سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نقش رهبری در زندانی کردن منتقدان قانون‌مدار، به روایت تاجزاده...
» در جامعه ولایی اقتدارگرا، معیار نه قانون بلکه تنها وفاداری فرد به حاکم است

نقش رهبری در زندانی کردن منتقدان قانون‌مدار، به روایت تاجزاده

چکیده :در یکی از جلسات هفتگی دونفره، رهبری به آقای خاتمی اعلام کرد نهضت آزادی (والبته طیف ملی - مذهبی) درصدد براندازی هستند و باید با آن ها برخورد شود. رئیس جمهور ضمن مخالفت با این دیدگاه و ارائه استدلال های خود، پذیرفت که مسأله را برای رسیدگی دقیق و همه جانبه به وزارت اطلاعات ارجاع دهد. کارشناسان و مقامات وزارت پس از بررسی مجدد موضوع نظریه قبلی خود را تأیید کردند که با مجموعه اطلاعات جامعی که در اختیار دارند، آن گروه را برانداز ارزیابی نمی کنند. رهبری نظریه کارشناسانه وزارت اطلاعات را نپذیرفت. ...


مصطفی تاجزاده در دومین نامه خود به همسرش به بیان نکات بسیار مهمی از وقایع پشت پرده برخوردهای صورت گرفته با نهضت آزادی و اصرار رهبر جمهوری اسلامی ایران در برانداز دانستن آنها علیرغم نظر مخالف وزارت اطلاعات دولت خاتمی پرداخته است.

به گزارش نوروز، مشاور سیاسی سید محمد خاتمی در دولت اصلاحات درنامه خود با اشاره به نظر آقای خاتمی، وزارت اطلاعات و حتی کمیته ای که زیر نظر یکی از مسئولان دفتر رهبری تشکیل شده بود مبنی بر واقعیت نداشتن اتهام براندازی نهضت آزادی و ملی مذهبی ها ، دستگیری مرحوم سحابی و دیگر همفکرانش را به دلیل اصرار رهبری دانسته و می نویسد :” پس از مدت کوتاهی رهبری در نمازجمعه تهران اعلام کرد عده ای در پی «براندازی قانونی» اند و تأکید نمود که هیچ نظامی براندازی را تحمل نمی کند و مجازات براندازی نیز معلوم است. ظاهراً منظور ایشان همان بود که در جلسه خصوصی به آقای خاتمی گفته بود: «حکم براندازی اعدام است». ”

عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی با تاکید بر این نکته که مسئولیت دستگیریهای پس از انتخابات سال 88 هم بر عهده همان تیمی است که نهضت آزادی و ملی – مذهبی ها را بازداشت و بازجویی کرد،معتقد است این تیم با مصونیت و نیز امکاناتی که از قبل حمایت های بی دریغ رهبری در اختیار دارد، هم چنان درصدد انجام پروژه های جدید است.

این زندانی سیاسی در بخشی از نامه خود آورده است: “علت این که من همه شدائد را در زندان و انفرادی به جان خریده ام این است که معتقدم که باید و می توان به این روند پایان داد که رهبری هر زمان اراده کند بتواند با ایراد اتهاماتی سنگین عده ای بی گناه را در اختیار دوالف قرار دهد تا با فشارهای فیزیکی و روانی، مجبور به پذیرش اتهامات واهی شوند و به اعترافات رسانه ای بپردازند. رهبری سرانجام باید به این واقعیت تن دهد که پاکانی در این سرزمین اهورایی منتقد و حتی مخالف سخنان و انتصابات و تصمیمات نادرست وی هستند اما دلشان برای اسلام و ایران و مردم کمتر از او نمی سوزد و چه بسا صادقانه تر و خالصانه تر به این سه ضلع جامعه امروزیمان می اندیشند و در هر حال نباید به علت مخالفت با حکومت مطلقه فردی و آن هم بدون کوچک ترین قانون شکنی در زندان سپاه گرفتار آیند تا افزون بر همه پیامدهای سوء چنین روش نادرستی، نام این نهاد مردمی و انقلابی نیز آلوده و در افکار عمومی بی اعتبار شود.”

گفتنی است تاجزاده در اولین نامه خود که پیش از این در نوروز منتشر شده بود با تاکید بر ضرورت انتشار خاطراتی که در فهم بهتر رخدادهای تاریخی و کشف حقیقت موثر هستند، از تصمیم خود برای شرح برخی از خاطراتش خبر داده بود.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

‌‌

دومین نامه تاجزاده به همسرش

فخری جان سلام!

در روزنامه ها خواندم دولت عربستان هم زمان با نشست های نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 5+1 در بغداد و مسکو به ترتیب هشت و ده نفر از ایرانیان را اعدام کرده است بدون آن که مقامات کشورمان را درجریان بگذارد. روشن است که من هم مانند بسیاری از هم وطنانم از این رفتار اهانت آمیز متأسف شدم و ناخودآگاه به یاد عصر اصلاحات افتادم که ایران و ایرانی چه اعتباری هم بین دولت ها و هم میان ملت ها درشرق و غرب عالم کسب کرده بود. اگرچه در همان زمان مخالفان استبداد مطلقه فقیه در داخل میهن با انواع سرکوب ها مواجه بودند.

حتماً یادت هست که معمولاً دو سه روز قبل از هر سفر مهم آقای خاتمی به خارج از کشور، حادثه ای جدید رخ می داد، مانند بازداشت افراد، توقیف مجله یا روزنامه ای، احضار یک مقام اجرایی به دادگاه و … تا جهانیان به ویژه میزبانان آقای خاتمی بدانند فردی که از هر هفت نفر واجد شرایط چهار نفر به او رأی داده اند (20 میلیون از 30 میلیون نفر) کاره ای نیست!

انتخابات مجلس ششم هفت ماه بعد از تهاجم از پیش طراحی شده و خونین نیروی انتظامی به همراهی لباس شخصی ها به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران (کوی دانشگاه) در 18 تیرماه برگزار شد. اقتدارگراها که تصور می کردند آن سرکوب وحشیانه، دانشگاهیان را که پرشورترین حامیان جنبش اصلاحی بودند، مرعوب و منفعل کرده و راه پیمایی 23 تیرماه در تهران را نشانه اقبال مردم به خود ارزیابی می کردند، ناگهان با واقعیتی بزرگ و تلخ، از دید خودشان، یعنی رأی اعتماد اکثریت قاطع ایرانیان به نامزدهای اصلاح طلبان در سراسر کشور، مواجه شدند. این مسأله خشم آنان را برانگیخت. به طوی که مدت کوتاهی پس از برگزاری انتخابات، به دستور رهبری تعداد زیادی از روزنامه ها و مجلات سراسری موقتاً توقیف و در واقع به طور دائمی تعطیل شدند. مهندس موسوی دراعتراض به این اقدام استبدادی و حیثیت بربادده، آن را «توقیف فله ای» خواند که این اصطلاح برای همیشه در خاطره تاریخی ایرانیان ثبت شد. البته پیش از توقیف فله ای مطبوعات، صداوسیمای لاریجانی کوشید با حرکتی غیراخلاقی و غیرحرفه ای و با مونتاژ صحنه هایی از کنفرانس برلین که با حضور افراد موجهی چون مرحوم مهندس سحابی و محمود دولت آبادی تشکیل شده بود، اصلاح طلبان را افرادی بی بند بار و لاابالی معرفی کند و زمینه اقدامات قضائی علیه آنان را فراهم آورد. به باور اقتدارگراها با قطع دو بال دانشگاه و مطبوعات، پرنده اصلاحات برای همیشه زمین گیر می شد. اما برگزاری دور دوم انتخابات مجلس ششم پس از تعطیلی مطبوعات ثابت کرد که اکثریت ایرانیان هم چنان از اصلاحات حمایت می کنند و اصلاح طلبان را شایسته ترین نمایندگان خود می دانند. مجلس ششم در چنین فضایی شکل گرفت و آغاز به کار کرد.

چندی نگذشته بود که در یکی از جلسات هفتگی دونفره، رهبری به آقای خاتمی اعلام کرد نهضت آزادی (والبته طیف ملی – مذهبی) درصدد براندازی هستند و باید با آن ها برخورد شود. رئیس جمهور ضمن مخالفت با این دیدگاه و ارائه استدلال های خود، پذیرفت که مسأله را برای رسیدگی دقیق و همه جانبه به وزارت اطلاعات ارجاع دهد. کارشناسان و مقامات وزارت پس از بررسی مجدد موضوع نظریه قبلی خود را تأیید کردند که با مجموعه اطلاعات جامعی که در اختیار دارند، آن گروه را برانداز ارزیابی نمی کنند. رهبری نظریه کارشناسانه وزارت اطلاعات را نپذیرفت. در نتیجه قرار شد کمیته ای زیرنظر یکی از مسئولان دفتر ایشان و با حضور کارشناسان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران تشکیل شود و پس از تبادل اطلاعات و دیدگاه ها، جمع بندی خود را ارائه کند. جمع بندی این کمیته نیز نافی برانداز بودن آنان بود. باوجود این، شب قبل از سفر آقای خاتمی به روسیه (زمستان 1379) و پس از آن که وی نطق آرام بخشی در جلسه علنی مجلس، صبح همان روز، ایراد کرده بود، بخش اطلاعات سپاه پاسداران که قرنطینه و بازداشت گاه دوالف را در اوین در کنترل انحصاری خود دارد، مرحوم مهندس سحابی و تعدادی از هم فکرانش را به اتهام براندازی بازداشت کرد و به سلول های انفرادی انداخت!

گرامی همسرم!

پس از مدت کوتاهی رهبری در نمازجمعه تهران اعلام کرد عده ای در پی «براندازی قانونی» اند و تأکید نمود که هیچ نظامی براندازی را تحمل نمی کند و مجازات براندازی نیز معلوم است. ظاهراً منظور ایشان همان بود که در جلسه خصوصی به آقای خاتمی گفته بود: «حکم براندازی اعدام است».

خوشبختانه رأی اعتماد مجدد به خاتمی در انتخابات خرداد 80، فضا را تغییر داد. به طوری که پس از مدتی سحابی و یارانش آزاد شدند و اصطلاح غیرحقوقی «براندازی قانونی» که به هیچ زبانی قابل ترجمه نبود، به گورستان تاریخ فرستاده شد و برای همیشه از ادبیات سیاسی کشور رخت برکشید. زیرا در هر جامعه متمدنی ملاک قانون است. به این معنا که هر فرد یا گروهی که درچارچوب قانون رفتار می کند از همه حقوق شهروندی بهره مند و از هرگونه تعرضی مصون است. بنابراین در چنین جوامعی لفظ «براندازی قانونی» قابل فهم نیست. البته در جامعه ولایی اقتدارگرا، معیار نه قانون بلکه تنها وفاداری فرد به حاکم است. کافی است «منّا اهل البیت» باشی تا حتی اگر جنایت هم کرده باشی، خطایی تلقی شود که مؤمن فداکار در مسیر انجام وظیفه در شرایط جنگی صورت داده است و عقل و شرع به تبرئه آن حکم می دهد! ودر مقابل، اگر خدای ناکرده منتقد باشی با هرسابقه و پیشینه و خدمتی، حتی کارهای خوب و مفیدت نیز با این سوء ظن مواجه است که در پس این عمل درست، نیت پلید و قصد خائنانه ای داشته ای! پس نه تنها از حقوق انسانی شهروندی محروم می شوی بلکه فاقد حداقل امنیت خواهی بود.

همسر عزیزم!

در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد بر قوه مجریه به ناگاه موضع رهبری و نهادهای انتصابی عوض شد. تا آن جا که پیش از سفرهای اخیر وی به مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، تعدادی از زندانیان آمریکایی آزاد شدند تا سفر با موفقیت تؤام شود. اما مشکل در جای دیگری بروز کرد و ایرانیان روز به روز با مشکلات بیشتری در کشورهای گوناگون مواجه شدند و می شوند و افزون برآن در تنها سفری که آقای احمدی نژاد به اروپا داشت، نه تنها در فرودگاه رم مورد استقبال و بدرقه مقامی قرار نگرفت بلکه درضیافت نخست وزیر ایتالیا، وی در کنار موگابه دیکتاتور زیمبابوه، از دعوت به مراسم محروم شد و حیثیت کشور به این نحو آسیب دید. اخیراً در برزیل نیز رئیس جمهور آن کشور از پذیرش وی و ملاقات با رئیس جمهور ابرقدرت ایران خودداری کرده است! از استقبال و بدرقه وی در آن کشور چیزی نمی گویم. تأسف بارتر از همه رفتار غیردیپلماتیک و توهین آمیز دولت عربستان در اعدام 18 ایرانی است که با دعوت آقای احمدی نژاد از پادشاه عربستان و امیر بحرین برای شرکت در اجلاس سران تهران کامل شد. مقامات دولتی که اخیراً از الزامات دیپلماتیک آگاه شده اند، توضیح نمی دهند کدام الزام دیپلماتیک آقای احمدی نژاد را مجبور کرده تا در جلسه سرانی شرکت کند که در زیر تابلو و عنوان «شورای همکاری کشورهای عربی خلیج» جمع شده بودند؟!

فخری جان!

گروهی که نهضت آزادی و ملی – مذهبی ها را برانداز می خواند و مهندس سحابی و هم فکرانش را بازداشت و بازجویی کرد، همان تیمی است که حکم بازداشت فعالان سیاسی و انتخاباتی اصلاح طلب را در 19 خرداد 88، سه روز قبل از برپایی انتخابات گرفت. همان انتخاباتی که در آن به هرحال امکان پیروزی مهندس موسوی وجود داشت. آنان آن قدر عجله داشتند که خبر بازداشت من و آقای امین زاده را عصر جمعه 22 خرداد در اختیار خبرگزاری جمهوری اسلامی قرار دادند و منتشر کردند. روز شنبه 23 خرداد نیز روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت احمدی نژاد، خبر بازداشت من و آقای رمضان زاده را در صفحه اول خود درج کرد! هر دو خبر دروغ بود اگرچه همان شب ما بازداشت شدیم! احکام را نیز قاضی مرتضوی، جلاد مطبوعات و متهم ردیف اول جنایت کهریزک و نیز قتل خانم دکتر زهرا(زیبا) کاظمی، صادر کرد. جالب آن که این همان تیمی است که در سال گذشته اطرافیان آقای احمدی نژاد را بازداشت کرده و نحوه دستگیری و سازو کار آن را آقای نمازی امام جمعه کاشان به نقل از جلسه خصوصی رهبری و فرمانده سپاه پاسداران اعلام کرد که ناشیانه تکذیب شد. چون اعلام شده بود رهبری با بازداشت گروه موسوم به انحرافی، به استثنای شخص رئیس دولت، موافقت کرده بود.

همراه و هم دلم!

تیم فوق نه تنها از سه شکست گذشته در اثبات اتهامات خود (براندازی) درس نگرفته است بلکه با مصونیت و نیز امکاناتی که از قبل حمایت های بی دریغ رهبری در اختیار دارد، هم چنان درصدد انجام پروژه های جدید است و روش خود را صددرصد موفقیت آمیز ارزیابی میکند. جالب آن که هرگز به این سؤال پاسخ نمی دهد که اگر گروه مهندس سحابی برانداز بودند، چرا آزاد شدند و چرا عنوان «برانداز قانونی» را دیگر هرگز به کار نبردند؟ یا چرا عنوان اتهامی «انقلاب مخملی» را از فعالان سیاسی و انتخاباتی اصلاح طلب پس گرفتند و در حکم های فرمایشی « ایجاد اخلال در ترافیک» را مبنای محکومیت قضایی امثال آقایان بهزاد نبوی و فیض الله عرب سرخی قرار دادند؟! اتهامات مربوط به گروه موسوم به انحرافی را نیز تا الآن ثابت نکرده اند.

فخری جانم!

علت این که من همه شدائد را در زندان و انفرادی به جان خریده ام این است که معتقدم که باید و می توان به این روند پایان داد که رهبری هر زمان اراده کند بتواند با ایراد اتهاماتی سنگین عده ای بی گناه را در اختیار دوالف قرار دهد تا با فشارهای فیزیکی و روانی، مجبور به پذیرش اتهامات واهی شوند و به اعترافات رسانه ای بپردازند. رهبری سرانجام باید به این واقعیت تن دهد که پاکانی در این سرزمین اهورایی منتقد و حتی مخالف سخنان و انتصابات و تصمیمات نادرست وی هستند اما دلشان برای اسلام و ایران و مردم کمتر از او نمی سوزد و چه بسا صادقانه تر و خالصانه تر به این سه ضلع جامعه امروزیمان می اندیشند و در هر حال نباید به علت مخالفت با حکومت مطلقه فردی و آن هم بدون کوچک ترین قانون شکنی در زندان سپاه گرفتار آیند تا افزون بر همه پیامدهای سوء چنین روش نادرستی، نام این نهاد مردمی و انقلابی نیز آلوده و در افکار عمومی بی اعتبار شود.

عزیزم!

آن چه در اوین برایم اولویت پیدا کرده آن است که با پذیرش هزینه ها، آخرین زندانیان سیاسی جمهوری اسلامی باشم. به بیان روشن پرونده ای که دنبال می کنم، بلاموضوع کردن زندان برای منتقدان و مخالفان سیاسی قانون گراست. در این مسیر به دعای خیر همگان، حتی اصولگراهای صادق نیازمندم.

همیشه دوستت دارم

مصطفی – اوین


86 پاسخ به “نقش رهبری در زندانی کردن منتقدان قانون‌مدار، به روایت تاجزاده”

  1. ناشناس گفت:

    آدم شجاع به این میگن مرد

  2. ناشناس گفت:

    این شجاعت رو مقایسه کنید با سد حسن نصرالله بیچاره می ترسه تو جمع حاضر بشه از پشت ویدئو کنفرانس حرف میزنه !

  3. ناشناس گفت:

    افرایت من اتخذ الهه هواه…
    آيا ديدی كسي را كه معبود خود را هواي نفس خويش قرار داده ؟ و خداوند او را با آگاهي (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده‏ای افكنده، با اينحال چه كسي مي‏تواند غير از خدا او را هدايت كند، آیا متذكر نمي‏شويد؟

    متاسفانه رهبری ظرفیت چنین مقامی را نداشتند و نفسانیات شخصی خودشان را بر مصالح کشور مقدم می دارند.

  4. ناشناس گفت:

    وافوواقعتی تلخ !! آ قای خامنه ای برای حکو مت کردن و استفاده از لفظ ولی امر مسلیمین حاضر نیست صدای مخالفان را بشنود و همان راهی میرود که دیکتاتورها میروند . قدرت به هر وسیله!!

  5. amin گفت:

    این چه زندانیه اینا اینقدر به هم نامه میدهند

  6. ناشناس گفت:

    جناب تاجزاده عزیز درود بر شما که راه صحیح را انتخاب کردید و در پیشگاه خداوند و مردم روسفید و عاقبت به خیر شدید. کاش دیگر اصلاح طلبان هم از شما الگو می گرفتند و در مورد همکاری هایشان با این نظام مثل شما جبران مافات می کردند و مورد عفو خداوند و مردم قرار می گرفتند…

  7. ناشناس گفت:

    ما هم دوستت داریم مرد بزرگ اصلاحات. خدا یار همه ی بزرگانی چون شما باشد

  8. ناشناس گفت:

    تاجزاده عزیز ، ای مجاهد سبز ، امروز برای مظلومیت شما چشمانم پر از اشک شد.

  9. ناشناس گفت:

    در زندانی کردن و تجاوز و جنایت و سرکوب و همه فجایع رهبری هیچ نقشی نه دارد و نه بازی می کند٬ ایشان فتوا دهنده و کارگردان است. و خواهید دید روزی که به جای یقه ی نداشته اش عمامه اش را بگیرند همه را بگردن دیگران خواهد انداخت. رهبر٬ رهبر جانیان است و سرکرده ی سارقین و قمه کشان و لباس شخصی ها. یکی از دوستان ارتشی که مقامی بالا دارد می گفت او بیتش حتا در ریزه تر امور دخالت مستقیم دارند. مرگ بر دیکتاتور

  10. ناشناس گفت:

    امیدوارم ایشان بیدار شود. همین اجلاس اخیر نشان می دهد که سیاست ها و پیش بینی های ایشان در رابطه با منافع ملی کاملا اشتباه است. باز هم هشدار می دهم که بی تفاوتی مردم نسبت به حکومت سمی است که در زمان منجر به از هم پاشیدگی کل نظام خواهد شد. تمام تلاش ما این است که نگذاریم چنین شود ولی تا کی بتوانیم مقاومت کنیم را نمی دانم!

  11. seyed گفت:

    shir mard sadegh va rastin,doroud be sharaf pakat ,alhagh mardi,mard.

  12. علي م گفت:

    سلام بر مصطفي برگزيده ي اصلاحات
    خاتمي بايد به داشتن چنين دولتمرداني افتخار نمايد

  13. ناشناس گفت:

    daste aghaye rahbari kheyli waghte wase mardome fahim baz shode ,aghaye tajzade gushehaie az in haghayegh ro bayan kardan.

  14. ناشناس گفت:

    به نام خداوند

    سلام و درود بر محمد (ع)

    سلام و درود بر محمد خاتمی

    با پیروزی دوستانمان در سوریه کار این حکومت خون خوار تمام خواهد شد برای پیروزی دوستان سوری دعا کنید

  15. one گفت:

    خدا همه را عاقبت به خیر بفرمایدچه کسی فکرمیکرد بااین همه هزینه به این همه نکبت گرفتار شویم؟خدا آنی ما به خودمان وامگذارد

  16. abbas گفت:

    Dorud bar sharaaafet…ishala 1ruz azadie iran ro baham jashn mgirim

  17. ناشناس گفت:

    واقعيت جمهوري اسلامي اين پاراگراف ارزشمند استاد تاج زاده عزيز مي باشد: در جامعه ولایی اقتدارگرا، معیار نه قانون بلکه تنها وفاداری فرد به حاکم است. کافی است «منّا اهل البیت» باشی تا حتی اگر جنایت هم کرده باشی، خطایی تلقی شود که مؤمن فداکار در مسیر انجام وظیفه در شرایط جنگی صورت داده است و عقل و شرع به تبرئه آن حکم می دهد! ودر مقابل، اگر خدای ناکرده منتقد باشی با هرسابقه و پیشینه و خدمتی، حتی کارهای خوب و مفیدت نیز با این سوء ظن مواجه است که در پس این عمل درست، نیت پلید و قصد خائنانه ای داشته ای! پس نه تنها از حقوق انسانی شهروندی محروم می شوی بلکه فاقد حداقل امنیت خواهی بود.

  18. ناشناس گفت:

    بعد از انتخابات 88 مردم همه متوجه شدند كه عامل اصلي همه جنايات در ايران شخص رهبري است و بقيه فقط مگسانند دور شيريني

  19. سبز گفت:

    و مکروا و مکرالله والله خبرالماکرین

  20. ناشناس گفت:

    درود به شرافتت،

  21. ناشناس گفت:

    واقعا خامنه ای هنوز نفهمیده که تاجزاده در زندان، بیشتر از تاجزاده آزاد برای او هزینه دارد؟
    آفرین بر روشنگری های شجاعانه تو ای مرد بزرگ… آرمان بسیار بزرگی را در ذهن داری، از مرد بزرگی چون تو، کمتر از این ها هم انتظار نمی رود…
    برای تو و همسرجانت آرزوی توفیق دارم….

  22. ناشناس گفت:

    رود بر تاج زاده و خانوم محتشمی به راستی قدر دوره اصلاحات دانسته نشد. صدای فریاد دانشجویان بر سر خاتمی در 16 آذر 83 تو گوشم هست. متاسفانه تند روی ها به خاتمی ضبه زد. از حاکمیت توقعی نبود اما برخی تند روها ضربه زدند.

  23. سهراب گفت:

    مردی آزاد ، متدین ، شجاع ، با سواد و برانداز خوی دیکتاتوری .

    درودبر مصطفی تاجزاده که آدم میتونه از صمیم قلب دوستش داشته باشه .

  24. ناشناس گفت:

    آقای تاج زاده تو همان اصل اصل اصل دعای مردمی

  25. میلاد گفت:

    موثرترین منتقد حال حاضر با درودی بی پایان

  26. ناشناس گفت:

    هبری به نیروهای انقلابی و روشنفکران دینی پشت کرده و به روحانیون غیرانقلابی امید بسته است. البته حکومت روحانیون سنتی در یک محدوده مشخص مانند شهرهای مذهبی ممکن است به منصه اجرا در آید (مثل واتیکان) . ولی در محدوده ای به وسعت ایران با توجه به وجود اقشار غیر مذهبی و یا کمتر مذهبی و همینطور اقلیت های دینی ممکن نخواهد بود.

  27. ناشناس گفت:

    تا ج زاده عزیز تو و مانند تو در قلب مردم جا دارید .دیکتا تور و متحجران و سر کوبگران و مگسان دور برش بدانند که تنفر عمیق از انها در دل مردم هست که اگر روزی مجال پیدا کنند زندگی این ها مانند قذافی و همه دیکتا تورها بر باد خواهند رفت

  28. ناشناس گفت:

    با درود بر تاج زاده .همه بدبختی و عقب افتادگی ما از همین مرد خود خواه و خود پسند و بیمار است که برای حکو مت کردن دست به این همه جنایت می زند

  29. بسيجي گفت:

    درود بر تمام كساني كه به حقيقت دم از آزادي ميزنند و در اين راه از جان هم دريغ نمي كنند

    بقول شاعر شهيد فرخي يزدي كه گفت

    اي كه گويي تا به كي در بند زندانيم ما
    تا كه آزادي بود در بند در زندانيم ما

  30. سبزه قبا گفت:

    این روال کار رهبر تا امروز ادامه دارد . هیچیک از ما نماز جمعه ای را فراموش نکردیم که تمام اتهامات را به مردم معترض زده و بعد نیز تمام سرکوبها شروع شد.
    این بار وی عنوان برانداز را به کار نبرده، ولی عنوان فتنه را به کار برد که همان معنی و همان نتیجه را دارد اما با کلام اسلامی.
    ترجمه چنین است “آنها را بکشید تا فتنه ای باقی نماند” و در اینجا کلمه ی فتنه رمز عملیات سرکوب مردم بود.

  31. مسعود گفت:

    با ادای احترام وارادت ویپژه به جناب تاج زاده خاطرات وبیان واقعیات داخل حکومت که بدونش شک علی رغم هزینه های بسیار سنگین شجاعانه توسط ایشان بیان میشود مبین این واقعیت تلخ است که در نظام ولائی حتی اگر 20 میلیون رای داشته باشی حتی اگر واقعیات و شواهد و قرائن چیز دیگری باشد اصل نظر ولی فقیهه بود و خواهد بودواین همان ولایت مطلقه فقیه است که شیخ شجاع در مجلس ششم هشدارش را پس از ردقانون مطبوعات داده بود وسید خندان البته همچنان خندید و میخندد ورای بر بقایش میدهد وبفکر انتخابات دیگری است تا تدارک چی دیگری را برگزیند و بخورد ملت دهد و این دور متسلسل را تا بی نهایت ادامه دهد باید طرحی نو در انداخت جناب تاجزاده عزیز با این افشاگری ها و روند فشار از بالائی که شما در پیش گرفته ای جز فرسوده کردن و ازار و اذیت خود وخانواده ات سودی نصیب ملت نخواهد شد

  32. رضا گفت:

    درود درود به شرف تاج زاده که آنچه او در زندان می کند خیلی ها در خارج از مرز های این کشور هم جرات انجامش را ندارند

  33. Ali گفت:

    خيلي زيباست.ولي اگر اين افشاگريها در زمان در قدرت بودن اصلاح طلبان انجام ميشد ، الان اين سوًًً ظن بوجود نمي آمد كه اين اصلاح طلبان چون از قدرت اخراج شده اند, اينگونه افشاگري ميكنند واگر روزي به قدرت برگردند بازهم زير سايه حكومت مطلقه خواهند بود.

  34. ناشناس گفت:

    آقا سعید جواب این سوال شمارو محمد نوریزاد داده.این نامه ها روی پاکت یا کاغذ باطله ها نوشته میشه و توسط سرباز یا زندانی ای که درحال آزادیست به بیرون انتقال داده میشه
    خبر ندارید تو زندانهای ایران مواد مخدر و مشروبات جابجا میشه اینکه کاغذه

  35. ناشناس گفت:

    تندروی های زمان اصلاحات ناشی از بغض فرو خورده سالها بود و چون فضایی دید تبدیل به فریاد شد. آقای خاتمی خوب این دوره را کنترل کرد و سید عزیزمان به تنهایی فشار از دو جناح را بر دوش کشید. سیدجان! شرمنده ایم.

  36. ناشناس گفت:

    تاج زاده تا ابد یادت زنده است.

  37. ناشناس گفت:

    راه جنبش سبز ، راه تاجزاده است نه راه خاتمی
    راه خاتمی اصلاحات است که دیگر جوابگوی ایران نیست

  38. man گفت:

    kheyli mardi mostafa

  39. siros گفت:

    ……..خدایش مردی تاج زاده

  40. ناشناس گفت:

    آقا مصطفی دل ما به شما و امثال شما قرص است اگر شما اصلاح طلبید، من به اصلاح طلب بودن خود افتخار می کنم.

  41. ناشناس گفت:

    سد حسن نصرالله بیچاره می ترسه تو جمع حاضر بشه از پشت ویدئو کنفرانس حرف میزنه !

    :))))

    lol

  42. ناشناس گفت:

    با وجود این انسان های شجاع به امید خدا پیروزی با ماست … منتظر پیروزی دوستان سوری هستیم تا بعد !

  43. ناشناس گفت:

    نده باد مصطفی تاج زاده فرزند زمان و فرزند راستین انقلاب

  44. رضا گفت:

    درود بر سید مصطفی تاج زاده و همسر شجاعش خانم محتشمی پور
    به وجود نازنین مبارزانی مثل شما ها مفتخریم. این نامه ها اثار و برکات فراوانی بر مردم ایران خواهد داشت همانگونه که مهندس موسوی عزیز فرمودند آگاهی چشم اسفندیار دیکتاتوری است.
    چند سال پیش از شنیدن چنین حرفهایی هم ،احساس گناه توام با ترس داشتیم. اکنون در سایه این افشاگری ها اوضاع بسیار فرق کرده است مردم درست است که در خیابان نیستند ولی براحتی از دیکتاتور بزرگ انتقاد می کنند و دیری نخواهد طول کشید که با بهانه ای دوباره در خیابان ها همدیگر را خواهیم یافت و ان روز اغاز جشن برچیده شدن دیکتاتوری خواهد بود. فقط در حال حاضر وظیف ماست که به هر نحوی که می توانیم این نوشته ها رو به اطلاع سایرین و مخصوصا طرفداران نا اگاه دیکتاتور برسانیم و انها را همراه کنیم. اثرات فشارهای اقتصادی کم کم خودش را نشان داده و ناتوانی دولت بی کفایت منصوب دیکتاتور را به تک تک ملت ایران به اثبات رسانده است.
    آقای تاج زاده آینده از آن ماست.

  45. میرهادی موسوی گفت:

    برین دعا کنید رهبر زندانی کرد در حقتان زیاد محبت کرد
    شما را باید مثل جنگ نهروان از تیغ می گذراندند

  46. ابهام گفت:

    ببخشید من یه سوال برام پیش اومده و اون اینه که مگه آقای تاج زاده توی زندان نیستن.پس چطور نامه هایی که می نویسه چاپ میشه اون هم خارج از زندان؟ چطور این نامه ها به خارج از زندان راه پیدا می کنن؟

  47. محمود گفت:

    درود بر این مرد شجاع و میهن پرست و با تقوا. درود بر او که چنین حقایقی را روشن می کند …

  48. محمد گفت:

    چی بگم فقط حسرت می خورم طرف فقط به حفظ قدرت خودش بوسیله تهمت زدن به کسانی که بیشتر از خودش تو این انقلاب نقش داشتن فکر میکنه سحابی ویزدی کجا خامنه ای واحمدی نژاد کجا

  49. ناشناس گفت:

    واقعا” ازنوشتن به/یادرمورد، فردی که امروزه “رهبر” خوانده می شود، وخودرا به ناشنوایی زده است، چه چیزی حاصل می شود؟! این به معنای به رسمیت شناختن وی است،درحالی که ابقایش، استقرارش دراین موقعیت صرفا” باسفسطه بازی ومغلطه وشیره مالیدن به سرمیلیونها نفرازجمعیت ایران برای پذیرش وی، همراه بوده است.ترکیبی که حامی او هستندیا ابن الوقت هایی هستند که به فکر حفظ قدرت وپول هستند، یا ناآگاهند، ویا به زور اسلحه خودوبازهم برای بقاء خود ازوی حمایت می کنند. این مردم را چه شده است؟!واقعا” باید این کشور به حال وروز همسایه هایش برسد، تا چشم های همه بازشود؟!

  50. ناشناس گفت:

    نه ساندیس خورم، نه بسیجی،نه سلطنت طلب ونه خلقی وچه میدانم جدایی طلب…آدمی هستم که سی وچندسال است فقط روند این حکومت مجعول را به مشاهده نشسته ام.

    تابحال نسلی به نام “انقلاب” داشتیم که راست وچب مثل پتک به فرق سرملت می کوبیدندوناآگاهان وجوگیرها،نیز دائما” با، به به وچه چه، بزرگشان می کردند، حالا هم نسل “اصلاح طلبان” هستند که همچنان نهضت را ادامه می دهند. ترس ازآن است که نسل جوان فعلی هم به سن عصا زدن برسد و همچنان چشمش خشک شود که آیا کسی بیاید و معجزه ای بکند.حقیقت این است که ظرف سی وچند سال گذشته اگر این ها درتوان داشتند کاری بکنند، کرده بودند. صلاح نیست که کشور ازاین وضعیت مزخرف، هردنبیل بیرون بیاید.می گویید خیر، مامرده شما زنده…