سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمدعلی ولایتی: کاش از ظاهرسازی رژیم صهیونیستی یاد می‌گرفتید و زندانیان سیاسی را ...
» پیام محمدعلی ولایتی، زندانی بند 350، در پایان اعتصاب غذا

محمدعلی ولایتی: کاش از ظاهرسازی رژیم صهیونیستی یاد می‌گرفتید و زندانیان سیاسی را آزاد می‌کردید

چکیده :محمدعلی ولایتی، زندانی سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین که هفته ی گذشته پس از بیش از ۵۰ روز اعتصاب غذای تر در پاسخ به درخواست فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به اعتصاب غذای خود پایان داده بود با ارسال نامه ای از همه ی دوستان و دلسوزان تشکر کرده و خاطرنشان کرده است: ای کاش برای حفظ ظاهر هم شده همانند رژیم صهیونیستی که دشمن خود را بعد از ۴۳ روز اعتصاب غذا آزاد کرد یک زندانی سیاسی را که نه تنها مسلح نیست نه تنها شهروند یک سرزمین دیگر نیست بلکه به عنوان شیعه ایرانی که سی و یک سال را صادقانه خدمت کرده است و تنها منتقد سیاست های جاری است خرافی خواندند و پاسخی در خور به درخواست های قانونی کوچک او (اعاده دادرسی، ملاقات با دادستان کل) می دادند. ...


محمدعلی ولایتی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که هفته ی گذشته پس از بیش از ۵۰ روز اعتصاب غذای تر در پاسخ به درخواست فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به اعتصاب غذای خود پایان داده بود با ارسال نامه ای از همه ی دوستان و دلسوزان تشکر کرده و خاطرنشان کرده است: ای کاش برای حفظ ظاهر هم شده همانند رژیم صهیونیستی که دشمن خود را بعد از ۴۳ روز اعتصاب غذا آزاد کرد یک زندانی سیاسی را که نه تنها مسلح نیست نه تنها شهروند یک سرزمین دیگر نیست بلکه به عنوان شیعه ایرانی که سی و یک سال را صادقانه خدمت کرده است و تنها منتقد سیاست های جاری است خرافی خواندند و پاسخی در خور به درخواست های قانونی کوچک او (اعاده دادرسی، ملاقات با دادستان کل) می دادند.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی در نامه خود که همان روز پایان اعتصاب نگاشته، با بیان اینکه در این زمان به تلاشم برای رفع ظلم افزودم و همه راه های قانونی را پیمودم ولی متاسفانه باز هم تمام این تلاش ها بی فایده بود و عملا راهی به غیر از اعتصاب غذا برای رساندن صدایم به گوش تصمیم گیرندگان باقی نماند بنا بر این علی رغم میل باطنی دست به اعتصاب غذا زدم، آورده است: اما باز هم به جای رسیدگی یا حداقل توجه به مطالباتم به مدت ۲۰ روز به سلول انفرادی منتقل شدم و خوشبختانه علی رغم بی تفاوتی مسئولین امنیتی و قضایی نسبت به سلامت اعتصاب کنندگان از جمله بنده و برادر بزرگوارم آقای معتمدنیا و … تهدید دائمی انتقال به سلول انفرادی!!

هفته ی گذشته فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در پیامی از محمدرضا معتمدنیا و محمدعلی ولایتی، دو زندانی سیاسی که در زندان اوین دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده اند در خواست کرده بودند که به این اعتصاب نامحدود پایان دهند.

دختران این دو همراه سبز، در این پیام با بیان اینکه برای ما در این روزهای سخت که به جبر و ظلم از پدر و مادر خود دوریم وجودتان که برایشان عزیز بود دو صد چندان عزیزتر گشته است، تاکید کرده اند: ما همه، وعده حق خدا را باور داریم که ان مع العسر یسری، به یقین پس از سختی آسانی است.

محمد علی ولایتی معاونت امور استان های ستاد مردمی مهندس میر حسین موسوی را در انتخابات ۱۳۸۸ بر عهده داشت. او شهریور ماه سال جاری به دو سال حبس محکوم شده است.

این زندانی سیاسی به مدت سی سال در پست هایی از جمله بخشداری فیروزکوه، معاونت اداری و مالی دانشکده وزارت اطلاعات، و دبیر پشتیبانی دانشگاه شاهد، معاونت بازرسی وزارت کشور در ۸ سال دولت اصلاحات فعالیت داشت در حال حاضر دبیر اجرایی خانه احزاب و بازرسی آن می باشد.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به نام خداوند بخشنده مهربان

سروران گرامی، شخصیت های محترم، هم بندیان عزیز

بیشتر از هر چیز وظیفه دارم از طرف خودم و خانواده ام از همه شخصیت های عزیز، دوستان، فامیل ها و هم شهریان عزیزم که به دلیل اعتصاب غذا ۵۰ روزه ام ابراز نگرانی و همدلی نمودند صمیمانه تشکر نمایم.

بویژه هم بندیان فرهیخته، مظلوم و زجر کشیده که با دلایل واهی حکم های سنگین برای آنان صادر شده است. دعا می کنم هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده خود بازگردند.

اینجانب از سال ۱۳۷۶ مورد ظلم برخی از نهادهای امنیتی قرار گرفته ام و علی رغم پیگیری های جدی نه تنها نتیجه ای از این تلاشها به دست نیامد، بلکه نهایتا با صدور حکم دو سال حبس دوساله در بند ۳۵۰ اوین زندانی شدم.

در این زمان هم به تلاشم برای رفع ظلم افزودم و همه راه های قانونی را پیمودم ولی متاسفانه باز هم تمام این تلاش ها بی فایده بود و عملا راهی به غیر از اعتصاب غذا برای رساندن صدایم به گوش تصمیم گیرندگان باقی نماند بنا بر این علی رغم میل باطنی دست به اعتصاب غذا زدم. اما باز هم به جای رسیدگی یا حداقل توجه به مطالباتم به مدت ۲۰ روز به سلول انفرادی منتقل شدم و خوشبختانه علی رغم بی تفاوتی مسئولین امنیتی و قضایی نسبت به سلامت اعتصاب کنندگان از جمله بنده و برادر بزرگوارم آقای معتمدنیا و … تهدید دائمی انتقال به سلول انفرادی!! شخصیت های سیاسیِ فرهنگی و اجتماعی با ابراز همدلی و پشتیبانی از مطالبات زندانیان سیاسی به خصوص اعتصاب کنندگان خواستار پایان بخشیدن به این اعتصاب غذا شدند و از بروز عوارض احتمالی جبران ناپذیر ناشی از اعتماد که خود، خانواده و جامعه عمری باید هزینه آنرا بپردازند، اظهار نگرانی کردند.

همه این موارد در حالی است که رسانه های دولتی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در بخش های مختلف خبری سنگ تمام گذاشتند و اطلاع رسانی همه جانبه ای نمودند؟! ولی هیچ یک از روزنامه های رسانه های غیر حکومتی و اصلاح طلبان ایران اجازه چاپ یک کلمه در مورد اعتصاب کنندگان را ندارند و این است سیاست یک بام و دو هوای حاکمان ما که یا ما را شیعه، ایرانی و اعتصابی نمی دانند یا اعضا خانه را رها کرده اند و تنها به فکر همسایه اند. و این همان کشوری است که رییس دولت آن در مجامع بین المللی ادعا می کند اینجا آزادترین کشور دنیاست؟! ای کاش حاکمان ما به اندازه ی بحرینی برای شهروندان ایرانی حقوق شهروندی قایل بودند.

ای کاش برای حفظ ظاهر هم شده همانند رژیم صهیونیستی که دشمن خود را بعد از ۴۳ روز اعتصاب غذا آزاد کرد یک زندانی سیاسی را که نه تنها مسلح نیست نه تنها شهروند یک سرزمین دیگر نیست بلکه به عنوان شیعه ایرانی که سی و یک سال را صادقانه خدمت کرده است و تنها منتقد سیاست های جاری است خرافی خواندند و پاسخی در خور به درخواست های قانونی کوچک او (اعاده دادرسی، ملاقات با دادستان کل) میدادند.

اکنون اینجانب با عنایت به ارسال پیام های محبت آمیز بزرگان و سروران عزیز از جمله فرزندان نخست وزیر محبوب دوران دفاع جناب آقای مهندس میر حسین موسوی، جمعی از اعضای شورای مرکزی خانه احزاب ایران، سرکار خانم طالقانی بازرس خانه احزاب و همه شخصیت های فرهیخته معزز (از اسم بردند آنان به دلیل فضای امنیتی معذورم) که به صورت مکتوب، شفاهی، حضوری، تلفنی در خواست نمودند علی الخصوص در خواست مکرر هم بندیان مظلوم و دلسوزم در پنجاهمین روز، به اعتصاب خود پایان می دهم امیدوارم اولا همه زندانیان سیاسی به خصوص مهندس میر حسین موسوی سرکار خانم زهرا رهنورد و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی هرچه زود تر از بند اسارت آزاد و ثانیا ملت بزرگ ایران با تلاشی مضاعف هرچه زودتر به حق مسلم خود که همان دموکراسی و انتخابات آزاد است دست یابند.

محمد علی ولایتی

بند آزادگان – بند ۳۵۰ اوین

روزشمار اعتصاب:

پایان اعتصاب غذای اعتراضی محمدعلی ولایتی، زندانی محبوس در بند ۳۵۰ اوین

مهدی خزعلی: برادر عزیز محمد ولایتی روزه ات را افطار کن!

دختران موسوی و رهنورد به معتمدنیا و ولایتی: رنج شما، غم پدر و مادر ماست، به اعتصاب خود پایان دهید

دختر محمدعلی ولایتی: نگرانیم که اتفاق بدی برای پدرم بیفتد

طرح سبز/ بیش از یک ماه اعتصاب غذا در اعتراض به عدم اجرای قانون اساسی

همسر محمدعلی ولایتی: خواستم بگویم اعتصابت را بشکن، اما گفتم خدا پشت و پناهت

انتقال محمدعلی ولایتی، زندانی سیاسی اعتصاب کننده غذا، به بهداری اوین

ادامه اعتصاب غذا و انتقال محمدعلی ولایتی به انفرادی بند ۲۴۰ اوین

اعتصاب غذای محمدعلی ولایتی، زندانی سیاسی در اعتراض به رفتارهای غیرقانونی مسوولان


  • ناشناس

    سلامت باشی مرد

  • ناشناس

    به هر حال انصاف را باید در نظر داشت. فراموش نکنید که اینها با هموطنان خود سروکار دارند و آنها را مثل آب خوردن کشتند و زندانی کرده اند. ده سال و بیست سال و سی سال به خاطر یک مرگ بر این و آن گفتن. اما اسرائیلی ها با دشمنان خود سروکار دارند که میخواهند سر به تن اسرائیلی ها نباشد. اما هر علتی داشته باشد، شرم و حیای آنها و احترام آنان به افکار بین المللی به مراتب از جمهوری اسلامی بیشتر است که به حرفهای آن عده اعتصاب کننده گوش کردند. این همه مرد و زن ایرانی در زندانهای این ها دست به اعتصاب زدند و حتی یکی در زندان کشته شد، آیا اینها هرگز به خاطرشان رسید که از او استمالت کنند یا بگوییند همین ها بودند که به خیابانها ریختند و ما را به این مقام و منصب رساندند. بهتر است قدری به فکر این مردم باشیم و فراموش نکنیم که دیروز چه کاره بودیم و این مردم چه خدماتی نسبت به ما کردند. والله انصاف را نباید از نظر دوست داشت رژیم اسرائیل هرچه باشد، به مراتب از اینها بهتر است.

  • ناشناس

    راستی که اینبار استکبار مشت محکم بر دهان ما کوبید!

  • ناشناس

    سمیر قنطار
    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    سمیر قنطار (زاده: ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۲ دروزی مذهب در عیبه از توابع جبل، لبنان)[۱] یک شبه‌نظامی عضو سازمان آزادی‌بخش فلسطین است که به اتهام قتل یک خانواده اسرائیلی به زندان ابد محکوم شد، ولی در تبادل اسرای سال ۲۰۰۸ بین اسرائیل و حزب الله لبنان از زندان آزاد شد.
    سمیر قنطار در آوریل ۱۹۷۹ میلادی همراه سه هم‌رزم خود با یک قایق لاستیکی موتوری از ساحل لبنان به داخل خاک اسرائیل نفوذ کرده و در ساحل شهر نهریا پیاده شدند.[۴] او پس از قتل یک پلیس اسرائیلی به خانه یک خانواده اسرائیلی که در خواب بودند حمله برد و پدر خانواده، دنی هاران، و دختر ۴ ساله‌اش، عینات را از خانه بیرون برد در حالی که مادر در گوشه‌ای از خانه همراه دختر دو ساله‌اش مخفی شده بود. مادر از ترس این که دخترش فریاد بکشد دهانش را با دست پوشانده بود که به خفگی و مرگ دخترش انجامید. به گفته شاهدان قنطار پدر و دختر را به ساحل برد، از پشت به سر پدر شلیک کرد. سپس با قرار دادن سر دختر ۴ ساله بر روی سنگ و کوبیدن قنداق تفنگ بر آن، جمجمه او را خُرد کرد که به مرگ دختر ۴ ساله انجامید.[۵]
    دستگیری، دادگاه و زندان

    در حالی که دو تن از همراهان قنطار حین تیراندازی در ساحل توسط پلیس اسرائیل کشته شدند، او نهایتا توسط پلیس اسرائیل دستگیر شد. سمیر قنطار در باز جویی‌های اولیه قتل عینات را برعهده گرفت ولی در در دادگاه از پذیرش آن سر باز زد.[۶],[۷] قنطار آن را نسخه اسرائیلی ماجرا خوانده‌است.[۸] این در حالی است که گزارش پزشک قانونی علت مرگ عینات را شکستگی جمجمه توسط یک شیء غیر نوک تیز، مانند قنداق تفنگ تشخیص داده و بقیای بافت مغزی عینات روی کلاشینکف قنطار یافت شده‌است.[۹]

    از آنجا که در کشور اسرائیل مجازات اعدام وجود ندارد، به جرم قتل سه نفر به ۴ بار حبس ابد و ۴۷ سال زندان محکوم شد.[۱۰] در طول دوران زندان، وی زبان عبری را فرا گرفت و در دانشگاه آزاد اسرائیل، از طریق دروس مکاتبه‌ای ثبت نام کرد و موفق به دریافت مدرک کارشناسی (لیسانس) شد.[۱۱]
    اقایان در ایران انصافا در این رابطه باید از اسرائیلیها همان صهیونیستها ظاهر سازی را یا د بگیرند انان به دشمنان خود از جمله قاتلین فرزندانشان اجازه می دهند در زندانها درس بخوانند و ولی در ایران اسلامی (که حاکم او.لش هیچگونه بویی از اسلام رحمانی نبرده است ) فرزندان مظلوم این مرز بوم به جرم سخن گفتن و ابراز عقیده شکنجه و تحقیر و از درس محروم میشوند

  • ناشناس

    فریاد زکرده های نافرموده .

  • ناشناس

    ایکاش شما هم از سارکوزی یاد می گرفتین وبا با آن تفاوت فاحش رای به رقیب پیروز تبریک می گفتین و مملکت را به اینجاها نمیکشوندبد وخودتونو بد بخت وآواره ومواجب بگیر اجانب نمی کردین.