سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه ای به سید حسن خمینی و سیادت سیلی خورده اش...
» نامه محمد نوری زاد از اوین به سید حسن خمینی

نامه ای به سید حسن خمینی و سیادت سیلی خورده اش

چکیده :سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه‌ی خود باید آب بر آتش فتنه‌ی رئیس‌جمهور و دارودسته‌ی او می‌افشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛ که یعنی ما تنها زمانی می‌توانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر...


کلمه: محمد نوری زاد در نامه ای به سید حسن خمینی به هتک حرمت ایشان واکنش نشان داد. این آزاده در بند با در خواست از سید حسن خمینی مبنی بر صبوری و مقاومت نامه حضرت امام رایاد آور شد که توصیه فرموده بود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت داده‌شود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند و آنرا با وضعیت امروز مجلس صدا و سیما و منابر و تریبون‌های رسمی مقایسه کرد که چگونه با عملکرد خود به آن توصیه‌ی امام، لبخند می‌زنند. متن نامه محمد نوری زاد که در اختیار “کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:

`

بسم الله الرحمن الرحیم

به سید حسن خمینی عزیز و سیادت سیلی‌خورده‌اش

سید عزیز، رفتاری که با تو بر سر مزار جدت امام خمینی(ره) صورت گرفت، تقاص بدیهی رفتار خود ماست با مردمان بی‌پناهمان. ما به مردمی که از ظلم، از فساد، از پلیدی و تبعیض به تنگ‌آمده‌بودند، وعده دادیم که: اگر به نظام اسلامی ما، “آری” بگویید، ما افق‌های روشنی از آزادی و درستی و ایمان و عدل را به روی شما خواهیم گشود و کاستی‌های تاریخی شما را مرتفع خواهیم ساخت. به آنان وعده دادیم که: اگر به نظام پیشنهادی ما “آری” بگویید، عدل را از حوزه‌ی فهم و حکومت علی(ع) به ساحت زندگی شما خواهیم آورد. و لذت رفتار او با خویشان و غریبگان را به شما خواهیم چشاند. گفتیم: مگر نه اینکه رژیم شاه و رژیم‌های گذشته، قدر شما را ندانستند؟ حال، این “ما” که قدر شما را نیک می‌دانیم. ما شما را بر بلندای کرامت و شرافت انسانی می‌نشانیم و خستگی جهل تاریخی را از تن و فهم شما به در می‌کنیم. ما آمده‌ایم که هویت سیلی‌خورده و تحقیر‌شده‌ی شما را از قهقرا به‌درآوریم و قامت خمیده‌ی شخصیت ملی و مذهبی شما را استقامت بخشیم. اگر در حکومت پهلوی، از هزار فامیل و حاکمیت و غارت آنان در رنج بوده‌اید، ما با اعتنا به آموزه‌های دینی، و آهن گداخته‌ای که علی به صورت برادرش عقیل نزدیک کرد، ریشه‌ی فسادهای خویشاوندی و رفاقت‌های پولی و رانت‌های فرصت‌روب را از سرزمین خود بیرون خواهیم کشید. تجلی یک حکومت ناب و مردمی را به جهانیان نشان خواهیم داد. کاری خواهیم کرد که مردم از سراسر جهان به تماشای عدل و عقل و نظم و رشد ما شتاب کنند.

بله سید عزیز؛ به مردم تحقیرشده‌ی خود گفتیم: اگر ما را بپذیرید، کاری خواهیم کرد که کمونیست‌ها و سایر نحله‌های فکری در دانشگاه‌ها کرسی تدریس داشته باشند. تو گرچه به یاد نداری، اما ما تمام این وعده‌های تمام‌نشدنی را در سفره‌ی آرزوها و باور مردم گذاردیم و به برق همین وعده‌ها از آنان “آری” گرفتیم.

سید عزیز، ما برای اخذ آری از مردم، همه‌ی اعتبار تاریخی و دینی خود را به صحنه آوردیم. مردم ما را باور کردند. و به ما “آری” گفتند. از چریک و توده‌ای و ملی‌گرا، تا مجاهد و مسلمان و ذوب‌شدگان در تشیع. از سنی و یهودی و مسیحی و زردشتی، تا همه‌ی آنانی که می‌خواستند “انسان” باشند. ما با همان وعده‌های چشم‌نواز و شوق‌آفرین، مردم خود را به عقد معامله‌ای فراخواندیم که یک سمتش ما بودیم و سمت دیگرش آنان. موضوع مورد معامله هم همین افق‌های ناب بود. معامله خیلی زود جوش خورد؛ چراکه مردم، جدّ بزرگوار شما را و مردان برجسته‌ای چون مطهری و طالقانی و منتظری و بهشتی را مردانی راستگو می‌دانستند؛ الحق نیز چنین بود. اینان در آزمون‌‌های سخت، امتحان خود را پس داده‌ و به باور عمیق مردم راه یافته‌بودند. اما، سید عزیز، معامله که انجام شد، دغلکاری‌های ما نیز شروع شد. و ما روز به روز و سال به سال، از موضوع آن قرارداد نورانی دور شدیم. مردم به‌خاطر وقوع جنگ، جنگ قدرت داخلی را تحمل کردند. اما جنگ که تمام شد، جنگ مسئولین با مردم شروع شد و این، کمال نامردمی بود. به‌نحوی که ما همان آزادی نیم‌بند زمان شاه را نیز از مردم خود سلب کردیم. با ایجاد چارچوب‌های خشک، مردم خود را به زحمت و نفرت انداختیم. گشایش‌های اجتماعی جایش را به سخت‌گیری‌های کودنانه‌ی ما داد. مردمی که باید از مدیریت ما به آن آرزوهای نورانی دست‌می‌یافتند، خودشان موضوع آوارهای روز به روز ما شدند.

سید عزیز، قبول کن که ما در آن معامله‌ی بزرگ، “غش” کردیم. قبول کن که ما مردم خود را فریفتیم. به جای هزار فامیل، گستره‌ای از غارت‌های لجام‌گسیخته را در آغوش گرفتیم. به افشاگری‌های عباس پالیزدار نگاه کن و ببین چه مردان برجسته‌ای، از مردان ایمانی، تا مردان حکومتی، دست به غارت اموال زده‌اند. این‌ها تنها گوشه‌ای از غارت بزرگان ماست. به مجلس نگاه کن؛ که چگونه با استقلال و قانون شوخی می‌کنیم! به دستگاه قضایی بنگر؛ آیا این بود آن عدالت معهود که امروزه در این دستگاه، دست‌به‌دست می‌شود؟ به دولت بنگر. قرار ما با مردم این بود؟

به‌همین دلیل است که می‌گویم آن سیلی‌ای که دارودسته‌ی رئیس‌جمهور زیر گوش تو زدند، بخشی از تقاص حقوق فراموش‌شده‌ی مردم بود. البته تو نگران آبروی خویش مباش؛ چراکه خدای آبروپرداز، تو را به‌زودی برخواهدکشید، و طراحان کودن آن فتنه را یه سیاهچال بی‌آبرویی درخواهدانداخت.

سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه‌ی خود باید آب بر آتش فتنه‌ی رئیس‌جمهور و دارودسته‌ی او می‌افشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛ که یعنی ما تنها زمانی می‌توانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر می‌زد؟

ما یک روز قرار بود شخصیت تحقیرشده‌ی مردم خود را ترمیم کنیم. امروز، مردم ما، یکی از تحقیرشدگان ملت‌های حاضر دنیایند. رهبر ما اما به یک سخن طلایی امام(ره) نیز موکّداً تاکید کرد. اینکه: میزان حال فعلی افراد است. و با همین سخن دیگران را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت داشته‌باشد. رهبر ما، بیست‌ویکی‌دوسال است که بعد از کوچ امام عزیز، رهبری جامعه‌ی ما را به عهده دارند و متاسفانه، چندی‌ست که از سیره و راه امام فاصله گرفته‌اند و آن معامله با مردم را به‌کلی از یاد برده‌اند. امروز اغلب اطرافیان و بازوهای اجرایی امام، از وضع موجود و نحوه‌ی رهبری ایشان ناراضی هستند. رهبری که باید درهمه‌حال، شان پدری خود را رعایت کند، مستقیم به جانبداری از فردی بی‌تعادل، پای به صحنه گذارده است. امام هرگز اجازه ندادند نهادهای تحت‌نظر رهبری، مثل شورای نگهبان و صداوسیما، به‌حمایت از کاندیدایی وارد عمل شوند. اما ایشان، دست همگانِ خود را در این حمایت آشکار گشودند. امام دست و پای سپاه و نظامیان را از ورود به کارهای سیاسی و اقتصادی جمع کرد، و ایشان، سپاه و بسیج را، هم در مسائل سیاسی و هم در ورود به معاملات کلان اقتصادی بازگذارد و شتاب آنان را نیز امضا فرمود. در زمان امام، دستگاه قضایی و قاضی مستقل بودند و امروز، آلت دست بزرگترها و بویژه مرعوب ماموران وزارت اطلاعات شده‌اند. در زمان امام، کجا یک رئیس‌جمهور ثروت مردم را غارت می‌کرد؟ امروز، اما میلیاردها پول گمشده، به شوخی گرفته‌می‌شود.

خلاصه سید عزیز، سخن در این خصوص، فراوان است. سرت سلامت و پشتت به رحمت و لطف خدا گرم. ما به تو و آینده امید فراوان داریم. مبادا از صحنه به‌در روی؟

یادمان نرفته آن نامه‌ی شریف امام، که توصیه فرمود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت داده‌شود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند. شما خود، مجلس امروز را، صدا و سیما را، و همه‌ی منبرها و تریبون‌های رسمی را تماشا کن که چگونه به آن توصیه‌ی امام، لبخند می‌زنند. لبخندی که می‌توان ذات کرامت و حق و انصاف را در اعماق اصطبل‌گون رویه‌های نادرست آن تماشا کرد.

در فرمان معروف هشت‌ماده‌ای، امام به یک ضرورت اخلاقی نافذ تاکید می‌ورزند؛ این‌که اگر درحین تعقیب نیروهای ضدانقلاب، در یک منزل، یا محل کار، یا هرجا، به مواردی غیراخلاقی برخوردید، حق پیگیری آن موارد را ندارید. اما امروز چه؟ پیشنهاد می‌کنم فیلم بازجویی از همسر سعید امامی را تماشا کنی تا به حال “فعلی” مامورانی که اسم خود را سربازان گمنام امام زمان گذارده‌اند، دست یابی. من پس از دیدن این فیلم از خود پرسیدم: اگر یک روز از تو می‌پرسیدند انقلاب اسلامی موردعلاقه‌ی تو یک روزی به جایی خواهد رسید که به اسم جمهوری‌اسلامی، از یک بانو، با چنین الفاظی بازجویی خواهد شد، ایا باز راضی به انقلاب و برچیدن رژیم شاه بودی؟ با اطمینان به خود پاسخ دادم: هرگز!

امروز، که حال فعلی ما و شما و رهبرمان است، رعایت اخلاق، و مسائل خصوصی مردم و حق و حقوق آنان، یک طنز سر گردنه است؛ حالا کرامت انسانی و خدا و پیغمبر و قرآن و دین خدا بماند!

سید عزیز، آیا داستان کهریزک، حال فعلی ما نیست؟ آیا مگر داغ ننگ چنین فضاحتی از پیشانی ما پاک خواهدشد؟

از نگاه امام، میزان رای مردم بود. امروزه اما میزان، اراده‌ی نیروهای انتظامی و ماموران امنیتی است. در تمام شئونات، از سیاست تا اقتصاد، تا مجلس و دولت و تا دستگاه قضایی، مردم آیا امروز در کجا حاکم‌اند؟

امام می‌فرمود مخالفین تا اسلحه به‌دست نگرفته‌اند، آزادند. حال فعلی امروز ما این‌گونه است که با حس و حالی معنادار، به آزادی مخالفین پوزخند می‌زنیم.

در زمان امام، مجلس از استقلال برخوردار بود. تنوع نمایندگان تماشایی بود، تنوعی که دیگر تکرار نشد. امروز اما مجلس خفیف ما، حتی از پیگیری مصوبات خود عاجز است، تا بلکه بتواند به خواست‌ها و توپ و تشرهای رئیس‌جمهور، به اسم همراهی و مصلحت نظام، شکلی قانونی دهد.

سید عزیز، قبول می‌کنی که راز ناسزاها و بی‌ادبی‌های آن روز، در اسائه‌ی ادبی‌ست که خود ما به ساحت حق مردم روا داشته‌ایم؟ روزگار ما در فردا و فرداها، اسف‌بارتر از این خواهد بود. وقتی یک “بی‌تربیتی” فرصت ابراز پیدا می‌کند، همین بی‌تربیتی می‌تواند در فردای خود ما، مطالبات گستاخانه و بی‌ادبانه‌ای داشته باشد. دیروز، این بی‌تربیتی به سمت تو احاله داده‌شد، اما فردا، همین بی‌تربیتی از دامان خودشان خواهدآویخت؛ چراکه بی‌تربیتی سامان‌پذیر نیست. مگر شعبان‌ بی‌مخ‌ها را می‌شود در چارچوبی جای داد و انتظار تحرک در همان محدوده را داشت؟

سید عزیز، خداوند تورا و آبروی تو را برخواهد کشید، و به‌همین نسبت، بار سنگینی امانتی بر شانه‌های تو واخواهدنهاد. خودت را برای روزهای گدازنده‌تر مهیا کن. تو، نور چشمی. مباد که من، فراتر از فهمی که باتوست، تنها به نسبت تو با امام چشم داشته باشم. فردا با تو، و با مردمانی‌ است که خواهان حق و حقیقت‌اند و از پلیدی و زشتی بیزارند.

با احترام و ادب- محمد نوری زاد- زندان اوین


195 پاسخ به “نامه ای به سید حسن خمینی و سیادت سیلی خورده اش”

  1. ی گفت:

    به هر حال این انقلاب است که بچه هاشو می خوره البته که خیلی خوشمزه نیست…

  2. محسن گفت:

    اشک امانم نمي‌دهد از شجاعت و مردانگي تو، اي نوري‌زادِ عزيز که حقّاً زاده‌ي نوري.

    • زهرا گفت:

      من هم خیلی اشک دیختم.
      بیاییم همه از سید حسن حمایت کنیم.
      یا علی

  3. صبر سبز گفت:

    بود آيا كه در ميكده ها بگشايند /گره از كار فرو بسته ما بگشايند/اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند/دل قوي دار كه از بهر خدا بگشايند

  4. سرباز میرحسین گفت:

    نمی دونم چی باید بگم
    در برابر این مرد بزرگ و ازاده، این حر زمانه، محمد نوری زاد، تنها باید سر تعظیم فرو آورد
    مردانگی را معنا کردی نوری زاد عزیزم
    خدای بزرگ و قدرتمند نگهدار و محافظ تو باشد

  5. ملت گفت:

    خداوند تو را پاینده و سلامت نگه دارد.

  6. یاشیل گفت:

    تو دیگر که هستی ای مرد بزرگ ای گمشده ی روزگار

  7. زنده باد سبز گفت:

    درود بر چنین مرد بزرگی‌ ،خدایا این مرد اگر اعتماد و یقین به تو نبود چگونه می‌توانست اینچنین برهنه و صادقانه سخن گوید،چگونه می‌توانست در زندان این ظالمان باشد و چنین بر حق سخن گوید درود بر این مرد ،نوری زاد عزیز تو باعث افتخار و سربلندی ما هستی‌ ،به امید آنکه نوری زاد‌ها همچون نوری زاد بر خیزند و از حق ،خون شهدایمان ،آرمان‌های انقلابمان که به دست نا اهلان افتاده است دفاع کنند،درود بر سید حسن خمینی یادگار شایسته رهبر کبیر انقلابمان ،یا حسین میرحسین

  8. مجتبی گفت:

    لطفا برای تنویر افکار عمومی توضیح دهید این نامه ها چگونه از زندان خارج میشود ؟. اگر زندانیان تا این حد آزادند پس بعضی غلوها در مور د اوین دروغ است و اگر با مجوز سیستمهای امنیتی منتشر میشود چه هدفی را دنبال میکند ؟آیا فریبی در راه است؟

    • سبز گفت:

      آقا مجتبي ما بيشماريم!!!

    • سبز گفت:

      مجتبی عزیز انشااله که هیچ وقت گذرت به انجور جاها نخواهد افتاد . ولی از کسایی که رفتن بپرسی متوجه میشی اون داخل وقتی مواد مخدر و … از کوچه خیابون راحت تر پیدا میشه کاغذ و قلم که دیگه ….

    • ناشناس گفت:

      ایشون در حال حاضر در بند عمومی هستند و کافیه نامه رو به ملاقات کننده خودشون یا هم بندی هاشون بدن

    • mehri گفت:

      be nokte khobi eshare kardi…..

    • نگار گفت:

      من به شخصه فکر میکنم یکی از نگهبانان با ایشون همکاری میکنه.دوستان مطمئن باشید اگر این نامه ها دروغ بود تا حالا هزار بار تو بیست و سی تکذیب میشد
      سایت کلمه در جواب یکی از دوستان که سئوال شما را داشت نوشت که معذوریت وجود داره برای توضیح در مورد نحوه ارسال این نامه ها.
      یک سری دوستان هم راجع به “آزادی” در “زندان” اوین صحبت کردند !!
      یکی نیست بگه اینها اگه می خواستند آزادی بدند که دیگه اوین پر نمیشد!
      اونهم آزادی برای انتقاد از کسی که خودش رو حضرت علی زمانه میدونه! چه شوخی با مزه ای
       

    • شهرام امیری گفت:

      همون جوری که فیلم شهرام امیری از وسط آمریکا رسید دست برادران گمنام

  9. a گفت:

    چند روز است مسءولان عقیدتی سیاسی نیروهای مسلح در پادگانها بر علیه سید حسن خمینی سخنرانی میکنند. وای بر آنها که مثل ابوموسی هستند

  10. زارع گفت:

    آفرين به آزادگي اين مرد مومن. خدايا ! تو خود مداني آنچه را كه در قلب هاي مومنان مكتوم است.

  11. sabz گفت:

    سلام درود.
    بر حر زمان محمد نوری زاد عززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززیز

  12. نوید گفت:

    معرکه بود. مثل همیشه حرف دل ما را زد.

  13. سارا گفت:

    من ميخوام بدونم اگر نوشتن نامه به رهبري جرم است، نوشتن نامه ي سرگشاده به امام زمان جرمي دارد يا خير؟

  14. باقری گفت:

    خوب برای خودتون نوشابه باز میکنین برین مردم شما رو شناختند ودیگه به این نامه های مظلومانه توحهی ندارند مردم یک سید بزرگوار دارند آنهممقام معظم رهبری هستش والسلام

    • امیر حسین گفت:

      به جای اینکه سریع بییای این پایین ببینی ساندیس میدن یا نه بعدش هم یه چیز بگی 10 دقیقه رو هر نامه ی نوری زاد فکر میکردی میفهمیدی این پولی که داری میگیری حرومه! به خودت بیا

    • sabz گفت:

      salam bar horre zaman…ali bud aghaye nurizad…namehaye shoma ta abad mandegar ast…kash hakemiat befahmad chikar dare mikone ba mardomane sarzamine khodesh

    • ناشناس گفت:

      bozorgvariiii?!!!

    • ali000 گفت:

      اگه فکر میکنی دست ما رو شده اجازه راهپیمایی بدید ؟ چون مطمئنید باز حماسه 25 خرداد تکرار میشه میترسید مجوزبدید…

    • ندا گفت:

      ای داد بیداد! شما هم فیلتر شکن دارین؟!

  15. حسين 313 گفت:

    به خدا اگر رهبرمون لب تر كنه …….
    خيلي منافقيد

    • یاور میرحسین گفت:

      مثلا چکار می کنید؟؟؟ بدتر از این که کردید؟؟؟ کشتید و زدید بستید و افترا زدید و زندان کردید و تجاوز کردید و هیچ چیز هم به دست نیاورده اید .
      عوض این هوچی گریها گوشهاتون باز کنید و صدای آدمهایی رو که غریبه نیستند و منفعت مادی هم ندارند گوش دهید .آیا به واقع شما و یارنتان کسی را برابر با علی می (ع) دانند؟؟؟ پس مذهبتون مشکل داره .
      آیا قیام نظامی طلحه و زبیر برابر با نهیبهای از سر دلسوزی موسوی و کروبیست که این نظام دقت کن این نظام به سوی آنان و یاران و اقوامشان گلوله گشوده است؟؟؟
      آیا حکومتی که شکنجه گاهی را دایر می کند که درآن به ضرب و شتم و شکنجه جوانان پرداخته و با توهین های روحی و جنسی و جسمی خشم خود را خالی کرده و عقده های روانی خود را تخلیه می کنند و اصلا ککشان هم نمی گزد که آنهارا کشته اند را با حکومت عدل علی مقایسه می کنید که با وقاحت می گویند تنها دو سه نفر کشته شده اند و آنهم اهمیتی نداشت که اینهمه شلوغ کنند؟ مورچه در برابر جلال سلیمان ارزش داشت .انسان در برابر حکومت غیر معصومان ارزش نداشت؟؟؟
      به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا؟

    • من گفت:

      خاک بر سرمون که چون هیچ جوابی بر این همه ظلم و ستم امویانه نداریم اینطوری سرکش می شیم که “به خدا اگه….”چرا از خدا تنی ترسید؟فاین تذهبون؟؟؟

    • ناشناس گفت:

      نفاق در کلام پیغمبر با سه شرط بیان شده است. تو اگر مسلمانی بشمر که این بنده مسلم خدا به کدامیک گرفتار آمده است؟ حرمت شکنی خصلت بارز کسانیست که گوش چشم و دلشان مهر شده است

    • ناشناس گفت:

      بترسید از مردمی که غیر از خدا هیچ پناهی ندارند . امام علی (ع)

  16. سبز موسوي گفت:

    چقدر زيبا مينويسند آقاي نوريزاد! من از خواندن نامه هاي ايشان بسيار لذت مي برم. ايشان به خاطر گفتن چند کلام حق که حاکمان پاسخي منطقي براي آن نداشتند مورد غضب قرار گرفته اند.
    اميدوارم هر چه زودتر آزاد شوند.
    با آرزوي سلامتي براي ايشان

  17. خـانم گفت:

    شمـــا را بــه خــدا مشخــص کنیـــد ایـــن نــامــه هــا چگــونه بــه شمــا مـیرســد؟!
    آیــا بــرای جــواب دادن بـه ایــن سـؤال معذوریـــت داریـــد؟؟؟
    کلمه: بله معذوریت وجود دارد

    • بسیجی خمینی گفت:

      بگذارید من جواب بدهم ! من کارمندانی را می شناسم که در حساس ترین نقاط کار می کنند و وقتی با ما صحبت می کنند مثل مار به خودشان می پیچند و اظهار مخالفت و ناراحتی شدید می کنند ! کافی است به شما بگویم فقط از صندوق صدا و سیما که شما کارمندانشان را خائن می دانید از هشتصد رای هفتصد و پنجاه نفر به میر حسین رای دادند . این وضع در بقیه وزارتخانه ها شدیدتر بوده است . مثلا از کارمندان وزارت امور خارجه تقریبا همگی به میر حسین رای دادند . وزارت کشور و ارشاد همین طور ! در میان کارمندان زندانها و همین به ظاهر بازجوها آدم شریف بسیار است . مردم ایران مردم عاقلی هستند نمی توان به راحتی آنها را فریب داد . خیلی از کسانی که کامنت می گذارند و می خواهند بدانند این پیامها چگونه بیرون می رود هدفی جز این ندارند که اطلاعات بیشتری به دست بیاورند تا راه خروج را ببندند که البته منظور شما نیستید ، اما خیلی ها می خواهند یکی از آدمهای مطلع دهن لقی کند . حتی اگر شده گرایی بدهد !

  18. ایرانی گفت:

    حرف دل ملت بود .
    بسیار شجاعانه و واقع بینانه ؛ درست و حسابی …
    سید حسن عزیز قوی باش که آینده از آن ماست …

  19. رضا گفت:

    واقعا اگر انصاف داريد اين نظر را منتشر كنيد . واقعا اين آزادي نيست كه يك نفر با اين شدت نفرت از نظام وانقلاب در درون زندان نظام ميتواند اين چنين نامه هايي را بنويسد ؟ مرديد منتشر كنيد.
    رضا – خارج ازكشور

    • احمد گفت:

      بله عزیزم این کمال ازادیه!! ازادی نزدیک مطلق! فقط نگاه کن که این مرد از کجا داره این نامه رو می نویسه ؟ زندان؟ تو اصلا معنی ازادی رو می دونی؟ می دونی نوری زاد برای چی زندان شده. هر چی بدبختی داریم از دست نااگاهی و ساده لوحی خودمونه!! خدایا به داد ما برس

    • محمدحسین گفت:

      خیلی لطف میکنن که چنین آزادی بهمون می دن! معلوم نیست نامه هه چه سختی ای کشیده رسیده دست کلمه. ببین کلمه مردش بود و نظرتو منتشر کرد و اینو نمی گفتی هم می کرد. ولی تو ام مرد باش و جواب بده: تو یه کشور آزاد (حتی با فرض محال نفرت نوری زاد از انقلاب) اصولا چرا این آدم باید تو زندان باشه؟

    • دنيا گفت:

      آقا رضا هر زمان که این نامه ها در رسانه های به اصطلاح ملی منتشر شد میشه گفت آزادی وجود دارد. به نظر شما به این وضعیت میگن آزادی؟

    • سيد حسام گفت:

      رضا جان گويا از نظر شما آزادي خلاصه ميشه در نامه نوشتن توي زندان ! . شما كه خارج از كشوري ، ديگه بايد حد اقل هاي آزادي رو به طور ملموس بدوني . ميدوني واسه هر كلمه اي كه عليه نظام شبه مقدس رسما” بنويسي ، چه تاواني بايد بدي؟ ميدوني ؟

      ميدوني تو ايران كه داره ويران ميشه، گلوله پاسخ يك انتقاده ؟ مثل اينكه اخبار ايرانو نديدي كه چه جنايتايي عليه مردم كردن تا حالا.

    • فرهاد گفت:

      فعلا که جنابعالی در خارج از کشور (حالا با چه امتیازیاتی ) داری حالشو می بری !

    • سید سبز گفت:

      باب تو دیگه کی هستی ؟ نشستی اون ور آب و برا خودت عشق می کنی احتمالاً از اون مایه داراشم هستی اون وقت داری درباره ازادی تو ایران حرف می زنی . اگر از نظر خارجی ها نوشتن نامه ای در زندان آزادی مطلقه پس بیا و تو ایران خودمون تو زندان زندگی کن

  20. ناشناس گفت:

    زیبا بود
    زنده باد آزادی

  21. سرباز لر گفت:

    درود بر حر زمانه محمد نوریزاد
    شیر مادر حلالت که گپ دل مردمه ایطو ایزنی . قطارل پر وفشنگه ، تفنگل آماده جنگه . ککایل امروز روز جنگ ، سازش بیشتر مایه ننگه
    براداران لر

    • ناشناس گفت:

      درود بر سر باز لر که اینگونه احساس خود را بیان کرده

  22. k1 گفت:

    متاسفانه حذف کردن چهره های شاخص در انقلاب ما یک هدف و آرمان شده.حذف مطهری و فرزندش,بهشتی و فرزندانش,منتظری,
    هاشمی,سید حسن خمینی,کروبی,موسوی و …………(یارانشان)………………………..

  23. 22 khordad dobare sabz mishavim گفت:

    سلام بر شرف اهل قلم، حر زمان

  24. فرزند کاوه گفت:

    خیلی بزرگی مرد، نویسنده ای درد آشنا و بی نظیر
    تا آخر نامه آدم را میخکوب می کند

    شما همچون کاوه هستی
    آری پدر عزیزم پرچم های قلعه کاوه را شما بلند کردید
    فریدون هم می آید

  25. سمیه گفت:

    امروز به اسم حمایت از امام ، رهبر را مورد حمله قرار می دهید، فردا (که البته نخواهد آمد) اگر خیالتان از بابت رهبر راحت شود یقینا امام را مورد حمله قرار خواهید داد. این صفت روبه صفتانی مثل شماست.

    • محمد حسین گفت:

      لطفا به جای نوشابه باز کردن برای افراد، توضیح دهید کجای سخن آقای نوری زاد درباره رهبری ایراد دارد. ما انسانها قدرت فکر کردن داریم بانوی محترم. منتظر پاسخ شما یا همفکرانتان هستم.

    • بسیجی خمینی گفت:

      سمیه ؟ نخواهد آمد؟ زمانی که سمیه را می کشتند ، اجداد تو حتی نمی دانستند حجاز کدام طرف دنیاست و حالا نام تو سمیه است ! هزار جور دیگه را هم می بینی ! چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد ! خیالت راحت باشه الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم !

  26. یک جوان گفت:

    زنده باد انسان شجاع . آفرین بر شما که حرف دل 70 میلیون مردم رو زدی …

  27. امین گفت:

    معنی آزادگی…

  28. ناشناس گفت:

    خدایا نوری زاد را به تو سپرده ایم خودت … حفظش کن

  29. ف فذ گفت:

    سید حسن،میرحسین،کروبی،نوریزاد،و….همچون موسی نبی(ع) ذخایر الهی هستند در دربار فرعون، زیرا خداوند در هر زمان ذخایری دارد که بوسیله آنها حجت را بر ظالمین تمام می کند واین جزیی از سنت های لایتغیر الهی است. “اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد .اللهم العنهم جمیعا.

  30. z گفت:

    باقری: شوخی می کنی؟
    منظورتون از بزرگواری همون گلوله های تو سر وسینه مردمه؟!!!

  31. ندای ایران گفت:

    اینجاست که باید ایستاد ، دست بر سینه نهاد و سرود : ای ایران ای مرز پر گهر ، را با صدای بلند خواند .

  32. یلدا گفت:

    بسیار عالی بود…. آفرین به این ادبیات و آفرین به این شجاعت….

  33. سعید گفت:

    کیست که نداند منظور رهبر انقلاب از طلحه و زبیر کیست ؟!
    کیست که تصویر دلجویی رهبر معظم انقلاب از آقاسیدحسن را ندیده باشد ؟!
    کدام ناآگاهی است که قلم آقای نوری زاد او را مسحور نکند ؟!
    ….

  34. سبز سبز گفت:

    واقعا که نفست حقه . موفق باشید.

  35. سید گفت:

    درووود بی پایان

  36. zahra گفت:

    lمجتبي عزيز نهاد هاي زير نظر سازمان ملل مثل ديده باني حقوق بشر يا سازمان گزارش گران بدون مرز طبق قوانين بين الملي نمايندگان خودرا به زندانهاي رسمي مي فرستندو صندوق هايي براي دريافت نامه از زندانيان وجوددارد والبته محدوديت هاي زيادي هست كه باعث مي شود زندانيان سرشناستر جرات استفاده از اين امكان محدود را بكنند ضمنا در زندانهاي مخفي وغير رسمي تنها امكان خبر رساني ارتباط زندانيان با هم و رساندن دست به دست خبر است تا در نهايت شايد به همان طريق اطلاع رساني شود

  37. سبزینه گفت:

    این نوری زاد فقط بلده چرت و پرت بگه این که نامه یا درد دل نیست فقط مشتی حرفهای خاله زنکی هستش واقعا چند سال پیش این آدم کجا که خودش یک کسی بود برای خودش و حال فعلی اش کجا که از شنیدن اسمش به یاد قرض هام افتادم جمع کن بساط گریه و زاری را .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • بسیجی خمینی گفت:

      سبزینه جان ! گفته اند : ” آن یکی شیر است اندر بادیه ! وین یکی شیر است اندر بادیه ! آن یکی شیر است “کآدم” می خورد ! وآن یکی شیر است کآدم ” می خورد” ! شما چطور سبزی هستی ؟ سبز خال خال یشمی !؟

    • samog گفت:

      سلام.
      5 6 تا کامنت عین هم دارین. نکنه داداشین همتون؟!
      مرد مثل نوریزاد کیه؟ واقعا در تاریخ فرهنگی ایران جاودانه شدند ایشون.
      درود بر راه و تفکر نوریزاد

  38. ناشناس گفت:

    به امید ظهور امام زمان(عج) تاریشه ظلم کنده شود.پیروزی نزدیک است

  39. محمد.ت گفت:

    با سلام
    واقعا شجاع هستی،اگر اجازه میدادند این حرف هارا در تلویزیون بزنی هفتاد میلیون میریختن تو خیابون ها،سیدحسن خدایی زمانی باید صحبت کنه که مستمعمین حرم ومسئولین یاران امام و و وفاداران به امام خمینی باشند نه فرصت طلبانی نظیر نجاروزیر کشور و ….

  40. سبز یعنی استقامت تا بهار گفت:

    درود و صدهزار درود بر آزادگی ات ، درود بر تو که از زندان اینگونه سخن حق بر زبان میرانی ، زنده باد جنبش سبز و مردمان آزاده اش

  41. ali گفت:

    حقا که “نور” زاده ای. باقی بقایت

  42. ناشناس گفت:

    نوری زاد با این همه فهم و شجاعت برای ما یک اسطوره است. کاش تعداد بیشتری نوریزاد داشتیم

  43. یه سبز گفت:

    خیلی مردی نوریزاد !درود بر شرفت مرد.

  44. استقامت سبز گفت:

    دروووووووود بر هر چی سبزه

  45. علی از قم گفت:

    سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه‌ی خود باید آب بر آتش فتنه‌ی رئیس‌جمهور و دارودسته‌ی او می‌افشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛ که یعنی ما تنها زمانی می‌توانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر می‌زد؟

  46. سرباز سبز گفت:

    احسنت بر این شجاعت. باورکردنی نیست که در بندشان باشی و آنچه را که بیرونیان جرات گفتنش را ندارند به شیواترین بیان ذکر کنی.

  47. محمد گفت:

    برييد همتون حيا کنيد قدرت مگر چقدر شيرين است که کشور را داريد بر باد مي دهيد

    • محمد حسین گفت:

      دوست عزیز تو داری در باره یک نامه نظر می دهی، در این نامه خطابه ای را می بینیم که همراه با استدلال هایی شده است. اگر انتقاد روشنی به منطق یا صحت مطالب آن داری یا ایراد دیگری هست بگو. چرا شما مخالفان جنبش سبز اخیرا بدون منطق و ربط حرفهای کلی میزنید؟ قبلا بهتر استدلال می کردید. اگر آقای نوری زاد یا افراد دیگر اشتباه کرده اند دقیقا به اشتباه آنها اشاره کن.

    • بنده خدا گفت:

      آنقدر شیرین است که مردم را به خاطر آن می کشید. گیرم شما راست می گوئید که تقلبی در کار نبوده! ولی شما اسلحه کشیدید. شما به کوی حمله کردید. شما …. ولی تا حالا یک نفرتان هم محاکمه نشده دارید از بیت المال می چرید

  48. مرداد گفت:

    از نامه های قبلی خیلی بهتر بود و وقتی در مورد وعده های انقلاب که هیچ کدومش به انجام نرسید صحبت می کنه, نشون می ده چقدر واقع بین شده ایشون. لقب حر شاید خیلی مناسب ایشون باشه.

  49. سبز حسینی گفت:

    آفرین نوریزاد عزیز آفرین…کجا امام علی خود را به فردی نزدیک میدانست که مقابل میلیونها انسان با آبروی افراد بازی کند؟ کجا امام علی به نهادی بر آمده از بیت المال اجازه میداد مانع دفاع شخصی که به آبرویش توهین شده شود.کجا امام علی منتقدش را به سیاهچالهای با زندانبانهایی فارغ از خوی انسانی و ایمانی می انداخت.کجا امام علی اجازه گم شدن اینهمه پول بیت المال را میداد و از اهمال کسانی که باید ناظر این پولها باشند و حساب بکشند از تاراج دهنده اینها حمایت میکرد؟؟؟ کجا……علی آن شخص بود که بخاطر بیت المال عقیل را با گدازندگی آهن گداخته آشنا کرد…

    و آخر اینکه رهبر معهود انقلاب ما رهبری مذهبی بود مانند پدری ایمانی نه از جنس نهادهای امنیتی و نظامی که کارشان پرونده سازی و سیاه سازی شده..به قول میرحسین در آن مناظره تاریخی او و جنبش سبز آمدند تا این روحیه پرونده سازی و سیاه کردن مردم و دانشجویان و بقیه اقشار را از بین ببرند…

  50. علی گفت:

    آفرین به شجاعت و مردانگی آزادگی و کلام حق تو.
    خداوند تو را پاینده و سلامت نگه دارد