» پیام رهجو
لحظههای بیقرار انتظار؛ روایت آنچه در این ده روز بر زندانیان و خانوادهها گذشت
ده روز گذشت از آن پنج شنبه سیاه و فریادها هنوز به سکوت نرسیده است. از لحظه های پر التهاب دریافت خبر، تا تماس های لحظه به لحظه ی خانواده ها و لبخندهای کش دار کذابین. شب به نیمه نرسیده بود که جزییاتی تکان دهنده از ضرب و شتم منتشر شد. خبری که نام بند 350 را به بطن مردم برد تا همه از هم بپرسند که خشم امنیتی ها از چه بود که اینطور با باتوم بر سر زندانیان فرود آمد.
به ایران بازنگردید؛ از تهدید مستقیم تا بازی رسانه ای
به عنوان نمونه می توان به انتشار معنادار و گسترده گزارش هایی طی ماه ها و هفته های گذشته در خصوص وضعیت برخی دانشجویان غیرسیاسی که پس از بازگشت به ایران با مشکلات خاص امنیتی و سپس احکام سنگین مواجه شده اند، بدون آنکه اطلاعی از محتویات مبهم اینگونه پرونده ها در دست باشد، به عنوان “تهدید غیرمستقیم تبلیغاتی” با هدف انتقال و اشاعه این پیام که “بازگشت به ایران خطرناک و دارای عواقب است”، اشاره کرد.
روایت یک شادی غیر منتظره پس از سه سال جدایی اجباری
زهرا رهنورد در این دیدار به خانم های حاضر می گوید که باید صبر کنیم و استقامت داشته باشیم. میرحسین هم لحظه ی خداحافظی گفته بدانید که حال ما خوب است. سخنانی که از منظر حاضران نشانه ی روحیه ی قوی و محکم این دو همراه محصور مردم پس از سه سال زندان خانگی بوده است. و حالا حاضران شادند که زهرا رهنورد با چشمان خود دیده است که گرچه سه سال حصر دست او را از خدمت به خانواده اش کوتاه کرده اما خواهران و مادرانی هستند که خانواده اش را تنها نگذاشته اند.
همسر یک جانباز دربند: کاری نکنید که فرزندانمان بگویند بعد از انقلاب و جنگ، قسمت شما زندان است
همسر این زندانی سیاسی با اشاره به جانباز بودن وی و شرایط جسمی اش تشریح می کند: دارویی که در مشهد پیدا نمی شود و من در تهران ۷-۸ داروخانه می روم و انسولین برای ایشان پیدا میکنم را به راحتی از من نمیگیرند و در اختیارش نمیگذارند. حال همسر من بد است اگر به کما برود و اگر بمیرد… خوشبختانه و یا متاسفانه او در جبهه و جنگ به شهادت نرسید. حالا شما می خواهید اینجا بکشیدش؟ این خیلی بد است و بیشتر از هرچیز مرا رنج می دهد.
نگرانی خانواده مریم شفیع پور از اجرای تهدیدات بازجو در صدور حکم
با توجه به عملی شدن تهدیدات بازجو که خود را بهاری معرفی کرده است از ابتدای بازداشت موقت که گفته بود تا زمان برگزاری دادگاه که طولانی نیز خواهد بود امکان آزادی حتی با وثیقه نیز وجود نخواهد داشت و در پایان نیز حکمی سنگین بيش از پنج سال به مریم داده خواهد شد، ما نگرانیم که این رویه ی غیرقانونی ادامه پیدا کند.
آقای احمدی مقدم این بار چه پاسخی دارد؟
سردار مقدم! تا چه زمانی قرار است بیگناهان پای چوبه ی دار بروند و زندگی ها متلاشی شود و جوانی ها به یاس و پیری برسند تا شما متقاعد شوید که بدترین شیوه ی برخورد با مردم را انتخاب کرده اید؟فکر نمی کنید دیگر وقت آن رسیده که به جای دفاع از مامورانی که چنین بی رحمانه به جان مردم افتاده اند و تبهکاران بزرگ میلیاردی و قاتلان واقعی مردم در خیابان ولیعصر و آزادی و … را رها کرده اند، شرمسار روی آنانی باشید که به امید ایرانی اسلامی و امن انقلاب کردند و خون دادند و از کشور محافظت کردند تا آن را به شما تحویل دهند؟
واکنش مادر سهراب اعرابی به اعتراف فرمانده پایگاه بسیج: خواسته ام هنوز هم رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی است
مادر این شهید جنبش سبز که سال 88 اعلام کرده بود در صورتی که زندانیان سیاسی آزاد شوند از شکایت خود خواهد گذشت امروز با تاکید بر سخنان خود و ایمان به راهی که فرزندش را در آن از دست داده، می گوید: هنوز هم بر خواسته های خود پایبندم و هنوز مساله ی من آزادی و رفع حصر خانم زهرا رهنورد و آقایان مهندس موسوی و کروبی آزادی تمام زندانیان سیاسی است.
حسین زمان: یادآوری مظلومیت زندانیان و محصوران، یادآوری مسوولیتهای اجتماعی ماست
حق طلبی یعنی ایستادگی و صبر و استقامت و نیز تلاش برای آگاهی بخشی. چیزی که ما را به وادی خطر میکشاند پذیرش ظلم است و خود را در جایگاه مظلوم تحمل کردن. هنرمندان باید تلاش کنند و با زبان هنر واقعیتهای زشت و زیبای جامعه را تبیین نمایند. نقش هنر در آگاهی بخشی، که امروز از هر کار دیگری مهمتر است، بسیار مؤثر است.