان با هو کردن مانع سخن گفتنشان شدند اما حسین شهید به برادرش عباس امر کرد که سخنا ن دشمنانی که مدعی خویشاوندی عباس بودندگوش دهد و حالا این حکومت غاصب حاکم بر ایران مانع سخنرانی نخست وزیر امام و هم چنین بستن سایت فرزند فاضل و مظلوم امام خمینی سید محمد خاتمی عزیز میشوند حال مقایسه با بینندگان است
خدا رحم کند بما. خوداین جوانان کامنت دهندۀ شیفته ودیگرهیچ؛ خودشان پیش تر وبیش تراز همه نیاز به آگاهی دارند! یا…هو
درود بر شخصی که بیان حرف حق و دلسوزی برای مصالح ملی را به منافع شخصی و خانوادگی خود نفروخت
به نام حق
اینجانب در انتخابات ریاست جمهوری دهم از حامیان جدی آقای کروبی،یار شجاع مردم و منتقد سرسخت مهندس موسوی بودم؛با این همه گذر ایام ثابت کرد که در مورد اول به حق بوده ام و در مورد دوم راه خطا پیموده ام.رأی خود به آقای کروبی را افتخاری برای خود می دانم اما اعتراف می کنم که مهندس ر ادر آن زمان درنیافته بودم.بحمدالله به همت کودتاچیان این دو یار ارزشمند مردم به هم پیوستند.مهندس را نماد درایت و شیخ را نماد شجاعت می دانم.حقا که زوج مکملی هستند و ودیعه ای الهی برای جنبش بی نظیر سبز.درایت مهندس را از همین پیام هوشمندانه می توان دریافت.آنجا که چشم اسفندیار کودتاچیان را در بسط آگاهی مردم در این فضای اختناق دانستند و بر لزوم بررسی و بازخوانی تاریخ گذشته ی ما(که در بیانیه شماره ی 18 هم تأکید کرده بودند)انگشت گذاشتند.نامه ی ایشان به آیت الله منتظری آن مرجع راستین همیشه زنده،دیدار با خانواده ی کسانی چون حشمت الله طبرزدی(البته از جانب دکتر رهنورد) و اعتراض به اعدام چند نفر از هموطنان کردمان(فرزاد کمانگر و…) مصادیق بارز برداشتن مرز خودی و غیرخودی از جانب مهندس و بیانگر درایت ایشان بود.با این همه بنا بر اصل لزوم انتقادپذیری جنبش به طرح پاره ای نکات می پردازم.
انتظار ما از کسی چون مهندس موسوی حضور بیشتر و مؤثرتر در فضای سیاسی کشور و اظهارنظر در مورد رویدادهای جاری و مناسبتهای تاریخی در مسیر اهداف جنبش است.ایشان هرچند نباید مبتلا به روزمرگی شوند اما نباید از مسائل مهم کشور غافل گردند….،طرح امنیت اجتماعی،سنگسار سکینه آشتیانی اخراج گسترده ی اساتید و حمله های مداوم به علوم انسانی نمونه هایی هستند که آقای موسوی بدون موضع گیری و یا با موضع منفعلانه از کنار آنها عبور کرده اند.بنده به عنوان یک دانشجو خرسندی بسیاری از دوستان کرد خود را هنگامی که مهندس به اعدام کردها اعتراض کردند شاهد بودم.اما دریغا که ایشان اقدام مثبت خود را نیمه کاره رها کردند و زمانی که مردم کرد در اقدامی مسالمت آمیز و مدنی دست به اعتصاب زدند دیگر پیام تبریک و تشویقی به نشان اتحاد با آن سوگواران از جانب ایشان ندیدیم.بد نیست به عنوان تذکر به دوستان سبز خود یادآور شویم که به راستی جنبش سبز علی رغم همه ی نقاط قوتش برای گروههای اقلیت(چه مذهبی و چه قومی) چه جاذبه ای دارد؟
حضور مداوم شما درصحنه،اظهارنظرهای صریح(ونه تندروانه)،و از همه مهمتر بیان حرفهای جدید(مثلا ارائه ی تعریف جدیدی از اصلاحات) می تواند خرسندی،طراوت و امید را به فعالان جنبش تزریق کند.
صدور پیامی در ارتباط با قتل های زنجیره ای که اینک در حال و هوای آن هستیم فرصت مناسبی برای بیان حرفهای تازه است و گامی جدی در جهت گسترش آگاهی های مدنی چشم اسفندیار مستبدی.سبز باشید
همه بايد رسانه ميرحسين موسوي باشيم.يادمان باشد كه چشم اسفنديار خودكامگان ؛آگاهي است
یا حسین میر حسین
استاد عزیز،
از این که هنرمندانه و با ظرافتِ خاصِ طبعِ خویش به مسائل می نگری بسیار خشنودیم، باشد که “هنر نجات بخش جامعه ی ما شود نه خشونت”.
آقاي موسوي عزيز درود بر شما پاينده باشيد وهميشه استوار . پيام شما نكات بسيار مهمي داشت كه حتما چراغ راه سبز ما در رسيدن به آزادي و سر نگوني استبداد خواهد بود. آقاي موسوي عزيز من به عنوان برادر كوچك شما خواهش ميكنم اينقدر از…. سخن نگويد …. چرا كه سبب دل آزاري من و دوستان ماست . سپاسگزارم.
سلام بر تمام دلسوزان نطام اسلامی و میر حسین عزیز که خداوند نگهدارش باشد (استعانت بجویید با صبر و نماز برای کارهایتان که همانا آن کار بزرگ وسختی است بجز برای خاشعان) قران کریم سوره بقره آیه 45
سلام ودرود به میر ایران.
الحق که صداقت در تمامی کلماتت موج میزند, شما مانند پدری هستی که دل و جانت میسوزد بخاطر منحرف شدن فرزندت. ما ایمان داریم بروزی که حق بر ناحق پیروز میشود.
سخنی نیز با بسیجی عزیز, دوست عزیز چرا اقای ولایت فقیه قبل از نظر شورای نگهبان با تمام ایراداتی که به ان وارد است امد و پیروزی احمدی نژاد را تبریک گفت و همه گفتند ولایت فقیه فصلل خطاب است چرا ولایت فقیه بی طرفی خود را حفض نکرد ایا این تخلف از قانون و تز امام راحل در مورد ولایت فقیه نیست پس چیست؟
ما ایمان داریم به فردای روز ازادی و حق !!!!!!!!!!!!!!!!!
همراه شو عزيز تنها نمان به درد
كين درد مشترك هرگز جدا جدا درمان نمي شود
دشوار زندگي هرگز براي ما
بي رزم مشترك آسان نمي شود
يا حسين مير حسين
يا حق
یاشاسین مهندس موسوی
درود برمبارز برمه یی خانم سوچی
مرگ بردیکتاتور
یادمان باشد مبارزه برنامه لازم دارد و می دانیم که مردم کوچه و بازار بیزارند از حاکمان دروغگو….
به پیش بسوی اعتراض برزگ
به پیش بسوی آزادی
آری آنها از این می ترسند:
آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است
از رئيس جمهور موسوي ممنونم که با تأملات خود و با تکيه بر بينش و تجربهي گرانقدر خود به افکار ما ژرفا ميبخشند. حقيقتاً ايرانيان به چنين يار باوفايي سالها بود که نياز داشتند.
بايد سخنان ايشان را دقيق بخوانيم دوستان سبز!
چشم اسفندیار خودکامگان ؛آگاهی است. یا حسین میر حسین
به 500 نفر این ویژه نامه را ایمیل زدم.
اشک در چشمانم حلقه زده است
میر حسین هنوز هم برای ما همان دولت امیدی
یا حسین میر حسین
یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است.
این جمله مهمترین چیزیه که این روزا بهش فکر می کنم.چی مونده از فرهنگ ایرانی که آوازه اش گوش دنیا رو کر کرده؟
انقلاب 30 سال پیش هم چند سال طول کشید و این جنبش سبز انقلابی دیگرست………ما بی شماریم
شعار ما: آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است. برای آگاهی دادن دست به دست همدیگر بدهیم
میر حسین باز دهه شصت چشم امیدم به شما بود و هر روز منتظر صدایی از شما می دانستم تا آخر ساکت نخواهید ماند.
راه سبز امید را تا پایان حیاتمان ادامه خواهیم داد.
یه یا حسین تا میر حسین
جنبش سبز با این طیف گسترده همچنان زنده و رو به رشد است. این را حتی در سحنان امثال جنتی هم میتوان دید آنجا که آن را به آتش زیر خاکستر تشبیه میکند. میرحسین زبان گویای بخش بزرگی از این جنبش است و از این جهت به او افتخار میکنم.
سلام بر رهبر جنبش آزادی خواه جناب آقای موسوی عزیز
ماه آذر، ماه دانشجو ،دانشجویان با همه توان با هر وسیله ممکن با راههای ابتکاری بدون خشونت برای آگاهی بخشی و از کار انداختن موتور استبداد و ظلم فرعون زمان به پاخیزند .لعنت خدا بر قوم ظالم.
درود و رحمت بي پايان خدا بر سيد بزرگوار. آفرين بر هوش و زكاوت ميرحسين اميد واريم كه همه دركنار هم با هوش جمعي بر خودكامگان فريبكار پيروز شويم
یاحسین
ميرحسين موسوي ؛مصدق زمان است او را تنها نذاريم
سلام به همه
از ديدن اين همه نظر، شوکه شدم؛ و صد البته خوشحال و اميدوار … که نظرات و نقدها به جاي مطالب احساسي به سمت منطق گرايشي مضاعف نسبت به قبلتر پيدا کرده … استفاده از منطقه به طرف مقابل نيز ياد ميدهد که بايد از “منطق” به جاي “اسلحه” استفاده کند و در مدت زماني “منطق” که برگرفته از “فطرت” انساني ست جاي زور را خواهد گرفت… من معتقدم “منطق” مانند چاقوي جراحي ست؛ درد دارد؛ اما خوب ميکند و حداقل براي خوب کردن است …
به ميرحسين عزيز نيز تبريک عرض ميکنم چر که فشارهايي که ايشان در اين مدت خود و خانواده شان تحمل کردند، بي حاصل نبوده است … آگاهي ما خاري ست در چشم ديکتاتور
جناب میرحسین از سخنان زیبای شما خیلی لذت بردیم. به عقیده ی من و بسیاری دیگر از سبزها, آزادی و دموکراسی در مملکت در گروی تجدید نظر در اصل ولایت فقیه در قانون اساسی است. …
میرحسین عزیز
کلام شما باطل السحر شب است. کلمه به کلمه با اشتیاق خواندم و لذت بردم. سپاسگزارم از تاکید شما بر مطالبات طبقات محروم، از معیشت خانواده ها و ار یادآوری وظیفه دولت در تامین زندگی آبرومندانه برای آحاد ملت. ما دانشجویان وظیفه خودمان می دانیم که چهره به چهره با همه گروه های اجتماعی صحبت کنیم و آگاهی رسانی کنیم.
گفتمان اجتماعی جنبش سبز هر روز بیشتر از دیروز بسط پیدا می کند؛ امروز جنبش سبز آلترناتیوی در همه زمینه هاست؛ ما منادی عدالتیم در برابر بی عدالتی، منادی رفع تبعیض از اقلیت های قومی و مذهبی هستیم در برابر سیاست غیر خودی سازی، ما منادی دولت رفاه هستیم در برابر دولت بازاری، ما منادی مسئولیت پذیری اجتماعی در مورد زنان، کودکان و سالمندان هستیم در برابر آنان که مردم را به امان خدا رها می کنند، ما خواهان برادری تازه کردن هستیم در برابر نفرت پراکنان و جنگ آفرینان، ما خواهان شفافیت اقتصادی هستیم در مقابل چهل دزد بغداد، ما خواهان حفظ کرامت انسان هستیم در مقابل چکمه پوشان عقده گشا
میر حسین عزیز، کلام گوارایت چراغ راه ماست
آقای بسیجی
ببین هر چی که تو میگی راسته . بابا میشه از شما بپرسیم که این مردم عقل دارند یا نه؟ بابا شدید همه کار مردم. مردم عقل ندارند، سایت ها را فیلتر میکنید، مردم عقل ندارند ماهواره را پرازیت میندازید. آیا نتیجه انتخابات همه مثل این دو موضوعی که مطرح کردم نیست. عزیزم بالاخره تا کی ؟ بایستی خود مردم تصمیم بگیرند که چه نوع حکومتی را دوست دارند.
درود بر موسوی که هنوز بر سر پیمان خود با مردم مانده است. درود بر تو و همه حق جویان. درود بر تو و همه حقیقت طلبان. محکم بایست که ما از تو حمایت می کنیم. ایستاده ام چو شمع مترسانم ز آتش. یا حسین میرحسین
به قول مختارثقفی مازنده ایم وزنده میمانیم وهر روز درسینه ها کینه ها راانباشت می کنیم برای روزی که برغاصبان حقوق مردم همچون آوار خراب شویم وداد ازآنها بستانیم وانتقام خون شهدارا ازایشان بگیریم آیاصبح پیروزی نزدیک نیست؟
پیشنهاد می کنم دانشجویان و بزرگانی مثل خاتمی و اقلیت مجلس و مجمع مدرسین در روز عید غدیر به دیدار میر حسین بروند و حصر خانگی ایشان را بشکنند و به اقتدار گرایان حقیقت جنبش سبز را که همان آرامش و پرهیز از خشونت است را بنمایانند
كجايند كساني كه 25 خرداد پارسال امدند كجايند كساني كه 13 ابان پارسال امدند كجايند كساني كه 16 اذر پارسال امدند شما كه ادعا مي كنيد بيشماريد چرا در 13 ابان امسال در 23 خرداد امسال در روز قدس امسال حتي يك نفرتان به ميدان نيامديد!!!!! جنبشي كه در جامعه حضور نداشته باشد و اثري از ان نباشد مرده است.
متاسفم از این که اینقدر به انحطاط کشیده شده ایم که مثل ایشانی دم از اخلاق و قانون می زند.
و متاسفم از ملتی که به سرعت یک آب خوردن جوگیر می شوند.
و متاسفم از این که مملکت ما اینقدر سقوط کرده که مثل میرحسینی در آن مهم می شود.
شما برای خودت متأسف باش. اوضاعت خیلی اشک آوره!
خیلی به موقع بود و طبق معمول حق مطلب ادا شده.
مهندس حرف نداری، یه دونه ای.
میرحسین عزیزای مصدق زمان حامی وپشتوانه تووهمرزم شجاعت کروبی درایران سه میلیون دانشجو و95./.ملت ایران است چراکه تفکرات وخواسته هایت همان خواسته های ملت بزرگ ایران است یعنی استقلال وآزادی کامل اندیشه.احترام به رای ملت.حمایت از مستمندان واستفاده درست ازثروتهای خدادادی درراه آسایش وآرامش ملت ایران.بی شک خداوند بزرگ حامی تو وکروبی وملت سبز ایران برای رسیدن به همه هدفهایتان خواهدبودوالبته روح امام خمینی وحضرت آیت الله منتظری وشهدا وهمه آزادمردان تاریخ ایران زمین پشتوانه شمارهبران وهمه ملت سبز ایران برای رسیدن به پیروزی نهایی که بسیارنزدیک است خواهدبود…واینکه اندکی صبرسحرنزدیک است
اگر در صحنه نیستی هر کجا هستی باش,مهم نیست که سر سجاده ی نماز باشی یا سر سفره ی شراب.
واقعا به موقع بود و ما منتظر بودیم و مثله همیشه حق مطلب ادا شده بود.
مهندس حرف نداری، یه دونه ای
سلام من از طریق موبایل وارد سایتتون میشم.اما وقتی وارد میشم نصفه رو نمایشگر گوشی میاد.اگه میشه برا این مشکل راهی پیدا کنین.
بسیجی عزیز:
تفکر و نقد عالمانه به ز عقیده و تعصب جاهلانه
کمی فکر کن به برنامه های تلویزئون بعد از انتخابات .
اگر جرج بوش گفت یا با مائئ یا بر ما تلوئزئون(دیروز-امروز-فردا) عمل کرد
همه باید رسانه میرحسین موسوی باشیم.یادمان باشد که چشم اسفندیار خودکامگان ؛آگاهی است
خدمت همه عزیزانی که کامنت گذاشتن و همچنین خدمت هموطنان بخصوص بعضی از بسیجیان , بعضی از سپاهیان و تمامی اعضای فرقه کیهانی عرض می کنم که به قول حضرت حافظ :
عدو چو تیغ برکشد من سپر بیندازم که تیغ ما بجز از ناله ای و آهی نیست
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
واقعا نظام جمهوری اسلامی چقدر تحملش زیاد است که توانایی مقابله با آن چیزی که شما به عنوان قانون مطرح می کنید و خود قانون شکنید را نشان نمی دهد.
بخدا قسم به آقای موسوی واقعیت را بگویید . بخدا قسم به وی بگویید که دیگر کسی گوشش به این حرف ها بده کار نیست
والله قسم ( که قسم جلاله است) من در اینجا در مکه مکرمه از هر کدام از ملیت ها که سوال کردم از عرب های عربستان،یمن،مصر و بحرین و لبنان از مالزی و اندونزی گرفته تا سودان و نیجر و نیجریه و آمریکا همه به جز ۲ نفری که یا گفتند شناخت ندارند و یا الله و اعلم بقیه متفق القول بودند که احمدی نژاد را برحق می دانند و به وی با دیده احترام نگاه می کنند.
و در داخل کشورمان نیز بسیاری از آنها که به آقای موسوی رای داده بودند برنامه های بعد از انتخابات را نمی پسندند و به این کارها به دیده انتقاد نگاه می کنند . آقای موسوی باید بداند مردم دیگر به این حرف ها توجه ندارند و علاقه وافر آنها به رهبری نظام باعث شده وحدت خود را حفظ کنندآنها به احمدی نژاد و موسوی و دیگری تا زمانی به دیده احترام می نگرند که رهبری آنها را تایید نماید و به دیده احترام نگاه کند.
عدالتت منو کشته!
یعنی اگه تا الان نفهمیدی چرا ملت عرب و افغان و … از احمدی نژاد خوششون میاد، کلا باید بری به حال خودت یه فکری بکنی!
برادر من! به کشورهای عربی نگاه کن! هیچ کدومشون حاضر نیستند منافع خودشون رو زیر پا بذارن و مقابل اسراییل وایستن! البته کار اشتباهی می کنن چون اگر با هم بودن الان وضع اسراییل این نبود! و اما بر عکس این طرف تفریط است به معنای واقعی کلمه! یعنی مردم مملکت ما به معنای واقعی کلمه فدای مباحث مربوط به اسراییل و هولوکاست و تفکرات رییس جمهوری می شوند که از این که ملت عرب برایش کف و سوت بزنند ذوق می کند! و دلیل ذوق کردن عرب ها هم همین است! آنها از دیدن کسی که این گونه بی تفکر آینده کشورش مقابل اسراییل می ایستد لذت می برند اما شما می شود لطف کنید از همان ها بپرسید چرا خودشان و مملکتشان قدمی در این راستا بر نمی دارند و یا شاید مرگ را فقط برای همسایه می خواهند!
افغان و عراقی هم که ماشا الله از صدقه سر پول های ما باید هم شاد و خوشحال باشد
لطفا جوک نگید! به ما چه که مردم عربستان و یمن و اندونزی در مورد احمدی چی میگن. تو در مورد رئیس دولت کشورت میری از اونا سؤال میکنی باهوش؟ خوب معلومه که اون لبنانیه خودشو برای احمدی میکشه. چون داره لف لف از پول ملت ایران میندازه بالا.چون دولت احمدی داره براشون خونه میسازه. میخواستی بهش فحش بدن؟؟ واقعا خدا بده عقل. اگه جرأتشو داری راه بیفت تو شهرهای مختلف تو کشور خودت ایران و از هموطنات در مورد رئیس دولت سؤال کن. اونوقت ببین چی میشنوی. تازه همون عربهاش هم کی گفته همه کشته مرده احمدین؟؟ ما که همچین چیزی ندیدیم. باز هم اگر جرأت داری از عربهای حاشیه خلیج بپرس چون همشون به خون احمدی تشنن. خودت هم بهتره زودتر از خواب بیدار شی چون الان دیگه این حرفهای صد من یه غاز طرفدار نداره. انگار مردم کورن که خرابکاریهای این دولت رو نبینن اونوقت دلشون خوش باشه که حالا که یه یمنی از احمدی نژاد تعریف کرده حتما ایشون برحق هستند!!