سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مادر مهدی و فائزه هاشمی: زجرهای دوران ستم را تحمل کردیم که امروز بچه های سرزمینمان ...
» همسر آیت الله هاشمی: من صدای مادران داغدارم و درد آنها را با همه وجودم می فهمم

مادر مهدی و فائزه هاشمی: زجرهای دوران ستم را تحمل کردیم که امروز بچه های سرزمینمان آزاد باشند

چکیده :من آن همه زجر را در دوان ستم تحمل کردم که بچه های من، "همه بچه های من" آزاد باشند، نه دربند. در همه فراز و نشیب انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی و روزگار پس از آن، برای همه ی بچه هایم مادری استوار و مقاوم بودم، اما امروز کمر آن مادر خمیده است....


عفت مرعشی همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی در نامه ای با شکایت از دربند شدن فرزندانش و دیگر فرزندان این سرزمین از مادرانی گفته که در این سال ها درد دوری فرزندان خود را تحمل کرده اند و همچنان با صبوری فردا را انتظار می کشند.

به گزارش کلمه، همسر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در نامه ی خود با بیان اینکه “گاهی با خود می گویم تو که بیش از ده سال زندان و شکنجه آقای هاشی را در زمان طاغوت تحمل کردی، چطور چند روز زندانی شدن فرزندانت را تاب نمی آوری؟” نوشته است: از من می پرسند، باز هم کوس رسوایی این و آن بر بام ها انداخته ای! هشدارم می دهند، چیزی نگو که اجانب سوء استفاده کنند. و من برآنم که به همه ی این پرسش ها پاسخ دهم. بازهم با شما همه بچه های سرزمینم سخن خواهم گفت.

در حال حاضر دو فرزند خانواده هاشمی در زندان اوین به سر می برند، فائزه هاشمی که 6 ماه حکم داشته در بند زنان، زندانی است و مهدی هاشمی نیز در بازداشت بسر می برد.

بر اساس گزارش های رسیده به کلمه تاکنون او حدود 11 ساعت بازجویی داشته که هیچ کدام از بازجویی ها ربطی به اتهام های مطرح شده در خصوص پرونده او نداشته است. گفته می شود آملی لاریجانی در پاسخی در خصوص روند کند پرونده مهدی هاشمی پاسخ داده از آنجا که خانواده هاشمی از رییس قوه قضاییه بد گویی می کنند بازجوها نیز عصبانی شده و پرونده را پیش نمی برند.

متن این نامه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

مهدی و فائزه عزیزم! همان طور که پدرتان انتخابات سال 84 را به خدا واگذار کرد، من نیز می خواهم از این پس برای خدای خود نامه بنویسم و درد و دل کنم.

گاهی با خود می گویم تو که بیش از ده سال زندان و شکنجه آقای هاشمی را در زمان طاغوت تحمل کردی، چطور چند روز زندانی شدن فرزندانت را تاب نمی آوری؟

تو که آنهمه سختی و بلا کشیدی و بچه ها را در خردسالی و در روزگار درماندگی با آن همه درد و رنج آشنا کردی، چرا در بزرگسالی نمی خواهی آنها طعم محنت را بچشند؟

ندایی از درون به من نهیب می زند که آقای هاشمی در راه آرمانش و برای سرنگونی ستم و حاکمیت اسلام آن همه زجر کشید و ما هم به دنبال او. اما در روزگار حاکمیت اسلام، حتی احساس ستم هم تحمل ناپذیر است. وانگهی مهدی پاره تن و جگر گوشه من است. باور کنید من یک مادرم، با دریایی از عاطفه که تا واپسین لحظات عمرش چیزی از آن کم نمی شود حتی اگر فرزندانش چند دهه از عمر خود را پشت سر گذاشته باشند. به من می گویند، مگر خون فرزند تو از دیگر بچه های این سرزمین رنگین تر است؟

اولا که آن روز که بنا به برداشت خود درباره سرنوشت این کشور و همه بچه هایش حرف زدم، به من گفتند به شما چه مربوط! کسی نگفت درست گفتی! گفتند چه کاره ای که حرف می زنی؟ غافل از این که من مادر همه ی بچه های این آب و خاک هستم.

من آن همه زجر را در دوان ستم تحمل کردم که بچه های من، “همه بچه های من” آزاد باشند، نه دربند. در همه فراز و نشیب انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی و روزگار پس از آن، برای همه ی بچه هایم مادری استوار و مقاوم بودم، اما امروز کمر آن مادر خمیده است.

آنها که پیش از این به من می گفتند “تو چه کاره ایی”، امروز حق ندارند که عاطفه ام به فرزندم را به بهانه بچه های این سرزمین سرزنش کنند. آنها آنقدر دنیا را سیاه و سفید دیده اند که دچار کور رنگی شده اند. مگر آنها رنگ خون شهدا را هنوز به یاد دارند که با میراث آنها چنین می کنند؟ مگر آنها رنگ خون دیگر بچه ها را می بینند که …

آنها حتی نمی دانند، یا نمی خواهند یا چشم خود فرو بسته اند که معنی مادر را بفهمند. من یک مادرم، مثل همه مادران داغدار دیگر. صدای من صدای همه ی آنها ست و همه فرزندان در بند مانند مهدی و فائزه.

اگر درد آنها را با همه وجودم حس نمی کردم، امروز این همه نگران مهدی نبودم. هرگاه به یاد او می افتم، با خود می گویم، آنچه بر سر دیگران آمد، آیا بر سر فرزندم هم خواهد آمد درون جانم آتش می گیرد، همان طور که چندی است این سوز رهایم نمی کند.

از من می پرسند، باز هم کوس رسوایی این و آن بر بام ها انداخته ای! هشدارم می دهند، چیزی نگو که اجانب سوء استفاده کنند. و من برآنم که به همه ی این پرسش ها پاسخ دهم. بازهم از همه بچه های سرزمینم سخن خواهم گفت.


105 پاسخ به “مادر مهدی و فائزه هاشمی: زجرهای دوران ستم را تحمل کردیم که امروز بچه های سرزمینمان آزاد باشند”

  1. ناشناس گفت:

    چیزی نگو حرف حق نگو کام تلخی در دهان فرو بر که جهل بزرگ و باز جویان و نوکر چاکران و مگسان دوربر رهبری عصبانی می شوند !!!!!!!!!!!

  2. سبز اندیش گفت:

    باز جویان عصبانی می شوند! وامکان دارد شکنجه و… بکنند . این حکو مت کلا از رهبر تا پائین همه عصبانی و خشونت طلب هستند رهبر که دشمن ساز و توهم ساز است و با خشونت بزرگ شده و ان را رواج می دهد .این عصبانیت
    و خشونت به جا معه هم سرایت کرده است و به صورت اپیدمی در امده است در گیری های خا نوادگی در گیری هابین همسایگان و در گیری های خیا بانی تجا وز های دسته جمعی و فر دی کار مندان عصبانی
    مدارس دانشگاه عصبانی در حوزه که کلا ( به همه توهین نمی کنم ) عصبانیت می خوانند و عصبل نیت بر روی منا بر و جا معه رواج می دهند

  3. ناشناس گفت:

    بله احساس شما شریف و قابل درک است. مادران سهراب و نداها و مادر من که شوهر شما در بیست سالگی اش اخراج کرد و آواره و دربدرش کرد، هم خیلی گریستند! ایکاش به همسرتان میگفتید کمتر انصاف و عدالت را نسبی و قابل معامله کند. با «حقیقت » نمیشود معامله کرد. یا باید به خاطرش بود و مبارزه کرد، یا آنکه کمی از آن نمیشود. حق که نمک و فلفل نیست تا کمی از آن را در سوپ استبداد ریخت و خوشمزه اش کرد. مگر همین شوهر شما نبود که با یک قیام و یک نقل قول شفاهی، آدم بی مقداری مثل خامنه ای سوار ما ملت کرد؟ گله ها را بهتر است از همسرتان کنید. مادران ایران هم رنج شما را درک میکنند.

  4. امیر گفت:

    جالبه،خانم مرعشی فرزندان این مرز و بوم سی ساله در بند هستند،مادرانی هستند که از سال 76 خبر ندارند فرزندشان زنده است یا مرده پس چرا تا حالا نامه ای ننوشتی؟ لطفا فقط برای دو فرزندت بنویس نه بیشتر

  5. محمد گفت:

    با سلام واقعا ادم دلش ميسوزه اين انقلاب بزرك رو خيلي راحت داديم بدست كودتاجي هاي مقام برست و بيرحم واين اتفاق نيفتاد الا بخاطر تنها حسادت فردي كه هميشه به ميرحسين عزير و اينكه امام او را بيش از همه ان ها حتي انهايي كه روحاني بودند دوست داشت واقعا حسد ورزي و اينكه مردم نام ميرحسين را بعنوان ناجي اين مرز و بوم صدا بزنند و با ميليون ها راي او را نماينده منتخب خود بدانند براي بعضي ها بسيار درد اور است ان هايي كه خود را تا ابد تاريخ قيم و وكيل مردم ميدانند غافل از اينكه ميرحسين موسوي بمانند جدش و بمانند مقتدايش امام خميني ره از انجنان كاريزمايي برخوردار است كه نه با صف كردن مردم در خيابان ها و بلكه با عشق به ايماني كه به او دارند و همواره از دعاي خير مردم برخوردار است بزودي زود انشالله از حصر رهايي يافته و همانطور كه ميخواست ولي نكذاشتند در خدمت خلق قهرمان ايران خواهد بود
    يا حسين مير حسين
    محمدت

  6. ناشناس گفت:

    اگر دستگیری فرزندان آقای هاشمی با توافق ایشان و در قبال برخی امتیازها مثلا دستگیری و مجازات سعید تاجیک انجام شده باشد، در اینصورت باید گفت که متاسفانه ایشان فریب خورده اند و معامله خوبی انجام نداده اند. چرا که زندانی شدن بچه های هاشمی از دید عوام الناس بیش از آنکه برای ایشان محبوبیت به همراه بیاورد به حساب ضعف و عدم قدرتمندی بیش از پیش ایشان در نظام گذاشته می شود.

  7. ناشناس گفت:

    سال ۷۶ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  8. مرتضی گفت:

    خانم عفت مرعشی محترم ، آیا سوز و گداز مادرانی چون مادر ندا آقا سلطان،مادر سهراب اعرابی، مادر امیر ارشد تاجمیر،مادر مصطفی کریم بیگی، مادر میر جوادی فر،مادر سیدعلی موسوی حبیبی،هدي رضازاده صابر،هاله سحابی،کیانوش آسا،و و و و…. ده ها انسان مظلوم دیگری که جانشان باختند هم به چشم دیدید و یا شنیدید؟ کمی بیشتر تامل کنید ،مگر اینها انسان نبودند ؟ مگر این عزیزان از دست رفته ایرانی نبودند ؟ مگر اینها مسلمان نبودند ؟ مگر اینها چه گفتند و چه میخواستند ؟ آخر به چه گناهی کشته شدند ؟ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ

  9. فرزند ایرا گفت:

    لطفا فقط برای خودت حرف بزن.اون موقعه که فرزندان این مملکت زیر گلوله توپو تانک بودند ، وخواب بعد از ظهر همسر شما ترک نمی شد .شما وفرزندانت کجابودید؟!!

  10. سبز گفت:

    افسوس

  11. ناشناس گفت:

    آقای هاشمی گفته اند: ” انتظار داریم با مهدی طبق قانون رفتار کنند و اگر دیدیم روال غیرقانونی طی می‌شود، حتما عکس‌العمل نشان می‌دهیم” . حال باید از ایشان پرسید چگونه است که در قبال حصر غیر قانونی موسوی و کروبی و رهنورد و بسیاری از رفتارهای غیرقانونی دستگاه قضایی هیچگونه عکس العملی نشان نداده اید؟؟؟؟

  12. امید گفت:

    مادر مهربان امروز
    تا دیروز شوهر گرامی و آرمانخواه شما آقای فلاحیان را وزیر اطلاعات خود گماردند و خفقان شدید در کشور حاکم بود. آیا هیچ فکر می کردید که چاه کن همیشه ته چاه هست؟
    هیچ فکر کردین که در آن ایام میمون که فرزندان عزیزتان در حال چپاول این آب و خاک بودند، چندین و چند فرزند این آب و خاک در سیاه چاله های شوهر عزیزتان نور خورشید را نمی دیدند؟
    چندین و چند مادر در عزای فرزندان دلبندشان به شوهر شما نامه نوشتند؟
    نه نه مادرجان. امروز دیگر روز رستاخیز شماست. امروز باید تاوان پس بدهید. حنای شما و شوهر عزیزتان دیگر رنگی ندارد.
    هر چند نیک می دانم که این زندانی شدن فرزندان شما هم دسیسه ای جدید از طرف شوهر گرامیتان هست. به خدا نامه ننویس به شوهر خویش منت بگذارید که علاج کار دست اوست.

    بدرود

  13. عمران گفت:

    آتش که در خرمن افتد تر و خشک نمی شناسد. گویی چنین شده یا چنین می نمایانیم. سواره از حال پیاده بی خبر است حالا که خانواده هاشمی هم می نمایانند که از قطار انقلاب پیاده شده اند. لااقل دو فرزند در بند دیگر بلیط انقلاب را ندارند. نکند دارد انقلاب پوست اندازی می کند . خود خوری و پوست اندازی هر دو با هم . چه می شود

  14. ناشناس گفت:

    شماها کی می خواهید از خودخواهی دست بردارید.آیا ستمهایی را که به این ملت کرده اید از یادبرده اید

  15. عبید گفت:

    من ضمن احترام به شما و سپاس از این همدردی شما، لازم است به آگاهی شما و حاج آقاتون برسانم که این درد ها را که تازه شما متوجه شده اید، سی و چند سال است که مادران و پدران می کشند، حتی به دختر آنان در زندان تجاوز شده و بعد آنها را اعدام کردند که حتی بر اساس شایعات آنها راهی به بهشت هم نداشته باشند. به ببنید این یاران سابق شما چه آدمهای بدذاتی بوده اند. خانم عزیز ما هم سالهاست همین را میگفتیم و میگویئم که غلط کردیم و درست یا نادرست یک انقلابی کردیم یا کردند، اما این همه خونریزی ؟ و هنوز هم باید ادامه داشته باشد؟ والله من از کسی وحشت ندارم و حرفم را راستا حسینی می زنم کدام انقلاب را شما سراغ دارید که پس از سی و اندی سال هنوز خون بطلبد و اعدام کند و انتقام بکشد. ما حرفمان آنست که بس کنید. این ملت که در حق شمایانی که بر سرکار هستید جفائی نکردن. شما عده ای آخوند و روضه خوان بودید که ما وسیله شدیم تا بر سرکار آمده و این پست و مقام ها و جاه و جلال برسید، حال دلیلی ندارد که اینگونه کنیه و نفرت نسبت به ما نشان داده اینگونه ازما به خاطر لطفی که درحق شما گردیم سپاسگزاری کرده جان خود یا فرزندانمان را بگیرید. آیا بس نیست؟ شما بد نیست همین حرفهای مرا به حاج آقاتان برسانید که ایشان هم آنرا به دوست گرمابه و گلستان و هم حجره خود برسانند که با رساندن ایشان به آن پست و مقام هم ما را بدبخت کردند و هم راست یا دروغ خودشان و خانواده شان اینگونه گرفتار شدند.

  16. ناشناس گفت:

    خانم مرعشی گرامی خدا به هیچ مادری غم ندهد. شما سخن از رژیم طاغوت شاهنشاهی هم کرده اید بنده با تمام احترامی که برای شما و آقای هاشمی غایلم
    باید خدمتتان بگم که اتفاقا این چیزهایی که شما می گویید من قبول ندارم باور کنید که شاه به ناحق از ایران راننده شد این ناحقی را اول مردم متوجه شدند و الانم
    نوبت مسئولین ارشد نظام هست که متوجه شوند که شاه به ناحق رفت و الان آه و ناله شاه دامن همه را گرفته .
    باز هم تاکید میکنم بنده اقای هاشمی را بسیار دوست دارم و خواهم داشت .

  17. جانباز گفت:

    درود خدا بر شما خانم محترم،انصافاً خانواده هاشمي حق بزرگي بر گردن ما دارند.
    اگر كساني هم هستند كه هاشمي وخدماتش را بر نميتابند، ما جانبازان هيشه با احتراما ز اين خانواده ياد ميكنيم وسلامتي برايتان آرزو مي كنيم و مطمئن هستيم اين زندان وحصر ها براي انقلاب مفيد خواهد بود و سره را از نا سره روشن ميكند. خداوند بر عزت وسلامتي آقاي هاشمي بيفزايد .

  18. ناشناس گفت:

    هیچوقت باور نمی کنم که هاشمی و خانواده اش با مردم باشند. اصولا کسی که طرف مردم است مشخصات ویژه ای دارد و این مشخصات به گروه خونی هاشمی نمی خورد. مثلا کسی که طرف مردم است نمی تواند صاحب بنگاههای اقتصادی، آموزشی، هوایی میلیاردی هم باشد!!
    امید من میرحسین است که ذره ای مکر و حیله در او وجود ندارد و رک و راست به جنایتکاران و مفسدین اعتراض می کند. افسوس که ما ادامه راه میرحسین را منوط به آزادی او از زندان کرده ایم.

  19. pasha گفت:

    با سلام به خانم مرعشی مادر پیامت را خواندم .من و براذرم سال 60 زندان بودیم من زودتر وبرادرم سال 69 ازاد نشد .ولی مرخصی دادند .امد و فرار کرد ..من مادرم چون شما بود ..مادر ما زمانه شوی شما زجر کشیدیم ..ولی باز با خواندن نامه شما قلبم گرفت .ما اهل نفرین نیستیم ..ولی از شما میخواهم برای برادرم دعا کنید

  20. مهر گفت:

    تقدیم به همه مادران فرزند در بند و سربدار و عفت مرعشی که اولین بار اعلام کرد اگر تقلب در انتخابات شود مردم بیرون بریزند . پرسید مرا چوزاد مادر کی واژه عشق بر من اموخت از ظلم و ستم چه قصه ای ساخت تا شیر ژیان شوند ذر این دشت شب تا به سحر چه نغمه ای خواند سهراب و سیا وشی به خاست دستم بگرفت تا کجا برد ارش به کمان شوند دراین عرش گویند که چیست مویه در باد این قامت کیست در شفق زاد خم گشته ولی استوار است با دامن سرخ و روی غمناک گفتم بنگر ای برادر این مام وطن مادر توست در بند شب است و داغدار است بر دشت کران او نگه کن می نالد ازین داد و بیدا د بر جامه سرخ او نگه کن اغشته به خون شوی و فرزند هان نوبت توست ای برومند بر باد سفر کنی ظفر مند برخیز سیاوشان به بندند برخیز و بخوان نوای دلبند بر رخش نشین که وقت تنگ است با باد بگو که وقت جنگ است شب زخمه شد از نوای بیداد شب دشنه شد از صدای پر داد یاد ار چگونه می سرودیم پس هستی ما زهستی توست تا هستم و هست دارمت دوست

  21. ناشناس گفت:

    امیر با بی ادبی گفته “…. تویی که حرف از خون شهدا میزنی زمان جنگ بچه هات کدوم گوری بودن “” جهت اطلاع این فرد بی خبر باید گفت آقای هاشمی فرمانده جنگ و دو فرزندش هم در جبهه بودند و مهدی شیمیائی هم شد ولی سوال این است که پسران رهبری در زمان جنگ کجا بودند ؟

  22. ناشناس گفت:

    خانم مر عشی من با شما همدردی میکنم ولی میخواهم یاداوری بکنم که انچه سر ملت ایران میاید نتیجه کارها شوهر عزیز شماست چونکه مرد شماره دوم کشور بود اگر ان روز که در اوج بود ازادی را پاس میداشت ودر راه نهادینه کردن ان تلاش میکرد امروز حال روزمان این نبود خانم مرعشی خدا رحمت کند مرد بزرگواری چون سحابی را یک نامه محترمانه به شوهر شما نوشت شوهر شما گفتند او پر رو شده ماهها به دستور شوهر شما خودش ودوستان وطن پرست را در زندان انداخت زمانی که دراوج قدرت بوداید درد ورنج ملت را نه تنهاشوهر شما بلکه اقایان موسوی وکروبی ودیگران هم درک نکرده اندوامروز برای ملت ایران بسیار زیباست که شکنجه گران دیروز در رنج عذاب باشند واین دور ادامه دارد مگر اینکه بهار ازادی در کشور بوزد

  23. ناشناس گفت:

    سرکار خانم عفت هاشمی نمیخواهم نمک بر زخمتان بزنم ولی این یک واقعیت در این جمهوری بوده در این مدت اسیاب به نوبت بوده همینطور مادران داغدیده داشته ایم که بچه های بیگناهاشان در زندان بوده ویا اعدام شده اند ویا به طرز فجیعی کشته شده اند ..و حالا نوبت شماست ..بدرستی میدانم که شما در این مدت از احوال ان مادران بی اطلاع بوده این ویا اگر هم شنیده اید چندان درک نکرده بودید تا که امروز برای خودتان پیش امد ..این چوب خداست که به نظر من بسیار هم صدا دارد

  24. ناشناس گفت:

    با سلام و درود بر اين مادر ستم ديده و تمامى مادرانى كه با صبر و استقامت اين دوران سياه را تحمل ميكنند. تو خود ميدانى كه در سياه چال هاى سپاه چه ميگذرد كه با اين نگرانى سخن ميگوئى و اميدواريم كه با آمدن روز هاى خوب و روشن از اين احساسات دردناك درسى گرفته و به فرزندانمان ياد بدهيم تا دمكرات باشند و دمكرات منش رفتار كنند و از ظلم و دروغ بر حذرشان داريم.
    به اميد صبح روشن مردم خوب و زحمت كش ايران ، آزادى تمام عزيزان دربند فراعنه زمان بخصوص مير عزيز و شيخ شجاع كه بيش از ششصد روز است در زندان هستند.

  25. محرم چگینی گفت:

    خانم مرعشی
    با سلام و احترام
    علیرغم اینکه ما اعتقاد داریم که دینا دار مکافات است و علیرغم اینکه دیدیم آن فیلمی را که در مجلس دهه 60 به مهندس بازرگان مرگ و فحش سر دادند آقای هاشمی خندیدند و به نوعی تائید کردند. علیرغم اینکه زندانی شدن دسته جمعی ملی مذهبی ها رو در دولت آقای هاشمی دیده ایم . اما می پذیریم که انسان جایز الخطا است و آقای هاشمی در این 3 سال و اندی همسو با حقوق مردم گام برداشته . ما امید واریم بتوانیم ببخشیم اما فراموش نمیکنیم. احساس شما مادر عزیز بسی محترم است و مقدس . امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی رو داریم
    به قول میرحسین عزیز در بیانیه 9 : امید رساترین اعتراض ماست.پس می مانیم استوارتر از قبل بلکه روزهای بهتر فرا رسد.

    • Bryomid گفت:

      دوست عزیز صحابیها قبل از انقلاب پای منبر هاشمی می نشستند.عکس بوسه هاشمی بر پیشانی مرحوم یدالله سحابی را ببین.آقای زیبا کلام گفت هاشمی در دوران اقتدارش در نماز جمعه به مردم گفت شعار مرگ بربازرگان ندهند.
      ماجرای خنده هاشمی از زبان فرزند آقای بیات
      محسن بیات می نویسد :پدر نقل می کردند که روزی یک بندۀ خدائی در نجف، خدمت حاج آقا مصطفی خمینی رسیده و مثلاً معمائی نقل کرده بود که ما در هند یک قرآن داریم که هر صفحه اش هر چقدر وزن دارد، تمام قرآن هم همانقدر وزن دارد و طبعاً منظورش این بود که یک قرآن در آنجا دارند که مجموعه اش در یک صفحه نوشته شده؛ حاج آقا مصطفی هم که طلبۀ فوق العاده شوخی بود و ارتباطات بسیار صمیمانه ای هم با برخی از طلاب بویژه مرحوم آقای خلخالی داشت، رو به طراح سؤال با اشاره به مرحوم آقای خلخالی گفته بود که اتفاقاً ما هم یکی از رفقایمان، چه بایستد و چه بنشیند یک قد دارد؛ وقتی این موضوع به گوش مرحوم آقای خلخالی رسیده بود و چون روابط بسیار صمیمانه ای بین این دوستان جاری بود، اتفاقاً با موضوع به عنوان یک شوخی برخورد می کرد و حتی در جاهائی هم آن را نقل می کرد تا جائی که این داستان بین انقلابیون، مدت ها دهان به دهان می چرخید و حتی مرحوم آقای خلخالی هم این داستان را به عنوان یکی از شوخی های مرحوم حاج آقا مصطفی همیشه نقل می کرد و به آن می خندید….

      تا اینکه انقلاب شد و بخشی از این رفقا وارد مجلس اول شدند و در قضایا نقش داشتند تا آن روز در مجلس در جریان نطق پیش از دستور یکی از نمایندگان که منجر به دعوا هم شد، آقای خلخالی از جای خود بلند شد و فریاد زد که من اعتراض دارم! آقای هاشمی هم رو به آقای خلخالی کرد و گفت: آقای خلخالی! شما الآن نشسته اید یا ایستاده اید؟ نمایندگانی که در جریان بحث بودند، از یک طرف می خواستند این دعوا تمام شود و از طرف دیگر خنده شان هم گرفته بود. ظاهراً این عکس هم همانجا گرفته شده و همگان تصور می کنند آقای هاشمی به دعوا می خندد!

  26. ناشناس گفت:

    چه حافظه های گیج وگنگی دارید ! مهدی وفائزه ی شما ربطی به بچه های این آب وخاک ندارند . بچه هایی که در گورهای دسته جمعی در زمان فرمان فرمایی شوهر شما دفن شدند و حتی به مادرانشان ، اجازه ی گریه هم ندادند. بچه های پاک و عاشقی که هیچی برای خود نمی خواستند وفقط به بهروزی میهن می اندیشیدند . مهدی وفائزه ی شما از جنس آهنا نیستند وشما هم از جنس مادر نداها و مختاری ها نیستید .خوش خیال نباشید خانم مرعشی … بقول شاملوی بزرگ : باش تا نفرین دوزخ از شما ها چه سازد . که مادران داغدیده و فرزند داده و سوگوار هنوز سر از سجاده ها بر نگرفته اند .

  27. محسن گفت:

    متاسفانه حتی کاربران که احتمالا باید سواد کافی برای مطالعه داشته باشند آنقدر از تاریخ و واقعیت به دورند که یادشان رفته نقش اقای هاشمی و خانواده اش در انقلاب و جنگ چه بوده است. ظاهرا دوستان تشریف نداشتند یا دچار الزایمر شده اند. هاشمی همیشه بوده. قرار نیست اگر با برخی سیاست ها موافق نیستیم. همه اصل را از ریشه بزنیم.

  28. مجتبا گفت:

    اقای هاشمی نقش برجسته و کلیدی در تحولات ایران داشته و دارد. اینکه کسی بخواهد او را مقصر همه کاستی ها سی ساله گذشته بداند یا مغرضانه است یا نااگاهانه. در این شرایط که افراطیون در پی ضربه زدن به ایشان هستند، شایسته نیست که به فکر تسویه حساب های گذشته باشیم. باید از گذشته عبور کرد و به اینده اندیشید. والا سرنوشتمان همان خواهد بود که سالهاست بوده است. ضمن اینکه خانواده هاشمی همواره مانند سایر مردم بوده اند. همین فائزه بیشترین تلاش را برای حقوق زنان کرده است. یادتان که نرفته. مهدی هاشمی هم علاوه بر شرکت در جنگ و و جانبازی همان موقع که همه می گفتند نروژ است!!! در جبهه بود و با بقیه مردم می جنگید. انصاف هم چیز خوبی است.

  29. roya گفت:

    bavar nakonid. hamash filme. 1 bazie jadid.

  30. سبز گفت:

    خوشحالم از خواندن کامتهای مردم.مردم سبز ما خیلی روشن و آگاه هستن.ما خوب میدانیم که آنچه امروز بر سر این ملت میرود نتیجه استبداد هاشمی رفسنجانی و رفیق شفیقشان است.ایشان انقلاب را برای نخستین بار از مسیر سادگی و خلوص خارج کرد و نا اهلان بلافاصله بعد از مرگ امام در دوره او حاکم شدند.حذف ها از آن دوره شروع شد و امروز نوبت خود عالیجناب است.راه سبز امید راهی بس دراز و جانکاه است اما مسیر سبز به روشنی ختم میشود.
    خانم مرعشی و همسرشون البته میتوانند توبه کنند و با جدا کردن مسیر خود از سیستم فعلی به مردم بپیوندند.

  31. هرمز اول گفت:

    بعضی از دوستان وقتی چیزی را مینویسند اول فکر نمیکنند این اشتباه بزرگی است اگر هاشمی را با دیگران همطراز بدانیم وهم اندیشه هاشمی در بازی قدرت فریب یکرنگی در دوستی خویش را خورد بعضی نمک خوری که رسمی دیرین بین ماست اهمیتی قایل نیستند بر دوستی نیز در اینجا به امیر نامی که گفته است در جنگ فرزندان شما کدام گوری بودند اتفاقا همین مهدی در جبهه بوده است دیگران را نمیدانم این تفاوت هاشمی را با جنتی و احمد خاتمی علم الهدی و طایب ووو را نشان میدهد هاشمی گر چه در زمان قدرتمداری اش اشتباهات بسیار بزرگی داشت از جمله باز کردن پای پاسداران را به رانت خواری وثروت اندوزی بر گزیدن بعضی وجعل کردن سخنان دیگران به خیال آنکه اینان نمک شناسی میکنند اما اگر قدرت مثلا به جای دیگران در کف او میلفتاد حتما اوضاع بهتری از امروز داشتیم هرچند ایده آل نبود زیرا وی انسانی صادقتر است تا دیگران نمونه بارزش در زمان انتخابات ریاست جمهوری وآن دختر خانمی که رو در رو از ایشان انتقاد کرد وایشان یعنی هاشمی اشک در چشم جواب او را دادند این نشانگر صداقتش استدر ظواهر ایشان هم نشانه های تکبر وخودخواهی وزورمداری ودیکتاتور صفتی نیست بنده به شایعات مال اندوزی ایشان هم شک دارم ومعتقدم جناح برنده ونیرنگ باز وریا کار اینرا در دهانها انداخت تا زمینه کوبیدن او آسان باشد وچنین نیز شد اگر ایشان متوجه حق پایمال شده مردم توسط دیگران نبود وبه جانب مردم نیامده بود که همانگونه مجیز گو بود ومانند بعضی از روحانیون مشرک نیز میشد وچای بعضی ها را نیز میبوسید تا سفره اش رنگین باشد وامروز هم هنوز از همه چیز کشور با خبر بود که گفته است مانند گذشته در جریان نیستم در نامه نوریزاد آمده است. اما او برنده اصلی در ادعایش مبنی بر احمدی نژاد بی مایه است هست وهمانگونه که پیش بینی میکرد احمدی نژاد پوا ایران را با نزدیک به هفتصد میلیارد دلار به پهن تبدیل کرد وخرج اتینای خود و عروسکهای جینی وبنجل های دیگر کرد خرانه را خالی بدهی های دولت فراوان فقر بیداد اعتیاد 7 برابر فحشا نقل ونبات به گونه ای که بی مایه دیگری خواستار صیغه شدن دختران دانشجو ورندی موافق اما اگر این صیغه را از خانواده آن بی مایه شروع نمایند این است نمونه کشور داری کسانیکه به رهبر معظم نزدیکند این سراشیبی به تصادف منتهی میشود اگر همچنان عاقلانی نظیر هاشمی چاره ای نکنند او همیشه دیگران را بهترین میداند در حالیکه اینگونه نیست اوست که سیاست را میداند نه دیگران کسانیکه امروز در قدرتند یا نو کیسه ها هستند یا ریا کارانند یا زور پرستانند یا زر پرستانند یا خود پرستانند که همه دل وزبانشان یکی نیست وایران نیز برایشان در مرحله آخر قرار دارد زیرا آنقدرها چاپیده اند که به خیال خود در بروند اما مردم ایران اگر با خفهقان سکوت کرده اند همان مردم لیبی اند که میلیون میلیون در تاییدش به خیابان میامدند یا اینجا وآنجا خواستار عمر طولانی سرهنگ بودند اما ظرف چند روز همان مردم او را دشمن خواندند خاینش نامیدند ودر نهایت آن عمل را با کردند این سراشیبی به همان قذافی ختم میشود این بلوف های سیاسی که ما گذر میکنیم هم چاره ساز نیست هرچند طول بکشد اما آخرش تصادف هو لناک این سر نشینان قدرت از سر تا ذیل است

  32. كوروش گفت:

    وقتي قلبه افسران و مدىرانه اينً مملكتً رو سال ٥٧ نشأته مىرفتين و … أونا مادر نداشتند؟؟ فرزتدانه اين اب و خاك نبودند؟ وقتى سره بجه
    حايه مردومو به جرمه انشأ ميبريدين اونا مادر نداشتند!!!
    أميد وإرم همان بلاها سره عزيز انه اقايه رفسنجانى بياد تا أن يه درس عبرت بشه به تمامه بجهاي …….. اين اب و خاك.

  33. ناشناس گفت:

    همه بچه های من” آزاد باشند،!!!!!!!!!!!!!!!!! خانم مرعشي فقط بچه هاي شما بچه اند بچه هاي ديگران را نجار درست كرده واقعا كه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  34. خشایار گفت:

    آن آقازاده هاشمی زمانیه که مسن و سالان او در جنگی که اینها نخواستند تمام شود تکه پاره می شدند. در بلژیک راه آهن می خواند و الان رئیس مترو است. امیدوارم یک روز تقاص همه آنها که برای وطن جنگیدند و شهید شدند از این جماعت راهزن و دزد گرفته شود.

  35. بابک گفت:

    مخلص کلام:خود کرده را تدبیر نیست جانم

  36. ساسان گفت:

    hآنان که نادانند گله ای نیست، ولی آنان، همچون خانم رفسنجانی که خود را به نادانی میزنند و چننین دورویانه مردم ایران را فرزند خود مینامند، چنان آتشی به جانم میافکند که مگو و مپرس! دهها دوستم را در بدترین شکنجه گاههای این رژیم در اوج قدرت شوهر این خانم شکنجه کردند و کشتند، و خودم را نیز در بدترین شکنجه ها در 7 سال زندانی نگه داشتند و دقیقا، شوهر این خانم خبر داشت و چیزی نگفتند، ولی اینک چه شده که با سلام و صلوات دو فرزند ایشان زندانی شده ، چنین غوغایی را براه انداخته اند؟ البته دلم برای فایزه میسوزد و نباید زندانی باشد. چون؛ او کمی، بویی از آگاهی آیت الله لاهوتی و خانواده اش برده که کمی دردکشیده است و دلم میسوزد.
    د. ساسان

  37. سیاوش گفت:

    نمیتوانم این را ننویسم.
    سطغم انگیزترین حادثه ای از ایران قبل از خروج به ذهنم مانده ماجرای تشییع جنازه مهندس سحابی و کشتن دخترش بود. اگر حاج خانم یا حضرت آیت الله فکر میکنند هیچ گناهی به گردن ندارند باز هم نامه بنویسند و مظلوم نمایی کنند. اما ما نه کوریم نه کر و نه آلزایمر داریم
    ااگ

  38. Allen... گفت:

    VVVVVVVVVVVV^^^^^^^^^^^^^^^VVVVVVVVVVVVVVVVVV

    سیاوش حاتم، دانشجویی زندانی و محروم از تحصیل در وضعیت روحی نامناسبی در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد. منبعی نزدیک به این زندانی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «سیاوش خیلی لاغر شده و وضعیت روحی مناسبی ندارد. سیاوش ۲۴ سال دارد و دانشجویی مقطع فوق لیسانس بود که ناگهان از تحصیل محروم شد و بعد به زندان افتاد

    Dear Miss Rafsanjani….vv
    I wish Political Imprisonment for No Mother..vv
    But
    Please Remember Siavash and Thousands Like Him
    He too is someone’s Child…vv
    He too has a Worried-to-Death Mother…vv

    All Political Prisoners Should Be Free…. NOW

    Allen

  39. ازاد گفت:

    که واجب شد طبیعت را مکافات. دعا کنید که همین دنیا تطهیر شوید ولو بدست قداره بند. مکر الهی بتدریج شامل حال همه میشود.شاهنامه جمهوری اسلامی کم کم به انتها نزدیک میشود.هرچه را قبضه کنند ظالمان اما خدا!!!

  40. ناشناس گفت:

    دوران ستم!!! ستم در زمان مغول و شاه بیشتر بود یا حالا؟!!!

  41. ناظر گفت:

    ظاهرا خانم عفت مرعشی ، سوراخ دعا را گم کرده است . اما ورد را خوب آورده است یا بالعکس . ورد را از آن جهت خوب آورده است که غیر از ازادی ، ارزشهای دیگری هم وجود دارد که باید پاس داشته شود مثل حق نمک . در این که خامنه ای نمک نشتاسی کرده است جرفی نیست . سوراخ دعا را گم کرده است از این جهت که آقای خودشان هم چندان ربطی به این خصلت نمک شناسی ندارد و تازه معمار این بنا هم حود اوست . نکته آخر هم این که هر گردی گردو نیست . کاش اقای رفسنجانی و امثالهم هیچگاه به زندان نروند که تاوان آن در طاقت هیچ ملتی نیست .

  42. دوستان کلمه: این در حقیقت یاداشتی است که در سایت شخصی خود نوشته ام. اگر میخواهید نام من یا لینک را حذف کنید بهتر است از درج Hن خود داری فرمائیدکه ناراحت هم نمیشوم.
    ح تبریزیان
    ……..

    رفسنجانی: حرفها و حدیثها!
    سایت کلمه نامه همسر آیت الله رفسنجانی، خانم عفت مرعشی را به «خدا» درج کرده است که وی با لحنی مادرانه، هم از زندانی شدن فرزندان خود نالیده است و هم از بلایی که امرزو بر سرفرزندان این مملکت می آید. در ذیل نامه وی در سایت کلمه، حدود 38 کامنت گذارده شده است که منهم سعی کردم یک کامنت بر آنها بیفزایم که در لحظه قبل از ارسال، کامپیوتر کراش کرد و زحمتم بر باد رفت. لذا فکر کردم قدری بیشتر وقت گذاشته و همان کامنت را قدری بازتر بصورت یاداشتی در سایت شخصی خود درج کنم.
    چندی پیش پس از دستگیری و زندانی شدن فرزندان هاشمی من یک اطلاعیه شخصی در دفاع از ایشان نوشتم که در همین سایت هست. برخی دوستان نزدیک برمن خرده گرفتند که فلانی! سر پیازی؟ ته پیازی؟ تورا سننه؟ شاید هم در دل گفته اند که طرف خود را «عددی» فرض کرده است. من همه این نیشها و ایرادها را خوب درک میکنم. و اینرا نیز درک میکنم که دادن اطلاعیه شخصی از طرف من بعنوان یک دربدر سیاسی خارج نشین در دفاع از شخص دوم (حد اقل در ظاهر) نظام، اگر از خرده اعتبارم نکاهد برآن نمی افزاید. در اینها کمترین تردیدی ندارم همچنان که در نقش و پیشینه آقای رفسنجانی در بوجود آمدن وضعیت کنونی در میهنمان دوچار توهم نیستم. ولی از انجائیکه به مبارزه سیاسی نه از موضع حیثیتی، بلکه از موضع «درک امکانات واقعی» می نگرم، آن راه را میروم که فکر میکنم و به تجربه میدانم برای مردم و میهنمان درست است ولو اینکه این خورده سرمایه سیاسی ام هم در آن فنا شود.
    کامنتهای 38 گانه زیر نامه خانم مرعشی خود، تصویر و تاریخ نسبتاً کاملی از سابقه و نقش سیاسی آقای رفسنجانی طی این 33 سال بودند. برخی بسیار تند و کین توزانه و محض دق و دلی خالی کردن و تعداد خیلی کمتری هوادارانه و برخی هم منطقی.
    من بزرگترین عیب مخرب جامعه سیاسی یا سیاست زده امرزوی میهنمان را در، ارزشی کردن سیاست از در آمیختن: احساسات، اخلاق و ارزش با سیاست که در واقع «هنر» شناختن و درک«امکانات واقعی» و استفاده از آن «امکانات» است میدانم. من از هاشمی بدم می آید! آخ جون حالا خودش هم به همان دردی گرفتار شده که که خود در ایجادش نقش اساسی داشته است. حال بنشینم و سیاهه جرائیم او را ردیف کنم و از روی دق و دلی خالی کردن بگویم: بخور که حقته!
    چنین برخوردی چه کمکی جز ترضیع خاطر خودم و دلخوشی دادن بخودم، به مبارزه سیاسی مردم میکند؟ آیا همزبان و همراه شدن ولو غیرمستقیم با باندهای قدرت و کوبیدن هاشمی کمکی به جنبش مردم میکند؟ آیا این همان چیزی نیست که مقام معظم میخواهد؟ و ما ناخواسته و نادانسته کمر به انجامش می بندیم؟ آیا مقام معظم نمیتواند همین موضعگیریهای امثال ما را بروی «رئیس تشخیص مصلحت نظام» بزند و بگوید : کور خواندی جان برادر! جای تو تا دم گور در این سو کنار خودم است و «نه» در آنسو، کنار مردمی که اگر تو خود را برایشان شمع آجین هم کنی تو را از خود نخواهند دانست؟ ایا این عبرتی برای دیگر چهره های حاکمیت نیست تا محکم در رکاب مقام معظم تا آخرین نفس بمانند؟ اینبرخورد به هاشمی چه کمکی به چه جناح و جریانی میکند؟
    نه! من در هنگام نگاشتن آن اطلاعیه کوتاه در دفاع از آقای رفسنجانی نه دوچار توهم خود (کسی بودن) شده بودم و نه به لحاظ سیاسی دوچار خبط بصر.
    من فکر میکنم آیت الله هاشمی بعلت اینکه «هنوز» هم یک پا در ساختار قدرت دارد و از آن مهمتر چهره ایست که در جامعه متوسط به پائین مطرح است [ خصوصیتی که توده برانگیز است] و میتواند توده های میلیونی را مخاطب قرار دهد و هنوز رهبری نتوانسته زبانش را قطع و ارتباط رسانه ای اش را با مردم از او بگیرد، و از طرفی بعلت موضع گیری های سیاسی سالهای اخیرش توانسته حسن نظر بخش زیادی از جامعه متوسط و مدرن شهری هم را جلب کند و از همه مهمتر تنهاکسی است که بخش عمده مردم، صرفنظر از اینکه از او خوششان بیاید یا از او متنفر باشند؛ فکر میکنند میتواند مملکت را از مهلکه برهاند، آن چهره ایست که در صورت تقویت شدن میتواند «بدیلی در برابر قدرت حاکم و برون رفت از بن بست کنونی باشد» اینکه وی تا کجا میتواند برود مسئله ایی نیست که کسی بتواند از پیش بگوید کما اینکه کمترکسی تصور میکرد که میر حسین، تا اینجا که رفته است برود و بر سرپیمان خود با مردم تا بدینجا بایستد.
    این جمله میر حسین را در ماه نخست اعتراضات مردمی پس از کودتا یاد آوری میکنم که گفت: «فکر نمیکردم چنین شود ولی حالا که شده است می ایستم» میر حسین ساده نبود و میدید بسیاری از آنها که که به اعتراض به خیابانها آمدند از جنس فکری او نیستند و سنخیتی با پروفیل سیاسی و اعتقادی او ندارند ولی شجاعت اخلاقی بیاد ماندنی او این بود که حاضر نشد حتی یک کلام در «فاصله» خود از آنها بگوید.
    من نمی دانم این نکته را بچه زبانی بگویم که حرفم را زده باشم و گزک هم نداده باشم؟ فقط آینده نشان خواهد داد که این جمله میر حسین یعنی چه؟
    خمیره «موسوی شدن» درمیر حسین موسوی وجود داشت که تحقق عینی و تبلور یافت ولی بدون آن موج شور انگیز میلیونی مردم در حمایت از او هم، میر حسین نمیتوانست آن شود که «در خود و بالقوه »بود.
    اطلاعیه شخصی من در دفاع از آیت الله رفسنجانی حرکتی «نمادین» از سوی کسی بود که نه به خانواده دین و مذهب، نه حاکمیت و نه روحانیت تعلق دارد و بنظر من اهمیت آن در این وجه آنست و بود نه اینکه قد و قواره سیاسی من چقدر است. والی هستند بسیار بزرگترانی که یا در مدح هاشمی یا در نفی او میسرایند ولی چون آنها به همان سلاله سیاسی تعلق دارند، بد گویی یا خوش گویی آنها تکرار آنچه است که قبلاً هم بوده و سه دهه گفته شده است.
    نفی، مذمت و تخریب هاشمی، امروزه کمکی به جنبش مردم نمیکند. او امروزه تنها حلقه ایست که مردم میتوانند با گرد آمدن دور آن از هزینه های غیر لازم یک تحول دموکراتیک در کشور بکاهد و دستیابی به آنرا تسهیل کند.
    یک مهندس وقتی جاده ایی را از یک منطقه کوهستانی صعب العبور طراحی میکند هدفش کشیدن جاده با کمترین هزینه و با تضمین بیشترین امنیت ترافیکی است نه گذراندن آن از مناطقی که زیبا ترین چشم اندازهای طبیعی را داشته باشد. برای آن مهندس طراحف نه زشتی و زیبایی جاده بلکه نقش کارکردی آن مهم است. و این یعنی سیاست! عرصه سیاست همیشه عرصه محاکمه اخلاقی یا حقوقی یا سنجش و مقایسه ارزشها نیست بلکه فن و هنر یافتن ساده ترین، کم هزینه ترین و مطمئن ترین راه نیل به هدف است.
    آنها که این معنی از سیاست را درک نکرده و در عمل رعایت نمیکنند چه بخواهند و چه نخواهند، اگر حنجره خویش را هم برای آزادی و دموکراسی پاره کنند در عمل متحد ارتجاع و استبداد هستند.
    با این کلمات تیتر یاداشت چندی پیش آقای شمس در کلمه را تکرار میکنم: « آقای هاشمی به خانواده زندانیان سیاسی خوش آمدید؟»

  43. محمود گفت:

    محمدعلی نجفی: آقای ‌هاشمی دارای ویژگی‌ای است که ممکن است بسیاری افراد از آن محروم باشند و آن هم روحیه ایستادگی بالای ایشان است به‌گونه‌ای که در جریان هفتم تیر و بعد از انفجار ساختمان ریاست‌جمهوری توانست بر اوضاع مسلط شود درحالی که اگر او نبود تسلط بر اوضاع اصلاً آسان نبود. به یاد دارم که ایشان پس از انفجار دفتر ریاست‌جمهوری سریعا جلسه‌ای تشکیل داد، تمامی وزرا را دعوت کرد و راهکارهایی را برای اداره کشور و تسلط بر اوضاع ارائه داد. مردم آن زمان می‌دانستند که رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر شهید شده‌اند اما انقلاب هنوز روی پای خود ایستاده و اگر استواری ایشان نبود، قطعا انقلاب و نظام اسلامی با مشکلات بیشتری مواجه می‌شدند.

  44. جمال گفت:

    واقعاً انسان گیج میشود که این کامنت گذاران ار آقای هاشمی چه انتظاری دارند.ایشان در متن انقلاب و در درون دولت انقلاب بودند و همیشه نقش باز دارنده تند روی ها داشته اندوطبیعی است، شکل مبارزه یک نفر در داخل کشور و مهم تر داخل حاکمیت با آنکه خارج از حاکمیت و خارج از کشور است فرق میکند.چرا این تفاوت ها را متوجه نمیشویم و دوستان را از خود میرنجانیم
    ؟

  45. علی گفت:

    قبول بفرمایید،مادر جان
    که محافظه کارید و تا کارد به استخوانتان نرسد چیزی نمی گویید
    شما که شوهر گرامیتان در کنار بنیان گذار جمهوری اسلامی مدت زیادی را سپری کرد،آیا از او نباید انتظار داشت که حرکت و موضعی غیر از این
    داشته باشد؟!
    او که باعث شد رهبر،رهبر شود،او که می توانست کاری کند که چنین نشود،نباید آنقدر به علت محافظه کاری دست روی دست می گذاشت تا کار به اینجا برسد
    افسوس که رهبری و جناب هاشمی بر یک شاخه درخت سوارند و یا شاید عمداً اینطور کرده اند
    جناب هاشمی ضعف رهبری را باعث تضعیف خود می بیند،اما رهبری از روی نادانی اینگونه فکر نمی کند و یا حداقل کمی بیشتر می تازد
    جناب هاشمی باید بدهی تاریخی خود به ملت ایران را تا زنده است ادا کندو این وضع را که او نقش به سزایی در بوجود آمدنش داشته،خود با روشن
    بینی که از او انتظار می رود ،اصلاح و تغییر دهدو باید برای یک بار هم که شده از لاک محافظه کاری خارج شود
    می دانم که انتظار بیهوده ای است با یک هاشمی محافظه کار…………….اما از او می خواهیم برای تاریخ هم که شده و او خیلی به آن آن اهمیت می دهد نقش خود را ایفاء کند و خود را عاقبت به خیر نماید ،علی رغم تمام خاطرات بدی که خیلی ها به او و دوران او نسبت می دهند

  46. مصطفی گفت:

    تا قبل از این دل خوشی از آقای هاشمی و اهل بیت ایشان نداشتم اما الان احساس همدردی می کنم . آقای رهبر نمی خواهی برای مبادا کسی داشته باشی ؟ ان چند محافظ مزد بگیر بس تان است ؟ آن سید ما که به ناحق در بند است کی خواهد آمد ؟

  47. جواد احسانی گفت:

    خانمخانم مرعشی گرامی۰
    ماهم از هردو حکومت در زحمت بوده ایم۰
    معلمی در کلاس درس دستور زمان میداد،سه زمان،گذشته،حال،آینده را توضیح داد،که زمان دیگری نداریم؛دانش آموزی گفت،آقامعلم،پس زمان شاه چه میشود؟

    در زمان شاه غم نان نداشتیم٬گشت ارشاد،لباس شخصی،نیرو های سرخود زندان کهریزک،سردار زارعی پیشنماز و۰۰۰نداشتیم؛ حالا وضع مان خوب شده،همه اینها را داریم۰

  48. عادل گفت:

    خانم مرعشی محترم، شما هم مثل همه دیگر مادران این سرزمین اهورائی، یک مادرید و نه میخواهم و نه میتوانم احساسات مادرانه شما را مخدوش کنم، ولی لازم است بگویم اشکال از شما و یا همسرتان و یا رهبر و یا دولت و یا سایر مسئولین مملکتی نیست. اشکال از مردم است، اشکال از مردم زودباور خودباخته خام و فریب خورده این سرزمین است که امکانات، اختیارات، سرنوشت، آینده و کلیه ظرفیت های این کشور را به کسانی که همواره نام اسلام (آنهم از نوع تشیعش) را یدک کشیده و در پس آن دیکتاتوری خویش را مستقر کرده اند، سپرده و خود راحت و آرام به خواب فرو رفتند، به این امید که بزرگان !؟!؟!؟ در فکر ما هستند و آنها بیدارند. غافل از اینکه آنها بیدار کلاشی ها، کلاهبرداریها، قدرت طلبی ها و پهن کردن بساط دیکتاتوری مذهبی خویش هستند، نه بیدار رعایت حقوق ناس. اگر در سال 57 مردم تن به نادان های خودخواه نمی دادند،امروز نه فقط شما، که سایر مادران ایران نیز چنین روزگاری نداشتند و با فرزندان خویش افتخار آمیر و در بهترین شرایط زندگی می کردند.

  49. ناشناس گفت:

    مادر گرامی ، خانم مرعشی ! سخنان بی آلایش و صادقانه شما مبنی بر درک جدی مصائب مادران شهیدان و اسیران جنبش سبز و اصلاح طلب ، حکایت از این دارد که شما شایستگی های یک بانوی مسلمان و ظلم ستیز را دارا هستید. و پیش از هر سخنی پرورش بانوی دانا و متعهدی چون فائزه هاشمی را که همواره همراه مردم و رهبران اصلاح طلب بوده و در حوزه فعالیت های اجتماعی از آبروی خود و پدر ارجمندش مایه گذاشته و بی مهابا بر درندگی و دریدگی عناصر خشک مغز پرهیاهو و همه چیز خواه تاخته ، نشانه درایت ، دانایی و وظیفه شناسی و درک مو قعیت شما می دانیم.قطعا همسر هاشمی بودن و صبوری کردن و در هنگامه قدرت خاکی بودن و در هنگام بلا استقامت داشتن آثار وجودی بانویی است که توانسته در کنار هاشمی مصایب بزرگی را تحمل کند و فرزندانش را به شایستگی در راه مستقیم بدارد و ادعایی هم نداشته باشد. شما نظیر همسر امام رحمه الله علیه هستید که بار بزرگ اداره بیت امام را بر دوش می کشید و محرومیت ها و ترس ها و دربدری های اورا تحمل می کرد و آخ هم نمی گفت و در پایان فرزندش را از همراهی و پذیرش مسئولیتی دردستگاه طاغوت باز داشت.خانم مرعشی ما ضمن درود به شما و همسر و فرزندانتان ، شما را به در راستای سفارش به حق ، به صبوری ار آن نوعی که به رهایی فرزندانتان در سراسر کشور بینجامد فرامی خوانیم. ازین پس حاکمیت جائر ممکن است تضییقات و پرده دری هایی نسبت به ساحت همسر و شما انجام دهد. آسوده باشید که اگر آقای هاشمی که تالی انقلاب است، بد خواهان کم ظرفیتی داشته باشد، دوستداران پر وزن و ارزشمندی هم دارد که به خدمات ایشان به دیده احترام نگریسته و جایگاه او را درپیدایی و حرکت و پیروزی انقلاب ضد استبدادی و وابسته به بیگانه در تاریخ ثابت نگاه خواهند داشت.همسر شما آنچه می دانست در برپایی و تداوم انقلاب بکار بد. روزی که جانشین فرماندهی جنگ بود واقعا در میدان بود . آن روز که بر صندلی مجلس جلوس داشت شان مجلس و نمایندگان را پاس داشت، وقتی که در کسوت ریاست جمهور ظاهر شد، به درستی نام سردار سازندگی را زیور خود ساخت. هنگامی که به مشاوره حتی حاکم جائر پرداخت کمال حکمت و صداقت و مصلحت را در میان گزارد. وقتی با مظالم حاکم جور بر مردم و خدشه آرا مواجه شد از مردم حمایت کرد. انته اینکه این مرد صادق و صمیمی و نمی توانست و نمی تواند مکر جائر را هضم کند و بر این باور است به هم خوردن این ترکیب خیانت به آرمان های امام و آنچه عمری را در برپایی آن گذرانیده است، می باشد. مردم و کثیری از نخبگان فکری و صاحب رای مردم ، در این راستا بر خلاف وی می اندیشند.چرا که هاشمی همیشه وارد گود بوده و شاید عیوب حاکمیت را به دلیل حلقه های مرئی و نامرئی ندیده باشد. حتی اگر دیده باشد ، شدت فاجعه ای را که بر تاریخ و دین و شخصیت مردم و تاریخ این سرزمین فرود آمده درک نکرده است. شما زیباترین سخنان را فرمودید، تا وقتی فائزه و مهدی را در بند نکرده بودند عمق اسارت دیگر فرزندانتان را احساس نمی کردید. مفهوم بیش از ده ساعت بازجویی دزخیمانه را نمی دانستید . آن هم با فرزندان دومین یا اولین شخصیت انقلاب اسلامی ! اگر با مثل مهدی اینچنین کنند ، با دختران و پسران روستایی و کارگران کارخانه ها و دانشجویان یک تا قبای مردم محروم و متوسط روستایی وشهری که روزنه ای به هیچ دادرسی ندارند چه می کنند.!!
    این از زیبایی حکمت الهی است که حاکم مستبد نداند چه می کند وتازیانه جورش را بر بدن بهترین و شناخته ترین فرزندان مردم وارد می سازد تا شاید آنان که به خوابی هولناک فرو رفته اند بیدار شوند و اهریمن را بشناسند و حتی به بزرگانی مثل هاشمی هم وی را بشناساند. دین و کشور در جوار ظلم و استبداد و خودکامگی نه به درد دنیای مردم می آید و نه به کار دین ! بلکه همه چیز را تباه می سازد . از ملتی که مایه مباهات مستضعفین بودند، مردمی متجاوز ، غیر قابل انعطاف، کینه جو ، بی منطق،جبار ، ناراست ، تروریست ، زبون و بی لیاقت می سازد وکه در بدیهی ترین حقوق خود سست و بی مسئولیت و دور از مردمند. مادر گرامی ، شاید در آینده ای نزدیک همسر شما نیز به این نتیجه برسد که رهایی مردم ،دینمداری و استقلال کشور دیگر در گرو ملازمت بر فرمان ولی جائر و رسواتر از از رسوایان جهان نیست، شاید امروز بهترین فرصت باشد که همگان بفهمند ، راه نجات فرو نهادن دین و مرامی است که مردم را به بردگی ، خواری، فقر و چند دستگی و استیلای خودی های یک اهریمن برامت مسلمان و بندگان خدا ، می خواند. کذالک لایطبع الله علی کل قلب متکبر جبار.والسلام.

  50. بازرگان گفت:

    خانم محترم، فرزندان و محنت شما مانند دیگران قابل درک و باعث تاسف است. ولی شاید این تقاص طلم و ستمی است که توسط همسر گرامی شما به مرحوم بازرگان و خیلی از عقلا و موسفیدان عرصه سیاست رفت که اگر نمیرفت شاید وضعیت ما به این روز نمی افتاد.