سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

راهیان نور و یک سؤال شرعی

چکیده :همین چند روز پیش برخی مسئولان با افتخار اعلام کردند بنا دارند اعزام کاروان‌های راهیان نور را به کشورهای سوریه و لبنان نیز گسترش دهند! آیا می‌توانیم امیدوار باشیم که تجدید نظری کلی در چگونگی آشنا‌سازی جامعه با حماسه‌سازان خون و شرف و شهادت و آزادگی صورت گیرد که دست کم این همه خسارت جانی در پی نداشته باشد؟ آیا این همه خسارت نمی‌تواند گمان به اشتباه بودن این سیاست را در ما پدید آورد یا باید باز سال‌ها بگذرد تا پی به خطای این راه‌کار ببریم؟...


سید ضیاء مرتضوی

1 ـ “… ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم. ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید بر روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شکستیم… جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد… ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.”
این فرازی کوتاه از آن همه تکریم و تجلیل از حماسه‌سازان هشت سال دفاع مقدس و سربازان خون و شرف و شهادت و آزادگی توسط حضرت امام خمینی(قده) است که اینک در این یادداشت به یاد صدها هزار شهید و جانباز و به یاد سرزمین “نور” در جنوب و غرب کشور، بازگو شد. رحمت خدا بر آن بنده صالح خدا و بر شهیدان مظلوم جنگ تحمیلی.

۲ ـ تردیدی نیست که حماسه شرف و شهادت و آزادگی ملت مسلمان ایران در طول هشت سال و آن همه پاکی و اخلاص و خدا‌خواهی و مقاومت، به رهبری آن بزرگ مرد الهی، سرمایه بی‌بدیل و ماندگاری است که اگر درست نگه‌داری شود و درست از آن بهره گرفته شود و صرف برخی نیازهای مقطعی و جزئی و جناحی نگردد، دهها سال و بلکه بیشتر می‌تواند و باید الهام‌بخش جامعه ما و مسئولان آن در تلاش برای خدا و از خودگذشتگی و مبارزه با مظاهر گوناگون دنیاطلبی به ویژه در مسئولان و زمامداران و در مدیریت بحران‌ها و مقابله با دشمنان این ملت و این سرزمین باشد. البته با شروط آن، از جمله اینکه درست بازگو شود، ابزار دنیاطلبی نگردد، عملکردها با آن همخوانی داشته باشد، و صرف اهداف کوچک نگردد و پیشگامان پس زده نشوند و تازه ‌رسیدگان جلو نیفتند و…

اگر چنین باشد، آن وقت می‌توان امید داشت که بخشی از اثر بخشی ماندگار این سرمایه بزرگ نیز با راهی شدن به سرزمین‌هایی که جایگاه نورافشانی فرزندان این آب و خاک، یعنی فرزندان اسلام بوده است، حاصل گردد. اما اینک در مقام داوری در این باره نیستیم.

۳ ـ خبر هر چند بس دردآور است و دل آدمی را ریش‌ریش می‌کند و انگشت تأثر و تاسف گزیده می‌شود، اما تازگی ندارد و تکراری است! رویداد مکرری که بر انبوه و اندوه خانواده‌های داغدار می‌افزاید. ۲۲ نفر دانش‌آموز دبیرستانی، ۲ آموزگار، و ۲ همراه، آری ۲۶ نفر از فرزندان این سرزمین که اسامی آنان نشان می‌دهد هر یک به خانواده‌ای تعلق دارند، کشته شده‌اند. یک شهر و یک استان؛ نه، بلکه یک کشور داغدار این همه عزیز می‌شود که با چه خون دلی به این سن رسانده شده‌اند و در دل‌ها چه امیدها و آرزوهایی در پسِ سال‌های دیگر زندگی‌شان انباشته شده بود. اما همه در چند لحظه، در شبی تار، سرازیر درّه‌ای می‌شود که حتی وزیر مربوطه نیز از کنار آن جا‌خالی می‌دهد و به خبرنگارانی که درباره آن می‌پرسند می‌گوید: “بروید از مسئولانش بپرسید!” گل‌ها و آرزوها و سرمایه‌هایی که در روز روشن بر شانه هزاران سیاه‌پوش داغدار روانه خاک سرد قبرهایی می‌گردد که سال‌های سال مونس دل پدران و مادران و خواهران و برادران و خاله‌ها و عمه‌ها و عموها و دایی‌ها و آن همه خویشان نزدیک و دور و دوستان و همسایه‌ها خواهد بود. آیا جز این است؟ با تاثر و تاسف این مصیبت جان‌سوز را به همه داغدیدگان تسلیت می‌گوییم و از درگاه خداوند مهربان برای آنان صبر جمیل و اجر جزیل و برای آن عزیزان پرپر شده رحمت و غفران و برای مجروحان حادثه شفای عاجل و برای همه مسافران سلامتی درخواست می‌کنیم. آمین یا رب العالمین.

۴ ـ چرا خبر غم‌بار دختران معصوم بروجنی تازگی ندارد؟ چون بار اول و دوم و حتی سوم نیست؛ تنها یک جستجوی ساده اینترنتی با همین سه کلید واژه “راهیان، نور، تصادف” با همین سرعت قطر‌ه‌چکانی اینترنت در چند دقیقه به شما خواهد گفت که مثلاً از سال ۸۶ تاکنون نزدیک به ده مورد تصادف در کاروان‌های راهیان نور دانش‌آموزی، دانشجویی و فرهنگی اتفاق افتاده است (نگارنده خود ۹ مورد یافت). چنانکه در اسفند ۸۶ در تصادف دانشجویان پسر ۲۲ نفر سوختند و ۷ نفر زخمی، در فروردین ۸۷، ۲۷ نفر معلمان و فرهنگیان کشته و ۱۳ نفر زخمی و در فروردین ۹۰، ۱۱ دانشجوی پسر کشته و ۳۸ نفر زخمی شدند. و… وزیر که از خود سلب مسئولیت کرد! و برخی نیز در توجیه گفتند اعزام‌ها بر پایه بخشی از واحد درسی دانش‌آموزان است که ۱۰ نمره نیز دارد! و همین چند روز پیش برخی مسئولان با افتخار اعلام کردند بنا دارند اعزام کاروان‌های راهیان نور را به کشورهای سوریه و لبنان نیز گسترش دهند! اما به نظر شما و به نظر کسانی که تصمیم‌گیرندگان اصلی در این موضوع هستند، چند بار دیگر باید چنین مصیبت‌هایی پیش آید تا بتوان یک سؤال شرعی را در این باره مطرح کرد و پرسید: آیا کارهایی از این دست به دور از “اگر” و “مگر” با موازین شرعی انطباق دارد؟

۵ ـ سؤال این است: صرف نظر از اهداف و چگونگی محتوای کلی این سفرها و با فرض اینکه از این جهت خدشه و منعی در واقع در میان نباشد، آیا همین اندازه احتمال خطر و ضرر که از ناحیه تکرار این حوادث در چند سال اخیر وجود دارد، احتمالی عقلایی نیست که فقهای بزرگوار ما در موارد مشابه آن، حکم به منع و حرمت آن کرده‌اند؟ آیا هر اقدامی که چنین احتمال عقلایی خطر و ضرر جانی را در پی داشته باشد، در حالی که ضرورت جنگ و جهاد و حضور در میدان معرکه که طبعاً خطر دارد، وجود نداشته باشد، منع شرعی ندارد؟ اگر وظایفی شرعی مانند روزه و حج مواجه با احتمال عقلایی ضرر یا خطر باشد، آیا فقهای عزیز در همین رساله‌های عمومی عملیه، فتوای به عدم وجوب و حتی نظر به حرمت آن نداده‌اند؟ آیا شرایط کشور و جامعه چنان است که باید همانند زمان جنگ چنین خطرها و ضررهای احتمالی را که عقلای عالم برای آن حساب باز می‌کنند، به جان خرید و مانند مجاهدان عزیز در جنگ تحمیلی به استقبال آن رفت؟ اگر هم به فرض افراد و خانواده‌ها احتمال خطر و ضرر جانی را برای خود چنان ضعیف بدانند که شرعاً وظیفه‌ای برای ترتیب اثر دادن به آن نداشته باشند، اما آیا مسئولان نظام که این اقدامات به تشخیص و دستور آنان صورت می‌گیرد، نسبت به احتمال عقلایی خسارات جانی که در کل وجود دارد و گزافه نیست که گفته شود حال دیگر در حدّ “ظن و گمان” در آمده، مسئولیت شرعی احساس نمی‌کنند؟ مسئولانی که گزافه نیست گفته شود دست‌کم در عمل نشان داده‌اند نمی‌توانند جان این عزیزان را به درستی حفظ کنند.

آیا با عملکردی که در این چند سال، هر چند پیداست ناخواسته، وجود دارد، آن هم در موضوع بسیار مهم حفظ جان انسان، در حدّ یک احتمال عقلایی نیز در پیش آمدن خطر جانی برای برخی از افراد کاروان‌ها، برای مسئولان یاد شده در هر جایگاهی که هستند، شبهه شرعی و بلکه حرمت شرعی پدید نمی‌آورد؟ در اینکه این موضوع دست‌کم در حد احتمال ضرر روزه گرفتن برای بیمار یا زیان به مادری که شیر می‌دهد یا کودکی که شیر می‌خورد هست، آیا تردید وجود دارد؛ در حالی که همه می‌دانیم فقهای چنین روزه‌گرفتنی را که مایه سوء تغذیه یک طفل شیر‌خوار ?ا احتمال عقلائ? آن می‌شود نادرست شمرده‌اند؟ اگر به واقع به آن آموزه قرآنی توجه و اهتمام ورزیم که “هر کس یک نفر بی‌گناه را بکشد گویا که همه مردم را کشته است” و آن روایات که فردای قیامت برخی افراد را شریک خون بی‌گناهان به حساب می‌آورند، تنها به دلیل اینکه در جایی سخنی گفته‌اند که در نهایت، هر چند به دست دیگران، منجرّ به قتل کسی شده است، شاید به خود آییم که آیا مسئول دختران بروجنی، تنها آن راننده سهل‌انگار و یا خواب‌آلود یا نقص فنی خودرو است، یا “پیش” از آن و “پس” از آن و “همراه” آن، کسان دیگری نیز شرعاً و بلکه قانوناً مسئول هستند که به رغم تجربه‌های تلخی که شاهد هستیم و هستند، باز رویه گذشته را پی می‌گیرند یا بر آن مهر تأیید می‌زنند و بخشی از بودجه کشور را نیز صرف آن می‌کنند؛ با اینکه تردید نداریم در پی هر حادثه‌ای نیز به واقع متأسف و حتی متأثر می‌شوند؟ و چه کسی است که چنین خبرهایی را بشنود و متاثر نگردد حتی اگر صدا و سیما نیز به هر دلیل از کنار آن ساده بگذرد و مثلا در سال ۸۶ خبر شهادت پنج نفر از زائران عزیز عتبات را بر خبر در آتش سوختن ۲۲ نفر از دانشجویان عزیز راهیان نور ترجیح دهد؛ چنان که چنین نیز کرد! اگر چنین سؤال شرعی دست کم برای خانواده‌ها وجود ندارد یا پاسخ آن به گونه واضح منفی است که حرفی نیست اما در غیر این صورت چه باید گفت؟

۶ ـ شاید شما خواننده ارجمند نیز همچون نگارنده در خاطر داشته باشید که حضرت امام خمینی(قده) در سال ۵۸ زمانی که در قم حضور داشتند، به جز دیدارهایی که در اقامتگاه خود با اقشار مختلف برگزار می‌کردند و گاه در روز به چند مورد می‌رسید، مدتی پنجشنبه‌ها نیز در مدرسه فیضیه قم، پذیرای عموم طبقات و گروه‌هایی بودند که از سراسر کشور به دیدار ایشان می‌آمدند و حیاط بزرگ مدرسه و فضای آن را پر از شور و احساسات پاک خود می‌کردند. بانوان برای حضور در مدرسه نوعاً از درب آستانه که در جانب جنوبی آن واقع شده و دارای چند پله است وارد می‌شدند. در آخرین دیدار به خاطر ازدحام و سیل جمعیت، برخی بانوان زیر دست و پا مانده، عده‌ای مصدوم شدند و متأسفانه یک یا دو یا سه نفر (اینک به صورت دقیق در خاطر حقیر نمانده و فرصت بررسی نیست) نیز جان خود را از دست دادند. و این حادثه باعث شد، به رغم برگزاری آن دیدارهای با شکوه و نیازی که به آن بود، حضرت امام(قده) آن دیدارها را قطع و به همان دیدارهای داخل خانه بسنده کردند و دفتر معظم له نیز آن را اعلام کرد.

حال آیا می‌توانیم امیدوار باشیم که تجدید نظری کلی در چگونگی آشنا‌سازی جامعه با حماسه‌سازان خون و شرف و شهادت و آزادگی صورت گیرد که دست کم این همه خسارت جانی در پی نداشته باشد؟ آیا این همه خسارت نمی‌تواند گمان به اشتباه بودن این سیاست را در ما پدید آورد یا باید باز سال‌ها بگذرد تا پی به خطای این راه‌کار ببریم؟

۷ ـ پایان بخش این یادداشت را خاطره‌ای گویا و درس آموز از امیر‌المؤمنین علی(ع) قرار می‌‌دهیم. ایشان روزی وارد وضو‌خانه مسجد کوفه شد، کفش‌های خود را در آورد و کناری نهاد و تازیانه خود را نیز روی آن گذاشت. نزدیک شد تا وضو بگیرد. کسی به نام “رزین” نیز که خود این خاطره را باز گفته می‌خواست وضو بگیرد. وی که حضرت را نمی‌شناخت، خواسته یا ناخواسته، امام(ع) را هل داد و امام روی دست‌های خود بر زمین افتاد. امام برخاست، وضوی خود را گرفت اما وقتی فارغ شد با تازیانه خود سه شلاق به رزین زد؛ بعد فرمود: این تازیانه به خاطر رفتاری که با من کردی نیست، بلکه به این دلیل است که دیگری که از من ضعیف‌تر است می‌آید و تو همین رفتار را با او خواهی کرد، و او را هل می‌دهی و (چه بسا) باعث شکستگی او می‌شوی و آن وقت باید غرامت بدهی. رزین می‌گوید: پرسیدم: این کیست؟ گفتند: امیر‌المؤمنین(ع) است. رفتم از ایشان عذرخواهی کنم، اما او رفت و به من توجه نکرد. [نک: کافی، ج ۷، ص ۲۶۸؛ بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۱۱۴٫]

آیا این همه خسارات و یا اقدامات و تصمیمات خسارت‌بار از جمله در این دست اردوها که حالا دیگر کم و بیش جنبه رسمی و درسی با ثبت نمره هم به آن داده شده، در حدّ سهل‌انگاری و کوتاهی یک نماز‌خوان در وضو‌خانه مسجد کوفه یا جای دیگر که مایه افتادن دیگری و احتمال زیان بدنی به وی، می‌شد، برای ما مسئولیت شرعی پدید نمی‌آورد که به فراخور آن از این زیان‌های “محتمل” یا “مظنون” و در مجموع چه بسا “قطعی” جلوگیری کنیم؟ آیا گریه‌آور نیست که در پی یکی از همین حادثه‌های دلخراش یکی از مسئولان این گونه پاسخ و دلداری می‌دهد که همه افرادی که اعزام می‌شوند بیمه می‌گردند! آیا منطق امیر‌المؤمنین(ع) نیز همین بود؟ و آیا همان کشورهای غربی استکباری که هر روز در صدا و سیما و گویا به صورت سهمیه روزانه، طبل رسوایی در مدیریت جامعه و بحران‌زدگی آنها به صدا در می‌آید و از سوء رفتار مدیران آن سخن گفته می‌شود، به واقع و در عمل، به این آموزه علوی بیشتر اهتمام دارند و عمل می‌کنند یا ما که افتخار ادّعای پیروی از آن بزرگوار را داریم؟ فاعتبروا یا اولی الابصار.

منبع: جمهوری اسلامی


9 پاسخ به “راهیان نور و یک سؤال شرعی”

  1. یکی از خیلیها گفت:

    مگر کسی که خود را جانشین خدا میداند میگوید: ببخشید یا نمیدانم طرف میگه هرچی من میگم خدا گفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  2. Davoud Farehi گفت:

    تقریبا درتمامی کشورهای دنیا درزمانهای مختلف وسبب مختلف جنگی درگرفته و با پایان ان تنها یادمانی از ان درست کرده اند که فجیع ترین ان جنگ جهانی دوم و بمباران هیروشیمابود که تنها یامانی بران ساختندو تمام
    ولی انگاری جنگ تحمیلی ما دکانی تمام نشدنی برای عده ای بی هنر وبیکاره تبدیل شده که جنگل تحریب میکنند وگلهای مردم را پرپر میکنند به عنوان نمره دادن درس دفاعی (بخوانیدحمله) ماباچه کسی سردعواداریم که اینهمه نیروی دفاعی بخواهیم شمارابه خدا سوگند یا این دکانرا تعطیل کنیدوبه سوریه ولبنان بروید یا نیروهای خودتان را به اردوی   راهیان نور!!! ببرید

  3. ناشناس گفت:

    به زبان نیاوردن “ببخشید”  یا “نمیدانم” متاسفانه در فرهنگ ماست و اغلب تصور می کنیم اگر بگوییم نمیدانم مردم ما را عامی و بی سواد و نادان تصور خواهند کرد در صورتی که همه چیز را همگان دانند. دلیلی ندارد من برای هر پرسشی پاسخ درست داشته باشم. بالاخره باید گاهی هم  بگویم نمیدانم. دیگری نیز همینگونه ما فکر می کنیم اگر بگوییم ببخشید من اشتباه کردم خیلی خود را کوچک کرده ایم ومردم در مورد ما بسیار بد قضاوت خواهند کرد. دیگر از ضعف های ما قبول مسئولیت و اقرار به کوتاهی است. دیدید که اوباما اقرار کرد و گفت” من در رده بالا قرار دارم و مسئولیت حادثه بن غازی و حمله به کنسولگری آمریکا در لیبی را می پذیرم” اتفاقا همین اقرار باعث شد که موقعیت او بهتر شود.  اما مقامات ایرانی؟ اصلا هر اتفاقی بیفتد کی کی بود و بعد هم موضوع لوث می شود.

  4. انقلابی شش آتشه گفت:

    مصطفی                                                                                                                                                             غیر از این موارد ، مواردی مثل دفن شهدا در کوه ” کلک چال ” تهران که باعث غلتیدن چند نفر از کوه و کشته شدن آنها که آنها را نیز در این کشور شهید محسوب کرده اند و کشته شدن افرادی هنگام تشییع جنازه استخوانهای آنها با تریلر در معابر و خیابانها که در اثر ازدحام زیر تریل ها جان سپرده اند باید به این مجموعه اضافه کرد که این جانها فقط برای در صحنه بودن مردم و تأیید حاکمیت انجام میگیرد و مسئول این جانها ” سردار باقر زاده ” است که فقط هنرش در این کشور ” استخوان گردانی ” و تزویر حکومت از خون این شهیدان گران قدر است .        

  5. Ariyajavid گفت:

       تازه حالا فرمودند رفتن به اردوی راهیان زور نمره نداره!!!!! یکی باید به این مردک بگه شاید رفتنش نمره نداشته باشه ولی نرفتنش نمره کم میکنه.تو مدرسه خواهرزاده من گفتن رفتن به این اردو 8نمره داره.آقایون بگردن یه راه بهتری و کم هزینه تر برا آشنایی بچه ها با دستاوردهایه دفای مقدس پیدا کنند.

  6. Majidbb83 گفت:

    با سلام :بنده تا به حال به سرزمین های راهیان نور نرفته بودم ولی یکبار که رفتم احساس رضایت کردم. ولی این دلیل نمی شه که سفر را تعطیل کنند. حالا مگه شماها که به شمال واسه تفریح میرید با غرق شدن بعضی دیگه سفر هاتون را تعطیل می کنید. دوستان به اتفاقات مغرضانه نگاه نکنیم.

  7. Majidbb83 گفت:

    با سلام :بنده تا به حال به سرزمین های راهیان نور نرفته بودم ولی یکبار که رفتم احساس رضایت کردم. ولی این دلیل نمی شه که سفر را تعطیل کنند. حالا مگه شماها که به شمال واسه تفریح میرید با غرق شدن بعضی دیگه سفر هاتون را تعطیل می کنید. دوستان به اتفاقات مغرضانه نگاه نکنیم.

  8. Majidbb83 گفت:

    با سلام :بنده تا به حال به سرزمین های راهیان نور نرفته بودم ولی یکبار که رفتم احساس رضایت کردم. ولی این دلیل نمی شه که سفر را تعطیل کنند. حالا مگه شماها که به شمال واسه تفریح میرید با غرق شدن بعضی دیگه سفر هاتون را تعطیل می کنید. دوستان به اتفاقات مغرضانه نگاه نکنیم.