» یوسف رحمانی
آقاي لاريجاني، گاهی سکوت بهتر است
جای تأسف دارد که یک آدم نامربوط، صرفاً با توجه به قرابت خانوادگی، به پستی چنین مهم میرسد، اما از آن بیشتر این تأسفآور است که او خود را مکلف ببیند که نسبت به همهی امور باربط و بیربط اظهارنظر کند. رییس ستاد «حقوق بشر» قوهی قضاییه، بهتر است این امر را پیگیری کند که آیا حتا یکی از دهها قتل معترضان در سال ۸۸ و بعد از آن، به صدور حکمی عادلانه و قانونی انجامیدهاست یا نه.
در جستوجوی قانون
باید به تلخی اعتراف کرد که پس از گذشت بیش از یک سده از انقلاب مشروطه، اصلیترین مطالبه و شعار آن ـــ قانون ـــ هنوز در محاق است، و به بهانههای گوناگون زیر پا گذاشته میشود. هنوز، با گذشت بیش از ۱۰۸ سال از امضای فرمان مشروطه و تأسیس مجلس قانونگذاری، قانون در صدر نیست، و این اشخاصاند که تصمیم میگیرند چهگونه رفتار شود. ساده اینکه خودکامگی و استبداد، هنوز شیرهی جان این مملکت را میمکد.
نگاهی حقوقی به اظهارات کدخدایی
عباسعلی کدخدایی، در جایی از گفتوگو میگوید: «بخشی از اینها [منظور اقدامات «فتنهگران» است] را باید فقط به آخرت واگذار کنیم». درست است، ما هم خیلی چیزها را ـــ از جمله ظلم به اسلام را، کشتار مردم بیگناهِ در خیابان را، آزار و اذیت زندانیان در کهریزک و اوین و غیره و ذالک را، زیانهایی که به این مملکت وارد شد را ـــ علاوه بر اینکه کماکان پیگیری و نقد میکنیم، به خدای عادلِ قاهر ِ مرصاد واگذار کردهایم. اهمیت این گناه که کسی آخرتش را به دنیایش بفروشد، خیلی کمتر از اهمیت این گناه است که کسی آخرتش را برای دنیای دیگری ـــ مثلاً حاکمان نظام جمهوری اسلامی ـــ بفروشد. این دومی واقعاً مایهی تأسف و حسرت بزرگتری است.
توافق ژنو، درسی از تاریخ
جمهوری اسلامی به مختصات یک حکومت بالغ، که قدرتهای جهانی هم آن را میپذیرند، نزدیک میشود. اصلیترین مشخصهی چنین حکومتی، واقعگرایی و دوری از شعارزدگی و بحرانآفرینی است. یک حکومت بالغ، از تجربیات تاریخی درس میگیرد، و ظاهراً نظام دانستهاست اگر فضا را بهسوی بحران پیش میبرد، در پایان آنچه در انتظارمان بود، نه توقف غنیسازی که شاید حتا تجزیهی مملکت بود. اینکه نظام از اشتباه مرحوم مصدق در رد پیشنهاد آخر طرفهای غربی درس گرفته واقعاً تحسینبرانگیز است، ولی اینکه دقیقاً اشتباه زمان جنگ را تکرار کردهاست، تأملبرانگیز است. باید دعا کرد نظام از این اشتباه هم درس گرفتهباشد.
حرکت بر لبهی تیغ
در این میان، رهبری دشوارترین نقش را برعهده دارد؛ هم باید نظامیان و تندروها را راضی نگهدارد، و هم باید برای حفظ نظام و کشور، در شرایطی که اوضاع جاری از هیچ منظری مساعد نیست، از دولت برای حل گرفتاریها پشتیبانی کند. حرکت آیت الله خامنهای روی لبهی تیغی چنین نازک، و گذراندن مملکت از این پیچ تاریخی، مهارتی میطلبد که اگر ذرهای خلل داشتهباشد، معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار ایران خواهدبود.
پاداش «صبر و استقامت»
شهید هاله سحابی، در مراسم تحلیف محمود احمدینژاد در سال ۱۳۸۸، با یک پلاکارد در میدان بهارستان حاضر شدهبود. خدایش بیامرزد، روی آن چنین نوشتهبود: «شاه صدای مردم را دیر شنید». قیاس حکومت فعلی و پیشین شاید معالفارق باشد، اما انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۹۲ و حضور حماسی ملت در آن، صدایی بود که امید آن میرود که بالأخره بهگوش حاکمان رسیده باشد.
سه وزارتخانه ای که رای اعتماد نیاورند و تصمیمی که به عهده روحانی است
قای روحانی، بهپشتگرمی ملتی که او را بر صندلی ریاستجمهوری نشاندهاست، ضمن رعایت سرعت مطمئن در پیگیری خواستهها، باید آنها را قاطعانه دنبال کند، و با بهرهگیری از همین حمایت، مثلاً بهشیوهای که در نطق پایانیاش در مجلس از آن بهره برد ـــ قراردادن رأی مجلس در برابر رأی ملت ـــ و شیوههای دیگری که وجود دارند، مسیر خود را آهسته و پیوسته دنبال کند.