سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیام ها و حضور برای تسلیت به خانواده حسن حبیبی؛ از خانواده هاشمی تا سیدمحمد خاتمی/ ...

پیام ها و حضور برای تسلیت به خانواده حسن حبیبی؛ از خانواده هاشمی تا سیدمحمد خاتمی/ تصویر

چکیده :صبح امروز حجت‌الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، آیت‌الله سید محمد بجنوردی، عارف، حجج‌ اسلام سید محمود دعایی، سید سراج‌الدین موسوی و مجید انصاری و عده‌ای دیگر از آشنایان و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی در منزل آن مرحوم گرد آمده و با خانواده ایشان ابراز همدردی کردند. ...


کلمه- گروه خبر: بدنبال درگذشت حسن حبیبی شخصیت های سیاسی و دینی با حضور در خانه وی با خانواده و همسر او ابراز همدردی کردند.

حسن حبیبی صبح امروز بدنبال یک دوره بیماری در تهران درگذشت و پیکر مرحوم دکتر حسن حبیبی در جوار مرقد امام خمینی (ره) به خاک سپرده می‌شود.

مراسم تشییع پیکر دکتر حبیبی ساعت 9 صبح روز جمعه 13 بهمن از مقابل بنیاد ایران شناسی برگزار خواهد شد.

دکتر حسن حبیبی در سالگرد ورودش به ایران همراه امام خمینی در 12 بهمن سال 57 دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شافت.

صبح امروز حجت‌الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، آیت‌الله سید محمد بجنوردی، عارف، حجج‌ اسلام سید محمود دعایی، سید سراج‌الدین موسوی و مجید انصاری و عده‌ای دیگر از آشنایان و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی در منزل آن مرحوم گرد آمده و با خانواده ایشان ابراز همدردی کردند.

ابراز همدردی سیدمحمد خاتمی

در پی درگذشت دکتر حسن حبیبی “معاون اول رییس جمهور در دولت اول اصلاحات” ، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان صبح امروز با حضور در منزل آن مرحوم ، فقدان این شخصیت ارزشمند را به همسر و فرزندان ایشان ،خاندان شریف حبیبی و اصحاب فرهنگ ،فضیلت و علم و ارادتمندان آن بزرگوار تسلیت گفت و برای این خدمتگزار صدیق ایران آرزوی علو درجات کرد.

دکتر حبیبی یک لحظه از انقلاب غافل نبود

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید می کند که مرحوم دکتر حبیبی یک لحظه از انقلاب و رسالت خودش غافل نبود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی هنگام حضور در منزل مرحوم دکتر حسن حبیبی در گفت وگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در خصوص شخصیت وی اظهار داشت: آقای دکتر حبیبی هم در زمانی که در خارج و داخل کشور مبارزه می کردند و تا همیشه، بهترین دوست و همکار بودند و یک لحظه از انقلاب و رسالت خودش غافل نبود.

وی در پاسخ به سوالی در خصوص نقش مرحوم حبیبی در تدوین پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گفت: ایشان در این کار نقش اول را داشتند؛ یعنی تا پایان تدوین قانون اساسی، کار خود را ادامه می داد و از آن مثل بچه ای که می خواست پرورش پیدا کند، مواظبت کرد.

پیام تسلیت سیدمحمد خاتمی

سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق در پیامی درگذشت بزرگ مرد دین باور و فرزانه و اندیشمند و دردآشنا حضرت دکتر حسن حبیبی را به خاندان شریف حبیبی تسلیت گفت.

متن کامل این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

بزرگ مرد دین باور و فرزانه و اندیشمند و دردآشنا حضرت دکتر حسن حبیبی، سبک بال و روان شاد به دیدار معشوق و معبود شتافت و ساحت دین و علم و فضیلت را داغدار کرد.

دکتر حسن حبیبی عزیز زندگی پربار خود را برای بهتر فهمیدن و دانستن و فهماندن و آگاه کردن و نیز خدمت به انقلاب اسلامی که به آن باور داشت و آن را پیروز می خواست صرف کرد و نخستین کسی بود که چهره لطیف و زیبای نظام دین مدار و مردم محور جمهوری اسلامی را ترسیم کرد.

او با فروتنی با همه ظرفیت والا و شایستگی های فراوان در هر جا که به وجود او نیاز بود بی هیچ توقعی حضور داشت و حضورش همه جا و همیشه منشاء خیر و برکت بود.
من این مصیبت بزرگ را به همه آنان که دل در گرو انقلاب اسلامی و سربلندی میهن و سرافرازی مردم دارند و به همه اندیشوران و پژوهشگران و اصحاب ادب و فرهنگ و به خاندان شریف حبیبی، به ویژه به همسر شایسته و بزرگوار و وفادار و به دختر دانشمند و موقر و به برادران گرانقدر و خواهر ارجمندش تسلیت عرض نموده و از درگاه حضرت حق جل و علی برای آن فقید سعید علو درجات و برای بازماندگان معزز تندرستی، شکیبایی و پاداش نیکو مسألت می کنم.

رحمت گسترده خداوند بر او که پاک زیست و پاکیزه به دیدار معبود شتافت.

سید محمد خاتمی
12 بهمن 1391

پیام هاشمی رفسنجانی

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درگذشت مرحوم حسن حبیبی را تسلیت گفت.

در متن این پیام تسلیت آمده است:

«ضایعه درگذشت شادروان دکتر حسن ابراهیم حبیبی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس بنیاد ایرانشناسی موجب تالم خاطر شده است.

مرحوم دکتر حبیبی در طول عمر مفید خود یکی از یاران فعال و باوفای نظام جمهوری اسلامی ایران در مسوولیت‌های خطیر در دوره‌های مختلف بود و از خود آثار و کتب ارزشمندی به جای گذاشت.

انسان فرهیخته‌ای که توان علمی و اجرایی خود را در کمیته تدوین پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، وزارت دادگستری، شورای نگهبان، معاونت اولی رییس جمهوری، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز عشق به ایران اسلامی در بنیاد ایرانشناسی سپری کرد.

فقدان این شخصیت ارزنده را به دوستان، همکاران، وابستگان به ویژه اعضای خانواده و همسر آن مرحوم تسلیت گفته و از درگاه احدیت برای آن مرحوم غفران و رحمت واسعه و برای بازماندگان وی صبر و اجر مسالت می‌کنیم.»

پیام تسلیت سید حسن خمینی به مناسب درگذشت دکتر حبیبی

سرکار خانم دکتر رهیده
درگذشت همسر مکرمتان سرور معظم جناب آقای دکتر حسن حبیبی دل همه علاقمندان به ایشان را به درد آورد. آن عزیز در دوران تبعید و مبارزه تا دوران پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی همواره از همراهان و یاران امام راحل عظیم الشأن بود.
درگذشت آن مرحوم را خدمت جنابعالی و سرکار خانم آزاده حبیبی و برادران ایشان تسلیت عرض نموده، برای ایشان از درگاه خداوند متعال علوّ درجات مسئلت می نمایم.
سیدحسن خمینی

حبیبی، الگوی اخلاق و سیاست

علی‌اکبر اشعری در مطلبی به یاد الگوی اخلاق و سیاست و مرد دوران نخست انقلاب نوشت:
خدايا! چه رازي در اين نكته است كه ستون خيمه دين و اخلاق، استاد و مربي ما حضرت آيت الله مجتبي تهراني در آستانه اربعين از ميان ما مي رود و الگوي اخلاق و سياست و مرد دوران نخست انقلاب كه لحظه اي از تلاش در راه آرمان امامش باز نايستاد در آستانه دهه فجر به سوي تو بازمي گردد.
خدايا! اگر ما در راه دينت سستي كرده ايم، و عقوبت آن را در بازپس گيري آيت الله مجتبي تهراني قرار دادي و اگر در راه انقلاب اسلاميت كوتاهي كرديم و ما را از نعمت حضور دكتر حسن حبيبي محروم نمودي؛ خدايا! بيش از اين طاقت مجازات اينچنيني تو را نداريم.
خداوندا اگر ما خطاكاريم تو غفور و بخشنده اي؛ اگر ما شايستگي اين نعمت هاي ارزشمند تو را نداريم؛ به غفران و جود و كرم تو اميدواريم.


9 پاسخ به “پیام ها و حضور برای تسلیت به خانواده حسن حبیبی؛ از خانواده هاشمی تا سیدمحمد خاتمی/ تصویر”

  1. محق گفت:

    رحمت خدا بر او که پاک زیست و پاک رفت . درود بر کسانی که دست و زبان و دل و جانشان به ظلم آلوده نیست .

  2. مهدي گفت:

    با سلام به دست اندركاران سايت كلمه و نيز خوانندگان عزيز و سبز اين سايت
    بعد از كودتاي انتخاباتي سال 88 و جنايتهاي رخ داده ي پس از آن، يك سوال ذهن مرا در گير كرده است كه از نويسندگان سايت كلمه و يا خوانندگان عزيز مي خواهم كه بنده را راهنمايي كنند.
    ابتدا يك مقدمه ي خيلي كوتاه مي گويم و سپس سوال خود را مطرح مي كنم: در اسلام احاديث بسياري از رسول خدا (صلوات عليه و آله) و نيز اهل بيت (عليهم السلام) داريم كه انسانها را به رعايت حقوق ديگران و حفظ جان و مال و ناموس آنها توصيه مي كند و اين معنا، مكررا در قرآن نيز آمده است و فلسفه ي دين و دينداري نيز همين است. همينطور همه ي ما حديث معروفي كه از امير مومنان در باره ي خلخال زن اهل كتاب نقل شده است را به كرّات شنيده ايم. همچنين اين حديث رسول الله را نيز بارها شنيده و يا خوانده ايم كه فرمود «هركس بشنود صداي مظلومي را كه فرياد مي زند اي مسلمانان به ياريم بشتابيد و مسلماني اين را بشنود و به ياريش نشتابد، مسلمان نيست». خب! حالا سوال بنده اين است: فرض كنيم كه (فرض محال كه محال نيست) تمام آنهايي كه در خيابانها كشته شدند و يا در زندانها مورد شكنجه و يا تجاوز قرار گرفته و مي گيرند مسلمان نباشند! (فقط فرض كرديم!) خب. آنهايي كه به ياري اينها نشتابيدند چه؟ آنها مسلمانند؟ من و خانواده ام از روز 23 خرداد در تمامي تجمعات حضور فعال داشتيم و افتخار مي كنيم كه قطره اي از درياي نجابت و شرافت اين ملت هستيم و تا جايي كه توانستيم ، با حضورمان در راهپيمايي ها و يا مباحثاتمان در هر محفلي و با هر كسي كه فكر مي كنيم مي توانيم اندكي او را از وضع اسفناك مملكت آگاه كنيم، به ياري اين مظلومان رفته ايم. البته ما هم فرار كرده ايم، باتوم خورده ايم و…. . حالا من يه شهروند عادي هستم و از من به اندازه ي خودم انتظار مي رود. آيا آقاي حبيبي كه داراي چنين جايگاه حقيقي و حقوقي در انقلاب و نظام است و در عين حال نه تنها خبر اين جنايتها كه به ما رسيده به او نيز رسيده است؛ بلكه او فاعدتا به دليل جايگاهش از جنايتها و فسادهايي هم خبر داسته كه لابد به گوش من شهروند ساده نرسيده و ما هيچ اعتراضي از او نديديم ، مسلمان است؟
    آيا آقاي عسگراولادي كه چند وقتي مي شود كه با لفظ فتنه ور مي رود، مسلمان است؟ آيا من بايد براي از دست رفتن آقاي حبيبي ناراحت باشم؟ آيا ايشان مسلمان بوده؟ يعني رسم مسلماني اين است؟ پيروان علي مرتضي اينگونه هستند؟
    از تمام كساني كه اين مطلب را خواندند تقاضا مي كنم كه بنده را راهنمايي كنيد!
    نميدانم! شايد آنقدر وضع مملكت من و امثال مرا به خشم آورده كه نميتوانيم چشم بر سكوت امثال آقاي حبيبي و يا سيد حسن خميني ببنديم و نمي توانيم ببينيم كه آقاي عسگراولادي به خاطر لفاظيش با كلمه ي فتنه مورد نوازش و عنايت قرار گيرد كه چه؟ كه از نظر ايشان ميرحسين و كروبي سران!!! فتنه نيستند!!! آنوقت يك نفر از اين آقا نمي پرسد تو كه دم از آخرت ميزني، هنگام فرو كردن سر زنداني در چاه توالت كجا بودي؟ تورو خدا به دادم برسيد. من كمك ميخوام.
    والسلام
    يك شهروندي كه هنوز معتقد به جمهوري اسلامي است و كور سوي اميدي براي اصلاح مي بيند.

    • محمدامین گفت:

      1) دوست عزیز ، پاسخ قاطع به پرسش شما بسیار سخت است! چگونه است یک انسان این همه ظلم ببیند و دم نیاورد! ؟ فارغ از عقل سلیم که انسان را در قبال ظلم به واکنش وا میدارد، آموزه های دین نیز حجت را برهمگان تمام کرده اند! بنگرید به قرآن ، به منابع روایی ، به نهج البلاغه ، همگی تکلیف را مشخص و بیان نموده اند! 2) اگر ملاحضه کنید ، در همان صدر اسلام،خاصه بعد از رحلت پیامبر(ص) ، در نسبتِ سیاست با دیانت،چند رویکرد به وجود آمد! الف :رویکرد امام علی(ع) : اصیل بودن احکام و اخلاق و ابزار بودن قدرت و مکنت! در نگاه علی(ع) قدرت به خودی خود، از لنگه ی کفش و آب بینی یک گوسفند نیز بی ارزش تر است! قدرت زمانی توجیه پذیر میشود که در خدمت عدالت و آسایشِ خلق باشد و الا هیچگونه ارزشی ندارد! در این نگاه حفظ و بقای قدرت به هیچ وجه مطرح نیست! اساس بسط عدالت است! این رویکرد از جانب علی(ع) یک شعار نبود ، که یک شعور بود! با جانش عجین شده بود! برای همین هم هست که نمیگویند: ” علی عادل است”! که میگویند: ” علی عدل است”! یعنی علی (ع) عین عدالت است ، مجسمه ی عدالت است! و سرانجام خونش نیز بر پای عدالت ریخته شد! ” قتل علیٌ لشدة عدله”! ب: رویکرد معاویه : اصالت قدرت و فرعیتِ دیانت! در نگاه معاویه ، هیبت اسلام، به بسط نظام و سلطنت ، بسته است! از این زاویه دوام قدرت نیز مطرح میشود! چون به نوعی به زعم این نگاه،آبروی اسلام است! اهداف درونی منظور نیست! مهم اینست که اینجور تبلیغ میکردند و در آن مقطع جا انداخته بودند! این نگاه باعث شد تا قدرت برای بقای خود هر ابزاری را توجیه کند! ج: رویکرد سردرگمها ، بی تفاوتها ،شکاکها و محتاطهای متحیر! اینگونه افراد برخی خوارج و برخی نیز غیر خوارجند! بودند کسانی از غیر خوارج و ظاهر الصلاح که نه حق را به امام علی(ع) میدادند نه به معاویه! در منطق بیرونی اسلام به پیروان همه ی این رویکردها مسلمان گفته میشود! کفایت میکند ، شخص به وحدانیت خداوند و نبوت پیامبر(ص) شهادت دهد، مسلمان محسوب میشود! پهنه ای از مخلص ، متحیر تا منافق! همه ی اینها مسلمانند! اما در منطق درونی اسلام ، رویکردها تفکیک میشوند، مسلمانان واقعی کسانید که واقعیند، مخلصین اند! 2) به گمان من اکنون نیز همان رویکردها باقی است اما بارنگ و لعاب جدید و متناسب با زمان! 3) حال برگردیم به اصل پرسش در مورد بحث که آیا افراد مشارالیه ، مسلمانند؟ مسلما ! خاصه اینکه پسوند مسلمان بر فامیلی بعضی از این افراد نیز هست! اما اینکه مسلمان واقعیند، قدری پاسخ سخت است! البته خدای ناکرده ما در مقام حکم کردن نیستیم! که در مقام توصیفیم! ما برخی از شاخصه ها را بیان کردیم که تطبیق افراد برآنها بسیار سخت و حساس است! اگر اینگونه افراد بدون عذر موجه، بدون اینکه مال،جان و ابرویشان در خطر باشد، سکوت و کتمان حقیقت کرده باشند، مغضوب عند الله خواهند بود! چون امر به معروف ونهی از منکر را وا نهاده اند! امر به معروف ونهی از منکر از جمله ی واجبات و در راس واجبات است! خاصه در ارتباط با حاکمان که از اهم موارد است! فرض ما بر رویکرد سوم و غیر خوارجی بودن است و الا اگر این افراد در برون و درون به رویکرد دوم علاقه مند باشند، کلاه پس معرکه است و با هیچ آبی پاک نخواهند شد! ان شاء الله که اینگونه نباشند! اما در ارتباط با خامنه ای و هیئت جائره اش، به ضرس قاطع باید گفت که آنها ممحظ در رویکرد دومند! آنها بنیانگذار مکتب معاویه در میان شیعیان معاصرند!! 4) پایمردی میر سر افراز ، شیخ شجاع ، قدیانی ،تاجزاده و ………….، به دلیل تعلق به رویکرد اول است! رویکرد امام علی(ع) ! 6) دوست عزیز این مختصر ناقص ، پاسخی است کوتاه به پرسش شما! قدری خسته بودم نتونستم ، حق مطلب را ادا کنم ! اگر عمری و فرصتی بود ، یک وقت دیگر ، مفصل تر ، متقن تر و مستند تر به این پرسش خواهیم پرداخت!!

    • Aaa گفت:

      من در جواب آقا مهدی که بسیار سوال بجایی پرسیدن و بارها این سوال رو از خودم پرسیدم و در موردش غور کرده ام ، عرض میکنم
      آنچه به عنوان مسلمانی از آقای مثلا حبیبی بازنشسته و کنار گذاشته شده و تقریبا یه فرد عادی جامعه انتظار میشه فرق میکنه با آقای … اسوه اخلاق و عرفان و چه و چه
      جوابم برای اون سطح مسلمانی که از آقای مجتبی تهرانی و امثال عسکر اولادی و … (با توجه به مدعی مسلمان بودن و دست اندرکار حکومت هستند) قطعا خیر است !
      من حتی از تک تک متعبدین و حزب اللهی ها اقلا بدلیل توجیه و بی منطق بودنشون نمیگذرم تو قیامت .

  3. Unknown گفت:

    انسان بسیار شریفی بود. واقعا متاسفم شدم از شنیدن این خبر. به خانواده این مرد عزیز و نازنین از صمیم قلب تسلیت میگم.

  4. مهدي گفت:

    با سلام و تحيت خدمت همه ي خوانندگان عزيز
    بسيار خوشحالم كه خوانندگان عزيز، سوال اينجانب را مورد بررسي قرار دادند و يك تضارب آراي ولو اندكي بوجود آمد. جدا بعد از يك مدت مديدي ، اندكي نشاط و شادابي در وجودم احساس كردم و از همه ي شما ممنونم.
    چند نكته را عرض مي كنم و اميدوارم كه دوستان بازهم همياري كنند و با نظرات و راهنمايهايشان ، به پيشرفت بحث كمك كنند. از سايت محترم كلمه هم تقاضا دارم شرايطي را فراهم كند كه اينگونه بحثها بين كاربران رونق بيشتري يابد چرا كه اين نظرات در ذيل اين خبر درج شده اند و ممكن است دوباره توسط نگارندگاني كه در اين بحث شركت كردند، پيگيري نشود.
    من نظر تمامي دوستان را خواندم. شناخت و درك خود بنده و پاسخم به اين سوال آن چيزي است كه در زير مي آورم. دوستان نظراتشان را بيان كنند تا به يك درك بهتر از همديگر برسيم.
    عزيزي در پاسخ به سوال اينجانب ، مسلمانان را به سه دسته تقسيم كردند كه به نظرم بسيار بجا و درست است. عزيز ديگري مرقوم داشته اند كه تاثير واكنش افراد مختلف ، داراي تفاوتهاي بسيار است. ايشان به عنوان نمونه به تاثير يك جمله ي آقاي خاتمي و يا آقاي هاشمي اشاره كرده اند و گفته اند كه يك جمله ي آنها با تحركات و كنشهاي بسياري كه از جانب من و امثال من سر مي زند نه تنها برابر كه حتي بيشتر است و اين نيز به نظرم كاملا درست مي نمايد. اما من با حديث رسول خدا چه كنم؟ وقتي مي فرمايد « هر كه بشنود صداي مظلومي را كه فرياد مي زند مسلمانان به ياريم بشتابيد و مسلماني !!!!! به ياريش نشتابد ، مسلمان نيست». يعني از نظر رسول خدا، آنهايي كه شهادتين گفته اند و در آن هنگام كاري نكنند مسلمان نيستند. من اين حديث شريف را اينطور تفسير مي كنم: اسلام را ديني مي دانم كه شروعش با «قولو لا اله الله تفلحو» و «باي ذنب قتلت؟» بوده است. يعني ديني است براي رهايي. هم رهايي از شرك و هم رهايي از بند ستمگران. پس از نظر رسول خدا، توحيد همجوار با عدالت و قيام براي عدالت است. همانگونه كه مي فرمايد «ليقوم الناس بالقسط». اما از طرف ديگر، سعه ي صدر امير مومنان گويي كه ما را به سمت ديگري مي برد. سخن كوتاه مي كنم. اگر بخواهم ساختماني فكري از اسلام بنا كنم، به نظرم اسلام ديني است كه اتفاقا در هنگام قلت و هنگامي كه در ضعف است، سختگيرتر از زماني است كه در مسند قدرت نشسته است! و اين تمام فرق اسلام با ايدئولوژي هاي ديگر است. وقتي رسول خدا در مكه است محكم سخن مي گويد، مي ايستد، مبارزه مي كند تا كار به هجرت و …. مي رسد. اما وقتي حاكم مي شود، مي بخشد، عفو مي كند، كنار مي آيد، پيمان صلح امضا مي كند و .. .
    همين را در سيره ي علي مرتضي مي بينيم: هنوز به قول معروف جوهر خلافت خشك نشده كه فرمان عزل پسر ابوسفيان را مي نويسد! آيا نمي توانست با او مدارا كند؟ آيا نمي شد براي حفظ و دوام بيشتر حكومتش ولايت شام را به او بسپارد و خودش در حيطه ي تحت حكومتش به اشاعه ي دين و آيين خود بپردازد؟ اتفاقا مشي علي اين است كه حكومت را وقتي ارزشمند مي داند كه حق ستمديده اي را از ستمگري بستاند! اين يعني دعوا! حالا با خود مردم است كه آيا در گرفتن حقشان با علي و بر سر بيعتشان بمانند يا آن كنند كه كردند. من نميخواهم مثل خامنه اي و ساير ديكتاتورها فكر كنم و مثل آنان بگويم كه هر كه با من نيست پس ضدانقلاب و كافر و مزدور اجنبي و امثال اينهاست. من هم مثل آن دوست عزيز معتقدم كه هروله ي آقاي مطهري ميان حق و باطل داراي تاثيرات خوبي بوده است. اما امروز روز ضعف اسلام است. به نظرم در اين زمان و در اين مكان، كارهاي آقاي مطهري و امثال ايشان به يك بازي كودكانه براي توجيه نفسانياتشان و خزعبلاتي كه به نام دين در ذهنشان دارند مي باشد. يك مثال مي زنم. قصدم قياس كردن نيست كه انشاء الله ما مثل شريعتمداري نباشيم! قصدم مقايسه است. آن روزي كه قصد جان پسر رسول خدا كردند، آيا همه موافق بودند؟ آيا از بزرگان كسي نبود كه مثلا به نوعي مخالفت خود را ابراز كند و در عين حال از همراي با اباعبدالله سر باز زند؟ ما كه مي دانيم بوده اند. پس چطور است كه در زيارت عاشورا حتي كساني را كه «سمعت به و رضيت به» بوده اند را لعنت مي كند؟ با اين چه كنم؟
    آري معتقدم كه اگر كار كربلا مثلا جور ديگري مي شد و اباعبدالله شهيد نمي شد و مثلا به خلافت مي رسيد، حرمت پسر عمر را هم كه با او همراهي نكرده بود نگه مي داشت همانطور كه پدرش حرمت طلحه و زبير را نگهداشت. آري اگر ورق برگردد كه انشاءالله بر ميگردد و قانون بر مملكت حاكم شود، ما بايد حرمت آقاي عسگراولادي و مطهري را نگه داريم اما اگر مثلا مهندس موسوي هم خداي نخواسته به دست اين دژخيمان شهيد شد، آن روز چه؟ اين مرا عذاب مي دهد. يعني مي خواهم بگويم كه اين كنشها و واكنشهاي امروز امثال آقاي عسگراولادي ، آن روز به چه دردي مي خورد؟ آيا خداوند حسن حبيبي را براي سكوتش مواخذه نمي كند؟ به نظرم حتما و خيلي سخت مواخذه خواهد كرد.
    با تشكر از همه ي برادران و خواهران هموطن.
    يك جوان ايراني كه هنوز معتقد به جمهوري اسلامي است و كورسوي اميدي براي اصلاح مي بيند.

  5. مهدي گفت:

    با سلام و تحيت خدمت همه ي خوانندگان عزيز
    بسيار خوشحالم كه خوانندگان عزيز، سوال اينجانب را مورد بررسي قرار دادند و يك تضارب آراي ولو اندكي بوجود آمد. جدا بعد از يك مدت مديدي ، اندكي نشاط و شادابي در وجودم احساس كردم و از همه ي شما ممنونم.
    چند نكته را عرض مي كنم و اميدوارم كه دوستان بازهم همياري كنند و با نظرات و راهنمايهايشان ، به پيشرفت بحث كمك كنند. از سايت محترم كلمه هم تقاضا دارم شرايطي را فراهم كند كه اينگونه بحثها بين كاربران رونق بيشتري يابد چرا كه اين نظرات در ذيل اين خبر درج شده اند و ممكن است دوباره توسط نگارندگاني كه در اين بحث شركت كردند، پيگيري نشود.
    من نظر تمامي دوستان را خواندم. شناخت و درك خود بنده و پاسخم به اين سوال آن چيزي است كه در زير مي آورم. دوستان نظراتشان را بيان كنند تا به يك درك بهتر از همديگر برسيم.
    عزيزي در پاسخ به سوال اينجانب ، مسلمانان را به سه دسته تقسيم كردند كه به نظرم بسيار بجا و درست است. عزيز ديگري مرقوم داشته اند كه تاثير واكنش افراد مختلف ، داراي تفاوتهاي بسيار است. ايشان به عنوان نمونه به تاثير يك جمله ي آقاي خاتمي و يا آقاي هاشمي اشاره كرده اند و گفته اند كه يك جمله ي آنها با تحركات و كنشهاي بسياري كه از جانب من و امثال من سر مي زند نه تنها برابر كه حتي بيشتر است و اين نيز به نظرم كاملا درست مي نمايد. اما من با حديث رسول خدا چه كنم؟ وقتي مي فرمايد « هر كه بشنود صداي مظلومي را كه فرياد مي زند مسلمانان به ياريم بشتابيد و مسلماني !!!!! به ياريش نشتابد ، مسلمان نيست». يعني از نظر رسول خدا، آنهايي كه شهادتين گفته اند و در آن هنگام كاري نكنند مسلمان نيستند. من اين حديث شريف را اينطور تفسير مي كنم: اسلام را ديني مي دانم كه شروعش با «قولو لا اله الله تفلحو» و «باي ذنب قتلت؟» بوده است. يعني ديني است براي رهايي. هم رهايي از شرك و هم رهايي از بند ستمگران. پس از نظر رسول خدا، توحيد همجوار با عدالت و قيام براي عدالت است. همانگونه كه مي فرمايد «ليقوم الناس بالقسط». اما از طرف ديگر، سعه ي صدر امير مومنان گويي كه ما را به سمت ديگري مي برد. سخن كوتاه مي كنم. اگر بخواهم ساختماني فكري از اسلام بنا كنم، به نظرم اسلام ديني است كه اتفاقا در هنگام قلت و هنگامي كه در ضعف است، سختگيرتر از زماني است كه در مسند قدرت نشسته است! و اين تمام فرق اسلام با ايدئولوژي هاي ديگر است. وقتي رسول خدا در مكه است محكم سخن مي گويد، مي ايستد، مبارزه مي كند تا كار به هجرت و …. مي رسد. اما وقتي حاكم مي شود، مي بخشد، عفو مي كند، كنار مي آيد، پيمان صلح امضا مي كند و .. .
    همين را در سيره ي علي مرتضي مي بينيم: هنوز به قول معروف جوهر خلافت خشك نشده كه فرمان عزل پسر ابوسفيان را مي نويسد! آيا نمي توانست با او مدارا كند؟ آيا نمي شد براي حفظ و دوام بيشتر حكومتش ولايت شام را به او بسپارد و خودش در حيطه ي تحت حكومتش به اشاعه ي دين و آيين خود بپردازد؟ اتفاقا مشي علي اين است كه حكومت را وقتي ارزشمند مي داند كه حق ستمديده اي را از ستمگري بستاند! اين يعني دعوا! حالا با خود مردم است كه آيا در گرفتن حقشان با علي و بر سر بيعتشان بمانند يا آن كنند كه كردند. من نميخواهم مثل خامنه اي و ساير ديكتاتورها فكر كنم و مثل آنان بگويم كه هر كه با من نيست پس ضدانقلاب و كافر و مزدور اجنبي و امثال اينهاست. من هم مثل آن دوست عزيز معتقدم كه هروله ي آقاي مطهري ميان حق و باطل داراي تاثيرات خوبي بوده است. اما امروز روز ضعف اسلام است. به نظرم در اين زمان و در اين مكان، كارهاي آقاي مطهري و امثال ايشان به يك بازي كودكانه براي توجيه نفسانياتشان و خزعبلاتي كه به نام دين در ذهنشان دارند مي باشد. يك مثال مي زنم. قصدم قياس كردن نيست كه انشاء الله ما مثل شريعتمداري نباشيم! قصدم مقايسه است. آن روزي كه قصد جان پسر رسول خدا كردند، آيا همه موافق بودند؟ آيا از بزرگان كسي نبود كه مثلا به نوعي مخالفت خود را ابراز كند و در عين حال از همراي با اباعبدالله سر باز زند؟ ما كه مي دانيم بوده اند. پس چطور است كه در زيارت عاشورا حتي كساني را كه «سمعت به و رضيت به» بوده اند را لعنت مي كند؟ با اين چه كنم؟
    آري معتقدم كه اگر كار كربلا مثلا جور ديگري مي شد و اباعبدالله شهيد نمي شد و مثلا به خلافت مي رسيد، حرمت پسر عمر را هم كه با او همراهي نكرده بود نگه مي داشت همانطور كه پدرش حرمت طلحه و زبير را نگهداشت. آري اگر ورق برگردد كه انشاءالله بر ميگردد و قانون بر مملكت حاكم شود، ما بايد حرمت آقاي عسگراولادي و مطهري را نگه داريم اما اگر مثلا مهندس موسوي هم خداي نخواسته به دست اين دژخيمان شهيد شد، آن روز چه؟ اين مرا عذاب مي دهد. يعني مي خواهم بگويم كه اين كنشها و واكنشهاي امروز امثال آقاي عسگراولادي ، آن روز به چه دردي مي خورد؟ آيا خداوند حسن حبيبي را براي سكوتش مواخذه نمي كند؟ به نظرم حتما و خيلي سخت مواخذه خواهد كرد.
    با تشكر از همه ي برادران و خواهران هموطن.
    يك جوان ايراني كه هنوز معتقد به جمهوري اسلامي است و كورسوي اميدي براي اصلاح مي بيند.

  6. کمینه گفت:

    اگر شما هم مثل افراد ذی نفوذ دراین کشور پست ومقام داشته باشید وچشمتان راببندید، بلی خطا کرده اید. آنهایی که مسئولیت کاری را بعهده گرفتند، باید درمقابل مردم پاسخگوباشند ودرمقابل کچ روی، جنایت و خیانت خاموش نمانند.
    بلاخره تفاوتی باید بین ایشان وآقایان درحصرباشد.
    مسئله مسلمان بودن یانبودن نیست. چون ادعای انقلابیون گذشته وسردمداران حکومت فعلی اسلام جویی واسلام خواهی است، که آنهم با شوربای سیاست آشفته ، درهم شده است، وبرمبنای آن هرچه می خواهند می کنند،خواه ناخواه ذهن انسان به بازی گرفته می شود که آیا این اسلام است؟!ودل هنوز ناله می کند ومی خواهد که انشاالله ، این نباشد.

    درضمن،افرادی که دراینجا دردل می کنند، صداهای خاموش کشورند. خوشایند نیست که زیرسئوال بروند.مردم سالهاست می بینند وقورت می دهند.

  7. کمینه گفت:

    اگر شما هم مثل افراد ذی نفوذ دراین کشور پست ومقام داشته باشید وچشمتان راببندید، بلی خطا کرده اید. آنهایی که مسئولیت کاری را بعهده گرفتند، باید درمقابل مردم پاسخگوباشند ودرمقابل کچ روی، جنایت و خیانت خاموش نمانند.
    بلاخره تفاوتی باید بین ایشان وآقایان درحصرباشد.
    مسئله مسلمان بودن یانبودن نیست. چون ادعای انقلابیون گذشته وسردمداران حکومت فعلی اسلام جویی واسلام خواهی است، که آنهم با شوربای سیاست آشفته ، درهم شده است، وبرمبنای آن هرچه می خواهند می کنند،خواه ناخواه ذهن انسان به بازی گرفته می شود که آیا این اسلام است؟!ودل هنوز ناله می کند ومی خواهد که انشاالله ، این نباشد.

    درضمن،افرادی که دراینجا دردل می کنند، صداهای خاموش کشورند. خوشایند نیست که زیرسئوال بروند.مردم سالهاست می بینند وقورت می دهند.