نامزدهای انتخاباتی ما: محمد سیف زاده، مهدی محمودیان، آرش سقر و سروش صفای وردی
چکیده :گویا قرار بود از خرداد 88 همه چیز بر عکس شود، همان طور که فعالان انتخاباتی و رای دهندگان راهی زندان شدند، افشا کننده گان این جنایت نیز راهی زندان شدند و عاملان و آمران آن پست گرفتند و پاداش. و از آن طرف وکیلان که متعهدانه برای دفاع از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی بیگناه وارد صحنه شدند و شرافت را فدای مصلحت نکردند و البته خود نیز قربانی شدند و راهی زندان....
کلمه- گروه اجتماعی
جواب مردمی که دنبال رایشان بودند بازداشت شد و گلوله و باتوم، جوانانی که به خیابان آمدند یک به یک بازداشت شدند و راهی زندان گشتند اما نه حتی زندان اوین بلکه جایی به نام بازداشت گاه کهریزک، جایی که بهترین و پاک ترین فرزندان این سرزمین را در آن جای دادند.
کهریزک یک فاجعه بود، به مسلخ کشیدن انسانیت بود. جوانانی که در آن بازداشتگاه شهید شدند و جوانانی که مورد هتک حرمت قرار گرفتند و در نهایت روزنامه نگاران شجاعی که آن فاجعه و جنایت را افشا کردند تا به خیال خود نظام را از یک آبروریزی بزرگ نجات دهند و با حسن نیت تلاش کردند تا مسوولان را متوجه چنین جنایتی کنند و مانع از ادامه آن شوند.
اما گویا قرار بود از خرداد 88 همه چیز بر عکس شود، همان طور که فعالان انتخاباتی و رای دهندگان راهی زندان شدند، افشا کننده گان این جنایت نیز راهی زندان شدند و عاملان و آمران آن پست گرفتند و پاداش. و از آن طرف وکیلان که متعهدانه برای دفاع از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی بیگناه وارد صحنه شدند و شرافت را فدای مصلحت نکردند و البته خود نیز قربانی شدند و راهی زندان. چطور می توان در انتخابات بازهم شرکت کرد و فعال بود وقتی که وکلا و روزنامه نگاران و فعالان و جوانان در بند هستند و جنایت کاران آزاد و رها همچنان به ادامه جنایات خود مشغول هستند، چطور می توان در انتخابات شرکت کرد وقتی که:

مهدی محمودیان از اعضاي كميته اطلاع رساني جبهه مشاركت و ستاد مهندس موسوي
۲۵ شهریور ۱۳۸۸ در منزل شخصی خود توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد. او حدود سه ماه از بارداشت خود را در انفردای سپری کرده است.
بنا به گزارشهای رسیده مهدی محمودیان به اتهام گفتگو با رسانههای مختلف در مورد اعلام نام و شمار کشته شدگان و پافشاری بر دفن غیرقانونی آنها در بخشهای مختلف بهشت زهرا، بازداشت شدهاست. همچنین بازجویان به او گفتهاند که یکی از اتهامهای او توهین به رهبری در یک جمع خصوصی است اما او این اتهام را موکدا رد کردهاست.
این عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان در یکی از ملاقاتهای خود به خانوادهاش گفتهاست که بازجویان از او خواستهاند تعهد بدهد برای چهار سال از تهران خارج شود و روزنامهنگاری را برای همیشه کنار بگذارد تا از زندان رهایی یابد.
محمودیان از روزنامه نگارانی است که نقش به سزایی در افشای جنایات و فجایع رخ داده در بازداشتگاه کهریزک قبل و بعد از انتخابات داشت. او نخستین کسی است که دو سال قبل درباره اعمال روشهای غیرانسانی و غیرقانونی با با متهمان در این بازداشتگاه، اطلاع رسانی کرد. پس از کودتای انتخاباتی نیز چندین بار درباره کشتار مردم سبز در خیابانها و دفنهای شبانه و غیرقانونی شهدای جنبش سبز با رسانههای مختلف گفتگو کرد. این فعال حقوق بشر به علت نگه داشتن بدون لباس در هواخوردی انفرادی در فصل زمستان برای مدت طولانی دچار بیماری ریوی و مشکل تنفسی شده است. محمودیان از شرایط جسمی بد و برنشیت ریهٔ خبر داده بود. تاکنون نیز چندین بار در سلول خود بیهوش شدهاست. هر دو ریهٔ وی دچار عفونت حاد شدهاست و به گفته پزشک عمومی زندان به علت عفونت، ریههایش در حال از کار افتادن است. او همچنین مدتی را در بیمارستان رجایی تهران برای مداوای موقت به سر برد. او پس از مداوا به زندان رجایی شهر منتقل شد اما پس از چندی به یکباره او را از زندان رجایی شهر خارج کرده و به مدت چند روز به بند دو الف که متعلق به حفاظت اطلاعات سپاه است منتقل شد. محمودیان در طی اون چند روز مجددا مورد بازجویی همراه با ضرب و شتم قرار گرفت به طوریکه بیهوش شد.
آرش سقر روزنامه نگار و فعال سیاسی است
سقر لیسانس خود را در رشته مشاوره از دانشگاه آزاد گرفت و با روزنامهی تفاهم همکاری داشته است. سقر از اعضای ارشد ستادانتخاباتی میرحسین موسوی کاندیدای ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در مناطق سنی نشین کشور بوده است. او اهل شهرستان گنبد کاووس و رابط ستاد میرحسین موسوی با اهل تسنن این منطقه بوده است.
آرش سقر در تاریخ اول آذر ماه ۱۳۸۸ در منزل خودش بازداشت شد. او بعد از بازداشت به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات زندان اوین منتقل شد. سقز به علت ارتباط با مولوی عبدالحمید، رهبر اهل تسنن ایران در دوران بازجویی تحت فشار بازجویانش قرار داشت.
با وجود وعدههای فراوان مسئولین مبنی بر آزادی آرش سقر، وی تا شهریور ماه ۱۳۸۹ همچنان بلاتکلیف دربند ۳۵۰ زندان اوین در بازداشت موقت به سر برد. اقدام علیه امنیت ملی، تبانی برعلیه امنیت ملی و جاسوسی از طریق کشور ترکمنستان از اتهامهای وی عنوان شده بود.
بعد از گذشت حدود ۹ ماه از بازداشت اعلام شد نخستین جلسه دادگاه آرش سقر در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۸۹ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی برگزار خواهد شد. اتهامات او «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «جاسوسی برای کشور ترکمنستان» عنوان شده بود.
در تاریخ ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۹ آرش سقر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به هشت سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از همه فعالیتهای مطبوعاتی و سیاسی محکوم شد. با تبرئه آرش سقر از اتهام جاسوسی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به پنج سال زندان محکوم شد.
سید محمد سیفزاده وکیل و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر، زندانی سیاسی و فعال حقوق بشر است
او از جمله معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) و وکلای زندانیان سیاسی پس از انتخابات بود. وی در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ در ارومیه دستگیر شد. سیفزاده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی، با اتهامات «تاسیس کانون مدفعان حقوق بشر» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۹ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شد. در تیرماه ۱۳۹۰ طبق حکم شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران، رای صادره را به ۲ سال حبس تقلیل داد.
کمپین بینالمللی حقوق بشر ایران، با صدور بیانیه ای خواهان آزادی فوری محمد سیف زاده شد. او در ماه در نامه ای به سید محمد خاتمی رییس جمهور اصلاحات از “نقض گسترده حقوق قضایی در نظام دادگستری ایران” گفته و هشدار داده بود که “هیچ راهی جز انحلال و برچیدن این مراجع غیر قانونی و اصلاح ساختاری قوه قضائیه وجود ندارد.محمد سیف زاده به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد و از جمله ۶۴ زندان سیاسی است که در نامه ای بر بدرفتاری ماموران با هدی صابر، فعال ملی مذهبی پیش از مرگش در زندان شهادت داده بودند.
سروش صفای وردی مقدم تهرانی با 20 سال سن به سه سال حبس محکوم شده است
سروش صفای وردی مقدم تهرانی، فرزند ابوالقاسم، متولد 1369، دیپلم، فعال اجتماعی، دستگیری در محل کار، اجماع تبانی و اقدام علیه امنیت ملی، سه سال حکم، از 25 اردیبهشت 1390 حکم زندان قطعی اش اجرا شد.
روز ششم؛ امیر خسرو دلیر ثانی، مهدی خدایی، سید جلیل طاهری و حسین امینی
روز پنجم؛ داوود سلیمانی، ابراهیم مددی، حجت منتظری و مجتبی احمدی
روز چهارم؛ نسرین ستوده، قاسم شعله سعدی، علی جمالی و یعقوب ملکی
روزسوم؛ علیرضا بهشتی شیرازی، حسن اسدی زیدآبادی، احمد رضا احمد پور و محمد توسلی














سند افتخار جنبش سبز و مردم ایران هستند تمام کسانی که استبداد و تحجر انها را کشته یا به بند کشیده است