سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » يادداشت فيس بوكي زهرا موسوي درباره ممنوع ها و ممنوع القلم ها...

يادداشت فيس بوكي زهرا موسوي درباره ممنوع ها و ممنوع القلم ها

چکیده :حکایت ممنوع‌ها، حکایت پردردیست. نباید دردهاشون انکار شه بلکه باید حل شه این مشکل. حتما می‌شه ایشالا خیلی خیلی زود...


زهرا موسوی، دختر میرحسین و رهنورد در یادداشت کوتاهی در فیس بوک خود با عنوان «حکایت ممنوع‌ها و ممنوعیت‌ها» نوشت:

۲۷ دی سال ۹۰ صبح روز برفی دفاع پایان نامه‌ام درحالیکه به واسطه یک تلفن اجازه دفاع در خود دانشگاه نداشتم در ساختمانی بیرون دانشگاه تهران اساتید مسنم همه منتظر شروع جلسه نشسته بودن که یک تلفن از شماره‌ای نا‌شناس همه چی رو بهم ریخت: این دانشجو اجازه دفاع ندارد! (از چاقوکش‌های استخدام شده پشت در جلسه دفاع که بگذریم) در مورد شغلم هم با یک تلفن از تدریس منع شدم: کل واحدهای درسی و امور مالیم در ساعتی از سیستم اداری حذف شدودر اردیبهشت ۹۱ هم باز به دستور یک تلفن نا‌شناس یکسری مسایل دیگه ایجاد شد امروز که مشکلات با حسن نیت زیاد درحال پیگیریست اما هیچ کس مسئولیت اون تلفنهارو به عهده نمی‌گیره و پرونده تخلفی هم هیچ جا برام پیدا نمی‌شه…

سوای افرادی که اگرچه کاملا به ناحق اما به هرحال در یک دادگاه ممنوع القلم وممنوع از فعالیت هنری و علمی و فرهنگی و اقتصادی شده‌اند، افراد زیادی هستند که به علت فضای امنیتی شدید نمی‌تونن کار کنن. درس بخونن. حیات اجتماعی داشته باشن کسی اون‌ها رو رسما منع نکرده. خیلی راحت بی‌هیچ سندی مدرک ثبت شده‌ای و ممکنه با یکدونه از اون تلفن‌ها ی نا‌شناس و بیشماره ازهمه چی منع شن. بعضی از این تلفن‌ها کم کم وارد حیطه‌های شخصیشون هم شده مواردی که شنیدنش با اینکه مکرره ولی واقعا اسفناکه.

یک عده هم محکوم شدن توی همون دادگاههای معلوم الوضع، دوران محکومیتشون هم تموم شده ولی انگار تا اخر عمر باید بارش رو بدوش بکشن هرجا می‌رن در‌ها به روشون بستست. همه ازشون می‌ترسن یا نمی‌خوان دردسر وجود یک محکوم سیاسی یک پرونده دار رو قاطی کارهاشون کنن.

و باز یک عده هستن در میان اقوامشون محکومی دارن وباید هربار دریک برگه سنجش به اون اقرار کنن جایی که باید سوال جواب بدی: آیا درمیان اقوامت کسی سابقه فعالیت سیاسی مخالف نظام داره یا نه و اگر بود که اقوام چوبشو تا ابد باید بخورن. خود گرفتارای سیستمهای سنجش البته تنوع و تکثر زیادی دارن

در این چنین فضایی که اطراف ادم‌ها درست می‌شه، دوست وآشنا از فرد گریزان می‌شن. و ادم تبدیل می‌شه مصداق کسی که در این سرای بیکسی کسی به در نمی‌زند. اون فرد که قربانی یک سیستم امنیتی کثیفه هیچ جا حرفشو نمی‌تونه اثبات کنه. خیلیوقتا می‌شه برای گذران زندگی برای نمردن در جایی دونشان اجتماعیش مشغول کار بشه یا تخصصش رو برای همیشه کنار بگذاره و درجایی که تخصصی هم نداره فعالیت محدود و البته کنترل شده‌ای داشته باشه. همیشه هم زیر نظر باشه همیشه فکر کنه کسی در جستجو و قدم به قدم با اوست تا دست از پا خطا نکند! یا اگر دانشجوست خواب مدرک تحصیلیش رو ببینه و منتظر و با امید بشینه بلکه تحولی صورت بگیره. این‌ها کساییند که پر از هوش تعهد دلسوزی خلاقیتن اما سالهای عمرشون به همین راحتی سرقت می‌ره، رفته

حکایت ممنوع‌ها، حکایت پردردیست. نباید دردهاشون انکار شه بلکه باید حل شه این مشکل. حتما می‌شه ایشالا خیلی خیلی زود


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.