سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سبزها، اصلاح‌طلبان و انتخابات ریاست‌جمهوری (1)...

سبزها، اصلاح‌طلبان و انتخابات ریاست‌جمهوری (1)

چکیده :هر دوی این گرایش‌ها در چارچوب جنبش اعتراضی مردم ایران به شیوه اداره جامعه از سوی حاکمیت موجود جای می‌گیرند و اگرچه در سبک و سیاق مواجهه با این شیوه، روش‌هایی کاملا متفاوت را برگزیده‌اند، اما می‌توانند با گفت و گوی مبتنی بر اصول و معیارها برای رسیدن به کنشی مشترک تلاش کنند؛ گفت و گویی که متاسفانه در فضای سیاسی حاضر چندان در دسترس نمی‌نماید....


کلمه – محسن بخت آور:

نزدیک‌شدن به ایام برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری، ناگزیر تب بحث‌های سیاسی درباره نحوه مشارکت در این رخداد را بالا می‌برد. این مقوله به خصوص با توجه به آنچه در انتخابات پیشین روی داد و شیوه برخورد حاکمیت با اعتماد مردم و در نتیجه آن، اعتراض‌ها به سوءاستفاده از این اعتماد، وجه جدیدی یافته است که بر اساس آن، اکنون در میان جریان اصلاحات و جنبش سبز، سخنْ پیش از بحث درباره نحوه مشارکت، بر سر انتخاب نوع مشارکت است (معرفی کاندیدا یا تحریم). در واقع، تردیدی نیست که رخدادهای سه سال گذشته و چشم‌انداز پیش روی این جریان سیاسی به گونه‌ای است که قانع کردن همراهان و حامیان اجتماعی آنها در هر وجهی از این انواع، مستلزم برخورداری از مبنایی متقن و با دستاوردهای روشن است. به تعبیر دیگر، مخاطبان این گفتمان در جامعه باید بدانند که چرا به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات ترغیب می‌شوند و اقدام به این عمل، چه ثمرات یا پیامدهایی را می‌تواند برای آنها به دنبال داشته باشد.

در این میان، یکی از نقاط آسیب‌شناختی موجود، نبود گفت و گوی صریح و مستقیم میان قائلان به این دو نگرش است. هر دوی این گرایش‌ها در چارچوب جنبش اعتراضی مردم ایران به شیوه اداره جامعه از سوی حاکمیت موجود جای می‌گیرند و اگرچه در سبک و سیاق مواجهه با این شیوه، روش‌هایی کاملا متفاوت را برگزیده‌اند، اما می‌توانند با گفت و گوی مبتنی بر اصول و معیارها برای رسیدن به کنشی مشترک تلاش کنند؛ گفت و گویی که متاسفانه در فضای سیاسی حاضر چندان در دسترس نمی‌نماید. با این حال، ضروری است با جست و جوی حداقل نقاط مشترک، زمینه را برای شکل‌گیری این تعامل فراهم ساخت.

واقعیت آن است که بخشی از اصلاح‌طلبان، پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و سرکوب خشونت‌بار اعتراضات مردمی، مسیر تجدیدنظرطلبی در پیش گرفته‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که راه و روش رهبران جنبش سبز در پیگیری مداوم اولویت‌ها و عدم عقب‌نشینی از اعتراضات، چندان درست نبوده‌ است و علی‌رغم احترام و علاقه‌ای که به این رهبران محصور دارند، ترجیح می‌دهند خط سیاسی خود را از ایشان جدا کنند. البته این نگرش بیش از آنکه در بطن جامعه رواج و نفوذ یافته باشد، در میان برخی فعالان این رویکرد سیاسی مطرح است و به هر دلیلی، تا کنون نتوانسته است بدنه اجتماعی معترض به وضع موجود را با خود همراه کند. این جریان در طول سه سال گذشته به انحای مختلف تلاش کرد تا مرزبندی – هرچند مبهمی – را با جنبش سبز ایجاد کنند و تا حد امکان حتی از بردن نام «سبزها» نیز پرهیز می‌کرد. البته همان‌طور که گفته شد، این جریان هنوز نتوانسته است بدنه اجتماعی را با خود همراه سازد؛ که عدم مشارکت بخش عمده جامعه در انتخابات مجلس نهم خود موید این امر است.

اما به نظر می‌رسد اینک دست‌کم بخشی از متنفذان این رویکرد، به نوعی تجدیدنظر در روش‌های خود روی آورده‌اند. اگر تا دیروز نسبت آنها با جنبش سبز تنها دعایی مبهم برای «رفع حصرها» بود،‌ اینک حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه‌ای صراحتا از ضرورت لحاظ نمودن نظر آقایان موسوی و کروبی در تصمیم‌گیری برای نوع مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری سخن می‌گوید، و از سوی دیگر آقای خاتمی نیز به تصریح از بیانیه شماره 17 مهندس موسوی و شروط موکد در آن به عنوان موضوعی در خور توجه و کار نام می‌برد و خواستار کار و بحث بیشتر در این زمینه می‌شود. این مثال‌ها شاید در شرایط عادی چندان مهم جلوه نکند. اما در این موقعیت که حتی بدون نام بردن از رهبران جنبش سبز، آقایان به انواع فتنه‌گری‌ها و براندازی‌ها متهم می‌شوند، اتخاذ این رویکرد نشان از نگرشی جدید در این بخش از جریان معترض به وضع موجود دارد که لازم است در تصمیم‌گیری برای نوع مشارکت در نزدیک‌ترین عرصه کنش سیاسی پیش رو (انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری) مورد توجه جدی قرار گیرد.

به نظر می‌رسد اینک ضروری است واکنش متقابلی از سوی مشاوران امین جنبش سبز (که در غیبت آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد به انحای مختلف سعی در حفظ انسجام نظری و عملی این جنبش دارند) ارائه شود؛ پاسخی که اولا مبتنی بر اصول مصرح در منشور سبز باشد، و ثانیا امکان گام‌های بعدی برای تفاهم بیشتر بر سر نحوه مواجهه با انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم را فراهم آورد. به عنوان نمونه، به نظر می‌رسد اگر این مشاوران نشان دهند که تصلبی برای نپذیرفتن مشارکت در انتخابات مگر به شرط تحقق شرایط آرمانی مطلوب ندارند و حاضرند در صورت پذیرش عقل جمعی، حتی بر سر مشارکت در انتخاباتی با استانداردهای پایین‌تر از حداکثرها نیز وارد گفت و گو شوند و تحقق چنین حالتی را ممکن بینگارند، آنگاه جریان مقابل (اصلاح‌طلبان قائل به مشارکت مستقیم) نیز می‌توانند با اطمینان و مثبت‌اندیشی بیشتری به این گفت و گو ادامه دهند. واقعیت آن است که چنان‌که مهندس موسوی مکررا تاکید داشت؛ هرکسی که در جامعه به دنبال اجرای قانون باشد، سبز است و این سبزها هستند که نخست آغوش خود را بر روی دیگران می‌گشایند. آنچه در انتخابات مجلس نهم روی داد و شرکت سید محمد خاتمی در آن – که بحث‌ها و برای بسیاری، سرخوردگی‌های جدی را به دنبال داشت – نباید تنها ملاک مواجهه با این بخش از بدنه جنبش اعتراضی در نظر گرفته شود.

خاتمی اینک به صراحت اهمیت بیانیه‌های مهندس موسوی را پذیرفته است و این گام بلندی است که نباید به راحتی از آن گذشت. هرچند تردیدی نیست که مناسب است آقای خاتمی نشان دهند به این ملاک (بیانیه‌ها و شاید منشور) و در درجه اول به خرد جمعی پایبند خواهند بود، اما پیش از آن لازم است بدنه جنبش سبز آغوش گشاده خویش را بر ایشان و همراهانشان بنمایاند؛ کاری که بی‌تردید اگر رهبران محصور جنبش بودند، بدان دست می‌یازیدند.

فرصت چندانی تا انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم باقی نمانده است. رقیبان نیز با اتکا به منابع لایزال پول و قدرت و تبلیغ، عزم خویش را برای تحکیم سیطره بر ارکان مختلف نظام جزم کرده‌اند. در این میان نباید فراموش کرد که انتخابات ریاست‌جمهوری بنا به ماهیت فرایندی و همچنین تبعات حضور یا عدم حضور، کاملا با انتخابات مجلس متفاوت است. به‌عنوان نمونه، تنها این نکته را می‌توان در نظر گرفت که اگر جنبش سبز کاندیدای مورد اجماعی را برای این انتخابات معرفی کند، این کاندیدا مدت‌ها پیش از تصمیم‌گیری نهادهایی مانند شورای نگهبان درباره صلاحیت‌ها، می‌تواند با حضور در مناطق مختلف کشور، پیام‌آور آرمان‌ها، معیارها و شروط این جنبش باشد. این مقوله و ظرفیت‌ها و مخاطرات دیگری که تصمیم برای شرکت یا عدم شرکت در این انتخابات می‌تواند به همراه داشته باشد، از سوی نویسنده در نوشته‌های بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت. و البته اشتیاق فراوانم به آن است که دیگر همراهان و اندیشمندان نیز با بیان نقدها و پیشنهادهای خود، امکان پربارتر شدن این بحث را میسر کنند.


29 پاسخ به “سبزها، اصلاح‌طلبان و انتخابات ریاست‌جمهوری (1)”

  1. ناشناس گفت:

    مسئله من به عنوان عضو کوچک جنبش سبز این است که حاکمیت انحصارگر، قدرت را در اسلحه و کانونهای سیاسی و اقتصادی می داند اما ما می گوییم برگ رای ما از تمامی اینها قدرتش بیشتر است. هیچ طرفدار جنبش سبزی نمی خواهد که از طرق مدنی به جامعه مدنی نرسد اما قانع کردن طرف مقابل به قدرت ملت تنها از راه مقاومت ممکن است. ما تا اینجا آمده ایم و خسارت زیادی پرداخت کرده ایم و حاضر نیستیم که آنچه را که تا به حال به دست آورده ایم در یک بازی سیاسی که عاقبتش معلوم نیست- و در بهترین حالت روی کار آمدن دولتی اصلاح طلب است که چماقداران هر روز چوب لای چرخش می گذارند- به حراج بگذاریم. مگر اینکه آقایان کروبی و موسوی و خانم دکتر رهنورد به جای ملت چانه زنی کنند تا بساط چماق کشی و کفن پوشی در جامعه برچیده شده و همه مقید به قانون شوند. کانونهای پراکنده قدرت باید بساطش برچیده شود وگرنه نظام به پیش نخواهد رفت.

  2. ناشناس گفت:

    عمر این نظام تا انتخابات آینده کفاف نمی دهد. اکنون بسیاری از اصلاح طلبان از اتوبوس در حال سقوط این نظام خارج شده اند. نظامی که پشتوانه تئوریکش مصباح یزدی باشد محکوم به فروپاشی است. فقط معدودی از اصلاح طلبان هستند که هنوز امید به اصلاحات در درون چنین نظامی را دارند.

  3. ناشناس گفت:

    بنده به عنوان دانشجوی دکتری علوم سیاسی از دانشگاه تهران از همین الان مهر تحریم را محکم بر انتخابات می کوبم

  4. siavash گفت:

    من دیگر سرم کلاه نمی رود و به هیچ عنوان با شرکت در یک نمایش انتخاباتی دیگر به خون صانع ها و سهراب ها و اشکان ها و نداها خیانت نمی کنم.

  5. koosha گفت:

    جای سوال اینجاست که اصلاح طلبان به سر کردگی خاتمی به فرض اینکه با کمک جنبش سبز به ریاست جمهوری دست یابند چه تضمینی است که از حقوق مردم دفاع کنند یا اینکه به مانند هشت سالی که خاتمی رئیس جمهور بود تمام هم و غمشان راضی نگه داشتن رهبری، سازشکاری و در قدرت بودن نخواهد بود؟
    به فرض اینکه جنبش سبز بخواهد در انتخابات شرکت کند، با کدام کاندیدا؟ آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد به چه جرمی در حصرند و زندانیهای سیاسی و حقوق بشری به چه جرمی در زندان؟
    آقای خاتمی اگر خواهان خدمت و حق جویی برای مردم است لازم نیست که تنور انتخابات را گرم کند یا اینکه رئیس جمهور بشود. برای اثبات حرف خود و شها مت و صداقتش به طور مستقیم از رهبری بخواهد که خانمها ستوده و محمدی به چه جرمی با داشتن فرزندان خردسال و بیماری در زندان به سر میبرند و چرا حکومت آنها را رها نمیکند.
    و کلام آخر اینکه جنبش سبز تنور انتخابات را برای ریاست چه کسی داغ کند که تدارکاتچی بیت رهبری نباشد؟

    کوشا

  6. رامین گفت:

    نگارنده این مطلب به درستی به تمایز میارزه مدنی با انفعال تأکید کرده است. اتفاقا شخصیتی چون خاتمی باید بر این تمایز دقت کند چون به زعم ایشان هر شکلی از مقاومت و مبارزه امری خطرناک است و بنابراین می بینیم که حتا رأی ندادن در نظر ایشان بدل به براندازی می شود.
    چیزی که هیچگاه در روش خاتمی دیده نشد استقامت بود حتا استقامت بر روی همان خواسته های حداقلی. به محض حاد شدن مسائل می بینیم که ایشان و عقبه اش سریع پا پس می کشند و اب سردی بر پیکر مبارزه ات می ریزند. اما باید نگارنده دقت کند که میان مبارزه ی مدنی و براندازی هم هیچ تمایز ماهوی ای نیست. یعنی با روش مبارزه مدنی هم می شود تا پای سقوط رفت. مگر 57 چیز جز این بود. تماما ایام راهپیمایی مردم با سنین مختلف و اعتصاب و نافرمانی مدنی حاکم بود. یا نمونه چکسلواکی و افریقای جنوبی.
    انچه بانی انحراف مسیر یه مبارزه سیاسی و مدنی و مردمی را از انچه میتوان تسامحاً اصلاحات نامید با باز تسامحاً آنچه ساقط کردن یک رژیم یم سیاسی حاکم. شما نمونه سوریه را می بینید مقایسه کنید با نمونه مصر. انچه تظاهرات بچه ها و زنان و مردان سوریه را به درست شدن دسته های نظامی تغییر داد نه خود شیوه مردم بلکه زور و خشونت بشار اسد بود. کاری که مبارک و ارتش انجام ندادند. پس شما نمی توانید به مردم بگوید در هر شرایطی مبارزه مدنی و سیاسی را فقط در جهت اصلاح طلبی بکار ببندند. بخشی از ان در دست مردم است بخش بزرگ ان منوط به رفتار حاکمیت است.

  7. ناشناس گفت:

    انتخابات در صورتی‌ که با نظارت یک ارگان بی‌ طرف و یا با نظارت نمایندگان احزاب “نه احزاب ساختگی” صورت بگیرد قابل قبول است. این نظر من است.

  8. ناشناس گفت:

    شرکت در انتخابات ریاست جمهور ی خیانتی نابخشودنی است…شرکت کنند گان در انتخابات به بیشتر بسته شدن فضا و بسته شدن ر اه اصلاحات کمک خواهند کرد.از آقای خاتمی وبزر گان اصلاحات وآنانی که د لشان برای وطن می تپد صمیمانه خواهش می کنیم که در دام حاکمیت نیفتند…

  9. تبریز گفت:

    حاکمیت از ابتدا هدف خارج کردن اصلاح طلبان از قدرت را داشته است.
    اصلاح طلبان نباید به این تن دهند.
    به هر شکل ممکن باید وارد قدرت شوند تا مقاصد ملت را اعمال نمایند.
    روش آقای خاتمی صحیح است.

  10. فومنی گفت:

    از میان اصلاح طلبان فقط یک نام میتواند من وخانوادهام را دوباره پای صندوق بکشد وآن میر بزرگوار است نه ترسوهای بزدل .

  11. ناشناس گفت:

    من دیگر رای نمیدهم بخاطر اینکه کسی که به او رای دادم در حصر است و از رای من دفاع کرد و ماهها است که رنگ ازادی را ندیده او بخاطر ما به حصر افتاد و خود و خانواده شریف خود را به خطر انداخت و عافیت طلبی نکرد ایا من رای بدهم و دیگری اگر از رای من دفاع کرد به روزگار او دچار شود و اگر دفاع نکرد ترسو و بز دل باشد من رای نمیدهم

  12. ali گفت:

    وقتی انتصابات داریم نه انتخابات، به چه دلیلی رای بدیم؟؟؟دوباره بهمون بخندن؟من که این کار را انجام نمیدهم، شما چطور؟

  13. رضا گفت:

    این همان کاریست که خاتمی کرد و خزعلی به دنبال آن است و کم هم ناسزا نشنیدند
    و سخن درستیست که به بهانه انتخابات سخن بگوییم و فریاد اصلاح طلبان را به گوش همه برسانیم.حتی کسانی که دسترسی به اینترنت و ماهواره ندارند و حتی هنوز نمیدانند میر و کروبی در حصر هستند

  14. ناشناس گفت:

    هر كس در هر جبهه اي كه هست، بايد مبارزه را ادامه دهد، همه بر ارزشها اشتراك داريم. نبايد انتظار داشته باشيم همه به يك سبك مبارزه كنند. بايد از همديگر در جبهه هاي مختلف حمايت كنيم. مثلا اگر به قول معرف اصلاح طلبهاي افراطي نباشند، اصلاح طلبهاي معتدل كه قدرت چانه زني پيدا نميكند. اگر اصلاح طلبان معتدل نباشند،‌ اصلاح طلبي به تندروي متهم ميشود. به نظر من، همه مكمل هم هستيم و نبايد زياد به دنبال عمل كردن به يك روش باشيم. اتفاقا اگر در جبهه هاي مختلف مبارزه ادامه پيدا كند، امكان پيروزي مقتدرانه بيشتر است.

    سبز و اصلاح طلب و معترض و مخالف و برانداز و منتقد و … فرقي نميكند، همه بر سر اصول مشتركيم.

  15. محمد گفت:

    ما در دوران خاتمی هم اشتباه کردیم و خیلی تندروی کردیم
    باید با اعتدال عمل می کردیم. اصلاح طلبان هم دیگر نباید دوره ی خاتمی رو نصب العین خودشون قرار بدن . دیگه نباید خواسته های سیاسی نا معقولی رو مطرح کنیم که باعث متشنج شدن فضای کشور بشه . توی انتخابات 88 هم تقلبی نشد که بترسیم بازهم تقلب بشه . و این رو بدونید که ما همیشه از تندروی ها ضربه خوردیم.

  16. ناشناس گفت:

    در انتخابات شر کت نمی کنیم.

  17. آذر ایرانی گفت:

    روی سخنم در ابتدا با آقای محمد هست، واقعا وقاحت را مرزی هست که میگویی تقلب نشده؟؟؟ اما در مورد انتخابات نظر من این است که انتخابات 88 به ما نشان داد که حکومت نمیخواهد به رای مردم احترام بگذارد و حتی شهامت قبول تدارکچی(به قول آقای خاتمی) را ندارد. حال چه تضمینی وجود دارد که تغییری اتفاق بیفتد؟؟؟ سرمایه های اجتماعی خود را قدر بدانیم، چند بار میتوان ملتی را که از اقوام ،ادیان و نظرات مختلف تشکیل شده را چون خردا 88 متحد کرد؟ در طول یک صد سال اخیر چند نفر مانند آقایان موسوی و کروبی در کنار ملت ایستادند؟

  18. گمنام گفت:

    سرنوشت انتخابات رياست جمهوري آينده ايران بشدت با سرنوشت بشار اسد پيوند خورده است . اگر بشار اسد تا آن زمان سقوط کند اطمينان داشته باشيد که حاکميت دست به دامان اصلاح طلبان واقعي و جنبش سبز خواهد شد. با سقوط بشار اسد راه ديگري براي نظام جمهوري اسلامي نخواهد ماند.

  19. حمید گفت:

    مشکل جریانی که از مرزبندی مبهم با جنبش سبز به “بیانیه شماره 17 موسوی را درخور توجه دانستن” رسیده است ، این است که هنوز تکلیف خودش هم با حقوق مردم که مدعی دفاع از آن است ، یا به عبارت دیگرتکلیفش را با “حق” روشن نکرده است . “حق” حق است و چشم پوشی از جزء اندکی از آن هم ، آن را با ناحق یا به عبارت دیگر باطل می آمیزد . حق فطری انسان است ، این مولا علی بیرون آوردن خلخالی از پای زنی بزرگ می بیند ، برای آن است که قابل چشم پوشی نیست . نمیتوان انتخاب آزاد را حق و خواست مردم دانست و تقلب در آن را بد اخلاقی نامید . ووو

  20. بایکوت گفت:

    ما سبز ها غیرت داریم. تا زمانی که این حاکمیت بر سر کار است و برای ناراحتی مردم و خواستهای آنان وقعی نمی گذارد و خود در کاخ بلورین نشسته و فرمان میدهد که لنگش کنید و با تحریم ها بسازید تا جانتان بالا آید، مصالحه ای در کار نیست، ماهم می گوییم مصالحه ای در کار نیست ما هرگز در نهیچ انتخاباتی شرکت نخواهیم کرد. شما که شمشیر از نیام کشیده و با مردم که صاحبان حق هستند، خود را رودر رو ساخته اید، تا از کارها کناره گیری نکنید ما نه این حاکمیت را می پذیریم و نه در انتخاباتی شرکت کرده خون عزیزانی را که در وقایع جانگداز 88 ریخته شد، حرام نمی کنیم. ایرانیان با غیرت، سبزهای باغیرت، در انتخابات شرکت نخواهند کرد. نه در دماوند، نه در ورامین نه در گرمسار هیچ جا. انتخابات تا اطلاعیه بعدی بایکوت است. نیروی ملت بالاترین نیروهاست.

  21. نظر گفت:

    بنظر من اصلاً نباید در این انتخابات و انتخابات بعدی ریاست جمهوری کاندید اصلاح طلبان داشته باشند مطمئناً بعد از مدتی خود نظام بدنبال این جریان خواهد آمد عجله در این برهه اشتباه استراتژیک است

  22. ناشناس گفت:

    دیدگاه منطقی تنها گرفتن کرسی ریاست جمهوری نیست حرکت به سمت یک اصلاح واقعی است. آقای خاتمی و دوستانی که هنوز به فکر معامله با قدرت هستند بدانند که مردم دیگر چیزی به نام ولایت فقیه و دیکتاتوری دینی را نمی‌خواهند. ایشان باید یک راه‌حل درست ارایه کنند نه هی از نظام و دیکتاتور تعریف کنند.

  23. سبز مدرن گفت:

    وقتی شرایط تغییر نمی کند به انتخابات امیدی نمی رود. اصلاح طلبان هم نمی توانند شرایط را تغییر دهند.

  24. مملکته؟ گفت:

    ما برویم رای بدهیم و شما هرکس را که دلتان خواست از صندوق ها بیرون بکشید؟ غیرممکن است. بروید دنبال همان رئیس جمهور پارلمانی یکی از همین دست به سینه ها را نمایندگان بی عار و دست به سینه مجلس انتخاب کنند و بفرستند خدمت آقا تا مانند مستخدم و تدارکاتچی و غلام گوش به فرمان اوامر آقا را انجام دهد. استقلال قوای سه گانه یعنی کشک کدام استقلال مجلس می تواند بدون رضایت ایشان طرح و لایحه ای را تصویب کند؟ رئیس جمهور شصت و سه درصد(مثلا) می تواند وزیر خود را تغییر دهد؟ یا آقا مثل قرقی بالای سرش رسیده و مثل خلفای بنی امیه حکم حکومتی صادر خواهد کرد؟ شیخ صادق در قوه قضاییه می تواند حکم اعدام یک نفر را یک درجه تخفیف دهد یا باید برود خدمت آقا و بگوید”آقا اجازه امر میفرمایید که …” کدام استقلال کدام سه قوه ملت قیام کردند تا از دست دیکتاتوری شاه خلاص شوند، گیر دیکتاتوری افتادند که از او صد درجه بد تر است، کینه ای تر است، لجباز تر است. همه چیز را هم میخواهد مال خود کند. واقعا مملکته؟

  25. فدايي رهبر گفت:

    ميزان راي ملت است
    امام خميني(رفيق مير حسين)

  26. رضا گفت:

    تا پای جان پشت سر ولایت امام خامنه ایی ایستاده ام و جانم را فدایش میکنم

  27. حمید گفت:

    یه زمانی میگفتیم مردم دوجا به درد حکومت میخورن: یکی انتخابات، یکی هم تظاهرات… حکومت ثابت کرد که دیگه این دو جا هم ارزشی برای حضور مردم(واقعی) قائل نیست. نتایج انتخاباتش که یه شبه چپه اعلام میشه، برای تظاهرات هم که از روستاها و اطراف شهر به لطایف الحیل یه تعداد جمع میشن. کاش مسئولین عزیز یه روز اونقد شعور پیدا کنن که بفهمن چه آتیشی زیر خاکستر این 70 میلیون خوابیده. مردم واقعی ازترس برچسب “ضدولایت فقیه” و “ملحد” و “بی دین” و … جرات اظهارنظر ندارن. ولی وقتی یه دور توی خیابونا و تاکسیا و … همه جا میزنی میبینی واقعیت چیه… چرا آقایون نمیبینن اینارو؟ واقعا مصداق این جمله همین آقایونن که میگه :”آدم خوابو میشه ازخواب بیدار کرد ولی کسی که خودشو به خواب زده رو نمیشه !!! ”
    نظری درمورد شرکت در انتخابات ندارم. کاش میشد آقایون جرات کنن و از یه هیات بی طرف خارجی دعوت کنن که ناظر باشه. اونوقت خیلی از معادلات عوض میشد…

  28. ای کاش گفت:

    لطفا یه نفر به من بگه به عنوان یه اصلاح طلب برای رسیدن به اهدافمون باید در انتخابات آتی شرکت کنیم یا نه؟

  29. ابوالفضل گفت:

    فرق اصلاح طلبانی که از الان معرکه انتخابات را گرفته اند با امثال احمدی نژاد در چیست؟