پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو
چکیده :مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم...
نسخه موبایل و فایل پی دی اف ویژه نامه پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو برای تکثیر
کلمه: میرحسین موسوی، در پیامی که به مناسبت فرارسیدن ماه آذر خطاب به دانشجویان نوشته، آنها را همراهان پرمهر و شجاع جنبش سبز نامیده و گفته است که با توجه به ایجاد محدودیتها برای دیدار مستقیم وی با دانشجویان، لازم دیده که به عنوان قدردانی این پیام را برای آنها بفرستد. موسوی آذر را ماه دانشجو نامیده و تلاش کرده است در این پیام به بخشی از سوالات و دغدغه هایی که در این مدت از سوی دانشجویان مطرح شده، پاسخ گوید.
میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، 16 آذرماه را یادآور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند؛ روزی که نشان داد سرکوب برای بقای بیشتر تکیه گاه بدی است. میرحسین در تجلیل از دانشجویان، آنها را «دیده بان بیدار مخاطرات جامعه ایران» خوانده و به مستبدان یادآوری کرده است که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، و آنها را به کنج خلوتکده امن تخیلی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است تا بلکه تألم ناشی از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
وی در بند نخست پیام خود «شیوه خریدن فرصت» توسط دولتمداران را مورد نقد قرار داده و گفته است: «همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند. صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.»
میرحسین سپس از دولتمداران پرسیده است:
«چرا این همه اصرار برچشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید که با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم با توزیع بخشی از پولی که ازدست آنان ربوده اید می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت برسر سفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟»
موسوی پس از طرح این سوالات اطمینان داده است که سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند.
وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
موسوی با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.
میرحسین در پایان ضمن تجلیل از مبارزان در بند از زن و مرد، به ویژه دانشجویان در بندی که نشان داده اند راه سه آذر اهورایی ۱۶ آذر فراموش نشده است، رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز را جزو وظایف همه ما دانسته است.
به گزارش کلمه متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که 16 آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال 59 نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال 60 نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
1- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
2- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
3- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
4- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
5- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی 16 آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.














اقای بسیجی که کامنت گذاشتید
من یک سوال از شما دارم ……….. ایا شما هم از فیلتر شکن استفاده میکنید؟
اما من یک توصیه برای شما دارم که کمی فکر کنید .. این فیلترینگ برای من نیست . برای شما هست که شما را
همچنان زیر سلطه خود نگهدارند تا مبادا از حقایق اشکار شوید
من نه سبز هستم نه سیاه . نه سفید نه بنفش ..من از رنگ کوچه پس کوچه های روستایم هستم که سبزیش از جنگلهای شمال
سفیدیش از برف و سرخیش از افتاب داغ جنوب است
یا حسین میر حسین ، نترسید نترسید ما همه با هم هستیم ، درود بر پدر عزیزتر از جانم میرحسین موسوی ، ما تا آخرین قطره خونمان به حرمت خون پاک شهدای جنبش سبز مقاوم تر و سبز تر از همیشه ایستاده ایم
salam bar bozorg marde iran zamin, az diyare ghorbat baraye aziztariene ghalbha arezoye salamatiy va paydary daram.durud
اقای موسوی باید همانطوریکه خودش گفت ارتباط خود را با مردم از روش فضای مجازی فرا تر ببرد و از اتهام های نظام نترسد چرا که تا حالا هم هرچه دلشان خواسته اتهام به ایشان بسته اند چرا وقتی آقای خمینی پناهنده شده بود وبا هر رسانهای مصاحبه میکرد انقلابی بود ولی این روش برای بقیه جرم است چرا احمدی نژاد با رسانه های خارجی مصاحبه میکند خاین نیست در ضمن مهندس از همه القابی که به ملت داده بودند نام برد غیر از میکروب احتیاط تا کجا ؟
….مقایسه های خوبی می کنی! . . . مهندس به میکروب واکنش نشان داده قبلا(دیدار میر و شیخ)
یا حسین میر حسین ، نترسید نترسید ما همه با هم هستیم ، درود بر پدر عزیزتر از جانم میرحسین موسوی ، ما تا آخرین قطره خونمان به حرمت خون پاک شهدای جنبش ، مقاوم تر و سبز تر از همیشه ایستاده ایم
هر چه ما اگاهتر ميشويم انها قويتر و متشكل تر و از نظر مادي كه نگو مملكت براي 2 و3 ميليون نفر اين تعداد هم از من و شما خيلي اگاه ترند مثلا اپوزيسيون خارج باقاي جنتي ميگوئيند پير و بيمار است من كه از كف خيابان صحبت ميكنم خيلي هم سالمه روي تك تك سخنانش فكر كنيد اوايل راه پيمائي ميگفت اينها سيزده بدر ميايند درست ميگفت همه با دلي پاك و غير متشگل ميامديم انرژي وعقده خود را خالي ميكرديم و دست اخر با تعدادي زخمي و خسته و بدون برنامه و تعدادي هم دستگير ميشدنند در حقيقت پايان راه پيمائي يك سونامي بود البته نا گفته نماند با تمام دست خالي رفتن بزرگيهاي چشمگيري داشته ايم ولي اين پايان كار نيست كه باين راحتي رها كنيم سيلست انگليس ميگويد بي سوادان را در راس و با سوادان را پائين قرار ده و تا انجائيكه ميتوانيد مسجد بسازيد پس اقاي جنتي نه تنها بيمار نيست بلكه خيلي هم سالمه و مسول …. است و خيلي هم اگاهانه چنانكه از زمان جنگ همه خر د سالان و جوانان ساده دل ولي با غيرت و با سو استفاده از غيرت انهاانان شهيد و معلول و خودشان پا بجبهه نگذاشتند فقط براي نمايش ان هم با اطلاع صدام حسين ميرفت و عكسي ميگرفت رژيم بعد از سال 61 لز رشد سياسي جلوگيري كردو عتاوه بر ان خرافت را اضافه كرد نمونه اش سو استفاده از نام شهيد عطري دبستانيها را بانجا مببرند ميگويند اينجا بوي عطر ميدهد دانشجو با سواد در مقابل يك نفر …. چه ميتواند بكند شرايط شما درست شرايط سال 61 رهبران دانا وكسانيكه دنيا انها را مي شناخت ولي متاسفانه ملت ايران انها را نمي شناخت …. نبايد بگذاريم تاريخ تكرار شود بايد متشگل شد و به تمام نها هاي قدرت حمله كرد بايد اين ازمون اخر را بدهيم يا دولت واژگون شود يا ملت محو نابود
سلام بر موسوي بزرگ
توروخدا اينبار مانند كوفي ها كه حضرت علي را تنها گذاشتند نشيم. بياييد يك دل به خيابان ها بياييم و تا دير نشده است حق قانوني خود را بگيريم.
يا حسين ميرحسين
صراحت بیان راهی بی پایان
یعنی عاشقتم میرحسین.خدا نگهدارت
درود بر میرحسین عزیز و درود بر جنبش سبز
باید آگاه سازی را بیشتر کنیم
مرگ بر دیکتاتور
روزی که مردم اومدن بیرون فریاد زدند رأی من کو روز پروانگی مردم بود از پیلۀ جهل مرکب ،
30 سال خسته، خسته از دروغ گفتن و دروغ شنیدن ، از خیانت کردن وخیانت دیدن ،از پشت پا زدن وپشت پا خوردن،
روز آزادگی روزی بود که روح مردم از صندوق رأی پرواز کرد،
نمرودیان متعجب وحیران از اینکه میبینن با کشتن، تجاوز کردن،شکنجه کردن این نهال آزادگی پروانگی روز به روز قویتر وستبرتر شده .
درآخر هم پیروزی از آن ماست،
بله این وعده پروردگار یکتاست.
میر حسین عزیز دوستت داریم ،
چرا؟
چون دقیقأ کلامت از درون قلب زخم خوردۀ من و امثال من بیرون میاد.
نمرودیان، بترسید بترسید ما همه با هم هستیم.
سلام چون دلخواسته هایمان به هم نزدیک است دلم خواست بگویم با این بخش از حرف شما که تمام این سی سال را یک کاسه کردید موافق نیستم .البته این نکته(یک کاسه کردن این سی سال)جزو معدود مواردی است که صدا و سیمای ایران و بی بی سی و دیگر شبکه های خارج از ایران سر آن با هم اشتراک دارند!!!
(این کامنت را آنقدر ذیل خبرهای مربوط به شما میگذارم که بالاخره آن را ببینی میر عزیز)
سلام میرحسین عزیز
چندی است نگرانم، نگران از این بابت که میبینم برخی دوستانمان گاه از شدت خشم، نفرت و کینه ای که از وضع موجود و مسببانش دارند از دایره اخلاق ناخواسته خارج میشوند و همانی میشوند که خود ما منتقد آنیم. کاربرد ادبیات کیهانی در شأن دوستان ما نیست. وجود چنین ادبیاتی در میان نوشته ها و گفته های طرافداران جنبش سبز دو دلیل بیشتر نمیتواند داشته باشد:
۱-کسانی که به این ادبیات دامن میزنند نفوذیهای هستند که به زبان اربابهایشان و بنام جنبش سخن میگویند تا جنبش را دستکم در نوع گفتار به انحراف بکشانند چرا که از قدرت رفتار اخلاقی جنبش و رعایت کردن چارچوبهای انسانی در فروپاشاندن شیرازه ظلم آگاهند.
۲-کسانی که اینگونه عمل میکنند از هواداران واقعی جنبشند لیکن خشم، کینه یا نفرت بر آنها گاه مستولی میشود و باعث میگردد که مثلا به مخالفانشان اهانت کنند. این عزایزان به اعتقاد من برعکس گروه فوق از قدرت فروپاشنده سلوک اخلاقی جنبش به خوبی آگاه نیستند و بر ما و شماست که آنها را آگاه کنیم.
حال خواسته من از یار و یاور جنبش سبز ملت مظلوم و سرفراز ایران این است:
میر عزیز از دوستان فیلسوف خود -خصوصا فیلسوف اخلاق- بخواهید منشور اخلاقی جنبش را تدوین کنند تا بدست شما منتشر شود. این بسیار مهم است که جنبش اخلاقی عمل کند و از دایره آن خارج نشود. اخلاق مسقل از دین است-هر چند دین نیز در قرائتهایی میتواند بخش اخلاقی خود را فربه کند- و همه طرفداران جنبش از لائیکها تا مذهبیون میتوانند یک منشور اخلاقی مشترک داشته باشند و این بسیار مهم است.
شخصا اعتقاد دارم آزادی ای که به قیمت به لجن کشیدن مخالفان بدست آید -همان کاری که مخالفانمان میکنند- بی ارزش است و اصولا دیری هم نمیپاید. با نفی نمیتوان چیزی را به وجود آورد. به جای نفرین به تاریکی هر یک باید شمعی بر فروزیم. جنبش سبز ، باید سبز بماند، سبز رنگ زندگی است، رنگ عشق ورزی، نوع دوستی، ادب و احترام است، سبز “سبز” است.
میـــــر حسین عزیز؛
جنبش ســــــــــــــــــبز نیاز به یک منشور اخلاقی فراگیر دارد. این منشور باید کوتاه باشد و در عین ایجاز، کابردی. تعداد اصول آن نباید زیاد باشد به نحوی که بتوان آن را به خاطر سپرد.
پاسخت را به انتظار در نشسته ام ای دوست، ای همراه دوست داشتنی میرحسین موسوی
“تا زنده ام سبزم”
پس بنا به دستور میرحسین وظیفه ما آگاهی دادن به اقشار مختلف جامعه است.
از این دستور همه اطلاعت کنید
سلام
آقای موسوی عزیز منی اینکه هیچوقت رای نمیدادم به خاطر حرفهای نزدیک به واقعیت شما به شما رای دادم.
ولی فکر نمی کنی وقتشه رسیده که کمی به فکر مردم بود صبر خوبه نه به قیمت ار دست دادن فرصت
موضع صریح وقتش نرسیده؟
ان الله مع الصابرین…..
موسوی بدون تو هرگز
خیلی متشکر از حضور شما وسپاس از پیام شما
درود بر موسوی که جاودانه خواهی ماند
حال که حاکمیت هر اعتراضی رو با وحشیگری تمام سرکوب میکنه امسال نوبت دانشجویان سبز در سر تا سر دنیا است که ندای آزادیخواهی مردم ایران در ۱۶ آذر باشند. آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است!
من برای ساخت سایتی که بشه در اون ایده ها و افکار رو به شکل گروهی و منسجم مطرح کرد و توسعه داد به سازنده های بالاترین پیشنهاد دادم ولی متاسفانه با اینکه بنظر خودشون هم کار خوبی بود اون ایده رو دنبال نکردن. یک دلیلش که به من گفتند این بود که ترس از این دارند که ایده های مطرح شده توسط افراد در خارج از کشور برای داخل کشوریها بیش از حد خطرناک باشه.
بنظرم من پیگیری و اجرای این ایده بسیار مهم و تعیین کننده هست. من از همه میخوام که این ایده رو باز هم به مسئولین بالاترین پیشنهاد بدن . بهترین کسی که میتونه این ایده رو اجرا کنه خود بالاترینیها هستند که برای حفظ اطلاعات کاربرها هم میشه بهشون اعتماد کرد.
VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV
مير بزرگ و دوست داشتني ما
مطمئن باشيد یادمان نمي رود که همه باهم می گفتیم
“نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.”
اندكي صبر سحر نزديك است.
VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV
برای بعضی انگار خبرنداشتن از مهندس موسوی، تنها مشکل مملکت است. انگار با این پیام در
قسمت کامنتها مراسم جشن برپا شده است. متأسفانه در یک دور باطل گرفتار هستیم .
این بیانیه ها پارسال خیلی زیبا می نمود و تأثیر زیادی نیز داشت ولی الان مثل یک خبر معمولی
یک روز در رأس اخبار است و بعد تمام می شود.
میر حسین عزیزم ………. دوستت دارم
میر حسین عزیز به وضوح در اطرافم میبینم که آگاهی در حال فرا گیرتر شدن هست و این بسیار دلگرم کننده است اما جوانها خیلی سرخورده شده اند و امید به تغییر در بسیاری از مردمی که حماسه 25 خرداد رو آفریدند در حال کمرنگ شدن هست. همه ما نیاز به انرژی دوباره داریم. خواهش میکنم فکری بکنید.
با سلام به همه دوستان، انشاالله که هر چه زودتر ریشه ظلم برچیده شود، فقط خواستم یادآوری کنم که لطفا” کمی با حوصله و بدون هیجان زدگی به قضایا فکر و با آنها برخورد کنید.
ضمنا” از بت سازی که آفت اصلی مردم ما است دوری کنید، مطمئنا” آقایان موسوی و کروبی و سایر عزیزان این حرکت مردمی و خودجوش نیز به این موضوع واقف و همچنین دوری می کنند.
پس همچون روزگار فعلی مان دوباره نرویم به راهی که درآینده به دنبال بت شکنی بت هایی باشیم که خود ساخته ایم، و جوی نسازیم که رهبران آینده ( هر که هست ) خود را فرستاده و مورد تائید خدایان بداند، و مریدان بی چون وچرایش از طرف همه مردم حمد ثنای بت خود ساخته مان را گویند.
به طور مثال همانگونه که آقای سید احمد خاتمی در شبکه تلویزیون میلی فرمودند: استقبال از رهبری در قم همچون استقبال مردم مدینه از رسول الله بود. (استغفرالله)
vvvvvvvvvvvvvvvvv ma bee shomarim vvvvvvvvvvvvvvv
درود بر فرزند اسفندیار و رستم
ایول
جنبش سبز زنده است به رغم سیاهی و سکوت شب که مستانه نعره می کشد
ما ایستاده ایم فریادمان نه از سر احساسی زود گذر بود و اکنون سکوت ما بلند تر از فریادمان همه از سر شوقی برای آزادی و امیدی به فرداهای روشنیست که از نسل ما دریغ شد
میرحسین گرامی یاور جنبش به راستی و درستی و خیرخواهیت باور داریم و آنچه که به ما می گویی حتی اگر با شور و حرارت جوانانه امان گاهی سازگار نیست از جان و دل گوش بفرمانیم تا صبح روشن امید …
تا روز خوب آزادی
تا پایان پرونده سازی های مخوف شکنجه های قرون وسطایی تا سرنگونی جور و تفرعن
تنهایمان نگذاشتی با خونمان تنهایت نخواهیم گذاشت
مژده اي دل که مسيحانفسي مي آيد
که ز انفاس خوشش بوي کسي مي آيد
نفس مسيحايي ات جانمان را تازه کرد مير حسين عزيز!
ما اینجاییم
به امید برنامه
به امید آزادی
غلام این کلماتم که آتش افروزد
سلام بر سید عزیز و دوست داشتنی
علی (ع)میفرماید : کفر میمونه ولی ظلم نمیمونه
من خیلی دیر امروز خبرا رو چک کردم ولی امیدوارم کامنت منو در جواب اون دوست بسیجی بذارین.دوست بسیجی هر کی هرچی گفت شما تکرار نکن چون هر کس رو توقبر خودش میخابونن کدوم منافق وسلطنت طلبی از موسوی حمایت کرده شبکه های پارس واندیشه وکانال وان که سلطنت طلبند همواره به مهندس بی احترامی کرده واو و مهدی کروبی عزیز راقمپوزسیون ودست نشانده حکومت میدانند وشبکه های سیمای ازادی ورنگارنگ هم همینطور- یا در مورد عکس پاره شده حضرت امام!شما از کجا اطمینان حاصل کردی که کار هواداران موسویه؟ تلویزیون یه عکس پاره شده ازامام نشون داد وبعدتصاویر دانشجویان در چندین متر انطرف تر !شاید هم در اثر حمله دوستان لباس شخصی مثلا قاب عکس شکسته وعکس پاره شده!!!
یک مثل هست که میگه اگر چشم شبکیه نداشته باشه آدم فقط رو به روش رو میبینه پس سعی کن با شبکیه ات ببینی تا از همه جوانب امر اگاه شی نه فقط از جانب رسانه میلی
ومن الله توفیق
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوست عزیزم بیشمار سلام شما حمایت انها را انکار میکنید خیلی خوب شما برو گوگل و این موارد را که من گفتم جست و جو کن اگر نظری غیر از این داشتی حرف من را رد کن در مورد بی احترامی به عکس امام(شما بخوانید عقیده امام) خوب انگار این هم تقصیر ماست اما دوست عزیز لازم نیست حرفهای مرا قبول کنی همان در سایتها جست و جو کن در این مورد هم قانع میشوی.شما تمام اینها را انکار کردی و یا انداختید گردن ما لابد یک مدت دیگر که شما هم فهمیدید ادعای تقلب واهی است میخواهید بگویید اقای موسوی نفوذی ماست اما خورشید پشت ابر نمیماند.خداهمه مارا یه راه راست هدایت کند.یا حق.
جناب موسوی این پیام شماهم بدون درخواست بعمل از ملت اعلام شد بازهم از اجرای بدون تنازل قانون اساسی گفته اید درحالیکه هم اکنون هم بامحوریت اصل ولایت مطلقه فقیه درقانون اساسی قانون اساسی دارد اجرا میشود زیرا اجرای اصول مربوط بحقوق ملت منوط به موافقت شورای نگهبان منتخب ولی مطلقه است وقتی درقانون اساسی تدوین خط مشی کلی نظام با ولی مطلقه فقیه است اجرای بدون تنازل چه معنی خواهد داد بهر حال این پیام شما فقط نشان ازوفاداری شما بحقوق ملت داردوبس حداقل ازدانشجویان میخواستید سالگرد 16 اذررادردانشگاهها برگذارنمایندومردم رابحمایت ازدانشجویان فرا میخواندید اگرچه دانشجویان خودباینکار مبادرت خواهند کرد
موسوی هیچ وقت از مردم همچین کاری نخواهد خواست. چون اگر مأموران حکومت بریزن بگیرن و بزنن و ببرن همه تقصیرها گردن موسوی میفته که تو گفتی دانشجوها مراسم برگزار کنن اگه نمیگفتی اینا مینشستن تو خونشون و هیچ اتفاقی هم نمی افتاد. بهتره که فعلا به همین کاری که موسوی گفته انجام بدیم گوش کنیم یعنی گسترش آگاهی! این کار از انجام کارهای احساسی و هیجان انگیز خیلی بهتره ضررش هم کمتره.
سبز یعنی رنگ خون سهراب در کفن .دورد بر سید سالار زمانمان میر حسین مو سوی بسیار خوب و اگاهی دهنده بود
اگاهی چشم اسفندیار خود کامگان است..
يکي از جامعه شناسان برجسته مي گفت تحقيقي بر روي بيانيه ها و عملکرد سه شخصيت برجسته ي تاريخ معاصر ايران، يعني اميرکبير و مصدق و مهندس موسوي، انجام داده است و، شگفتا، به اين نتيجه رسيده است که مهندس موسوي از هر دوي اين شخصيتها واقعبينانه تر سخن مي گويد و عمل مي کند.
به گفته ي استاد جامعه شناسي، امير کبير و مصدق، هر دو، علي رغم تمامي شجاعتها و تدبير بي نظيرشان از گاه از واقعبيني دور شدند و، از سويي، قدرت استبداد ريشه دار را دست کم گرفتند و، از سوي ديگر، ندانستند يا نتوانستند که با تکيه بر آگاهي توده هاي مردم حرکت عظيم اجتماعي و فرهنگي به راه اندازند. و اين دو عامل سبب شد که، استبداد زمانه، هر دو را، در بيخبري مردم، حذف کند.
مهندس موسوي روي زمين راه مي رود و با امکانات موجود حرکت مي کند. قدرت استبداد را دست کم نمي گيرد و مي داند که تنها منبع قدرتي که در اختيار دارد همانا قدرت اجتماعي است. چرا که ساير منابع اصلي قدرت، يعني قدرت اقتصادي، قدرت نظامي، قدرت سياسي، در اختيار حکومت است و نبايد بدان اميد داشت.
ba arze salam o khaste nabashid
hamishe az bayanate mire aziz ma enerji migirim ke pirozi az aane mast
amma be mire aziz begooeid daneshjoyane irani ye khareje keshvar ham hamiyane ishan hastand
sabz bashid o ostovar
سلام بر تو ای امیر کبیر زمان
ما که خیلی وقت منتظر بیانیه ها شما هستیم واقعآ دیگه داشتیم دق می کردیم ای رهبر فرزانه عزیز گرچه ما در حال حاضر دانشجو نیستیم ولی زمانی دانشجو بودیم و می دونیم که دوستان ما چه زجری دارن می کشن.پدر عزیز چه خوب بود در خصوص برگزاری نشست سران کشورهای دریای خزر یادی از عهدنامه ترکمن چای می کردید که پایان پذیرفته و دولت مردان مهندسی شده غیرتی داشتند و حداقل بصورت ضمنی و نوشتاری وگفتاری مطرح می کردند .ای پدر بزرگوار خواهشمند است ما را تنها نگذار وبیانیه هایتان را با تاخیر ندید و دل ما را با صحبتهایتان شاد کنید ما در حال حاضر فقط با صحبتهای شما زنده هستیم دوسسسسست داریم و خونی که رگ ماست هدیه به میرحسین ماست.
درود بر میر حسین عزیز
ما همه با هم هستیم 16 آذر در راه است…
یاحسین میر حسین
من تا چندي پيش در حمايتم از ميرحسين ترديد داشتم و ميان دين و دنيا سرگردان بودم ولي از طريق دوستانم به يقين رسيدم.يعني همان قدرت هر نفر يک رسانه که ميرحسين از آن نام مي برد. آري،اگر ميرحسين دنياطلب بود بواسطه محبوبيت بسيار بالايي که داشت مي توانست در هفته اول پس از انتخابات، تهران را با کمک خيل عظيم مردم فتح کند و يا حداقل صحنه درگيريهاي فجيع خياباني کند ولي اين مير در دنيا گريخته ما بود که در سر سوداي قدرت نداشت و جز مطالبات مردم به چيزه ديگري نمي گريست. همان او بود که هزينه بسيار داد و از خون نزديکانش درخت سبز آزادي را آبياري نمود. شهيدي مانند دهها شهيد عزيز جنبش سبز.
من به نمايندگي از جمع کوچکي از بسيجيان که عده شان روز به روز افزوده مي شود مي گويم که ظلم رفتني است و حق ماندني.ميرحسين آنچنان سخن مي گويد که دل مارا هر روز به پيروزي روشنتر مي کند. اين چه عدلي است که ايشان از ديدار با دانشجويان و طرفداران خود محرومند، اين چه عدالتي است که منطقي جر خشونت و زندان و دربند کردن ندارد. گذر زمان نشان مي دهد که نهال(طرفداران جنبش) سبزمان سوداي جنگلي سرسبز را در سر دارد و بدانيد که براي ما هدف وسيله را توجيه نمي کند.به اميد ايراني شايسته هر ايراني
salam o doroode bipayan
injaneb barayetan chandin email va comment gozashte am ke javabi ta konon daryaft nakarde am
khaheshmandam ta yek rahe ertebati motmaen baraye gapi kotah moarrefi namaeid
بسیار عالی…دلمان تنگ شده بود برای خواندن این بیانیه های شورمند و امید بخش
اما مهندس فراموش نکنید میان سبزها بسیارند کسانی که اجرای بی تنازل قانون اساسی را بخاطر وجود بند ولایت فقیه نمی خواهند…
میخواهیم سرزمینمان را بهمراه دینمان آزاد کنیم.
با سلام
پیشنهاد می کنم مجموعه ای از سوالات و مطالبات مردم در دسته بندی های مشخص جمع آوری شود و در اختیار همگان قرار گیرد.
متلک و طعنه و این چیزها نه سوالاتی که واقعا ذهن همه ما را مشغول می کند.
مثلا چرا آب و برق رایگان نشد همان طور که امام خواسته بود؟ یا چرا آموزش و پرورش تا یک مقطع مشخص همگانی و رایگان نیست؟
و خیلی سوال های دیگر. آزادی اندیشه و بیان یعنی چه؟ و خیلی چیزهای دیگر متنوع.
این مجموعه یعنی سوالات و مطالبات می تواند همه جا در دسته بندی های مختلف و به فراخور هر کس در اختیارش قرار بگیرد.
سوال یعنی گفتگو و اندیشه و فکر کردن و اینکه واقعا چه می خواهیم؟
مير حسين عزيز
چرا اين همه سكوت
چرا اينقدر دير به دير بيانيه مي دهي
مي ترسم جنبش نا اميد شود
به خدا روز به روز وضع مردم بدتر و فقير تر مي شوند
شما به ما مردم فقير كمك كن
مرحبا بر رییس جمهور منتخب ما مهندس میر حسین موسوی
باز هم در بزنگاه واقعی پیامی ارائه کردید که باز هم خواب خفتگان به خواب زده کودتاچی را بر هم زند
افتخارم اين است که 6سال اول عمرم را در زمان نخست وزيري ميرحسين عزيز گذراندم.
ياحسين ميرحسين
راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ …
دروووووود ، درووووود به شما ميرحسين عزيز
اگه 100 سال هم بگذره من به راي که به شما دادم افتخار ميکنم .
از صميم قلب دوستتون دارم ، جناب ميرحسين اينها با اون تقلب تابلوي انتخاباتي فقط يک هدف داشتن و اون اينکه : مبادا ما مردم و جوونا خودمون رو باور کنيم . مبادا بفهميم اکثريت هستيم و تونستيم رييس جمهورمون رو سر کار بياريم . اينا فقط ميخواستن اعتماد به نفس جمعي ما رو بگيرن ، اما نتونستن . همه ديديم که ما متحدتر شديم . بله الان توي خيابون نيستيم چون تعارف که نداريم ” ميکشن ” به راحتي آب خوردن آدم ميکشن و به هيچ عنوان هم جوابگوي خون ريخته شده نيستن . اما به چشم خودم دارم ميبينم همکاري که تا ديروز روي اين نظام و احمدي نژاد قسم ميخورد امروز از من مخالف ، مخالف تر شده و عکس العمل هايي نشون ميده که حيرت ميکنم . نارضايتي عميقتر شده اما واقعن چجوري ميشه ابراز کرد؟
جناب ميرحسين باور کنيد به يک فراخوان شما خيابان هاي تهران دوباره پر ميشه به شرطي که هدف داشته باشه . ما پاي همه ي خطراتش مي ايستيم به شرطي که بدونيم ميخواييم کجا بريم . قدم به قدم ميتونيم بريم جلو . شما يک شعار ( هدف نزديک ) طراحي کنين ، روي اينترنت به راي گيري ميذاريم اگه راي آورد توي يک تاريخ مشخص براش تظاهرات ميکنيم و انقدر ميمونيم توي خيابون تا بهش برسيم . همين جور قدم به قدم . آخرين الله اکبري که گفتيم نتيجه ي خبر رساني تعداد زيادي وبلاگ نويس و سايت بالاترين و صفحه هاي فيسبوک بود . پس شدنيه . ميشه .
بهترين ها رو براتون آرزو ميکنم
موسوي زنده باشي.
سلام
خداوند ان شا الله همه ما را هدايت كرده و عاقبت به خير نمايد
انتقادات جناب آقاي موسوي به رهبري كاملا به جا و بر خط مشي امير المومنين است به نظرم
احسنت
مهندس موسوي شما تنها نيستيد خدا با شماست
با كسانيست كه مي خواهند مردم آگاه شوند
زنده باد موسوی
خدا قوت میرحسین عزیز