سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » واقعیت‌ها و واقعیت‌‌سازی‌ها؛ نگاهی به اظهارات اخیر رهبری...

واقعیت‌ها و واقعیت‌‌سازی‌ها؛ نگاهی به اظهارات اخیر رهبری

چکیده :در دوره رهبری ایشان کدامیک از این آرمان‌ها جامه عمل پوشیده است؟ و چه چشم انداز روشنی برای تحقق تنها بخشی از این واقعیات گشوده شده است؟ آیا سرکوب و حبس و شکنجه مخالفان و منتقدان در زندان‌ها و فجایعی مانند کهریزک و بستن احزاب و توقیف مطبوعات و تبدیل کردن ایران به بزرگترین زندان روزنامه نگاران نشانه «سهیم شدن مردم در مدیریت کشور» است و یا فسادهای مالی بی‌سابقه در تاریخ کشور و بلکه در جهان معاصر،‌فقر و بیکاری و تورم و گرانی نشانه «يك جامعه‌ى زنده و مؤمن» و یا چوب حراج زدن به نفت‌های سرگردان روی دریا،‌ پرکردن بازار کشور از اجناس چینی و ایفای نقش کارگزاری روسیه و چین در منطقه از جمله سوریه نشانه «استقلال اقتصادی و سیاسی»؟ ...


کلمه – علی‌محمد شمس:

رهبر انقلاب در دیدار مسؤلان نظام با ایشان به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان به بررسی شرایط کشور، تحریم‌های بین المللی و راهبرد مقابله با آن پرداختند. نفس این که ایشان پس از سال‌ها تکرار و تأکید بر بی تأثیر بودن ورق‌پاره بودن قطعنامه‌ها و تحریم‌ها امروز پذیرفته‌اند که «فشارها و تهديدها» جدی است و «كشور با زورآزمائى چند قدرت و دولت مستكبر روبه‌رو است» و برای مقابله با این تهدیدها و فشارها باید به «اقتصاد مقاومتی» روی بیاوریم خود پیشرفتی قابل توجه در فهم واقعیت تلقی می‌شود که در صورت تداوم می‌توان انتظار داشت که به تجدیدنظر کامل ایشان در نحوه اداره کشور بینجامد.

رهبری در این سخنرانی که هدف از آن آشکارا دادن روحیه و اعتماد به نفس به کارگزاران نظام در رویارویی با بحران بی‌سابقه کنونی بود، به آنان اطمینان دادند که سیاست‌ها و مواضع کشور طی سال‌های اخیر به دور از شعار زدگی و کاملاً با توجه به «واقعیت‌ها» تنظیم و اجرا شده و «واقعیت» و «آرمان» دو مؤلفه اصلی تشکیل دهنده مواضع و سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران بوده است در عین حال تأکید می‌کنند در تشخیص واقعیات نباید فریب «واقعیت‌سازی»‌ها و «واقعیت‌نمایی»های «دشمن» را خورد و آن‌چه را که دشمن به دروغ تبلیغ می‌کند واقعیت پنداشت. سپس بلافاصله خود به تعیین و معرفی واقعیت‌های موجود در عرصه ملی و بین المللی می‌پردازند تا مسؤلان و کارگزارن کشور بدانند که آن‌چه را که ایشان می‌فرمایند واقعیت است و جز آن هرچه ممکن است به ذهنشان برسد «واقعیت‌سازی» «دشمن» است و متوجه باشند اگر مواردی مغایر با آن چه که مقام رهبری فرمودند، واقعیت تلقی کنند و مبنای عمل قرار دهند زبان و آلت فعل دشمن شده‌اند.

واقعیات تشکیل دهنده وضع موجود از دیدگاه ایشان که ما عیناً آن را نقل می‌کنیم عبارت بودند از:

– «مسئله آمریکا و غرب اصل اسلام و جمهوری اسلامی است و نه مسئله هسته‌ای»

– «آمریکایی‌ها و غربی‌ها قدرت رسانه‌ای زیادی دارند چند دولتند؛ منتها با همين نيروى رسانه‌اى، خودشان را به نام «جامعه‌ى جهانى» معرفى ميكنند، و دروغ ميگويند؛ جامعه‌ى جهانى نيست.»

– «يك واقعيت ديگر اين است كه اين چالشهائى كه امروز براى جمهورى اسلامى وجود دارد، جديد نيست.»

– «يك واقعيت ديگر اين است كه ما در همين شرائط تهديد، پيشرفت كرديم. در طول اين سالهاى متمادى، ما در همه‌ى حوزه‌ها جلو رفتيم.»

– «يك واقعيت ديگر اين است كه كشور در مواجهه‌ى با چالشها و تهديدها، در مقايسه‌ى با سالهاى اول انقلاب، بمراتب قوى‌تر شده.»

– «يك واقعيت ديگر اين است كه جبهه‌ى مقابل ما در طول اين سالها ضعيف‌تر شده است.»

– «يك واقعيت ديگر اين است كه رژيمهاى مخالف نظام جمهورى اسلامى درگير بحرانند مشكلات ما مثل مشكلات يك گروه كوهنورد است كه دارد در راهى حركت ميكند. راه سختى است و البته مشكلاتى دارد؛ گاهى آب ميخواهند، گاهى غذا ميخواهند، گاهى مشكلات دارند، گاهى به يك مانعى برخورد ميكنند؛ اما دارند طرف بالا ميروند. مشكلات ما از اين قبيل است. مشكلات اروپائى‌ها مثل اتوبوسى است كه زير بهمن گير كرده.»

– «يك واقعيت ديگر، توان افزايش‌يافته در درون جمهورى اسلامى است. ما كشور قدرتمندى هستيم. ما كشور دارا و توانائى هستيم. از لحاظ منابع، ما در رتبه‌هاى بالاى جهانى هستيم. در بعضى از منابع، رتبه‌ى اوّليم. در تركيب نفت و گاز، ما در دنيا اوّليم.»

– «واقعيت ديگر، همين تحولات شمال آفريقا و تحولات مجموعه‌ى اين منطقه است. در بعضى جاها اين تحولات به تغيير نظامها و رژيمها منتهى شده؛ بعضى هم نشده.»

ما این موارد را عیناً و بدون هرگونه دخل و تصرف از بیانات رهبری نقل کردیم. البته ایشان برای این که مسؤلان و کارگزاران دقیقاً توجیه شوند برای هر یک از موارد فوق توضیحاتی نیز ارائه فرمودند که ذکر آن‌ها نوشتار ما را مطول و ملال آور خواهد کرد. خوانندگان محترم برای اطلاع کامل‌تر می‌توانند به متن سخنرانی ایشان مراجعه کنند.

اکنون خوب است به فهرست واقعیات سازنده وضع موجود از نگاه رهبری نظری مجدد بیندازیم. هر یک از این واقعیات نه‌گانه یا ناظر به قدرت و عظمت جمهوری اسلامی است و یا ناظر به ضعف و درماندگی اروپا و آمریکا. نیک روشن است از دل این بی‌طرفی علمی در تحلیل واقعیات، چه راهبردی برای مقابله با آمریکا و اروپا و تعیین سرنوشت کشور متولد خواهد شد! از میان واقعیات نه‌گانه فوق تنها واقعیت ردیف دوم ناظر به قدرت و برتری آمریکا و اروپاست و آن قدرت رسانه‌ای است. به عبارت بهتر ایشان در رویارویی موجود میان جمهوری اسلامی ایران و اروپا و آمریکا تنها مزیت و نقطه قوت طرف مقابل را قدرت رسانه‌ای آن‌ها دانسته‌اند که «انصافاً خوب می‌توانند پروپاگاندا بکنند» اما برای آن که کارگزاران نظام خیال نکنند این مزیت چیز مهم و تعیین کننده‌ای است بلافاصله می‌فرمایند این‌ها تنها «چند دولت هستند» که به قول ایشان گرفتار بحران‌های مختلفند اما با همین قدرت پروپاگاندا حرف خود را در سراسر دنیا چنان مطرح می‌کنند که گویی حرف همه جهان است. امروز اينها با توان تبليغاتى و رسانه‌اىِ بالاى خود «خودشان را به نام «جامعه‌ى جهانى» معرفى ميكنند، و دروغ ميگويند» بنابراین یک واقعیت هم که مخاطبان در وهله اول ممکن است فکر کنند واقعاً قدرت و امتیازی برای غربی‌ها محسوب می‌شود، صرفاً یک قدرت پوشالی است. یک ظاهر فریبی از نوع «واقعیت سازی» است.

خلاصه کنیم براساس آن‌چه که رهبری ترسیم کرده‌اند و آن را «واقعیت» و غیر آن را «واقعیت سازی» دانسته‌اند، در رویارویی امروز ایران با آمریکا و اروپا یک طرف ایران قدرتمند، برخوردار از پیشرفت‌های محیرالعقول علمی و فنی و دارای منابع و ثروت‌های بی‌نظیر در جهان، نیروی نظامی قدرتمند که آمریکا و غرب را مرعوب کرده، قرار دارد که همچون کوه‌نوردی کار کشته «به سمت قله می‌رود» و یک طرف هم اروپای گرفتار و در هم ریخته، «اتحاد اروپایی » که خود و واحد پولش«جداً در تهديد است». آمريكای گرفتار «كسرى بودجه‌ى فراوان، قرض فراوان، فشار مردم، حركت ضد وال‌استريت، حركت – به قول خودشان – نود و نُه درصدى» است که مانند «اتوبوسی هستند که در بهمن گیر کرده‌اند» البته این قدرت‌های در آستانه فروپاشی که گرفتار هزار و یک بدبختی هستند تنها یک نقطه قوت دارند و آن «پروپاگاندا» است که البته آن هم اصلاً مهم نیست. سؤال این است اگر موازنه قوای میان ایران و آمریکا و اروپا تا این حد به سود ایران است، چرا تحریم‌های سخت جاری ، کاهش پنجاه درصدی فروش نفت، کاهش ظرفیت تولید کارخانجات پتروشیمی تا حد ۴۰ درصد ظرفیت و تعطیلی پی‌درپی کارخانجات و در نتیجه افزایش قیمت ارز و تورم و بیکاری و … را (که البته همگی «واقعیت نما» هستند و نه «واقعیت»!)تحمل می‌کنیم و یک بار برای همیشه آمریکا و اروپا را که همچون «اتوبوسی در بهمن» در پایین دره گرفتار شده‌اند، سرجای خودشان نمی‌نشانیم و با اتکا به پیشرفت‌های شگرف علمی و قدرت تکنولوژیک و نظامی خود ناوهای آمریکا را در خلیج فارس دود نمی‌کنیم نمی‌فرستیم هوا و این بحران را به طور ریشه‌ای و بنیادین حل نمی‌کنیم؟ از دو حال خارج نیست یا تصویری که از واقعیات موجود داده‌اند خلاف واقع گفته‌اند و «واقعیت سازی» و «واقع‌نمایی» کرده‌اند یعنی همان کاری که به «دشمن» نسبت می‌دهند مرتکب شده‌اند و یا این که تقوی و مردانگی ما را از این کار منع می‌کند. انصافاُ خیلی تقوی و جوانمردی می‌خواهد که آدم این همه قدرت داشته باشد و به تعبیر رهبری در همین سخنرانی موقعیتش در برابر حریف موقعیت «بدر و خیبر» باشد باز هم به حریف زبون و در حال فروپاشی خود اجازه این همه گستاخی و زبان‌درازی بدهد که با هر موضع‌گیریش کسر مهمی از ارزش پول ملی کاسته شود و حقشان را کف دستش نگذارد. البته مقام معظم رهبری در ابتدای سخنان خود در این دیدار بر مسئله تقوی خیلی تأکید کردند و از حاضران خواستند که از ساعات و حتی دقایق ماه مبارک رمضان بهره ببرند زیرا «اين فرصتها از دست ميرود و در آن روزى كه هر ساعت ما، هر دقيقه‌ى ما، هر حركت ما، هر كلمه‌ى حرف ما حسابى دارد و محاسبه‌اى پاى آن هست، اين غفلت مايه‌ى حسرت خواهد شد. آنگاه وقت هم ديگر گذشته است؛ «اذ قضى الأمر». كار از كار گذشته است».

به گمان ما فرض دوم منتفی است زیرا اگر تقوی و خداترسی و مردانگی ما چنان است که در تعامل با آمریکا و اروپا نیز خود را ملتزم به رعایت آن می‌دانیم، به طریق اولی باید در عرصه تعامل با منتقدان داخلی نیز درجایی خود را نشان دهد. اما در این عرصه آن تقوی و خداترسی جای خود را به مشتی ادعاهای خلاف واقع و اتهامات کذب می‌دهد. از جمله این که درهمین سخنرانی با اشاره به مواضع خاتمی و دیپلماسی دولت اصلاحات و موافقتنامه سعد‌آباد می‌فرمایند:

«هر برهه‌اى كه ما در مقابل جبهه‌ى دشمن انعطاف نشان داديم و با توجيه‌هائى عقب‌نشينى كرديم …دشمن مواضع گستاخانه‌ترى عليه ما گرفته. در آن روزى كه ادبيات مسئولين ما آلوده شد به حرفها و تعبيرات تملق‌آميز نسبت به غرب و فرهنگ غربى، در آن روز اينها ما را «محور شرارت» معرفى كردند! … در همين قضيه‌ى هسته‌اى، آن وقتى كه ما با اينها همراهى كرديم و عقب‌نشينى كرديم – البته براى ما تجربه‌اى بود، اما اين واقعيت است – اينها جلو آمدند؛ اينقدر جلو آمدند كه من در همين حسينيه گفتم اگر بنا باشد كه اين روال از سوى آنها ادامه پيدا كند، من خودم وارد قضيه خواهم شد؛ و وارد قضيه شدم؛ ناچار شديم؛ اينها كار ما نيست.»

بگذریم از این که شکسته نفسی فرموده اند که «این‌ها کار ما نیست» وگرنه همه می‌دانند که امروز دیپلماسی هسته‌ای مستقیماً زیر نظر ایشان اداره می‌شود و دولت و وزارت امور خارجه هیچ نقشی در مذاکرات هسته‌ای ندارند. در آن روز هم دیپلماسی هسته‌ای اصلاحات بدون موافقت ایشان امکان اجرا نداشت کما این که با مخالفت ایشان آن دیپلماسی متوقف شد. اما آیا واقعاً موافقتنامه سعد آباد یک«عقب نشینی» یا از نوع «حرف‌ها و تعبیرهای تملق آمیز نسبت به غرب» بود؟ خوب است در بیانات خود مقام رهبری به دنبال پاسخ این پرسش بگردیم. ایشان در سال ۸۲ و اتفاقاً در دیداری مشابه یعنی دیدار با کارگزارن و مسؤلان نظام آن زمان – که البته با کارگزاران و مسؤلان امروزی نظام تفاوتی به ندازه تفاوت خاتمی با احمدی‌نژاد داشتند- در باره موافقتنامه سعدآباد فرمودند:

«كارى كه مسؤولان كردند، كار درستى بود. با تدبير و بدون پذيرش تسليم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه اى كه از طرف امريكاييها و صهيونيستها عليه جمهورى اسلامى طرّاحى شده بود، شكسته شود. … افراد مؤمن و غيور ما تصوّر مى كنند دولت تسليم شد، كه بايد گفت اين طور نيست و هيچ تسليمى تا اين جا وجود نداشته است. اين يك حركت سياسى و كار ديپلماسى است». (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام در یازدهم آبانماه سال ۸۲)

ملاحظه می‌فرمایید آن چه که مقام رهبری امروز آن را «عقب نشینی» تجربه‌ای تلخ و از نوع «حرف‌های تملق‌آمیز نسبت به غرب» به خاتمی و اصلاح طلبان نسبت می‌دهند و آنان را متهم به سازش می‌کنند در آن زمان از نظر ایشان «کاری درست» «با تدبیر» «بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور» و «یک حرکت سیاسی و کار دیپلماسی» بود. بی‌تردید در طول بیش از دو دهه رهبری ایشان کمتر موضع و اقدامی را در عرصه سیاست خارجی کشور می‌توان سراغ گرفت که ایشان این‌گونه و با این تعابیر از آن تمجید کرده باشند. اما این که چرا آن تدبیر و خدمت بزرگ امروز در نظر ایشان به خیانت تبدیل شده است خود ماجرایی دارد که شرح آن ما را از مقصود این نوشتار دور می‌کند. اما نکته‌ای که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار آن گذشت این است که طبعاً از این هر دو مدعای متناقض یعنی آن مدح و ثنا و این ذم و تقبیح نمی تواند درست باشد لاجرم یکی از آن‌ها کذب و از نوع «واقعیت‌نمایی»و «واقعیت سازی» است. کسانی که از وضعیت خطرناک کنونی کشور که نتیجه رهبری‌های مقام رهبری است،‌ آگاهی دارند می‌توانند قضاوت کنند که کدامیک از این دو ادعای متناقض صحیح و کدامیک کاذب است و چه کسی به کشور خدمت کرد و چه کسی خیانت. اما اکنون ما در صدد اثبات درستی یکی و نادرستی دیگری نیستیم. چه سخن گذشته رهبری صحیح و نظر اخیر ایشان خلاف واقع باشد و یا برعکس، آن‌چه مسلم است این است که اولاً ایشان مرتکب خلاف گویی آگاهانه آشکاری شده‌اند و ثانیاً آن‌چه را که امروز«عقب‌نشینی» و سازشکاری با دشمن می‌خوانند با تأیید و حمایت مطلق ایشان انجام شده است.

تا این جا مشاهده شد که در این سخنرانی هم تصویری که از واقعیات موجود به دست داده شده و هم اتهاماتی که به خاتمی و اصلاح طلبان زده شده کذب محض است. اما مسئله صرفاً خلاف‌گویی نیست. زشت‌تر و ناپسندتر از خلاف گویی، آن است که به مصداق آیه «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم» به دیگران متذکر شویم که «هر كلمه‌ى حرف ما حسابى دارد و محاسبه‌اى پاى آن هست» اما خود دیگران را بی‌حساب آماج تهمت و افترا قرار دهیم و باز بدتر و مذموم تر آن است که این اتهامات و خلاف واقع‌ها را علیه کسانی برزبان برانیم که یا در گوشه زندانند و یا دهانشان را بسته و امکان دفاع را از آنان سلب کرده‌ایم. اکنون این معتقدان به ولایت فقیه هستند که باید گفته امام خمینی را به خاطر آورند «اگر ولی فقیه یک گناه کند از ولایت ساقط و برکنار می شود.»

از حق نگذریم در این سخنرانی ادعا و سخن صحیح ارزشمند نیز وجود دارد. شاید تنها سخن صحیح در این سخنرانی آن‌جا بود که فرمودند:

«مردم مايلند عزت ملى داشته باشند، مردم مايلند زندگى ايمانمدار و دينمدار داشته باشند، مردم مايلند در امور اداره‌ى كشور و مديريت كشور سهيم باشند – يعنى مردم‌سالارى – مردم مايلند پيشرفت داشته باشند، استقلال سياسى و اقتصادى داشته باشند؛ اينها خواسته‌هاى عمومى مردم است. اين خواسته‌ها، واقعيتهاى جامعه است؛ اين واقعيتها دقيقاً در جهت آرمان‌خواهى است؛ اينها كه مسائل تحليلى و ذهنى نيست، اينها كه موهومات نيست، اينها كه ذهنيات نيست؛ اينها واقعياتى است كه در جامعه وجود دارد. يك جامعه‌ى زنده و مؤمن دنبال اين چيزهاست؛ ميخواهد عزت ملى داشته باشد، ميخواهد استقلال داشته باشد، ميخواهد پيشرفت داشته باشد، ميخواهد آبروى بين‌المللى داشته باشد؛ اينها خواسته‌هائى است كه مردم دارند؛ اينها در جهت آرمانهاست؛ و اين خواستن، جزو واقعيتهاى قطعى جامعه است.»

آری همه این‌ها جزو واقعیات قطعی جامعه ماست اما سؤال این است که در دوره رهبری ایشان کدامیک از این آرمان‌ها جامه عمل پوشیده است؟ و چه چشم انداز روشنی برای تحقق تنها بخشی از این واقعیات گشوده شده است؟ آیا سرکوب و حبس و شکنجه مخالفان و منتقدان در زندان‌ها و فجایعی مانند کهریزک و بستن احزاب و توقیف مطبوعات و تبدیل کردن ایران به بزرگترین زندان روزنامه نگاران نشانه «سهیم شدن مردم در مدیریت کشور» است و یا فسادهای مالی بی‌سابقه در تاریخ کشور و بلکه در جهان معاصر،‌فقر و بیکاری و تورم و گرانی نشانه «يك جامعه‌ى زنده و مؤمن» و یا چوب حراج زدن به نفت‌های سرگردان روی دریا،‌ پرکردن بازار کشور از اجناس چینی و ایفای نقش کارگزاری روسیه و چین در منطقه از جمله سوریه نشانه «استقلال اقتصادی و سیاسی»؟ در باره این سخنرانی، سخن بسیار است اما چه کنیم که مجال محدود است و طولانی شدن نوشتار موجب ملال خواننده.


76 پاسخ به “واقعیت‌ها و واقعیت‌‌سازی‌ها؛ نگاهی به اظهارات اخیر رهبری”

  1. ناشناس گفت:

    خیلی خوب بود

  2. امیر گفت:

    دنیا دار مکافات است. آنجا که این … هر حرفی می زند و هر کاری می کند فریاد می زند که این خواست مردم است باید منتظر همین حرکت و انعکاس نیز بر علیه خود می بود که اکنون آمریکا و اروپا ادعا می کنند که از طرف جهان در مقابل هسته ای شدن ایران ایستاده اند.واقعا شباهت عجیبی بین این دو موضوع هست.

  3. aa گفت:

    خاک بر سرتان با دروغهایتان.ما با ولایت زنده ایم.بروید توبه کنید.

  4. ناشناس گفت:

    البته سخنان رهبری به عنوان یک راهبرد کلی نقصی ندارد. شاید امروز هم جمهوری اسلامی ایران می خواهد نظریه جدیدی در اداره امور بگذارد که برخلاف کاپیتالسم و کمونیسم است که هنوز به راهکارهای عملی دست یافتن به آن دست پیدا نکرده. یعنی می خواهد اصالت را از پول و سرمایه و یا قدرت دولتی بگیرد و به مردم واگذار کند که البته صد در صد در این امر ناموفق بوده و نتوانسته در میانه این دو حرکت کند و نمونه اش زندانیان عقیدتی دربند و حذف و حصر دگراندیشان است. من صحبت ها و آرمانهای ایشان را درک می کنم ولی ایشان راه حلی ارائه نمی کند. با آرمان هم نمی توان کشوری را اداره کرد ولی امیدوارم که بشود. نکته دیگری هم که می خواستم بگویم این است که اگر هنوز عده زیادی از ملت، خصوصا نسل اول انقلاب به دنبال اصلاح نظام از درون هستند به احترام آرمانهای امام راحل و خون شهداست و تمام تلاش خود را برای ساختن جامعه دوبعدی مادی و معنوی می کنند. امیدوارم کاری نشود که این نسل هم مایوس شوند.

  5. ناظر گفت:

    البته که امروز که نوبت عقب نشینی و احتمالا تسلیم رسیده است ، دخالت در مسئله هسته ای کار رهبر نیست و نابسامانیهای اقتصادی هم بلاگردانی چون احمدی نژاد و جریان انحرافی یافته است که با شدت تمام از ناحیه خواص رهبری تلقین میشود . اسناد آن هم پس از اتمام دوره ریاست جمهوری و کوتاه شدن دست دولتیان از هرگونه تریبون و قدرت دولتی ، افشا خواهد شد . میماند ناوهای دشمن در خلیج فارس که آنهم به کوری چشم هر گونه تحلیل گر واقعیت نشناس ، در اثر تضرعهای شبانه و التجا به جمکران ، دود شده و به هوا خواهند رفت . انشاء الله .

  6. ناشناس گفت:

    این یک واقعیت است که جمهوری اسلامی روز به روز به سقوط بیشتر نزد یک می شود.در ضمن دروغگو کم حافظه است ویاد ش می رود چه گفته وچه کار هایی کرده است

  7. ناشناس گفت:

    اقای شمس واقعا نویسنده ی قابلی است.از نوشتارهایشان بیشتر در سایت استفاده کنید

  8. ناشناس گفت:

    بله اینکه مرغ کیلویی 8000 تومان واقعیت سازی دشمن است شما اگر سراغ مرغ فروشی بروید برای هر کیلو مرغ از شما فقط و فقط 3000 تومان خواهد گرفت و ان 5000 تومان واقعیت سازی دشمن است به مرغ فروش واقعیت را بفرمایید حتما مرغ فروش سخنان رهبر را تایید میکند و این میشود اقتصاد مقاومتی است بله

  9. ناشناس گفت:

    ایشان از ابتدا صلاحیت رهبری را نداشتند. براساس قانون اساسی قبل از سال 68 ایشان رهبر شدند که براساس آن قانون ایشان مرجع تقلید نبودند بنابراین ایشان از ابتدا صلاحیت رهبری را نداشتند و براساس اصول قانون اساسی که می گوید یکی از شروط خلع ید و برکناری رهبری این است که مشحص شود که اگر رهبر از ابتدا صلاحیت رهبری نداشت عزل حواهد شد ایشان باید عزل شوند. دوما بنا به گفته امام اگر ولایت فقیه یک گناه کند از ولایت و رهبری می افتد بنابراین شما بشمارید گناهان ایشان را 1- دروغ گفتن در مورد خاتمی و دولت اصلاحات و مسئله هسته ای 2- نزدیک تر دانستن نظر حود به احمدی نژاد که منجر به حوادث و کشتار سال 88 شد. کشتار درکهریزک که ایشان با زرنگی خاصی پای خود را بیرون کشید و مرتضوی را عامل معرفی کرد3و 4و 5 و-…..

  10. نکیسا سامی گفت:

    «مردم مایلند عزت ملى داشته باشند، مردم مایلند زندگى ایمانمدار و دینمدار داشته باشند، مردم مایلند در امور اداره‌ى کشور و مدیریت کشور سهیم باشند – مردم مایلند پیشرفت داشته باشند، استقلال سیاسى و اقتصادى داشته باشند-مردم میخواهند عزت ملى داشته باشند، میخواهند آبروى بین‌المللى داشته باشند.»این سخنان کاملا بجابوده وخواسته های مشروع مردم را منعکس می کند ولی آیا باتوجه به موارد ذیل گوندینده این سخنان خود آنها را رعایت می کند تانوبت به مردم برسد ؟
    1-انصاب عامل اصلی فاجعه کهریزک به سمت رییس سسازمان تامین اجتماعی از سوی کسی که نظراتش با گویند سخنان فوق در یک جهت می باشدنشانه سهیم بودن مردم در اداره امورکشور است>
    2- توصیه به مردم جهت خوردن اشکنه به جای مرغ نشانه عزت ملی وپیشرفت مردم می باشد ؟
    3-اظهارات دادستان کل کشور و رییس دستگاه قضا مبنی بر اینکه متهمان دادگاه های اختلاس به خاطر کاهش مجازات خویش به نام مسئولان رده بالای کشور اشاره می کنند نشانه استقلال است ؟
    4-زندانی نمودن زنان بیگناه – درحصر وحبس نمودن نخست وزیر ورییس مجلس مورد تایید امام وعده زیادی از کسانی که برای انقلاب از جان مای گذاشتند- ممنوع الخروج نمودن دخترکی 13 ساله و پیرمردی96ساله ووووووو آیا نشانه عزت ملی است
    5- آیا بیان سخنان ماجراجویانه- دخالت درامور سایر کشورهاوطرح این پرسش که کی حاضراست چند اسراییلی را بکشد(رواج تروریزم) می تواند به آبروی بین المللی مردم منجر شود ؟
    6- ……………………
    7- ………………………
    باتوجه به موارد فوق وموارد عدیده دیگر ثابت می نماید که بیان اظهارات فوق از سوی مسئول اول کشور چیزی جز بر سر کار گذاشتن مردم نیست .

  11. ناشناس گفت:

    منظور ایشان از پیشرفت در تمام حوزه ها.حوزه های علمیه قم بوده است که مصباح یزیدی یکی از کارگزارانش است.

  12. ali گفت:

    مطالب رهبری عمیقا تاسف بار است :

    1- بهتر است ایشان بعد از این همه سال حکومت به فکر بازنشستگی و واگذاری حکومت در یک روال دموکراتیک به دیگران باشند حکومت ملک شخصی ایشان نیست و نظام هم مال شخص ایشان نیست.

    2–مجموعه سیاست های ایشان در سال های طولانی رهبری بر پایه ضدیت بی دلیل با دنیا که ناشی از عدم اعتماد به نفس است بوده و از این ناحیه ایشان جامعه ایرانی را از جامعه جهانی جدا کرده اند.

    3- ایشان در طول سال های حاکمیت خود همیشه از ازادی مطبوعات و احزاب ترس و واهمه داشته و با انواع سفسطه ها جلو ان را گرفته است چون ایشان مطمن هستند ایشان محبوبیتی در بین مردم ندارند و ازادی احزاب و مطبوعات و تجلی اراده اصلی مردم نهایتا منجر به بر کناری یا کناره گیری ایشان خواهد شد.

    3- اقای خامنه ای در طول سال های طولانی حکومت خود همواره سعی در کنار گذاشتن نزدیکان امام و معرفی خود به عنوان تنها مرجع افکار امام داشته . معلوم نیست چرا هیچ کدام از خانواده امام از مرحوم حاج احمد گرفته تا اقای سید حسن هیچ مسوولیتی در حاکمیت نداشته و ندارند و چرا باید اقاانی چون محتشمی . کروبی . موسوی . مسوی اردبیلی و…. از فردای حکومت ایشان با ان کوله بار تجربه مغضوب درگاه سلطان شده اند.

  13. davood گفت:

    نوشته‌ي خوبي بود. ممنون. اما سؤال اين است: اين بابا ارزش نقد هم دارد؟ به خصوص با اين لحن زيادي مؤدبانه؟

  14. موسی گفت:

    نام انانی که منافع ملی ورفاه واسایش برای کشورشان رقم زدند باقی خواهد ماند ….نه کسانی که موجب اختناق فقر فحشا اعتیاد بیکاریو..وسرمایهای کشور بتاراج بردند فساد اداری ورشوه واختلاس را ارتقائ دادند

  15. ناشناس گفت:

    روز را بعنوان شب و شب را بعنوان روز معرفی کردن و شعور همه را به هیچ گرفتن – اظهارات بوضوح کذب – وارونه جلوه دادن واقعیات _ اعلان این مطلب به مردم که به چشم خود اعتماد نکنید ولی به ادعاهای من فقط توجه کنید (بیکاری و گرانی را باور نکنید و ادعای من را که میگویم اینها واقعی نیست بپذیرید) تهمت و افترا به پاکترین افراد و….
    در آستانه ماه رمضان ، از زبان یک روحانی تآسف بارترین موضوع و نشانه باور نکردن خداوند و معاد است.

  16. سبز گرد همیشه گفت:

    سخنان جالب اما بی محتوایی بود اصل و ریشه در همه کارها رضایت مردو از مسئولین و رئیس حکومت است ایا در ایران این رضایت وجود دارد ؟ خیر اقای خامنه ای همه مردم در رنج و عذاب هستند و با سختی زندگی می کنند از خدا بترسید و از عذاب روز قیامت بهراسید این زندگی است که برای این ملت درست کرده اید همه غوطه ور در مشکلات هستند و دلیل ان هم ذهن و افکار محدود و پوچ شما است پس بیشتر از این شعار ندهید و خود بزرگ بینی را کنار بگذارید از خدا بترسید به علی و عدالت او هم کمی بیندیشید شما کجا و علی کجا حکومت شما از معاویه هم بدتر با این ملت می کند به خدا مانده ام چگونه می خواهید جواب 75 میلیون ایرانی را در روز جزا بدهید ادم از عذاب یک نفر در جزا می ترسد چه برسد به این همه ملت والله شما گناهکارید چشمتان را شیطان بسته و هر انچه به نظر خودتان خوب است را انجام می دهید از مردم و رضایت انان سخن گفته و در واقعییت مردم را بیچاره کرده اید مردم ایران انرژی هسته ای نمی خواهند اینان زندگی و رفاه می خواهند اگر امریکا اراده کند در یک چشم به هم زدن دودمان شما را به باد می دهد پس این همه از توانایی های پوچ و خنده دارتان در مقانل ابر قدرت ها پوز ندهید مردم شما را نمی خواهند و بس .

  17. بصیرت گفت:

    دوست عزیزنویسنده مطلب ضمن سپاس از نقد محترمانه تان : از شما خواهشی دارم بنده را راهنمایی کنید به یک آرشیو مطمئن بصری که بتوانم متن سخنرانی رهبری در 11 آبان 1382 ببینم که عین این مطالب را و در خصوص اقدام جناب آقای خاتمی گفته اند یاخیر زیرا در ماه پرهیز از دروغ – تهمت وهمه گناهان هستیم !!. اما اگر واقعا در آن زمان عین این مطالب را گفته و امروزه خاتمی را متهم به خیانت وعقب نشینی میکنند باید فاتحه نظامی که رهبرش علنی دروغ میگوید را خواند البته مواضع وفرمایشات تهی از تدبر قبلی ایشان از یادمان نرفته در سال 1376 ودر ایام انتخابات ریاست جمهوری که گفتند : هر کدام از کاندیداها (یعنی آقایان خاتمی وناطق نوری) رای بیاورند حکمشان را بنده تنفیذ می کنم گرچه هیچ کس آقای هاشمی نمی شود!!! . واین برای رهبری که در جایگاه فرا جناهی وبه منزله تکیه گاه پشتوانه و سنگ صبور برای همه مسئولان نظام باید باشد زیبنده ومتین نبود ودر ادامه فرمایشات در مورد آقای هاشمی آنگونه که اشاره کردید تا نزدیکی های عرش ایشان را (که هیچ کسی آقای هاشمی نمی شود) بالا بردند و نا گهان از بالا به زمین پرتاب کردند و آقای احمدی نژاد را که در هاله ای از نور !! مستور بود در آغوش گرفتند وگفتند مواضع ما به ایشان نزدیک تر است ویار غار دیروز یعنی هاشمی شد از خواص بی بصیرت!! واز خواندن نماز جمعه محروم شد تا جنتی قهرمان خطبه های نقض وبی نقطه سرشار از فصاحت وبلاغت بخواند جوری که هیچ کس پلک نزند!!!! و دزدی سه هزار میلیاردی از گلوی این گرامی مردم نجیب ایران انجام شد وچون مواضع نزدیک بود فرمودند کشش نهید و در اعتراض به دزدی آرای مردم وحضور میلیونی معترضان سال 88 در تهران که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تظاهرات قانونی است این اقدام بنا بر واقعیت سازی رهبری فتنه و اردو کشی خیابانی نام گرفت وسپاه پاسداران که بنا برفرموده امام راحل از دخالت در سیاست منع شده بود بر سیاست که هیچ بر دار و وندار مملکت مستولی شد ه وغارت میکنند تا جایی که صدای علی مطهری ( که درود خدا بر روان پاک پدرشهیدش باد) هم در آمد وچه طنز تلخی است که این سپاهیان به قول نوری زاد ولایتمدارترین افراد جامعه هستند البته تا جایی که خطر جانی و مالی نداشته باشد و در آن هنگام باز جوانان بسیجی باید بیایند تکه تکه شوند وعزیزان سپاهی در نقش حاجی گرینوف قبول زحمت کنند تا آب ها از آسیاب بیفتد و البته این بار دیگر چیزی از ایران نمی ماند . خدایا در این ماه عزیز باد غرور وتوهم را از سر رهبر ما بیرون کن واورا به تصمیمی مجاب کن که خیر این ملت در آن باشد آمین

  18. دوست گفت:

    باید از ولی امر مسلمین جهان پرسید : مگر جنابعالی در دوره اصلاحات رهبر نبودید ؟ اگر چنان بود که می گویید , آن روز مگر مسولیت سکانداری نظام را نداشتید ؟ شما که سر موضوع مطبوعات آن چنان تند و بی مهابا رفتید که یک شبه دستور توقیف فله ای مطبوعات را دادید , آیا نمی توانستید با نهیبی دولت را به راه راست آورید ؟
    حیف که ایشان تا کنون یک کنفرانس مطبوعاتی نگذاشته اند ؛ البته کنفرانس مطبوعاتی هم نیاز به خبرنگارانی جسور دارد که حالا در زندانند.
    ( یک دوست نگران از کابل )

  19. ناشناس گفت:

    خلاصه اینکه…ولایتت باطله

  20. ناشناس گفت:

    بابا از اولش مرغ پخته هم میفهمید , ایشان که به ماورا ارتباط دارن هم ختما میدونستن . حالا اگه یه سندی تو سازمان ملل در رابطه با اشعار ایشان ثبت بشه خیلی خوب میشه ها

  21. amir گفت:

    لطفا رهبری عزیز سریال مختار رو دوباره نگاه کنند که چطور ایشون در عین فساد خواص یهوئی هوا شدن ، زدن تو دارلحکومه حسابشو رسیدن. بابا رهبر کی باید از لاکی که براش ساختن بیاد بیرون و اطلاعات غلطی که بهش دادنو با واقعیات مشاهده کنه.آقای رهبر به خدا به پیر قسم نظام در حال سقوط اقتصادیه بابا اگه فکر خودت و نتایج تصمیم هات نیستی اقلا به فکر خانواده شهدا و جانباز ها باش که اگه نظام سقوط کنه چه بلائی سر اینها میاد.بابا از عراق و لیبی درس بگیرید.مارو بدبخت تر نکنید.بابا برید بیرون کشور ببینید به سیاستهای شما مردم دنیا تاکیدم مردم دنیاست چه جوری نگاه میکنن.از ترکیه دوست و برادر بگیر تا اروپا و امریکا.مردم ایران مضحکه شدن بهمون میخندن.با این همه منابع غنی بعد از 30 سال بازم ته خطیم.نمودید مارو ببا این سیستمتون.

  22. ارش گفت:

    أيشان ظالم ترين رهبري ايست كه به جان ايران و إيراني افتاده . و ايران را روز به روز به عقب ، بي فرهنكي، بي اعتباري وذلت مي كشاند. من كه سألها ست در خارج هستم اين وضع را به خوبي مشاهده ميكنم .

  23. ناشناس گفت:

    پاسخها بر اساس استفتائات از دفتر حضرت آیت ا.. مصباح یزدی تنظیم شده است.
    با تشکر از ایشان!!!.
    س : آیا ولایت فقیه مستقیما توسط مردم انتخاب می شود؟

    ج : بدلیل اینکه عقل مردم قاصر از پی بردن به فقیه افقه ، اعدل، اعلم و اتقی می باشد، ولی فقیه بصورت غیر مستقیم و از طریق مجتهدین تایید شده از طرف شورای نگهبان انتخاب می شود و لذا بصورت انتخاب غیر مستقیم مردم می باشد.
    البته اینها همه ظواهر امراست و الا انتخاب مستقیما توسط خداوند تبارک و تعالی انجام می شود و اوست که دلهای مجتهدین مجلس خبرگان را بسوی ولی فقیه می گرداند.

    س : آیا ولایت فقیه محدودیت زمانی دارد (مثلا چهار یا پنج سال) یا مادام العمر است؟

    ج : بدلیل اینکه ولی فقیه نایب امام معصوم ومنتخب و منصوب از طرف خداوند تبارک و تعالی است ، نامحدود و مادام العمر است.

    س : آیا ولی فقیه در مقابل سایرین پاسخگوست؟

    ج : خیر ، ایشان فقط در مقابل خداوند تبارک و تعالی پاسخگوست و در مقابل سایر افراد غیر پاسخگوست.

    س : آیا ولی فقیه برای مردم عادی نقد شدنی است؟

    ج : خیر همانگونه که عنوان شد عقل مردم عادی قاصر ازورود به این مسائل است و اساسا مردم عادی حق ورود به سیاست را به این معنا ندارند.

    س : آیا ولی فقیه از طرف سایر فقها نقد شدنی است؟

    ج : خیر ، سایر فقها حق دخالت در حکومت را از حیث اینکه فقیه هستند ندارند و از این لحاظ فرقی با مردم عادی ندارند ، لذا موضع سایر فقها و حتی مراجع نیز اطاعت است و ولی فقیه برای فقها نیزمثل سایرمردم غیر قابل نقد است.

    س : آیا اعضا مجلس خبرگان رهبری یا رئیس ان میتوانند از رهبری سئوال نمایند؟

    ج : مجلس خبرگان رهبری مجرای تجلی و ظهور مقام عظمای ولایت است ولی در ادامه کارهر گونه نظارت به هر صورت باطل است و حتی نوشتن نامه به ایشان حرمت شکنی محسوب می شود چون همانگونه که گفته شد از ایشان نباید در مورد اعمالشان سئوال کرد.
    نمونه این حرمت شکنی نامه اخیر اقای رفسنجانی (رئیس مجلس خبرگان رهبری) به مقام معظم رهبری بود ، که شاهد بی پاسخ گذاشتن نامه از طرف مقام ولایت بوده ایم که خود بهترین جواب است.

    س : اختیارات مقام عظمای ولایت محدود است یا نامحدود

    ج : مقام عظمای ولایت دارای اختیارات نامحدود است و می توانند درزمانی که لازم می بینند حتی واجبات شرعی مثل حج را نیز برای مدت محدود تعطیل کنند تا چه رسد به تصمیمات جزئی تراز قبیل عزل و نصب مقامات و …..

    س : آیا اختیارات مقام عظمای ولایت به مکان خاصی ( مثلا یک کشور خاص) محدود می شود؟

    ج : خیر ، اختیارات مقام عظمای ولایت هیچ قید مکانی ندارد و ایشان ولی امر مسلمین جهان هستند.

    س : آیا قانون اساسی قیدی برای اختیارات مقام ولایت محسوب می شود؟
    توضیح اینکه دریافتیم که اختیارات مقام عظمای ولایت در قید مکان و زمان خاص نیست، حال در خصوص قوانین وضع شده از طرف بشر (مثل قانون اساسی) چطور؟

    ج : خیرآنچه در قانون اساسی در رابطه با اختیارات مقام عظمای ولایت امده صرفا نمونه و کف اختیارات است و نه سقف ان و همانگونه که از عنوان ولایت مطلقه مشخص است ، این ولایت مطلقه بوده و در هیچ قید قانونی نمی گنجد و الا مطلقه نبود.
    س : با توجه به دستور و تاکید قرآن کریم مبنی بر بر مشورت ، آیا شورای فقها میتواند گزینه دیگری باشد؟

    ج : خیر ، ولایت درادامه رسالت و امامت بوده و در هر زمان مجرای فیض و عنایت الهی واحد است و لذا شورای فقها باطل است.

    س : موضع ما در مقابل اوامر ایشان چه باید باشد؟

    ج : چون ایشان نایب امام زمان (عج) می باشند، موضع مردم عادی ما در قبال ولایت مطلقه، باید اطاعت مطلقه باشد و تفکر و سئوال در مورد عملکرد ایشان از وساوس شیطان است که باید به خداوند متعال پناه برد.

  24. ناشناس گفت:

    این آسمان و ریسمان نماد … و خود رایی ، بی آنکه به نتایج سخنان بی محتوای خود بیندیشدوامکان اجرای آن را حتی در ظاهر بررسی کند نشان از ذهن پریشان و تحت امری دارد که خدا می داند از کجا مایه می گیرد.وگرنه نقض و نقص این یاوه ها بر هرمحققی معلوم است. این خود کامه از نا آشنایی کثیری از طرفدارانی جرات می گیرد که مدت هاست براثر سانسورو محدودیت شدید رسانه ای از حقایق امروز و وقایع چند ساله اخیر بی خبرنگاه داشته شده اند.او سخنان لغو خود را جهت تغذیه آنان بر زبان می راند. گاهی از نسل کشی برمه می گوید و رسانه های مزدور را وادار به صحنه آرایی های تصویری مونتاژ شده از وقایع نقاط مختلف از چین و هند و آتش سوزی های پراکنده می کند و به نظر خلق الله هنور خوش باور می رساند، گاهی اذهان را به سوی برداشتن محدودیت فرزند می کشد تا مردم عامی باور کنند برای فردای فرزندانشان مشکل اقتصادی و فرهنگی وجود ندارد ،گاهی سخن از جهاد اقتصادی و گاهی سخن از مقاومت اقتصادی و گاهی سخن از اقتصاد دانشی می زند . بر او که … حرجی نیست . بر روشنفکران و نویسندگان و دانایان قوم و به ویزه عالمان خردمند دین ایراد است که چرا خاموشند و اعلام نمی کنند این … زیان آور و البته بی ترمز در هیچ حوزه ای صلاحیت سخن گفتن با مردم مظلوم اما غافل این سرزمین سوخته از بیدادرا ندارد. ایراد بر برمردمی هم هست که زیر فشار روحی و اقتصادی و حقوقی خم شده اند و راه های برون رفت از آن را تجربه نمی کنند.
    روزگاری فرعون مدعی حفظ دین مردم راداشت . و موسی را تهدیدی برای اخراج مردم از دین معرفی می کردو به همین بهانه می خواست فرمان قتل موسی را بدهد . قرآن کریم اشاره دار که مرد باایمانی از دور ترین نقاط آمد و بساط خدعه و بی دینی ظاهری فرعون را به هم ریخت. فرعون را چه با دینداری !. او نماد فساد ، بی عدالتی ، کشتار و تبلیغات سفیهانه و سانسور است.
    با نگاهی به مظالم و دزدیها و تبعیضی که در جای جای کشور و در هر نهادی دیده می شود آیا می توان گفت فرعون نگران دین و حقوق مردم است؟ حاشا ! و کلا !
    این به تخت نشسته محبوس در جمع قارونها و هامان ها و محبوس نفس شیطانی ، تا حرس و نسل را تباه نسازد و شدیدتری خصومت های نفسش را بر علیه بندگان خدا اعمال نکند و به ناچار وادار به خاموشی نشود ،دست بردارنیست.و اینچنین است که کتاب خدا می فرماید، کذالک یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار . جباری که به روز بازپسین ایمان ندارد.

  25. عبید گفت:

    این حرفهای بی ربط چیست که ایشان می زنند؟ “مسئله آمریکا و غرب اصل اسلام و جمهوری اسلامی است و نه مسئله هسته‌ای” آقا شما ما را بچه فرض کرده اید و دارید ما راگول میزنید؟ مگر پاکستان در همسایگی مملکت ما هم کشور اسلامی نیست و هم کلی انرژی اتمی که چه عرض کنم مقدار معتنابهی کلاهک اتمی دارد که طبعا از انرژی اتمی خطرناک تر است. پس چرا آمریکا این همه به پاکستان کلک حقه باز که این نامرد بن لادن را در آب نمک خوابانده و از او محافظت می کرد که از هر دو طرف بدوشد، اما آمریکا با آن کشور کاری ندارد و حتی سالیانه میلیاردها دلار کمک بلاعوض به آن کشور می کند. آمریکا اگر با اسلام کار داشت اجازه میداد اینهمه مسلمان در کشور آمریکا درقلب نیویورک مسجد بسازند؟ به شما اجازه میداد که درشهرهای مختلف آمریکا حسینه و خانقاه بسازید و در شهرهای معروف دسته های سینه زنی راه بیندازید. آقا چرا حرف بی ربط میزنید مگر مردم بچه هستند؟ شما از صدتا مسلمان مقیم آمریکا بپرسید شمایی که قبلا در جمهوری اسلامی بودید و حالا در اینجا هستید کدام یک با شما اصلا کاری ندارد و مزاحم نماز و روزه و مراسم دینی شما نمی شوند. شما چشم دیدن سنی ها و دراویش را ندارید. این چه مملکتی است که سنی مسلمان یک مسجد در تهران ندارد. اما بیا و تعداد مساجد مسلمانان و مراکز تعلیماتی آنها را در شهرهای آمریکا نگاه کن و اگر توانستی آنها را بشماری آنقدر زیاد است که حساب از دستت خارج می شود. آقا والله ما بچه نیستیم. نشستی در بیت رهبری و عده ای پاچه خوار دورت را گرفته اند و این حرفها را که میزنی یک به به و چه چهی به نافت می بندند شما هم فکر می کنی که گل کاشتی. آقا والله اینگونه نیست. مردم به ریش خیلی ها می خندندو از این اوضاع هم دلشان خون خون است. بازم برات بنویسم؟ بازم میری آن بالا بگویی که ما کوتاه نمی آئیم و خود را برای تحریم های طولانی و سخت تر آماده کنید و با این حرفها خون مردم را به جوش بیاورید. آقا کاری نکنید که این مردم یک باره بدجوری بترکند. مردم ایران آدمهای خوبی هستند. با اینها اینگونه رفتار نکنید. من شما را نصیحت نمی کنم اما هشدار میدهم وضع بسیار خراب و بحرانی است. آتش زیر خاکستر است. این کارها باید به نحوی درست شود. شما نکنی شما با مسالمت نکنی با کشت و کشتار و خونریزی و خشونت انجام خواهد شد. مگر شوخی است مرغ کیلویی هشت هزار تومان، پیاز کیلویی هزار و چهارصد تومان آنوقت آن بابا که نفسش از جای گرم در می آید بگوید مرغ نیست “اشکنه” بخورید. او را به حضورت بخواه و بگو مردک برای درست کردن اشکنه هیچی لازم نباشد پیاز که لازم است با پیاز هزار و چهارصد تومانی به مردم توصیه می کنی اشکنه درست کنند؟ به او بگو مردک چرا با این حرفهای سخیف مردم را خشمگین تر می کنی؟

  26. شیرازی گفت:

    متاسفم برای نویسنده ی این تحلیل از سخنان خامنه ای
    سوال من اینه چرا مثل رسانه های حکومتی محیط و محاط خامنه ای همه ی فعل ها مربوط به خامنه ای جمع بسته شده ؟ مثل ایشان فرمودند ایشان گفتند رهبری نشستند رهبری برخاستند رهبری رفتند رهبری آمدند ، شاه خدا بیامرز هم اسیر همین فعل های جمع شده بود که دیگه نتونست نه خودشو نگه داره نه مملکتشو ، لطف کنید دست از چاپلوسی بردارید رهبری فقط یک نفر هست مثل بقیه ی آدم ها تا وقتی که نویسنده هایی از این دست داریم که فعل های یک آدم خودبین رو جمع می بنده هیچ وقت پیشرفت نمی کنیم هیچ وقت …

  27. ناشناس گفت:

    جالب بود. هم نقد هم سخنان رهبری

  28. ناشناس گفت:

    به ایران حمله نمیشود .تمام هرت تو پرتها برای غارت این ملت است.با تحریم کشور به جای می‌رسد که ثروت ملی‌ را بشکل سهام به خارجیها واگزارند!

  29. جاوید گفت:

    احتمالا رهبر فرزانه فراموش کرده اند که واقعیات مربوط به پیشرفت های صورت گرفته در سرکوب مسلمانان ایرانی ، صف های چند کلیومتری خرید ارزاق عمومی ،پیشرفت های مهم در نرخ بیکاری، افزایش نرخ تورم، کاهش نرخ ریال، انزوای بیشتر بین المللی، تعطیلی کارخانه ها درسال … را در میان واقعبات فهرست کرده خود بیاورند.

  30. اکبر گفت:

    چرا برای خامنه ای از افعال جمع استفاده می کنید یا فعلی مثل فرموده اند؟

  31. ناشناس گفت:

    یک مثل قدیمی میگه وای به روزی که گدازده پادشاه شود ،یکی دیگه هم میگه هرچه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک

  32. ناشناس گفت:

    جانم فدای رهبر

  33. ناشناس گفت:

    ننگ بر معاویه زمان
    یاحسین

  34. ناشناس گفت:

    سوال من این است که مگر در زمان خاتمی در مورد تصمیم های مهمی چون هسته ای و مذاکره با آمریکا و ……… ایشان تصمیم گیرنده بودند که حالا این سید بزرگوار را مقصر قلمداد می کنید ، در آن زمان هر چه خاتمی در مدت زمان زیادی رشته بود با یک سخنرانی آقای جنتی در خطبه های نماز جمعه تهران دود می شد و به هوا می رفت . ای وای بر جماعت غیر منصف ! در این ماه مبارک رمضان و با دهان روزه مجازات دروغگو را به خدای متعال که بر همه چیز احاطه دارد و داننده ی پیدا و نهان است واگذار می کنیم . اللهم اشغل الظالمین بالظالمین

  35. علی گفت:

    چه نویسنده بزدل و خود فروخته ای!
    همین تفکرات رو دارید که بعد بوش جرات میکنه و به ما میگه محور شرارت

  36. رضا گفت:

    اگر توجه کنید در تمامی سخنرانیهای ایشان چه در سالگرد انقلاب و ارتحال و این اواخر دیگر نامی از واژه آزادی دیده نمیشود. یعنی ملت استقلال و عزت می‌خواهد ولی آزادی نمیخواهد؟ بله درسته چون ایشان آزادی کامل را به ملت مرحمت فرموده‌اند. ازادی فقط برای دیگران یعنی مصر و بحرین و حتی کشورهای استبدادزده یوروپ و افرنج و امریکا خوب است. مردم ما که منتها درجه‌ی آزادی را آزموده‌اند و«حقیقتا» باید از ما تژکّر کنند. آورین بر ملت آزاد ایران اسلامی

  37. علی گفت:

    یادمه موقعی که امریکا تو افغانستان می جنگید، همه میگفتن دو سال دیگه ارزو میکنیم بریم افغانستان زندگی کنیم
    ولی از اون موقع چندین دوسال گذشته ولی هیچکس ارزوی زندگی در افغانستان رو نداره
    اون روزی که یه عده میگفتن بریم با طالبان متحد شیم و با امریکا بجنگیم ولی به تدبیر همین رهبر فریب نخوردیم و نرفتیم
    به یاد ارید روزی که امریکا به عراق حمله کرد و بعضی گفتند صدام، خالدبن ولید است برویم و با او متحد شویم و با امریکا بجنگیم ولی به تدبیر همین رهبر نرفتیم
    حالا هم بعضی ها خیلی حرفها می زنند ولی بازهم به تدبیر همین رهبر …………..

  38. خورشیدی گفت:

    دوستان مسلمان! روحانیون معظم٬ مداحهین اهل بیت٬ روضه خوانها٬ مومنین من فقط نشسته ام و خدا خدا می کنم که الهی این خامنه ای زنده باشد و الهی احمدی نژاد فرزند برومندش زنده باشد لاریجانی ها زنده باشند روحانیت زنده باد خدا کند این بیت رهبری دوسه سال دیگر چراغش روشن باشد و بر دل و روح و ادیات و معنویات ایرانیها ولایت کند. میدانید چرا!!!
    نه؟؟
    فقط دو سه سال! البته خیلی زیاد است ولی چه بهتر!!

  39. محمد گفت:

    نقد سخنان اقای خامنه ای به خاطر تناقض مدام در گفتار و کردار ارزش چندانی ندارد اما جهت تبادل نظر با دوستان عزیز چند مطلب را ذکر میکنم : 1) امام علی(علیه السلام) میفرماید: ” هر کس سخن زیاد بگوید خطایش نیز زیاد میشود.”! 2) پر واضح است اقای خامنه ای سخنان ملال اور _ که بیشتر در راستای تحکیم قدرت میباشد_ بسیار میگویند! و این پرگویی فتانت و هوشمندی _ که مایه ی تدبیر و تدقیق در امور است_ را از او ستانده است! و سختی که چند صباحی پیش بر زبان رانده است از یاد میبرد! 3) امام علی(علیه السلام) در فرازی دیگر با این مضمون می فرماید : ” در دوستی با کسی افراط نکنید شاید روزی ان دوستی به دشمنی مبدل گردد! و در دشمنی با کسی نیز از حد عبور نکنید که شاید روزی ان دشمنی به دوستی تبدیل گردد! 4) افراط در دوستی و دشمنی عنان را از دست اقای خامنه ای بریده است! و _ به تعبیر خودش_ به جای دیدن واقعیات رو واقع سازی اورده است! بعنوان مثال : ا از شخصیت انقلابی بدلی اقای احمدی نزاد یک شخصیت انقلابی واقعی نمایاند و از او یک رجایی دیگر ساخت ! اما دیری نپایید که به دولتی جن زده مستظهر به انواع اختلاس ریشه در یهود و مملو از جاسوس مذهبی نما برای بیگانگان تنزل یافت و واقعیت در نزد صاحبان خرد عیان اندر عیان شد! یا در دوستی با کشور برادر روسیه! کشوری که در نزد ایرانیان در خیانت شهره است! اما میبینیم چگونه خامنه ای افراط گونه روسیه را دوستی راستین نمایانده و بر فراز واقع نشانده! این در ارتباط با دوستی اما در ارتباط با دشمنی مثلا : با بزرگواران اقایان خاتمی موسوی کروبی و همراهان امام که دوستان واقعی اویند چنین افراط گونه انان را دشمن نمایاند که دیگر هیچ جای دوستی باقی نمانده است! یا در ارتباط با غرب و امریکا چنان در دشمنی افراط می کند که هیچ نکته ی مثبتی را در انها پیدا نمیکند! و گویی یک کلام با انان نمیشود گفت! 5) افراط گریهای خامنه ای که همگی ناشی از یک توهم بیمار گونه است کشور را در معرض انواع تهدید قرار داده است! 6) از دیگر فضایل بیشمار او نا بسامانیها را به گردن دیگران انداختن است! مثلا در همین قضیه ی هسته ای که از اول تا اخر دست اندر کارش خودش هست! اگر عیبی در کار بوده است که اینچنین هم نیست! بانی و باعث ان خودش بوده حال با انگیزه ی رقیب از میدان بدر کردن میاید و تهمتی بر گردن اصلاح طلبان میاندازد که هیچ واقعیتی ندارد! ایا واقع سازی غیر از این است ؟ اگر غرب اینگونه است اقای خامنه ای نیز همین است؟ پس فرق خامنه ای با اون همه ادعای واسلامای انقلابی با غرب د ر کجاست؟ 6) اقای خامنه ای از انقلاب اسلامی بدلی بیش باقی نگذاشته است که دیر یا زود نتایج ان اشکار خواهد شد! 7) اقای خامنه ای اگر میخواهد واقعیتها را انگونه که هست ببیند و بشنود به دو ر از ارعاب و ایجاد وحشت از قلعه ی اهنین خود _که کمتر واقعیتها به انجا میرسد _ بیرون بیاید ان وقت است که همه چیز روشن میشود ! روشن میشود که ایا مشکلات عدیده همگی ساخته دشمن است! یا انکار توهمی ذهن او!

  40. سبز استوار گفت:

    ما در این چند سال هرچه بدبختی کشیده ایم زیر سر همین بابایی است که خود کلمه باد می کنش. خوب یکی از دلایلی که او دچار توهم شده است, چاپلوسی ها و هندوانه هایی است که زیر بغلش گذاشته اند، که عمدتا توسط همین مصباح و دار و دسته اش صروت گرفته است. او را تا حد خدایی رسانده اند. مصباح علنا او را جزو معصومین برشمرده است. خوب تصورش را بکن هر کس در این پست قرار بگیرد ادعای خدایی می کند. این پست ولایت فقیه است که از او یک انسان بسیار خودخواه و متکبر ساخته است که می خواهد 75 میلیون فدای افکار پوچ اش شوند. او دقیقا معتقد است که اگر او نباشد بودن و و نبودن ملت هم هیچ فرقی نمی کند. یعنی یک ملت باید پیش مرگ من شود. او اگر این کشور را به خاک سیاه نشاند. این خط و این نشان. حالا شما مسئولین کلمه فعل جمع یه او ببندید و او را باد کنید. ایشان تصریح کردن. ایشان فرمودند. ایشان تاکید نمودند. ایشان خاطرنشان کردند. همش ایشان. یک بار نشد همین شخص بگوید بابا بگذار ببینیم این ملت دردش چیست. جای خودم ملت را بگذارم. به خدا قسم راه و روش او به معاویه بسیار شبیه است

  41. بلوچ گفت:

    2 سال دیگه تحمل کنید . خط / نشون \

  42. قبلا چه؟ گفت:

    خاک بر سرتان با دروغهایتان.ما با ولایت زنده ایم.بروید توبه کنید. ای کسی که این مطلب را نوشته ای یعنی قبلا که نه ولایت داشتیم و نه ولایتی، زنده نبودیم؟ این مملکت دست کم سه هزار سال تاریخ مدون دارد و هفت هزار سال تاریخ بر اساس یافته های باستان شناسی. یعنی تمام این دوران را باید کنار گذاشت و چسبید به همین مدتی که ولایت فقیه را راه انداختند؟ آقا جان ما چرا به جای عقل و منطق احساساتمان را به کار می بریم؟

  43. دلسوخته مملکت گفت:

    بابا زهر جام دیگر تمام شده و دیگر جام زهری نخواهد بود برای سرکشیدن ایندفعه نوبت هاراگیری است . منتظریم ببینیم

  44. باب گفت:

    دست خدا بالاترین دستهاست .
    ببینید از بشر چه ساخته اند.
    هر شروعی یک پایان دارد انوقت به پایان باید سلام کنی

  45. اهورا مزدا گفت:

    بسیار خووب بوود این مقاله امیدوارم چشم دل بعضیااا روشن و باز شود..ممنون

  46. کورش گفت:

    خداوند میفرماید بر هر ملتی همان قومی را مسلط نمودیم که شایسته آن هستند. ظاهرا امروز لیاقت این مردم بیشتر از این نیست .هر تغییری هزینه ای دارد و مردم سوریه امروز مشغول دادن این هزینه با جان خود وعزیزانشان هستند.تغییر نزدیک است.

  47. ناشناس گفت:

    کاش یخته سواد داشتی.من که از دشمن دانا خستگیم در میره. ولی کسی که اثباتش از ثبوتش بیشتر باشه حالم بهم میخوره. برو یخته زحمت بکش بعد حرفی هست بیا تا صحبت کنیم آقای شمس.

  48. عاشق ایران گفت:

    خدا رهبرم را حفظ کند

  49. ناشناس گفت:

    اینکه ایران قدرتمند و برخوردار از پیشرفتهای خارقالعاده علمی و فنی و ثروت سر شار و قدرت نظامی است در آن شک نکنید مطلبی که نا گفته مانده و منتقد محترم بیانات رهبری بآ ن توجه نمینمایند مدیریت جهانی مقام ریاست جمهوری است و طبیعی است با این مدیریت جهانی و با استفاده از پیشرفتهای محیر العقول و استراتزی حساب شده (خوراک اسکنه پیاز بجای مرغ) و جنگ نا منظم اقتصادی و تعطیلی کلیه عرصه های تولید و خدمات نه تنها امریکا کل دنیا ر ا میتوانیم بزانو در آوریم.

  50. ناشناس گفت:

    از خاطرات حسن روحانی با توجه

    پس از حملات آمريكا به افغانستان و در ادامه به عراق موج تازه اي عليه جمهوري اسلامي ايران شكل گرفته بود و غرب يكپارچه به دنبال ايجاد محدوديت هاي بيشتر و شديدتر با توسل به حربه پرونده هسته اي عليه ايران بود. در چنين فضايي كه احتمال حمله به ايران افزايش يافته بود تروييكاي اروپايي متشكل از سه كشور فرانسه، بريتانيا و آلمان، به جمهوري اسلامي پيشنهاد كردند كه غني سازي اورانيوم را در يك دوره اي كه مذاكرات هسته اي در جريان است، داوطلبانه متوقف كند تا نسبت به اين برنامه ابهام زدايي شود. در چنين فضايي توافقنامه سعدآباد در ۲۹ مهر ۱۳۸۲ برابر با ۲۱ اكتبر ۲۰۰۳ به امضا رسيد و به موجب آن از تاسيسات اتمي ايران بازرسي هاي گسترده اي به عمل آمد و فعاليت هاي مرتبط با غني سازي اورانيوم نيز در ايران متوقف شد. در اين مذاكرات رياست هيات ايراني را حسن روحاني و كمال خرازي بر عهده داشتند. رياست هيات اروپايي را هم دومينيك دو ويلپن، جك استراو و يوشكا فيشر وزيران خارجه سه كشور فرانسه، بريتانيا و آلمان بر عهده داشتند. اين توافقنامه اگرچه در دولت خاتمي به امضا رسيد ولي تصميم گيري براي آن تنها محدود به اين دولت نبوده و اين تصميمي بود كه سران نظام گرفتند. حسن روحاني نيز در نامه اعتراضي خود به معاون سياسي صداو سيما يك بار ديگر اين موضوع را مورد اشاره قرار داد و تاكيد كرد: «كليه سياست ها و اقدامات گروه هسته اي، از جمله دعوت از سه وزيرخارجه وقت اروپا و مذاكرات سعدآباد كه منتهي به بيانيه تهران شد، در چارچوب مصوبات سران نظام بوده و از قطعات افتخارآميز تاريخ سياسي كشور است. در اين رابطه، ضرورت دارد توجه شما را به بيانات مقام معظم رهبري مدظله در ديدار كارگزاران نظام (۱۱/۸/۱۳۸۲) دقيقا ۱۲ روز بعد از مذاكرات سعدآباد جلب كنم: «كاري كه مسوولان كردند، كار درستي بود. با تدبير و بدون پذيرش تسليم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه اي كه از طرف آمريكايي ها و صهيونيست ها عليه جمهوري اسلامي طراحي شده بود، شكسته شود. البته اين آغاز قضيه است و كار تمام نشده است. اگر ادامه اين كار به همين روالي كه تاكنون طراحي شده، ادامه پيدا كند، هيچ ايرادي ندارد