پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو
چکیده :مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم...
نسخه موبایل و فایل پی دی اف ویژه نامه پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو برای تکثیر
کلمه: میرحسین موسوی، در پیامی که به مناسبت فرارسیدن ماه آذر خطاب به دانشجویان نوشته، آنها را همراهان پرمهر و شجاع جنبش سبز نامیده و گفته است که با توجه به ایجاد محدودیتها برای دیدار مستقیم وی با دانشجویان، لازم دیده که به عنوان قدردانی این پیام را برای آنها بفرستد. موسوی آذر را ماه دانشجو نامیده و تلاش کرده است در این پیام به بخشی از سوالات و دغدغه هایی که در این مدت از سوی دانشجویان مطرح شده، پاسخ گوید.
میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، 16 آذرماه را یادآور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند؛ روزی که نشان داد سرکوب برای بقای بیشتر تکیه گاه بدی است. میرحسین در تجلیل از دانشجویان، آنها را «دیده بان بیدار مخاطرات جامعه ایران» خوانده و به مستبدان یادآوری کرده است که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، و آنها را به کنج خلوتکده امن تخیلی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است تا بلکه تألم ناشی از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
وی در بند نخست پیام خود «شیوه خریدن فرصت» توسط دولتمداران را مورد نقد قرار داده و گفته است: «همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند. صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.»
میرحسین سپس از دولتمداران پرسیده است:
«چرا این همه اصرار برچشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید که با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم با توزیع بخشی از پولی که ازدست آنان ربوده اید می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت برسر سفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟»
موسوی پس از طرح این سوالات اطمینان داده است که سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند.
وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
موسوی با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.
میرحسین در پایان ضمن تجلیل از مبارزان در بند از زن و مرد، به ویژه دانشجویان در بندی که نشان داده اند راه سه آذر اهورایی ۱۶ آذر فراموش نشده است، رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز را جزو وظایف همه ما دانسته است.
به گزارش کلمه متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان همراه جنبش سبز،
دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،
سلام و درود بر شما باد
در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.
در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که 16 آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.
مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.
مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟
مگر امام رحمت الله علیه در سال 59 نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»
ودر سال 60 نیز فرمودند:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.
1- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.
روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.
صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.
پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل 43 قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟
2- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟
متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای 25 و28 و30 خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.
3- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.
هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.
4- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.
به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.
می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
5- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی 16 آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.
و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.














مشكل ما ايدئولوژي و آرمان گرايي است ولاغير .وديگر اينكه بعضي از آقايان جنبش سبز را به اسلام ناب محمدي تشبيه ميكنند بايد خدمت شان عرض شود كه همين آلان دارن اسلام ناب را اجرا ميكنند و اين هم تقصير اسلام نيست مقصر اصلي همان ايدئولوژي در
سياست است
فَذَکِّر اِنّ ذِکری تَنفَع المومنین
سخنی با جوانان پاک و اغفال شده ای بنام بسیج
اندکی مطالعه و تآمل در تاریخ و احوال گذشتگان حداقل این فایده را دارد که مصداق این کلام خداوندی را در یابیم که :(تلک الایام نداولها بین الناس)، لذا موافقان مشی سیاسی کودتاگران به جای صرف عمر درجهت منافع زودگذر اینگونه مواضع برای دنیای دیگران عقبای خویش را به ثمن بخس نفروشند تاریخ به ما می آموزد که قدرتها و قدرت طلبان همواره برای اغفال مردمان از واژه ای به نام دین بهره ها برده اند از داستان فرعون در مقابل موسای کلیم الله که مردم را با (انی اخاف ان یبدل دینکم) انذار میداد تا خلفای اموی و عباسی که برای نزاع بر سر منبر و خلافت پیامبر(ص) خونها را بناحق میریختند و فرزندان وصی نبی و شیعیان علی و سادات علوی را مرتد و مهدورالدم اعلام کردند و حادثه عظیم عاشورا نیز گواه سترگ این فریب بزرگ دنیا طلبان است نتیجه آنکه در شرایط کنونی نیز که قدرت طلبان به کمک تکنولوژی نوین در صداو سیمای یکطرفه با بسیج امکانات و ابزار تحمییق و تزویر دست همه فریبکاران تاریخ را بسته است با خلق واژه ای بنام اصولگرائی دست بکار شده که زمانی بنام راست بی ریشه درمقابل خط و مشی امام راحل مطرح بود و تمسک به آن برای هیچکس اعتبار آفرین نبود و موقعیت کنونی آنان نیز حاصل کودتائی نابخشودنی در انتخابات 88 است و گروهی نیز که اکنون از آنان بنام فتنه یاد میگردد زمانی مظهر اعتبار و از یاران صدیق امام قلمداد میگردیدند ، دراینجا مهم آن است که دین خویش را فدای دنیای دیگران ننمائیم لذا نباید ناخواسته و یانادانسته به نام دین و به کام دنیای دیگران آلت دست ظلمه گردیم
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوست عزیزم صبح صادق سلام.بله دنیا را فدای اخرت نکنیم که بزرگترین خسران است ولی عزیزم ایا کسانی که به دروغ ادعای تقلب میکنند و ان را ثابت نمیکنند اهل بهشتند؟ایا خدا نفرمود از مظلوم دفاع کنید و از ظالم برائت بجویید؟پس شعار نه غزه نه لبنان را شما حمایت از مظلوم معنی میکنی؟عزیزم شعار جمهوری ایرانی و خواستن حذف شدن اسلام از ایران برای چیست؟ایا امام حسین(ع)هم نعوذبالله جیره خوار حکومت بود که حرمت عاشورای حسینی را نگه نداشتید؟عزیزم چشمانت را باز کن گیرم شما پیروز شدید انوقت بعد از یک مدت که از فضای جوزدگی خلاص شدی خود تو نمیگویی که اقای موسوی تقلب را ثابت کن؟ایا مطمئنی اگر پیروز شدید قدرت در دستان میر حسین می افتد و بدست ایادی غرب نمی افتد؟خدا همه ما را به راه راست هدایت کند.یا حق.
باز هم سلام،
خيلی از فضا یي که ايجاد شده لذت بردم. اين همان هست که ما به دنبالش هستيم. گفتگو.
دوست عزيز ظاهراً به ادّعاي تقلب شک داريد. بنده هم روز 23 خرداد 88 ادعای تقلب رو از سر عصبانيت مير حسين ميدانستم.
تا اينکه آمار اعلام شده از طرف وزارت کشور در سايت رسمي وزارت کشور منتشر شد.
البته شما هيچ وقت نخواهيد توانست با مراجعه به سايت وزارت کشور مجدداً ان چه که ما ديديم را ببينی
چون همه آمارها تصحيح شد. امّا من نسخه آنچه که هفته اول منتشر شد را دارم.
اگر واقعاً طالب حقيقتی email خود را به سايت کلمه ارسال کن من نسخه ای از آنچه به چشم ديدم را براي سایت ارسال ميکنم.
برداشت خودم: دوستان عزیز منظور میر حسین از قرمز ها ما ترکها هستیم چون نماد ما سبز نیست قرمز هستش
*اذربایجان یاتمییب اوز اوغلونی اتمییب*
ترجمه: *اذربایجان در خواب نیست و فرزند خود را فراموش نکرده است*
اگر منظور شما تجزیه طلبان است ما با آنها میانه ای نداریم. زنده باد ایران متحد و دور باد اختلافات قومیتی
In Seeyle Asheghan , Be Yek Rahbare Bieddea, Moshte Mohkame AGHAHIST, Bar Sorate Kodetagaran, Ta ghablaz 22e Bahman, keshvar azad khahad shod, SHOKOFA BAD JONBESHE SABZE MARDOMIYE IRAN BE RAHBARIE MIRHOSSEINE MOUSAVI
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد شعار «دروغ ممنوع» را
به نام خدا
سلام
یکبار برای همیشه به سئوالات مطرح شده توسط مخالفان پاسخ بگوییم : اینکه میگوییم طایفه طایفه کردن به معنای نفاق انداختن است. مسلما کار گروهی و حزبی به این معنا که عده ای نظرات خود را در قالب رنگ و … اعلام کنند و در پایان به نظر اکثریت احترام بگذارند نه تنها باعث افزایش مشارکتها میشود بلکه باعث خردمندانه تر شدن گرایش ها میگردد. تفاوت این امر با منطق خودی و غیر خودی( دشمن و یا همراه با دشمن) مشهود است. بهترین راه فشار آوردن به اینها دادن بیانیه نیست بلکه آگاه کردن مردم و شهامت طرح پرسش است. نهادهای بین المللی نمیتوانند به جای ما آینده ما را بخواهند چرا که آنها نیز برای مقصودی به وجود آمده اند که در دست گرفتن سرنوشت ملتها به صورت مکتوب از اهداف سازمانی آنها نیست.در مورد کسانی که آقای خامنه ای را امام معرفی میکنند باید عرض کنم این سخن حضرت امیر در نهج البلاغه است که امام نیست مگر کسی که معصوم باشد. معصوم اولین دلیل بر عصمتش راستگوئی اوست و اینکه متناقض سخن نگوید مگر اینکه شرایط اولیه را کاملا مجزا کند. ( سخن معصوم را من نقل قول از آقای بروجردی کردم و خودم ندیده ام ولی عقل آن را تائید میکند که امام برگزیده خدا از گناه به دور باشد.) آقای عزیز در مورد انگشتها و … باید یک چیز را بگویم این چیزها از قبل هم بوده ست و برای کسانی که سنشان قد میدهد یک مقایسه ساده بین سالی که نفت 6 دلار بود و سالی که 150 دلار شد کافی است. در دوره آقای خاتمی من به خوبی به یاد دارم اوضاع بهبود نیافت ولی زندگی جریان داشت و با نفت بشکه ای 150 دلار سراشیبی فقر بیشتر شد. به تازگی شنیدم( خودم از یک منبع موثق بانکی شنیدم) ریسک دادن وام از دو و نیم درصد به دوازده درصد رسیده است که این به معنای فاجعه است. درباره اینکه آقای موسوی خودش را برنده انتخابات اعلام کند کجایش تخلف از قانون است ؟ اینکه آقای خامنه ای پیش از حکم قطعی شورای نگهبان تبریک بگوید به عنوان یک فرد تاثیر گذار در روند انتخابات جرم نیست ؟ اینکه پیش از انتخابات اعلام کند که هیات دولت فکر کند 5 سال دیگر روی کار است جرم نیست ؟ رو داری به کنار پر رویی به جهنم بی انصافی مهم نیست دیگه هرچی خودت میکنی را از دیگران نبین. بسیج اعضای زیادی دارد که من خودم به عین به یاد دارم که یکی از اعضای لائیک مدرسه مان برای اینکه از پورسانتهای بسیج استفاده کند عضو آن شده بود. حالا این فرد بیاید به آقای خمینی توهین کند یعنی همه بسیج خلاف شده اند. یعنی واقعا شمای عزیز نفهمیده اید اسرائیل هم میداند حمایت علنی او از هر گروهی در ایران باعث مشروعیت بخشیدن به گروه دیگر میشود ؟!!! آنها به رئیس دولت ایران نیاز دارند تا با حضورش در یک جلسه بین المللی که برای محکومیت اسرائیل شکل گرفته بود اکثریت را متفرق کند و به اعمال آن رژیم مشروعیت نسبی_ دفاع از ملت مظلوم یهود در منطقه ای با دشمنانی چنین سفاک _ بدهد. دلیل ندارد هر کس هر چیزی میگوید مهندس موسوی پاسخ بدهد. شما مسئول دفترش را که بی جرم گرفتید آزاد کنید درست میشود ! در مورد وهابی ها یک چیز مشخص است و آن اینکه آنها از آدمی که بی ثباتی برایشان درست میکند خوششان نمی آِد. در دوره آقای خاتمی هم عزت ما حفظ میشد و هم اقتداری برای ارائه داشتیم. درمورد مدرک خب ما یک مدرک نسبی داریم و آن این است که در مقابل باز شماری کدهای ملی تبریک سریع معظم له را به رئیس دولت شاهد بودیم. در مورد مراجع دیگه خلیل بیراه میگین! زعیم حوزه علمیه به دیدار ایشون نرفت و در سفر بعدی که داشتند فقط با 3 نفر دیدار کردند. گاهی از سئوالا استفاده کنید دانشتان بالا برود . چرا ؟ چه شد که با باقی دیدار نکردند ؟ فرد بیطرفی مثل علامه حسن زاده آملی را هیچ بار ندیدند. چرا ؟ دستت درد نکنه آقای هر ایرانی یک رسانه سبز ! یکی پیدا شد درست و حسابی سئوال طرح کنه. ممنونم. آقای موسوی از اول حنا فروش نبود که بخواهد چیزی را رنگ کنه ! آمد و شفاف حرفهایش را زد. در مورد اصل ولایت فقیه لازم به ذکر است مبانی این اصل توسط شخص آقای منتظری ریخته شد و آقای خمینی آن ولایت فقیه را تایید کرد. هر چند خود آقای خمینی با آن ولی فقیه مطروحه فاصله داشت ولی این را باید صرفا به دلیل انسان ممکن الخطا بودن و نه امام معصوم بودن آقای خمینی گذاشت.( من با آقای خمینی مخالفم با اینحال دلیل نمیشود واقع بین نباشم. آقای خمینی در اواخر عمر اشتباهاتی کرد که باعث اختلافات وی با آقای منتظری شد و یکی از اساسی ترین دلیل این اشتباهات خواست قلبی وی برای حضور اسلام شامل ولایت فقیه بود. بسیجی جان فردا در نیای بگی مهندس موسوی چرا به من بیسواد تذکر نداد! من نظر شخصیم را در این پرانتز گفتم) دیکتانوری ، دزدی و نفاق نشانه دارد. مرد حسابی مگر نه اینکه معاویه در جنگ صفین پس از شهادت عمار یاسر _ که در حدیث از پیامبر بود توسط شقی ترین قوم کشته میشوند _ برای آرام کردن سپاهیانش گفت علی او را کشته است چرا که علی او را به جنگ آورده است. این حرف را با حرف ….. در نماز …. معروف مقایسه کن که خون هر کس ریخته بشه با این آقایان است ! ( اگر مخت را شستشو ندادند لطفا تظاهرات آرام را با جنگ صفین مقایسه نکن !) تو ضیحات آن کلمات را دوست عزیزی برات کامل گذاشتن وقت کردی افکار پر از بی ادبیت را کنترل کردی بخون. ببین عزیز دل من شما حرف از قانون میزنی . بسیار خب این خیلی خوب است. قانون به معنای اصل است. در قانون آنچنان که خود شما نیز مستحضرید حدود(مرزها) بسیار مهم هستند. بسیار خب ! مرز آقای …. و یا رئیس دولتش کجاهاست ؟ کسانی که همه پیامبران را آرزومند زیستن در این حکومت میدانند ( حتی خاتم رسل را !!!! ==> گستاخی تا کجا؟ تا چند ؟!!) آیا مرزی برایشان وجود دارد ؟ هنوز که هنوزه با همان سیستم نسبتا با ثبات مهندس موسوی داره این حکومت میچرخه وگرنه سهام عدالت که داستانش مفصله ! جنبش سبز ناموفق نبوده است چرا که سطح آگاهی ما بالا رفت. مگر چه چیز ارزشمندتر از این است که ما بدانیم. دانستن پیش نیاز لازم برای عمل کردن است. تا ندانیم کجا هستیم و چه شرایطی داریم نمیتوانیم به طرف مقصد حرکت کنیم. ( حرفهایم را در مورد یک مسافرت ساده پیاده سازی کن ببین درست میگویم یا نه؟) لطفا از مقایسه با امامان بپرهیزید ! هیچ کس امام نیست به جز صاحب الزمان(عج). مهم گرفتن محتوای خبر و عمل به اونه نه اینکه هر روز بیانیه صادر بشود.منظور اون دوستمون خدا بود نه خدایان ! جنبش امویان سبز نبود ! اگر درخواست توبه داری خب چرا آرزوی بد میکنی ؟ اگر آرزوی بد میکنی خب چرا از دادگاه و محکومیت حرف میزنی ؟ دوست عزیز تا یقین نداری آیه قرآن نیار فردای قیامت گریبان گیرت میشه از دستش خلاصی نتوانی ! ببخشید خیلی طولانی شد مدام میومدن نظر میگذاشتند یکبار باید جمع بندیش میکردیم ! ………………………….. در مورد اسفندیار خدکامگان یک سئوال برام پیش اومد. این فردی که اسمش اسفندیاره و با خود کامگان هست کیه ؟!!!!!!
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای. دوست عزیزم محمد امی سلام.عزیزم این امام با ان امام که تو فکر میکنی فرق میکند امامی که من میگویم به معنای رهبر و مقتدا است وربطی به ان امامان معصوم ندارد مثلا اهل سنت میگوید امام شافعی معنی امام در اینجا ایا همان امامی است که تو میگویی؟در مورد پل هم بله سهل انگاری مسئولان بوده ولی من گفتم همه اش تقصیر احمدی نژاد نبوده بلکه رووسای جمهور سابق نیز مقصرند.عزیزم تبریک رهبری به اقایان خاتمی و هاشمی هم قبل از تایید شورای نگهبان بوده اینگونه که شما میگویید رهبری باید بعد از چند ماه که شورای نگهبان انتخابات را تایید کرد تبریک بگوید که در هیچ زمان و مکانی این عمل مرسوم نبوده.در مورد بسیج هم با شما موافقم خیلیها به خاطر امکاناتش میایند ما هم اصراری نداریم انها را سبز بدانیم اقای موسوی انها را از خود براند و نگوید که نهضت ازادی جز جنبش سبز هست انوقت ما هم انها را سبز نمیدانیم.بله مهندس شما فقط پاسخگویی طیف ما را میخواهد و خودش پاسخگوی اعمال طرفدارانش نیست ایا جمهوری ایرانی و نه غزه نه لبنان و مرگ بر اصل ولایت فقیه تضعیف اصول نظام نیست به اینها پاسخ ندهد به چه چیز میخواهد پاسخ دهد؟در مورد دیدار مراجع ایا اقایان جوادی املی صافی گلپایگانی مکارم شیرازی نوری همدانی علوی گرگانی را مرجع میدانید یا نه ایت الله وحید خراسانی هم که فرزندانش امدند در مورد ایت الله حسن زاده املی من شما را به یک جست و جو سا ده اینترنتی دعوت میکنم تا شما فیلم سخنرانی ایشان را درباره رهبری ببینید البته امیدوارم به ایشان غلوکننده نگویید.در مورد بی ادبی بنده هم امیدوارم خدا ما رابا ادب کند.خدا همه ما را به راه راست هدایت کند.یا حق.
به نام خدا
سلام
بسیجی عزیز. به هر حال اینجا نه من با گل به استقبال شما اومدم نه شما با چماق من را به خانه میفرستید. در مورد امام هم باید بگویم شما اگر پیرو امیرمومنان هستی ایشون میگویند امامی نیست مگر اینکه معصوم باشد ( الإمام لا یكون إلا معصوماً و لیست العصمة فی ظاهر الخلقة فیعرف بها فلذلك لا یكون إلا منصوصاً.نقل قول از سایت آقای بروجردی) در ضمن شما که به معنا توجه میکنی بنویس مقتدا یا رهبر . البته اگر شافعی یا اهل سنت هستید باکی نیست به هر حال به خلفای بنی عباس هم لفظ امام بسته میشده است و در بیشتر مواقع امیرمومنان خطاب میشده اند که در هر دو حالت به معنای خلیفه بوده است ولی ائمه از لفظ امیرمومنان صرفا برای حضرت علی (ع) استفاده میکرده اند. باری من با لفظ رهبر بر حق شما هم مشکل دارم چنانچه ایشان قبلا هم از این اشتباهات میکرده اند برای قبل از این هم لزوم ملامت ایشان را میرساند و باید زودتر از اینها به این عمل خلاف قانون رسیدگی میشده است و این ضعف مجلس خبرگان را میرساند. در مورد علامه حسن زاده آملی هم به توصیه شما گوش دادم. توصیه های زیبایی فرمودند. البته من نمیتوانم بگویم زمان ضبط این سخنان برای چه زمانی است ؟ قصد شائبه هم ندارم چرا که با سخنان ایشان از ابتدا موافق نبودم و نیستم. …. در مورد اینکه آقای موسوی را چه کسانی همراهی میکنند صرفا به این اکتفا میکنم که ایشون نظراتش را میگوید و اصراری بر طرد دیگران ندارد کما اینکه رهبر شما هم اصراری بر طرد آن بسیجی ندارد. ( البته این را تصدیق میکنم که به نوبه خودم نه کار رهبرتان را در این زمینه میپسندم و نه کار آقای موسوی را شایسته میدونم. ولی چه میشود کرد. به قول قدیمی ها : بسوزه پدر سیاست . کما اینکه دربارش میگن سیاست پدر مادر نداره ) شما هم به جای اینکه به دنبال رهبر بر حق بدوی بیا یک فکری به حال ظهور صاحب الزمان بکن که منتظر 313 تا شیعه حسابی هستند !
خدمت برادران ذوب در ولایت عرض میکنم طبق تعریف ولایت,ولی فقیه کسی است که بر دلها حکومت کند نه با زور .چنانچه بعد از وفات پیامبر علی ع که از جانب خدا در روز غدیر به جانشینی تعیین شده بود واین را هر شیعه وسنی قبول دارد؛خانه نشین شد چون مردم با وسوسه عمر ودیگران او را قبول نکردند.25 سال بعد مردم از او خواستند تا حکومت را بپذیرد.واین یعنی اوج دمو کراسی و ولایتی که اسلام از آن یاد میکند. حال بگید این ولایت فقیه است یا ولایت علی ع .خدا میداند که با حربه اسلام چه ضربه ای به آن میزنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درود بر همه ایرانیان آزادیخواه و رهبران جنبش سبز و درود بر همه شهدای سبز که در راه آزادی ایران و حفظ اصالت ایرانی جان دادند .
به اميد مرگي با عزت و يا سر دادن فرياد آزادي
آزادي مردمانم از جهل و خرافات وستم و جايگزيني نام پروردگار عالم بجاي بتهايي كه نمايندگان زر وزور و تزوير با نقاب دروغين به خورد آدميان مي دهند .به اميد آنكه يا آنروز بزرگ را جشن بگيريم و يا مردانه در “كف خيابان” بميريم
واي اگر موسوي حكم جهادم دهد……..
در حالیکه اشک از گونه هایم جاریست مینویسم میر حسین عزیز من تورا فراتر از یک رئیس جمهور یا رهبر جنبش میبینم آروزیم اینست روزی دستان پر مهر و محبتت را بوسه باران کنم میدانم که روزی به آرزویم خواهم رسید. خداوند عالم پشت و پناهت میر مردمدار عزیز.
hame ba ham 16 azar hame jaye Iran
***باسلام
بنده داشتم نظرات خوانندگان محترم را مي خوندم متوجه شدم كه نظر دهنگان هم از طيف گروه سبز هستند و هم از طيف هاي مختلف از جمله : بسيجيان ، طرفداران دولت و غيره سوال من اينجاست كه وقتي همه طيف ها و گروه ها با استفاده از فيلتر شكن سايت كلمه و ساير سايت ها را كه فيلتر شده اند وارد مي شوند چرا حكومت اين سايت ها را فيلتر مي كند ؟ اگر بد هستند چرا طرفدارانشان وارد اين سايت ها مي شوند ؟!
من كه حيران م ! شما چي ؟
قربون دهنت حیران.بالاخره تواین مملکت یکی حرف حق زد.توی این ناامیدی وبدبختی شنیدن این چند
کلمه حرف حق ازآقای میرحسین موسوی وسبزها مثل آبی است برآتش قلب ظلم دیده مان.امادل خنک
کردن کافی نیست:فکری بکنیم که چگونه باید این آتش ظلم وخفقان وشکنجه وتبعیض خودی وناخودی و
استفاده ابزاری ازدین ودین زده کردن جوانان را خاموش کرد.اگرخودامام زمان اینهاهم ظهورفرمایداینهاجزو
اولین کسانی هستندکه به رویش اسلحه می کشندواگرنتوانستند بکشندبه ایشان انگ ضدانقلاب وضد
ولایت فقیه وضدانقلاب میزنندو زندان و …………….(فقط به خاطر پول و قدرت)
خلاصه ما آخرش معنی این انقلابی که پدرانمان کردندرا نفهمیدیم.ویا فهمیدیم پدرانمان انقلاب کردند که
خودی ها روزبه روز جیبهایشان راپر کنند و ما محتاج به یک قرص نان برسر سفره ما(آری آقایان انرژی هسته ای
حق مسلم ماست:چرا که نباشد: آقایان تا حالا با شکم گرسنه این شعار را داده اید؟)
و بالاخره ما جوانان از این انقلابها ترسیده ایم و این سوالات در ذهنمان هست که نکند ما انقلاب کنیم ودر
آینده فرزندانمان از ما بپرسند: برای چه انقلاب کردید ؟ آیا برای اینکه عده ای قلیل پول مردم رو بخورند:ظلم
بکنند ودم از اسلام بزنند وخون مسلمانان مملکت خود را در شیشه کنند؟
اما با همه این حرفها :همه حرف های شما حق است آقای موسوی ( حقیقت هایی که هیچ کس جرات
به زبان آوردنشان را ندارد ) .من در اون انتخابات کذایی رای ندادم اما امروز از شما حمایت میکنم چون از
زبان حقیقت گوی شما نور امید اندکی به خانه ما می تپد و سفره بی نانمان را روشن می کند.
خدا و ملت سبز ایران یار شماست .
سلام بر مردم عزیزم
سلام بر میر حسین عزیزم
درود بر ندا سهراب و همه همراهانم که دست نادانی آنان را به سوی خدایی فرستاد همه را یکسان آفرید
با عزیزان موافق راه سبزان سخنی اینجا نیست زیرا که همسوییم
هموطنان مخالف از دیدن شما اینجا حیرت زده ام! این وبسایت فیلتر است آیا از ابزار رخنه ی استکبار استفاده میکنید (فیلتر شکن)
آیا برای شما فیلتر نیست! یعنی شما خواص هستید؟ چشم امام! بر حقتان! روشن…یعنی سایتهای اونجوریم دسترسی دارید!
راستی شما که 100 تا رسانه ی متصل به آسمان در اختیارتان است ! اینجا دیگر تصور میکنم
حضورتان معصیت است! بروید در همان رسنه های بر حقتان حضور داشته باشید و فعلا حالش ببرید ….
درود بر یاران سبزم درود عشق بر مهندس موسوی و زنده باد آزادی
ما جنبش سبزیم علمدار حسینیم همه با میر حسینیم…
سبز یعنی استقامت تا بهار …
تا رادیو تلویزیون آزاد نشود از آگاهی خبری نیست.اگر قرار است تظاهراتی بشود بهتر است خانوادگی باشد و همه در خیابان خودشان باشند
ما بيشماريم
همچنانن براي اهدافمون ميجنگيم
این خود نشان روشنگریست. احسنت بر این همه طرفدار سبز. پایان شب سیه سپید است.
دورود خدا بر امیر کبیر زمانه
زنده باد جنبش سبز
یا حسین میر حسین
دوست داریم
16 آذر همه هستیم
واقعا عالي بود ياشاسين مير حسين
دوستان بذارید ذوب شدگان در ولایت هر میخوان بگن و از مسولان کلمه درخواست دارم نظرات اون هارو بیشتر بذارنبه قول دکتر شریعتی: من از موافقانم چیزی نباموختم هر چه اموختم از مخالفانم بود
اما 16 اذر برای پس گرفتن رای هامون نمیاییم بلکه برای پس گرفتن ایران میاییم
فارغ از هر مرده باد و زنده باد
سر به راه مملکت باید نهاد
شما را بخدا دیگر حادثه های گذشته را تکرار نکنید. دیگرطاقت دیدن برادران و خواهران بخون غلطان را نداریم .
یا حسین میر حسین
با سلام
من هم با رهبر جنبشمان هم عقیده هستم که بهترین نوع اعتراض اگاهی بخشیدن به هموطنانم است چرا که انها از فهمیدن ما میترسند .درود میفرستم به میرحسین عزیزمان که با واژه های کلیدی خود راهبری میکنند این جنبش بر حق مردم ایرانمان را.
در ضمن به عنوان یک آذری از این که حاکمان راه را بر گرگان تجزیه طلب پان ترک باز کردند تا انها بیشتر بیشتر دندان تیز کنندتا عوام را مشغول خود کنند تا مبادا همراه شوند با این جنبش بسیار نگرانم چرا که قیام مردم اذربایجان یعنی ویرانی کاخ استبدادگران از میرمان تقاضامندم که حتما در این مورد راهنماییمان کنند
مهندس موسوی با این پیام بر ادامه این راه بی بازگشت که ان شااله به پیروزی ملت ایران و نابودی جباران خواهد انجامید تاکید کردند.زنده باد آزادی
رعایت اخلاق در مبارزه و دوری از هر گونه خشونت و توهین شرط پیروزی است. زنده باد میرحسین.
چه عجب مهندس! چرا این قدر دیر؟ دلم حسابی برای بیانیه هات تنگ شده بود… مثل همیشه با خوندنش آروم شدم.
سرسبزترين بهار تقديم تو باد
آواي خوش هزار تقديم تو باد
گويند كه لحظه اي ست روييدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد!
يا حسين …. مير حسين
بسم الله الرحمن الرحیم
( نامه ای از طرف چند جانباز برای مراجع معظم تقلید وچند استفتا از محضر شان)
خدمت مراجع معظم تقلید حضرات آقایان:
موسوی اردبیلی، مکارم شیرازی، یوسف صانعی، وحید خراسانی، دستغیب، جوادی آملی، اسد اله بیات،و…
با سلام وعرض ارادت و با کسب اجازه از محضر شریفتان ما تعدادی از برادران وخواهران که از مقلدان شما مراجع بزر گوار هستیم( بعض دوستان از بعض شما عزیزان تقلید مینمایند)،جهت اگاهی از تکلیف شرعی خویش چند استفتا از محضرتان داریم.
1-امر بمعروف ونهی از منکر که جزو فروع دین و واجب شمرده شده است،آیا اختصاص به روحانیون و مسولان حکومتی دارد، ویا این تکلیف شرعی هر مسلما نی است و داشتن مقام ولباس و…مانع انجام تکلیف نمیباشد؟.
2-آیا داشتن مقام دولتی، ولو در سطح بالا( رهبر و…) بلحاظ داشتن منصب حکومتی مبری از خطا فرض میشود ولذا احدی را حق امر بمعروف ونهی از منکرآنانرا ندارد؟.
3-چنانچه فردی منکری را متوجه گردید وبرای جلوگیری از آن رهبری نظام را مخاطب قرار داد( چون جلو گیری از انرا تنها در عهده او میداند که مقام ارشد نظام است) تا از منکر مطلع شده و از آن جلوگیری بعمل آورد، آیا گناهی مرتکب شده ولذا مجازات زندان و… مستحق چنین شخصی خواهد بود؟.
4-آیا بعض رو حانیان بر بعض دیگر در امر امر بمعروف رجحان دارند؟ چرا که دیده میشود که تنها عدها ی خاص حق دارند به هرکس و به هر وسیله ای که خود تشخیص میدهند وبا هر لحن و.. اظهار نظر کرده ودیگران مخاطب قرار دهند، ولیکن به دیگران ولو روحانی هم باشد حق امر بمعروف و…را نمیدهند،و اظهار امر بمعروف ونهی از منکر را از آنان توطعه تلقی مینماید، آیا در باب امر بمعروف ونهی از منکر دلایل روایی متقنی در این تبعیض فاحش که بنظر وجه عقلی ندارد وجود دارد؟.
5-آیا با توجه باینکه انقلاب اسلا می به رهبری امام رحمت الله علیه در سال57 پیروز و جمهوری اسلامی مستقر گردید،به تلقی اینجانبان ، رهبران بعدی عنوان رهبری انقلاب رانخواهند داشت وتنها شخص اول مملکت ورهبر جمهوری اسلامیخواهند بود که حدود و وظایفش نیز در قانون تصریح شده است، ولذا اختیار شرعی وقانونی در ایجاد تغییر در محکمات انقلاب( امام راحل در عدم بکار گیری افراد انجمن حجتیه وبا تعبیر اینکه، آنان همه چیز شما را به باد خواهند دادویا استفاده از بعض افرادی که با ساواک همکاری داشته اند ، در مناصب بالا و…) را نخواهند داشت، چون در این صورت ، هر رهبری برای خود حق دگرگونی قایل خواهد بود، واز آنجا که نمیتواند جامعه بدون رهبر باشد، ولو در سطح قابل قبول نباشد وحتی بناچار باید به یک فرد درسطح پایین که احتمال خطایش نیز براحتی مشخص است تن داد، ولذا با این اختیار چیزی از اصل انقلاب باقی نخواهد ماند ، ولذا آیا این نقض غرض نخواهد بود؟چون در حال حاضر انانیکه به انقلاب معتقد نبوده ونیستند( انجمن حجتیه و…) به شدت در حال نفوذ در دستگاههای دولتی ونهادها هستند.
6-در صورتیکه بین انجام تکلیف واجب شرعی ( همانند امر بمعروف ونهی از منکر و…) و نظریه رهبری حکومت، تعارضی عارض گردید، مومنین مکلف به انجام کدامیک خواهند بود؟.
7-آیا با توجه باینکه رییس جمهور به قرآن سوگند میخورد که حافظ قانون اساسی باشد، واز طرفی در هیچیک از جلسات مجمع تشخیص نظام که در قانون اساس بعنوان نهادی قانونی ذکر شده، به هر دلیل شخصی وسیاسی و… شرکت ننماید، در حالیکه خبرگانی که قانون اساسی را تدوین نموده ومردم به ان رای داده اند، بدیهی است نقض ان جرم وباتوجه به سوگند به قران در حفظ ان گناه کبیره و بلحاظ اینکه اجحافی در حق مردم وبی اعتنایی به مصوبات ودر نتیجه عدم اجرای انها ، حقالناس نخواهد بود؟وآیا جلو گیری از این منکر تنها بعهده رهبری است وتکلیف از مومنین ساقط است؟ وآیا صورت استنکاف رهبری وادامه این روند تکلیف شرعی چه خواهد بود؟.
8- از انجاییکه بعض شما مراجع بزر گوار اقامه نماز جمعه را واجب وبر اساس بعض روایات و احادیث عدم شرکت بیش از چهار جمعه متوالی توسط نماز گزاران در حکم منافق تلقی شده است،آیابه امام جمعه ای که به عدالت وتقوی او شک قوی وجود دارد، باز لازم است در نماز جمعه شرکت کرده وبه او اقتدا نماییم؟.
9-از انجاییکه مکرر از لسان شما بزر گواران در نحوه معاشرت با مردم در دوران حکومت پیامبر عظیم الشان و امام علی (ع) سخن شنیده ویا در تاریخ خوانده ایم( خلخال دزدیده شده از یک زن یهودی و…) و حتی از آن بزر گواران بدون ترس ووحشتی سوال میکردند و… وانان نیز نهتنها با نرمی پاسخ میدادند، که گاه مردم عادی آنان را به دادگاه میکشاندند ، وحتی به دلیل نداشتن شاهد محکوم هم میشدند( انچه در باره امام علی(ع) پیش امد.ودر زمان خودمان نیز، شکایتی که از امام خمینی شد، واو کسی را برای پاسخگویی به محکمه فرستاد.، ولیکن عده ای در حال حاضر چنین حقی را برای رهبری نظام قایل نبوده وبمثابه این است که رهبری نظام را اجل از امامان فرض مینمایند! و سوال کننده را مستوجب عقوبت و زندان و… میدانند، لذا وجه شرعی این تعارض چگونه است؟.
در پایان از خدا وند سبحا ن سربلندی نظام اسلامی و صحت وسلامتی برای شما عزیزان را خواستاریم.
درضمن، تقاضا مندیم، پاسخ خود را در سایت خود قرار داده تا امکان آگاهی از نظرات شما عزیزان راحتتر میسر گردد.
عده ای از جانبازان
29/8/89
با سلام این شاخ قدرت هر روز سر یکی هست سر …که واینساد چه برسه به دیگرون ….. ولی چه خوب بود ما ایرانیها از هر چیزی خدا قبله و بت درست نمی کردیم و کمی به اطرافمون نگاه میکردیم خورشید به اون بزرگی رو کی میاره بالا کی میبره پایین ……چرا برای صاحبش وکیل وصی درست میکنیم…..اقایون بسی…..بالا سریتون رو میشناسین من که فکر نمیکنم
پاینده بادشیرحسین
واقعاوقتی این همه کامنتودیدم شوکه شدم!!
عزیزان، میدانید، موسوی عزیز، بواسطه آن همه خدماتی که کرده بود، خداوند ضرورت حضورش را در قلبش انداخت ، وشاید خود تا این حد نیز نمیدانست که چه خوابها در پس پرده در سر داشتند!؟ که با امدن موسوی همه خوابهاشان، اشفته شد! وما نیز هشیار شدیمو دریافتیم که عجبا از اینهمه دسیسه ونیرنگ وهوی نقس و..اگر کوتاهی شده بود، چیزی نمانده بود که انقلاب و… بر باد رود. لذا همه ما مرهون موسوی هستیم و خدا این مرد را حفظ کند. او انسانی با غیرت ومتدینی است که یک تنه همچنان در صحنه چون شیر ایستاده، وصد البته ما نیز تا آخر در کنارش خواهیم بود.یا علی
موسوی عزیزدرقلب همه فرهیختگان جامعه جای داری .اگرصدای فریادجامعه خاموش است ولی میتوانیم خروش غیرتمندانه انان رادر قلب مردم بزرگوار ایران شنیدواحساس کرد.تومعتقد واقعی به راه آن امام سفرکرده ای .ای کاش حکومت قبل از آنیکه دیر شود ازلج بازی دست بردارد ودرصراط امام عزیز که متاسفانه ،کاملا ازآن دورشده اندبرگردند.ای کاش علما هم به مسایلی که اکنون گریبانگیر این مملکت شده است توجه ای می کردند.
موسوی بزرگوار من اعتقاددارم باسعه صدری که داری درراه که انتخاب کرده ای روح امام عزیزمان شاد وخداوندمنان راضی ازآن. قطعا پیروزیم.خداوند پشت وپناهت .
يا حسين
سيد عزيز مايه افتخار ما ايرانياني. تظاهرات خرداد نشان از بيداري اين ملت داد. كودتاگران و مستبدان تا بصيرت پيدا نكنند و به اغوش ملت برنگردند و به جمهوريت نظام پايبند نباشند مجبورند براي بقا اسلاميت نظام را نيز ذبح كنند چنان كه ضربات مهلكي به هر دوي اين دستاوردهاي انقلاب زدند. اگر توبه نكنند و حق ضايع شده ملت را احيا نكنند مسلما اميدي به بقاي آنان نيست. اين سنت الهي است كه تاريخ به ما نشان داده است.
مقابله با استبداد تنها با مقاومت و آگاه سازي وده ها ميسر است.
به اميد ايراني آزاد وآباد
MIRHOSEIN PARCHAMESH BALAST TA ABAD
ESHGH AST MIRHOSEINO
جناب موسوی عزیز….نمی دانم چرا این سرزمین با بپا خاستن آزادمردانی چون مصدق، خاتمی وشما همواره باید شاهد سرکوب توسط اوباش وقداره بندهای بی اصل ونسبی باشد که راه آزادی وپیشرفت این سرزمین را سد میکنند….واقعا پاسخ این پرسش کجاست؟ چه دستهای پلیدی چنین سرزمین عزیز واستعداد مندی را همواره در بند استبداد های گوناگون اسیر کرده؟
موسوی عزیز…صداقت تو وخاتمی عزیز در برابر این بی هویتان دون صفت بر چهره تاریخ معاصر این سرزمین دردمند حک گردید وبالاترین پیروزی جنبش سبز پرده برداشتن از لایه ای از حکومت بود که با شعارهای دروغین مذهب وولایت جز تاراج بردن ملت ودست در دست استبداد واستعمار گران گذاشتن برنامه های آنان را بر همگان روشن ساخت وتا حدی نیز نقش بر آب کرد.
موسوی عزیز….نیک می دانیم که آینده از آن مردم است…اما امروز چگونه تاب تحمل داغ خانواده شهدای مظلوم این جنبش را داشته باشیم…چگونه صدای مظلومیت فرزندان در بند را بشنویم وساکت بنشینیم؟ آیا بار دیگر دعوت به یک حضور همگانی برای سرنگونی این دولت کودتا و مرگ یک بار وشیون یک بار نمیتواند بهترین گزینه این زمان باشد؟ همچنان صبر واستقامت؟
به گفتار شما وخاتمی عزیزمان ایمان داریم واز آنجا که در بطن امور سیاسی بوده اید میدانیم که بهترین گزینه ها را برای رسیدن به هدف انتخاب خواهید کرد….والله مع الصابرین
در زمانی که خیلی ها ناامیدند او امیدوار است . او معماریست که زمینش را سال پیش با رای مردم خرید و اکنون در حال پی ریزی بنای با شکوهی ست که در ذهن دارد .
آگاه شدن و آگاهی بخشی، سلاحی است در برابر طالبان در ایران
درود بر رئيس جمهور حقيقي
افتخار مي كنم از انتخابي كه كردو
گرچه رايم دزديده شد اما خوب خاطرم هست كه نوشتم ” ميرحسين موسوي خانه”
درود بر تو. ما همه با هم هستيم
بي خشونت، با صداقت
” اين مسير شكست ندراد”
به ياد محمد نوري زاد و ديگر ياران در بند، به خصوص ياران ناشناس…
موسوی نازنین گاندی ایران زمین
کاش میشد که خدا قاضی بود
سلام مهندس اگه یه کم کمتر از قانون اساسی و رزیم حرف بزنی چی میشه…والا مردم خسته شدند یک جرقه امید جدید میخوان….پیروزی با حق است….جنبش سبز باید در خیابان حداقل یک با برای آخرین بار حاضر شود تا باز توجه مردم به آن بیشتر شود و آگاهی بیشتر رواج یابدوخود به دنبال آگاهی بروند
با جمع شدن تو خیابون چه آگاهی گسترش پیدا میکنه؟؟؟!!!
جناب مهندس موسوی
سلام دورودحداوند وفرشتگان او بر توباد
حداوند پرچم سعادت بشریت را به دست هرکسی نمیدهد برخود افتخارکن که امروز طلایه دار نهضت سبزی هستی که مردمش قلبهایشان را به توداده اند اما زبانهایشان بریده با ظلم وجوری که در لباس دین برقامتشان استوار کرده اند سکوت وخفقان نمیتواند پایدارباشد کدامین ظالم درتاریخ توانسته پایدار بماند گرچه بعداز سقوط جاودانه در زباله دان تاریخ خواهند بود گه همه ظالمان چنین شده اند
مهندس!
امروز روز شجاعت وپایمردی توست که درکانون توجه ومحبت ملت قرارگرفته ای.
امروز روز مسالمت ومصالحه با ظالم نیست
……………………………….
به اون بسیجی که با نام خدای دیگران و نه خدای خودش شروع می کند :
عزیز از شروع سخنانت معلوم است که آدم خود ساخته ای نیستی بلکه آدم حکومت ساخته ای امیدوارم که هنوز سنت به حدی نباشد که قاطی این فاسدان حکومتی شده باشی.
دو ویژگی مشترک بین همه شما ها متاسفانه 1- نا آگاهی است و 2- اینکه هرگز با رنج و تلاش و سختکوشی میا نه ای ندارند آمال و آرزوهای آنها در دنیا مسایل دنیوی اولیه مثل ماشین و خونه و یه شغلی است که الان سپاه همه اینها را سهل الوصول در اختیار اینها می گذارد بنده با افراد مختلفی از این قشر برخورد داشته ام و کاملا وقتی دهن باز می کنند ایدئولوژی و افق فکری محدودشان آشکار است.اینان همیشه احساس و خرافات را آماده و جایگزین منطق و عقل دارند. اگر روزی توانستید درک کنید که چقدر برای یک مادر از دست دادن فرزند سخت است و اینکه اینان هم خدا دارند و دامان قاتلین را خواهد گرفت البته یقینا نه اون خدای امامان شما . عزیز برای پی بردن به حقانیت حکومت مورد علا قه ات کافی است سری به دادسرا ها-شهرداریها به جوانان معتاد بیکار فقر و… بزنی و آنوقت به عمق فساد پی ببری.در مملکتی که یک پیرمرد بی سواد 80 ساله هر هفته از نماز جمعه بعد از وضو حکم قتل صادر می کند و حساسترین پست مملکت را بازیچه کرده است انتظار نمی رود که عدالتی وجود داشته باشد. و نهایتا اینکه :
همیشه قدرت مهار نشده فساد آور است و این یعنی حکومت فردی همیشه فاسد است. امید است که بیدار شوید چرا که وقت تنگ است و عمر محدود اما برای خوابیدن تا ابد فرصت دارید.
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوست عزیزم حامد سلام.از این که به این خوبی ذات ما را شناختی ممنونم امیدوارم که ما هم هدایت شویم و از تحجر دورشویم.امیدوارم موفق باشی .یاحق.
زنده موسوی این مرد شجاع،فهیم ودلسوز. قطعا پیروزی نزدیک است
بسیار بسیار این بخش از سخنان میرحسین عزیز را برای خود تکرار کنیم:
یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.
من یک دانشجو هستم و با تمام وجود به همراه عزیز جنبش سبز میرحسین موسوی لبیک میگویم.
سلام و درود بر تو آزاده مرد
به قول دخترم سه ساله ام (موسبي(موسوي)حمااتت(حمايتت)مي كنيم.
زنده باد جنبش بيداري وآزادي ايران
درود بر میرحسین عزیز که ذره ای از راه شهیدان منحرف نشده ، الحق که امام راحل بهترین را تأیید کرده بود .
درود بر انسان آزادیخواه وباشرف میر حسین موسوی درود بر ماندلا که پس از پیروزی خودرا بازنشسته سیاسی کرد آیا میشود در ایران هم چنین کسانی را پیدا کرد