نامه ای به سید حسن خمینی و سیادت سیلی خورده اش
چکیده :سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانهی خود باید آب بر آتش فتنهی رئیسجمهور و دارودستهی او میافشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعلهورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامهی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شدهام؛ که یعنی ما تنها زمانی میتوانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعلبالنعل، علیگونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین میکرد که ما میکنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده میداد و از پشت به آنها خنجر...
کلمه: محمد نوری زاد در نامه ای به سید حسن خمینی به هتک حرمت ایشان واکنش نشان داد. این آزاده در بند با در خواست از سید حسن خمینی مبنی بر صبوری و مقاومت نامه حضرت امام رایاد آور شد که توصیه فرموده بود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت دادهشود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند و آنرا با وضعیت امروز مجلس صدا و سیما و منابر و تریبونهای رسمی مقایسه کرد که چگونه با عملکرد خود به آن توصیهی امام، لبخند میزنند. متن نامه محمد نوری زاد که در اختیار “کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:
`
بسم الله الرحمن الرحیم
به سید حسن خمینی عزیز و سیادت سیلیخوردهاش
سید عزیز، رفتاری که با تو بر سر مزار جدت امام خمینی(ره) صورت گرفت، تقاص بدیهی رفتار خود ماست با مردمان بیپناهمان. ما به مردمی که از ظلم، از فساد، از پلیدی و تبعیض به تنگآمدهبودند، وعده دادیم که: اگر به نظام اسلامی ما، “آری” بگویید، ما افقهای روشنی از آزادی و درستی و ایمان و عدل را به روی شما خواهیم گشود و کاستیهای تاریخی شما را مرتفع خواهیم ساخت. به آنان وعده دادیم که: اگر به نظام پیشنهادی ما “آری” بگویید، عدل را از حوزهی فهم و حکومت علی(ع) به ساحت زندگی شما خواهیم آورد. و لذت رفتار او با خویشان و غریبگان را به شما خواهیم چشاند. گفتیم: مگر نه اینکه رژیم شاه و رژیمهای گذشته، قدر شما را ندانستند؟ حال، این “ما” که قدر شما را نیک میدانیم. ما شما را بر بلندای کرامت و شرافت انسانی مینشانیم و خستگی جهل تاریخی را از تن و فهم شما به در میکنیم. ما آمدهایم که هویت سیلیخورده و تحقیرشدهی شما را از قهقرا بهدرآوریم و قامت خمیدهی شخصیت ملی و مذهبی شما را استقامت بخشیم. اگر در حکومت پهلوی، از هزار فامیل و حاکمیت و غارت آنان در رنج بودهاید، ما با اعتنا به آموزههای دینی، و آهن گداختهای که علی به صورت برادرش عقیل نزدیک کرد، ریشهی فسادهای خویشاوندی و رفاقتهای پولی و رانتهای فرصتروب را از سرزمین خود بیرون خواهیم کشید. تجلی یک حکومت ناب و مردمی را به جهانیان نشان خواهیم داد. کاری خواهیم کرد که مردم از سراسر جهان به تماشای عدل و عقل و نظم و رشد ما شتاب کنند.
بله سید عزیز؛ به مردم تحقیرشدهی خود گفتیم: اگر ما را بپذیرید، کاری خواهیم کرد که کمونیستها و سایر نحلههای فکری در دانشگاهها کرسی تدریس داشته باشند. تو گرچه به یاد نداری، اما ما تمام این وعدههای تمامنشدنی را در سفرهی آرزوها و باور مردم گذاردیم و به برق همین وعدهها از آنان “آری” گرفتیم.
سید عزیز، ما برای اخذ آری از مردم، همهی اعتبار تاریخی و دینی خود را به صحنه آوردیم. مردم ما را باور کردند. و به ما “آری” گفتند. از چریک و تودهای و ملیگرا، تا مجاهد و مسلمان و ذوبشدگان در تشیع. از سنی و یهودی و مسیحی و زردشتی، تا همهی آنانی که میخواستند “انسان” باشند. ما با همان وعدههای چشمنواز و شوقآفرین، مردم خود را به عقد معاملهای فراخواندیم که یک سمتش ما بودیم و سمت دیگرش آنان. موضوع مورد معامله هم همین افقهای ناب بود. معامله خیلی زود جوش خورد؛ چراکه مردم، جدّ بزرگوار شما را و مردان برجستهای چون مطهری و طالقانی و منتظری و بهشتی را مردانی راستگو میدانستند؛ الحق نیز چنین بود. اینان در آزمونهای سخت، امتحان خود را پس داده و به باور عمیق مردم راه یافتهبودند. اما، سید عزیز، معامله که انجام شد، دغلکاریهای ما نیز شروع شد. و ما روز به روز و سال به سال، از موضوع آن قرارداد نورانی دور شدیم. مردم بهخاطر وقوع جنگ، جنگ قدرت داخلی را تحمل کردند. اما جنگ که تمام شد، جنگ مسئولین با مردم شروع شد و این، کمال نامردمی بود. بهنحوی که ما همان آزادی نیمبند زمان شاه را نیز از مردم خود سلب کردیم. با ایجاد چارچوبهای خشک، مردم خود را به زحمت و نفرت انداختیم. گشایشهای اجتماعی جایش را به سختگیریهای کودنانهی ما داد. مردمی که باید از مدیریت ما به آن آرزوهای نورانی دستمییافتند، خودشان موضوع آوارهای روز به روز ما شدند.
سید عزیز، قبول کن که ما در آن معاملهی بزرگ، “غش” کردیم. قبول کن که ما مردم خود را فریفتیم. به جای هزار فامیل، گسترهای از غارتهای لجامگسیخته را در آغوش گرفتیم. به افشاگریهای عباس پالیزدار نگاه کن و ببین چه مردان برجستهای، از مردان ایمانی، تا مردان حکومتی، دست به غارت اموال زدهاند. اینها تنها گوشهای از غارت بزرگان ماست. به مجلس نگاه کن؛ که چگونه با استقلال و قانون شوخی میکنیم! به دستگاه قضایی بنگر؛ آیا این بود آن عدالت معهود که امروزه در این دستگاه، دستبهدست میشود؟ به دولت بنگر. قرار ما با مردم این بود؟
بههمین دلیل است که میگویم آن سیلیای که دارودستهی رئیسجمهور زیر گوش تو زدند، بخشی از تقاص حقوق فراموششدهی مردم بود. البته تو نگران آبروی خویش مباش؛ چراکه خدای آبروپرداز، تو را بهزودی برخواهدکشید، و طراحان کودن آن فتنه را یه سیاهچال بیآبرویی درخواهدانداخت.
سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانهی خود باید آب بر آتش فتنهی رئیسجمهور و دارودستهی او میافشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعلهورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامهی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شدهام؛ که یعنی ما تنها زمانی میتوانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعلبالنعل، علیگونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین میکرد که ما میکنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده میداد و از پشت به آنها خنجر میزد؟
ما یک روز قرار بود شخصیت تحقیرشدهی مردم خود را ترمیم کنیم. امروز، مردم ما، یکی از تحقیرشدگان ملتهای حاضر دنیایند. رهبر ما اما به یک سخن طلایی امام(ره) نیز موکّداً تاکید کرد. اینکه: میزان حال فعلی افراد است. و با همین سخن دیگران را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت داشتهباشد. رهبر ما، بیستویکیدوسال است که بعد از کوچ امام عزیز، رهبری جامعهی ما را به عهده دارند و متاسفانه، چندیست که از سیره و راه امام فاصله گرفتهاند و آن معامله با مردم را بهکلی از یاد بردهاند. امروز اغلب اطرافیان و بازوهای اجرایی امام، از وضع موجود و نحوهی رهبری ایشان ناراضی هستند. رهبری که باید درهمهحال، شان پدری خود را رعایت کند، مستقیم به جانبداری از فردی بیتعادل، پای به صحنه گذارده است. امام هرگز اجازه ندادند نهادهای تحتنظر رهبری، مثل شورای نگهبان و صداوسیما، بهحمایت از کاندیدایی وارد عمل شوند. اما ایشان، دست همگانِ خود را در این حمایت آشکار گشودند. امام دست و پای سپاه و نظامیان را از ورود به کارهای سیاسی و اقتصادی جمع کرد، و ایشان، سپاه و بسیج را، هم در مسائل سیاسی و هم در ورود به معاملات کلان اقتصادی بازگذارد و شتاب آنان را نیز امضا فرمود. در زمان امام، دستگاه قضایی و قاضی مستقل بودند و امروز، آلت دست بزرگترها و بویژه مرعوب ماموران وزارت اطلاعات شدهاند. در زمان امام، کجا یک رئیسجمهور ثروت مردم را غارت میکرد؟ امروز، اما میلیاردها پول گمشده، به شوخی گرفتهمیشود.
خلاصه سید عزیز، سخن در این خصوص، فراوان است. سرت سلامت و پشتت به رحمت و لطف خدا گرم. ما به تو و آینده امید فراوان داریم. مبادا از صحنه بهدر روی؟
یادمان نرفته آن نامهی شریف امام، که توصیه فرمود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت دادهشود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند. شما خود، مجلس امروز را، صدا و سیما را، و همهی منبرها و تریبونهای رسمی را تماشا کن که چگونه به آن توصیهی امام، لبخند میزنند. لبخندی که میتوان ذات کرامت و حق و انصاف را در اعماق اصطبلگون رویههای نادرست آن تماشا کرد.
در فرمان معروف هشتمادهای، امام به یک ضرورت اخلاقی نافذ تاکید میورزند؛ اینکه اگر درحین تعقیب نیروهای ضدانقلاب، در یک منزل، یا محل کار، یا هرجا، به مواردی غیراخلاقی برخوردید، حق پیگیری آن موارد را ندارید. اما امروز چه؟ پیشنهاد میکنم فیلم بازجویی از همسر سعید امامی را تماشا کنی تا به حال “فعلی” مامورانی که اسم خود را سربازان گمنام امام زمان گذاردهاند، دست یابی. من پس از دیدن این فیلم از خود پرسیدم: اگر یک روز از تو میپرسیدند انقلاب اسلامی موردعلاقهی تو یک روزی به جایی خواهد رسید که به اسم جمهوریاسلامی، از یک بانو، با چنین الفاظی بازجویی خواهد شد، ایا باز راضی به انقلاب و برچیدن رژیم شاه بودی؟ با اطمینان به خود پاسخ دادم: هرگز!
امروز، که حال فعلی ما و شما و رهبرمان است، رعایت اخلاق، و مسائل خصوصی مردم و حق و حقوق آنان، یک طنز سر گردنه است؛ حالا کرامت انسانی و خدا و پیغمبر و قرآن و دین خدا بماند!
سید عزیز، آیا داستان کهریزک، حال فعلی ما نیست؟ آیا مگر داغ ننگ چنین فضاحتی از پیشانی ما پاک خواهدشد؟
از نگاه امام، میزان رای مردم بود. امروزه اما میزان، ارادهی نیروهای انتظامی و ماموران امنیتی است. در تمام شئونات، از سیاست تا اقتصاد، تا مجلس و دولت و تا دستگاه قضایی، مردم آیا امروز در کجا حاکماند؟
امام میفرمود مخالفین تا اسلحه بهدست نگرفتهاند، آزادند. حال فعلی امروز ما اینگونه است که با حس و حالی معنادار، به آزادی مخالفین پوزخند میزنیم.
در زمان امام، مجلس از استقلال برخوردار بود. تنوع نمایندگان تماشایی بود، تنوعی که دیگر تکرار نشد. امروز اما مجلس خفیف ما، حتی از پیگیری مصوبات خود عاجز است، تا بلکه بتواند به خواستها و توپ و تشرهای رئیسجمهور، به اسم همراهی و مصلحت نظام، شکلی قانونی دهد.
سید عزیز، قبول میکنی که راز ناسزاها و بیادبیهای آن روز، در اسائهی ادبیست که خود ما به ساحت حق مردم روا داشتهایم؟ روزگار ما در فردا و فرداها، اسفبارتر از این خواهد بود. وقتی یک “بیتربیتی” فرصت ابراز پیدا میکند، همین بیتربیتی میتواند در فردای خود ما، مطالبات گستاخانه و بیادبانهای داشته باشد. دیروز، این بیتربیتی به سمت تو احاله دادهشد، اما فردا، همین بیتربیتی از دامان خودشان خواهدآویخت؛ چراکه بیتربیتی سامانپذیر نیست. مگر شعبان بیمخها را میشود در چارچوبی جای داد و انتظار تحرک در همان محدوده را داشت؟
سید عزیز، خداوند تورا و آبروی تو را برخواهد کشید، و بههمین نسبت، بار سنگینی امانتی بر شانههای تو واخواهدنهاد. خودت را برای روزهای گدازندهتر مهیا کن. تو، نور چشمی. مباد که من، فراتر از فهمی که باتوست، تنها به نسبت تو با امام چشم داشته باشم. فردا با تو، و با مردمانی است که خواهان حق و حقیقتاند و از پلیدی و زشتی بیزارند.
با احترام و ادب- محمد نوری زاد- زندان اوین














با سلام جناب نوری زاد عزیز رهبر ما خودشو با علی مقایسه نمیکنه علی وار رفتار میکنه اما شما ها سید حسن رو با نوه ی پیغمبر یعنی امام حسین ع و مردم رو با قوم یزید قیاس کردین.
مگر علی (ع) هر کی که مخالفش بود رو زندانی و شکنجه می کرد؟.با اینکه امام علی معصوم بود باز هم سخن مخالفش رو گوش می داد.مگر علی بر روی آدم بی سلاح و حق طلب و آزادیخواه شمشیر کشید؟
من به این آقا توصیه می کنم در مورد معاویه که خود را امیرالمومنین می دانست بیشتر بخواند و بعد نظر دهد.
(سایت محافظه کار کلمه بهتره شما هم یکم از شهامت آقای نوریزاد رو داشته باشید،اگه خودتون مقاله انتقادی نمینوسید حداقل نظر مردمی که از سرمنشا این تقلب ها و جنایت ها انتقاد می کنند تو سایت قرار بدید.باتشکر.)
چرا بعضیا جنایات سبزهای تروریست رو فراموش کرده.
مسلماً برخورد با اونها باید قهر آمیز باشه
واقعاً فکر ميکنند که با داغ و درفش و بند و زندان و شکنجه و … ميتوانند مردم را ساکت کنند؟
اگر ميتوانند پس چرا نتوانسته اند فقط همين يک نوري زاد را خاموش کنند؟
نوري زاد اکنون يک نور در سياهي جنگل نيست که فرياد ميزند بلکه گوشه اي از نورانيت اين ملت است که در سياهچال اينان گرفتار شده است. بايد که به خواست مردم برگردند. گرنه اين نورانيت ملي رعدي و برقي خواهد زد که هستي شان بسوزد. زودا زود که به خواست مردم برگردند. ورنه ميترسم فردا دير باشد.
يا حسين
ميرحسين
واقعا علي كي با مردمش اين گونه رفتار مي كرد.درود بر اين آزاده سبز انديش
agha mojtaba be nokte khubi eshare mikone, agar zendanha anghadr ke migan bade chetori in nameha az zendan kharej mishe,?????dar in ke harfhay aghaye nori zad ta hododi doroste vali biron omadane in nameha va entesharesh be esme on soal bar angize…….
من فقط میگویم رای من کو؟
روزي ما كبوترهايمان را پرواز خواهيم داد و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت. به اميد آن روز
زنده باد برتمام آزاد مردان ایران زمین
الحق که شجاعت در کلام زیبایت معنا شده است، نمی دانم چگونه در دهان شیر اینچنین بی پرده سخن می گویی؟ اگر بحق این گفته ها از قلم محمدنوری زاد خارج شده باشد باید گفت آزادگی در برابرش شرمسار گشته است و لقب حر دادن به او نمی تواند بلندای روحش را توصیف کند. اللهم فک کل اسیر
1- ملاك سيد بودن نيست آقاي باقري ! ملاك انسان بودن است ! 2- آقاي حسين 313 ! بدان معني منافق را نفهميده اي ! البته شايد معلمت تو باغ نبوده ! برو بيشتر مطالعه كن 3- مجتبي خان ! نامه ها همان گونه بيرون ميايند كه مواد مخدر به داخل زندان ميره ! كجاي كاري داداش !
khoda margesh bede in nori zad ra ke tahrif karde hamechie ra khobe khodemon onja bodim ….vagar na charndiate in mardak ra bavar mikardim
شما كه تمايلي به خوندن چرنديات نداريد ! لطف كنيد(سکوت کنید) تا بقيه مجبور به خوندن چرنديات شما نشن در ضمن شما تو سايت فتنه چيكار داري؟
امثال شما اگه یه ذره جرأت و انسانیت نوری زاد رو داشتن، حداقل لحظه ای به دوست خود کمی با آنها مخالف است اجازۀ نفس کشیدن می دادند. در ضمن تو غصۀ مرگ دادن نوری زاد رو نخور. دوستان باادبتون در هتل اوین دارن نهایت سعیشونو می کنن!
اندکی فکر ما را! اندکی آدمیت!
Khoda inshalla toro marg mide na oonro ke ye mozdoor bishtar nisty yek mosht vatan frosh ke arezooye marge kesi ro mikonid ke har rooz shekanje mishe
shoma koja boodi sahar khanoom,manzoore in marde bozorg az sili bi ehterami be naveye emam boode
dorood bar to marde bozorg. dorood bar shojaate to !omidvaram noorizad olgu bashad baraye hame mardom ke bedunan azadi va demokrassi hazine dare , asun be dast nemiyad .
ما کجا و تو کجا.
Doroud bar aghaye Noorizad,Shojaatat ra setayesh mikonam Payandeh bashi
نوری زاد چه نیکو به تو لقب حر داده اند واقعا که آزاده ای
لذت بردیم .
از دوستان خواهش می کنم که این نامه رو تکثیر کنند، ما که داریم پخش می کنیم.
مــــــــــــــــــــــــــا بی شماریم…
به ابالفضل من نوکر این دلاورم.
عالی بود . چقدر خام بودند حکومتیان که تصور می کردند با دربند کشیدن آقای نوری زاد ، حق طلبی ایشون رو خاموش می کنند.
مرگ بر تبعیض مرگ بر بی عدالتی
اگر مقایسه باشه اولا علی بعد از پیغمبر خلیفه نشد و کسانی غصب کردند.2.کسی که امام بیشتر بهش اطمینان داشت اقای خامنه ای نبود.
اینجاش خیلی قشنگ و پر معنا بود:
“رهبر ما اما به یک سخن طلایی امام(ره) نیز موکّداً تاکید کرد. اینکه: میزان حال فعلی افراد است. و با همین سخن دیگران را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت داشتهباشد.”
البته به نظر من بهشت و جهنم فقط ملاک حال افراد نیست و خداوند کوچکترین مسائل را در طول زندگی افراد به حساب می آورد حتی به اندازه “دانه خردل”
وای خدای من
این مرد چقر بزرگه
خدایا می گن بعضی وقتا کارایی میکنیا !!!!!
آدم انقدر حقجو – اشتباهاتو میپذیره
حقا که حر زمانس …
نهج البلاغه ، نامه ها 14 : با آنها نجنگيد تا آنها پيشدستى كنند،چه اينكه شما بحمد الله(براى حقانيتخود)داراى حجت و دليل هستيد.و واگذاشتن شما تا آنها نبرد را شروع كنند اينحجت ديگرى استبه سود شما و بر زيان آنان.آنگاه كه باذن خدا آنان راشكست داديد فراريان را نكشيد،و ناتوانها را ضربت نزنيد!و مجروحان را بهقتل نرسانيد!با اذيت و آزار زنان را به هيجان نياوريد،گر چه آنها به شما دشنامدهند و متعرض آبروى شما گردند و به سرانتان بدگوئى كنند زيرا نيروى تحملآنها كمتر است و به همين دليل زودتر تحت تاثير واقع مىشوند و به هيجان مىآيند(در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم)به ما دستور داده شده بود كه دست از آزار آنها برداريم بااينكه مشرك بودند،و حتى در زمان جاهليت اگر مردى دستبه روى زنى بلندمىكرد و سنگ كوچك يا چوبى به او ميزد همين باعث ننك او و فرزندان او مىشد. « این است منش حضرت علی ، اما دیدیم که اینها به معلولی مثل سعید حجاریان نیز رحم نکردند ، به زنان مسلمان رحم نکردند ، در خیابانها زن و مرد و پیر و جوان را کتک زدند ، چطور جرات کرده رفتار خود را با حضرت علی قیاس میکنند ؟ »
کجا بودند این مردان مرد که ما تا دیروز آنها را نمیشناختیم . اگر غلبه تاریکی نبود ما این نورها را نمی دیدیم . در هر کار خداوند حکمتی نهفته است .
اندکی صبر سحر نزدیک است
فقط می تونم بگم مردی و بزرگ! مردی و بزرگ!
ای حسینـــــــــــی مسلکــــــان یــــاران خــامــوش امـــام ، تــــا شمــــا بــودیــــد هــر شــب کــربـــلایی داشتیــــــم…………از طرف یک بسیجی سبز شده
قدمت به روی چشم تمام سبز ها ای بسیجی تازه سبز شده .سبز میمانیم تا ابد حق بر باطل پیروز است
اي كاش به جاي زير اب زدن رهبر و دولت اقاي نوري زاد به فكر رشد و اعتلاي ايران بود و اين همه شبهه و شك و تفرقه ايجاد نمي كرد …
درود به آنان که با قلم رهایی خلق را به چشم جهانیان پدیدار میکنند
عجیب روزگاریست …
یک مدت می گفتند ضد ولایت فقیه ، ضد ولایت فقیه ،
یک مدت هم می گفتند منافق ، منافق ،
یک مدت دیگر دشمن ، دشمن می کردند ،
حالا هم که سکسکه ی فتنه و سران فتنه گرفتتشان ،
هی مرگ فرستادند و خط و نشان کشیدند برای این و آن ،
حرمت شکستند ، هتاکی کردند ، پرده ی حیا دریدند ، فحاشی و عربده کشی کارشان شد ،
خلاصه
همه این ها گذشت و می گذرد اما
همچنان خدایی هست که مکرشان را به خودشان بازگرداند و رو سیاه عالم و آدمشان کند …
کاش ایمان می آوردند آنها هم که به اباعبدالله در روز عاشورا تاختند همه مسلمان بودند ، کاش ..
بگذریم
ولله خیر الماکرین
سلام
در جواب سحر خانوم بايد بگم كه خدا آنهايي را مرگ بدهيد كه پشت دين فساد ميكنند به نام دين ميكشند و يزيد وارانه جوانان را به خاك و خون ميكشند . طوري حرف ميزنيد انگار اتفاقي نيفتاده است. اون شهارهاي مسخره ي شما كه پر از بي احترامي بود كه نواده ي روح الله سيد حسن نصرالله . بعد ميگن چرا شعار ميديد نه غزه نه لبنان جانم فدا ي ايران. شما به نوه ي امام هم رحم نكرديد و سيد حسن نصرالله را نواده ي امام ميدانيد و آنگ.نه شعار هاي پليدانه ي خود را سر ميدهيد. آن رئس جمهوري كه ادب ندارد و به همه فحش ميدهد و زمان را براي سخنراني به درازا ميكشاند تا مبادا سيد حسن خميني عزيز كلامي بگويد كه مردم ديگري كه هنوز چهره ي واقعي اورانديدند به واسطه ي سخنان حكيمانه ي سيد بزرگوار چهره ي دروغ و ريا و تزوير و ننگين احمدي نژاد را مشاهده كنند. آنان كه خود را علي ميخوانند و ذره اي كاش نهج البلاغه را نيز ميخواندند ( البته نه با تفسير به راي خود ) كه پي ببرند علي ( ع ) تفاوتي ميان مسلمانان و يهوديان قائل نميشد و حتي به اون زن يهودي كه خلخال از پايش كشيدند چگونه گريست . اين است امام علي ما كه شما خود را جاي او ميگذاريد. شما كه حتي به خاطر شهادت عده ي در روز عاشورا به جاي برخورد كردن با عوامل كودتاگران به تمجيد آنان برخواستيد آيا اين است سيره ي پيامبران ما آيا اين است آنچه امامان ما گفته اند آيا اين است آنچه امام خميني ( ره ) گفته بودند براستي كه قوم بني اميه و يزيدي كه آن گستاخي را در حضور زينب ( س ) كرد امروز بدتر از آن روز تجديد حيات يافتند و خود را آشكار ساختند. باز در آن زمان زينب ( س ) توناست در مقابل يزيد سخن بگويدو رنج نامه ي خود را خطاب به مردم بني اميه بگويد اما وا اسفا كه امروز حق يك نظر و مخالفت و انتقاد را هم نداريم كه اگر بگوييم ميشويم فتنه گر و مخالف نظام و اجنبي و …… آخر سر هم در زندان پذيرايي از نوع صهيونستي ميكنند و ميگويند بلي اين است آنچه ما ميگوييم .
و كلامي ديگر آنكه امامان ما بارها گفته اند حتي به دشمن خود هم ناسزا و نسبت بد ندهيد و چه بسا دشمن فاسدي چون رژيم صهيونستي را بگوييم مثل سگ دروغ ميگويند كه نه تنها بر خلاف فرمايشات ائمه اطهار رفتار كرده ايم بلكه به مخلوق خداوند كه سگ هست بي احترامي كرده ايم يعني آنجه سگ دروغ ميگويد حال سوال اين است آيا سگ عقل دارد كه بخواهد دروغ بگويد؟ اين انساها هستند كه عقل دارند و دروغ ميگويند وگر نه سگ وفايش زبان زد است.
اميدوارم كه نظرم را چاپ كنيد.
درود بر جرات و شهامت این مرد.
هنوز مردانی چون نوری زاد هستند تا اميد ما هم پايدار بشد.
قربان شجاعتت محمد نوری زاد عزیز. اسم مقدس تو یعنی شرف . درود بر شرافتت
با سلام
آيا آنگونه كه مهندس ميرحسين موسوي فرمودند كه نظرات جنبش سبز براي ما با اهميت است و آزادي بيان حق مسلم ما ايرانيان است پس گونه است كه با وجود 416 نظر تا به اين لحظه تنها 20 يا 30 مورد از نظرات را پخش كرديد؟ با درنظر گرفتن اين موضوع كه شايد برخي از نظرات حاوي كلمات ركيك باشد اما آيا همه ي 416 نظر داراي كلمات تحريك كننده ه و ركيك هستند؟اگر آري پس خواهشا توضيح بدهيد اگر خير كه اين رفتار شما عين نداشتن آزادي بيان است و جاي بسي تاسف است كه نظر ميدهيم چه بسا مانند اين آقايان كه ميگويند بايد نر شما عين فكر ما باشد تا نظرتان وارد باشد شما هم همين تفكر را داريد و گرنه چه معني دارد كه 416 نظر بدهند تنها 20 يا 30 مورد پخش شود. لطفا اطلاع رساني نماييد چرا كه اگر هدف اسلامي داريد پاسخ ندادن به نظر خوانندگان عين بي احترامي است .
کلمه: با سپاس از نقد و نظر شما دوست گرامی جدای ازاینکه قبلا اطلاع داده بودیم در چند روز اولیه افتتاح سایت جدید با اختالالات احتمالی مواجه خواهیم شد اما 460 نظر برای این خبر نیامده است . احتمالا خبر دیگری منظور نظر شما دوست بزرگوار بوده.
خدا شما رو حفظ کنه
درود بر میثم تمار زمانه که در زندان ظالمان بازهم فریاد می زند نمی دانم تو را حر بنامم یا میثم تمار ولی هر چه هستی قبول می کنم مثل تو کم پیدا می شود. مادر و پدرهای زیادی هستند که دوست داشتند فرزندی چون تو داشته باشند امروز اایران به چون تویی بر خود می بالد تو شیری هستی که ظاهرا روبهان تو را اسیر کرده اند ولی از غرش های تو جرات خوابیدن ندارند. خدا خیرت بدهد مرد
هیچی نمیشه گفت فقط درود جناب نوری زاد
حیف خون برادر من و امسال آنها
من برادر شهیدم
با چشمی گریان ، به این همه رشادت ، بزرگی وحقگویی این مرد بزرگ تعظیم می کنم !
واقعا آفرین بر تو ای نوریزاد گرامی ,چه زیبا گفتی واقعا آن علی کجا و این علی کجا. حیف اسم علی بر روی همچین آدمی
آفرین به قلم حقت . دقیقا لحظه ای که باید انتخاب میکردی انتخاب خودت رو کردی و بر حق ایستادی .در جواب کسانی که میگن نوری زاد منافقه !اگر این مرد منافق بود باید پاچه خواری رییس دولت … رو میکرد تا ارتقا بگیره و به جاهای بالاتر برسه نه اینکه نامه بنویسه و زندان بره و شکنجه بشه و باز هم بر عقایدش وایسته .هنوز معنی منافق رو هم نمیدونید و این کلمه رو به کار میبرید .
merci jenabe norizad berasti ke azadehyi vaghee hastin
متن بسیار زیباست ، حرف دل ماست که عدالت و انسانیت کجا ست؟؟!!
سید حسن بزرگوار
خون امام در رگهای تو جاری است.
تو را به جان مادرت فاطمه ساکت ننشین.
از حق مردم دفاع کن.
سلام و رحمت خدا بر همه آزاد مردان:جناب نوریزاد, آرزوی من در وهله اول آزادی همه زندانیان سیاسی می باشد. من همیشه با خودم میاندیشم که باید این نامه های شما را با آب طلا نوشت و خیلی از مطالب شما را باید جز فرامین حکومت داری به مرحله اجرا کگذاشت.جناب نوریزاد من رزمنده سالهای جنگم و از 14 سالگی برای وطنم جنگیدم و در فاو شیمیایی شدم و در شلمچه 34 تا ترکش خوردم و خدا میداند هیچ پرونده ای و یک ریال هم از جای بابت جانبازی و … دریافت نکرده ام.امروز هم استاد دانشگاه در خارج از ایران میباشم . همیشه ایرانی هستم و به آن افتخار میکنم.من سبزم و مسلمان و آرزوی ام این است که به وعده الهی برسیم ومیدانم و یقین دارم که پیروزی از آن ماست و بساط این نفاق از چهره احمدی نژاد و … برداشته خواهد شد.
خدایا ! معبودا ! نوریزاد عزیز را به تو سپرده ام و از تو میخواهم که با سلامت او را به ما برگردانی.آمین
یا علی
سید حسن
وقت ان رسیده اسراری که سالهاست در سینه داری با صدای بلند افشا کنی.
ما حمایتت می کنیم.
یا علی مدد
به نام خدا
سلام
خدا بیامرزه مرحوم آقای خمینی را ! اینطوری هایی که آقای نوری زاد فرمودند هم نبود. به هر حال این تحریفاتی که صدا و سیما میگوید شامل بسیاری از مباحث فکری آقایان فعلی و برخی از ” سخنان آقای خمینی ” است. به هر حال دلیلی نیست که آقای خمینی هم معصوم بوده باشد و در آنجائی که امیرمومنان میفرماید فرزندان خود را برای زمانی دیگر تربیت کنید چرا که آنها به زمان دیگری تعلق دارند .( عین عبارت حضرت امیر مومنان نیست ولی عطف به موضوع است ) به حقیقت به این نکته اشاره دارد که سخنان آن فرد معصوم هم “” ممکن “” است و احتمال این امکان هم بالاست که آن سخنان شامل زمان شود آقای خمینی که جای خود دارد.
دست مريزاد آقاي نوري زاد. خدا پشت و پناهت
همه با هم دعا کنیم که نوری زاد رو زنده بگذارند. لیاقت رهبری داره این مرد.
نظر و رفتار بسیاری از همراهان و رهبران در اوایل انقلاب متحول شده است. از جمله مرحوم آیه الله منتظری و آیه الله طاهری و دیکران. لذا ارجاع به گفته های آیه الله خمینی 30 سال پیش نمیتواند زیاد ملاک باشد چون او هم قطعا اگر میبود تغییر میکرد. چیزی که روشن است این است که اکر آیه الله خمینی زنده میبود هیچوقت کسانی چون احمدی نژاد و مصباح و لاریجانی نمیتوانستند اینطور میدانداری کنند.
درود بر این همه آزادگی و آزاد اندیشی!
نامه های نوری زاد بهترین تحلیل از وضعیت جامعه است.
کاش این نامه ها را آنان که باید، می خواندند.
سلام بر ازاد مردانی چون نوریزاد بمان و بدان حق بر باطل بیروز است خداوند نگهدارتان
محمد نوریزاد ! خیلی خوشحالم که زنده بودم و دیدم که مردانی چون تو هنوز هستند! شاید اگر چند سال قبل کسی می گفت باورش سخت بود. روی حر را سفید کردی! حتی بودن باتو در روی زمین افتخار است.