در روزگار « اقتصاد دانایی محور » قطعا ادامه این وضعیت جایگاه ایران را در عرصه داخلی ، منطقه ای و جهانی بدتر از بد خواهد کرد
» گفتار
از دین باید درست و مؤدبانه دفاع کرد
ممكن است كسي موضع حقي داشته باشد و از حق دفاع كند، اما روش و شيوهاي نامناسب در پيش بگيرد و سفيهانه و نابخردانه برخورد كند و همين روش نادرست او به موضع حق او نيز لطمه بزند. ادبيات عالمان بزرگ ما نياز به اصلاحات جدي دارد. هرگز اين زيبنده نيست كه يك عالم طراز اول شيعه درباره سران اديان یا مذاهب ديگر الفاظ زشت و درشت به كار برد. به كار بردن الفاظ نادرست در ميان ائمه جمعه و خطبا و واعظان به امري متعارف تبديل شده است. ما بايد حتي درباره ملحدان با ادبيات زيبا سخن بگوييم و تنها انديشه انان را با استدلال محكم نقد و يا رد كنيم. سنت و سيره ائمه اطهار اين بوده و حتي مخالفان، آنان را به چنين چيزي ميشناختهاند.
پنج سال انتظار دسته جمعی برای مرگ
زندان رجایی شهر با ظرفیتی کمتر از هزار نفر ساخته شده، اما نزدیک به 5 هزار زندانی را در خود جای داده است. باور کردنی نیست اما حقیقت دارد. امروز دوم آبان ماه که این گزارش را می نویسم آمار افرادی که زیر حکم اعدام قرار دارند 1117 نفر است. بنا بر آمار رسمی قوه قضاییه، متوسط اجرایی شدن حکم اعدام 5 سال است؛ یعنی به طور میانگین هر محکومی 5 سال تحت شکنجه قبل از اعدام قرار می گیرد.
اگر فهرستی از انسانهای جسور را یا فهرست دیگری از افراد متفکر یا افراد متدین یا اخلاقی را بطلبید برای هر کدام به لیست بلندی دست مییابید اما در میان جمعیتی بزرگ اگر با چراغ به جستجوی کسانی برآیید که همه این صفات را با هم داشته باشند یعنی: دانشوری و عِلمیت، شجاعت، تقوا و اخلاق در سطحی عالی، تدین و سلامت نفس، نوآوری و نواندیشی، دلسوزی و عاطفی بودن، سخنور و پر تلاش بودن و… واقعا چند نفر را میتوانید نام ببرید؟ از همین روست که اینان سرمایههایی اجتماعی و کمیاب هستند.
پاییز سال ۸۸، وبسایت رجانیوز، ارگان فرقه ی مصباحیه، با تیتر تمسخرآمیز “کروبی پیشگویی هم می کند” نوشت: “مهدی کروبی به بی بی سی گفت که دولت احمدی نژاد چون با زور بر سر کار آمده است مانند سلطنت شده و نمیتواند چهار سال خود را به پایان رساند
در چند سال اخیر تغییرات اساسی و مشهودی در بینش مذهبی، هویت دینی و معیشت اقتصادی کشورهای عربی ظهور و ایجاد نگردید که سبب جابهجایی قدرت در منطقه گردد، بلکه از منظر نگارنده چیزی دیگری در این جوامع تغییر یافت که منتج به ظهور هویتهای فرهنگی و سیاسی جدید گردید و آن ظهور جامعه شبکهی مجازی است.
کمپین یک میلیون امضا؛ افزایش آگاهی و حساسیت
گرچه جمع آوری امضا یکی از اهداف این کمپین است اما هدف اصلی و مهمترش همچنان که در طرح کمپین پیش بینی شده افزایش آگاهی و ایجاد حساسیت در میان زنان ومردان نسبت به تبعیضهای قانونی است که نسبت به زنان روا میشود. داوطلبان این کمپین برای آگاهی بخشی اقدام به برگزاری کارگاههایی در شهرها و روستاها کردهاند.
به نظر میرسد که راههای کوتاه مدت و تسکینی – به جای تصمیمگیریها و انتخابهای اصولی- در بازار ایران دائما در تشدید وضعیت آشفتهی اجتماعی و روانی خانوارهای ایرانی تأثیر گذار است. مشابه این قوانین در روزهای اخیر کم تصویب و بخشنامه نشده است.
توصیف و ارزیابی وضعیت اجتماعی ایران در سال ۹۱؛ آسیبها و تواناییها
تراکم آسیبهای اجتماعی و وجود پتانسیل جنبشی در جامعه ایران از یک طرف و انسداد سیاسی تحمیلیِ حکومت بر جامعه سیاسی از طرف دیگر، آیندۀ جامعه ایران را پیشبینیناپذیرتر کرده است. التزام حکومت به سازوکارهای مردمسالاری مثل آزادی احزاب، اجتماعات و رسانهها و پذیرش انجام انتخابات سالم و منصفانه تنها راه مؤثر مهار جامعۀ بحرانزا و بحرانزیِ کنونیِ ایران است.
جامعه ای که در آن عالمان، نخبگان و وارستگان «مبغوض»، و کج اندیشان، منحرفان و تشنگان جاه و مقام «محبوب» باشند، نمی تواند جز تضعیف اخلاق و معنویت، کاهش رشد اقتصادی و افزایش فساد مالی و سیاسی، و بی بند و باری اجتماعی و فرهنگی را انتظار داشته باشد.
در كتابي خواندم اول قدم راه، آن كه انسان همواره در خاطر داشته باشد … رفتني است، كه مردني است. يك بار اين حرف را براي دوستي بازگو كردم. مقداري، به اندازه چند لحظه، مكث كرد. بعد گفت خيلي سخت است. مغز آدم ترك برميدارد. راست ميگفت. مغز آدم ترك برميدارد، يعني من هم رفتني هستم!؟ خانه، بچه، خانواده، شغل، پرستيژ، پول همه چيز از دستم خواهد رفت. آيا من هم خواهم رفت؟ اگر آري ديگر چه انگيزهاي؟ كجا خواهم رفت؟ گويي ديواري به عرض تمام زمين و به ارتفاع تمام آسمانها از سنگ سياه پيش رو باشد و در ميان آن حفرهاي. گويي به گردن انسان، طنابي است که انتهاي آن پشت ديوار است، انتهای آن در دست موجودي ناآشنا. گويي اين طناب را با قدرت بکشند و راه فرار؟ اصلاً!
پیام صوتی عارفه تاج زاده برای پدر دربندش
پدر عزیزم! من از فهم این همه نامردمی عاجز مانده ام. زودتر بیا. بی تاب شده ام. باید از تو بپرسم چگونه است که آنانی که برای همه ستم دیدگان دنیا دل می سوزانند، نه تنها حالی از ستم دیدگان در حیطه اختیار خویش نمی پرسند، بلکه فرمان می دهند به ایجاد سخت ترین شرایط برای خود و خانواده هایشان.
امروز برايمان روشن است كه تهران گرچه قصبه ري بزرگ بوده اما ريشه دارتر از زماني است كه قجرها پايتختش كردند. كاوشهاي تپههاي قيطريه و دروس و عباسآباد، تبار اين شهر را به هزارههاي پيش از ميلاد ميرساند. اما تا قبل از 114 باروي تهماسبي كه در اين شهر به نيت سورههاي قرآن بنا شد اين ده بزرگ نتوانسته بود از سايه «ري باستان» در بيايد. بعد از آن است كه ستاره اقبالش ميگيرد، چنانچه در دوره برافتادن صفويان و برآمدن افغانها و دستاندازي آنها، گفته شده مردمش مقاومتي درخور از خود نشان دادند.
دروغ نگویید؛ اسکناس های دلار دست دولت است، نه صادرکنندگان
در این چندساله که قیمت نفت در جهان بشدت افزایش یافته است تنها کشوری که اکثر درآمدهای خود را صرف واردات کالاهای غیر ضروری کرد تنها کشور ما بود وگرنه اکثر کشورهای نفت خیز طبق گزارشات در این چندساله صندوق های ذخایر ارزی عظیمی ایجاد کردهاند که تا سالها میتواند پشتیبان وضع ارزی کشورشان باشد.
وصیتنامه سیاسی احمد قابل، پژوهشگر دینی
كودتاچیان بدانند كه ریختن خون فرزندان ملت، كه خود به «حماسهآفرینی آنان و كسب عزت برای ایران و جمهوری اسلامی، در انتخابات اخیر» اقرار كردهاند، جز ننگ و نفرت و عذاب الهی در دنیا و آخرت را برای آنان درپی نخواهد داشت. پس از خدا بترسند و خون فرزندان ملت را نریزند، كه در منطق شریعت محمدی(ص) ریختن خون یك نفر بهناحق، همچون كشتار تمامی آدمیان است.
همین چند روز پیش برخی مسئولان با افتخار اعلام کردند بنا دارند اعزام کاروانهای راهیان نور را به کشورهای سوریه و لبنان نیز گسترش دهند! آیا میتوانیم امیدوار باشیم که تجدید نظری کلی در چگونگی آشناسازی جامعه با حماسهسازان خون و شرف و شهادت و آزادگی صورت گیرد که دست کم این همه خسارت جانی در پی نداشته باشد؟ آیا این همه خسارت نمیتواند گمان به اشتباه بودن این سیاست را در ما پدید آورد یا باید باز سالها بگذرد تا پی به خطای این راهکار ببریم؟
آقای علم الهدی! دنیای مردم را که نابود کردید؛ لااقل به دینشان رحم کنید
کاش کسی پیدا شود و به آقای علم الهدی بگوید: بس است! دست از سر امام حسین و کربلا بردارید. اینقدر از کیسه اسلام و مسلمانی و ائمه خرج نکنید و بیش از این تیشه به ریشه دین نزنید. امامی که برای اصلاح قیام کرد و آزادگی را انتخاب کرد کجا و دولت مردانی که هر روز یک فساد تازه اقتصادی و سیاسی آنها عیان می شود کجا؟ دنیای مردم را که نابود کردید؛ لااقل به دینشان رحم کنید. بگذارید همین اندک اعتقادی که مانده و باورهایی که هنوز در قلب و ذهن مردم این سرزمین است از بین نرود.
سلامت انتخابات و «مراقبت های ویژه» مطلوب رهبری
چهل ماه از آن روزها گذشته است. نامزدهای معترض آن انتخابات در بازداشت خانگی هستند و کشور گرفتار پیامدهای بی کفایتی دولتی است که به جای مردم، رهبری به آن مشروعیت داد و حالا رهبری نگران سلامت انتخاباتی است که قرار است هشت ماه بعد برگزار شود و رقبایی که بر سر قدرت از حالا به جان هم افتاده اند. چه شده که رهبری نگران سلامت انتخابات و خواستار مراقبت بیشتر شده است؟ آیا در این چهل ماه، جمهوری اسلامی تغییر کرده یا ساز و کارهای قانونی، و یا ایشان تجربه خاصی در این زمینه دارند که مردم از آن بی خبرند یا قبلا چیزی از احمدی نژاد و دولتش دیده اند که امروز نگران سلامت انتخابات شده اند؟
از خدای بزرگ میخواهم که همهٔ ما را به آنچه صلاح همهٔ آحاد ملت ایران است، راهنمایی کند و رحمت خویش را بر این کشور و ملت گسترش دهد.
ولایتیون یا مصباحیه؛ فتح سنگر رهبری بعد از ریاست جمهوری؟
حکومت اسلامی که مصباح یزدی در نظر دارد، حکومتی است که از رای مردم مشروعیت نمی گیرد. سیاست این جریان برای حذف تدریجی همه حامیان انقلاب و جمهوری اسلامی مرحله به مرحله به انجام شده و اینک نوبت به آخرین خاکریزها رسیده است. این چیزی است که هاشمی رفسنجانی نسبت به آن اعلام خطر می کند.
دراین فرصتی که داشتم توفیق یافتم کتاب ” خاطرات عزت شاهی ” تدوین و تحقیق محسن کاظمی منتشره از سوی ” دفتر ادبیات انقلاب اسلامی ” سوره مهر را مطالعه کنم و به خاطرات دوران جوانی خود باز گردم. حقیقتا به هنگام مطالعه اوراق این کتاب فکر می کردم چقدر خوب بود همه کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، که غالبشان سابقه ای در انقلاب ندارند، به ویژه افرادی که در نهادهای امنیتی و انتظامی و نظامی و قضایی کار می کنند و دستی در امور بازجویی و پیگیری پرونده افرادی که بقول خودشان اتهامات امنیتی دارند، اجبار می کردند که حتما این کتاب را بخوانند تا دریابد که « سرانجام ظلم » جز سقوط و تباهی ظالم نخواهد بود.
از دیپلماسی تهاجمی تا انزوای بینالمللی
آقاي احمدينژاد همان موقع كه ميگفت قطعنامه عليه ما صادر نميشود به روسيه اميد داشت و فكر ميكرد روسيه و چين قطعنامه عليه ايران را وتو ميكنند. بايد پرسيد نتيجه اين سياستها چه شد جز اينكه اقتصاد ما به چين وابسته شده و حجم زيادي از واردات ما هم از اين كشور است يعني اين كشور هم استفاده سياسي از ما ميبرد و هم استفاده اقتصادي و كوچكترين امتيازي هم به ما نميدهد. آنگونه كه گفته ميشود اين كشور الان نفت را هم ارزانتر از ما ميخرد در حالي كه به پيروي از تحريمها خريد نفت خود از ايران را كاهش داده است.
شرايط امروز كه همه در نقد آن مسابقه گذاشته و حاضر به قبول مسووليت و پذيرش خطا و عذرخواهي از مردم نيستند، حاصل رفتارها و خطاهاي گذشته است و رفتارها و خطاهاي امروز در آينده نزديك، محصول ناگوارتر و مصيبتبارتري در پي خواهد داشت. آن زمان كه بيمحابا مديران لايق، توانمند و باتجربه با انواع اتهامها از مصادر اداره كشور كنار گذاشته و به جاي آنان بسياري از افراد بيتجربه، كمتجربه و ناكارآمد با صدها شعار ارزشي و مردمي نشانده شدند، به روشني مشخص بود كه قطار مديريت جامعه به كدام سو ميرود و چه نتايج ناگواري بر روندي كه راه افتاده است، مترتب خواهد شد.
زمزمه های جنگ بین سوریه و ترکیه
در حالی که در روزهای گذشته حملات خمپاره ای ترکیه و سوریه علیه یکدیگر در مرز مشترک تداوم یافته است، پارلمان ترکیه با تصویب طرحی به ارتش ترکیه اجازه داد برای انجام عملیات نظامی وارد خاک سوریه شود. آیا ترکیه و سوریه در حال ورود به جنگ با یکدیگر هستند؟ دامنه چنین جنگی تا چه اندازه گسترده خواهد شد؟ واکنش ایران به چنین جنگی چه خواهد بود؟
می گویم مرتضی جان باورت می شود که ۶۰۰ روز می شود؟ مرتضی آه می کشد. می گویم مرتضی این حصر که نمی تواند تا ناکجا برود. مرتضی پوزخند می زند. می گویم مرتضی جان حالا باید چه کار کنیم. مرتضی می گوید صبر صبر صبر. می گویم مرتضی من که دیگر نمی نویسم. چه بنویسم که باورکردنی باشد که ما فراموش نکرده ایم. مرتضی این درد را پایانی اگر هست تو چیزی بگو، تو که سیاست می دانی، تاریخ می خوانی. مرتضی می گوید امید. امید بذر هویت ماست…
احمدی نژاد و تداوم يك فرهنگ اشتباه
در حقيقت رييس دولت از اساس نبايد و حق ندارد كه درباره ديگر مقامهاي رسمي كشور با چنين ادبياتي سخن بگويد، هر چند حق انتقاد براي ايشان يا هر شهروند ديگري محفوظ و محترم است. شايد ريشه اين رفتارها، همان تهمتها و اتهامپراكنيهايي باشد كه در سالهاي متمادي از سوي اصولگرايان نسبت به اصلاحطلبان انجام گرفت و اكنون خود با همين ادبيات از سوي دولتي روبهرو ميشوند كه از آن بيشترين پشتيباني را ميكردند. اين فرهنگي است كه سالها در قبال ديگران به كار گرفته شد و رييس دولت همواره از آن در داخل و خارج بهره برد و مورد اعتراض قرار گرفت، تا امروز كه ميبينيم دامن رفتار و ادبيات وي به ديگر قوا و اركان داخل كشور نيز رسيده است
نامه محمد نوری زاد به نلسون ماندلا
همه ی ما به اوج که می رسیم، باقی عمر خود را در همان اوج بلوکه می خواهیم. و حتی برای این که از آن اوج فرونغلتیم، دروغ می بافیم و زور می گوییم و ظلم می کنیم و آدم می کشیم و غارت می کنیم. شما اما عطای آن همه اوج شورانگیز را به لقای فهم مردم بخشودید و حظّ تماشای نیکبختی آنان را بر همه ی لذتها برتری دادید.
اقدامات آنی جلوگیری از خونریزی است. اگر نتوان اقدامات آنی را به درستی تشخیص داد متضرر می شویم. یکی از این اقدام آنی جلوگیری از تضعیف بیشتر پول ملی است که در یک شیب تند قرار دارد و اگر کاهش ارزش پول ملی کنترل نشود به سقوط پول ملی منجر می شود . سقوط پول ملی در عین ناباوری می تواند به فروپاشی اقتصاد بیانجامد.
درواقع توقف این طرح یک اقدام از سر ناچاری است و چه مجلس تصویب کند و چه نکند امکان اجرای آن وجود ندارد.
خیلی عجیب است که حاکمیت اقتدارگرا چقدر می خواهد برای این قاضی مرتضوی از آبروی نظام هزینه بپردازد و اینگونه اجرای « عدالت » را در کشور به سخره بگیرد؟









