• صفحه اصلی
  • » ۴۵ دقیقه زیر نور ماه، درست پشت در زندان اختر...

» زهرا موسوی

۴۵ دقیقه زیر نور ماه، درست پشت در زندان اختر

در این سال‌ها فرصت یقینی شدن این باور که ” پروردگارم برای من جز تو کسی نیست ” به سان نعمتی زیبا که شکرش واجب است در پوشش تلخی‌ها فراهم شده. اما فارغ از تعابیر و تفاسیر قرآنی که برعهده متخصصین آن است اگرچه اراده برتر در طول امور دست خداست اما مبنی بر دلایل عرضی، مجری بسیاری از امور انسانها هستند. اینکه مثلا بگوییم کسی مسئولیتی ندارد در قبال امور واقعی و مشخص نظیر حصر و حبس ظالمانه نفی کننده قدرت و اراده انسان ها برای اجرای امور نیست. حتی اگر قانون‌های انسانی و امکانات موجودش را با همه انکار ناپذیری هم مد نظر قرار ندهیم

زهرا موسوی: بی‌خبری خود بزرگترین خبر است؛ برای آنکه بخواهد و بشنود

کتاب نامه های مصدق را در همان روزهای سیاهی که حتی اجازه نداشتیم کنار هم بنشینیم تا به قول پدر مبادا شرایط از مهربانی و کنار هم نشستن یک مادر و دختر بهم به هم بخورد با توصیه والدین محصورم خواندم نه یک باربلکه بارها و این عکسها هم که خوب می شناسم. راستی که تاریخ راستگو ست و ازاد از زندان!

پیام تسلیت دختران میرحسین و رهنورد به خانواده کروبی

مصیبت وارده را بر شما که مظهر شجاعت و صبوری هستید تسلیت می گوییم. بیگمان تحمل مثال زدنی شما در سخت ترین روزها درس جاودان شرف و حق جویی خواهد بود. ما و پدر و مادرمحصورمان را در غم خود شریک بدانید. کوکب، زهرا و نرگس موسوی خامنه

برای مردی که دو ماه است جز برای نماز توان ایستادن ندارد

این روزها بیش از هر زمان؛ آنچه به چشم ما که ناظرانی نزدیکیم می رسد جان های تعالی یافته عزیزانمان است در قالب جسم هایی به حقیقت تحلیل رفته… راست است که آنها با خدا معامله ای سخت کرده اند. آنها این معامله به عشق کرده اند. اما دردمندی این بدن های آسیب خورده برای ما طاقت فرسا شده است. راحت نیست پرنده در قفس دیدن آنهم وقتی شمع وجودشان بیرحمانه آب می شود. در گوشم صدا و نگاه پر از نگرانی خانم کروبی ست، وقتی او با همه صبر و خود داریش از بیان آن همه دشواری و سختی وقتی میگوید که پیرمرد دو ماه است که راه نمی رود و جز برای نماز توان ایستادن ندارد.

يادداشت فيس بوكي زهرا موسوي درباره ممنوع ها و ممنوع القلم ها

حکایت ممنوع‌ها، حکایت پردردیست. نباید دردهاشون انکار شه بلکه باید حل شه این مشکل. حتما می‌شه ایشالا خیلی خیلی زود

میرحسین: آنها مرا می شناسند و می دانند که با هیچ فشاری سفید را سیاه نمی بینم

سید ما به همراه همسر ظلم ستیزش توسل به راه گشوده سید الشهدا دارد و اینگونه است که در همین محرم در دیدارمان بعد از آن فیلم هتاکانه و دروغ پردازانه تلویزیون، هم چون گذشته، خواهش بر توبه ایشان را غلط خواند و گفت: «آن‌ها مرا می‌شناسند و می‌دانند وقتی به نتیجه برسم سفید سفید است نمی‌توانند تحت هیچ فشاری وادارم کنند که بگویم سیاه است.» خدایا نعمت چنین پدر و مادری چه قدر بزرگ است ما را یاری کن که شاکرش باشیم.

گفت و گوی تفصیلی با زهرا موسوی درباره حادثه روز عید و حصر میرحسین و رهنورد

این مساله واقعا نگران کننده است وقتی به ما سیلی می زنند، در شرایطی که می دانند ما مطرح می کنیم، پس به مظلومینی که صدایشان به جایی نمی رسد و کسی نیست حرفشان را بشنوند چه می گذرد؟ ما نگران این قضیه هستیم و همانطور که پدر و مادر ما و باقی پدر و مادرهایی که در زندان دچار انواع مشکلات هستند و برای حل همین مسائل می ایستند و برای حفظ حقوق و شان انسان ها می ایستند ما هم همچنان مصر هستیم بر خواسته مان و حتی حاضریم هزینه ی سنگین تر هم بدهیم، هرچند امیدواریم به پایان برسد این روند و اصلاح شود. قرار نیست تا ابد همه با هم بجنگند این وضع برای هیچ کس سودی ندارد.کشور به ارامش و تعادل و دوستی نیاز دارد.

منبع آگاه فارس: خانواده موسوی از توجه رسانه‌ای به کروبی عصبی بود جو سازی رسانه ای کرد

این منبع آگاه فاش نکرد که نیروی امنیتی چگونه این تحرکات را با خواسته های زشت و زننده، سیلی بر صورت دختران میرحسین و رهنورد و نیز گاز گرفتن خنثی کرد.

سیلی؛ شعر تازه سهیل محمودی

سهیل محمودی/ دوم آبان 1392

هیچ کس نبود تا ببیند با ما چه کردند…

آیا رواست در جامعه ای که ادعای فتوت و دینداری و صاحب افسانه های بزرگ از غیرتمندی مردمانش است، دختر یکی از خدمتگزاران دیرین آن جامعه را چنان هتک حرمت کنند و دست به رویشان بلند کنند که آخر الامر یکی از آنها مظلومانه بنویسد: هیچ کس نبود تا ببیند چه کردند

عکس/ دست مجروح دختر میرحسین چند ساعت پس از برخورد ماموران

دختر میرحسین موسوی به کلمه می‌گوید شدت گازگرفتگی به حدی بود که در ابتدا خونریزی داشت.

گزارش زهرا موسوی از بازجویی: آنها بحران زده‌اند و پی‌در‌پی اشتباه می‌کنند

حکومت برای پوشش اختلافات خود نیاز به فضای جدید خبری داشت که با دستگیری ما فراهم کند ضمن اینکه نگران ۲۵ بهمن هم بود آنها از نوشته های ما در فضای محدود و تنگ مجازی و بازتاب ان درجامعه واقعی نگرانند و با توجه به انواع گرفتاریهایی که در درون خود دارند از ایجاد هر بحران نگرانند و در این نگرانی اشتباه کرده و بحران جدید میافرینند انها با اشتباه به جنگ اشتباه می روند و چون پدر ما این روزهارا پیشبینی کرده بود انتقام آن پیشبینی را با این رفتارها.

دو نکته بر بازداشت چند ساعته دختران موسوی‎

آنچه در این چند ساعت گذشت اولا نشان داد که نهادهای امنیتی و غیر هماهنگ حاکم با همه بلوف هایی که دارند، یک جریان عصبی هستند که نه بر اساس منطق و برنامه که بر اساس غریزه عمل می کند، و در ثانی اهمیت رهبران در حصر جنبش سبز بار دیگر در عرصه داخلی و جهانی به رخ کشیده شد. این ظرفیتی است که هم سبب هشدار به مقامات حاکم است و هم بیدارباشی به بدنه جنبش سبز و فعالان سیاسی مخالف حصر که از این ظرفیت برای پایان دادن به این ظلم آشکار و غیر قانونی، بیشتر و بهتر بهره ببرند.