سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

هزار روز گذشته، موسوی برنگشته؟

چکیده :در جشن راهیابی تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی مردم این شعار را فریاد میزدند، و یاد میرحسین را حتی در فوتبالی ترین لحظات شادی شان زنده میکردند. این کشوری است که همه چیزش -خوب یا بد- به هم گره خورده است: سیاست اش به فوتبال اش و فوتبال اش به سیاست اش، و هر دو به زندگی. اما یادکردن از میرحسین تنها ارجاعی به سیاست نیست. ارجاع به موسوی اینک ارجاعی عاطفی به یک هویت است؛ اسم میرحسین اکنون اسم رمز امید و استقامت است. ...


کلمه- سینا حق جو

در جشن راهیابی تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی مردم این شعار را فریاد میزدند، و یاد میرحسین را حتی در فوتبالی ترین لحظات شادی شان زنده میکردند. این کشوری است که همه چیزش -خوب یا بد- به هم گره خورده است: سیاست اش به فوتبال اش و فوتبال اش به سیاست اش، و هر دو به زندگی. اما یادکردن از میرحسین تنها ارجاعی به سیاست نیست. ارجاع به موسوی اینک ارجاعی عاطفی به یک هویت است؛ اسم میرحسین اکنون اسم رمز امید و استقامت است.

تفاوت میرحسین با باقی سیاست مداران این بود که به جای این که زندگی و اخلاق را سیاسی کند، به ما آموخت که میشود در سیاست اخلاق مدار بود و پیروز شد و میشود این اخلاق سیاسی را صبورانه و امیدوار زندگی کرد. لاجرم با این کار او خود را از قالب یک سیاست مدار میان مایه -که دیر یا زود عمرش سر میرسید- فراتر کشید و در دل های ما خانه کرد. آنچنان که امروز نمیتوانیم در جشن فوتبال مان خوشحالی کنیم، بی آن که مسیر شادی ما از آن گوشه ای که او در آن خانه کرده است نگذرد و ما را به یادش نیاورد. میرحسین اکنون چنان با تار و پود شادی و غم ما گره خورده است که از آن فرد حقیقی محصور در بن بست اختر فراتر رفته است و به یک مفهوم بدل شده است.

با این توصیف آیا تعبیر دقیقی است این که بگوییم موسوی برنگشته است؟

آیا آنها که در این هزار روز هر روز در بوق و کرنا بودند و صداوسیمای شان را بر ما تحمیل میکردند بیشتر در زندگی ما حضور داشتند، یا آن که به ظاهر حضورش را از ما دریغ کردند؟ از کدام بیشتر آموختیم و کدام را بیشتر یاد کردیم و به کدام بیشتر دل دادیم؟ آیا کلام و بیانیه های میرحسین در میان ما چنان زنده نبود که چه در سختی ها و فشارها و چه در روزهای شادی و پیروزی در عمیقترین احوال و اندیشه های مان به آنها ارجاع میدادیم؟ آیا نسخه ی امیدواری مان در روزهای سختی این جمله نبود که «از شعله هاى امید در دل هاى خود مراقبت کنید. زیرا امید بذر هویت ماست»؟ یا نسخه ی اخلاق پیروزی مان این فراز نبود که «پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم»؟ موسوی کی از میان ما، از اندیشه و زبان ما و از دل ها و احساس ما، رفته است که بازگردد؟

بی شک همه ی ما شکست حصر آفتاب و بازگشت گرمای حضور میرحسین را هر روز بیش از دیروز انتظار میکشیم، اما در این قریب به هزار روزی که گذشته است میرحسین و یاد و کلام او هر روز به ما بازگشته است و ما با او اين مبارزه را زندگی کرده ايم.

 


5 پاسخ به “هزار روز گذشته، موسوی برنگشته؟”

  1. محمد رضا گفت:

    ما به انتظارسومين جشن وبزرگترين جشن ملي كه همانا أزادي مير عزيزمان است هستيم . طلوع خور شيد نزديك است انشأ الله

  2. فتنه سبز زنده گفت:

    در این هزار روز حتی یک لحظه از ذهن ما خارج نشدی

    عاشق میر حسین

  3. Sabzeh گفت:

    با استفاده و بازگشت به عبارات تاریخ گذشته‌ای مانند” تکلیف مردم
    “به جای “حق مردم” و یا عبارت “توقعات بیجا” ، آن هم زمانی‌ که مردم همه چیز داده‌اند و هنوز هیچ نگرفته‌اند ,احتمالا این انتظار واقعا بیجاست.

  4. ali گفت:

    میر حسین : شعله امید در دلمان فریاد می کشد . ما منتظر تو خواهیم ماند.

  5. مهدي ايراني گفت:

    براي حمايت مالي و معنوي از خانواده آسيب ديدگان هشتاد و هشت و سالهاي بعد از ان هم بايد كاري كرد. بسياري از شهدا سرپرست خانوار بودند و خانواده شان اكنون شديدا تحت فشار زندگي اند.

    اگر به هر ترتيب قصد آزادي ميرحسين كروبي و خانم رهنورد وجود ندارد بايد حداقل شرايط حصر ايشان بهبود يابد و از حداقل ها برخوردار باشند. بتوانند با خانواده ديدار كنند،‌ و ساعت هواخوري و به پزشك دسترسي داشته باشند، .