نیم نگاهی به سعید مدنی
چکیده :سعید مدنی انسانی اخلاقی و مسوول است و این وجه از وجود خود را همواره در رابطه با خانوادههای زندانیان سیاسی به نحوی برجسته نمایانده است. فعالیتهای سیاسی او در شورای فعالان ملی -مذهبی شکلی عمیقتر از گذشته به خود میگرفت، و با نگاهی علمی به تحولات اجتماعی و سیاسی، همچنان در مسیر دموکراسی خواهی و هواداری از موسوی گام بر میداشت. تا اینکه در پی حوادث پس از جنبش سبز، در دی ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد و در بند ۲۰۹زندان اوین گرفتار آمد. از همان ابتدا او در معرض بازجوییهای غیر انسانی قرار گرفت که با دست زدن به اعتصاب غذای خشک تا حدودی از آن وضع رها شد، و هنوز دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات، او را محاکمه نکرده است....
کلمه-علی پیام:
سعید مدنی، از اعضای ارشد شورای فعالان ملی -مذهبی حدود یکسال است که در بند ۲۰۹زندان اوین، بازداشت بسر میبرد. اگر شخصیتهایی چون مرحوم عزت الله سحابی یا حبیب الله پیمان یا حسین شاه حسینی به عنوان نسل اول در این شورا قلمداد میشوند، سعید مدنی در زمره نسل دوم قرار میگیرد.
اگر نیک بنگریم، زندگی سیاسی سعید مدنی بدون اعوجاج، آرام و باثبات، اما همراه با جمع بندی و بازاندیشی مستمر پیش رفته است. در پی وقوع انقلاب او با عضویت در جنبش مسلمانان مبارز، در کنار حبیب الله پیمان زندگی سیاسی خود را به نحوی جدی آغاز کرد. دیری نگذشت که به جمعیتی تحت عنوان «شط» که نمایانگر حروف اول نامهای شریعتی و طالقانی است پیوست. این جمعیت که در آن شخصیتهایی چون مرحوم سحابی، محمد بسته نگار و حسن یوسفی اشکوری عضویت داشتتند، فعالیت هایی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را با رویکرد نو اندیشی دینی در دستور کار خود قرار داد.
در سال های بعد در ابتدای دههٔ ۷۰ همراه با عیسی خندان، نسرین ستوده، علیرضا رجایی، باقر صدری نیا، مجید تولایی و برخی دیگر از نزدیکان فکری – سیاسی خود در راه اندازی نشریه دریچه گفتگو مشارکت کرد. پس از گذشت یک دهه از انقلاب، نشریه دریچه گفتگو دریچه نقدی رادیکال را نسبت به نظام جمهوری اسلامی در سطحی گستره گشود. این نشریه پس از شش شماره از سوی حکومت تعطیل شد. پس از وقفهای کوتاه سعید مدنی همراه با همفکران خود در دریچه گفتگو در راه اندازی نشریه ایران فردا، به سردبیری مرحوم عزت الله سحابی مشارکت کرد. در حین فعالیت خود در ایران فردا، در سال ۱۳۷۳، همراه با مسعود پدرام دستگیر و حدود یکماه در بازداشتگاه توحید (کمیته سابق) تحت بازجویی قرار گرفت.
پس از رخداد اصلاح طلبی، در سال ۱۳۷۸، به عنوان یکی از پایه گذران تشکل ائتلاف نیروهای ملی -مذهبی، فعالیت سیاسی خود را صورتی متشکلتر و هویت مند بخشید و تلاش خود را بیشتر معطوف به نقدی همه جانبه نسبت به جمهوری با تکیه بر دموکراسی خواهی کرد. اما دیری نپایید که در زمستان ۱۳۷۹، همراه با بسیاری از اعضای ائتلاف نیروهای ملی -مذهبی به اتهام براندازی، که بعد تبدیل شد به اجتماع و تبانی و تشویش اذهان و توهین به رهبری، بازداشت شد و در بازداشتگاه ۵۹، واقع در عشرت آباد، حدود ۸ ماه در زندان انفرادی بسر برد.
پس از آزادی، در حالی که در شورای فعالان ملی -مذهبی در مسیر دموکراسی خواهی فعال بود تلاش های علمی خود را دو چندان کرد. او که دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بود، با تلاش زیاد توانست مدرک دکتری را در رشته جامعهشناسی کسب کند و به تدریج به عنوان متخصصی در زمینه آسیبشناسی جامعه شهری ایرانی، در خصوص اعتیاد و فحشا ظاهر شود. طی این مدت او به عنوان سردبیر نشریه رفاه، وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی، توانست انباشتی از پژوهش های با ارزشی را در اختیار جامعه علمی و نهادهای مسوول خط و مشی گذاری در زمینه آسیب های اجتماعی قرار دهد.
در همین حال فعالیتهای سیاسی او در شورای فعالان ملی -مذهبی شکلی عمیقتر از گذشته به خود میگرفت، و با نگاهی علمی به تحولات اجتماعی و سیاسی، همچنان در مسیر دموکراسی خواهی و هواداری از موسوی گام بر میداشت. تا اینکه در پی حوادث پس از جنبش سبز، در دی ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد و در بند ۲۰۹زندان اوین گرفتار آمد. از همان ابتدا او در معرض بازجوییهای غیر انسانی قرار گرفت که با دست زدن به اعتصاب غذای خشک تا حدودی از آن وضع رها شد، و هنوز دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات، او را محاکمه نکرده است.
سعید مدنی انسانی اخلاقی و مسوول است و این وجه از وجود خود را همواره در رابطه با خانوادههای زندانیان سیاسی به نحوی برجسته نمایانده است. او حدود ۲۵ سال است که با خانم منصوره حمسیان ازدواج کرده که حاصل آن دو دختر به نامهای صبا و سمن است و هم اکنون در دانشگاه به تحصیل اشتغال دارند.
به امید روزی که جایگاه شخصیتهای چون سعید مدنی در زندان نباشد.














به اعتقاد من اکثریت قریب به اتفاق افرادی که امرزوه به صورت کاملا ناجوانمردانه در دست این حاکمیت اسیر و زندانی هستند، افرادی کاملا موجه، با اخلاق، تحصیل کرده، با تجربه ومعتقد به بسیاری از اصول هستند و یکی از عللی که آنها امروزه گرفتار شده اند ،همین خصوصیات آنان است. من بارها مصاحبه های آقای مدنی را، از رادیوها، به ویژه رادیو فرانسه شنیده ام. ایشان بسیار مستدل، متین، منطقی و با دلیل و بدون آنکه دچار احساسات شوند، یا حق را مراعات نکنند، صحبت می کردند. ازهمین روی دورادور و بواسطه همین مصاحبه ها، به شیوه تفکر ایشان دل بستم و علاقه فراوان پیدا کردم. واقعا جای تاسف است که این حکومت تنها از عده ای چاپلوس و زبان باز و اغلب لمپمن حمایت میکند و که کارشان همیشه مداحی، تعریف و تمجید بیهوده و نادرست از کسانی است که در راس قدرت قرار دارند. با کمال تاسف اغلب طرفداران جمهوری اسلامی را همین افراد تشکیل میدهند که بیش از هر چیزی زبان و مشت و بازوی آنها کار می کند. ولی آیا با این وضعیت و با این افراد، میتوان مملکتی را اداره کرده به جایی مطلوب رساند؟ آینده بزودی نشان خواهد داد.
یک روز سعی کنید به هنگام رانندگی راه راست را در میان یک لاین معین دنبال کنید، بسیار سخت است، روح مبارزه طلب می خواهد. راستی و درستی از سخت ترین کارها در این کشور شده است. تنها چیزی که جای خوشحالی دارد، وجود رو به ازدیاد افرادی چون آقای مدنی است. عظما به دستور سیا و موساد می خواهد آنها را در زندان یا گوشه انزوا بپوساند، اما غافل از این است که جوامع امروز دارای دینامیک چندان پویایی هستند که با حذف مکانیکی و فیزیکی در انزوا نخواهند پوسید. شبکه های اجتماعی قدرت مردم را در سطح جهان در جایگاه اول قرار داده است.
بسم الله الرحمن الرحیم. این نوشته بسیاری مطالب را گفته و بسیاری را هم نگفته. مدنی خیلی پرکار بود. به ویژه کارهای زیادی پهن شده را خیلی خوب جمع میکرد و به سرانجام میرساند. به لحاظ اخلاقی خیلی انساندوست و بخشنده بود. خودش هیچ وقت حقوق مرتبی نداشت، اما در کمک به نیازمندان مرتب و پیشقدم بود.
مطمئن ام که در دادگاه وجدان عمومی بیگناه است. خدا کند زودتر آزاد شود بمحمدٍ و آله صلی الله علیهم اجمعین.