سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آنچه در نامه قدیانی به صادق لاریجانی آمده، یک استثنا نیست...
» فشار بر خانواده زندانیان سیاسی و منتقدان، حربه اصلی جریان حاکم

آنچه در نامه قدیانی به صادق لاریجانی آمده، یک استثنا نیست

چکیده :نامه اخیر ابوالفضل قدیانی به رئیس قوه قضاییه بار دیگر از بی اخلاقی های اقتدارگرایان حاکم پرده برداشت. اما این اولین بار نیست که چنین اخباری از رفتار زشت و مشمئزکننده جریان امنیتی - نظامی حاکم بر کشور دریافت می شود. فشار بر زندانیان با اهرم خانواده زندانیان سیاسی و افرادی که فعالیت آنها مطابق میل حاکمیت نیست، یکی از حربه های پنهان ولی دائمی آنهاست و در این یادداشت به موارد دیگری در این باره اشاره می شود....


کلمه – علی بردبار:

نامه اخیر ابوالفضل قدیانی به صادق لاریجانی، بار دیگر از برخی اقدامات ضد اخلاقی و بی دینی اقتدارگرایان حاکم پرده برداشت. البته این اولین بار نیست که چنین اخباری از رفتار زشت و مشمئزکننده جریان امنیتی – نظامی حاکم بر کشور دریافت می شود. در واقع فشار بر زندانیان با اهرم خانواده زندانیان سیاسی و افرادی که فعالیت آنها مطابق میل حاکمیت نیست، یکی از حربه های پنهان ولی دائمی آنهاست که رساندن اخبار این وقایع به جامعه، پرده از ریاکاری مدعیان ارزش ها برمی دارد.

در اینجا برای آنکه قرائن دیگری از صحت ادعای قدیانی درباره رفتار جریان امنیتی حاکم در برخورد با خانواده محترم علیرضا رجائی را نشان دهیم؛ زندانی سیاسی که از نجیب ترین و اخلاقی ترین سرمایه های انسانی و دانشمند جنبش سبز است که همین نجابت او تحمل شنیدن چنین نانجیبی هایی را در حق او سخت تر می کند؛ به مواردی اشاره می شود. با این توضیح که برای رعایت احوال برخی افراد از ذکر دقیق نامشان پرهیز می شود.

1- بازجویی ها: در بازجویی ها یکی از اصل ترین ابزار فشار بر متهم بازداشتی، تهدید به بازداشت، بیکار کردن، افشاگری، برخورد، زندانی کردن و در برخی موارد حتا قتل بستگان درجه یک متهم است. بازجوها در موارد متعددی از بازداشت های پس از انتخابات 88، برخی اعضای خانواده های زندانیان را به بازداشتگاه می کشاندند و با تهدید آنها پیش روی فرد متهم، آنها را تحت فشار به اقرار درباره گناهان ناکرده می کردند. این مساله البته محدود به زندانیان سبز نیست. این روش غیر قانونی و غیر اخلاقی درباره مواردی همچون مرحوم آرش رحمانی نیز اتفاق افتاد. این جوان 18 ساله که از پیش از انتخابات 22 خرداد 88 در بازداشت به سر می برد، همزمان خواهر باردارش را بازداشت کردند و پیش روی او آنقدر تحت فشار و تهدید قرار دادند که جنین در شکم مادر از بین رفت و رحمانی پور نیز با تحمل شکنجه های فراوان، نهایتا به گناهان ناکرده ای اعتراف کرد تا پس از عاشورای 88 برای ارعاب معترضان جنبش سبز، پای چوبه دار برود.

فشار بر متهم تحت بازجویی از طریق تهدید خانواده آنقدر فراگیر است که نیازی به ذکر نمونه های متعدد نیست و تقریبا همه فعالان سیاسی از نمونه های متعددی از آنها مطلع اند.

2- فشار برای جدایی همسر زندانی و فروپاشی خانواده: این هم رفتاری است که تاکنون چند بار خبرش در رسانه ها آمده است. به عنوان نمونه مهدی محمودیان، از زندانیان سبز در نامه های متعددی اعلام کرده است که به همسرش از سوی بازجویان پیشنهاد شده بود که مهریه اش را به اجرا بگذارد. وقتی هم که این دو پس از مدتی جدایی که البته پیش از جریانات انتخابات 88 اتفاق افتاده بود تصمیم به بازگشت به زندگی با یکدیگر گرفتند، ماموران امنیتی با مراجعه به خانواده همسر او تلاش کردند تا از این کار ممانعت کنند تا به زعم خود ضربه دیگری به این اسیر در بندشان زده باشند. آنها به خانواده همسر او گفته بودند که محمودیان دیگر رنگ آزادی را نخواهد دید و بهتر است که مانع این امر شوند. (شرح کامل ماجرا در اینجا)

در نمونه دیگری، قاضی صلواتی با احضار همسر یکی از زندانیان سبز تلاش مفصلی برای متقاعد کردن او به طلاق از همسرش کرده بود. او سعی کرده بود با اظهار سخنان دروغین به عنوان درباره همسر در بند او، وی را نسبت به همسرش بدبین کند و موجبات جدایی آنها را فراهم کند که البته با هوشیاری همسر آن زندانی، صلواتی در رسیدن به هدفش که همکاری بازجویان را نیز به همراه داشت، ناکام ماند. اگرچه در گذشته درباره این خبر اطلاع رسانی شده بود، اما در اینجا برای رعایت احوال آن خانواده محترم از ذکر نام و جزییات آن خبر پرهیز و به همین حد بسنده می شود تا ان‌شاء‌لله روزی که این موارد با سند مورد بررسی قرار گیرند.

3- فشار بر خانواده از طریق قطع ارتباطات و ملاقات: یکی از لکه های ننگین بر دامن اقتدارگرایان حاکم بر کشور، ممانعت آنها از ارتباط تلفنی زندانیان با خانواده هایشان، داشتن مرخصی های متناوب همچون دیگر زندانیان عادی و ملاقات حضوری است. در واقع این کاری که قوه قضاییه و بازجوها انجام می دهند کیفر مضاعفی است که به زندانی سیاسی می رسانند بی آنکه بابت آن حکمی صادر شده باشد. در این باره خواندن نامه اخیر ژیلا بنی یعقوب درباره ممانعت طولانی از ملاقات او با همسرش بهمن احمدی امویی به قدر کافی گویاست. این در حالی است که در همه جای دنیا درباره زندانی سیاسی به جهت آنکه به فرض وقوع جرم، با انگیزه های غیر منفعت جویانه و فردی و با اهداف شرافتمندانه جرم سیاسی را مرتکب شده، تسهیلات بیشتری را فراهم می کنند. اما در حاکمیتی که حفظ قدرت با هر روشی بر رعایت اخلاق و دین اولویت پیدا می کند، زندانی سیاسی از بزهکاران و زندانیان عادی عنصر خطرناک تری شناخته می شود و بر آنها نه تنها سهل گرفته نمی شود، که مکافات عمل بیشتری می بینند.

4- بیکار کردن و ایجاد موانع تحصیلی: در این باره نمونه های گفتنی بسیار زیاد است. در حالی که به فرض ارتکاب جرم، زندانی در زندان در حال تحمل کیفر خود است، بیرون از زندان از اشتغال خانواده آنها و تحصیل فرزندان و منسوبان برخی زندانی ها جلوگیری شده و یا در کار آنها مشکل تراشی می شود. هدف از این کار نیز باز به زانو در آوردن زندانی سیاسی است که در زندان به سر می برد. در واقع جریان حاکم که خود می داند زندانیان سیاسی جرمی مرتکب نشده اند بلکه مکافات اندیشه متفاوت خود و انتقادها و اعتراض هایشان را می بینند، از حربه زندان نه برای تنبیه یک خطاکار، بلکه برای پشیمان ساختن شریف ترین انسان های جامعه از حس مسئولیت اجتماعی و باورهایشان بهره می گیرند.

در این باره گفتنی زیاد است. بسیار تاسف بار است که جریان حاکمی که مدعی بسیاری از ارزش هاست، در عمل هیچ گونه چارچوب اخلاقی، قانونی و شرعی را در برخورد با مخالفان خود رعایت نکرده و نمی کند. در این میان آنچه بر زندانیان سیاسی رفته و تلاش مسئولان امنیتی و قضایی برای ضربه زدن به کیان خانواده زندانیان سیاسی، نکته ای است که از حافظه تاریخ محو نخواهد شد و دامن آمران و عاملان اینگونه رفتارهای زشت را در همه سطوح خواهد گرفت. بی جهت نیست که آنچه قدیانی در پایان نامه اخیرش به نقل از امام حسین (ع) آورده، بر جان کلام او می نشیند. آنجا که می گوید: إن لم یکن لکم دین فکونوا أحراراً فی دنیاکم (اگر دین ندارید، در دنیا آزاده باشید.)

و چه زیانکارند آنها که سیاه پوش حسین می شوند، ولی بعد از حدود هزار سال مخاطب همان کلامی می شوند که بیانش از سوی اباعبدالله (ع) بر جان تاریخ نشست.


2 پاسخ به “آنچه در نامه قدیانی به صادق لاریجانی آمده، یک استثنا نیست”

  1. Rostamimanochehr گفت:

    این حکومت چه جنایتی میتوانسته بکنه که نکرده ،خدایا کمرهمه دست اندرکاران وجنایتکاران را بشکن .

  2. علی گفت:

    بله مردم خون ندادند تا نظام شاهی احیا شود آنهم شاهی که خدا را هم بنده نیست ، مثل اینکه شاه خدا ترس از بعضی آقایان بوده !