امیر محبیان: نظام انتظار دارد موسوی و کروبی به توقعاتشان تن دهند تا شرایط حصر عوض شود
چکیده :ظاهرا برداشت عمومی این است که مواضع آنها و تغییر عدم مشاهده هر تغییری در رفتارشان نشانگر این مساله است که آنها همچنان اصرار به صحت ادعاهای قبلی خود دارند که این تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست. اگر تغییر به معنای واقعی مشاهده شود، آن زمان است که نظام هم به فکر تغییر شرایط شان خواهد افتاد. اگر آقایان موسوی و کروبی تغییر موضع بدهند، هیچ کس نمیتواند نسبت به تغییر احتمالی شرایط شان انتقاد یا اعتراضی داشته...
کلمه – گروه خبر: پس از آنکه برخی از چهره های شاخص موتلفه در خصوص میرحسین موسوی و مهدی کروبی اظهار نظر کردند، امیر محبیان از یادداشت نویسان روزنامه رسالت می گوید: بحث حصر موضوعی حکومتی – قانونی است که تصمیم گیری در مورد آن بستگی به تصمیماتی در سطحی بالاتر از چهرههای سیاسی داشته و خارج از تصمیم آنان است.
محبیان در حالی می گوید این موضوع حکومتی – قانونی است که طی دو سال گذشته تاکنون هیچیک از مقامات قضایی کشور در این خصوص اظهار نظر نکرده اند و موسوی و کروبی بدون هیچ حکم و تشکیل محکمه ای در حصر خانگی به سر می برند و از حداقل امکانات یک زندانی معمولی نیز محروم هستند.
این حصر بعد از آن انجام شد که احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در خطبه های نماز جمعه اظهار داشت: “کاری که قوه قضائیه میتواند انجام دهد و من فکر میکنم که در اندیشه است که انجام بدهد، این است که ارتباط اینها را به کلی از مردم قطع کند. در خانه آنها باید بسته شود، رفت و آمدهایشان محدود شود، نتوانند پیام بدهند و پیام بگیرند و تلفن و اینترنت آنها باید قطع شود و در خانه خود باید زندانی شوند.”
محبیان اظهار نظرهای اخیر در مورد موسوی و کروبی را شخصی دانسته و بر این باور است که کدهای جدی در این خصوص مشاهده نکرده است.
به گزارش کلمه از این گفت و گو که با عصر ایران انجام شد، وی می گوید: ولی در باب اینکه فتنه چیست و شاخص آن کدام است و چه کسانی فتنه گر محسوب میشوند؟ طبعاً به عنوان یک مبحث مفهومی ممکن است بحثهایی از سوی چهرههای شناخته شده مطرح گردد که بر حسب تعریف آنها از مفهوم فتنه و چگونگی تطبیق مفهوم با مصداق اختلافاتی بین افراد وجود دارد؛ ولی اینکه ادبیات آن در حال تغییر است و این را مبنای تغییر در سیاستها تلقی نماییم؛ کدهای بیشتر و جدی تری لازم است که فعلا من آنها را مشاهده نکردهام.
این یادداشت نویس روزنامه رسالت معترف است که مساله حصر باید بخوبی مدیریت شود که هزینه ای به کشور تحمیل نکند.
او می افزاید: با این وجود در خصوص حصر موسوی و کروبی باید گفت که شرایطی که در سال ۸۸ تحمیل شد، وضعیتی را به وجود آورد که منتهی به این حصر شد. به نظر من برای «تغییر احتمالی» شرایط آنها باید منتظر ماند و دید که چه اتفاق هایی قرار است بیفتد و مسؤولان با توجه به بررسی تحرکات چه تصمیمی اتخاذ خواهند کرد. البته نکته مشخصی که نباید فراموش شود، این است که این مساله، یکی از مسایل مهم پیرامون ماست و به همین دلیل باید سعی کنیم تا به خوبی مدیریت شود تا هزینهای به کشور تحمیل نشود.
محبیان تغییر موضع موسوی و کروبی را عاملی می داند که می تواند شرایط حصر را تغییر دهد و اظهار می دارد که وضعیت موجود این است که نظام انتظار مشخصی از افرادی دارد که به هر حال در این ۳ سال به عنوان «سران فتنه» خوانده میشوند و این طبیعی است که انتظارات را به طور آشکار علنی کند و البته این توقع را هم داشته باشد که اشخاص مورد نظر به آن تن دهند.
وی اعتراف دارد که ظاهرا برداشت عمومی این است که مواضع آنها و تغییر عدم مشاهده هر تغییری در رفتارشان نشانگر این مساله است که آنها همچنان اصرار به صحت ادعاهای قبلی خود دارند که این تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست. اگر تغییر به معنای واقعی مشاهده شود، آن زمان است که نظام هم به فکر تغییر شرایط شان خواهد افتاد. اگر آقایان موسوی و کروبی تغییر موضع بدهند، هیچ کس نمیتواند نسبت به تغییر احتمالی شرایط شان انتقاد یا اعتراضی داشته باشد.
در حالی که برخی از اصلاح طلبان شرط شرکت در انتخابات را رفع حصر و حبس ها دانسته اند، محبیان می گوید مساله حصر هیچ ربطی به انتخابات ندارد و می افزاید: بحث انتخابات و مباحث مربوط به انتخابات مهمترین اتفاقی است که هر کشور و جامعهای با آن مواجه میشود و اهمیت مساله به قدری است که همه افراد و دستگاههای مختلف باید خود را ملزم ببیند تا شرایطی ایده آل را برگزاری انتخابات فراهم کنند. با وجود اهمیت حصر و توجهی که فضای سیاسی نسبت به این پدیده نشان میدهد، باید گفت که با هیچ متر و معیاری به انتخابات ریاست جمهوری ربط پیدا نمیکند و نمیتوان گفت که تاثیرگذاری خاصی بر انتخابات خواهد داشت.
محبیان بدون اشاره به بسترهایی که منجر به حوادث بعد از انتخابات 88 شد، می افزاید: به هر حال این دو چهره از ۲۳ خرداد ماه سال ۸۸ کارهایی انجام داده و به کارهای خود اصرار داشتند و به همین دلیل مشکلاتی برای نظام و جامعه به وجود آوردند . لذا طبیعی است که تصمیم به حاشیه نشین کردن و حتی حذفشان را تصمیمی غیرمنطقی نخوانیم.
این اظهارات در حالی بیش از سه سال است در هر تریبونی عنوان می شود که موسوی و کروبی تا بحال حق دفاع از خود را نداشته اند.
وی با تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه می گوید: لایههایی در جامعه وجود دارد که اعتقادشان بر این است که تغییر در شرایط میتواند باعث شود تا مردم واکنش مناسب تری به انتخابات ریاست جمهوری داشته باشند و به همین دلیل معتقدند که نظام و حاکمیت بهتر است با در نظر گرفتن این شرایط وضعیتی به وجود آورد تا انتخاباتی پرشور و با مشارکت بالا برگزار شود.
محبیان بر این باور است که این انتظار و خواسته در شرایطی مطرح میشود که نظام هیچ علاقهای به حضور حامیان جنبش موسوم به جنبش سبز در انتخابات ندارد و به همین دلیل بعید است که برای حضور آنها در انتخابات دنبال تعدیل مواضع خود باشد.
وی که خود را نماینده نظام می داند می افزاید: االبته اگر آنهایی که به هر حال اشتباهاتی داشتند، واقعا در رفتار خود نشان بدهند که تغییر کردهاند و متوجه شدهاند که کجای کارشان ایراد داشت، نظام از حضورشان استقبال خواهد کرد.
نزدیک به دوسال است زهرا رهنورد و میرحسین موسوی و مهدی کروبی در زندان خانگی به سر می برند و ارتباطات آنها با بیرون قطع شده است. در این مدت خانواده ماه ها از آنان بی خبر بوده اند و یا ملاقات های نامنظم و ارتباطات تلفنی بسیار اندک داشته اند. اخیرا نیز دختران موسوی از دیدار با پدر و مادر خود محروم هستند و حتی در چند هفته اخیر امکان گفت و گوی تلفنی نیز نداشته اند. با این حال هیچ یک از مقامات رسمی کشور تا کنون حاضر به تعیین وضعیت حقوقی میرحسین و کروبی و رهنورد نشده است و مشخص نیست بر اساس چه قانونی و با چه حکمی از طرف حکومت بر موسوی و کروبی و رهنورد اعمال محدودیت شده است.














او کیست؟
تفسش عیسایی است!
نگاهش محمدی است!
صبرش ایوبی است!
شالش موسایی است!
او پیامبر نیست.
او کیست؟
کلامش دلنشین ، روشنگر است!
او حافظ نیست!
سخنش عاقلانه ، منطقی است.
او سقراط ،مارکس یا هگل ،
هیچکدام نیست!
او کیست؟
در میدان تک تاز ، شکست ناپذیر است!
او سزار یا رستم دستان نیست !
او کیست؟
سلامش امید میبخشد، دلها را مرحم مینهد.
سکوتش آرامش میدهد .
او تنها نیست!
قلبها در پنهان برایش میتپند ، چشمها در انتظارش مینگرند.
او مهدی نیست!
او کیست؟
كاري كه بر سر زنده ياد منتظري آورديد و عالي هم جواب داد و امروز حتي ديگر كسي هم به ياد او نيست !
وقتی نظامی نتواندبانخست وزیردفاع مقدس ورئیس مجلس سالهای پیش خودبه تفاهم برسدچه انتظاری ازاومیرودکه بتواندباملت متکثرخودوبادنیای خارج که دلیلی نمیبیندکه تمام ادعاهای اورابدون محک زدن بپذیردکنارآیداین روندیادآورگلوله برفی درسراشیبی است که هرچه زمان بگذردبرحجم وسرعت سقوط گلوله افزوده وقدرت تخریب بیشتری پیدامیکند
.چون امام حسین(ع) لشکر دشمن را مشاهده کرد، دست ها را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب، و انت رجائی فی کل شدة و انت لی فی کل امر نزل بی ثقة و عدة، کم من هم تضعف فیه الفؤاد و تقل فیه الحیله، و یخذل فیه الصدیق، و شمیت فیه العدو انزلته بک و شکوته الیک رغبة فی الیک عمن سواک ففرجته عنی و کشفته، فانت ولی کل نعمة و صاحب کل حسنه و منتهی کل رغبة.»: بار خدایا تو تکیه گاه منی در هر اندوهی، و تو امید منی در هر سختی و تو در هر مشکلی برایم پیش آید مورد اعتماد و آماده کننده ساز و برگ منی، چه بسا اندوهی که دل ها در آن سست و تدبیر در آن اندک شود، دوست در آن خوار و دشمن در آن شاد شود، شکوه من پیش تو به خاطر آن است که از غیر تو دیده بربستم و تو آن اندوه را از من برطرف کردی و گشایش دادی. پس تویی صاحب اختیار هر نعمت و دارنده هر نیکی و پایان هر آرزو و امیدی
السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لا امیر المومنین ای میر حسیم موسوی و شیخ صندید کروبی با شرف
فکر میکنم که اگر میر ازاد بود پاسخ این نان خور استبداد را با تاسی به ابا عبدااله الحسین اینچنین میداد
و چون حرّ بن يزيد رياحي از حركت آن حضرت به كوفه و يا مراجعت به مدينه بشدّت منع كرد، آن حضرت در ذِي حَسَم بپاخاست، و طبق روايت طبري در «تاريخ» از عَقَبه بن أبي العيزاز:
فَحَمِدَ اللَهَ وَأَثْنَي عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: أَمَّا بَعْدُ؛ إنَّهُ قَدْ نَزَلَ مِنَ الاْمْرِ مَا قَدْ تَرَوْنَ. وَإنَّ الدُّنْيَا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَتَنَكَّرَتْ وَأَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا وَاسْتَمَرَّتْ حَذَّآءَ، فَلَمْ يَبْقَ مِنْهَا إلاَّ صُبَابَه كَصُبَابَه الاْءنَآءِ، وَخَسِيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعَي الْوَبِيلِ. أَلاَ تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لاَيُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لاَيُتَنَاهَي عَنْهُ!؟ لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَآءِ اللَهِ مُحِقًّا؛ فَإنِّي لاَأَرَي الْمَوْتَ إلاَّ سَعَادَه، وَلاَ الْحَيَوه مَعَ الظَّالِمِينَ إلاَّ بَرَمـًا.21
«پس حمد خداوند را بجاي آورد و ثناي او بگفت، و سپس فرمود:
امّا بعد، اين شدّت و بلائي كه بر ما فرود آمده است، شما در مرأي و مَسمع خود ميبينيد؛ دنيا و جريان امور روزگار واژگونه شده و چهره زشت و كريه خود را نشان داده است. نيكوئيهاي دنيا همه پشت كردهاند، و دنيا بر همين روش شتابان ميگذرد؛ و چيزي از آن نمانده است مگر اندكي كه مانند قطراتِ آب در ته ظرف جمع شود؛ يا زندگي پست و ناچيزي كه چون چراگاه دِرو شده، خراب و درهم باشد. آيا نميبينيد كه به حقّ عمل نميشود؟! و از باطل جلوگيري به عمل نميآيد؟! و در اين صورت حتماً بايد مؤمن حقّ جو، طالب ديدار خدا و لقاي حقّ بوده باشد. من مرگ را جز سعادت نميبينم، و زندگي با ستمكاران را جز ملالت و خستگي و كسالت نمينگرم.»
نظام دقیقن کیست؟
چیست؟
چند نفرند این نظام؟
اسم مستعار کیست؟
خودش زبان ندارد این نظام؟
هر کسی میاید و از زبانش حرف میزند.
خودش جرات ندارد؟
خودش وجود ندارد؟
وجودش را ندارد؟
ندارد؟
اقایان تعارف و البته خجالت میکشند واضح منظور خود را معین کنند منظور از نظام شخص اقای خامنه ای است
هرموجوددوپائی که مثل توفکرنکنه دشمنه وخودت عین نظامی
1)کسی دقت کند در گفتار امثال این فرد (با اینکه ظاهرا ایشان از تئوریسین ها و مقاله نویس های منطقی جناح راست و روزنامه رسالت است) اثری از منطق و یک استدلال منطقی که بشود روی آن تکیه کرد پیدا نمیکند .در تمام مطالب خود از باید و چنین باید شود و اینطور تعبیرات سخن میگوید.
2)شما که میگویید نظام تغییری در آنها ندیده است و آنها باید تغییر کنند خوب قدم اول مفاهمه و تفاهم در منازعات فردی و اجتماعی این است که دو طرف بنشینند روبروی هم و ابتدا سخن یکدیگر را درک کنند سپس احتجاج کنند تا به تفاهم برسند.آخر خوش انصاف این نظام که تعبیر میکنی دو فرد عالیرتبه که سالیان دراز به این کشور خدمت کرده اند و نزد مرحوم امام منزلتی داشته اند را در منزل حبس کرده و با یک رژیم تبلیغاتی متسلسل دائم توپخانه وار اتهام زده و همه ابزارهای رسانه ای دفاع از خود را از آنان سلب کرده فقط میگوید سخن نظام را باید بپذیرند آیا این منطقی است؟ شما اول ببینید و مردم ببینند سخن آنها چیست و چه بوده ،سخن نظام چیست و چه بوده بعد برسیم به مرحله داوری. شما خیال میکنید کی هستید که سخن و منطق مشحون از زور خود را صحیح فرض کرده اید و هی باید باید میکنید؟
3)اینکه میگویید حصر ایندو نفر پایه حکومتی_قانونی دارد این پایه حکومتی قانونی چیست ؟کدام ماده قانونی مبنای این کار نظام باصطلاخ شماست؟ آیا ماده ای جز زور سراغ دارید؟
4)اینکه گفتید بحث حصر به بحث انتخابات ربطی ندارد. چرا ربط ندارد ؟این نظر شماست. بالاخره انتخابات جنجالی انجام شده و این کاندیداها طرف توجه کثیری از مردم بوده اند و وجدان عمومی بسیاری از مردم(لا اقل به اذعان شما 14 میلیون) محل شبهه واقع شده و اقناع نشده اند و تکلیف آن انتخابات روشن نشده شما با همان ساز و کارها و همان افراد که مورد اتهام هستند از مردم میخواهید به حصر توجه نکنند و در انتخابات شرکت کنند چون حصر به انتخابات ربطی ندارد؟!
از نظر شما حبس میر بزرگوار ربطی به انتخابات ندارد نه از نظر من و امثال من که به میر بزرگوار رای داده ام و احتمالا متر حضرتعالی به جای صد سانتیمتر یک سانتیمتر است عزیزم مترت را عوض کن.
نظام انتظار دارد یا رهبر؟
رهبر انتظار دارد جام زهر به میر و مهدی پاس دهد؟
1-فرض کنید آنهائی که آقایان موسوی و کروبی را حصر خانگی کردند بگویند ما اشباه کردیم ،هر اتفاقی که رخ دهد برعکس آن در تغییر رفتار موسوی و کروبی رخ خواهد داد.
2-آقای عزیز مطالبات مردم اگر بر حق هست که هست ،در رفتار یاتغییر رفتار افراد نعریف نشده ،مضمون سخنی از آقای موسوی این بود که من پیرو ملت هستم )اگر رفتارش عوض شود ،مطالبات ملت عوض نحواهد شد ،با عرض معذرت ایشان را هم مقابل ملت خواهند دید نه همراه ملت.
3 – در کشور ما عوام فریبی خیلی گل کرده ،اگر از شرمندگی در مقابل ملت ترسی نداریم،بدانیم که در آن دنیا راه گریزی نیست.
در کمتر کشور در جهان معاصر ما ،مقوله قانون اینگونه سخیف وار مبدل به کشک دست ساب ،ولی فقیه ،و تیم خود سازش ،در مدت بیست سال گذشته نشده است .و شوربختانه در طیف محافظه کاران بلانسبت یک گام به جلو هم ،هنوز این پدیده جا نیافتاده است ،که مفت خوران سفره انقلاب ،قآنون نه ولی فقیه است ،نه نمیرو المومنین احمد جنتی ،نه آقازاده آقا مجبی. ،قانون میثاقی است ،که نخست میبایست از سوی حکومت گران ،مورد احترام قرار گیرد ،زمانی که حاکمیتی قانون خود نوشته خود را به اجرا در نیاورد ،مرگ خود را به اجرا در آورده است ،نمونه زنده و مکتوب محمد علی شاه ،و محمد رضا شاه .اگر قانون برابر با آقای خامنه ای،و نظام هم با برابر با ایشان ،تکلیف تمامی انهای ،که دلی در گرو انقلاب پنجاه هفت داشته اند روشن است .
آیت الله منتظری، آیت الله طالقانی و…….. در دلها نقش بسته اند و هیچوقت دیگه پاک نخواهند شد. هر وقت آیت الله طالقانی از یادهای مردم ایران پاک شد، آیت الله منتظری هم فراموش خواهد شد بر عکس رویاهای خامنه ای!!!! جالبه، کسانی مثل محبیان میشینند خونه و هی تئوریهایی میدهند که بدرد خودشون و خامنه ای میخوره. “نظام انتظار دارد موسوی و کروبی به توقعاتشان تن دهند تا شرایط حصر عوض شود” یعنی اینکه بیایند بخودشون و مردم ایران خیانت کنند. محبیان هنوز نمیدونه که رهبران جنبش سبز نه از جنس “محبیان و نبوی(جناح رسالت)” و نه از جنس “کواکبیان اصلاحطلب بدلی خائن” هستند که با وجود همه جنایتهای حکومت، بازهم کاسه لیس خامنه ای باشند. “محبیان ها” و”کواکبیان ها” شاید دستشون به خون آلوده نباشه ولی اندیشه آنها حتما بخون آلوده داست!!!!!!! خانم سرکار دکتر زهرا رهنورد، شیخ جسور کروبی و میر حسین عزیز در یک حصر کوچک ولی با میلیونها دل همراه ایشان. ولی برعکس خامنه ای یک حصر به اندازه کره زمین با سپاه و بسیجی هوادار خودش و نفرین میلیونها مردم ایران و دیگر نقاط دنیا بدرقه اش!!!!
کودتا گرها خواب دیدند، خیر باشد!!! منظور از نظام هم یک مشت کودتا گر و غارت گر ملت هستند که 34 سال است، ایمان مردم را به خاطر قدرت و ثروت به غارت برده اند و مضحک است که بگویند موسوی و کروبی که همان نماد ملت است به توقعات بی شرمانه ایشان به اسم نظام تن دهند، ذهی خیال باطل.