میرحسین موسوی به دلیل غیبت در محل کار تعلیق شد!
چکیده :حقوق بازنشستگی در واقع از محل کسر مقداری از حقوق در دوران خدمت تامین میشود که با این اوصاف به نظر میرسد مقامات عالی کشور حتی تا این میزان نیز حاضر به رعایت حقوق انسانی و بدیهی منتقدان خود نیستند. ...
کلمه – گروه خبر: با گذشت ششصد ونود روز از حبس خانگی میرحسین موسوی، یک مقام مسئول گفته است که میرحسین موسوی و ی بدلیل غیبت درمحل کار تعلیق شد!
این مقام مسئول در آموزش عالی کشور که نامی از وی برده نمی شود، آخرین وضعیت بازنشستگی میرحسین موسوی را اعلام کرده و گفته است: میرحسین موسوی مدتی پیش تقاضای بازنشستگی خود را در دانشگاه تربیت مدرس مطرح کرده بود.
وی در پاسخ به این سوال مهر که آیا با این درخواست استاد سابق دانشگاه تربیت مدرس موافقت شد یا نه، اظهار داشت: بررسی تقاضای بازنشستگی موسوی هم اکنون در اختیار دانشگاه تربیت مدرس نیست و این موضوع به علت گشوده بودن پرونده موسوی در دستگاه قضا باید از این نهاد پیگیری شود. این منبع آگاه به مهر اعلام کرد: میرحسین موسوی به علت غیبتهایی که داشت وضعیتش به حالت تعلیق درآمد.
به گزارش کلمه این سخنان در حالی مطرح می شود که تاکنون میرحسین موسوی در هیچ محکمه ای پرونده قضایی ندارد و مسئولان قوه قضاییه حتی از اظهار حبس یا حصر خانگی در مورد این نخست وزیر هشت سال دوران دفاع مقدس خودداری کرده و تنها گفته اند که آنها در منزل شخصی شان هستند.
میرحسین موسوی که مدرک مهندسی خود را در سال 48 از دانشگاه ملی( شهید بهشتی) دریافت کرد، پس از پایان دوران نخست وزیری در سال 68 تدریس در دانشگاه تربیت مدرس را نیز آغاز نمود. اینک با گذشت این همه سال، حتی از پرداخت حقوق بازنشستگی که مانند همه کارمندان کشور از محل کسورات قانونی کسر میشده است نیز خودداری می شود.
بر اساس نامه ای که اخیرا دختران میر حسین موسوی نوشته اند در ماههای اخیر، میرحسین با حساسیت زیاد و جدیت کار خود را پیگیری می کرد تا وضعیت حقوق دانشگاهی ایشان که به علتی مشابه سایر اساتید معترض معلق شد، روشن شود.
آنها در نامه خود تاکید کرده بودند که والدینشان مانند اکثر مردم رنج کشیده ایران زندگی میکنند و برای تامین معاش و دغدغه های خود را دارند.
به گفته دختران موسوی، حقوق دانشگاهی و بازنشستگی پدر و مادر آنها پرداخت نمی شده و حتی دسترسی به حساب مالی ایشان نیز تا همین اواخر غیر ممکن بوده است.
حقوق بازنشستگی در واقع از محل کسر مقداری از حقوق در دوران خدمت تامین میشود که با این اوصاف به نظر میرسد مقامات عالی کشور حتی تا این میزان نیز حاضر به رعایت حقوق انسانی منتقدان خود نیستند.
مطابق نامه دختران موسوی بعلت تهدید و ارعاب یا تمایل دستگاه حاکم بر وزارت علوم و وزارت اطلاعات، هیچ کس حاضر به پاسخگویی در این زمینه نبوده است و تنها به آنها گفته شده که پرونده بازنشستگی سایر اساتید تربیت مدرس وارد روال خود شده است اما درباره اقای موسوی شخص وزیر علوم( مسوول برگزاری انتخابات مهندسی شده) مدیریت پرونده را برعهده دارد.
میرحسین موسوی از سال ۱۳۵۳ در دانشگاه ملی تدریس میکرده است. وی پس از اوج گیری مبارزه از تدریس در دانشگاه خودداری میکند و پس از انقلاب نیز در حزب جمهوری و وزارت امور خارجه و نیز در سمت نخست وزیری شاغل بود. پس از آن و از سال ۶۸ وی عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس شد. بر این اساس آقای موسوی ۳۸ سال سابقه فعالیت دارد.
اینک پس از نزدیک به دو سال یک مقام بدون اشاره به نام و مسئولیتش علت تعلیق میرحسین موسوی را عدم حضور در محل کار ذکر می کند. گویی این نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس به خواسته خود ششصد و نود روز است که در حبس خانگی است و از حداقل امکانات و حقوق یک زندانی معمولی نیز بی بهره است.
صبح امروز نیز فرزندان اقای کروبی و فرزندان اقای موسوی و رهنورد در بیانیه ای مشترک خطاب به ملت ایران اصرار بر نقض آشکار حقوق اولیه انسانی و قوانین و مقرارت جاری کشوری در مورد میرحسین و کروبی و رهنورد را محکوم و اعلام کردند که این اتفاقات نمی تواند بدون تایید یا اطلاع مقامات عالی کشور باشد.














کین خواهی و بغض آخوند جماعت (با عرض پوزش از روحانیت اصیل و باشرافتی که هنوز دین و شرف خود را حفظ کرده اند) تا جایی پیش میرود، که دشمنان خود را، لااقل تا هفت نسل نابود میکنند، نان آنها را میبرند و آب را بر آنها میبندند. بیخود نیست که از میان تمام کارهای امام حسین، فقط تشنگی لب او را موضوع نان خود کرده اند! چون خودشان در خصومت چنان پیش میروند که حتی ضروریاتی مثل آب و نان و هوا را از دیگر اندیشان دریغ میکنند. باور کنید اگر ترس از غرب و حقوق بشر نبود، رهبر و رقصندگان اطرافش، از چشم و گوش ایرانیان دیواری بر دور خود ایران میساختند.
حرص، طمع، خساست و بخل از ویژگی های این دسته از روضه خوانان است، که نان نادانی مردم را میخورند. موقعیت و وضعیت ما ایرانیان براستی موجب جای شرمندگی است!
باور کنید این قوم از یزید هم بدتر و از شمر هم پلید ترند چرا که یزید با زن و بچه امام حسین بد رفتاری نکرد و آنان را با احترام به مدینه راهی کرد. یزید فقط دستور داد تا آب را به روی اهلبیت ببندند ولی اینان حتی نفس کشیدن را از موسوی و کروبی و خانواده آنان هم دریغ میدارند.کجای دنیا چنین آدم های پلیدی را میتوان پیدا کرد.
آدم چي ميتونه بگه! من نه به موسوي راي دادم نه به خاتمي ولي اين كارها غيراصولي وخارج از اصل شرافت است كه يه آدم مبارز هر چند مخالف رااينطوري تحقير كنيم .من اطمينان دارم رهبرمان هم از اين حركات خرسند نيست.
جهت اطلاع هموطن عزیزم باید عرض کنم که اتفاقا” تمام مصائبی که بر سر میرحسین عزیز وهمسر دانشمند ایشان و شیخ شجاعمان از ابتدای انتخابات تا کنون آمده مستقیما”بانظر رهبر فرزانه شما صورت گرفته است . برای اطمینان بیشتر به شما پیشنهاد میکنم نگاهی به اعترافات فرمانده نیروی انتظامی بیاندازید
دوست عزیز! اتفاقا شما وامثال شما با این تفکر خود ناخواسته از ظالم حمایت می کنید و قطعا در تمام گناهان آنان شریک خواهید بود. حیف است که شما آخرت خود را با آه مظلومی نابود کنید. لطفا واقع بین باشید و بدانید که خداوند عقد اخوت با هیچ شخص یا طبقه ای نبسته است و خود یاور دین خود می باشد. سزای کسانی که از دین خدا پله قدرت ساخته اند با احکم الحاکمین است و در آن روز از شما و امثالتان هیچ برهانی پذیرفته نیست.
از یک طرف با خطاب “اخوند جماعت”همه روحانیت را مورد خطاب قرار میدهید و از طرف دیگر عذر خواهی میکنید
حساب شده کلمات را انتخاب کنید تا نیازی به عذر خواهی نباشد.اصولاً بد یا خوب بودن چه ربطی به آخوند بودن یا نبودن دارد؟قبل از اتقلاب بیش از هزار سال یک آخوند هم در حکومت نبود،چرا این مملکت از قافله پیشرفت جدا ماند؟چه کینه ضد آخوندی دارید؟
قرنها رنگ سرخ علامت عشق بود! امروز رنگ سبز هست که با دیدنش قلب ما را به تبش میاندازد
عاشق میر حسین سبز نیت
خوب چرا اخه سر کار نرفتی اقای موسوی؟ نمیدونی مگه مملکت قانون دارهههه؟
یک پیشنهاد برای مقابله با این نوع برخورد رژیم و جلوگیری از تحت فشار قرار گرفتن مالی آقای موسوی دارم .
اول با ایشان مطرح شود و در صورت موافقت خودشان اجرا کنیم .
اگر یک حساب بانکی بنام شخص ثالثی که معتمد ایشان باشد افتتاح شود و طرفداران آقای موسوی هر کدام فقط هزار تومن به این حساب واریز نمایند یک مبلغ میلیاردی برای ایشان جمع میشود.
اینکار چند مزیت دارد : 1 – آقای موسوی نیازی به حقوق بازنشستگی ( علیرغم حق قانونی ) نخواهند داشت .
2 – رژیم یکبار دیگر با مشاهده محبوبیت آقای موسوی در آستانه انتصابات مقابل مردم قرار خواهد گرفت .
3- دوستداران آقای موسوی یکبار دیگر اتحاد خود را به سران رژیم نشان میدهند.و آمادگی خود را برای حمایت از ایشان به رخ مقام مسئول حبس ایشان میرسانند.
دوست عزیز مطمئن باشید در صورت انجام چنین کاری در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام میکنند که ای مردم کمکهای مالی دولت عربستان به حساب سران فتنه واریز شد اگر باور ندارید این هم شماره حسابشون
نمی دونم باید بخندم، گریه کنم، سرم رو بکوبم به دیوار یا جیغ بکشم!!!! به این ابلهان وزارت علوم و اطلاعات بگید شما که مال مردم خور هستید و بر همه ثابت شده اما با رفع حصر این عزیزان عده زیادی از مردم تا آخر عمر حاضرند نوکری ایشان را بکنند و به حقوق شما که البته مال شما نیست و مال مردم است احتیاج نخواهند داشت.
چنان تخم کینه ای دارند می پاشند که انسان حیرت زده میشود از عاقبت خود اینها !!!!!!
بیشرفها!!!!
من نه سبزم نه سیاه! این صفحه را نه به دلیل ترس که به دلیل رنجش از اشتباهات و عدم واقع بینی روشن فکران انقلابی، به اشتراک نمی گذارم. آیا هرگز به آنچه بختیار می گفت با دیده و گوش انصاف داوری کردید؟ آیا وقتی آن بیچاره با سیم آتشین عشق حلق آویز شد، حتی اندکی متاسف شدید. پدر من یک کشاورز بود. او می گفت: آنکه منجی باشد بدون هیچ رنگ و کلاهی خودش می آید. بله او می آید، اما نه از فضا زمان ناپیدا! من گرچه آقای موسوی را بر خلاف عقلانیت خودم و با تکیه بر دلی که باد به هر کجا می خواهد، می بَرَدَش، دوست می دارم، ولی هرگز به دلیل آنچه بر شعور من رفته، نمی توانم پیرو سبز یا سیاه باشم. وقتی خاتمی کاندیدای ریاست شد، من سخنران او در یه شهر بی رای بودم. وقتی خرش از پل گذشت، مسئولان ستادش کاسه و کوزه خود را جمع کرده و برای گرفتن وام یا پست، بدون هیچ تشکر و خداحافظی از من و همکارم، جلدی غیبشان زد. من مثل پدرم از هر چه رنگ و کلاه است بیزارم و خود منتظر مرگی هستم که مرا از شهر شیاطین ببرد. من ایران ویران شده و غنائم آن را که جز پلشتی نیست به شما وا می گذارم و خود با کوله باری از غم به دیدار آفریدگارم خواهم شتافت. اگر زنده بودم، شما را در دنیای شیاطین ملاقات خواهم کرد . اگر مرده بودم، ما را دیگر با شما، سیاس تان، دیانت تان، دین تان و خدای تان کاری نیست. ارادتمند شما در خود شکسته
سلام دوست عزیز. 1) از کامنت شما غمگین شدم! سبزها یک فرقه نیستند، جنبشی است فراگیر به پهنای ایران زمین ، بذرِ امیدی ایران شمول و ایرانی برای همه ی ایرانیان! 2) دوست عزیز غمگین و مایوس نباش! ما باید امیدوارانه و در کنار هم به راه خود ادامه بدیم ، میسر قدری ناهموار است اما مطمئنا پیروزی از انِ ماست ! ما به راه و حقانیت خود ایمان داریم و گامی عقب نخواهیم نشست! ما باید با صبر ، گذشت و وسعت نظر، چشم انداز فردا را رقم بزنیم! ایرانی آباد ، آزاد و سر افراز! 3) ما نباید از اصلاح طلب نماها ، انتظاری داشته باشیم! اینگونه افراد با جائران اقتدار گرا فرقی ندارند! ایندو بر سر یک سفره ، نشسته اند! در میان اصول گراها(طیف غیر جائر) هستند افرادی _ مثل علی مطهری_ که صدها برابر ارزشمندتر از این بدل اصلاح طلبان اند!
خاک بر سر مملکتی کنم که قوانین اش برای تک تک افراد به صورت های گوناگون اجرا می شود. اگر فرضا رهبری در هنگام تقلب در انتخابات مچش گرفته شده و سنگ روی یخ شود، طرف را نه تنها ازتمام مشاغلش برکنار می کند، حقوق او را قطع می کند، به خرج خودش میفرماید که او را حصر کنند، بعد به این بهانه که سرکار حاضرنشده، او را کله معلق می کنند، و بعد به این بهانه که پرونده اش در اختیار قوه قضاییه است، حتا درباره بازنشستگی او هم اظهار ناتوانی می کنند. ویکی از این بی پدر مادر ها نمی پرسد پرونده موسوی به چه مناسبت باید دراختیار قوه قضاییه باشد؟ مگر او جرمی کرده است؟ اگر کرده چرا تاحال قوه قضاییه بدبخت وناتوان و غیرمستقل که تبدیل به آلتی در درست رهبری شده، پس از نزدیک به چهارسال به پرونده او رسیدگی نکرده است، فرضا که پرونده او در قوه قضاییه باشد، چه ارتباطی دارد به سوابق خدمتی او. مگر شما بی پدر مادر ها هرماه از او بازنشتسگی کسر نکرده اید، فرضا که او اصلا مقصر شده و هشتاد سال زندان در سیاهچالهای شما محکوم شود که دزدی و تقلب شما را گرفته است، چرا حقوق بازنشتسگی او باید ازبین برود. آخر بدبخت ها این که طرز اداره مملکت نیست. اما برسیم به تو ای عظمای کبیر که آنقدر کینه و نفرت آن وجودت را پر کرده است که نمیدانی چطور درباره میرحسین و کروبی تصمیم گرفته و چکار کنی. آنها شده اند تف سربالا برای تو. نه جرات داری آنها را در محکمه محاکمه کنی، نه جرات داری بگویی آزادش کنند. همه دنیا نیز این وضع را تقصیر تو و بی مدیترتی تو میدانند که کارها را از اول خراب کردی و روزبه روز هر تصمیمی گرفتی بدتراز روز پیش بود. حال من بعنوان یک مسلمان به تو نصیحت می کنم، آنها و تمام زندانیان را بگو آزاد کنند و برگردند سرکار و زندگیشان و مردم را بیش از این با خودت و این حکومت لرزانت طرف نکنی والله بد میبنی نگذار کار به جایی بکشد که مردم بگویند گورپدرشان دیگر از سیاهی بالاتر که رنگی نیست. آخر تو چرا این اندازه کینه جو و بد قلب هستی. خوب چرا حرصت در می آید مردم میرحسین را دوست دارند و ترا دوست ندارند. این مهری است که خداوند به قلب ما مردم انداخته و درمورد تو برعکس کرده شاید اگر او هم جای تو بود اینهمه به حق و حقوق مردم دست درازی می کرد و هر روز یک حکم حکومتی صادر می کرد حالا از تو منفور تر بود. با مشیت الهی که نمی شود جنگیند آدمی را که خدای جان داده بالا بکشد، مگر بنده …ن داده می تواند آسیبی به او برساند. والله نمی تواند بالله نمی تواند دست از لجبازی بکش مرد.
امیدوار باشید این کار ها از یاس وذلت خامنه ای درمقابل مقاومت اقای موسوی ومردم در استانه انتخابات و بحران طرد شدن جکومت دیکتاتوری ولایت فقیه است
وای حسین یاور ندارد
این پست فطرتان کور بصیرت نگفته اند کدام نامردی عامل این غیبت های میرحسین عزیز بوده است؟ این احمق ها فکر می کنند تا ابد حاکم خواهند بود. فاصله بین 18 تیر 1378 تا 25 خرداد 1388 تنها 10 سال بود. اینک که دست پلید دیکتانور در وقایع سال 88 به بعد روشن شده و بیش از نیمی از مردم اخبار را از منابع معتبر می گیرند قطعا خیزش بعدی مردم در فاصله کمتری اتفاق خواهد افتاد و همانگونه که از شاه در راس حکومت اثری نماند اثر ولایت مطلقه هم نابود و به تاریخ خواهد رفت.
خدائیش ایول داره این نظام. بقیه ی حکومتهای دیکتاتوری و خودکامه و بیشعور، باید بیان از ایران درس یاد بگیرن. خاک بر سر ما که بخاطر حماقت و کورفهمی تعدادی انسان عقده ای، روز به روز داره آبرومون بیشتر میره توی دنیا…
جهت اطلاع حضرات میرحسین حتی یک ساعت هم در سر کلاس درس غیبت نداشته شاهدش همین جماعتی که با وجود حصرش از اندیشه هاش پاسداری میکنن تنها تفاوتش این بوده که کلاسهاش رو مجازی برگزار کرده
نباید فراموش شود که موسوی از نسل سید هاست و برای این انقلاب خیلی زحمت کشیده امیدواریم که مسئولین محترم فکری بحالش بکنند.
اگر دین ندارید لااقل ازاده باشید حکم شرعی قانونی وانسانی اینست که لااقل اگر ازادشان نمیکنید حق وحقوقی که از ایشان کسر شده پرداخت کنید البته از این قبیل افراد کم نیستند من چندین نفر را سراغ دارم با بیست و اندی تا سی سال سابقه اینطور وضعیتی دارند وبه نان شب محتاج … درزمان شاه حتی اگر کسی تبعید هم میشد حق وحقوقشان پرداخت میشد از عاقبت کار بترسید که از عقوبت عمل فرار ممکن نیست وفردا بدتر از ان را باید تجربه کنید
درین حماعت متاسفانه “اکثریت” با کسانی است که پول مفت می خورند گردن ستبر می کنند وحرف مفت می زنند. بهترین محکومیت نیزبرای این جماعت کشتنشان نیست بلکه بکارگیری ایشان در اردوگاههای کار اجباری است، یا پای کوره های آهنگری است، تا بدانند یک لقمه نان به سختی بدست می آید. بدانند هر کلمه ای که ازدهان بی مقدارشان خارج می شده چه آدمهایی را ازنان خوردن انداخته وچگونه، فرزندانی ازاین مرزوبوم را خاک سیاه نشانده اند.این ها جهنم را باید درعین حیات تجربه کنندتا معنای خزعبلاتی را که مردم بی پناه ومتاسفانه ناآگاه، تحویل داده اند بهتر لمس کنند.
برای من بسیار جالب است بسیارکسانی که مشت های خودرا دربدو انقلاب بالا بردند،وازقضاکارشان درست کردن ککتل مولوتوف بود، اکنون خود خارج نشینند ونسخه برای داخل ایران می پیچند. خوب چرانماندید که از نزدیک شیرینی این “رویای واهی” را مزه نمایند؟!
راستش دنبال یک نمونه تاریخی از این نوع حکومت می گردم و تنها یک نمونه پیدا کردم و اونم دوران فتحعلی شاه قاجار است
از قبل از انتخابات 88 تا همین حالا مشغول گشتن توکل سابقه ی بعد از انقلاب و قبل از انقلاب میرحسینن تا علم عثمانش کنند.
آخرش هم به هیچی نمیرسند.
فکر میکردند با اخراج کردن میرحسین از محل کارش میتونند روزیشو قطع کنن قافل از این که خدا خودش روزی بندشو میرسونه.