» کلمه

من همان میرِ حسینِ موسوی ام

تو گفتی من همان مرد غیورم
که بر سیل مصیبت ها صبورم
تو می دیدی افق تاریک و تار است
سرِ آزادگی بالای دار است
تو دیدی داغِ خواهرزاده ات را
ستم بر مردم آزاده ات را
قفس را بر هوس ترجیح دادی
به سازش با شروران تن ندادی
تو فرزندِ زمانِ خویش هستی
خروش سبز را در پیش هستی
منم هستم، ولی شرمنده ی تو
بمیرم گر نبینم خنده ی تو

افسانه دوم: بی تأثیری مقاومت مدنی

موفقیت شهروندان در مقابله با افراطی گرایی و خشونت طلبی و زمینه سازی برای جایگزین کردن سیاست های عقلانی و عقلایی به جای نظام آزمون و خطای در فرایندهای تصمیم گیری، هم کسانی که در انتخابات شرکت کردند سهیم هستند و هم کسانی که به عنوان تحریم فعال (و نه از روی بی تفاوتی سیاسی) از رأی دادن امتناع کردند.

انتخابات، جنبش سبز و سه افسانه ی برملا شده

گردانندگان انتخابات، بر خلاف ادعاهایی که بطور مکرر و از زبان‌های مختلف بیان می کنند، ابایی از مهندسی انتخابات ندارند و نخواهند داشت. و مگر ادعای جنبش سبز چیزی جز این بود؟ جای تأسف دارد که برخی اصلاح طلبان با اقتدارگرایان همزبان شده و از اثبات عدم مهندسی انتخابات سال ۸۸ به عنوان دستاورد مهم انتخابات ۹۲ سخن می گویند. موضع گیری هایی این چنین از سوی مدعیان اصلاح طلبی است که به دلیل ناآگاهی یا هر انگیزه ی دیگری ابراز می شود. افسانه ی عدم وجود تخلف و تقلب در انتخابات ۸۸، نخستین افسانه‌ای است که به رغم چهار سال تلاش همه جانبه اقتدارگرایان بر ملا شد.

میراث جنبش سبز: برآمدن رهبرانی قابل اعتماد

اگر بگوییم یکی از اهداف میرحسین برای پا نهادن به میدان سیاست احیاء همین گفتمان بود: گفتمان احیاء اخلاق و اعتماد، تا بتوانیم ذیل آن شعار بدهیم «ما همه با هم هستیم». شکل گیری این «همه» ی اجتماعی-سیاسی را باید از جمله ثمرات گرانقدر جنبش سبز دانست، چیزی که به مدد تلاش ها و رنج ها و پایداری های زنان و مردان بسیاری میسر شده است، و البته ممکن نمیشد اگر با همراهی رهبران و سیاست مدارانی صادق و «مردمی» و کاربلد همراه نمیشد.

انصاف بهشتی

بهشتی خود به اهمیت این اصل اخلاقی بنیادین اشاره دارد: مسلمانی یک کلمه است و بس، آن هم انصاف است… . یعنی دشمنی‌نورزیدن با حق، در برابر حق، سلم و صلح و تسلیم‌داشتن. موضع‌گیری مسلمان در برابر حق این است، ولو این حق به ضرر او باشد.

سیل درخواست‌ها از روحانی، قابل درک امّا …

انواع تحرکات مدنی مسالمت‌جویانه (از قبیل نامه‌ی ارزشمند اخیر فرهنگیان به رییس قوه‌ی قضاییه و خواست صریح آزادی معلّمان در بند – با محتوای: آزادشان کنید یا ما را هم دربند کنید!) بخشی از پویش و فرآیندِ “صیرورت” جنبش اجتماعی ماست. درخواست‌های مدنی- توده‌ای از حاکمیت آن‌گونه که در روز پس از انتخابات در قالب جشن‌های پیروزی اتفاق افتاد، امری خجسته، مثبت، و بسیار طبیعی و به‌جا بود. مسأله‌ی مورد اشاره در این نوشتار، مشخصاً این است که فوج درخواست‌های مدنی و انتظارات، در زمانی کوتاه و خصوصاً بر یک شخص (روحانی) متمرکز نشود

ما و حسن روحانی

حسن روحانی به رفع حصرهای خانگی و آزادی زندانیان سیاسی اعتقاد دارد. هم چنان که آزادی آیة الله منتظری از حصر را از اقدامات و افتخارات خود محسوب می نماید.

مهدویت و مصلح جهاني‌

همه انسانها منتظر يك مصلح حقيقي هستند كه جهان را سرشار از صلح و عدالت‌كند. امروز بشريت، به طرف زمينه‌سازي ظهور مصلح در حركت است و شايد مهمترين نشانه آن هم نفرت انسانها از جنگ و خشونت و طرفداري از حقوق بشر، عدالت و‌‌ ‌صلح باشد. امروز کسانی طرفدار مهدویت و منتظر ظهور مصلح به حساب می‌آیند که در جهت برقراری صلح جهانی تلاش و کوشش نمایند و مروج واقعی دموکراسی و حقوق بشر باشند و حرکتشان در مسیر علم و دانش باشد.

دستاوردهای روی کار آمدن دولت روحانی

امید می رود با ساز وکارهایی درست در دولت جدید بساط عریضه نویسی و نامه نویسی درکشور به رییس دولت برچیده شود. کار عریضه نویسی دراین دولت! بجایی رسیده بود که اینجانب با مشاهده تصاویر زننده دویدن مردم برای دادن نامه به دست رییس دولت و جمع آوری گونی های پر از نامه مردم به رییس دولت در ابتدای روی کارآمدن یا آوردن! احمدی نژاد به طنز در نوشته نقد گونه ای به وی پیشنهاد کردم برای خواندن و پیگیری درخواست های مردم که در چند صدهزار نامه از هر استان دیده می شد و درسال به میلیون ها نامه بالغ می شد! وزارتی بنام وزارت نامه! تشکیل دهد.

هزار روز گذشته، موسوی برنگشته؟

در جشن راهیابی تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی مردم این شعار را فریاد میزدند، و یاد میرحسین را حتی در فوتبالی ترین لحظات شادی شان زنده میکردند. این کشوری است که همه چیزش -خوب یا بد- به هم گره خورده است: سیاست اش به فوتبال اش و فوتبال اش به سیاست اش، و هر دو به زندگی. اما یادکردن از میرحسین تنها ارجاعی به سیاست نیست. ارجاع به موسوی اینک ارجاعی عاطفی به یک هویت است؛ اسم میرحسین اکنون اسم رمز امید و استقامت است.

دلخوریم؛ 8 سال است در حبسیم

این بار هم آمدیم.. اگرچه سختمان بود.. گریه کردیم و آمدیم.. به پهنای صورتمان اشک ریختیم و آمدیم..
اما این بار از حقوقمان ذره ای کوتاه نمی آییم .. آری حتی قدمی عقب نمی نشینیم..و با حمایت از هم به سوی طرح خواسته هایمان حرکت می کنیم!
…بر این عقیده ام که هر باغبانی که در این راه به پرورش جوانه ها کمک کرد خیر آنها را می خواهد و در غیر اینصورت خائن به باغ و بوستانِ جامعه مي باشد.
كسي كه از هر راهي جلوي فهميدن و آموزش ديدن و آموزش دادن به مردمش را مي گیرد خائني بيش نيست.. چرا که راه رسیدن حیات را از آنها دریغ کرده..

مهمترین انتخابات و گل لبخند

در این انتخابات ناشناختگی روحیه ملت برای دو جناح کاملا آشکار شد. اینکه در کمتر از سه روز سونامی رای به نامزد مورد نظر هاشمی و خاتمی یعنی روحانی راه بیفتد و انتخابات کاملا دو قطبی شود و درنهایت دکتر روحانی در مرحله اول پیروز انتخابات باشد را کمتر کسی حتی خود وی باور می کرد. باید این ملت را بیشتر شناخت. کمتر کسی باور می کرد نامزدی که در بین جامعه به نامزد موردنظر حاکمیت معروف شده بود رای نیاورد یا از صندوق در نیاید.اما اینگونه شد و دکتر روحانی رای آورد.
خدای را براین توفیق و پیروزی که پس از هشت سال گل لبخند را برچهره بخش عظیمی از جامعه شاهد بودیم سپاس می گذاریم وجبین بندگی بر خاک می ساییم و سرافرازی این ملت شریف را به دعا می نشینیم.

میرحسین صدای شادی هایمان را شنیده است

۲۵ خرداد را جشن میگیریم به امید آن که راهی به سوی اصلاح و اعتدال باشد. نهری که آب زلال به چشمه گل آلود و آشفته ی کشور باز می آورد. و شروعی برای ساختن ویرانه ها: ویرانه ی اقتصاد و سیاست، ویرانه ی اعتماد و اخلاق. راهی برای گریز از فقر و جنگ و نزاع و تباهی.
۲۵ خرداد اما برای ما یک نماد است: نماد مقاومت و پایداری بر سر حق مردم، و جانب مردم را گرفتن در روزهای سخت سرکوب. و یک نشانه است برای ادامه راه مان: نشانه هدایتی برای صبر و امید.

پیروزی مردم؛ هیچ کس بازنده نیست

مردم پاداش پایداری مدنی خود بر مطالباتی که دست کم 4 سال بابت آن هزینه های بسیار پرداختند را دریافت کردند. بهار ایرانی، بهاری شد که نه از اسلحه مدد گرفت و نه به نیروی خارجی دل بست. بهار ایرانی سرآمد همه بهارهای منطقه شد که از خلال جنبشی اجتماعی، از صندوق های رای سر بر آورد و گامی بلند به سوی پیروزی برداشت.

25 خرداد 88؛ حماسه حضور سبزها

میرحسین موسوی در آن هنگامه که صاحبان قدرت سرمست از آرای دزدی خواب های شیرین می دیدند و گمان داشتند بساط این ” لشکرکشی” خیابانی را چند روزه جمع می کنند، راهکار اجرایی حل بحران را داد. راهکاری که هنوز هم خواست مردم است ” راه حل بنده، ابطال این انتخابات مخدوش است و این کمترین هزینه را برای ملت ما خواهد داشت وگرنه از اعتماد ملت به دولت و نظام هیچ چیزی باقی نخواهد ماند.”

اميد؛ اصلي ترين انگيزه براي آنها كه راي مي دهند

به رغم سخت ترین رویدادها، مردم هنوز به پای صندوق های رای می روند، چرا که تجربه جنبش مطالبه حق خود و ایستادن بر سر اصول و حقوق خود را در کارنامه دارند. چرا که پیشتر تجربه پایداری بر سر سوال «رای من کجاست؟» را داشته اند و میدانند که رای دادن «نه آغاز و نه انجام جهان است». رای دادن تنها یک صحنه از نمایشنامه ی مفصل حضور مردم است. نمایشنامه ای که شروع اش با حضور مردم و بازگشت سیاست به جامعه و به میان مردم رفتن و زنده شدن گفتگو و حیات سیاسی و نشاط اجتماعی در میان مردم است؛ مردمی که با تمام شدن انتخابات هم به خانه نمیروند و پای حق و رای شان می ایستند و از حاکمان مطالبه می کنند.

سرنوشت کشور را به آدم های کوچک نسپاریم

استقبال پرشور وکم نظیری که مردم سرتاسر کشور از کاندیداتوری آیت الله هاشمی رفسنجانی کردند، نشان دادند، آنان از حاکمیت آدم های کوچک،ناتوان وتازه به دوران رسیده خسته وکوفته شده و منتفرند ونیاز مبرم به مدیریت انسان های شریف ، بزرگ، صادق، صالح ،کار آمد و کار آزموده دارند تا او با روش اعتدال وعقلانیت،تمام نیروی های قوی ،متعهد وکارآمد از گروه ها وسلیقه های مختلف را به کار گیرد ومردم،کشور، انقلاب ونظام را از این نابهنجاری ها برهاند والسلام.

22 خرداد؛ روز فراموش نشدنی و حماسه ملی

دست اندکاران و سیاستگذاران بیش از هر کس به این نکته واقفند که جنبش زنده است و افتخار واقعی از آن کسانی ست که علیرغم همه تهدیدها و مخاطرات، نا امنی ها، علم به عواقب احتمالی مالی و جانی هنوز از اعتراض بحقشان دست نکشیده اند و حتّی یک اعلام حضور کوچکشان، وحشت بر سرتاپای سرکوبگران می اندازد و لشگرکشی همه جانبه انتظامی و امنیتی را به دنبال می آورد.

بلای بد قولی در اهل دیانت و سیاست

انتخابات، «فصل وعده ها»ست. هر یک از نامزدهای انتخاباتی، با استفاده از رسانه ها و با حضور در اجتماعات، وعده های فراوانی به مردم می دهند. آنها با برشمردن مشکلات مردم، به ایشان «قول» می دهند که وقتی به ریاست جمهوری و یا وکالت مجلس رسیدند، «چه کار خواهند کرد». آیا رأیی که با استفاده از این وعده های توخالی کسب می شود، رأی حلال و مشروع است و کسی که با چنین رأیی حائز اکثریت گردد، آیا وقعاً از “رأی مشروع” برخوردار بوده و نسبت به رقبایش، حق تقدّم پیدا می کند؟

نقاشی‌های موسوی؛ صدای جهانی جنبش سبز

آثار موسوی در آکادمی هنر برلین، صدای جهانی موسوی، کروبی، رهنورد و دیگر زندانیان سیاسی در ایران است؛ ندایی که نه فقط برای ایرانیان بلکه برای جهانیان، زندگی توام با آزادی و مدارا و صلح می‌خواهد. در هنگامه‌ای که دیوارهای بلند و ماموران حکومت، صدای موسوی را حبس کرده‌اند، نقاشی‌های وی به سفیران مهمی برای جنبش سبز و خواسته‌های اساسی و مدنی ایرانیان مبدل شده‌اند. موسوی ـ با وجود خشم و کین و خشونت تمامیت‌خواهان حاکم، و به‌رغم تهدیدها و تحدیدهای آنان ـ همچنان در «راه سبز امید» می‌زیید.

برنده مناظره‌ سوم

دبیر نهاد عالی امنیت ملی مملکت البته آن قدر دست خالی هم بود که در مورد وقایع بعد از انتخابات ۸۸ نتوانست بگوید کدام دادگاه مثلا خاتمی و میرحسین را به قانون‌شکنی، مجرم شناخته است! کسی هم متاسفانه در این باره از او نپرسید آن چنان که کسی از او نپرسید به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی کجا بود وقتی برای توقف جنایت در زندان کهریزک در همان سال ۸۸، و بیخ گوش تهران، ناچار شخص رهبری وارد شد؟ او در مورد واقعه سمیرم هم دروغ گفت. او آن قدر با خود کاغذ و نوشته آورده بود، و آن قدر حرف زد، تا مجال پشت تریبون رفتن خود را سوزاند؛ یک فرصت برای این که معلوم نشود او خود، چه برنامه‌ای برای سیاست داخلی و خارجی دارد. تا آخر، بیرون گود نشست و فقط انتقاد کرد و ایراد گرفت.

شب از روشنی دعوی روز کرد

کاش ذره ای از بندگی رسول خدا را در بین ما تقسیم می کردند که با تکبربا مردم روبرو نشویم و خود را آزادتر و محق تر از آنها ندانیم! کاش ذره ای از رحمت رسول خدا را دربین ما تقسیم می کردند که این همه در رفتار وگفتار ما عتاب وعقاب موج نزند!
کاش حرمت اولاد پیامبر پاس داشته می شد!
کاش پیامبر تاریخ نمی شد! کاش درروزگاری که فریاد عدالتخواهی بعضی گوش فلک را آزرده می کند و در عین حال دیده خود را بر ثروت محصول! ومحصول ثروت فرو می بندند ، کسی هم پیدا می شد واز ابوذر پیامبرهم چیزی می گفت ومی نوشت! کاش کسی پیدا می شد و دوباره کتاب عذر تقصیری دوباره به پیشگاه محمد می نوشت! کاش کسی پیدامی شد و دوباره کتاب محمد پیامبری که باید از نو می شناخت رامی نوشت!

امامی که به اتهام فتنه زندانی و شهید شد

حبس و شکنجه و شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع) نتیجه حق پرستی و ظلم ستیزی آن حضرت است. آن امام همام مبارزه و ضدیت با ظلم را چنان ضروری و جدی می داند که به شیعیان نه تنها اجازه کمک و همکاری با ظالمان را نمی دهد، بلکه حتی عملی را که اندکی همدلی با آنان را در پی داشته باشد روا نمی داند.

دروغ ممنوع/ حقانیت ستاره کوچه اختر و افول هاله نور

میرحسین آمده بود تا بگوید مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بود تا بگوید عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بود تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کند.

شــــــــو‌ تلویزیونی حماســـــه‌ی سیاسی

وقتی این برنامه ی چندساعته با پخش موزیک «حماسه» ای پایان یافت و به دنبال آن، سرودهای ملی (که پخش آن از صدا و سیما در دوران انتخابات مباح بلکه مستحب مؤکد محسوب می شود) را می شنیدی، اولین نکته ای که به ذهنت خطور می کرد این بود که آیا می توان شعور یک ملت را بهتر از این به سخره گرفت؟

بن بست اختر و منگنه انتخابات

رئیس جمهور آینده، رئیس شورای عالی امنیت ملی، باید در این باره موضع بگیرد و در چارچوب اختیارات اش حرفی بزند. گذشته در امروز زنده است: کسی که موضع اش را با رای در حبس ما مشخص نکند، برگ رای جدید را نیز به حبسی دیگر می برد.

اصل، احراز مردم است

ولی آیا از نظر شرعی هم، مسأله از همین قرار است و ضوابط اسلامی، به مردم اجازه نمی دهد که آنان «مستقیماً»، احراز صلاحیت کنند؟ و آیا اسلام، درک و شعور مردم را در این باره تخطئه کرده و از اعتبار ساقط دانسته است؟ و آیا به اقتضای حکم شرع، وقتی که بین تشخیص مستقیم مردم با تشخیص یک گروه خاص، تعارض وجود داشته باشد، تشخیص آن گروه، «تشخیص مستقیم» مردم را ابطال می کند؟ و آیا در مواردی که تشخیص مستقیم وجود دارد، باز هم تشخیص گروه خاص بر آن تفوق دارد؟

انتظار برای حکم حکومتی؟

اینک زمانه ی آن فرا رسیده که همه، از «انتظار»ی همراه بی تحرکی برای ظهور یک منجی، به «انتظار»ی همراه با تلاش و کوشش برای تغییر و تحول وضعیتمان به سمت جامعه ای مملو از آزادی و عدالت و پیشرفت، تغییر جهت بدهیم، چه این، سنت خداوندی است که سرنوشت هیچ ملتی تغییر نمی کند مگر آن که خودشان برای تغییر آن اقدام کنند. درس هایی که طی بیش از یکصدسال مبارزه حق طلبانه در این مرز و بوم آموخته ایم، به ما می گوید که این تغییر نیازمند آگاهی و عمل به شیوه های مبارزه ی مدنی و مقاومت منفی مسالمت جویانه و صبر و مقاومت است؛ شیوه هایی که باید از این پس، مجدانه به تبیین و ارایه ی آن پرداخته شود و جزء لاینفک گفتگوهای اجتماعی ما قرار گیرد.

ممد نیستی ببینی…

ممد نیستی ببینی در آستانه سالگرد آزاد سازی خرمشهر چه اتفاقات عجیبی در شهر افتاده است. هاشمی رفسنجانی را که امام به او اعتماد کامل داشت، رد صلاحیت می کنند، دختر امام را که با همان ادبیات امام، تنها به تذکر مختصری بسنده می کند، دروغگو می خوانند و دو یار نزدیک و مورد اعتماد امام یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی را مدت هاست که به جرم براندازی در حصر نگه می دارند.

فتح خرمشهر و اراده ملی

در آن زمان مردم و قوای مسلح، با تمام وجود معتقد بودند که«ان‌الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» یعنی خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنها خودشان را تغییر دهند. مردم همان‌طور که با همدلی عمومی در جریان نهضت اسلامی در سال 1357، شاه را از اریکه استبداد به زیر کشیده بودند و حکومت فردی و مادام‌العمر وی را به جمهوری اسلامی تبدیل کرده بودند، این‌بار نیز با تمرکز قدرت و اراده ملی خود، ارتش متجاوز عراق را از خرمشهر بیرون راندند و مهر ذلت را بر پیشانی صدام‌حسین بی‌رحم، حک کردند. «فاعتبروا یا اولی الابصار».