این شب هجران به پایان می رسد/ شعری از مهدی خزعلی
چکیده :جانانم، عزیزم، دلبرم، دل را امیر/ یوسفت را چون برادر کرده در چاهی اسیر/چون برایت زین چه از مه سر شود/قبله گاه مهر و صد اختر شود/وقت آن آید که مهر و ماه و جمع اختران/بر درش بر خاک افتند و ببوسند آستان/غم مخور امروز و بی تابی مکن/شکوه از دوری و تنهایی مکن/این شب هجران به پایان می رسد/روز وصل و جمع یاران می رسد/باز هم با هم به صحرا می رویم/در کنار رود و دریا می رویم/باز هم دستان ما در دست هم/باز هم جان های ما در پای هم/باز هم دل های ما یک دل شود/باز هم آن سنگدل بی دل شود/باز هم این عاشق تنها فدایت می شود/باز هم این کشته خاک زیر پایت می شود/باز هم در سینه یادت می کند/باز هم بر لب صدایت می کند/باز با مژگان بروبد راه تو/باز با اشکش بشوید آه تو/باز هم بوس و کنار و عیش و نوش/باز هم هر روزمان شیرین شود با یاد دوش/باز هم دیدار یاران می رویم/باز هم ما زیر باران می رویم ...
مهدی خزعلی در سالروز ازدواج خود در شعری که از زندان اوین به همسرش تقدیم کرده، نوشته است: چون برایت زین چه از مه سر شود/ قبله گاه مهر و صد اختر شود/ وقت آن آید که مهر و ماه و جمع اختران/ بر درش بر خاک افتند و ببوسند آستان..
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی در پنجاه و نهمین روز اعتصاب غذای اعتراضی خود امید داده است: غم مخور امروز و بی تابی مکن/ شکوه از دوری و تنهایی مکن/ این شب هجران به پایان می رسد/ روز وصل و جمع یاران می رسد..
دلنوشته همسر مهدی خزعلی؛ داد از مردمانی که جای محبت، به هم رنج می دهند
متن این شعر که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
جانِ جانان، عزیزم، دلبرم، دل را امیر
یوسفت را چون برادر کرده در چاهی اسیر
چون برایت زین چه از مه سر شود
قبله گاه مهر و صد اختر شود
وقت آن آید که مهر و ماه و جمع اختران
بر درش بر خاک افتند و ببوسند آستان
غم مخور امروز و بی تابی مکن
شکوه از دوری و تنهایی مکن
این شب هجران به پایان می رسد
روز وصل و جمع یاران می رسد
باز هم با هم به صحرا می رویم
در کنار رود و دریا می رویم
باز هم دستان ما در دست هم
باز هم جان های ما در پای هم
باز هم دل های ما یک دل شود
باز هم آن سنگدل بی دل شود
باز هم این عاشق تنها فدایت می شود
باز هم این کشته خاک زیر پایت می شود
باز هم در سینه یادت می کند
باز هم بر لب صدایت می کند
باز با مژگان بروبد راه تو
باز با اشکش بشوید آه تو
باز هم بوس و کنار و عیش و نوش
باز هم هر روزمان شیرین شود با یاد دوش
باز هم دیدار یاران می رویم
باز هم ما زیر باران می رویم
مهدی خزعلی- زندان اوین














این شب هجران به پایان می رسد
روز وصل و جمع یاران می رسد…
غوغای با شکوهی به راه انداخته اند این زوج عزیز و بزرگوار.. خداوند یارشان باد
درود بر توای مرد بزرگ.
تمام کسانی که از جان مایه گذاشتن که این انقلاب شکست نخوره حالا در بند هستن. خوشا به حال اونها که رفتن و ندیدن. منتهی با تمام احترامی که برای این آزادگان قائل هستم وقت اون رسیده که قبول کنیم حکومت دینی، حکومت مذهبی به دیکتاتوری خواهد کشید. دمکراسی واقعی وقتی میتونه شکوفا بشه که به مذهب آلوده نشه. مذهب هم وقتی مقام خودش رو حفظ میکنه که به سیاست آلوده نشه. به امید اینکه در فردای امید با در نظر داشتن این واقعیت مملکت خود رو به سرفرازی برسونیم.
بسم الله الرفیق الشفیق
رفقایتان را در یابید
در اسلام ناب محمدی برای مسلمان حلال نیست که با توهین ، تجاوز ، شکنجه ، فحش ، حصر ، حبس و از این قبیل أعمال زشت ، برادر و خواهر مسلمانش را آزار دهد، بلکه شایسته نیست به نحوی با نگاه خود به او اشاره کند که او را بیازارد .
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است :
(( لا یحل للمسلم أن یشیر إلی أخیه بنظرة تؤذیه))
در اسلامی که حتی با اشاره و نگاه نباید دیگران را اذیت کرد، چرا به نام همان اسلام عزیزانی چون آقایان قدیانی و خزعلی و دیگر برادران و خواهران در حصر و حبس را اینچنین آزار می دهند ؟ چرا آنها در محضر و منظر خدا احساس شرم نمی کنند ؟ و چرا از محمد و آل محمد خجالت نمی کشند ؟ و إنا لله و إنا إلیه راجعون .
گو به آزر آتش اندامش نسوخت
تو مگر آهریمنی
تا پای گور
این پسر گوید
که از اهلش نه ای
اوبه ابراهیم ماند
از تو دور
تو و نمرود یکدگر را ساختید
آتش قهر خدا
برتاختید
مهدی ما گویدت
از ما نه ای
از تبار بوذر و سلمان نه ای
عاق مهدی
عاقبت جانت گرفت
نی پدر بودی
که نفرینش گرفت
از سیاهی ها تلی برساختی
آتش نمرود را
بس شعله ها انداختی
ای عجب از این پسر وز آن پدر
این گیاه سبز و آن یک هدر
” برای غربت مهدی سبزآیین علوی ”
اندکی صبر سحر نزدیک است…
باز هم دیدار یاران می رویم
باز هم ما زیر باران می رویم