سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » به یاد آر/ آیا این بود شیوه اداره جهان؟...
» شماره ۵

به یاد آر/ آیا این بود شیوه اداره جهان؟

چکیده :به یاد آر۵/ آیا این بود شیوه اداره جهان؟...


یادداشتی میر حسین موسوی پیرامون قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت


3 پاسخ به “به یاد آر/ آیا این بود شیوه اداره جهان؟”

  1. IRANI گفت:

     نام آقای مهدی غضفری، وزیر صنایع و معادن دولت دهم را به عنوان طراح اتاق ارزی (مدیریت ارز به قصد شکست دادن تحریمها) را به خاطر بسپارید.

    طرح مدیریت ارز ایشان، آخرین امید ها به تلاش برای رفع تحریمها را منتفی کرده است، زیرا مطابق طرح ایشان، با گران کردن ارز و جیره بندی آن و مدیریت واردات و به تبع آن کاهش قدرت خرید مردم و توان مصرف جامعه، میتوان مصرف ارزی کشور را به حدی کاهش داد که دیگر نیازی به درآمد نفتی نباشد. و در این صورت دیگر نیازی نیست برای رفع تحریمها تلاشی صورت بگیرد و یا اینکه در این راستا، نیازی به گشایش فضای سیاسی در داخل کشور باشد.
     البته ایشان بر این عقیده اند که عمده اقلام وارداتی بزودی همزمان با ته کشیدن ذخایر ارزی، با تولید داخل جایگزین خواهد شد. و ارز مورد نیاز واردات باقی مانده، از محل ارز ناشی از صادرات غیر نفتی تامین خواهد شد. لذا اینکه نفت ایران خریداری ندارد، اهرم فشار نخواهد بود و تحریمها شکست خواهند خورد.

    این طرح مورد استقبال مسئولین تصمیم گیرنده قرار گرفته، و اجرایی شده است. لذا فعلا تا اطلاع ثانوی، تلاش برای لغو تحریمها لزومی نخواهد داشت. و در راستای حمایت از این طرح، اقای توکلی نماینده مجلس، راه اندازی مجدد سیستم توزیع کالای سهمیه از طریق “کوپن” را درخواست کرده است.

    همچنین آقای محسن رضایی اعلام کرده است که تحریمها هشت سال، طول خواهند کشید. یعنی اینکه بناست تا هشت سال، تلاشی برای رفع تحریمها صورت نگیرد.که البته میل به خود تحریمی را نمیتوان در این اظهارات نادیده گرفت.

    علاوه بر این، مسئولان بخشهای مختلف صنعت، طرحهای های توسعه ای خود را از برنامه خارج کرده اند. زیرا طبعا کسی از کشوری در حال “جنگ تحریمها” است، انتظار توسعه ندارد. پس نیاز ارزی این بخشها هم منتفی خواهد شد. از طرفی، به دلیل منتفی شدن صادرارت نفت، کشور ظرفیت کافی برای تامین، برق،بنزین و گازوییل مورد نیاز مصرف داخل را خواهد داشت. ضمن اینکه به دلیل کاهش قدرت خرید مردم، مصرف این موارد نیز کاهش خواهد یافت.

    به روایت کلی، مجموعه اقدامات موازی در عرصه های مختلف اقتصاد کشور، در راستای تسهیل تحقق “اقتصاد مقاومتی” در جریان است.

    علاوه بر این، قطعا در سایر عرصه های سیاسی، امنیتی، تبلیغاتی، اجتماعی و … نیز اقدامات موازی، انجام خواهد شد.

    ورود به شرایط اقتصاد مقاومتی، به قصد مشمول زمان کردن لزوم گشایش فضای سیاسی صورت میگیرد. زیرا مجموعه حاکمیت امیدوار است، که پس از اینکه کشور حدودا یک دهه را در شرایط اقتصاد مقاومتی سر کند،  مطالبات امروزی استحاله خواهند شد، و معادلات جدیدی بر عرصه سیاسی کشور حاکم خواهد شد.

    این تمام آن چیزی است که در حال رخداد است. اگرچه افق مشخص و روشنی در این مسیر برای متولیان آن وجود ندارد، اما چون قدم گذاشتن در این راه برای آنهاناگزیر است، مشکلات و موانع احتمالی اجرای آن، بر اتخاذ این تصمیم تاثیر نگذاشته است. و متولیان این تصمیم، با فرافکنی، ساده اندیشی و خطی نگری محض قدم در این راه گذاشته اند.

    حرکت در این مسیر، در پوشش شعارهایی نظیر رونق تولید، تحقق اقتصاد غیر نفتی، خودکفایی، افزایش صادرات غیر نفتی، ایجاد ثبات در بازار و … در حال انجام است.

    تقریبا دیگر هیج مسئولی بحث کاهش نرخ ارز را مطرح نمیکند، و غالبا بحثها حول تعادل و تثبیت نرخ ارز میباشد. مواردی نظیر معلق نگه داشتن تقاضا ها و بازار، شایعه تزریق دلار تقلبی در بازار، امنیتی کردن بازار، نسبت دادن گرانی ارز به ناتوانی مسئولان و … همگی به قصد یاری به اجرای طرح جیره بندی و کاهش مصرف ارزی در حال انجام است.

    در شرایط نرمال، اجرای طرح کلانی چون اقتصاد مقاومتی، قطعا باید به تصویب مجلس کشور برسد، و تمامی ابعاد آن، عوارض و مزایای آن به اطلاع مردم برسد، و دولت برنامه های خود برای حمایت از مردم، شرکتها و بنگاههای اقتصادی در برابر عوارض چنین طرحی را باید به صورت شفاف و دقیق عنوان کند. و مهم تر از همه، طول دوره اجرای طرح و نتایج آن، باید دقیقا مشخص شود.

    برای مثال میتوان  به نمونه مشابه اما بسیار کوچکتری که تحت عنوان ریاضت اقتصادی که در کشور یونان، در استانه اجرا است، اشاره کرد.

    این در حالی است که متاسفانه، بدون رعایت حتی یکی از ملزومات فوق الذکر، تحمیل اقتصاد مقاومتی به کشور کلید خورده است.

    آنچه عنوان شد، خواست متولیان این طرح است، اما اینکه در ادامه، با بروز عوارض و موانع این طرح، چه رخ خواهد داد، سوالی است که پاسخ به آن دشوار و نگران کننده است…

  2. بسیار عالی!
    دست نویسنده درد نکند.برنامه اقتصاد مقاومتی در شرایطی به جامعه تحمیل میشود که فساد نظام  و کل مدیریت اجرایی از یکطرف و «مقاومت اقتصادی مردم » علیه نظامی که آن را نمخواهند جائی برای تحمل مردم و همکاری آنان باقی نمیگذارد. قحطی، سقوط و فرو پاشی اقتصادی، و سرانجام شورش گرسنگان نتیجه حتمی این طرح مشعشعانه خواهد بود. فقط قدری صبر کنید!

  3. بهروز روزبه گفت:

    همواره در اندیشه بودم که خداوند از ادامه کار کودتاگران و فروکش کردن جنبش سبز چه مصلحتی را برای ملت بزرگ ایران مقدر ساخته اما اینک احساس می کنم که پاسخ این سوال را یافته ام. فرودستان جامعه که گفته می شد حامی احمدی نژاد هستند بیشتر از همه در معرض عوارض سقوط اقتصادی قرار گرفته اند. بازاریان که عمدتاً بی تفاوت به جنبش سبز بودند اینک به پا خاسته و شعارهای جنبش را سر می دهند. مردم شریف آذربایجان  به خاطر اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه سرکوب شدند. حامیان رهبر متوهم نیاز به زمان داشتند تا آنچه از جابریت وی و دولت برخاسته از کودتایش می تراود را ببینند. اراده خداوند بر این قرار گرفته که این ملت حماسه آفرین با آگاهی کامل ، سرنوشت خودش را رقم زند. یا حسین میرحسین