بلایای طبیعی سالیان اخیر و بالاخص امسال را از دو وجه میتوان در نظر آورد: وجه اول خود رویداد طبیعی بود و ویرانی زندگی آدمیان در نتیجه آن. وجه دوم درک و دریافت این وقایع توسط اذهان عموم جامعه. اگرچه در نتیجه نا کارآمدی حکومت و فقدان بنیه لازم در پیکر جامعه مدنی ناگواریها و عواقب اتفاقات طبیعی همواره به پای حکومت نیز نوشته میشد؛ اما با اضمحلال بنیانهای مشروعیت و شکاف جامعه با ایدئولوژی حکومت، دیگر هر حادثهای حتی طبیعی، جرقهای میشود که کنکاش در عمق مسایل سیاسی را به دنبال دارد.
» ایمان آقایاری
ریشه مشارکت سیاسی در «حق انتخاب» به عنوان بنیادی برای «آزادی سیاسی» است. این پدیده قابل تقلیل به بیعت با حاکمان و یا تبدیل رأیدهنده به بیعتکنندهای منفعل نیست. ضمن این که دستآوردِ انتخابات محصول مشقتهای بسیارِ فکری و عملی انسانهای بیشماری در طول تاریخ است. انسان صاحب حق، موجودی است که از انقیاد و تحت ولایت دیگری بودن بیرون آمده، نمیتواند دو عنصر خود مختاری و صغیر بودن را در یک جا جمع کند.
با گذر زمان و مشاهده محصولات انقلاب، اندک اندک روایت اخیر در میان نیروهای فکری و کنشگران سیاسی، مدنی و فرهنگی گسترش یافت. هم چنین در نتیجه سرخوردگی عمومی، ناکارآمدی حکومت و تکرار شعارهای پوچی که دستاوردی برای مردم نداشت، روایت حکومت سرنگونشده پیشین در میان اقشاری از جامعه جا باز کرده است.
اندیشهی مشروطیت، در کنار عوامل عینی، سازندهی انقلاب مشروطه بود. مفاهیمِ زاده شده از همین گفتمان، دستمایهی جبههی ملی در مبارزاتش بود. ایدئولوگهای مختلفی فضای ذهنی انقلاب ۵۷ را ساختند. در یک کلام، جنبشهای بزرگ تاریخی که البته متأثر از چند علت هستند، با اندیشههای اندیشهورزان، زبان مییابند. متفکرین “هارون” جوامع اند.





آیههای زمینی 



