سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نقش رهبری در زندانی کردن منتقدان قانون‌مدار، به روایت تاجزاده...
» در جامعه ولایی اقتدارگرا، معیار نه قانون بلکه تنها وفاداری فرد به حاکم است

نقش رهبری در زندانی کردن منتقدان قانون‌مدار، به روایت تاجزاده

چکیده :در یکی از جلسات هفتگی دونفره، رهبری به آقای خاتمی اعلام کرد نهضت آزادی (والبته طیف ملی - مذهبی) درصدد براندازی هستند و باید با آن ها برخورد شود. رئیس جمهور ضمن مخالفت با این دیدگاه و ارائه استدلال های خود، پذیرفت که مسأله را برای رسیدگی دقیق و همه جانبه به وزارت اطلاعات ارجاع دهد. کارشناسان و مقامات وزارت پس از بررسی مجدد موضوع نظریه قبلی خود را تأیید کردند که با مجموعه اطلاعات جامعی که در اختیار دارند، آن گروه را برانداز ارزیابی نمی کنند. رهبری نظریه کارشناسانه وزارت اطلاعات را نپذیرفت. ...


مصطفی تاجزاده در دومین نامه خود به همسرش به بیان نکات بسیار مهمی از وقایع پشت پرده برخوردهای صورت گرفته با نهضت آزادی و اصرار رهبر جمهوری اسلامی ایران در برانداز دانستن آنها علیرغم نظر مخالف وزارت اطلاعات دولت خاتمی پرداخته است.

به گزارش نوروز، مشاور سیاسی سید محمد خاتمی در دولت اصلاحات درنامه خود با اشاره به نظر آقای خاتمی، وزارت اطلاعات و حتی کمیته ای که زیر نظر یکی از مسئولان دفتر رهبری تشکیل شده بود مبنی بر واقعیت نداشتن اتهام براندازی نهضت آزادی و ملی مذهبی ها ، دستگیری مرحوم سحابی و دیگر همفکرانش را به دلیل اصرار رهبری دانسته و می نویسد :” پس از مدت کوتاهی رهبری در نمازجمعه تهران اعلام کرد عده ای در پی «براندازی قانونی» اند و تأکید نمود که هیچ نظامی براندازی را تحمل نمی کند و مجازات براندازی نیز معلوم است. ظاهراً منظور ایشان همان بود که در جلسه خصوصی به آقای خاتمی گفته بود: «حکم براندازی اعدام است». ”

عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی با تاکید بر این نکته که مسئولیت دستگیریهای پس از انتخابات سال 88 هم بر عهده همان تیمی است که نهضت آزادی و ملی – مذهبی ها را بازداشت و بازجویی کرد،معتقد است این تیم با مصونیت و نیز امکاناتی که از قبل حمایت های بی دریغ رهبری در اختیار دارد، هم چنان درصدد انجام پروژه های جدید است.

این زندانی سیاسی در بخشی از نامه خود آورده است: “علت این که من همه شدائد را در زندان و انفرادی به جان خریده ام این است که معتقدم که باید و می توان به این روند پایان داد که رهبری هر زمان اراده کند بتواند با ایراد اتهاماتی سنگین عده ای بی گناه را در اختیار دوالف قرار دهد تا با فشارهای فیزیکی و روانی، مجبور به پذیرش اتهامات واهی شوند و به اعترافات رسانه ای بپردازند. رهبری سرانجام باید به این واقعیت تن دهد که پاکانی در این سرزمین اهورایی منتقد و حتی مخالف سخنان و انتصابات و تصمیمات نادرست وی هستند اما دلشان برای اسلام و ایران و مردم کمتر از او نمی سوزد و چه بسا صادقانه تر و خالصانه تر به این سه ضلع جامعه امروزیمان می اندیشند و در هر حال نباید به علت مخالفت با حکومت مطلقه فردی و آن هم بدون کوچک ترین قانون شکنی در زندان سپاه گرفتار آیند تا افزون بر همه پیامدهای سوء چنین روش نادرستی، نام این نهاد مردمی و انقلابی نیز آلوده و در افکار عمومی بی اعتبار شود.”

گفتنی است تاجزاده در اولین نامه خود که پیش از این در نوروز منتشر شده بود با تاکید بر ضرورت انتشار خاطراتی که در فهم بهتر رخدادهای تاریخی و کشف حقیقت موثر هستند، از تصمیم خود برای شرح برخی از خاطراتش خبر داده بود.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

‌‌

دومین نامه تاجزاده به همسرش

فخری جان سلام!

در روزنامه ها خواندم دولت عربستان هم زمان با نشست های نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 5+1 در بغداد و مسکو به ترتیب هشت و ده نفر از ایرانیان را اعدام کرده است بدون آن که مقامات کشورمان را درجریان بگذارد. روشن است که من هم مانند بسیاری از هم وطنانم از این رفتار اهانت آمیز متأسف شدم و ناخودآگاه به یاد عصر اصلاحات افتادم که ایران و ایرانی چه اعتباری هم بین دولت ها و هم میان ملت ها درشرق و غرب عالم کسب کرده بود. اگرچه در همان زمان مخالفان استبداد مطلقه فقیه در داخل میهن با انواع سرکوب ها مواجه بودند.

حتماً یادت هست که معمولاً دو سه روز قبل از هر سفر مهم آقای خاتمی به خارج از کشور، حادثه ای جدید رخ می داد، مانند بازداشت افراد، توقیف مجله یا روزنامه ای، احضار یک مقام اجرایی به دادگاه و … تا جهانیان به ویژه میزبانان آقای خاتمی بدانند فردی که از هر هفت نفر واجد شرایط چهار نفر به او رأی داده اند (20 میلیون از 30 میلیون نفر) کاره ای نیست!

انتخابات مجلس ششم هفت ماه بعد از تهاجم از پیش طراحی شده و خونین نیروی انتظامی به همراهی لباس شخصی ها به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران (کوی دانشگاه) در 18 تیرماه برگزار شد. اقتدارگراها که تصور می کردند آن سرکوب وحشیانه، دانشگاهیان را که پرشورترین حامیان جنبش اصلاحی بودند، مرعوب و منفعل کرده و راه پیمایی 23 تیرماه در تهران را نشانه اقبال مردم به خود ارزیابی می کردند، ناگهان با واقعیتی بزرگ و تلخ، از دید خودشان، یعنی رأی اعتماد اکثریت قاطع ایرانیان به نامزدهای اصلاح طلبان در سراسر کشور، مواجه شدند. این مسأله خشم آنان را برانگیخت. به طوی که مدت کوتاهی پس از برگزاری انتخابات، به دستور رهبری تعداد زیادی از روزنامه ها و مجلات سراسری موقتاً توقیف و در واقع به طور دائمی تعطیل شدند. مهندس موسوی دراعتراض به این اقدام استبدادی و حیثیت بربادده، آن را «توقیف فله ای» خواند که این اصطلاح برای همیشه در خاطره تاریخی ایرانیان ثبت شد. البته پیش از توقیف فله ای مطبوعات، صداوسیمای لاریجانی کوشید با حرکتی غیراخلاقی و غیرحرفه ای و با مونتاژ صحنه هایی از کنفرانس برلین که با حضور افراد موجهی چون مرحوم مهندس سحابی و محمود دولت آبادی تشکیل شده بود، اصلاح طلبان را افرادی بی بند بار و لاابالی معرفی کند و زمینه اقدامات قضائی علیه آنان را فراهم آورد. به باور اقتدارگراها با قطع دو بال دانشگاه و مطبوعات، پرنده اصلاحات برای همیشه زمین گیر می شد. اما برگزاری دور دوم انتخابات مجلس ششم پس از تعطیلی مطبوعات ثابت کرد که اکثریت ایرانیان هم چنان از اصلاحات حمایت می کنند و اصلاح طلبان را شایسته ترین نمایندگان خود می دانند. مجلس ششم در چنین فضایی شکل گرفت و آغاز به کار کرد.

چندی نگذشته بود که در یکی از جلسات هفتگی دونفره، رهبری به آقای خاتمی اعلام کرد نهضت آزادی (والبته طیف ملی – مذهبی) درصدد براندازی هستند و باید با آن ها برخورد شود. رئیس جمهور ضمن مخالفت با این دیدگاه و ارائه استدلال های خود، پذیرفت که مسأله را برای رسیدگی دقیق و همه جانبه به وزارت اطلاعات ارجاع دهد. کارشناسان و مقامات وزارت پس از بررسی مجدد موضوع نظریه قبلی خود را تأیید کردند که با مجموعه اطلاعات جامعی که در اختیار دارند، آن گروه را برانداز ارزیابی نمی کنند. رهبری نظریه کارشناسانه وزارت اطلاعات را نپذیرفت. در نتیجه قرار شد کمیته ای زیرنظر یکی از مسئولان دفتر ایشان و با حضور کارشناسان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران تشکیل شود و پس از تبادل اطلاعات و دیدگاه ها، جمع بندی خود را ارائه کند. جمع بندی این کمیته نیز نافی برانداز بودن آنان بود. باوجود این، شب قبل از سفر آقای خاتمی به روسیه (زمستان 1379) و پس از آن که وی نطق آرام بخشی در جلسه علنی مجلس، صبح همان روز، ایراد کرده بود، بخش اطلاعات سپاه پاسداران که قرنطینه و بازداشت گاه دوالف را در اوین در کنترل انحصاری خود دارد، مرحوم مهندس سحابی و تعدادی از هم فکرانش را به اتهام براندازی بازداشت کرد و به سلول های انفرادی انداخت!

گرامی همسرم!

پس از مدت کوتاهی رهبری در نمازجمعه تهران اعلام کرد عده ای در پی «براندازی قانونی» اند و تأکید نمود که هیچ نظامی براندازی را تحمل نمی کند و مجازات براندازی نیز معلوم است. ظاهراً منظور ایشان همان بود که در جلسه خصوصی به آقای خاتمی گفته بود: «حکم براندازی اعدام است».

خوشبختانه رأی اعتماد مجدد به خاتمی در انتخابات خرداد 80، فضا را تغییر داد. به طوری که پس از مدتی سحابی و یارانش آزاد شدند و اصطلاح غیرحقوقی «براندازی قانونی» که به هیچ زبانی قابل ترجمه نبود، به گورستان تاریخ فرستاده شد و برای همیشه از ادبیات سیاسی کشور رخت برکشید. زیرا در هر جامعه متمدنی ملاک قانون است. به این معنا که هر فرد یا گروهی که درچارچوب قانون رفتار می کند از همه حقوق شهروندی بهره مند و از هرگونه تعرضی مصون است. بنابراین در چنین جوامعی لفظ «براندازی قانونی» قابل فهم نیست. البته در جامعه ولایی اقتدارگرا، معیار نه قانون بلکه تنها وفاداری فرد به حاکم است. کافی است «منّا اهل البیت» باشی تا حتی اگر جنایت هم کرده باشی، خطایی تلقی شود که مؤمن فداکار در مسیر انجام وظیفه در شرایط جنگی صورت داده است و عقل و شرع به تبرئه آن حکم می دهد! ودر مقابل، اگر خدای ناکرده منتقد باشی با هرسابقه و پیشینه و خدمتی، حتی کارهای خوب و مفیدت نیز با این سوء ظن مواجه است که در پس این عمل درست، نیت پلید و قصد خائنانه ای داشته ای! پس نه تنها از حقوق انسانی شهروندی محروم می شوی بلکه فاقد حداقل امنیت خواهی بود.

همسر عزیزم!

در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد بر قوه مجریه به ناگاه موضع رهبری و نهادهای انتصابی عوض شد. تا آن جا که پیش از سفرهای اخیر وی به مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، تعدادی از زندانیان آمریکایی آزاد شدند تا سفر با موفقیت تؤام شود. اما مشکل در جای دیگری بروز کرد و ایرانیان روز به روز با مشکلات بیشتری در کشورهای گوناگون مواجه شدند و می شوند و افزون برآن در تنها سفری که آقای احمدی نژاد به اروپا داشت، نه تنها در فرودگاه رم مورد استقبال و بدرقه مقامی قرار نگرفت بلکه درضیافت نخست وزیر ایتالیا، وی در کنار موگابه دیکتاتور زیمبابوه، از دعوت به مراسم محروم شد و حیثیت کشور به این نحو آسیب دید. اخیراً در برزیل نیز رئیس جمهور آن کشور از پذیرش وی و ملاقات با رئیس جمهور ابرقدرت ایران خودداری کرده است! از استقبال و بدرقه وی در آن کشور چیزی نمی گویم. تأسف بارتر از همه رفتار غیردیپلماتیک و توهین آمیز دولت عربستان در اعدام 18 ایرانی است که با دعوت آقای احمدی نژاد از پادشاه عربستان و امیر بحرین برای شرکت در اجلاس سران تهران کامل شد. مقامات دولتی که اخیراً از الزامات دیپلماتیک آگاه شده اند، توضیح نمی دهند کدام الزام دیپلماتیک آقای احمدی نژاد را مجبور کرده تا در جلسه سرانی شرکت کند که در زیر تابلو و عنوان «شورای همکاری کشورهای عربی خلیج» جمع شده بودند؟!

فخری جان!

گروهی که نهضت آزادی و ملی – مذهبی ها را برانداز می خواند و مهندس سحابی و هم فکرانش را بازداشت و بازجویی کرد، همان تیمی است که حکم بازداشت فعالان سیاسی و انتخاباتی اصلاح طلب را در 19 خرداد 88، سه روز قبل از برپایی انتخابات گرفت. همان انتخاباتی که در آن به هرحال امکان پیروزی مهندس موسوی وجود داشت. آنان آن قدر عجله داشتند که خبر بازداشت من و آقای امین زاده را عصر جمعه 22 خرداد در اختیار خبرگزاری جمهوری اسلامی قرار دادند و منتشر کردند. روز شنبه 23 خرداد نیز روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت احمدی نژاد، خبر بازداشت من و آقای رمضان زاده را در صفحه اول خود درج کرد! هر دو خبر دروغ بود اگرچه همان شب ما بازداشت شدیم! احکام را نیز قاضی مرتضوی، جلاد مطبوعات و متهم ردیف اول جنایت کهریزک و نیز قتل خانم دکتر زهرا(زیبا) کاظمی، صادر کرد. جالب آن که این همان تیمی است که در سال گذشته اطرافیان آقای احمدی نژاد را بازداشت کرده و نحوه دستگیری و سازو کار آن را آقای نمازی امام جمعه کاشان به نقل از جلسه خصوصی رهبری و فرمانده سپاه پاسداران اعلام کرد که ناشیانه تکذیب شد. چون اعلام شده بود رهبری با بازداشت گروه موسوم به انحرافی، به استثنای شخص رئیس دولت، موافقت کرده بود.

همراه و هم دلم!

تیم فوق نه تنها از سه شکست گذشته در اثبات اتهامات خود (براندازی) درس نگرفته است بلکه با مصونیت و نیز امکاناتی که از قبل حمایت های بی دریغ رهبری در اختیار دارد، هم چنان درصدد انجام پروژه های جدید است و روش خود را صددرصد موفقیت آمیز ارزیابی میکند. جالب آن که هرگز به این سؤال پاسخ نمی دهد که اگر گروه مهندس سحابی برانداز بودند، چرا آزاد شدند و چرا عنوان «برانداز قانونی» را دیگر هرگز به کار نبردند؟ یا چرا عنوان اتهامی «انقلاب مخملی» را از فعالان سیاسی و انتخاباتی اصلاح طلب پس گرفتند و در حکم های فرمایشی « ایجاد اخلال در ترافیک» را مبنای محکومیت قضایی امثال آقایان بهزاد نبوی و فیض الله عرب سرخی قرار دادند؟! اتهامات مربوط به گروه موسوم به انحرافی را نیز تا الآن ثابت نکرده اند.

فخری جانم!

علت این که من همه شدائد را در زندان و انفرادی به جان خریده ام این است که معتقدم که باید و می توان به این روند پایان داد که رهبری هر زمان اراده کند بتواند با ایراد اتهاماتی سنگین عده ای بی گناه را در اختیار دوالف قرار دهد تا با فشارهای فیزیکی و روانی، مجبور به پذیرش اتهامات واهی شوند و به اعترافات رسانه ای بپردازند. رهبری سرانجام باید به این واقعیت تن دهد که پاکانی در این سرزمین اهورایی منتقد و حتی مخالف سخنان و انتصابات و تصمیمات نادرست وی هستند اما دلشان برای اسلام و ایران و مردم کمتر از او نمی سوزد و چه بسا صادقانه تر و خالصانه تر به این سه ضلع جامعه امروزیمان می اندیشند و در هر حال نباید به علت مخالفت با حکومت مطلقه فردی و آن هم بدون کوچک ترین قانون شکنی در زندان سپاه گرفتار آیند تا افزون بر همه پیامدهای سوء چنین روش نادرستی، نام این نهاد مردمی و انقلابی نیز آلوده و در افکار عمومی بی اعتبار شود.

عزیزم!

آن چه در اوین برایم اولویت پیدا کرده آن است که با پذیرش هزینه ها، آخرین زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی باشم. به بیان روشن پرونده ای که دنبال می کنم، بلاموضوع کردن زندان برای منتقدان و مخالفان سیاسی قانون گراست. در این مسیر به دعای خیر همگان، حتی اصولگراهای صادق نیازمندم.

همیشه دوستت دارم

مصطفی – اوین


86 پاسخ به “نقش رهبری در زندانی کردن منتقدان قانون‌مدار، به روایت تاجزاده”

  1. علیرضا گفت:

    تاجزاده عزیز سلام ودرودبرشما وتمام شهدای انقلاب وجنگ واقعا اگر ان پاکان مانده بودند سرنوشت ملت این بود هرکدام به طریقی از صحنه انقلاب خارج شدندکم کم دارم شک میکنم که نکند شهید بهشتی ویاران رجایی وباهنر وفرماندهان ارتش وسپاه توسط یک تیمی از درون نظام به شهادت رسیدندومنتقدانی مانند ایت الله منتظری ومرحوم سحابی وبقیه با حبس خانه گی وروشهای دیگر توسط همان تیم وسالهاست که انتخابات مجلس وریاست جمهوری وتماما اقتصاد وسیاست را در اختیار دارندقبلا کسانی مانند اکبر گنجی فکر میکردندهمه این کارها زیر سر هاشمی است ولی چه اشتباه بزرگی امروز دیگر بازگشت ملت به قبل از سال 88امکان پذیر نیست حتی اگر خاتمی هم ریس جمهوربشود فایده ایی نداردتا این مناسبات قدرت وانحصار شکسته نشود کاری به نفع ملت انجام نخواهد شد ماباید اماده یک حرکت باشیم تا حاکمیت جوابگوی اعمال خود باشد نه اینکه یک قاتل در راس یک سازمان ویک متهم به دزدی و اختلاس بعنوان معاون اول مملکت بشودالبته بعید میدانم با نصیحت تمام خیر خواهان چه انان که در زندان هستند وچه انها که در حبس خانگی وچه انان که درزندان وطن هستندحاکمیت کوتاه نمیایدومتاسفم بگویم خدا کند سرنوشت مسیولین ما مانند صدام و قذافی و بشار اسد نباشداگر سرنوشت ارامتری میخواهید مانند محمدرضا شاه و حسنی مبارک وبن علی حداقل با هزینه کمتروراه سوم عذر خواهی ازملت بخاطر تمام رفتارها وسرکوبها و تمکین به رای ملت وحاکمیت قانون البته راه سوم بهترین راه است وملت خوب وانسان دوست ایران با گذشت وبخشنده هستند.

  2. یک جانباز گفت:

    با احترام به آقای تاجزاده که کاشگی دیگرانی که ادعای اطلاح طلبی دارند از ایشان یاد می گرفتند باید بگوییم اطلاح طلبان و اصول گرایان و با هر کس که در این نظام فاسد به هر عنوان کار کرده در نظام اینده ایران جایی ندارد

  3. pari گفت:

    درود درود بر این مرد آزاده ، کاش دست خامنه ای خیلی زودتر از اینها رو شده بود

  4. محمد گفت:

    استدعا دارم به هر طریق به آقای تاج زاده برسانید که او من بعد از نظر مردم تاج سر سبز نام دارد و ضمن تحسین از همسر گرامیشان که بدلیل همراهی تاریخی اش با مصطفی یش الگوی وفاداری لقب گرفته ازاو خواهش داریم به استاد تاج زاده برساند که مردم دیگه تاریخ را فقط با شروع تاج سبز سبز خواهند خواند

  5. سبز مدرن گفت:

    درود بر پاکاان ایران

  6. سرباز گفت:

    در جواب آن عزیز که فرمود چطور از زندان نامه منتشر می کند باید عرض کنم
    سربازان گمنام ارتش سبز ایران همه جا حضور دارند و کاملا مطمئن باشید حریف اینها نمی شوید چون با عشق به خدا و ایران عزیز کار خود را به نحو احسن انجام میدهند

  7. یک ایرانی ساکت شده گفت:

    درود بر مردانی که آزاد نستند اما همواره آزاده هستند و راه آزادگی را به دیگران می آموزند.

  8. ناشناس گفت:

    آفرین بر بر این اهورایی سرزمین آریایی
    انتقتاد های سالم بدون ذره ای توهین

  9. mamal گفت:

    kash in efshagari ha dar zamane khod anjam shode bood. eslahtalaban ham kheyli rahbar rahbar mikardan va komak be pak kardan soorat masale “rahbari mikardan. shoma bachehaye enghelab hastid ke be vasile rahbaretoon khorde shodid.

  10. mamal گفت:

    albate ba in vojood moghavemate shoma ghabele tahsine.

  11. نکیسا سامی گفت:

    بیچاره شتر که کینه اش ضرب المثا شده . شتر باید جلو بعضی ها لنگ بیاندازند .شتر استغفرالله دیگه دم از اسلام نمی زنه .

  12. ماهستیم گفت:

    مصطفی عزیز – تو آزاده ای
    این جناب خامنه ای است که در بند قدرت است و در بیم فردای نزدیک در دادگاه مردم
    سربلند – ما هستیم

  13. کیان گفت:

    کاش بقیه مردم هم شجاعت آنان را داشتند جای تاسف است که مردم تهران به جای ماندان در شهر و رفتن به خیابانها مثلا به بهانه خرید از فرصت استفاده کردند و شهر را خالی کردند طبق نظر حاکمیت. این روزها فکر می کنم که آیا مردمی که به اندازه صرفنظر کردن از تعطیلات حاضر نیستند هزینه برای آزادی بدهند آیا لیاقت آزادی را دارند؟؟؟؟؟
    کاش مردم ما از این بی تفاوتی و نا امیدی بیرون بیبیند

  14. ایرانی گفت:

    درود بر آزادی و آزادی خواهان.درود بر کسانی که با منزوی شدن ایران قلبشون به درد میاد و با سرافرازی ایران شادو سرافراز میشن.به خدا گریم میگیره وقتی میبینم کشورم اینطور به انزوا فرو رفته.ناراحت میشم میبینم این روحیه تک روی و استبداد جامعه رو فرا گرفته.
    من جزو کسانی بودم که قبل از 88 به سیاست کشورم بی تفاوت بودم و بدون توجه به جریان خاصی فقط به شخص نامزد نگاه میکردم و تصمیم به
    رای دادن میکردم.در 88 هم به احمدی رای دادم ولی حقیقت رو جایی دیدم که خون هم سن و سالای من روی زمین پخش میشد.از اون به بعد
    تلنگری به من وارد شد تا اونجا که حتی در زندگی عادیم به چیزایی که اهمیت نمیدادم مورد باز بینی قرار دادم.به نظرم از 88 به اینور انسانهایی
    شبیه من زیادن که تحولی عمیق در زندگیشون ایجاد شده و جامعه ایرانی وارد فاز جدیدی از زندگی شده.دز هر حال امیدوارم مردم عزیز
    تحول رو مساوی انقلابی دوباره نبینن و مخالف هرگونه جنگ داخلی باشن(مثل سوریه).در عوض نافرمانی های مدنی وجود داره که از صدتا انقلاب
    تاثیرش بیشتره.
    درود بر موسوی و کروبی و ازادی خواهانی مثل تاج زاده

  15. shahin گفت:

    درود بر تاجزاده و تمام آزادگان در بند طاغوت زمان

  16. اردشیر گفت:

    یک انسانی‌ که سراسر زندگیشونو صرف دفاع از ارزش‌ها کرده! عکسش رو `دسک تاپ` من هست که این مرد از فکرم بیرون نباشه و از این جهت از ایشون سپاسگذاری می‌کنم! به امید روزی که ده‌ها جوانمرد مانند `تاجزاده ` در دستگاهای کلیدی سرزمین‌مون باشند بعد هم می‌دونیم به کجا خواهیم رسیدن…

  17. محمود گفت:

    صراحت لهجه ایشان ستودنی است. اما آنچه بسیار جالب توجه است اینکه چنین انسانهای آزاده ای هرگاه در دایره قدرت قرار می گیرند بسیار محافظه کار شده و سکوت می کنند. همین جناب ایشان که در آزاده بودنشان را با عملکردشان پس از انتخابات 88 ثابت کرده اند، در زمان تصدی پستی کلیدی در نظام نتوانستند یا نخواستند شفاف سخن بگویند.

  18. نا شناس سبز گفت:

    درود بر خاتمی -کروبی-میرحسین- تاجزاده ها ، نوری زاد ها، امین زاده ها ، نبوی ها ، قدیانی ها و ….و تمام زندانیان میهندوست که اسیر خلفای جور زمانند . مشکل اقای خامنه ای را …

  19. حسن گفت:

    در جواب گفته آقای موسوی که باید تاج زاده را از تیغ می گذراندند!!! عرض شود همه میدانند این منطق شما فقط برای نان و نام عنوان بکار میبرد و شک نکن زمانی که مردم این بینش شماها را اززیر تیغ گذراندند اظهار ندامت ها فایده ای ندارد

  20. ممل گفت:

    مصطفی جان تو معرکه ای تو بی نظیری تو واقعا مردی

  21. lمحمد گفت:

    در واقع همه چیز از انتخابات 76 شروع شد جاییکه خامنه ای علی رغم حمایت آشکار از ناطق نوری رای متفاوت مردم را شاهد بود تیم او زودتر از هر کس دیگر متوجه شدن رای و نظر ولی فقیه چندان خریداری نداردو روشهای عقل گرایانه یواش یواش جای حرکات احساسات رو میگیره، و این بسیار خطر مهمی بود چون بزودی باید جوابگوی بسیاری از مسائل باشند، برای کادر رهبری دیگر مردم قابل اعتماد نبودند پس به مهند سی کردن انتخابات روی آوردن ونتایج آن انتخابات مجلس هفتم که البته ناشیانه بود و بعد ریاست جمهوری نهم و دهم، نظام پارلمانی هم بخشی از این سناریو می باشد تیم رهبری معتقد است می تواند انتخابات مجلس که گستردگی بیشتری دارد رو بهتر نتایج ان رو مهندسی کند پس انتخابات ریاست جمهوری که افراد معین شرکت می کنند و مهندسی آن مشکل هست ( خرداد 88) باید حذف شود. شعبان بی مخ های مجلس که سراپا گوش بفرمان رهبری هستند نظر رهبری رو در مورد ریئس دولت براورده خواهند کرد. در واقع رهبری سالهاست به مردم امید نداره، و زیرکانه آنها رو دور میزنه. مهمترین چالش تیم رهبری مهندسی کردن انتخابات 92 هست، موضوع تحریم ها و جنگ لفظی از این بابت که عده ای رو متقاعد میکنه پشت حکومت بایستند بنا به حس میهن پرستی روز به روز باید گرمتر هم میشه، در زمینه اقتصادی، طرح هدفمند کردن بخشی از سناریو بود که بدین ترتیب عده ای عامی رو دنبال خودشون داشته باشند البته فکر نمیکردند که جاهای افتزاحی مثل الان برسه، انچه که مسلم هست تیم رهبری دانسته چنین کارهایی رو ترتیب داده است یعنی انها میدونستند تحریم خواهند شد و وضعیت معیشت مردم بدتر میشود چون این موضوع رو بسیاری از اقتصادانان گوشزد کرده بودند. هشدار اینکه این وضعیت ناهنجار چندان برای رهبری نا خوش نیست بلکه یک فرصت هست تا از روزمرگی مردم و گرفتاری های موجود در جهت تغییر مکانیزم حکومت استفاده کنند. اگر انها موفق شوند موضوع انتخابات رو به نحوی که شایسته و مطلوب انهاست سامان دهند. در زمان کوتاهی با امتیاز دادن به بیگانه موضوع هسته ای و برخی مشکلات ناشی از تحریم رو بسرانجام میرسانند، به شرط اینکه کسی دیگر در دایره حکومت نباشد. پس مشکلات اقتصادی بیشتر خواهد شدفو سعی در تحریک احساسات عامه مردم خواهند داشت. تنها راه مبارزه آگاهی دادن به یکدیگر است

  22. سیاوش گفت:

    این انتخابات 88 اگرچه فایده ای برای کشور نداشت ولی خداوند خواست که نتیجه آن چیزی شود که مردم از حقایق این آدم فریب آگاه شوند.
    آگاهی مهمترین مسئله در به وجود آوردن تغییرات اساسی و بنیادین.

  23. ناشناس گفت:

    شما را باید مثل جنگ نهروان از تیغ می گذراندند :))

    این بسیجی زیاد کشیده چرند میگه :))) عمو الا کجایی تاریخ سیر میکنی ؟ :)

    ماهی چقدر شیتیل میگیری ؟

  24. ناشناس گفت:

    انشالله آزادی ایشان را جشن خواهیم گرفت – منتظر پیروزی دوستان سوری باشید

  25. علی گفت:

    عزیزان نیازی نیست قربون صدقه آقای تاجزاده برید. سعی کنید با نوشتن تحلیل و نظرات خود لرزه بر اندام اقتدارگران بیاندازید. چون انها روی نادانی شما حساب باز کرده اند. سعی کنید تحلیل کنید وضعیت موجود و روشهای که بتوان انها را وادار به پاسخگوئی کرد را با همفکری پیدا کنیم.
    سناریو بعدی چه خواهد بود؟
    و ما چکار باید انجام دهیم؟
    انچه مسلم است تیم رهبری تیم بزرگی نیست. ولی هاله ای از یاران و گوش بفرمانها در اطراف این تیم قرار دارند. میشه این تیم رو شناخت هر چند که این تیم بسیار زیرک و بابرنامه کار می کند. همین قدر که در این مدت هاشمی رفسنجانی بازیچه این تیم قرار گرفت هاشمی ناخواسته یا از روی سهل انگاری بسیاری از ناهنجاری های تیم رو به گردن گرفت مثل قتل های زنجیره ای، البته بنظر میاد این از حماقت خود هاشمی بود که رهبری رو دست کم گرفته بود. در 6 ماه اینده مسائل هسته ای باز هم روندی بدتری رو خواهد داشت، بنظر میاد اقتداگران برای کنترل اضاع درونی بدشون نمیاد چندتا موشک هم ردووبدل بشه، باید انتخابات بدی بهر نحو ممکن کنترل شود. حتی اگر 20 درصد مردم شرکت کنند. مهم اینه که صدای مخالفی شنیده نشود.

  26. ناشناس گفت:

    کاش این اتفاقات پشت پرده رو در زمان ریاست جمهوری خاتمی برای مردم گفته بودید. مرگ یک بار و شیون یک بار

  27. ح. تهماسبی گفت:

    آقا مصطفای عزیز به همین دلایلی که مطرح کرده اید و تجربه نیز ثابت کرده است ، رژیم ولایت فقیه اصلاح پذیر نیست و به همین دلیل هم هست مسولان جمهوری اسلامی شما را برانداز می دانن و نه اصلاح طلب. اصولا امور مطلق تابع قانون همه یا هیچ هستند و ولایت مطلقه ی فقیه هم از این قاعده مستثنی نیست. از همان بدو امر ولی فقیه مافوق قانون اساسی بوده چراکه قانون اساسی توسط افراد عادی نوشته شده در حالی که ولی فقیه وصل به خداست و نمی باید توسط متن نگارش شده بوسیله ی افراد معمولی محدود شود. باید تعارف را کنار گذاشت و راسه حسینی از برچیدن این بساط غلط صحبت کرد.

  28. ناشناس گفت:

    این رهبر همه فهمیده اند که برای بفا خودش دست به هر کاری می زند

  29. سید مهدی گفت:

    درود بر شیر مرد آزاده مصطفی تاج زاده که در راه حق خود را چنین برای ملت فدا می کند و لعن و نفرین خدا بر آنانی باد که به بخاطر حفظ قدرت چند روزه حاضرند هر جنایتی را انجام دهند آن هم بنام دین. این جور حکومت کردن شیوه خلفای ظلم و جور امویان و عباسیان بود که بنام دین و رهبر اسلامیفرزندان پیامبر و امامان معصوم را آنگونه اذیت و آزار کردند به راستی آیا معاویه و حجاج بن یوسف مسلمان تر از خامنه ای نبودند؟. همه عالم بر فجایع این حکومت واقفند ولی همچنان با پررویی بر قدرت خود به زور اسلحه و پول مردم ادامه می دهند. ولی خوب شب هر چه تاریکتر و طولانی باشد، ماندگار نیست. بالاخره صبح امید می دهد و ظلمت رخت بر می بندد.

  30. سید مهدی گفت:

    درود بر شیر مرد آزاده مصطفی تاج زاده که در راه حق خود را چنین برای ملت فدا می کند و لعن و نفرین خدا بر آنانی باد که به بخاطر حفظ قدرت چند روزه حاضرند هر جنایتی را انجام دهند آن هم بنام دین. این جور حکومت کردن شیوه خلفای ظلم و جور امویان و عباسیان بود که بنام دین و رهبر اسلامی فرزندان پیامبر و امامان معصوم را آنگونه اذیت و آزار کردند به راستی آیا معاویه و حجاج بن یوسف مسلمان تر از … نبودند؟. همه عالم بر فجایع این حکومت واقفند ولی همچنان با پررویی بر قدرت خود به زور اسلحه و پول مردم ادامه می دهند. ولی خوب شب هر چه تاریکتر و طولانی باشد، ماندگار نیست. بالاخره صبح امید می دهد و ظلمت رخت بر می بندد.

  31. ناشناس گفت:

    درود بر رهبر عزیز که بان کی مون هم اونو رهبر دنیای اسلام معرفیش کرد
    درود بر رهبر عزیز اسلام امام خامنه ای

  32. ناشناس گفت:

    این حرف دل ملت ایرانه
    اگر دوست ندارید باید یه فکری به حال خودتون کنید:
    خامنه ای امیر کشو دلهاست

  33. ناشناس گفت:

    خدا انشالله حفظش کنه وبه زودی ازین زندانها رهایی پیدا کنه…زندانهای فکری،سیاسی…چقدر جاش خالیه…

  34. ناشناس گفت:

    درود به شرف تمام زندانیان سیاسی. بزودی آنها را در آغوش خواهیم گرفت.

  35. shahab گفت:

    خیلی هم خوب.

  36. فرهاد گفت:

    بخدا حرفت حق وراهت حق و همواره حق پشت وپناهت باد . که حقیقتا” مصطفی و برگزیده ای، من تنها میتوانم در حد یک بلندگو برای بازگوئی نظرات حق امثال شما و سایر همبندانتان در اوین (بندهای 209و 350 و …)وکرج و سمنان ویزد وتمام زندانهای علنی و مخفیانه اطلاعات وسپاه و بسیج و…. غیره عمل کنم