سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه ای به سید حسن خمینی و سیادت سیلی خورده اش...
» نامه محمد نوری زاد از اوین به سید حسن خمینی

نامه ای به سید حسن خمینی و سیادت سیلی خورده اش

چکیده :سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه‌ی خود باید آب بر آتش فتنه‌ی رئیس‌جمهور و دارودسته‌ی او می‌افشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛ که یعنی ما تنها زمانی می‌توانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر...


کلمه: محمد نوری زاد در نامه ای به سید حسن خمینی به هتک حرمت ایشان واکنش نشان داد. این آزاده در بند با در خواست از سید حسن خمینی مبنی بر صبوری و مقاومت نامه حضرت امام رایاد آور شد که توصیه فرموده بود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت داده‌شود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند و آنرا با وضعیت امروز مجلس صدا و سیما و منابر و تریبون‌های رسمی مقایسه کرد که چگونه با عملکرد خود به آن توصیه‌ی امام، لبخند می‌زنند. متن نامه محمد نوری زاد که در اختیار “کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:

`

بسم الله الرحمن الرحیم

به سید حسن خمینی عزیز و سیادت سیلی‌خورده‌اش

سید عزیز، رفتاری که با تو بر سر مزار جدت امام خمینی(ره) صورت گرفت، تقاص بدیهی رفتار خود ماست با مردمان بی‌پناهمان. ما به مردمی که از ظلم، از فساد، از پلیدی و تبعیض به تنگ‌آمده‌بودند، وعده دادیم که: اگر به نظام اسلامی ما، “آری” بگویید، ما افق‌های روشنی از آزادی و درستی و ایمان و عدل را به روی شما خواهیم گشود و کاستی‌های تاریخی شما را مرتفع خواهیم ساخت. به آنان وعده دادیم که: اگر به نظام پیشنهادی ما “آری” بگویید، عدل را از حوزه‌ی فهم و حکومت علی(ع) به ساحت زندگی شما خواهیم آورد. و لذت رفتار او با خویشان و غریبگان را به شما خواهیم چشاند. گفتیم: مگر نه اینکه رژیم شاه و رژیم‌های گذشته، قدر شما را ندانستند؟ حال، این “ما” که قدر شما را نیک می‌دانیم. ما شما را بر بلندای کرامت و شرافت انسانی می‌نشانیم و خستگی جهل تاریخی را از تن و فهم شما به در می‌کنیم. ما آمده‌ایم که هویت سیلی‌خورده و تحقیر‌شده‌ی شما را از قهقرا به‌درآوریم و قامت خمیده‌ی شخصیت ملی و مذهبی شما را استقامت بخشیم. اگر در حکومت پهلوی، از هزار فامیل و حاکمیت و غارت آنان در رنج بوده‌اید، ما با اعتنا به آموزه‌های دینی، و آهن گداخته‌ای که علی به صورت برادرش عقیل نزدیک کرد، ریشه‌ی فسادهای خویشاوندی و رفاقت‌های پولی و رانت‌های فرصت‌روب را از سرزمین خود بیرون خواهیم کشید. تجلی یک حکومت ناب و مردمی را به جهانیان نشان خواهیم داد. کاری خواهیم کرد که مردم از سراسر جهان به تماشای عدل و عقل و نظم و رشد ما شتاب کنند.

بله سید عزیز؛ به مردم تحقیرشده‌ی خود گفتیم: اگر ما را بپذیرید، کاری خواهیم کرد که کمونیست‌ها و سایر نحله‌های فکری در دانشگاه‌ها کرسی تدریس داشته باشند. تو گرچه به یاد نداری، اما ما تمام این وعده‌های تمام‌نشدنی را در سفره‌ی آرزوها و باور مردم گذاردیم و به برق همین وعده‌ها از آنان “آری” گرفتیم.

سید عزیز، ما برای اخذ آری از مردم، همه‌ی اعتبار تاریخی و دینی خود را به صحنه آوردیم. مردم ما را باور کردند. و به ما “آری” گفتند. از چریک و توده‌ای و ملی‌گرا، تا مجاهد و مسلمان و ذوب‌شدگان در تشیع. از سنی و یهودی و مسیحی و زردشتی، تا همه‌ی آنانی که می‌خواستند “انسان” باشند. ما با همان وعده‌های چشم‌نواز و شوق‌آفرین، مردم خود را به عقد معامله‌ای فراخواندیم که یک سمتش ما بودیم و سمت دیگرش آنان. موضوع مورد معامله هم همین افق‌های ناب بود. معامله خیلی زود جوش خورد؛ چراکه مردم، جدّ بزرگوار شما را و مردان برجسته‌ای چون مطهری و طالقانی و منتظری و بهشتی را مردانی راستگو می‌دانستند؛ الحق نیز چنین بود. اینان در آزمون‌‌های سخت، امتحان خود را پس داده‌ و به باور عمیق مردم راه یافته‌بودند. اما، سید عزیز، معامله که انجام شد، دغلکاری‌های ما نیز شروع شد. و ما روز به روز و سال به سال، از موضوع آن قرارداد نورانی دور شدیم. مردم به‌خاطر وقوع جنگ، جنگ قدرت داخلی را تحمل کردند. اما جنگ که تمام شد، جنگ مسئولین با مردم شروع شد و این، کمال نامردمی بود. به‌نحوی که ما همان آزادی نیم‌بند زمان شاه را نیز از مردم خود سلب کردیم. با ایجاد چارچوب‌های خشک، مردم خود را به زحمت و نفرت انداختیم. گشایش‌های اجتماعی جایش را به سخت‌گیری‌های کودنانه‌ی ما داد. مردمی که باید از مدیریت ما به آن آرزوهای نورانی دست‌می‌یافتند، خودشان موضوع آوارهای روز به روز ما شدند.

سید عزیز، قبول کن که ما در آن معامله‌ی بزرگ، “غش” کردیم. قبول کن که ما مردم خود را فریفتیم. به جای هزار فامیل، گستره‌ای از غارت‌های لجام‌گسیخته را در آغوش گرفتیم. به افشاگری‌های عباس پالیزدار نگاه کن و ببین چه مردان برجسته‌ای، از مردان ایمانی، تا مردان حکومتی، دست به غارت اموال زده‌اند. این‌ها تنها گوشه‌ای از غارت بزرگان ماست. به مجلس نگاه کن؛ که چگونه با استقلال و قانون شوخی می‌کنیم! به دستگاه قضایی بنگر؛ آیا این بود آن عدالت معهود که امروزه در این دستگاه، دست‌به‌دست می‌شود؟ به دولت بنگر. قرار ما با مردم این بود؟

به‌همین دلیل است که می‌گویم آن سیلی‌ای که دارودسته‌ی رئیس‌جمهور زیر گوش تو زدند، بخشی از تقاص حقوق فراموش‌شده‌ی مردم بود. البته تو نگران آبروی خویش مباش؛ چراکه خدای آبروپرداز، تو را به‌زودی برخواهدکشید، و طراحان کودن آن فتنه را یه سیاهچال بی‌آبرویی درخواهدانداخت.

سید عزیز، در آن روز نامبارک چهاردهم خرداد، در کنار مزار جدّت خمینی(ره)، رهبر ما نیز، نیک سخن نگفت. او با سخنان پدرانه‌ی خود باید آب بر آتش فتنه‌ی رئیس‌جمهور و دارودسته‌ی او می‌افشاند. اما سخنان رهبرمان، متاسفانه، آن آتش فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از طلحه و زبیر گفت و مستقیم و بدون تخفیف، خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛ که یعنی ما تنها زمانی می‌توانیم دیگران را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که رفتارمان، نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد. علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر می‌زد؟

ما یک روز قرار بود شخصیت تحقیرشده‌ی مردم خود را ترمیم کنیم. امروز، مردم ما، یکی از تحقیرشدگان ملت‌های حاضر دنیایند. رهبر ما اما به یک سخن طلایی امام(ره) نیز موکّداً تاکید کرد. اینکه: میزان حال فعلی افراد است. و با همین سخن دیگران را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت داشته‌باشد. رهبر ما، بیست‌ویکی‌دوسال است که بعد از کوچ امام عزیز، رهبری جامعه‌ی ما را به عهده دارند و متاسفانه، چندی‌ست که از سیره و راه امام فاصله گرفته‌اند و آن معامله با مردم را به‌کلی از یاد برده‌اند. امروز اغلب اطرافیان و بازوهای اجرایی امام، از وضع موجود و نحوه‌ی رهبری ایشان ناراضی هستند. رهبری که باید درهمه‌حال، شان پدری خود را رعایت کند، مستقیم به جانبداری از فردی بی‌تعادل، پای به صحنه گذارده است. امام هرگز اجازه ندادند نهادهای تحت‌نظر رهبری، مثل شورای نگهبان و صداوسیما، به‌حمایت از کاندیدایی وارد عمل شوند. اما ایشان، دست همگانِ خود را در این حمایت آشکار گشودند. امام دست و پای سپاه و نظامیان را از ورود به کارهای سیاسی و اقتصادی جمع کرد، و ایشان، سپاه و بسیج را، هم در مسائل سیاسی و هم در ورود به معاملات کلان اقتصادی بازگذارد و شتاب آنان را نیز امضا فرمود. در زمان امام، دستگاه قضایی و قاضی مستقل بودند و امروز، آلت دست بزرگترها و بویژه مرعوب ماموران وزارت اطلاعات شده‌اند. در زمان امام، کجا یک رئیس‌جمهور ثروت مردم را غارت می‌کرد؟ امروز، اما میلیاردها پول گمشده، به شوخی گرفته‌می‌شود.

خلاصه سید عزیز، سخن در این خصوص، فراوان است. سرت سلامت و پشتت به رحمت و لطف خدا گرم. ما به تو و آینده امید فراوان داریم. مبادا از صحنه به‌در روی؟

یادمان نرفته آن نامه‌ی شریف امام، که توصیه فرمود اگر از تریبون مجلس به کسی توهین شد، باید به وی فرصت داده‌شود تا درپشت همان تریبون، از خودش دفاع کند. شما خود، مجلس امروز را، صدا و سیما را، و همه‌ی منبرها و تریبون‌های رسمی را تماشا کن که چگونه به آن توصیه‌ی امام، لبخند می‌زنند. لبخندی که می‌توان ذات کرامت و حق و انصاف را در اعماق اصطبل‌گون رویه‌های نادرست آن تماشا کرد.

در فرمان معروف هشت‌ماده‌ای، امام به یک ضرورت اخلاقی نافذ تاکید می‌ورزند؛ این‌که اگر درحین تعقیب نیروهای ضدانقلاب، در یک منزل، یا محل کار، یا هرجا، به مواردی غیراخلاقی برخوردید، حق پیگیری آن موارد را ندارید. اما امروز چه؟ پیشنهاد می‌کنم فیلم بازجویی از همسر سعید امامی را تماشا کنی تا به حال “فعلی” مامورانی که اسم خود را سربازان گمنام امام زمان گذارده‌اند، دست یابی. من پس از دیدن این فیلم از خود پرسیدم: اگر یک روز از تو می‌پرسیدند انقلاب اسلامی موردعلاقه‌ی تو یک روزی به جایی خواهد رسید که به اسم جمهوری‌اسلامی، از یک بانو، با چنین الفاظی بازجویی خواهد شد، ایا باز راضی به انقلاب و برچیدن رژیم شاه بودی؟ با اطمینان به خود پاسخ دادم: هرگز!

امروز، که حال فعلی ما و شما و رهبرمان است، رعایت اخلاق، و مسائل خصوصی مردم و حق و حقوق آنان، یک طنز سر گردنه است؛ حالا کرامت انسانی و خدا و پیغمبر و قرآن و دین خدا بماند!

سید عزیز، آیا داستان کهریزک، حال فعلی ما نیست؟ آیا مگر داغ ننگ چنین فضاحتی از پیشانی ما پاک خواهدشد؟

از نگاه امام، میزان رای مردم بود. امروزه اما میزان، اراده‌ی نیروهای انتظامی و ماموران امنیتی است. در تمام شئونات، از سیاست تا اقتصاد، تا مجلس و دولت و تا دستگاه قضایی، مردم آیا امروز در کجا حاکم‌اند؟

امام می‌فرمود مخالفین تا اسلحه به‌دست نگرفته‌اند، آزادند. حال فعلی امروز ما این‌گونه است که با حس و حالی معنادار، به آزادی مخالفین پوزخند می‌زنیم.

در زمان امام، مجلس از استقلال برخوردار بود. تنوع نمایندگان تماشایی بود، تنوعی که دیگر تکرار نشد. امروز اما مجلس خفیف ما، حتی از پیگیری مصوبات خود عاجز است، تا بلکه بتواند به خواست‌ها و توپ و تشرهای رئیس‌جمهور، به اسم همراهی و مصلحت نظام، شکلی قانونی دهد.

سید عزیز، قبول می‌کنی که راز ناسزاها و بی‌ادبی‌های آن روز، در اسائه‌ی ادبی‌ست که خود ما به ساحت حق مردم روا داشته‌ایم؟ روزگار ما در فردا و فرداها، اسف‌بارتر از این خواهد بود. وقتی یک “بی‌تربیتی” فرصت ابراز پیدا می‌کند، همین بی‌تربیتی می‌تواند در فردای خود ما، مطالبات گستاخانه و بی‌ادبانه‌ای داشته باشد. دیروز، این بی‌تربیتی به سمت تو احاله داده‌شد، اما فردا، همین بی‌تربیتی از دامان خودشان خواهدآویخت؛ چراکه بی‌تربیتی سامان‌پذیر نیست. مگر شعبان‌ بی‌مخ‌ها را می‌شود در چارچوبی جای داد و انتظار تحرک در همان محدوده را داشت؟

سید عزیز، خداوند تورا و آبروی تو را برخواهد کشید، و به‌همین نسبت، بار سنگینی امانتی بر شانه‌های تو واخواهدنهاد. خودت را برای روزهای گدازنده‌تر مهیا کن. تو، نور چشمی. مباد که من، فراتر از فهمی که باتوست، تنها به نسبت تو با امام چشم داشته باشم. فردا با تو، و با مردمانی‌ است که خواهان حق و حقیقت‌اند و از پلیدی و زشتی بیزارند.

با احترام و ادب- محمد نوری زاد- زندان اوین


195 پاسخ به “نامه ای به سید حسن خمینی و سیادت سیلی خورده اش”

  1. زمان گفت:

    بچه ها من پیشنهاد میکنم نامه نوری زاده عزیز رو به شکل اعلامیه چاپ و در کوچه و خیابون پخش بشه

  2. رضا گفت:

    خداوند هر دو بزرگوار را حفظ کند

  3. برنامی گفت:

    درود

  4. عبدالله گفت:

    سبز سبزم ریشه دارم

  5. فهیمه گفت:

    به وقت تشکیل دولت و تبلیغات انتخابات باید برای همه مردم ایرانی برنامه داشت و زمینه ی شکوفایی همه ی استعدادهای کشور را فراهم کرد.

    اما به وقت مبارزه مرزبندی یک ضرورت است تا دشمنان طمع نکنند. پیروی از ولی امر حتی اگر به نظرمان اشتباه امر کرده باشد باز هم طبق قانون واجب است. مبارزه را باید خیلی جدی گرفت.

    سستی و سهل انگاری در این دو مورد بخشودنی نیست.

    حال دولت همش کج کج برود منگ بزند بریزد و بپاشد بزند و بکشد آب از آب تکان نخواهد خورد.

  6. ایران گفت:

    بابا عجب شهامتی! چه انسانهایی آفریده این مبارزه! درود انسانیت بر محمد نوری زاد.

  7. بسیجی گفت:

    بابا ول کنید اینحرف های مزخرف را جنبش سبز اموی تموم شده است این سید حسن که از خط امام فاصله گرفته

  8. ناصح گفت:

    کاش همه ی ما ذره ای از شجاعت نوریزاد را داشتیم……کاش اندکی به خویش می آمدیم…..

  9. امراك گفت:

    جناب نوريزاد با احترام به درك عميق واگاهانه تان / مطالب شما وزين .صحيح .منطقي وبه حق است ولي كو گوش شنوا .شايد تاريخ ايران اين فريادهاي از جان برامده را خواهد شنيد

  10. محسن گفت:

    زنده باد آزادی و عدالت
    زنده باد نوری زاد

  11. sabzesabz گفت:

    dorod bar aghay norizad lofan in nameharo taksir konid ta hame melate iran bekhonand chon hame be compiuter dastresi nadarand.

  12. hasan گفت:

    man hich nazari nadaram

  13. ناصر گفت:

    برادر حسین 313 خداوند به شما وامثال شما درک مسائل سیاسی ، اجتماعی فرهنگی و…بالائی عنایت فرماید. ازبس تقلید نموده ای دیگر قدرت تفکر را از دست داده ای تا بتوانی خوب را از بد تشخیص دهید.

  14. مهدی گفت:

    هم حرف دل ما را زدی و هم با افتخار به شجاعتت و ایمانت می بالم.بحق یکی از صادق ترین و پاک ترین نویسندگان است.خدا به ایشان و خانواده اش سلامتی و عزت و سلامتی عنایت فرماید.

  15. رحیم گفت:

    خداوند به شما نوری زاد عزیز توان وقدرتی عنایت کند که در مقابل افراد تنگ نظر ودیکتاتور و ناآگاه وخارج شده از شریعت مقاومت کنی که آگاهی از مسائل روز وتحمل آنها نیاز به استقامت رشته کوههای البرز وزاگرس و….. است که مطمئن هستم شما دارید . موفق باشید

  16. انصاری زاده گفت:

    من خمینی عزیز وخاندان او را دوست دارم

  17. علی کریمی گفت:

    بنده یک افغان هستم که در وطن شما به دنیا آمده ام، در وطن شما درس خواندم و بزرگ شدم. درد ملت ایران به عنوان ملتی که آغوش پناه را به سوی ما باز کرد درد من است؛ در غم تان غمگین میشوم در شادی تان شاد. در سالی که گذشت بی عدالتی ها در هر دو وطنم ، ایران و افغانستان، بسی آزاده اندیشان را در غم نشاند. به امید آن روزی که گلوی هیچ آزاده ای که در اوطان ما برای اعاده عدالت و حقوق شان ضجه میشکند فشرده نشود، تلاش میکنیم و این شعر حافظ را بر زبان دل گویا میشویم: در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم …..سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

  18. sahba گفت:

    akh sahar jun gofti … jedan khoda marge mozaafesh bede … rast goftii ,, manam onja budam ke jamiyate miluni jawabe monafegha ra dadan ,,, in bichare sabza ke referenseshun aghaye nurizade …. jedan ke az mardi o mardanegi buoii nabordan ,,,

  19. ali000 گفت:

    بسیار زیبا و دلنشین بود

    درود بر محمد نوری زاد و تمامی حق طلبان

  20. اصغر گفت:

    دوستان حالا که آقاي نوريزاد اشاره کردن حتما بريد تو يوتيوب و در مورد بازجويي هاي زن سعيد امامي سرچ کنيد . حتما خلي از نقابهاي آقايون کتار خواهد رفت . تقريبا 8 پارت فيلم هست .
    همچنين در مورد آقاي سعيدي سير جاني( از اولين منتقدين رهبري ) و نحوه مرگشون يه تحقيق بکنين .

  21. Mahmood گفت:

    VOW!!! Khodavand inshallah ghabl az inkeh dir beshavad mofsedin va zalemin ra be rahe raast biavarad. Vaghan mardom mazloomi darim. Baraye azadi in in marde sharif ke gozazshtaash ro nemishenam arezooye salamati mikonam va motman hastam ke agar khatayi ham kardeh bashad, hameash bakhshideh shode ast. Ya Maula.

  22. سعيد گفت:

    کاش رهبري جنبش دست آقاي نوري زاد بود.

  23. محسن گفت:

    سلام
    كم كم داشتم به اين نتيجه مي‌رسيدم كه نسل مردان ايراني منقرض شده است. ولي اين نامه آقاي نوري زاد عزيز و بزرگوار اميد را در دلم زنده كرد.
    دست مريزاد مرد ايراني

  24. یاعلی گفت:

    باسلام من میرحسینی هستم ولی به شبهه ی من جواب دهید آقای نوری زادچگونه این همه نامه را اززندان می نویسد بااین همه سختگیری وناجوان مردی آنان.؟

  25. پرواز گفت:

    دیر زمانی ست که انسانم آرزوست…..
    درود خداوند بر آزاده در بند و بر این سید بزرگوار.

  26. مجید گفت:

    خدا همه تون رو هدایت کنه

    • llll گفت:

      خدا هم من نوعی رو و هم همه ی بنده هاشو هدایت کنه. این دیدگاه که فقط دیگرون نیاز به هدایت دارن آخرش منجر می شه به همین جایی که شما و دوستان و همفکراتون بهش رسیدین.

  27. عليرضا گفت:

    تا اخرين نفس سبزم

  28. جنش سبز آستارا گفت:

    درود بر دلاوران ایران زمین
    درود بر کسانی که استوار ایستاده اند
    درود بر نوری زاد
    تک تک ما یک نوری زاد هستیم
    زنده باد ایران ما،که بیشماریم

  29. wصابر گفت:

    سناریوی عکس امام یادتون هست ؟ حالا ما برای اهانت شعبان بی مخها به خانواده امام حق راهپیمایی نداریم ؟

  30. رها گفت:

    درود بر انسانیت و آزادی

  31. مريم گفت:

    اندکي صبر سحر نزديک است

  32. جمشید گفت:

    با درود. به ایران و اجرای قانون اساسی می اندیشیم و به چپ و به راست هم نمی زنیم. ما مردم عادی کم توقع هستیم. انسان های پاک را دوست داریم و از سرمایه داری نفرت داریم.

  33. امیر گفت:

    درود برشرفت و درود بر حق گویانی که حق وحقیقت را می گویند هر چند تلخ باشد.
    واینکه : با نیزه می شودحکومت کرد ولی بر روی آن نمیشه نشست!!!!
    به گواه تاریخ.

  34. رضا گفت:

    زنده باد سيد حسن خميني من در مراسم رحلت حضور داشتم وقتي به كنار دستي خود كه با حرارت شعار ميداد گفتم براي اخلال در صحبتهاي شما دارند شعار ميدهند بي درنگ سكوت كرد و از كرده خود پشيمان بود ودر هيچ تكبيري هم شركت نكردد وقتي علت سكوتش را جويا شدم از بازي كه خورده بود ناراحت بود

  35. sd گفت:

    زنده باد!!!

  36. ایرانی هوشیار گفت:

    حر زمان یاعلی……. تو بنویس دربند ……من به زبان میاورم……ومافریاد میزنیم……تا خدا….ظلم پایدار نیست

  37. آگاه گفت:

    برای نشان دادن حضور بدون هزینه
    1- شرکت درنماز جمعه خاص مثلا” امامت جمعه امامی کاشانی بدون شعار ونماد یک چهارم نماز جمعه ها شلوغ خواهدشد
    2- طرفداری از یک تیم کم طرفدار بدون شعار و نماد فقط حضور مثلا” تیم استیل آذین یا راه آهن

  38. reza گفت:

    اقای نوری زاده
    با این گفتارتان شکی ندارم که اگر در زمان مولایمان علی(ع)می بودی ،مولایمان را به خاطر اجرای عدالت علویش

    مورد هر گونه اتهامی قرار می دادی اگر خود را در ان روزهایی مجسم کنی که مولایمان 4000 نفر را از دم تیغ گذراند
    بی شک بسی تند تر مولایمان را به خاطر تحلیل های غلط به دلیل دوری از سیره پیامبر مورد اتهام قرار می دادی
    و میگفتی :یا علی،پیمبر گفته ((انی بعثت لاتمم مکارم اخلاق)) چرا شما با مردم این گونه رفتارمیکنید و بی رحمانه انها را از دم تیغ
    می گذرانی؟
    دوری روح انسان از ملکوت و عالم قدس موجب میشود که شما چنین گستاخانه رفتار کنید. و الان این سید بزرگوار به خاطر نبودن مسئولین عمارگونه به یاری خداوند با ولیش حضرت مهدی(عج) کم کم باید شمشیر را دراورد و به دستور ولیش منافقین اسلام را از دم تیغ بگزراند و انشا.الله همه ما شاهد ان روز باشیم.

    • ناشناس گفت:

      برادر عزیز امام علی با منتقدینش اینگونه برخورد کرد یا با دشمنان اسلام؟ چه وقت این ضرورت جهاد ایجاد شد؟ اتمام حجت کرده بود یا نه؟ برو وقایع جنگ صفین را بخوان، امام طلحه و زبیر را از جنگ منصرف کرده بود و انها به دست مروان حکم و یکی از یاران او کشته شدند، اخر امام کی به روی مردم خودش تیغ کشید؟ ایا حرفشان را در مسجد و جاهای دیگر نمی شنید، تا جایی که زبان به ناسزا باز می کردند؟ از فرط مزدم داری مگر نمی گفتند که او “هیبت ” حاکم را ندارد؟!!!

    • سجاد گفت:

      رضاي عزيز چند سوال را به من جواب بده تا من رزمنده جانباز برادر شهيد اعتقادم به رهبري احيا شود:
      اول: علي چه كساني را از دم تيغ گذراند؟ سهراب اعرابي و اشكان سهرابي و روح الاميني و دهها جوان ديگر كه صرفا براي اعتراض به انتخابات به خيايان امده بودند را يا كساني كه سلاح به دست گرفتند و خون مردم را مي ريختند را؟ دوم: علي ايا كهريزك هم داشت؟ اوين هم داشت؟ اگر علي بود با كارگزارانش در كهريزك چنين با مماشات رفتار مي كرد؟ سوم: طبق قران و احاديث و راوايات مهمترين چيز از نظر شرع مقدس خون و جان و مال و آبروي مردم است. جواب بدهيد نظام ما با مديريت رهبري تا چه حد مخصوصا در يك سال گذشته به خون و آبروي مردم حرمت قائل شده است؟ به اعتراف خود مسوولين حداقل پنجاه نفر در حوادث انتخابات كشته شدند. قاتل كداميك از آنها تا كنون معرفي و مجازات شده است؟ چرا آبروي جانيان كهريزك بايد حفظ شود و چند دادگاه كذائي هم برگزار كردند و معلوم نيست چند عامل دست دوم و سوم و چند سرباز و درجه دار را محاكمه كرده اند حتي نام اينها را تا كنون براي حفظ آبرو ذكر نكرده اند ولي مخالفان خود را به بدترين شكل در مقابل دوربين تلويزيون و رسانه ها با لباس زندان مجبور به اعتراف مي كنند ؟چون مطمئن نيستم اين مطالب به رويت شما برسد بيش از اين نمي نويسم.

    • ناشناس گفت:

      شما این رو در نظر نداری که امام علی فقط برای رضای خدا و فقط در میدان جنگ اسلحه میکشید نه برای قدرت و نه برای مردم تحت حکومتش همون طور که ما در 8 سال جنگ تحمیلی پای مملکت و دینمون ایستادیم . ولی کشته شده های این یک سال جوونای هموطن تو بودن که اون حماسه 40 ملیونی رو رقم زدن برای برگذار شدن هر چه بهتر اون انتخابات شب و روز نداشتن و نه سلاحی داشتن ونه قصد براندازی ولی مثل حیوانات درنده به جون این جوونا افتادن فقط خدا رو در نظر بگیر و به یو تیوب سر بزن و ببین با این جوونا چه کردن؟جوونای بی سلاح نه مسلح و نه در میدان جنگ !فقط شعارشون بود رای من کجاست؟ایا جواب این سوال گلوله و زندان و شکنجه بود؟امام علی میفرمایند: مبادا مانند حیوانات درنده به جان مردم بیفتی و انها را بدری زیرا مردم بر دو دسته اند یا برادر دینی تو اند یا در خلقت با تو برابرند و اگر اشتباهی کردند از خطایشان بگذر .ایا شما از عدالت علی چیزی میبینید ؟اگر منظور شما بنی قریظه است که باید خدمتتون عرض کنم که این روایت از روایاتی است که مورد سوئ ظنه و مورخان بسیاری اون رو رد کردن و بر این باورن که سر زدن مردان بنی قریظه توسط امام علی ساخته یهودیان است برای خراب کردن امام علی و خشن نشون دادن اسلام و مظلوم نشون دادن یهودیان . و مورخان گفته اند این سر زدن بنی قریضه توسط حکومت روم انجام گرفته نه امام علی و پیامبر .

  39. محمدرضا گفت:

    خضوع
    خشوع
    تعظيم
    و سجده

    در پيشگاه آن خدايي كه چنين بنده اي آفريده است

    فتبارك الله احسن الخالقين

    والله ما رايت الا جميلا

  40. reza گفت:

    مرغ سحر ناله سرکن داغ مرا تازه تر کن

  41. عباس گفت:

    نورزاد سرت سبز و دمت خوش باد / گوئيا باور نمي دارند روزي داوري كين دغل در محراب و منبر مي كنند

  42. ali گفت:

    به خدا فقط گریستم در بند وزیر شکنجه باشی و حق بگی ونلرزی ونترسی به خدا اگر امام زمان ظهور کند نوری زاد یکی از یاران امام خواهد بود انشاالا

  43. محمد گفت:

    درود برشما شاید حرف دل اکثریت مردم ایران باشد چه باید کرد درتمام دنیا آبرویمان رفت

  44. ناشناس گفت:

    آیا ابوذر غفاری آن تبعیدی عثمان را به یاد دارید؟ اینک حرفهایش پس از 1400 سال دوباره بر سر عثمان کوفته می شود. جل الخالق

  45. فرشاد گفت:

    مرگ بر دیکتاتور
    پیشنهاد میدم محمد نوری زاد به عنوان نماد حریت جنبش معرفی بشه

  46. فاطمه گفت:

    شرایط ایشان سخت است . برایشان دعا کنید .

  47. asyeh گفت:

    jek soal aja neweshtehaje man be dasteta miresad ? agar baleh chera hich waghat anha ra nemibinam?

  48. علي گفت:

    من با چندين مقام رده بالا در بيت رهبري فاميل بسيار نزديك هستم.اونا ميگن اكثريت كاركنان و مسئولين بيت رهبري شديدا از احمدي نژاند متنفرن.دوستان ميخام بگم خود آقاي خامنه اي هم توسط دار و دسته احمدي نژاد تحت فشاره و تقريبا هيچكاره.يه روزي خودشو به همينا سرنگون ميكنن حالا ببيند كي گفتم.

  49. سید گفت:

    من خودم سالها بسیجی بودم و ……، ولی از وقتی چشم و گوشم را باز کردم و دیدم و شنیدم که به نام دین چه بلاها که بر سر مردم نمی آرن؟ از هر چه ……….. زده شدم ، الان فقط و فقط اعمال دینی واجبم رو بجا می آرم که اگر قیامتی باشه حداقل واجباتم رو داشته باشم

  50. سید گفت:

    حالم از سیاست وسیاست مدار به هم میخوره . معلوم نیست کی داره راست میگه کی داره دروغ میگه . معلوم نیست اگر میر حسین رئیس جمهور میشد چه گلی می خواست به سر ما ملت بد بخت بزنه ؟ من اعتقادم بر اینه که کلامو بگیرم باد نبره .
    اون آقایی که نشست بیرون گود و به ما میگه لنگش کن چرا خودش نمیاد تو گود
    یا اون آقائی که معلوم نیست بچه کدوم سیاست مدار مایه داریه چه جوری داره از آزادی تو ایران حرف می زنه در حالی که خودش ایرانو ول کرده و رفته خارج ؟
    یا اون بسیجی چرا یه کم با خودش خلوت نمیکنه و فکر کنه وقتی میاد تو خیابون و مردم رو بخاطر یک اعتراض ساده اون جوری کتک می زنه شاید اون دنیا باید جواب گو باشه ؟
    یا اون آقای خامنه ای چرا بعد از یک سال دستور دستگیری سران به اصطلاح فتنه رو نمیدن و خیال خودشون و مردم رو راحت کنن ؟
    یعنی از طرف دارای این آقایون می ترسن !این بنده خدا ها که دیگه تو مملکت خریداری ندارن ( به قول خودشون )
    رسانه ملی شب و روز داره درباره فتنه انگیزی این آقایون صحبت میکنه و دار روشنگری میکنه پس دیگه از چی میترسن ؟
    من میگم همه ما سر کاریم
    ما میزنیم تو سر هم دیگه آقایون ه ماون بالا دارن برا خودشون حکومت میکنن و پول پارو میکنن

    • سیده گفت:

      بعد از این همه فشار معلوم شد نامه ها برای خودنمایی نبوده
      بلکه ایشون حر شجاع ماست