میم مثل مادر
چکیده :مرا ببربه روشنی کوچه باغ هاآنجا که دل ها، برای چیزی شور نمی زدشور داشت!چشم ها اشک نمی ریختمی خندید!دست هافاصله را رج نمی زدنوازش را معنا می کرد!گونه ها، به دیدن آشنارنگ نمی باختاز شنیدن سلامگر می گرفت!و پاهابی احساس زمینزیر بارانبی بهانهمی دوید...!از تو دور می شدم دور...و انگاه غصه ام می شدخدا هم اگر نبود،دامان توعرش خدا بود! ...

مرا ببر
به روشنی کوچه باغ ها
آنجا که دل ها، برای چیزی شور نمی زد
شور داشت!
چشم ها اشک نمی ریخت
می خندید!
دست ها
فاصله را رج نمی زد
نوازش را معنا می کرد!
گونه ها، به دیدن آشنا
رنگ نمی باخت
از شنیدن سلام
گر می گرفت!
و پاها
بی احساس زمین
زیر باران
بی بهانه
می دوید…!
از تو دور می شدم دور…
و انگاه غصه ام می شد
خدا هم اگر نبود،
دامان تو
عرش خدا بود!
*ارسالی به کلمه از یک همراه سبز














یا حسین میرحسین
نابود باد دیکتاتوری و خرافه
میم مثل مادر مثل محتشمی پور
میم مثل مرد مثل مصطفی تاج زاده
میم مثل مبارز مثل مهدی کروبی
میم مثل معتدل مثل مهدی بازرگان
میم مثل محبوب مثل محمد خاتمی
میم مثل مرجع مثل محمد علی دستغیب
میم مثل محجوب مثل مصطفوی
میم مثل محصور مثل مهندس میم مثل مردم مثل میر حسین میم مثل منتخب مثل موسوی
مثل مهندس میر حسین موسوی