پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو
چکیده :مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم...
نسخه موبایل و فایل پی دی اف ویژه نامه پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو برای تکثیر
کلمه: میرحسین موسوی، در پیامی که به مناسبت فرارسیدن ماه آذر خطاب به دانشجویان نوشته، آنها را همراهان پرمهر و شجاع جنبش سبز نامیده و گفته است که با توجه به ایجاد محدودیتها برای دیدار مستقیم وی با دانشجویان، لازم دیده که به عنوان قدردانی این پیام را برای آنها بفرستد. موسوی آذر را ماه دانشجو نامیده و تلاش کرده است در این پیام به بخشی از سوالات و دغدغه هایی که در این مدت از سوی دانشجویان مطرح شده، پاسخ گوید.
میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، 16 آذرماه را یادآور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند؛ روزی که نشان داد سرکوب برای بقای بیشتر تکیه گاه بدی است. میرحسین در تجلیل از دانشجویان، آنها را «دیده بان بیدار مخاطرات جامعه ایران» خوانده و به مستبدان یادآوری کرده است که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، و آنها را به کنج خلوتکده امن تخیلی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است تا بلکه تألم ناشی از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
وی در بند نخست پیام خود «شیوه خریدن فرصت» توسط دولتمداران را مورد نقد قرار داده و گفته است: «همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند. صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.»
میرحسین سپس از دولتمداران پرسیده است:
«چرا این همه اصرار برچشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید که با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم با توزیع بخشی از پولی که ازدست آنان ربوده اید می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت برسر سفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟»
موسوی پس از طرح این سوالات اطمینان داده است که سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند.
وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
موسوی با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.
میرحسین در پایان ضمن تجلیل از مبارزان در بند از زن و مرد، به ویژه دانشجویان در بندی که نشان داده اند راه سه آذر اهورایی ۱۶ آذر فراموش نشده است، رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز را جزو وظایف همه ما دانسته است.
به گزارش کلمه متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که 16 آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال 59 نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال 60 نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
1- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
2- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
3- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
4- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
5- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی 16 آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.














و در این راه شکست نیست…
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
فقط دلشون رو خوش کردن به 9 دی دروغین که به بهانه امام حسین وتوهین به مقدسات اون بازی ها رو راه انداختن و به نام امام حسین و به کام رهبر شد .ولی ما گول این نمایشها رو نمیخوریم .یا حسین میر حسین
چه عجب جناب موسوی . دیگه گفتیم رفتین عشق و حال . گفته بودین امسال سال صبر و استقمته و لی نگفتین صبر برای چی . استقامت برای چه دمکراسیی؟ من هنوز به شما اعتقاد دارم و بهتون افتخار می کنم که هستید …
آقای موسوی … امیدوارم خودتون شخصا این نامه را ببینید
من 35 ساله هستم و هیچ مطالعه روی اعتراضهای موفق نداشتم. یک روز با شما موافق بودم چون یادمه وقتی مدرسه میرفتم و شما مدیریت کشور را به عهده داشتید اول سال دفتر و مداد و خودکار بهم تحوبل داده میشد و تونستید در زمان جنگ مدیریت خوبی بر اقتصاد کشورمون داشته باشی
من فقط میدونم متاسفانه این جنبش سبز یک حرکت ناموفق بود. وقتی مردم به خیابون ریختند وقتی صدها کم سن تر و مسن تر از من با اطلاع از خطری که در کمینشون بود و با اطلاع از اینکه با یک سری آدم ناهنجار و دریده دارند دست به یقه میشن و ممکنه به قیمت جونشون یا حتی گرونتر از جونشون یعنی آبروشون تموم بشه اینکار را کردند.
من اسمی را حفظ نیستم و فقط یکیشون رو مثال میزنم … شما فکر میکنی مثلا ندا از اینکه ممکنه تیر بخوره اطلاع نداشت ؟
به خدا میدونست که داره میره که بمیره .فکر میکنی کسانی که توکهریزک له شدند و مردند روزی که فریاد میزدند از سرنوشت خودشون بی اطلاع بودند ؟ همشون میدونستند و همشون با اطلاع از سرنوشتشون فریاد زدند
ولیکن به یک مسئله ای اشراف نداشتند … اونها برای کسی داشتند میمردند که براشون تب نکرد
آقای میر حسین موسوی عزیز . موضع گیری اشتباهی داشتی !
مثل یک پیر مرد بازنشسته سرت را انداختی پائین و منتظر شدی که اشتباهاٌ بالا بری
میگم اشتباهاٌ چون اگر این اتفاق میافتاد و شما برنده میشدید اشتباه بود … شما برای قهرمان بودن نیستید
شما جرات این رو نداشتی که مثل صدها نفر دیگه عربده بزنی و سینه ات را جلو بدی . حتی اگر کشته میشدی هم برنده بودی.
که البته مواظب بودند که کشته نشی چون اگر این اتفاق میافتاد یک قهرمان افسانه ای ملت ایران میشدی ولیکن لیاقت شما این نبود که قهرمان ملی باشی چون جرعتش رو نداشتی.
البته حسین و محمود و باقر نداره … همتون تو یک کاسه نون تلیت میکنید . برای دوستانی که به خاطر شما جون و آبرو گزاشته اند متاسفم
متاسفانه جنبش سبز نمیتونه موفق باشه چون مدیریت نداره…
امیر جان سلام
من نمی توانم به طور واضح درک کنم منظور شما از این حرف چیه یعنی این که میرحسین باید اینقدر شلوغ بازی در میاورد تا کشته می شد تا مثلا قهرمان افسانه بشه خوب دوست بی جنبش من چه به ایران ایرانی میرسد قهرمان مرده؟ایا نمیدانی اگر اب همچون سیل به مزرعه بیاید به جای نفوذ ویران میکند یا نمی ترسی از تجزیه شدن ایا نمی ترسی از کشته شدن بیشتر این جوانان
من به عنوان یک ایرانی شاکر خداوند هستم که میرمان رییس جمهور دراین برهه نشد چرا که با کارشکنی تمام قد دیکتاتورها مواجه میشد و در این صورت محبوبیتش را به علت پمپاژ اخبار نادرست از دست میداد و مهم تر این که هرگز دیکتاتورها چهره حقیقی خودشان را نشان نمی دادند .میرمان تشنه قدرت نبود که برای قدرت فرمان کشته شدن سر دهد او امده بود که به کرامت انسانها ارج نهد.
چرا ما جلوی بینیمان را میبینیم .همواره پیروزی و ازادی هزینه و صبر می خواهد .این نیست که یک شب بدست بیاوریم باید تمرینش کنیم یاد بگیریم و به قول میرمان اگاهی ببخشیم
یعنی شما الان اگه میرحسین رو می کشتند خیالت راحت می شد؟
شما برو زندگی نلسون ماندلا رو بخون برات خوبه!
مبارزه فقط توی خیابون رفتن نیست. باید شرایط سنجیده بشه. بله، خیلی از اون هایی که کشته شدن شاید می دونستن که چی در انتظارشونه و البته خیلی ها هم انتظارش رو نداشتن! اما بعد از اون دیگه خیلی ها هم جراتش رو نداشتن و اصلا درست هم نبود که به اون روند ادامه بدیم و همه رو به کشتن بدیم! که چی بشه؟ نهایتش یه چیزی بود شبیه فلسطین و اسراییل که یه سری مدام میان تو خیابون سنگ پرت می کنن و یه سری هم که اسلحه دارن میان می زننشون! اخرش هم هیچی به هیچی!
مخصوصا توی این وضعیت که جمع کثیری از مردم هنوز نمی دونن چه خبره و باید آگاه بشن. باور کن بسیاری از کسانی که چشم بسته طرفدار نظامن از روی نا آگاهیشونه و اگر آگاه بشن چه بسا دیگه طرفداری نکنن. و ظیفه ما فعلا اینه! نه اینکه منتظر اشتباه بالایی ها باشیم که باید آگاهی بخشی بکنیم
جناب امیر بی جنبش
بی خودی شلوغش میکنی مسئله این است:
1- مردم ایران خواهان براندازی حاکمیت دروغ، نیرنگ، بی تجربگی، خود “علی” بینی، توهم افسر امام زمان بودن هستند و در یک جمله مردم خواهان بازگشت عقل و منافع ملی خود هستند.
2- میرحسین و خانواده اش و سایر اصلاح طلبان مشهور با پذیرش خطرات و زندان و تهمت و افترا دارند به مردم کمک میکنند. پس تا وقتی حرفشان حرف مردم است مردم دوستشان دارند. مردم با کسی مادام العمر عقد اخوت نبسته اند.
3- اعتراضات خیابانی عظیم و شکوهمند همراه با آرامش و وقار و سکوت، فاز اول جنبش سبز مردمی بود.
کلیه عملیات تخریب اموال عمومی و بانکها، توهین به مقدسات و تمثاتهای بزرگان و … توسط حاکمیت و برای بدنام کردن جنبش سبز انجام شد. آنها این کارهای مخرب را با کشتن مردم، تجاوز به بازداشت شدگان، شکنجه زندانیان و …تکمیل کردند.
بنابراین دامن جنبش سبز مردمی ایران از هرگونه آلودگی، توهین، دین ستیزی و هر عمل دیگری که باعث تکدر خاطر بخشی از مردم این سرزمین شود پاک است.
جنبش سبز با همراهی موسوی، کروبی و خاتمی فقط و فقط به دنبال منافع تمام مردم ایران بوده و حاکمیت هرگز نخواهد توانست با با تزریق آلودگیهای خود در پیکره تنومند این جنبش، حتی تب کوچکی هم ایجاد کند.
ما با آرامش، متانت، عقل و بردباری، ایران را نجات خواهیم داد.
جنبشی که قرار باشه یک شبه به نتیجه برسه یک شبه هم از حکومت رو تحویل یکی دیگر خواهد داد و همان آش و همان کاسه!! جنبش اسمش روشه و باید مراحل رو به نوبت طی کند. باید مردم آمادگی پذیرش دموکراسی رو داشته باشند وگرنه با این وضع هر کس دیگر هم قدرت بدست گیرد برای جلوگیری از هم پاشیدگی کشور و هرج و مرج مجبور هست به خشونت متوسل بشه و این یعنی انتقال یک دیکتاتوری به دیکتاتوری بعدی. باید همین روال منتها با سرعت بیشتر و با امکانات بیشتر طی شود و مردم با تمام وجود پذیرای حق انتخاب و نظارت خودشون بر خودشون باشند. تا زمانی که ما فکر میکنیم آقای میرحسین باید نقش یک قهرمان رو بازی کنه ما آمادگی برای دموکراسی رو نخواهیم داشت. ایشون اتفاقا کار درستی میکنند و سعی کردند با موضع گیری های مناسب باعث اتحاد مردم باشند و این درسته . همیشه هر ملتی با فشار به حکومت متبوع خودش بوده که حقوق خودش رو دریافت کرده وگرنه هیچ حکومتی علاقه به سلب کردن اختیارات خودش نداشته.
ya hossein mir hossein
16 آذر در دانشگاه ها…………نترسیر نترسید ما همه با هم هستیم
آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است
بعضا ممکن است کسانی به سایت های جنبش آمده و نظر هایی مثل ما دیگه گون نمی خوریم و از این حرفا بذازند این ها حمله ارتش سایبری دولت کودتا است فکر نکنید این ها که به سایت کلمه نمی آیند،اتفاقا می آیند و با نظراتشون سعی در مایوس کردن ما دارند،گول نخوریم اینها نظرات بدنه جنبش سبز نیست!
پیام شما، پیام سبز “آگاهی”ست….پس خیالتان جمع! آگاه می مانیم و آگاه نگه می داریم…با هم می مانیم و یادمان نمی رود…ترس، هرگز!
بزرگترين افتخارم راي به مير حسين بود.
يا حسين (ع) ميرحسين
زنده باشي رييس جمهور من
مهندس موسوي عزيز و رئيس جمهور منتخب مردم.
بیتو به سر نمیشود…
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند
عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیشود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای
وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود
بی تو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود
هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود
مثل هر دفعه شيوا وسرشار از ادب بود به انتخاب خود هميشه باليده ايم
ماجنبش سبزيم وهوادار حسينيم همه با مير حسينيم
تكثير تك تك واژه هاي اين پيام وظيف ماست . يا حسين ميرحسين
به عنوان یک جانباز 70 درصد و با بیش از 60 ماه حضور در جبهه با این پیام جان تازه ایی گرفتم.
درود بر رهبران جنبش سبز ایران آقایان موسوی، خاتمی و کروبی و درود بر مراجع سبز آیات عظام صانعی، دستغیب، بیات زنجانی، موسوی اردبیلی، صادقی تهرانی و زعیم حوزه های علمیه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی که با تحریم دیدار ….. کرد.
وقتی متن را می خوندم با خودم می گفتم خداوندا یک همچین انسانهای بزرگی ایران عزیزمون دارد ولی آن نوقت گردش امورات به دست چه کسانیت ؟ کسانی که هنگامی که دهن باز می کنند جز لعن و نفرین و الفاظ رکیک چیزی بیرون نمی آید . نفس آنان بوی خون، جهل و خشونت و نفس تو این عزیز بوی امید ، طراوت و زندگی می دهد.
ما همه با هم هستيم و وقت آن است که غيرت آزادی خواه ايرانيان را به رخ حاکميت جهل و جور و ظلم و سرکوب و شکنجه بکشيم.
فقط با دعا و در خانه نشستن و افسوس خوردن و همدردی با اسرا کاری درست نميشود. اگر از وضع امروزمان شکايت داريم بايد اعتراضمان را بلند فرياد بکشيم. نا فرمانی مدنی کنيم. اعتصابات را آغاز کنيم.
تا کی بد نامی ايران زير سلطه اين اشغالگران؟
هر روز در تلاش برای ايجاد بحرانی تازه در جهان..
صادرات هرويئن به نيجريه را چه ميگوييد؟ آن هم کار بخش خصوصی تان يعنی سپاه بود؟
هر وقت سخنان مير را مي خوانم يا ميشنوم ناخودآگاه چشمم به پوستر زده شده بر ديوار اتاقم مي افتد كه چهره زيباي او روحم را جلا مي بخشد و لبخند اميد را بر لبانم مي آورد……چهره مخلصانه ميرحسين
مير عزيزم آيا باور مي كني دانشجوي فوق ليسانسي مثل من در بخش سپاس پايان نامه اش اين جمله را بل عشق بنويسد و بارها با خود تكرار كند :
و در پایان درود میفرستم به بزرگ مرد سبز ایران جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که نگاه سبز او، راه سبز امید را بیش از پیش در برابر چشمانم گشود.
آري مير عزيز مي دانم تو داني كه در قلي همه عاشقان وطن جا داري
مشهدالرضا
امیدوار به آگاه شدن و بیدار شدن مردم هستیم .
امروز تنها شدن مستبد را می شود به راحتی لمس کرد مشروعیت تراشی های حکومتی و هزینه های سر سام آور استقبالهای مهندسی شده بخشنامه های محرمانه ی ادارات دولتی و بسیاری از اعمال و رفتار حاکمان دلیل واضحی است بر تنها شدن و تنها ماندن دیکتاتور حکومتی که روزگاری داعیه ی سلطنت بر قلبها را داشت اکنون…مشرو عیت می کند و چهره عبوس کارگزارانی چون …. و … کینه های مردم را روز به روز انباشته تر می کنند این کینه های فشرده روزی چون آتشی سرخ هستی غارتگران را خواهد سوزاند و آن روز به امید خدا بسیار نزدیک است
یا حسین میر حسین
درود بر میر حسین عزیز. نکات مفیدی را گفتی کامل مثل همیشه. اری ما همه باهم هستیم. دوستان روزهای 15 -16 و 17 آذر روزهای اعتصاب سراسری دانشجویی یادتان نرود. بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران در این خصوص را تکثیر کنید.
زنده باد دانشجو- زنده باد دانشگاه – زنده باد جنبش سبز
<> دکتر علی شریعتی
درود بر میر حسین عزیزمان ؛ ما بیشماریم…
یا حسین میر حسین
ای مرد زمان یک عاشورای دیگر است .
زنده باد آزادی free doom
وامیدوار به آگاه و بیدار شدن جامعه هستیم …..
سلام و درود خدا بر سید پاک و نجیب سرور ازادگان دوران رهبر واقعی مردم ایران
میر حسین عزیز به خدا تنهات نمیگذاریم
ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند
میر گرامی مرد شجاع مظلوم و تحت فشار
مثل همیشه هرچی گفتی درستتتت و عالی رئیس جمهور مردمی ما
اما
الان ما برای قدم بعدی چه کنیم دقیق تر
کی نیروهای ماهارو که زیادن سرو سامون بده یا چه جوری اینکارو بکنیم
؟
تو این وضعیت امنیتی که همه از هم می ترسن یک کمی کارمون سخته کاش تجربیات انقلابیتو رو راست و راحت بهمون می گفتی
خدایارت و پشت و پناهت
نمیدانید چه حالی شدم وقتی 4شنبه یک نسخه از روزنامه کلمه را در ایستگاه متروی جوانمرد قصاب دیدم.
تا کنون در تاریخ ایران اینگونه نبوده که مردم در کوچه و بازار بر حکمرانان خود از صدر تا ذیل اینجنین آشکارا لعن و نفرین کنند و حکومت هم ناتوان از پیشگیری. این آگاهی مردم را نشان می دهد و این آگاهی باید هر روز بیشتر شود. اکنون وظیفه فرهیختگان جامعه خصوصا دانشجویان است که برای این مهم برنامه داشته باشند. سرنوشت هیچ ملتی جز به خواست و عمل آن ملت تغییر نمی کند. به امید ایرانی آزاد و آباد
…یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است…
حرف کاملا درستیه
یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است.
به خاطر صداقت و شجاعت و شفافیتی که در شما وجود دارد همراه و همگام با جنبش سبز هستم و خواهم بود.
پایدار باد جنبش آزادیخواهی و دموکراتیک مردم ایران
میرحسین عزیز…. عالی بود. شما، به مثابهی درختی ریشهدار، روزبهروز زیباتر و رشدیافتهتر و تنومندتر میشوید. بدخواهان بدانند که ما دست از همراهی با موسوی برنمیداریم.
دانشجویان سبز
همه با هم پیش به سوی 16 آذری سبز
سلام .من هم با آقای موسوی موافقم ولی بهتر است آقای موسوی از کسانی که با این حرفها بیگانه هستند وخودرا در پشت این حرفهای زیبا پنهان کرده اند و در حال سوءاستفاده از فضای ایجاد شده هستند()،جدا شوند.
میرحسین عشق منی به خدا
درود به مختار زمان ، میرحسین
بخدا خیلی دلم براتون تنگ شده بود . گفته ها و نوشته های شما به آب حیات میماند که انسان را جانی دوباره میبخشد . هرگز مارا از شنیدن کلامتان محروم نکنید
نه مسلمونم، نه معتقد به هیچ دین آئین دیگه…
آئین من آزادی است و در راه آن تا آخرین لحظه زندگیم مبارزه می کنم…
از میرحسین عزیز هم به پاس ایستادگی و بزرگواری مثالزدنیش قدردانی می کنم….
درود بر میرحسین
اعتراضات مردمي در روز 16 آذر و از دانشگاه ها مجدددا شروع ميشود .
کلامت جان دوباره اي بود.
به مناسبت اين پيام از دوستان تقاضا دارم روزنامه کلمه را ( ويژه نامه پيام موسوي ) را پخش کنند تا همه بدانند
چه انسان فرهيخته، باادب، زيرک و با شعور بالاي سياسي رهبري جنبش را بدست دارد .
يادتان نرود. حتي 1 عدد هم که شده کپي بگيريد و در تاکسي جا بگذاريد.دانشگاهها که جاي خود دارند.
به اميد پيروزي جنبش سبز ايران
V
سلام میر حسین عزیز، اینو بدون همه آزادیخواهان اسلام ناب محمدی تو را به معنای واقعی شناخته اند و از تو پیروی میکنند، تو رو خدا امیدتو از دست نده و با توکل به ذات اقدس الهی هر روز محکم تر از دیروز قدم بردار….به امید ظهور هر چه زود تر عدالت….بدرود سید عزیز ما………….
سلام بر حسين زمان به اميد پيروزي حق بر باطل
آنچه از قلم جهید، با این شعاری که اعتقادی به آن ندارید، ترمیمم نمیشود
به امید دمکراسی .
درووووووووووود بر تو……….. یا حسین میرحسین
یا حسین میرحسین………………… 16 آذر سبزی خواهیم ساخت
درود بر میرحسین عزیز که در عین تواضع باصلابت تمام و بدون هیچگونه ترس و اسیر هوای نفس بودن اینگونه مارا خطاب کرده است
نمیدانم از شورو شعف بعد از خواندن این پیام چه بگویم اما خوشحالم که این چنین مردی در این کشور وجود دارد که همچون امیرکبیر واقعا دلسوز ملتش باشد. یاحسین میرحسین
دوستان فیلم مختارنامه را ببینید وبه دیگران هم توصیه کنید تا ببینند تاریخ چگونه تکرار می شود و چه کسی واژه فتنه را در مورد حسین بن علی(ع) بکار می رود
من مقلد امام هستم با اجازه آیت الله صانعی و مسائل جدید و خمس و وجوهات شرعی را با ایشان در میان می گذارم . نمی دانم چرا سایت ایشان را فیلتر کرده اند و دسترسی مردم به مرجع تقلیدشان را کم کرده اند . نمی دانم مرجعیت را چرا می خواهند دولتی کنند و فقط شریه قاضی را به رسمیت می شناسد . از خدا بترسند وجاهلان بدانند وقتی تاریخ مصرفشان به پایان رسید خود نیز در این راهی که میروند فیلتر خواهند شد همانند همان مرحومی که در شورای نگهبان بود و دیگران را رد صلاحیت می کرد و خودش در انتخابات رد صلاحیت شد .
و فراموش نمیکنم این جمله امام را : تا من باشم نمی گذارم انقلاب بدست نا اهلان و نامردمان بیفتد . آنموقع چه کسانی انقلاب را در دست داشتند و اکنون کجایند .
انگاه پس از انها شما را در زمین حانشین کردیم تا بنگریم شما چگونه عمل می کنید..یونس .14. دورد بر موسوی .حکمت و تقد یرات زات
اقدس الهی شامل همه میشود واز راه های جاری می شود که او مقدر کرده ..عنایات او نیز شامل کسانی که از نعمتهای الهی از جمله
عقل وخرد و تدبیر به خوبی استفاده می کنند میشود ..پس خرد و اگاهی=ازادی
زنده باد جنبش سبز زنده باد ميرحسين زنده باد كروبي
سبــــــز می مانیم همراه میرمان
چون
اراده کرده ایم از سیاهی گذر کنیم
درود بر شما وهمه انسانهای با شرفی که خودرا یک نفر ازمردم این کشور وکره زمین میدانید واعتقاد به حقوق بشر دارید
چشم بد دور از میر ما
بسیار خوشحالم که یک بار دیگر باز هم از سخنان نخست وزیر خاطره ها ورییس جمهور قلبها استفاده کردم حقیقتن که دلتنگ ایشان بودم