سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دلنوشته همسر مهدی خزعلی؛ داد از مردمانی که جای محبت، به هم رنج می دهند...
» گزارش صالح خزعلی از آخرین وضعیت پدرش

دلنوشته همسر مهدی خزعلی؛ داد از مردمانی که جای محبت، به هم رنج می دهند

چکیده :چشم بر این دنیای زبون باید بست که مردمانش به یکدیگر به جای محبت، رنج می دهند، به جای آزادی، بند می دهند، برادر در حق برادر خیانت می کند، پدر آرزوی مرگ فرزند می کند، به ظاهر دوستان بی وفایی می کنند و ظالمان و دشمنان ظلم و تعدی می کنند. بیا با هم به فردایی زیبا و روشن که شمیم خوش آزادی، عدالت، محبت تمامی وجودمان را لبریز کرده، بیاندیشیم. فردایی که شاید همین جمعه باشد. به پیشوازش رویم و خاک پایش را سرمه ی چشمانمان گردانیم. او که روشنایی بخش فردایمان است. او که امید و آرزوی هر انسان آزاده ای است. او که هر صبح با یادش دست راست به دست چپ می زنیم و با او بیعت می کنیم که از یاورانش باشیم و در رکاب او به شهادت رسیم....


همسر مهدی خزعلی، در دلنوشته ای به همسرش، زندانی سیاسی ای که نزدیک به دو ماه است در اعتصاب غذا به سر می برد، نوشته است: چشم بر این دنیای زبون باید بست که مردمانش به یکدیگر به جای محبت، رنج می دهند، به جای آزادی، بند می دهند، برادر در حق برادر خیانت می کند، پدر آرزوی مرگ فرزند می کند، به ظاهر دوستان بی وفایی می کنند و ظالمان و دشمنان ظلم و تعدی می کنند.

دو روز پیش  محمدصالح خزعلی، فرزند این زندانی سیاسی با اعلام خبر تحصن چند ساعته ی خانواده در مقابل زندان اوین، به کلمه گفته بود: قاضی احمد زاده اذعان داشته که پدرم از تاریخ ۱۰/۱۰ با قید وثیقه بایستی آزاد می شدند که در طی این مدت مادرم چندین بار به مراجع قضایی و امنیتی مراجعه کردند ولی این خبر را از ما و خانواده پنهان کردند تا به امروز که حدود دوماه از بازداشت غیر قانونی پدر میگذرد، دیروز نامه ی آزادی ایشان را از دادگاه انقلاب فرستادند زندان. ولی دیشب هرچی ما ایستادیم آزاد نشدند. امروز هم ملاقات داشتیم با پدر که خبر دادند ساعت ۴ دیروز نامه آزادی آمده اما همان ساعت که نامه آمده وزارت اطلاعات سریعا یک پرونده ی دیگر تشکیل داده و فرستاده بازپرس شعبه ۶.

مهدی خزعلی متولد ۱۳۴۴ در قم، پزشک متخصّص چشم پزشکی، فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی، مدیر انتشارات حیّان و بنیان‌گذار مؤسّسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. او که تاکنون شش بار بازداشت شده است، نهم آبانماه سالجاری در جلسه سرای اهل قلم که بمنظور سالگرد تسخیر سفارت امریکا برگزار شده بود بازداشت و تاکنون در بازداشت بسر می برد. وی بیش از دو ماه است که به انفرادی بازگردانده شده است.

روز گذشته نیز محمدصالح خزعلی به جرس خبر داده: این داستانی که اینها الان مطرح کرده اند یک اختلافی بین پدر و یک فردی که دوست صمیمی برادر پدر می باشد است که یک ادعایی مربوط به شانزده سال پیش کرده است. و برادر پدرم به عنوان شاهد زیر آن را امضا کرده است. فقط چون آن شخص با خانواده خزعلی رابطه خوبی داشته از او حمایت می کنند، این شانزده سال هم شکایت نکرده یکدفعه زمان آزادی پدر شکایت می کند! سندی هم برای شکایت وجود ندارد پر واضح است که تنها به تحریک وزارت اطلاعات و برادر پدر اینکار انجام شده است. حتی در این شکایت هم قاضی می گوید هیچ اتهامی بر پدر وارد نیست. وزارت اطلاعات در این مدت خیلی فعال بوده و بین تمام دوستان و آشنایان پدر رابطه برقرار کرده است. خیلی از آنها را احضار کرده اند و از آنها خواسته اند از پدر شکایت کنند. حتی به خود پدر گفته بودند که می خواهند در روزنامه آگهی بزنند تا هر کس شکایتی دارد اعلام کند.

وی همچنین در گفت و گو با روز درباره وضعیت جسمانی پدرش میگوید که “روز پنج شنبه که او را دیدیم به شدت لاغر و نحیف شده بود تا جایی که ما با دیدن وضعیت اش به زور جلوی اشک هایمان را می گرفتیم که ناراحت نشود. همچنان در اعتصاب غذا است و 58 روز از آغاز اعتصابش می گذرد و میگوید که تا آزاد نکنند به این اعتصاب ادامه خواهد داد و دلیلی برای ادامه بازداشت او وجود ندارد. این که حاکمیت در تلاش است تا ما خانواده و بابا را به عنوان مخالفین نظام و یا هزار اتهام دیگر نشان دهند من از همین جا اعلام میکنم که همان طور که بابا در تمام مصاحبه ها و مقاله هایشان اعلام کردند و با عملشان ثابت کردند همچنان معتقد به نظام اسلامی و ولایت فقیه و انقلاب هستند و هیچ گاه از ارزش های انقلاب و شهدا دست برنمیدارند. الان هم برای حفظ همان ارزش ها فعالیت میکنند و برای پایمال نشدن خون عموی شهیدم که پدرم تا آخرین لحظات با ایشان بوده است.

 * * * * *

متن دلنوشته ی همسر مهدی خزعلی که در اختیار کلمه قرار گرفته را با هم می خوانیم:

عزیزم، دلبندم، دوستم، همسرم

چشم بر این دنیای زبون باید بست که مردمانش به یکدیگر به جای محبت، رنج می دهند، به جای آزادی، بند می دهند، برادر در حق برادر خیانت می کند، پدر آرزوی مرگ فرزند می کند، به ظاهر دوستان بی وفایی می کنند و ظالمان و دشمنان ظلم و تعدی می کنند.

کجاست آن نور امید برای ریشه کن کردن ستم و بیدادگری

کجاست نابود کننده ی اهل فسق و گناه

کجاست درو کننده ی شاخه های گمراهی

کجاست محو کننده ی آثار کج دلی و کج روی و اندیشه های باطل

کجاست قطع کننده ی دروغ و افترا

کجاست نابود کننده ی سرکشان و متمردان

بیا با هم به فردایی زیبا و روشن که شمیم خوش آزادی، عدالت، محبت تمامی وجودمان را لبریز کرده، بیاندیشیم.

فردایی که شاید همین جمعه باشد. به پیشوازش رویم و خاک پایش را سرمه ی چشمانمان گردانیم. او که روشنایی بخش فردایمان است. او که امید و آرزوی هر انسان آزاده ای است. او که هر صبح با یادش دست راست به دست چپ می زنیم و با او بیعت می کنیم که از یاورانش باشیم و در رکاب او به شهادت رسیم.

شاید این جمعه بیاید، شاید

پرده از چهره گشاید، شاید


4 پاسخ به “دلنوشته همسر مهدی خزعلی؛ داد از مردمانی که جای محبت، به هم رنج می دهند”

  1. Mahmood Soltani44 گفت:

    هر سنگی بدون گذر از کوره ی آتش طلا نمی شود

  2. مسلمان سبز گفت:

    خواهرم بدان که تنها نیستی.
    روزی خواهد رسید که پدر از پسر حلالیت طلبد و آن روز دیر نیست.
    یا حسین میرحسین

  3. Hadiid گفت:

    اللهم فک کل اسیر

  4. ارش گفت:

    ننگ ونفرین بر مزدوران و شکنجه گران و پشتیبانان ولایت مستبد و جهل