پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو
چکیده :مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم...
نسخه موبایل و فایل پی دی اف ویژه نامه پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو برای تکثیر
کلمه: میرحسین موسوی، در پیامی که به مناسبت فرارسیدن ماه آذر خطاب به دانشجویان نوشته، آنها را همراهان پرمهر و شجاع جنبش سبز نامیده و گفته است که با توجه به ایجاد محدودیتها برای دیدار مستقیم وی با دانشجویان، لازم دیده که به عنوان قدردانی این پیام را برای آنها بفرستد. موسوی آذر را ماه دانشجو نامیده و تلاش کرده است در این پیام به بخشی از سوالات و دغدغه هایی که در این مدت از سوی دانشجویان مطرح شده، پاسخ گوید.
میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، 16 آذرماه را یادآور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند؛ روزی که نشان داد سرکوب برای بقای بیشتر تکیه گاه بدی است. میرحسین در تجلیل از دانشجویان، آنها را «دیده بان بیدار مخاطرات جامعه ایران» خوانده و به مستبدان یادآوری کرده است که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، و آنها را به کنج خلوتکده امن تخیلی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است تا بلکه تألم ناشی از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
وی در بند نخست پیام خود «شیوه خریدن فرصت» توسط دولتمداران را مورد نقد قرار داده و گفته است: «همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند. صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.»
میرحسین سپس از دولتمداران پرسیده است:
«چرا این همه اصرار برچشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید که با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم با توزیع بخشی از پولی که ازدست آنان ربوده اید می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت برسر سفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟»
موسوی پس از طرح این سوالات اطمینان داده است که سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند.
وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
موسوی با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.
میرحسین در پایان ضمن تجلیل از مبارزان در بند از زن و مرد، به ویژه دانشجویان در بندی که نشان داده اند راه سه آذر اهورایی ۱۶ آذر فراموش نشده است، رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز را جزو وظایف همه ما دانسته است.
به گزارش کلمه متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که 16 آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال 59 نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال 60 نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
1- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
2- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
3- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
4- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
5- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی 16 آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.














ما تو دهن این دولت تقلب و دروغ میزنیم
این مقیسه اون وسط تو عکس چی میگه؟الان تو اوین داره به ….میخنده….
آیه های ما شریفن
دوستت داریم مهندس یا حسین میرحسین
مير حسين عزيز نوشته هايت طبق معمول عالي بود.
اما مير ما به يک رهبر عملي نياز داريم خواهش ميکنم بپذيريد.
رهبر همه باش، همه نه گروه خاص ، رنگ سبزت را به همه توسعه بده ، عفو و بخشش عمومي اعلان کن، همه را زير چتر سبزت دعوت کن ، تا دير نشده مير عزيز
درود بر جنبش سبز ایران
چندین ماهه کودتا چیان با ساختن شوهای بی پایه سیاسی و پخش اون از رسانه میلی خودشون به اصطلاح دارن با آگاه کردن مردم فضا رو برای برخورد شدید با میر حسین و شیخ آماده میکنن.
به خداوند سوگند یاد میکنم،به شرافتم سوگند یاد میکنم،به تمام مقدساتم سوگند یاد میکنم اگر تار مویی از سر رهبران ما کم بشه اگر بخوان اونهارو دستگیر کنن اگر…… من اولین کسی هستم که آیندمو،آرزوهامو،وتمام داشته هامو فنا میکنم وتوی خیابون میام کنار برادرا وخواهرای سبزم وکاری میکنم که از کرده خودشون پشیمون بشن.
ما بیشماریم………..
جنبش سبز همچون سیل خروشان در حرکت است و همه مردم رهبر این جنبش هستند ، با آگاهی و پویایی باید این سیل را توفنده تر کرد .
در بیانیه جناب آقای مهندس موسوی بعد از خس و خاشاک ” میکروب ” بودن مردم از قلم افتاده امیدوارام که سهوی باشد !!
پاسداران سبز انقلاب اسلامی همیشه مدافع میر عزیزمان است- یا حسین میر حسین
سلام بر “صلح”، سلام بر “ایران”
سلام بر جنبش سبز ایران
فکر می کنم مهمترین راهبرد معرفی شده برای جنبش دانشجویی در این پیام در ادامه پیام های پیشین همراه بزرگوار جنبش سبز را می توان در همین چند جمله پیدا کرد:
“نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟” و
“همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.”
سه میلیون دانشجوی آگاه یعنی نیرویی عظیم برای آگاهی بخشی و همراه کردن سایر بخش های جامعه! آگاهیی از جنس “صلح” و “عقلانیت”!
ما تا آخر با جنبش سبز استاده ایم،در آخر ما پیروزیم…..”نحن قادمون فان حرکة الخضرا؛هم الغالبون”…. جانم فدای ایران؛یاحسین-میرحسین
رزمنده دفاع مقدس:
بنام خدای خمینی(س)
برادر گرامی آقای بسیجی: خواستم طبق معمول کامنتهایی که چه در سایت شدیدا مورد علاقه ام کلمه یا وبلاگهای دیگه میگذارم یک جواب کاملا مستند و بسیار جالب برای شما بگذارم ولی دیدم هم جوابهای خیلی زیاد و جالبی برای شما گذاشتن و همینک بقدر زیاد من این مسائل و مسائل مختلف رو تایپ کرده و در سایتهای مختلف گذاشتم(که براحتی میشه از اونها یه کتاب در رد شبهات!اهل فرقه راست نوشت!) که دیگه انصافا انرژیم خالی شده و نیاز به تجدید قوا دارم!ولی اگه خود شما فقط یه مقدار دقت میکردید دقیقا به مطالب کاملا متناقص جریان فکری خودتون پی مبردید ولی از اونجا که متاسفانه گوش و چشم ودر نهایت عقل شما رو بدجوری غارت کردند خورشید رو میبنید ولی انکار میکنید!فقط یک مطلب به شما میگم اگر جواب دادید بحث رو ادامه میدیم در غیر اینصورت بحث رو شما واگذار کردید: به بنده جواب بدید عکس امام(س) چه کس یا کسان یا حزبی پاره کرد؟1- اگر معترضین پاره کردند عکس شخص پاره کننده کجاست؟2- چرا در میزگرد سال 88 که قبل از عاشورا تشکیل شده بود و از اصلاح طلبان نیز دعوت به مناظره کرده بودند در مصاحبه با مردم و همچنین در زیر نویس سیما(تا آنجاکه بیاد دارم) اشخاصی که متهم به پاره کردن عکس حضرت امام(س) بودند مجهول و برنامه اینطور عنوان شد که معلوم نیست پاره شدن عکس امام(س) کار چه گروه و طیفی است؟ من نمیگویم که قبل از آنکه میرحسین ادعای پیروزی در انتخابات داشته باشد یکی از خبرگزاریها(به احتمال قوی فارس) پیروزی 63 درصدی آقای احمدی نژاد رافریاد زده بود که شعار دانشجویان مبنی بر دروغگو،دروغگو 63 درصدت کو دقیقا از همینجا ناشی میشود- بنده نمیگویم تعداد قابل توجهی از مجریان قانون شما یعنی شورای نگهبان از جمله آقای الهام مستیما از احمدی نژاد حمایت کرده بودند و جالب است میرحسین برای بردن« داد» نزد «دادستان» دقیقا باید نزد شریک «دزد» میرفت!بنده نمیگویم رهبر شما صبح اول وقت شنبه صبحانه خورده یا نخورده مهر تایید انتخابات را بر روی ورقه شورای نگهبان میکوبد و انتخابات را تمام شده میداند و همینجا به زعم بنده پایان «جمهوری اسلامی» و آغاز «حکومت اسلامی» را اعلام میدارد حکومتی چون خلفای بین امیه و بنی عباس!باز داشتم تخت گاز میرفتم!اگر توانستید جواب بدهید تا بعد!
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.رزمنده عزیز سلام ایا فکر میکنی ما به خاطر پاره شدن عکس امام ناراحتیم والله عکس پرست نیستیم ما از این که انها خواستند عقیده امام را نابود کنند ناراحتیم والان اگر شما این کار را محکوم میکنید دست مریزاد عقیده امام این بود که به دشمن استکبار و اسرائیل باشیم نه اینکه شعار نه غزه نه لبنان سر بدهیم امام ولایت فقیه را مترقی ترین اصل قانون اساسی و باعث اسیب نرسیدن به مملکت میدانست نه اینکه بگوید مرگ بر اصل ولایت فقیه .اما جمهوری اسلامی میخواست نه جمهوری ایرانی و ال اخر.در مورد فارس هم هیچکس نگفته که فارس همچین کاری را نکرده ولی ایا این را میتوان با اعلام برنده دانستن اقای موسوی ان هم توسط خودش و ان هم پیش ار شمارش ارا یکی دانست؟رزمنده عزیز شما شورای نگهبان را قبول نداشتید در تلویزیونهای فارسی زبان و سایتهایتان ادله خود را میگذاشتید البته اگر ادله ای داشتید.در مورد تبریک رهبری انگونه که شما میگویید رهبری باید بعد از مراسم تحلیف به رئیس جمهور تبریک میگفتند که با این حساب ان زمان که قبل از مراسم تحلیف به اقای خاتمی تیریک گفتند نیز باید مورد اعتراض شما باشد.امیدوارم موفق باشید .یا حق.
آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است
من به عنوان یک جانباز جنگ تحمیلی و سرهنگ بازنشسته سپاه پاسداران که در حال حاضر از جور و ظلم حاکمان مستبد مملکتم متواری هستم افتخار میکنم که به موسوی رای دادم و تا آخرین قطره خونم از این سید والاتبار دفاع میکنم درود بر سید میرحسین موسوی سلاله پاک رسول الله . سخنانت شیوا و شیرین . بهترین شیرینی که به ملت عطا کردی دست مریزاد
یا مبر حسین توبه توبه
یا میر حسین برائت برائت از این همه عقده ای و منافق و ضد نظام و و لایتی که دوروبرت جمع شدند و این اراجیف را در سایت منتسب به شما علیه نظام و رهبر و رئیس جمهوری محبوب و ارزشی و مردمی و کاری به هم می بافند.
بابا قدرت که دیگه این قدر ارزش نداره که داری براش خودتو می کشی.
امیدوارم که جواب این همه ناجوانمردی ها و گول زدن جوان ها و ادعاهای ناروا و سیاه نمایی را بدهی. با این سیاهه هایی که منتشر می کنی نمی تونی از چنگال عدالت بگریزی. دادگاه تو و شیخ ساده لوح اصلاحات جالب و دیدنی خواهد بود. دیگر حنایتان رنگی ندارم و مردم ما دیگر گول تو رو نخواهند خورد.
0 0 ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ ۶:۴۳ ب.ظ پاسخ دادن
سلام و ادب:
گفتهبودی: “یک طرفدار جنبش سبز علوی و نه اموی” آیا طرفداران علی(ع) از شکنجه، کشتار کفِ خیابان، بدزبانی و فحاشی تبعیت میکنند؟ آیا امیرالمومنین(ع) با مرد مدعی زره، در پیشگاه قاضی یکسان نبود؟ چرا محمودخان و یاران، بیادب تشریف دارند؟ این که انکار شدنی نیست! ذات آنها را با 4 کلام نمیشود شست! پس به یاد آرید کلام خدا را در قرآن که قولوا للناس حسنا، و یا ادفع بالتی هی احسن و اگر بدخو میبودی از اطرافت گریزان میشدند، و یا کلام خاتمالنبیین(ص) را که انی بعثت لاتمم مکارمالاخلاق. به راستی، شما به کدامین علوی دل خوش کردهاید؟ علی(ع) که ما میشناسیم، با علیِ شما متفاوت است. به استناد تاریخ و رخدادهای معاصر. آیا درایت، عدل و ادب علی(ع) و توصیه به خیر را با یاران شما یکی میدانید؟ اگر چنین باشد؛ بسیار متعصب هستید و ادامه یادداشت را نخوانید.
“یا مبر حسین توبه توبه” توبه از چه چیزی؟ و کدامین جرم؟ گذاشتن بیسوادان جاعل مدرک دکترا در مناصب و دفاع حتی هنگام آشکار شدن تخلف؟ توبه از بهکارگیری ادبیات سخیف؟ زور و قدرت برای آسیب به هم میهنان؟ فریب و نیرنگ!؟
“عقدهای و منافق و ضد نظام و و لایت” موسوی، خود یک فرد است، گفتار و ادبیات من، هر چند در دفاع از وی، به ایشان هیچ ربطی ندارد. اگر عقدهای باشم؛ باید منصبی داشته و از آن منع شدهباشم؛ یا قدرتی که در تهدید باشد، یا … اما گواه خداوند و امنای وی در خلقت، خلاف آن را ثابت میکند. بیشتر نویسندگان دیگر نیز چنین هستند. اما شما چه؟ و یاران شما!
“اراجیف … علیه نظام و رهبر و رئیس جمهوری محبوب و ارزشی و مردمی و کاری” اگر اراجیف است، شما ادفع بالتی هی احسن، پاسخی شرعی و از سر مسئولیت و درایت و ادب و جذاب و فراخور بدهید. لطفا. اما نخواهید توانست، چون ادب با شما سازگاری ندارد! علیه رییس دولت نهم و دهم؛ مستندات بسیار است، و گلایهها نیز از عدم توجه کافی و دخالت درست در امور توسط مقام معظم رهبری است. اما به هر حال، توهینی اگر باشد؛ کار میرحسین نیست. اما شما بسیار توهین دارید؛ شخص شما؛ بزرگترهای شما و منصوبان حکومت و شخص محمودخان! هر یک نقشی بسیار بزرگ در توهین، افترا و فریب دارید.
“قدرتطلبی” اگر میرحسین قدرتطلب بود؛ در سال 1368 که از نخستوزیری به کنار رفت، تا سال 1388 که در کنج عزلت، تنها به معاش خویش و مشاوره بسنده کردهبود، برای خویش جویای نام و ننگی میشد. موسوی به درخواست مردم و جمعی از خردمندان به میدان آمد و اکنون نیز نه برای خویش که نماد پویشی مردمی و جویای قانون و حق است. همان قانونی که به سخره گرفتهشده و بازیچه است، را از وضعیت کنونی میخواهد خارج کند و بر روی ریل اصلی قرار دهد، صیانت قانون، خود ارزش است، نه بازیچهای برای فریب و باقی ماندن در قدرت. قدرتطلبی را در یادداشت فاطمه رجبی بخوانید که موسوی را خطاب قرار داد: اگر در انتخابات بعدی کاندیدا میشدی؛ همه از تو حمایت میکردیم؛ اما چرا امروز در برابر دولت محمودخان!
“ناجوانمردیها” آن چیزی است که شامل نیرنگ، فریب و ریا باشد. مکر و حیلت، گریز از قانون؛ اما نمود قانونی دادن به دلبخواهیهای خود، تفسیر به رای، کشتن در ظهر عاشورا، سکوت در برابر جنایات خیابانی علیرغم داشتن پُست و مقام اجرایی، مدیریتی و … و توان برخورد و به آرامش کشاندن جامعه، بیتدبیری و هزینهکردن از همه جمهوریت و اسلامیت نظام؛ برای حفظ فقط یک مردمفریب!
“گولزدن جوانها و ادعاهای ناروا” آری. چرا میرحسین را که محبوب و مورد تایید امام بود؛ مغبوض نشان میدهند؟ و چرا با وجود تورم 25% که هنوز جزیی از آمار رسمی بانک مرکزی ج.ا.ا است؛ محمودخان و شرکا؛ از تورم 15% و امسال نیز از یک رقمی سخن میگویند؟ این گول زدن و ادعاهای ناروا بسیار بد است. چرا موسوی که تدارک پشتیبانی 8سال دفاع مقدس و مدیریت زمان بحران ناشی از ترورهای دهه 60 و عدم تسلط مدیران جوان و انقلابی، و نیز جنگ تحمیلی همه کفر در برابر ایران را بر عهده داشت و تخریب بنیانهای اقتصادی و به تبع آن فرهنگی و اجتماعی را میدید و با درایت و تدبیر کمترین هزینه به کشور تحمیل گردید و همه این 8سال در زیر نظر روحالله الموسوی الخمینی، قائد و رهبر کبیر انقلاب انجام میشد، امروز بد باشد و دیگران که در برابر وی ایستادهبودند و به شهادت امام(ره) توانایی اداره یک نانوایی را هم نداشتند، امروز مدعی و بدگو! آری. فریب و نیرنگ و ادعاهای ناروا، تهمت و افترا در مناظره اول موسوی با محمودخان شما بود. و متاسفانه چشم پاسداران حرمت قانون، اخلاق و اسلام در خواب قدرت بلامنازع!!! و حسادت!!! و …
“سیاهنمایی” دوران دفاع مقدس را چه کسانی در چنته دارند؟ و چرا؟
چگونه است که با این همه ددمنشی، با این همه دروغ، ریا و فریب، با این همه قانونگریزی و کاستی و ناکارآمدی، یا به قول امروزیها هر 10ثانیه 100تا سوتی! “از چنگال عدالت” و اجرای قانون میگریزند؟
بگریزید. اما در پیشگاه الهی، آن روز موعود که قیام و قیامت خوانندش، دادگاه تو، دادگاه شمایان اطلاعاتی، نظامی، قضایی و نیز صاحبمنصبان مختار و مدافعان حریم امپراطوری فریب و ریا جالب و دیدنی خواهد بود.
دیگر حنایتان رنگی ندارد و مردم ما دیگر گول امپراطور فریب را نخواهند خورد. تاریخ این را به اثبات خواهد رساند و روزی، در همین دنیا، برابر همین قرآن و قانون اساسی و قوانین جاری، بابت همه جرمها، تخلفات و کاستیها محاکمه خواهید شد.
راستی، چند تا از سوتیهای محمودخان شما را موسوی میداشت، تاکنون اعدام شدهبود؟ چرا محمودخان شما در حصن و حصار ولایت پناه گرفته، اما ظرفیت دفاع در ذات وی وجود ندارد!
سید بزرگوار؛
کلامت رنگ و بویی دیگر دارد، سخنی دلربا و آرامش بخش است، پیامت دلنشین است، دل تنگ بودیم و منتظر هرچه میخوانم سیر نمی شوم. پاینده باشید
با صبر و استقامت ،همراه میر حسین و کروبی و خاتمی و تمامی یاران پاک ایشان تا بدست آوردن رای و حق خود نمی ایستیم ،و زیبایی جنبش در همین است که به کسی خبر میکند که در کجا و کی خود را نشان میدهد.
یا حسین -میر حسین .
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
یا حسین میر حسین
بوي محرم مياد مير حسين عزيز…بوي اهلي من العسل…شيرين تر از عسل…ما آماده ايم و در ركابت براي مبارزه با جهالت و ديكتاتوري…
با احترام به موسوی و متون زیباشون, ولی واقعا فکر نمی کنید خیلی عقبیم؟ فکر نمی کنید با شیوه های کنونی به جایی نمی رسیم؟ فکر نمی کنید همه خسته و سرخوردند؟ فکر نمی کنید کم کم خشونت مردم به مردم واقعیت مطلق بشه؟ فکر نمی کنید با برنامه های کارشناسی! دولت که از طرف آقا! ابلاغ می شه طبقه متوسط حذف و طبقه جدید وابسته شکل بگیره؟ فکر نمی کنید دروغ و دشنام و ریای تریبون به دستها در لحظه لحظه رفتارهای مردم ریشه دوونده؟ فکر نمی کنید مملکت رو به ویرانی اه؟ فکر نمی کنید سبزی سبز کجاست؟ فکر نمی کنید باید یکم فکر کنیم؟؟
درود و سلام من و خانواده سبزم به مهندس ميرحسن موسوي
ماهي روي 100 اسکناس اسم زيباي شما رو مي نويسم. . . .
16 آذر خواهيم آمد بسيار قوي
زنده باد اصلاحات
زنده باد جنبش سبز
زنده باد میر حسین
سيد دمت گرم و سرت خوش باد.اميدوارم تا از جا کندن اين بنيان فرتوت و مستبد همه شاهد باشيم و لذت ازادي را در اين کشور با هم بچشيم.درود بر تو و بر ملت قهرمان ايران.
Your words sipped in our blood
We are waiting until success
GOD BLESS ALL OF YOU
از ته دل و با تمام وجود برای به ثمر رسیدن این حرکت سبز دعا می کنم و هر کاری که از دستم بربیاد در این راه انجام میدم. فقط به امید اون روزی زنده هستم که تلاش های ما نتیجه بده و به چیزی که حقمونه دست پیدا کنیم . خدای بزرگ، یعنی اون روز میاد؟
با سلام
از مطالعه پيام هوشمندانه مير حسين بزرگوار خوشحال شدم و از اينكه مي بينم ايشان در احقاق حقوق پايمال شده ملت مظلوم ايران ثابت قدم هستند به ايشان افتخار مي كنم. من احساس ميكنم كه مستبدان دروغگو و تماميت طلبان ظالم هر روز بيشتر از روز پيش به سمت نابودي قدم برمي دارند ولي متاسفانه ملت مظلوم و بعضا بي خبر بايد تاوانش را بپردازند و از حقوق شهروندي محروم باشند. دعا ميكنم هر چه سريعتر ريشه ظلم در ايران خشكانده شود و مديران شايسته دوباره به مديريت كشور برگردند.
مير حسين در قلب ما هستي و به اينكه به شما راي دادم افتخار ميكنم.
محمد رضا متولد تبريز و ساكن تهران
مير حسين به ظاهر عاقل ولي در واقع مجنون قدرت
در جملاتتان قول امام نوشته بوديد.
حالا شما شامل دزان هستيد يا ديكتاتوران
ولي من فكر مي كنم شما نه دزد هستيد و نه ديكتاتور بلكه شيفتگان قدرت هستيد كه اگه بر مسند قدرت بشينيد هم دزد هستيد و هم ديكتاتور
من مي دانم اين نظرات مخالف را علني نمي كنيد ولي متذكر مي شوم «سواء عليكم آءنذرتهم ام لم تنذهم فهم لا يومنون«
باطن پليد خودكامگان وانحصارطلبان ورياكاران وضدبشرها در ظاهر شان و حرفهايشان پيداست .آنها كه مردم را خس و خاشاك و ميكروب ميخوانند ديگر نميتوانند باطن ……..را پشت ظاهرشان پنهان كنند .
آقاي روانشناس كه از باطن ميرحسين آگاهي ميدهي .ميرحسين تا وقتي قدرت دارد كه برسر پيمانش با مردم بماند .باطنش هرچه كه ميخواهد باشد.
بله همه مجنون قدرت الهي هستند .قدرت انسانيت .قدرت مردم .قدرت ميرحسين قدرت مردم است براي حد گذاشتن روي قدرت حكومت .ولي سروران تو شيفته ي قدرتي هستند براي محدود كردن قدرت مردم .
قدرت ميرحسين براي رها كردن مردم است از بند استبداد و قدرت حاكمان مطلقه براي در بند كردن مردم .
حتما فرق قدرت الهي و قدرت شيطاني را ميفهمي .هرچند به نفعت است كه نفهمي .
ميرحسين در اوج اقتدار مردمي است .چه نيازي به قدرت كاذب حكومتي دارد كه شيفته اش باشد ؟
قدرت ميرحسين در اين است كه حقارت شيطان پرستان را به رخشان ميكشد .
سلام بر امید مردم آگاه ایران-یا حسین میر حسین
درود دوستان
طلوع صبح آزادی نزدیک است.
دوستان دیکتاتورها بسیار ترسیده اند و احساس خطر زیادی میکنند و برای همین است که مانند دیکتاتوران پیشین دست به خشونت علیه ملت خود میزنند. ذهن ها بیدار شده. بنزین همه حکومتشان را پر کرده است و منتظر یک جرقه برای انفجاری بزرگ می باشد. همه کسانی که به این مردم خیانت کرده اند الان شبها راحت نمیخوابند. کسانی که حق من و شما را به نا حق خورده اند و کشور را به این روز انداخته اند خواب آسوده ندارند. همه بر علیه آنها هستند و آنها فقط اندکی مزدور تفنگ به دست را در کنار خود می بینند. شمارش معکوس برای ایرانی آزاد شروع شده است. خجسته باد این پیروزی بر همه ایرانیان.
جناب مير حسين محبوب قلبهاي شيطاني
بيا چند آيه ي اول سوره ي بقره را بخوان و در آن فكر كن ببين آيا شما جزء آنها نيستي.
آيات 6 الي 20 سوره بقره
در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهى چه بيمشان ندهى بر ايشان يكسان است [آنها] نخواهند گرويد (۶)
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿۶﴾
آری. امروزه؛ هر چه به شما گفته شود که ادب، با مردم نیکو سخن گفتن، اخلاق و مدارا، از شیوه قرآن سیره نبوی است، باز هم بههوش نخواهید بود. اگر چه هزاران بار، کلام بد، قانونگریزی، فریب و ریا را ببینید.
خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى دردناك است (۷)
خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿۷﴾
به نظر میرسد مُهری از سر قدرتطلبی، بر قلبهای شماست که دیدن و درست دیدن و تدبر در رویکردها و رفتارها را نمیبینید.
و برخى از مردم مىگويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آوردهايم ولى گروندگان [راستين] نيستند (۸)
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿۸﴾
و شمایی که در نماز جمعه، در تجمعات و در رسانهها بر خلاف آموزههای اسلام، مردم را خس و خاشاک، بزغاله و گوساله، از بزغاله نفهمتر و … خطاب کرده و همه منتقدان را بدون توجه به گفتار و تدبر در راز نقد آنها، وابسته به دشمن میخوانید و فتنهانگیزان را گم کرده و منتقدان بیدار و صاحب درایت را فتنهگر میخوانید، ادعای دینی را دارید که خدایی است! اما هیچ خدایی این رفتار را ( دروغ، ریا، تجاوز به اسیران و زندانیان، کشتار خیابانی، تهدید، شانتاژ خبری، بستن دست حقگویان و دفاع تام از بدکرداران، ندیدن هیچ عیب و ایرادی از محمودخان و حامیانش، بد انگاشتن هر چیز مستقلی و انتساب آن به میرحسین) و … نشانی از ایمان شما نیست.
با خدا و مؤمنان نيرنگ مىبازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمىزنند و نمىفهمند (۹)
يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾
آری. با ادعای اسلام و تشیع، با خدا نیرنگ دارید. اما …
در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت (۱۰)
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾
این مرض از دلهای شما آیا رفع خواهد شد؟ شما دیگران را به مرض بیبصیرتی متهم کردهاید، آیا خود بینا هستید؟
و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مىگويند ما خود اصلاحگريم (۱۱)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾
آیا نه اینکه شما بر خلاف نص صریح قرآن و کلام پیامبر (انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی لن یفترقا حتی … عمل نمیکنید؟ آیا معیار و خطکشی جز محمودخان و شرکاء برای تبیین و تشخیص حق دارید؟
بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمىفهمند (۱۲)
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾
به هوش باشید که اهل فسادید، بنا به نص صریح قرآن. اما …
و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مىگويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آوردهاند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كمخردانند ولى نمىدانند (۱۳)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾
و آنگاه که شما را به بازاندیشی در قانون اساسی، قوانین، گفتار دینی، جایگاههای قانونی و وظایف و محدویتها فرا خوانیم، گویید که …
و چون با كسانى كه ايمان آوردهاند برخورد كنند مىگويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مىگويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مىكنيم (۱۴)
وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ ﴿۱۴﴾
آری. کدامین ایمان، که ادب کوچهبازاریهایمان از برخی روحانیون و صاحبمنصبان پاکتر و بیآلایشتر است؟
خدا [است كه] ريشخندشان مىكند و آنان را در طغيانشان فرو مىگذارد تا سرگردان شوند (۱۵)
اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵﴾
همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايتخريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايتيافته نبودند (۱۶)
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿۱۶﴾
به چه بهایی، حمایت از محمودخان را به یکلحظه تدبر و تعقل و بازاندیشی در رخدادهای سال 88 و شناخت درست حقیقت را برگزیدید؟
مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمىبينند رهايشان كرد (۱۷)
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾
در میان کدام گمراهی رها شدهاید که ناسزاها را عین دین، دروغها را دفاع از دین و حریم دین و ولایت میدانید؟
كرند لالند كورند بنابراين به راه نمىآيند (۱۸)
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿۱۸﴾
چرا پاسخی و واکنشی به حقیقت و واقعیت در میان شما نیست؟ چرا اجازه پرسشگری نیست و چرا…؟
يا چون [كسانى كه در معرض] رگبارى از آسمان كه در آن تاريكيها و رعد و برقى است [قرار گرفتهاند] از [نهيب] آذرخش [و] بيم مرگ سر انگشتان خود را در گوشهايشان نهند ولى خدا بر كافران احاطه دارد (۱۹)
أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ﴿۱۹﴾
نزديك است كه برق چشمانشان را بربايد هر گاه كه بر آنان روشنى بخشد در آن گام زنند و چون راهشان را تاريك كند [بر جاى خود] بايستند و اگر خدا مىخواستشنوايى و بينايىشان را برمىگرفت كه خدا بر همه چيز تواناست (۲۰)
يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۰﴾
عالی بود. دیکتاتورها از آگاهی می ترسند.
بترسید بترســـــــــــــــــــــــید ما همه با هم هستیم
آزادی نزدیک است . ایران آزاد انتظار ما را می کشد . پس خطاب به دیکتاتور “بترسید بترســـــــــــــــــــــــید ما همه با هم هستیم “
بسیار عالی و دقیق.
لطفا در مورد مسائل روز افشاگری کنید.
سلام.من نه چپي هستم نه راستي.نه طرفدار نظام و نه طرفدار جنبش سبز.من فقط طرفدار آزاديم.حرفهاي آقاي موسوي خيلي به دل من نشست.چون حقايق را گفت.مشكل و دشمن اصلي ما نه احمدي نژاده و نه چيزاي ديگه.مشكل ما چيزيه كه منو به شدت ناراحت ميكنه،يعني جهل و ناداني مردم،با تعصب حرف زدن مردم بدون اينكه بدون غرض ورزي فكر كنن و حرف بزنن.كاش براي هدايت هم از صحبتهاي منطقي استفاده كنيم.رسانه ملي ما مال دولته و هرچي دلش بخواد نشون ميده.حق اعتراض به سياست هاي دولت رو نداريم چون اگه حرف بزنيم دشمن خدا و اسلام هستيم.با فشار آوردن سر مردم از نظر اقتصادي پول مارو ميدن به كشورهاي گدا گشنه همسايه.ميدن به بسيج و سپاه تا بعدا بزنن تو سر خودمون.بياييد طرفدار حق باشيم نه آدما.واي از مردمي كه رهبر را توي سفر به قم امام خطاب ميكنن و به جاي پرستش خدا بنده خدا رو ميپرستن.مرگ بر جهل و ناداني.مرگ بر بنده پرستانومرگ بر بت پرستان
نترسید نترسید ما همه با هم هستیم
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿سوره فصلت آیه ۳۰﴾
كسانى كه گويند پروردگار ما خداوند است،
سپس استقامت کنند،
فرشتگان بر آنان فرود آیند كه: نترسيد
و اندوهگين نباشید
و مژده باد شما را به بهشتى كه وعده داده شده بودید.
i love u mir hosein muosavi
ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
قشنگترین قسمت متن بالا بود .
چون خود ایشان دزد رای ملت و دیکتاتور در مقابل ملت ایران است .
خود آقای میرحسین که با دادن این بیانیه ها سعی دارد در لاشه بو گرفته خود نفسی بدمد و البته دیگرانی برایش می نویسند ،گزارشی به مردم از میزان عملکردهای قانونی خود در طی 2 سال اخیر بدهد .راهکارهای قانونی برای تشکیک در سلامت انتخابات چیست جناب میرحسین ….
احمد
ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
قشنگترین قسمت متن بالا بود .
چون خود ایشان دزد رای ملت و دیکتاتور در مقابل ملت ایران است .
“آیا موسوی دزد رای ملت بود؟” پس چرا رییس جمهور اعلام نشد؟ آیا ندیدی که زنجیره انسانی را بد میپنداشتند؟ چون رای آشکار به میرحسین بود و موجب روشنگری. دستور از بالا بود که در هیچ شهری، زنجیره انسانی شکل نگیرد. نماد سبز را با هزاران خدعه و فریب و نیرنگ به انتقاد نشستند و بد گفتند، چون نماد رایی بود که باید از صندوق بیرون میآمد و مانع تقلب گسترده بود. یک رای شفاهی عریان و غیر قابل تقلب.. آری دزدها از این رفتار موسوی و خود موسوی بدشان میآید چون موسوی عین قانون بود و برابر قانون، در برابر تخلف و تقلب هنوز هم ایستاده است.
راستی، دولتهای تحمیلی نهم و دهم، چند قانون بودجه را به موقع و در وقت قانونی به مجلس بردند؟ چرا هیچ؟
چندین تخلف قانونی آشکار شده؟ و چه مبلغی از ثروت ملی ایرانیان، از راهکارهای غیر قانونی حیف و میل شد، صرف ندانمکاریها، مدیریتهای نالایق، تصمیمات نادرست، هبه به بیگانگان در حالی که در داخل معضلات بسیار داریم و … شما از کدامین جیفه گندیده دفاع میکنی؟
…
و اما بعد
اگر پیروزی میخواهید باید مثل ما خون بدهید….
کلمه حقی که اراده باطل پشت آن است.
اگر قانون خوب است که است چرا حضرات به قانون تمکین نکردند و اینهمه خسارت به مملکت زدند؟
قرار گرفتن در موضع ضعف و ظلم مخالفت و انتقاد کاری است که میتواند اعتراضات مختلف و پراکنده را جمع و کلاهی برای مدعی بسازد اما مهم است که همین انتقادها و اعتراضها برای خود فردی که در مصدر امر قرار میگیرد هم وارد و با زدن حرفهای شیرین کام مردم شیرین نمی کند.
کشور در موقعیتی است که در آستانه گام بلند هدفمند کردن یارانه هاست و اوضاع را حساس می کند.
دشمن با تنگتر کردن حلقه تحریم در صدد به زانو در آوردن و امتیاز گرفتن است و در چنین شرایطی ایجاد شکاف اجتماعی و دمیدن در طبلی که منجر به سلب اعتماد ملت میشود کار ناصوابی است.
کریم عزیز، سلام
فرمودهای: “کلمه حقی که اراده باطل پشت آن است.”
آری. دفاع از قانون، کلام حق است؛ بنابراین برخی به نام قانون؛ تمایلات شخصی و شهوانی خویش را به صورت غیرقانونی و بدون دریافت اصل شکایت و حتی در نظرگرفتن حق شکایت، سعی در منکوب کردن معترضین و منتقدین و تحمیل همه مردم به پذیرش آنچه مورد تایید حاکمان است فراخواندند و مردم و نامزدها را به سکوت دعوت کردند. هیچ مستندی برای اثبات تخلف و تقلب را نه دیدند، و نه میخواهند ببینند و بپذیرند. اینان، بیادبی، تهمت و ناروا و فریب را جزیی از اخلاق کریمه ولایت مطلقه فقیه میدانند!!!
“اگر قانون خوب است” چرا دولتهای تحمیلی نهم و دهم، “هرگز به قانون تمکین نکردند و اینهمه خسارت به مملکت زدند؟”
از بازنشانی منصوبین فاقد مدرک به پستهای عالیه، دفاع از متقلبین و جاعلین، ندیدن مخالفت صریح رهبر با مشایی، ندیدن بیادبی و فحاشی، ندیدن خودکامگی و خودرایی در برابر مجلس، دیوان عالی عدالت اداری، بازرسی کل کشور؛ مرکز پژوهشها و …
“قرار گرفتن در موضع ضعف و ظلم مخالفت و انتقاد کاری است که میتواند اعتراضات مختلف و پراکنده را جمع و کلاهی برای مدعی بسازد اما مهم است که همین انتقادها و اعتراضها برای خود فردی که در مصدر امر قرار میگیرد هم وارد و با زدن حرفهای شیرین کام مردم شیرین نمیکند.” مانند یارانه نقدی، سهام عدالت، توزیع موقتی سیبزمینی و پول، طرحهای ناقص مسکن مهر، راستی خبر دارید که سازههای مربوط به سال 80 تا 86 را به نام مسکن مهر، جا زدهاند و افتتاح میکنند؟ آیا خبر دارید که آمار، با سازههایی که کلنگشان زده شده، بسیار متفاوت است؟ آیا خبر دارید که مسکن مهر؛ اگر حق مردم بود، بسیار متفاوت با این که اجرا میشود، باید اجرا میشد و این حرکت نمایشی، تا پایان سال 95 نیز تداوم خواهد داشت؟
“کشور در موقعیتی است که در آستانه گام بلند هدفمند کردن یارانههاست” و کارشناسان اقتصادی و مدیریتی، خطرناکبودن تصمیمات خام را در این “اوضاع کاملا احساس میکنند” و تذکرهای بسیار و هشدارها مانع اجرا از آغاز سال 89 شدهاست؟ هنوز هم برای برداشتن این گام کاستی بسیار است، اما به هر روی از تصمیم بهار 89 بسیار بهتر شدهاست. و هزینه این نابخردی را محمودخان باید جوابگو باشد؛ مگر نه!؟
امروز سیاست خارجی ما چنان شده که دوباره اعتماد بر صلح و آرامش و بیطرفی در مناقشات جهانی از جانب ما را از دست داده و در سایه سیاستهای خام و کودکانه “دشمن با تنگتر کردن حلقه تحریم در صدد به زانو در آوردن و امتیاز گرفتن است و در چنین شرایطی ایجاد شکاف اجتماعی و دمیدن در طبلی که منجر به سلب اعتماد ملت میشود” آنهم از جانب دولت تحمیلی ” کاری بس ناصواب است”.
میرحسین عصاره 3 شخص است
امام (ره)
مصدق
دکتر علی شریعتی
درود بر مهندس موسوی نخست وزیر امام راحل
میرحسین عزیز با این پیامت یه شور و حال اساسی به راه انداختی به نظر من باید تا تنور داغه نون رو چسبوند
16 آذر نزدیک است
سلام.من نه چپي هستم نه راستي.نه طرفدار نظام و نه طرفدار جنبش سبز.من فقط طرفدار آزاديم.حرفهاي آقاي موسوي خيلي به دل من نشست.چون حقايق را گفت.مشكل و دشمن اصلي ما نه احمدي نژاده و نه چيزاي ديگه.مشكل ما چيزيه كه منو به شدت ناراحت ميكنه،يعني جهل و ناداني مردم،با تعصب حرف زدن مردم بدون اينكه بدون غرض ورزي فكر كنن و حرف بزنن.كاش براي هدايت هم از صحبتهاي منطقي استفاده كنيم.رسانه ملي ما مال دولته و هرچي دلش بخواد نشون ميده.حق اعتراض به سياست هاي دولت رو نداريم چون اگه حرف بزنيم دشمن خدا و اسلام هستيم.با فشار آوردن سر مردم از نظر اقتصادي پول مارو ميدن به كشورهاي گدا گشنه همسايه.ميدن به بسيج و سپاه تا بعدا بزنن تو سر خودمون.بياييد طرفدار حق باشيم نه آدما.واي از مردمي كه رهبر را توي سفر به قم امام خطاب ميكنن و به جاي پرستش خدا بنده خدا رو ميپرستن.مرگ بر جهل و ناداني.مرگ بر بنده پرستانومرگ بر بت پرستان
این راه ، راه اما حسین (ع) است .
درود بر میرحسین موسوی چون حرف حق می زند .
خوشحالیم که در این زمانه با مردم کوفی صفتش ، میرحسین هست و حرف حق می زند . این یعنی روزنه امید در دل حق طلبان .
درود بر مردان آزاده الهی .
برادر بسیجی ,بر فرض که دشمنان از اقای موسوی حمایت کرده باشند. شما چرا فکر می کنید دشمنان در حمایت و ضدیت صداقت دارند. وقتی که دشمن می بیند که ما عقل و منطق نداریم و خادم و خیانت کار را از روی مواضع دشمن می شناسیم ,او هم با برنامه ریزی کاری می کند که کسانی در قدرت باشند که او زودتر به منافعش برسد .
چر نباید دشمن حیله کند , انها که مثل ما صادق نیستند!!!!!!!!!
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوست عزیزم داور سلام ایا شعار نه غزه نه لبنان و جمهوری ایرانی هم نیرنگ انها بود؟خوب شما به اقای موسوی بگویید که انها را نامحرم بداند و از انها اعلام برائت کند نه اینکه حرمت شکنان عاشورا را خداجو بداند.یا حق.
هر وقت جناب بر حقتان از نیروهای خودسر و اعمال و رفتارشان اعلام برائت کرد آن وقت موسوی هم از بر خی شعار های ساختار شکنانه که عده ای می دهند و عکسی که یک نفر یک زمانی یک جایی پاره کرده، اعلام برائت می کند
از اينکه سکوت را شکستي خيلي خوشحالم اميدوارم براي تجمع 16 آذر هم دانشجويان را رهبري کنيد . ما پيروزيم
يا حسين مير حسين
جناب موسوی عزیز رئیس جمهور گرام خواهشمنداستدرخواست کنید رسانه سبز بر ماهواره ای که راحت دریافت میشود ارسال گردد و همه ماا هزینه را تقبل کنیم ا. بسیاری از کارمندان و کارگران و کسبه حاضرند به سهم خود مشارکت کنند اما نمی دانند از چه طریقی این کا ر باید انجام شود ما از دادن شهدا در زمان انقلاب و جنگ تحمیلی واهمه نداشتیم مطمئننا کمک مالی امری سهل تراست
من به عنوان یک دانشجو از همان ابتدای شکل گیری جنبش سبز ، جنبش دانشجویی را قلب تپنده و موتور محرک جنبش سبز دیدم
زنده باد آزادی ، زنده باد دانشجویان آزادیخواه ایران
زنده باد میر حسین ، زنده باد جنبش سبز
درود بر مدافع آزادی ایران زمین میر حسین موسوی که در کنار دریای جنبش سبز به ساحل آزادی پیش میرود
من به عنوان یک دانشجو و یک قطره سبز از راهنمایی ها و یادآوری های سید عزیز جنبش متشکرم
میر حسین موسوی دوستت دارم
ایا گاهوارعزیزان من
تو ای ایزدی مرز ایران من
جهان تاجهان است آبا دباش
برو بوم مردان آزادباش
چه درست انتخابی کردیم…یک متفکر ..یک روشنفکر با قابلیتهایی بسیار ..متین و استوار ….به شما افتخار میکنیم …ما را سربلند کردید ..ملت ما زنده است …موسوی پاینده است
زنده باد میر حسین
زنده باد بر همه کسانی که سبز می اندیشند .سبز زندگی میکنند.سبز می مانند
یا حسین میر حسین
سلام
درود بر میرحسین
ما نا امید نمی شویم
ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند.
یا حسین میر حسین یا حسین میر حسین