» محمد نوری زاد
نوریزاد دچار خونریزی معده شد
سایت نوریزاد از دریافت اطلاعاتی از زندان خبر داده که بر اساس آنها، محمد نوریزاد در اثر اعتصاب غذا دچار خونریزی معده شده و خون بالا آورده است. این زندانی سیاسی از روز شنبه 20 آذر در اعتراض به عدم رسیدگی به شکایت خود از ماموران وزارت اطلاعات و محکومیت خود او به خاطر این شکایت، آن هم در یک دادگاه سهدقیقهای پر از توهین و تهدید، دست به اعتصاب غذای خشک زد. همسر او در مصاحبهها و نامههای اخیر خود، ضمن اشاره به عزم راسخ نوریزاد در تحقق تصمیمش و نیز وضعیت وخیم جسمانی وی، نسبت به جان او ابراز نگرانی کرده است. همزمان، خانواده این آزاده دربند از هموطنان درخواست کردهاند تا با امضای طوماری خطاب به سازمان عفو بین الملل، حمایت خود را از آزادی سریع و بیقید و شرط این هنرمند زندانی اعلام کنند.
محمدرضا زائری: ضرر نوریزاد برای نظام بیشتر بوده یا ماجرای کوی دانشگاه و کهریزک؟ او بیشتر ضربه زده یا مدعیان ولایتمداری؟
ضرر محمد نوري زاد براي نظام اسلامي و انقلاب بيشتر است يا آقاي فلان كه اهل سرّ مي دانند سالهاست چه بلايي بر سر نظام آورده و هنوز فقط از اين پست به آن پست جا به جا مي شود؟ خطر محمد نوري زاد براي ولايت فقيه بيشتر است يا آقاي بهمان كه با موقعيت تازه اش در بالاترين شرايط ممكن قرار گرفته در حالي كه اگر يك صدم اتهامات او را يك نفر داشته باشد گزينش او را براي كارمندي در بايگاني ثبت احوال بشاگرد تأييد نمي كند! در سخت ترين محاسبه ضربه محمد نوري زاد به نظام بزرگتر بوده يا ماجراي كوي دانشگاه و كهريزك و … ضربه اي كه محمد نوري زاد به انقلاب و جمهوري اسلامي زده بيشتر است يا ضربه اي كه برخي مدعيان ولايت مداري دارند با عملكرد ناشيانه و خطرناك خود به نظام مي زنند و هر روز به بهانه غربال شدن و پالايش و تصفيه غيرخودي ها دايره وفاداران به نظام را تنگ تر مي كنند. براي من اين سخت است كه ببينم آقايي كه روزي رسما در جريان محاكمه ام از من مي خواست سوژه تبليغاتي برايش درست كنم و داستان توطئه خارجي بسازم و با لحن خاصي به من مي گفت: “بگو من را گول زده اند! و خودت را خلاص كن” حالا بلاي جان نظام بشود.
درخواست اهالی سینما از نوریزاد برای پایان اعتصاب غذا
در پی تداوم اعتصاب غذای محمد نوری زاد و وخامت وضعیت جسمانی وی، جمعی از اهالی سینما با خانواده ی آقای نوری زاد ملاقات کردند و خواستار پایان اعتصاب غذای این هنرمند متعهد شدند.
درخواست سید محمد خاتمی از محمد نوری زاد برای پایان اعتصاب غذای خشک
من خواهش می کنم آقای نوری زاد از تصمیم خود بر اعتصاب خشک منصرف شود. امیدوارم اصل این تصمیم سبب شود که مسؤلان ذی ربط با تجدید نظر در مورد او و بسیاری از عزیزان دیگر که گرفتارند زمینه را برای اصلاح امور و بازگشت کشور به امنیت و ثبات و قانون فراهم کنند.
دیدار همسر میرحسین موسوی و همسر شهیدباکری با خانواده نوری زاد
زهرا رهنورد با حضور در منزل محمد نوریزاد، زندانی سیاسی که از چند روز پیش در اعتصاب غذای خشک به سر میبرد، ضمن دلجویی و اظهار همدردی با همسر و فرزندان وی، تلاش مستمر خانم نوریزاد برای رساندن پیام حقطلبی همسرش به مردم، عملکرد وی را زینبی توصیف و برای وی صبر و استقامت بیشتر آرزو کرد. وی که در این دیدار فاطمه امیرانی، همسر شهید حمید باکری، نیز همراهیاش میکرد، با تاکید بر اینکه یکی از مهمترین اهداف اعتصاب غذا توسط زندانیان سیاسی، رساندن پیام حقطلبیشان به افکار عمومی است، خاطرنشان کرد که پیام حقطلبی آقای نوریزاد آنقدر رسا بوده که در این چند روزه به گوش مردم ایران و حتی جهان رسیده است. از این رو ما خواستار آن شد که وی به اعتصاب غذای خود پایان دهد تا سلامت و زندگیاش بیش از این به خطر نیفتد.
آقای لاریجانی! شما را از ارزانی هدر رفتن خون نوریزاد بیم میدهیم
ما از شما نه سفارش شخصی؛ نه دست خط فرمایشی طلب داشتیم. ما از مقام عالی؛ تدبیر مدبرانه و در شان انتظار داشتیم که پیشه ی مردان بزرگ تاریخ بوده و هست. که با تدبیری سترگ راه بر خطای نادانان ببندد. تا امروز که خبرها ممکن است به سلایقی به مقامات عدالت نرسد؛ فریاد خطای “مزدور اجنبی ” نا قاضی ای؛ برسر جهادگری شریف بلندی نگیرد. / شما را از تاریخ نمی ترسانیم. شما را از ارزانی هدر رفتن خون پرارزش کسانی بیم می دهیم که بی هیچ چشمداشتی سالها برای این مملکت تلاش کرده اند.
آقای لاریجانی! حقوق عزیزان ما پایمال شده، جانشان هم در خطر است
ما در دومین روز اعتصاب غذای آقای نوریزاد و ادامه روزه های اعتراضی آقای تاجزاده اعلام می داریم که نه تنها حقوق مسلم عزیزان ما، و به تبع آن خانواده هایشان، پایمال شده است بلکه جانشان نیز در معرض خطر است. و اینک به دنبال اطلاع رسانی احوال همسرانمان، مجدانه از شما تقاضا داریم که دستور رسیدگی به وضعیت بحرانی این عزیزان و پاسخ گویی قانونی به مطالباتشان داده شود. در غیر این صورت برای پیشگیری از هرگونه خطری طبق وظیفه قانونی، شرعی و انسانی خود، اقدامات دیگری را پیش خواهیم گرفت که ممکن است هزینه های بیشتری را برای متخلفین از قانون به وجود آورد.
میخواهم روز عاشورا، جنازهام را بر سر اینها بکوبم
من از روز بیست آذر به اعتصاب غذای خشک دست خواهم زد. در اعتراض به قانونی که نیست، عدالتی که نیست و ظلمی که هست. علت اینکه از روز بیستم (شنبه) را برای شروع اعتصاب انتخاب کردهام، این است که میخواهم درست روز عاشورا، جنازهام را بر سر اینها بکوبم.
نوریزاد: از روز شنبه، اعتصاب غذا میکنم
محمد نوریزاد، جهادگر سابق و روزنامهنگاری که به خاطر انتقاد از رهبری و چند تن از مسئولان فعلی نظام در زندان است، اعلام کرد که از روز شنبه بیستم آذرماه دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. آقای نوریزاد علت اعتصاب خود را “اعتراض به دادگاه نمایشی سهدقیقهای مبنی بر شکایت وزارت اطلاعات و نیز بیاهمیتی مسئولان نسبت به بیماری وی” اعلام کرده و همچنین از فحاشی و توهین و تهدیدهای قاضی شعبه 28 دادگاه انقلاب در همین دادگاه سه دقیقهای خبر داده است. قاضی مقیسه در همین دادگاه سهدقیقهای، بر سر نوریزاد داد و فریاد میزده و صدای توهینهایی همچون “گم شو بیرون، اجنبی مزدور” و “میدهم شلاق بزنندت” در بیرون از دادگاه هم شنیده میشده است.
تاج زاده و نوری زاد ممنوع الملاقات شدند
مصطفی تاج زاده و محمد نوری زاد، پس از گذراندن حدود چهار ماه از دوران حبس خود در قرنطینه زندان اوین، ممنوع الملاقات شدند. این موضوع، امروز در حالی به خانواده این دو زندانی سیاسی اطلاع داده شده است که آنها به همراه تعدادی دیگر از خانوادههای زندانیان سیاسی، اخیرا با ارسال یک نامه سرگشاده، از رئیس قوه قضائیه درخواست ملاقات حضوری کرده بودند..
همسر محمد نوریزاد: چرا از تاج زاده و نوریزاد و امثال ایشان میترسند؟
گرچه آقای نوری زاد ودیگران هزینه پرداخت می کنند اما هزینه ای که دست اندرکاران و مسئولان نیز می پردازند خیلی بیشتر است اما متوجه نیستند! شما دستِ کم نگیرید که ما از اول انقلاب تا به امروز، هر روز دوستان خودمان را طرد کردیم و متاسفانه این دوستانمان یا به افراد بی تفاوت بدل شدند یا در نقطه مقابل قرار گرفتند. این هزینه ای است به مراتب سنگین تر از هزینه ای که آقای نوری زاد و امثال ایشان می دهند.
مهندس فرید طاهری، به خاطر ادب و فهم و تواضع و ایمانش زندانی است
قرآنی که او مطالعه و تلاوت می کرد ، متفاوت بود . از حیث چاپ ، و ترجمه و پای نوشت های صفحه به صفحه ، جذب قرآن او شدم . و قرآن او ، مرا جذب خود اوکرد.باهم سخن گفتیم .درباره قرآن و قرآن ، مارابه صحبت درباره خودمان ترغیب فرمود . جلوی انتشار مجدد آن (قرآن) را گرفته اند . به چه بهانه ؟ که مترجم شریف گرایش به نهضت آزادی داشته است ! اما هرچه درقرآن او کاویدم ، هیچ ردپایی ، بجز یکی دوجمله در مؤخره ، چیزی از این گرایش نیافتم . افسوس خردم . که ای عجب ، کارما به چه جایی کشید که زحمت علمی و هشت ساله یک محقق را ، به سهولت ، از مدار انتشار به دور می اندازیم .
عبدالله مومنی؛ بیزار از نکبت دزدی و ظلم، شیدای سرافرازی سرزمین خویش
خدایا مردان امنیتی ما، در زدن عبدالله مومنی روی ساواک را سفید کرده اند. مادر او را که مادر شهید، و همسر او را که همسر شهید است، با کثیف ترین الفاظی که شایسته هیچ تنابنده ای مباد، ناسزا گفتند. خدایا تو کجا بودی آنگاه که عبدالله زیر ضربات مشت و لگد و کابل بازجوها بیهوش می شد؟ و ناموسش به تاراج الفاظ لجنی شعبان بی مخ های امنیتی می رفت؟ مگر نه اینکه تو غیوری؟ و نسبت به بندگان خویش غیرتمندی؟ خدایا، چرا گفته ای: ”والصبح اذا تنفس” ؟ تنفس صبح یعنی: شب رفتنی است؟ یعنی صبح آمدنی است؟ یعنی عبدالله مومنی ها در اختفای زندان نیز سر به سامان آینده ی سرزمین ما دارند؟ یعنی عبدالله مومنی ها بر حق اند؟ و یک زمانی، که همچون صبح، بسیار نزدیک است، از گرد راه خواهند رسید و خبر از روشنایی خواهند آورد؟
تقدیر از تلاشهای خستگیناپذیر سیاستمدار خندهرو
خانوادههای زندانیان سیاسی، اعضای خانواده شهدای جنبش سبز و چهرههای سیاسی شناخته شده جریان اصلاحات، با حضور در منزل سید مصطفی تاج زاده، سالروز میلاد این اسیر سبز را جشن گرفتند. سید محمد خاتمی برای این مراسم، پیام تبریک فرستاد و آسیه باکری، دختر شهید حمید باکری، نیز در این مراسم حضور یافته و کیک تولدی را به مناسبت سالروز پدر شهیدش، که تقریبا با تولد تاج زاده همزمان است، آورده بود. دوستان و همفکران تاج زاده در این مراسم از همت و پیگیری، از خود گذشتگی، خندهرویی تاج زاده سخن گفتند و جوانان احزاب اصلاح طلب نیز در بیانیهای، این زندانی سیاسی را معلم آزادی و آزادگی نامیدند. فخرالسادات محتشمیپور، همسر تاج زاده، نیز در این مراسم خاطرنشان کرد: اعتقاد تاج زاده این بود که مردم حق بسیاری بر گردن ما دارند و هرچقدر هم کار بکنیم، نمیتوانیم این دین را ادا کنیم. او به بازجوها گفت که من در هر صورت، چه در داخل زندان و چه در خارج از زندان، حرف خود را خواهم زد. اما اگر در داخل زندان باشم، انعکاس حرفهایم بیشتر خواهد بود! او میگفت: من به زندان میروم و کاری میکنم که آقایان از این کار خود پشیمان شوند و جمهوری اسلامی دیگر چنین ننگی را نداشته باشد.
ماموران وزارت اطلاعات، با نقاب سربازی امام زمان، فحش و ناسزا میگویند و درندهخویی میکنند
بدینوسیله، من، محمد نوریزاد، زندانی شما در زندان اوین، نه به حوزهی رفتار هیولاگون عدهای از ماموران وزارت اطلاعات، که به ربودن نام سربازی امام زمان توسط اینان، اعتراض و شکایت دارم. اینان مرا زدهاند. و به ناموسم ناسزا گفتهاند. و اینهمه را من در متن پاسخ به پرسشهای یاوهی بازجویان خود، آورده و ثبت و ضبط کردهام. اگر ذرهای انصاف در قلهی بلند آیتاللهی خود سراغ دارید، به شکایت من، و به شکایت قربانیان خاموش وزارت اطلاعات رسیدگی فرمایید.
محمد نوری زاد: ماموران وزارت اطلاعات من، تاج زاده، مومنی، کرمی، رجبی و بسیاری دیگر را کتک زدهاند
در پاسخ قاضی نوشتم: ماموران وزارت اطلاعات در روزهای بازداشت، هم مرا کتک زده اند و هم به ناموس و خانواده ام فحش داده اند. این رفتار هیولاگون ماموران وزارت اطلاعات، در مورد آقایان سید مصطفی تاجزاده، عبدالله مومنی، حمزه کرمی، محمدرضا رجبی، و بسیاری دیگر نیز صورت پذیرفته است. هم کتک زده اند، هم فحش های ناموسی داده اند، و هم کله ی بعضی را در کاسه ی مستراح فرو برده اند.
نوریزاد و تاجزاده یک ماه است که روزهاند/ همسرم گروگان آقای جنتی است
از اعتراضات جدی آقای تاجزاده این است که می گویند چرا در زندان و در قرنطینه نگهداری می شوند و چرا تا کنون هیچ یک از مقامات قضایی به او نگفته اند که جرمش چیست؟ همسرم می گوید من تاکنون حتی یک مورد تخلف از قانون نداشته ام و بهانه هایی مانند اخلال در ترافیک که در پرونده آقای بهزاد نبوی بود و یا مانند آنچه که در رابطه با خانم سارا تو سلی مطرح شده مبنی بر اینکه چرا ساعت 9 شب عاشورا برای تسلیت به دیدن خانم زهرا رهنورد رفته است نیز در پرونده من نیست. مصطفی اعلام اشتیاق کرده که یک مقام قضایی اعلام کند که ایشان چه جرمی مرتکب شده که به 6 سال زندان و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی و سیاسی محکومش کردده اند و از شرایط یک زندانی سیاسی و حداقل حقوق یک زندانی عادی نیز محروم است.
28 سؤال محمــــــد نوریزاد از رهبری
“دوستی ما، که زندانی سیاسی این نظامیم، با شما صادقانه است. گر چه اکنون در زندانیم. و گرچه در زندان، با ما به تلخی سخن گفتهاند و بر ما ناسزا باریدهاند و ما را به ضرب و زور نواختهاند. دوستی ما با شما، در این روزهای تلخ زندان، از سر صدق است. و نه، نفاق. چرا که نفاق، در ظاهر به گونهای است و در باطن به گونهای دیگر. ما را اما چه به نفاق؟ که از همین زندان، سخن باطن خود آشکارا با شما می گوییم. نفاق آنجا پا میگیرد که نفعی به مخاطره افتد. نفع ما که زندانی شماییم، در چیست؟”
عمادالدین باقی را به زندان انداختهاند، چون از “فهم” او در رنجاند
باقی علاوه بر تحصیلات دانشگاهی، در تحصیلات حوزوی نیز تا به مراتبی پیشرفتهاست. در سالهای دفاع مقدس، در خطوط مقدم حضور داشتهاست. میگوید: “فقط یکبار، آنهم در جبهه لباس روحانی بهتن کردم و همان روز برای همیشه از تن بهدرآوردم. دلیلش این بود که بیلباس روحانی من با سایرین یکی بودم. اما به محض فرورفتن در لباس، دیدم که راهها بر من گشودند و درهای بسته را بازکردند؛ و بیدلیل، و بیآنکه مرا، مراتب علمی مرا و درستی و نادرستی مرا بدانند، عزت و احترامم کردند. هول و هراس این تقدس کاذب مرا بر آن داشت که برای همیشه، پوشیدن این لباس را کنار بگذارم؛ تا کسانی این لباس را بپوشند که از تقدس بیدلیل، و گشودهشدنهای بدون پشتوانهی درهای بسته، باکی ندارند …”
به من حق دهید «قرآن دوستی» شما بزرگان را باور نکنم
اگر در امریکا قرار است ورقهای قرآن را بسوزد، در سرزمین ما فرزندان مردم را که آیههای محکم و تردیدناپذیر خدای متعال بودند، به خون کشیدند و سوزاندند، جلوی چشم همه و جلوی چشم عقل. و هیچ مرجع تقلیدی عمامه از سر نگرفت و پایبرهنه و گریبانچاک به جانبداری برنخاست. هیچ قاضی و هیچ نمایندهمجلس و هیچ روحانیای دراعتراض به این زندهسوزی قرآنهای جاریِ مردم، به صورت خود سیلی نزد و به سوگ ننشست و حنجره ندرید.
نخستین ملاقات کابینی محمدنوری زاد با خانواده
بنا به گفته خانم ملکی در حال حاضر مصطفی تاج زاده و محمد نوری زاد در یک سلول بسر می برند ولی از نحوه نگه داری و محل آن اطلاعی درد دست نیست . همچنین از روندپرونده آقای نوری زاد اطلاع دقیقی نداریم.
میردامادی ضعفی اگر داشت وزارت اطلاعات آن را تا خورشید بالا برده بود
همیشه این ما هستیم که باید بدویم و به او برسیم .میردامادی به شش سال حبس و ده سال محرومیت از حضور رسانه ای و سیاسی محکوم شده است . اما به گمان من ؛ این جامعه محتاج و کم خرد ما است که خود را به بی نیازی از تخصص او محکوم کرده است .
محمد نوری زاد به زندان اوین فراخوانده شد
نمی دانم مرا بکجا خواهندبرد . انتظار پذیرایی ندارم . انتظار رفتار و برخورد خوب ندارم . ممکن است مرا بزنند . بدجوری .ممکن است مرا به ناسزا و فحش های ناموسی بگیرند . بدجوری . وممکن است حتی مرا بقول بازجویم محارب تشخیص دهند و به دم تیغ بسپرند . هرچه را که پیش آیدبه آغوش می کشم . برای آینده ی مردمان سرزمینم . بدرود .
آیا چیزی از سپاه پاسداران بجای مانده است؟
کجایند همت های ما ؟ کجایند باکری ها و بروجردی ها و کریمی ها ی ما ؟ آهای سرداران اسکناس آلود سپاه ، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما نداشته باشید . شما را بخیر و مارا بسلامت . شما باشید و مناقصه های پراز فریب و ارعاب ، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند . شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید . نان خود را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید . بگذارید این تنها خاطره های نیک دیروز ما ، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند . شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه .
نجواهای محمد نوری زاد در زندان اوین
نوری زاد در این یادداشت نوشته است:”براین باورم که در عالم ، نمی توان چیزی را همسنگ محبت و مهر : برترازو نهاد . چرا که مقایسه و چند و چون عطوفت مادری ، جز با همان که خاص خود اوست ، راه به خطا می برد . مرا نیز در اقیانوس مهر شما ، جز گمگشتگی و عجز چاره ای نیست . که اگر چاره ای نیز بوده باشد ، همانا غواصی در آن گستره ی بی کرانه است.”
غمزه های قرآنی
نوری زاد می نویسد: “وقتی شنیدم زندان بانان بند ۲۴۰ ، به تقاضای چهل و پنج روزه ی ” عمادالدین باقی”، چهل و پنج روز تمام ، در یک سلول کوچک انفرادی ، حتی از داشتن یک جلد قرآن محروم بوده ، دانستم : غربت قرآن ، حتما نباید با ترجمه ها و تفسیرهای آشفته همراه باشد.”
دیدار عبدالله نوری با محمد نوری زاد
در این دیدار نوری زاد با بیان آخرین وضعیت پرونده قضائیه خود به ذکر خاطراتی از روز ها و ماه های زندان خود پرداخت، وی به دغدغه های فراوان خود در خصوص حضور افراد پاک، فرهیخته و عموما با تحصیلات عالی در زندان با اتهامات سیاسی اندک شبیه نوشتن مقاله ای یا مطلبی انتقادی و …اشاره کرد.
پس از شش ماه اسارت؛ محمد نوری زاد با 300 میلیون وثیقه آزاد شد
این آزاده دربند به دلیل چند نامه انتفادی به زندان افتاده بود. بازجوها بارها تلاش کرده بودند از وی توبه نامه بگیرند که در این زمینه ناکام بودند. دادگاه برای مرخصی نوری زاد 300 میلیون وثیقه تعیین کرده است.