چکیده : جانانم، عزیزم، دلبرم، دل را امیر/ یوسفت را چون برادر کرده در چاهی اسیر/چون برایت زین چه از مه سر شود/قبله گاه مهر و صد اختر شود/وقت آن آید که مهر و ماه و جمع اختران/بر درش بر خاک افتند و ببوسند آستان/غم مخور امروز و بی تابی مکن/شکوه از دوری و تنهایی مکن/این شب هجران به پایان می رسد/روز وصل و جمع یاران می رسد/باز هم با هم به صحرا می رویم/در کنار رود و دریا می رویم/باز هم دستان ما در دست هم/باز هم جان های ما در پای هم/باز هم دل های ما یک دل شود/باز هم آن سنگدل بی دل شود/باز هم این عاشق تنها فدایت می شود/باز هم این کشته خاک زیر پایت می شود/باز هم در سینه یادت می کند/باز هم بر لب صدایت می کند/باز با مژگان بروبد راه تو/باز با اشکش بشوید آه تو/باز هم بوس و کنار و عیش و نوش/باز هم هر روزمان شیرین شود با یاد دوش/باز هم دیدار یاران می رویم/باز هم ما زیر باران می رویم
مهدی خزعلی در سالروز ازدواج خود در شعری که از زندان اوین به همسرش تقدیم کرده، نوشته است: چون برایت زین چه از مه سر شود/ قبله گاه مهر و صد اختر شود/ وقت آن آید که مهر و ماه و جمع اختران/ بر درش بر خاک افتند و ببوسند آستان..
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی در پنجاه و نهمین روز اعتصاب غذای اعتراضی خود امید داده است: غم مخور امروز و بی تابی مکن/ شکوه از دوری و تنهایی مکن/ این شب هجران به پایان می رسد/ روز وصل و جمع یاران می رسد..
دلنوشته همسر مهدی خزعلی؛ داد از مردمانی که جای محبت، به هم رنج می دهند
متن این شعر که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
جانِ جانان، عزیزم، دلبرم، دل را امیر
یوسفت را چون برادر کرده در چاهی اسیر
چون برایت زین چه از مه سر شود
قبله گاه مهر و صد اختر شود
وقت آن آید که مهر و ماه و جمع اختران
بر درش بر خاک افتند و ببوسند آستان
غم مخور امروز و بی تابی مکن
شکوه از دوری و تنهایی مکن
این شب هجران به پایان می رسد
روز وصل و جمع یاران می رسد
باز هم با هم به صحرا می رویم
در کنار رود و دریا می رویم
باز هم دستان ما در دست هم
باز هم جان های ما در پای هم
باز هم دل های ما یک دل شود
باز هم آن سنگدل بی دل شود
باز هم این عاشق تنها فدایت می شود
باز هم این کشته خاک زیر پایت می شود
باز هم در سینه یادت می کند
باز هم بر لب صدایت می کند
باز با مژگان بروبد راه تو
باز با اشکش بشوید آه تو
باز هم بوس و کنار و عیش و نوش
باز هم هر روزمان شیرین شود با یاد دوش
باز هم دیدار یاران می رویم
باز هم ما زیر باران می رویم
مهدی خزعلی- زندان اوین