انتقاد نوه امام خمینی از حجاب اجباری
چکیده :به نظر من، بسیار بهتر بود که ما حجاب را اجباری نمیکردیم. به خاطر اینکه ما با اجباری کردن حجاب، میخواستیم حاشیه امنیت جامعه را بالا ببریم، اما دقیقا برعکسش عمل کردیم و امنیت را پایین آوردیم... اگر از اجباری کردن حجاب، فقط میخواستیم حفظ ظاهر کنیم و ظاهر کشورمان را کشوری اسلامی نشان بدهیم، در همین کار هم موفق نبودیم... همانطور که کشف حجاب و اجباری کردن بیحجابی موفق نبود، اجباری کردن حجاب هم موفق نمیشود. اما متاسفانه در سال های 58، همه کارها انقلابی بود و دینی و عاقلانه نبود....
در ادامه بررسی ها درباره ریشه ماجرای حجاب اجباری در ایران و روندی که به وضعیت ناگوار کنونی منتهی شده، سایت جماران به قصد بازخوانی و بررسی نظرات امام خمینی(س) در رابطه با حجاب، و به خصوص برای آشنایی جوانان با نگاه و رفتار ایشان در این رابطه با نزدیکان خود، به سراغ یکی از نوه های امام رفته است.
نعیمه اشراقی، مهندس پتروشیمی و کارشناس ارشد صنایع از دانشگاه امیرکبیر، معاون مدیر عامل و عضو هیئت مدیره شرکت خدمات مهندسی نفت کیش است. جماران در مقدمه این مصاحبه نوشته که نعیمه اشراقی به دعوت ما برای مصاحبه پاسخ مثبت داده و با روی گشاده پذیرای سوالات شده، اما در ابتدای گفت و گو به سوابق تحصیلی– شغلی خود اشاره کرده که همگی در حوزه امور مهندسی هستند، و تاکید کرده که خود را در مسائل دینی و اجتماعی صاحب نظر نمی داند و تنها نظرات شخصی خود را بیان میکند. نظراتی که به نظر پخته تر از دیدگاه های مدعیان صاحبنظری می رسد.
کلمه مشروح این مصاحبه را بی کم و کاست در اختیار شما مخاطبان گرامی قرار می دهد و دعوت می کند که آن را با دید باز و انگیزه و نگاهی رو به آینده، بخوانید:
با توجه به آنکه در زمان فوت امام بزرگوار، شما بیست و چهار سال داشتید و بعد از انقلاب هم، در تمام ده سالی که ایشان در ایران در قید حیات بودند، همواره با امام بودید و به گفته خودتان، تقریبا در منزل امام بزرگ شدید، بفرمایید که نگاه امام به حجاب و خصوصا حجاب خانواده نزدیک خودشان چگونه بود؟
نظر امام راجع به حجاب مسلم است. چون تقید امام به حفظ شعائر دینی بر هیچ کس پوشیده نیست. اما نظر ایشان در این مورد نسبت به مراجع تقلید دیگر، چندان سخت گیرانه نبود. به خاطر دارم که در پاریس، در خانه، من بلوز و دامنی تنم بود و روسری بر سر داشتم. از امام پرسیدم که آیا این حجاب، حجاب کاملی است. ایشان هم فرمودند بله. البته تذکر دادند که حجاب برای محیطی هم که استفاده میشود، مهم است. در پاریس این حجاب اشکالی ندارد، اما شاید این حجاب برای شهری مانند قم حجاب کاملی نباشد. محیطی که در آن حضور دارید بر این مسئله که تا چه اندازه خودتان را پوشش دهید، تفاوت ایجاد می کند.
در رابطه با حجاب خانواده خودشان و دختران فامیل برخورد ایشان چگونه بود؟ برخورد نصیحت وار و پدرانه داشتند و برای مثال راهنمایی میکردند که این پوشش را انتخاب کنید بهتر است و بعد شما را در انتخاب آزاد میگذاشتند یا اجبار و تحکمی هم پشت آن نصیحت بود؟
امام اصولا با اجبار و تحکم و خشونت بسیار مخالف بودند. حتی در خصوص مسائلی مثل نماز. به خاطر دارم که زمانی مادربزرگم مسافرت رفته بودند و قرار بر این شد که من شبها در اتاق امام بخوابم. من هر شب به امام میگفتم که صبح من را برای نماز بیدار کنند. هر شب که میگفتم، ایشان صبح من را برای نماز بیدار میکردند. یک شب فراموش کردم به امام بگویم و صبح وقتی بیدار شدم، دیدم آفتاب زده است و امام من را بیدار نکردهاند. از ایشان سوال کردم و ایشان گفتند چون دیشب به من نگفتی، من بیدارت نکردم. اما بسیاری از آدمهای دین دار این طور نیستند. امام نسبت به هیچ مسئلهای، از جمله حجاب، با خشونت بر خورد نمیکردند. البته شاید نیازی هم نبوده است. به هر حال خانواده امام همگی به حفظ حجاب مقید بودند و اتفاقی نمیافتاد که نیاز به خشونت باشد.
در جریان پس از انقلاب اما اتفاقات بسیاری افتاد که اکنون ما در کشور شاهد حجاب اجباری هستیم. عدهای میگویند نظر امام در رابطه با اجبار پوشش برای خانمها دچار تغییر شد؛ به این صورت که پیش از انقلاب بیشتر بر عفت عمومی تاکید میکردند و میفرمودند که حجاب «حق» زن مسلمان است، اما پس از انقلاب، محور تاکیدات بر حجاب شرعی آمد و بیشتر تکیه بر این شد که حجاب «تکلیف» زن مسلمان است.
به نظر من، خیلی ظالمانه است که این را به امام نسبت بدهیم که نظرات ایشان قبل از انقلاب، یا در بحبوحه انقلاب و بعد از انقلاب، تغییر کرده است. امام زمانی که به رهبری انقلاب رسیدند با قبلش هیچ تفاوتی نکردند؛ نه رفتارشان، نه نظراتشان، نه زندگی شان و … . نمیتوانیم بگوییم که امام، قبل از انقلاب خواستند با دل مردم راه بیایند و پس از انقلاب، حجاب را اجباری کردند. اجباری شدن حجاب در کشور ما، نتیجه تصویب قانونی است که در مجلس انجام شد. امام هر وقت نظری راجع به حجاب میدادند، نظر شرعی میدادند و تنها وجه شرعی حجاب مدنظر ایشان بود. در واقع، از زمانی که امام(س)، مبارزات خود را با رژیم پهلوی آغاز کردند، تنها چیزی که مدنظر ایشان بود، تکلیف شرعیشان بود. حتی زمانی هم که در رأس حکومت قرار گرفتند فقط تکلیف شرعیشان تغییر کرد و نظراتشان تغییر نکرد. منتها شرایط جامعه تغییر کرد.
به هرحال، وقتی چیزی در کشوری قانون میشود، نباید از آن تخلف کرد و اگر کسی به آن ماده تصویب شده اعتراضی دارد، باید ساز و کار مشخصی را طی کند. راه اعتراض این نیست که بیقانونی صورت گیردوراه تغییر عبور از قانون نیست. اما این مسئله که حکومت بیاید و حجاب را اجباری کند، از نظر شرعی، برای من جای شک است. در اینکه حجاب مسئله ای فردی ست یا اجتماعی، بحث و نظر بسیار وجود دارد. ولی باید در نظر گرفت که برای رعایت نکردن حجاب، برعکس دزدی، روزهخواری و …، حدی در دین تعیین نشده است و به باور من، اجباری کردن حجاب وقتی معنا پیدا میکرد که دین، حدی برایش قائل شده باشد. در غیر این صورت، مانند نماز نخواندن که حدی ندارد، و ما نمیتوانیم فرد تارک نماز را زندانی یا مجازات کنیم، اجباری کردن حجاب هم از نظر شرعی پشتوانهای ندارد. گرچه در کشور ما قانون شده و تا جایی که این قانون پابرجاست رعایتش الزامی است.
به نظر من، بسیار بهتر بود که ما حجاب را اجباری نمیکردیم. به خاطر اینکه ما با اجباری کردن حجاب، میخواستیم حاشیه امنیت جامعه را بالا ببریم، اما دقیقا برعکسش عمل کردیم و امنیت را پایین آوردیم. وقتی ما در جامعه حجاب را اجباری کردیم، محدودیت و ممنوعیت ایجاد کردیم، روابط دختر و پسر را ممنوع کردیم، همه این مسائل از خیابانها به درون خانهها رفت. کسانی که به مسائل دینی اعتقادی ندارند، وقتی در خیابان به خواستههای خود نمیرسند، در خانهها، از مواد مخدر، مشروب و … استفاده میکنند و روابط غیراخلاقی میان دختر و پسر شکل میگیرد. در نتیجه ما امنیت را برای نسل جوان پایین آوردیم.
من چون در دو شهر لندن و تورنتو مدتی زندگی کردهام، تفاوتهای این دو شهر را با شهری مانند تهران دیدهام و میدانم. مشکلات دختر جوانی که در تهران، از منزل خارج میشود و مسیری را طی میکند تا به مقصد برسد، خیلی بیشتر از مشکلات دختر جوانی در شهری مانند تورنتو است. در آنجا، یک دختر جوان با یک خانم مسن و یا یک آقا فرقی ندارد و هیچکس به او تعرضی نمیکند و امنیت بالا است. منظورم از امنیت، معنای لغوی کلمه نیست. به نظر من ایران یکی از کشورهای خیلی امن است و تهران در مقایسه با شهرهای بزرگ دیگر بسیار شهر امنی است. منظور من، امنیت اجتماعی و حفظ حرمت و ارزش است. حرمت یک دختر در شهری مثل تهران بیشتر پایمال میشود تا در شهری که آزادی بیشتر است. به نظر من، با اجباری کردن و محدودیت گذاشتن ما به این وضعیت دچار شدهایم.
در این باره، خاطرهای از امام به یاد دارم. در حدود سال 1366، روزی به دانشگاه رفته بودم و رئیس انجمن اسلامی دانشگاه با من کار داشت. دیدیم یکی از پسران دانشجو، با چهرهای بسیار ناراحت از آنجا بیرون آمد. از رئیس انجمن پرسیدم علت ناراحتی آن آقا چه بود؟ او گفت که ما این آقا را، چندین بار با یک دختر جوان در خارج از دانشگاه دیدیم و به او تذکر دادیم اما فایده ای نکرد و اکنون او را اخراج کردیم. من گفتم که شاید این دختر، خواهر یا نامزد این آقا بوده و گفتند که ما تحقیق کردیم که این دختر نه نامزد این آقا بوده و نه خواهرش. من دیگر سوالی نکردم و به سمت خانه امام رفتم و امام سوال کردند که چه خبر؟ و من هم اتفاقی که در دانشگاه افتاده بود بیان کردم. ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند که همین الان برگرد و به آن فرد مسئول، از قول من بگو شما به هیچ عنوان حق تجسس در کار این دانشجو و اخراج او را ندارید.
به نظر شما، امام اعتقادی به اجباری شدن حجاب در حکومت اسلامی نداشتند.
در رابطه با اجباری بودن حجاب، در میان صحبتهای امام، من تنها در یک جا مشاهده کردم که از امام سوال شده بود که در شمال، خانمها با لباس شنا، به داخل شهر هم میروند؛ در این باره ما باید چکارکنیم؟ امام هم گفته بودند که خود مردم متدین مازندران اجازه نمیدهند که زنان لخت وارد شهرشان شوند. (جلد ۸ – صفحه ۳۳۹) اما هیچ جا به روشنی دیده نشده که ایشان میخواستند یا نمیخواستند که حجاب اجباری شود یا نه. من هم به یاد نمیآورم که امام برای اجباری شدن حجاب نظر خاصی داشته باشند. اما میدانم که با خشونت مخالف بودند. زمانی چند دانشجوی بسیجی نزد امام آمدند و از قاطعیت در مقابل بدحجابی از ایشان سوال کردند. امام در جواب فرمودند که منظور شما از قاطعیت چیست؟ اگر منظورتان برخورد فیزیکی ست، این اصلا درست نیست. باید با مدارا و محبت راجع به بدحجابی برخورد کرد و با خشونت نباید کاری کرد.
صحبتی از امام در 16 اسفند 57، در روزنامه کیهان نقل شده است که میفرمایند:«الآن وزارتخانهها باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانههاى اسلامى نباید زنهاى لخت بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند». (صحیفه نور ج6 329) گرچه پس از بیان این جمله، تا سال 62 حجاب به صورت اجبار قانونی در نیامد، اما همین سخن امام، تاثیر بسیاری بر این روند قانونی و تعزیری شدن حجاب داشت.
فرد می تواند در محیطش – برای مثال در ادارات – شرایطی را ایجاد کند و هر قانونی را بگذارد، اما این به آن معنا نیست که در کل جامعه اجرا شود و من نمیدانم که نظر امام این بوده که حجاب شرعی در کل جامعه اجباری شود یا خیر. اما به هر حال این اتفاق افتاده است.
در تعالیم اسلام هم، نه تنها در رابطه با حجاب، بلکه در اصل دین چنین مطرح است که زمانی ثواب و عقاب معنا پیدا میکند که آدمی اختیار و اراده داشته باشد. انسان بیاختیار و بیاراده، نه ثوابی دارد و نه عقابی. وقتی حجاب اجباری باشد دیگر امر پسندیدهای انجام نگرفته است.
با اجباری شدن حجاب، اقلیتی از زنان جامعه که به حجاب اعتقاد ندارند و مجبورند حجاب بگذارند، خودشان را به چهره ای درست میکنند که بسیار بدتر از بیحجابی است. شاید بین آنها، آدمهای شریف و نجیبی بسیاری هم باشد اما چهرهشان این را نشان نمیدهد. به هرحال هر اجباری، یک اعتراضی را در پی دارد. حجاب هم یک اجبار است و اعتراضی که در پی دارد، این است که با چنین قیافههایی بیرون میآیند و همه چیز با هم مخلوط میشود. در جامعهای آزاد، دختری که مثلا میخواهد به دانشگاه برود با چهرهای ساده میرود و به مهمانی با چهرهای دیگر میرود، اما در اینجا دختران ما در همه جا، چه دانشگاه، چه مهمانی، به یک شکل میروند.
یکی از علتهایی که در جامعه ما بر روی حجاب تا این حد سختگیری میشود، این است که حجاب را به عنوان یک شعار اسلامی میداند. اما به شرط آنکه اقلیتی که حجاب را قبول ندارند هم آن را بپذیرند. ولی چون این اقلیت، حجاب را نپذیرفتند، ما این شرایط حاد را داریم. بنابراین اگر از اجباری کردن حجاب، فقط میخواستیم حفظ ظاهر کنیم و ظاهر کشورمان را کشوری اسلامی نشان بدهیم، در همین کار هم موفق نبودیم. البته در شرایط کنونی، راه حل ما این نیست که اجباری بودن حجاب را برداریم. چون جامعه دچار شوک میشود.وامکان عوض کردن این امر بسادگی نیست.
برخی میگویند اجباری شدن حجاب در ایران پس از انقلاب، و خشونتهای بسیاری که افراد انقلابی با زنان بدحجاب میکردند، به این دلیل بوده است که ما در گذشته تاریخیمان با کشف حجاب روبرو شدهایم. یعنی افراد انقلابی ما، به عنوان یک ساز و کار هویتسازی، خودشان را در برابر حکومت پهلوی تعریف میکردند و مهمترین نماد این حکومت هم واقعه کشف حجاب بوده و این باعث شده است که حجاب به عنوان نماد انقلابی بودن مطرح شود. حتی زنان کمونیست را میبینیم که از حجاب، به عنوان نماد ضدغرب گرایی استفاه میکنند. یعنی حجاب از وجه دینی و عفافآور صرف خارج شده و جنبه سیاسی – تاریخی دوران، بیش از نگاه دینی در اجباری شدن حجاب دخیل بوده است.
بله. در کشوری که دچار انقلاب شده است، بعد از انقلاب، فکرها سطحی و احساسی است و فکر درست در آن صورت نمیگیرد. اگر فکر درستی اتفاق میافتاد، اتفاقاً کشف حجاب رضاخانی برای انقلابیون، درس عبرت میشد. همانطور که کشف حجاب و اجباری کردن بیحجابی موفق نبود، اجباری کردن حجاب هم موفق نمیشود. اما متاسفانه در سال های 58، همه کارها انقلابی بود و دینی و عاقلانه نبود واین امر اجتناب ناپذیر وطبیعت هرانقلابی است.
البته ریشه حجاب مربوط به اسلام نیست و حجاب از قبل از اسلام هم بوده است مثلا در میان قوم یهود ودر ایران باستان واحتمالا هند،وازآنچه درقانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و بعد از اسلام حجابدار شده است. و اینکه گفته میشود که بعد از اینکه ایرانیها مسلمان شدند و اسلام به ایران آمد، حجاب وارد دین شد، این هم جمله درستی نیست. زیرا آیه حجاب قبل از اینکه ایرانیها مسلمان شوند، نازل شد. اما بعد از اینکه ایرانیها مسلمان شدند، حجاب نسبت به حجاب اعراب در زمان پیغمبر سختتر شد.
به حجاب ریشههای ظالمانهای نسبت دادهاند. بعضی ریشه فلسفی و میل به رهبانیت و ریاضت به آن میدهند و بعضی، ریشه اجتماعی و عدم امنیت و عدالت را بیان میکنند و برخی ریشه اقتصادی را مطرح میکنند و پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی زن توسط مرد، و برخی ریشههای روانی را، همانند خوی زنانگی یا آنکه زن احساس حقارت دارد برای آنکه چیزی از مرد کمتر دارد. اما به نظر من این ریشهها، حداقل در مورد حجاب اسلامی درست نیستند. و اگر تاثیری هم داشته باشد، تاثیر خیلی کمی داشته است. به نظر من، حجاب، یک تدبیر ماهرانه قلبی و غریزی زن بوده است. زن حیا و حجاب، و ستر و پوشش را به عنوان تدبیری برای گران بها شدن در برابر مرد اندیشیده و آن را پذیرفته است. به نظر من بسیاری از زنانی که تقید به حجاب دارند، به آن علاقه دارند.
شما در سخنانتان بیان کردید که «پس از مسلمان شدن ایرانیها، حجاب نسبت به حجاب اعراب زمان پیغمبر سختتر شد»، به نظرتان در جریان تاثیرات و تطورات تاریخی، پوشش زنان امروز ما با پوشش زنان صدر اسلام چه تفاوتی یافته است؟ همچنین حجاب زنان ما را بیشتر عرفی میدانید یا شرعی؟
ما نمیتوانیم بگوییم که حجاب شرعی نیست، حجاب قطعاً شرعی است. به اعتقاد من، صرفا اجباری بودن حجاب است که شاید شرعی نباشد. البته حجاب به این شدتی که بعضی علما بر آن پافشاری میکنند، نیست و ما یک کم غلظت آن را زیاد کردهایم. مثلاً حجاب زنان پیغمبر با حجاب زنان دیگر فرق میکرده، و برای بقیه سختگیرانه نبوده است و ما خودمان، حجاب را سخت کردیم. برای مثال، استفاده از چادر برای کسی که فعالیت اجتماعی میکند، پوشش سخت و نامناسبی است، زیرا عملاً یک دست را از او گرفته است، زیرا یک دست او باید به چادرش باشد. البته نمیتوان به طور کلی گفت که چادر خوب است یا بد. چادر و در کل پوشش، بستگی دارد به کسی که میخواهد از آن استفاده کند و جایی که میخواهد در آن استفاده شود. در ایران که حجاب اجباری است نمیتوان نظر خاصی داد، ولی در کشورهای دیگر که حجاب اجباری نیست واقعا مصونیت ایجاد میکند و شما با حجابتان برای خود یک گارد درست کردهاید و راهی را بستهاید. البته حجاب در جوامعی که اجباری نیست، فرد را از سایرین متمایز میکند. به خاطر دارم که در یکی از شهرهای کانادا، به سمیناری رفته بودم و چون باحجاب بودم، متمایز بودم و به عنوان یک کارشناس روی من حساب نمیشد و حالت سمبلیک پیدا کرده بودم و به نظر میآمد که بیش از کارشناس بودن، من نماینده کشورم هستم. کلاً متمایز بودن درست نیست و حجاب کمی آدم را متمایز میکند و واقعیت آدم را تحتالشعاع قرار میدهد. و ما باید انتخاب کنیم که یا تحتالشعاع قرار نگیریم یا دستورات الهی را اجرا کنیم که ما مسلماً دستورات الهی را اجرا میکنیم و حجاب را میپذیریم. البته در کنار بعضی خصومتها و برخوردهای مغرضانه، حجاب برایتان احترام هم میآورد. مثل برخورد با یک پدر روحانی که بهش احترام میگذاریم به خاطر اینکه یک فرد روحانی است، حجاب هم برای یک زن در خارج از کشوراحترام ایجاد میکند.
آیا شما چادر را به عنوان پوشش انتخاب کردهاید؟
بله، چادر سر میکنم. من نسبت به حجاب نگاه مثبتی دارم و شخصا حجاب را دوست دارم. اما حقیقتا به چادر علاقه ندارم، چون هم سختی برایم ایجاد میکند و هم وقتی سر تا پای یک خانم سیاه است، چندان دید قشنگی در نگاه آدم ایجاد نمیکند. همچنین راحتی چادر خیلی کم است و فرد گاهی با چادر برای خودش خطر ایجاد میکند. اما چادر در خانواده ما مرسوم است و من به عنوان نوه امام، اگر این کار را نکنم، کاری متمایز انجام دادهام و کار متمایز انجام دادن را دوست ندارم. همچنین چادر در خانوادههای ما، مسئلهای سمبلیک است و من دوست ندارم از آن تخلف کنم. به نظر من، وقتی فرد وابسته به مرد بزرگی چون امام است، که از شرقی ترین نقطه عالم، تا غربی ترین نقطه، او را میشناسند، و شریف ترین انسانی ست که بسیاری در عمر خود دیدهاند، تعهدی ایجاد میشود و این تعهد برای من، عمل کردن به چیزهایی است که حتی ممکن است خلاف میل من باشد.














ای کاش بعضی ها تبلیغ حجاب رو از این خانم محترم یاد میگرفتند.
این کاری که گشت ارشاد الان در خیابانها انجام میده فقط و فقط در جوانها دین گریزی ایجاد میکنه.
البته به نظر من مسئولین هم این رو میدونن اما مجبورن چون تنها دلیل حکومت کردن به نام دین حفظ ظاهر جامعه است.
باباجان اولا قطعا امام آنقدر بینش داشتند که بدانند جامعه در مقابل اجبار معکوس عمل می کند . ثانیا چرا ما همه چیز را با معیار دیگران می سنجیم بهتره با مشاهده جامعه خودمان تصمیمی صحیح بگیریم تا جوانان بیشتر از این از دین عزیزمان اسلام فاصله نگیرند.
چرا امام شده برای ما قرآن، الان هم خودمون عقل داریم. لازم نیست ارجاع بدیم به امام. آخه همه چی داره لوس میشه دیگه. خوب یا بد بودن حجاب رو خیلی راحت میشه با نظر سنجی فهمید. امام شرایط خاص زمان خود را داشته، شاید الان امام بود جامعه ما کلا فرق می کرد.
دختران بی حجاب ما در دوران ستم شاهی مبارزه سياسی ميکردند، همراه با دوستان با حجابشان زندان ميرفتند و شکنجه میشدند. در مقابل ظلم و استثمار، دزدی و غارت اموال بيت المال توسط طبقه حاکم همپای دوستان با حجابشان می ايستادند. آيا حجاب داشتن يا نداشتن باعث بالا بردن توان فرد در مقابله با ظلم ميشود؟ جواب من منفی است. اين دو بطور بسيار غير مستقيم به هم مربوطند.
ياد مصاحبه ای از دختر نوجوان وزير اقتصاد فعلی مي افتم که از فزط چاقی روی يک صندلی جا نداشت و ميگفت بابام گفته ما به اندازه کافی پول داريم و احتياج به پول يارانه نداريم.
آيا با وچود داشتن حجاب دختر خانم آقای وزير حاضر است همان پايداری را در مقابل ظلم از خود نشان دهد که دختران با حجاب يا بی حجاب ما در سالهای قبل از انقلاب از خود نشان ميدادند؟ من رابطه ای بين حجاب و کفر ستيزی نميبينم. سوال اينجاست که آن دختران بي حجابی که سهمی در پيروزی اين انقلاب داشتند حال کجايند؟ عکسهايشان در کتب سانسور نشده انقلاب 57 موجود است. هنوز شاهدان آن انقلاب بزرگ زنده اند. چرا نبايد برای ساليان سال مبارزه با رژيم استبدادی برای آنها هم سهم کوچکی در ابراز عقيده و انتخاب نوع زندگی قائل شد؟ چرا اکثريت آنها را از خود رانديم؟ آيا اين خود نوع ديگری از استبداد نبوده و نيست؟ چرا زن ايرانی نبايد در انتخاب پوشش خود آزاد باشد؟ جواب اين سوالها را چه کسی قرار است به ما بدهد؟ چه کسی مسئوليت آزادی از دست رفته 3 نسل از دختران و زنان ايرانی را (تا بحال) ميپذيرد؟ اين فرياد را تا به کجای تاريخ بايد بکشيم؟ پروردگارا ما آزاديمان را ميخواهيم. چه بايد بکنيم؟
خانمی که مانتو شلوار می پوشه دیگه لزومی نداره یه چادر مشکی هم دور خودش بگیره به نظر من افراطه من به عنوان خانمی که حجاب را می پسندم اما با اجباری شدن آن مخالفم وقتی توی یه خیابون نگاه می کنیم رنگ غالب مشکیه که اصلا قشنگ نیست البته ما ایرانی ها عادت کردیم اما ایکاش این طور نبود .
خوب شد بالاخره به یه نتایجی رسیدین. خسته نباشید…
خانم اشراقی عزیز خیلی دلم می خواد بدونم اگه الان قدرت در دست خاندان محترمتون بود باز هم همین حرفا رو میزدی؟! کلمه اگه وجدان داری منتشر کن.
کلمه لطفا” سانسور نکنید:
من اعتراض دارم:تمام دختران وزنانی که دربدو انقلاب حی وحاضربودند والان هم هستند، این شعار را که درخیابان ها که توسط عده ای الواط “باطوم به دست” داده می شد،وتعرضی که درآن زمان به آنان شد،فراموش نکرده اند:”یا روسری یا توسری”.
درآن زمان به یاد ندارم که پدربزرگ ایشان، اشاره ای به این تعرضات کرده باشد و با صدای بلند گفته باشد که “کسی حق تعرض به زنان ودادن این شعارراندارد.”
بلی،آن مرحوم ممکن است درخانه به ایشان وبستگانشان حرفی زده باشد ولی درعمل چنین چیزی اتفاق نیفتاد.ایشان هم درست مثل مراجع تقلید که درشرایط فعلی سکوت را بر اعتراض به شرایط ترجیج داده اند، عمل کرد.
این اظهار نظر هاهم درحال حاضر نوشدارو پس از مرگ سهراب است.
درهمان زمانی که او درقید حیات بود ، چند بارزنان ودختران توسط مردان وزنان علاف وبی هویت حفاظتی به بهانه امر به معروف، مورد آزارواذیت وتوهین قرارگرفته وبا آنها مانند مجرمین برخورد کردند؟!
“سانی که به مسائل دینی اعتقادی ندارند، وقتی در خیابان به خواستههای خود نمیرسند، در خانهها، از مواد مخدر، مشروب و … استفاده میکنند و روابط غیراخلاقی میان دختر و پسر شکل میگیرد”
حکومت تنها برایش ظواهر نظام مهم است و اینگه شکل جامعه با حجاب باشد اما اینکه همان خلافها در خانه انجام میشود و به هر حال ضررش را برای جوانان دارد برایش مهم نیست تنها حفظ ظاهر نظام مهم است نه چیز دیگر
نکنه دوست داره خودشو بین مردم محبوب کنه با این حرفاش…
با اين حرفها و مصاحبه ها نمي توانيد مردم انقلابي و مسلمان ايران را از راهشان بازداريد. ما پشتبان ولايت مطلقه فقيه هستيم و كار شما تمام است زياد خودتون را خسته نكنيد.
واضح است که نوه ایت الله خمینی بااجباری شدن حجاب مخالفند.ولی مشخص نکردند ایا پدربزرگشان هم بااجباری شدن مخالف بودند.بهرحال اجباری شدن حجاب درزمان حیات ایشان صورت گرفت اگرمخالف بودند میتوانستند بصراحت مسئولان راازاینکاربازدارند.درپاریس خبرنگاران ازایشان درموردپوشش زنان پرسیده بودند ایشان جواب داده بودند.(زنان درانتخاب پوشش بارعایت شئونات اسلامی ازادند)البته ایشان توضیح ندادندکه منظورشان ازشئونات اسلامی چه بوده ومتاسفانه کسی هم توضیح نخواست لابد برای اینکه کسی تصورنمیکرداین مسئله ازمهمترین مسائل امروزجامعه باشدوحاکمیت ا زاین موضوع برای تحت حاکمیت قراردادن نیمی ازجامعه سوء استفاده کندوزنان راکه درانقلاب نقش تعیین کننده داشتندراتحت کنترل حاکمیت خودقراردهد.خوشبختانه دردرازمدت موفق بوده وامروز زنان ازاده کشورمان نقش فعالی درجنبش سبزوازادیخواهی دارند.بنابراین باید گفت حرف مبهم زدن همواره مورد سوءاستفاده قرارمیگیرد.خودایشان هم مبهم گوئی میکند انجائیکه میگویند(باعتقادمن.صرفا اجباری بودن حجاب است که شاید شرعی نباشد.ببینید میگویدشایدوایشان یک نکته اساسی رابنحوی خواستند ازان بگذرندوان نوع نگاه به زن است که اگر بعنوان شئی جنسی نباشدمسلما نداشتن حجاب هیج تاثیری درایجادفساداجتماعی ایفاء نخواهدکرد.مثالی که خود ایشان درموردوضع حجاب درشهرقم درمقایسه بالندن وتورنتو ذکرمیکنندخودبهترین گواه براین امراست که متاسفانه درقم وسایرنقاط ایران زن عموما بعنوان یک شئی جنسی تلقی میشوددرحالیکه درغرب زن انسانیست همانندومساوی مرد.بنابراین بایددیدگاها تغییرکندتانه کشف حجاب ونه اجباری کردن حجاب ضرورت یابدوجامعه خوددرازادی واستقلال انتخاب نماید
خسته نباشی و دستش درد نکند که با شجاعت انتقاد می کنی دخترم اما پدر بزرگ شما از اول قول داده بود زنان و مردان دارای حق مساوی خواهند بود اما بعد … هنوز حکومت ما و مردم ما جرات ندارند از اعتمال و کارهای ایشان انتقاد کنند. حتی ما سبز ها دوران او را طلایی میخوانیم. متشکرم که زبان باز کردی و انتقاد کردی آفرین برشهامت تو. نقش آیت الله خمینی در سرنگون کردن شاه غیرقابل انکار است. اما اشتباهات او و خلاف وعده هایش نیز باید گفته و نوشته شود.
خیلی مصاحبه جالبی بود
شیر مادر حلالت باشد. آفرین بر نوه ی امام عزیزمان! نمونه ی واقعی یک زن روشنفکر و ایرانی. چه خوب می گویی و چه عاقلانه. موفق و پایدار باشی.
خوبی سایت شما اینه که خوب بلدید مغز آدم رو به کار بگیرید . کلی حرف داریم واسه گفتن اما فقط باید گفت بعد ازسقوط طالبان شلوغ ترین مراکز آرایشگاه ها بودن چون طالبان ریش رو نماد دین میدونستن . ما با اجبار کردن حجاب به دست خودمون امنیت روانی جامعه رو نیست و نابود کردیم و این تا ابد جای افسوس داره
خانم محترم امام محترم شما هم اول که تشریف آوردن همین حرفا رو می زدن. اینکه شما تو پاریس چی تنتون می کردین برای ما مهم نیس. این برای ما مهمه که امروز کثیف ترین آدما دختربچه 16-17 ساله رو به زور میندازن تو ون و می برن چون دلشون خواسته ببرنش.
“به نظر من، خیلی ظالمانه است که این را به امام نسبت بدهیم که نظرات ایشان قبل از انقلاب، یا در بحبوحه انقلاب و بعد از انقلاب، تغییر کرده است. امام زمانی که به رهبری انقلاب رسیدند با قبلش هیچ تفاوتی نکردند؛ نه رفتارشان، نه نظراتشان، نه زندگی شان و … .”
به نظر من ایشون سنشون قد نمیده که راجع به نظرات پدر بزرگشون قبل از انقلاب اظهار نظر کنند یا شاید هم سهوا خودشون رو به فراموشی میزنن
مصاحبه خوبی بود البته متاسفانه مورد سوء استفاده سایت ها ی دولتی و بیگانه قرار گرفته. من نیز معتقدم آقای خمینی قبل و بعد از انقلاب فرقی نکرد و و این شرایط بود که تغییر کرد. او با صداقت بود و به همین دلیل با شکوه ترین استقبال و بدرقه تاریخ را بوجو آورد.
البته در سراسر مصاحبه این خانم محترم سعی کرده است که چهره ای متناقضا با شخصیت پدربزرگش تصویر کند. آیت الله خمینی به عینه شاهد برخوردهای خشنی بود که در دهه شصت در مورد حجاب بدتر از زمان حال انجام میشد و اعتراض جدی در این مورد از طرف ایشان شنیده نشد. اینگونه تصویر وارونه ساختن از افراد ظلم به خود آن افراد است. بگذارید آیت الله خمینی همانگونه که واقعاً بود شناخته شود و نه آنگونه که دیگران دوست دارند. اما به هر حال بسیار خوشآیند که در زمانی که برخوردهای شدید برای حفظ حجاب از طرف حکومت رخ میدهد نوه آیت الله خمینی و برخی قشرهای مذهبی روشنفکر جامعه با طیفهای غیرمذهبی و سکولار همصدا شده اند و ازادی حجاب را فریاد میزنند. ما به این همصدایی نیازمندیم. ما به زدودن آثار خشونت از جامعه خود نیازمندیم. ما نیازمندیم که فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز را در بین خود ترویج کنیم. فرهنگی به آدمها جدا از عقاید شخصی و مذهبی و نوع پوشششان نگاه میکند. نگاهی که هیچکس را به خاطر نوع عقیده اش نجس نمیداند. نگاهی که نه به دنبال تحمیل حجاب اجباری است و نه به دنبال کشف اجباری حجاب. به هر حال با وجودی که با قضاوت های خانم نعیمه اشراقی نسبت به پدربزرگشان موافق نیستم اما معتقدم باید از اظهارات ایشان در قبول حق ازادی حجاب باید استقبال کرد. مردم نیز باید گذشته را ببخشند و به آینده بیاندیشند
یک نکته هم بگویم. من مشتری کلمه نیستم و بعضاً از بالاترین به اینجا می آیم و نظرات اینجا را تا به حال نخوانده بودم. من کلمه را حامی بازگشت به دوران موسوم به طلایی امام میدانستم و فکر میکردم که اجازه نمایش نظراتی که این دوران طلایی را زیر سوال ببرد داده نخواهد شد. اما با خواندن نظرات زیر این مطلب نظرم عوض شد. از دوستان کلمه حلالیت میخواهم.
علم اسلام، حجاب را نیندازید خداوند سرنگون میکند ما را!!
نماز روزه حج جهاد امر معروف نهی منکر همه و همه حتی نولی و تبری بشکلهای مختلف در همه ادیان و مجتمعات انسانی وجود دارد از بودائی و هندو و فلان و بهمان و یهود و مسیح بگیر الی ماشاء الله
اما فقط و فقط
2 اصل ممانعت است که خاص اسلام و پرچم اسلام و مجتمع اسلامی است
حجاب جبراً و حکماً
ممانعت از روزه خواری جبراً و حکماً
والله العالم
این مسئله حجاب اجباری ود ین اجباری وزور جامعه ما را به دو نیم کرده است و هر نیم ان می خواهد ان نیم د یگر را از بین ببرد و احتمالا این کش کشال ودر گیری اخر جامعه ما را درهم فرو خواهد پاشید
حجاب اجباری مانند بی حجابی اجباری است و هردو زور گو و نادان هستند
وقتی خطر جنگ خارجی را احساس می کنند
از این حرفهای قشنگ قشنگ می زنند
تا دل مردم را بدست آوررند
تازه متوجه شده اند
قدرت واقعی در قلبهای مردم است نه در شعار
اخر اهنگ یک روز خوب می اد
جملاتی از دکتر شریعتی است
فکر می کنی چرا آخر آن شعر
آن جملات آمده
آره همان
همان
همان
همان
همان
همان جملات شریعتی
بگذریم
بدرود
مرسی خانم اشراقی . بسی حال کردیم
اگر حرفتان سیاسی نباشد, از همین امروز به مدلی که اعتقاد دارید (بدون چادر) بر می گردید (البیته مدلی که حکومت گیر نده), من من کردن, یعنی نیاز نداشتن و مغلطه کردن, عمل کردن یعنی باور واقعی آنچه آدم میگوید.
کلا با حجاب اجباری مخالفم. ولی به نظرم اگر قانونا حجاب اختیاری بشه. هیچ خانمی جرات داشته باشه بدون حجاب تو خیابونها راحت رفت و امد کنه .فکر میکنم تقریبا غیر ممکنه و و شاید هم بسیار خطرناک چون جامعه عادت تکرده.
حالا دارين ميگين مخالف بوده؟؟!!!!!!!
درود بر نوه بنیانگذار که حرف درست زد
hejab dar iran yekjoor ghodratnamaeeye hokoomateh ke ba oon mardomo sarkoob mikoneh
مدیران و مسئولان کشور تمام و کمال این مسئله را میدانند ولی نمیدانم که چرا هنوز در بحث حجاب با مردم بد برخورد میکنند با توجه به بحث گرانی های اخیر و تجمع مردم در برخی شهر های کشور مسئ.لین باید دل مردم را به دست بیاورن نه اینکه همچنان با آنها بد برخورد کنند…این تیشه به ریشه ی خود زدن است!!!!!!!!!!!
اولا این را بگویم انسانیت را از پدر به ارث بردی ولی لطفا یکبار به صحبت های ایشان قبل از انقلاب بدون در نظر گرفتن ارتباط فامیلی گوش کن بعد حرف بزن به هر حال شوکه شدم
من موافق حجاب هستم و واکنشهای بانوان ایران را در مقابل حجاب دولتی کاملا طبیعی میدانم دولت و حکومتی که نسبت به ضروری ترین و واجبترین و اساسی ترین نیازهای ملتش بی تفاوت باشد و یا در شناسایی ان نیازها ناتوان باشد و هر روز شرایط عمومی ملتش را با بحران روبرو کند ان دولت و حکومت غلط میکند خود را جانشین خدا معرفی کند و اساسا این نوع حکومتها مورد نفرت خداوند هستند چه رسد به اینکه مجری حدود الهی باشند. پروردگار با همه عظمت و بزرگی اش انسان را در انتخاب بهشت وجهنم ازاد گذاشته آنوقت این آقایان که از ابتدای انقلاب تا کنون همواره از تامین ابتدایی ترین نیازمندیهای ملت عاجز بوده اند به دروغ و فریب دکان شریعت دایرکرده اند. بنده به عنوان یک مسلمان علاقه مندم همسرم و دخترم و خواهرم و مادرم و همسایه ام طبق آیین شریف اسلام و ایه مقدس قران حجاب داشته باشند و مطمئنم با اجرای قوانین الهی انسان همواره سودمند میشود زیرا بر عکس نوه جناب اقای خمینی بنده در کانادا و انگلستان و فرانسه و امریکا به عنوان دانشجویی که نوه امام است راه مدرسه و خانه در پیش نگرفته ام بلکه به عنوان یک انسان عادی مثل بقیه به خیلی از جاها و مرسومات و بی اخلاقیها و بی بند و باریها و خیانتها و بی مسولیتی ها و بیماریها و همجنس گرایها و تجاوزها و بی پدر و مادریها و بسیاری از موارد و امارهای میلیونی وحشتناک که……… شرم و مسئولیت اجتماعی اجازه درج ان را نمیدهد با چشمانی همیشه نمناک و محزون در ممالک غرب نگریسته ام و وقتی خوب دقیق شده ام منشا واغاز این بودنهای تلخ و زهرماری را از زمانی یافته ام که شرم و حیا و آبرو از زندگی انسان رخت بر بسته . و ترک حجاب آغاز وداع با شرم بوده. حکومت جمهوری اسلامی ایران با رای 98 درصدی ملت به کرسی نشست . اجرای احکام اسلامی حق ملت و دولت مردم بود . ملت یک حاکمیت بی حجاب را که فرهنگی ویرانگر و تباه کننده وارداتی بود به نام حکومت پهلوی با بینش اشرافی و طبقاتی و استبدادی و زورگویی و وحشت و ترس و فقر و تنگدستی و پس رفت و ارتجاع به آشغال دانی تاریخ پرتاب کرد تا پیشرفت کند تا نترسد تا حرف بزند تا انتخاب کند تا گرسنه نباشد تا بی کار و بی خانمان و معتاد نباشد تا …….. ایا چنین شد؟؟؟؟ نه متاسفانه چنین نشد به همین دلیل نهضت ادامه دارد . بنده تردید ندارم که بیش از 50 در صد این مخالفت و مقاومت بانوان محترم یک نافرمانی سیاسی است که 40 در صد دیگر را نا اگاهانه به دنبال خود میکشاند وتنها کمتر از 10 در صد که نیمی از ان دلباخته فرهنگ غرب میباشند و نیم دیگر بیماری ضد دینی دارند. پس بنابر این فردای روز آزادی; بانوان ما به خویشتن خویش باز خواهند گشت . ناگفته نماند بنده این فرم مبارزه را نه میپسندم و نه میپذیرم و نه توصیه میکنم اما خانمها سلیقه شان چنین است و من برای ایشان و ملت محترممان ارزوی رهایی دارم . انشاءالله (حجاب اجباری , ضرورت اعتقاد اسلامی , برای همه دولتیان صحیح است ودولت منتخب نه این دولتهای منتسب باید در تمام وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی با بهترین و صحیحترین گزینش تمیزترین و کاردانترین مسلمانان را به کار گمارد تا ضمن دفاع از هویت خویش موجب اعتلاء و ارتقاء اندیشه و عمل در جامعه گردد تا بدینوسیله مسولیئت خویش را به انجام رساند و همه جامعه را با کمال میل قلبی به سمت خود متمایل کند نه به زور و اجبار )اگر چنانچه در جامعه افراد پاکیزه و کاردان به اندازه نیاز وجود نداشت با دایر کردن مدارس آموزشی در سطح عالی اقدام به پرورش نیروهای ورزیده دولتی بنماید.اما…..صد افسوس میدانم که چنین نخواهد شد رئیسی که افراد معترض خویش را میکروب میخواند هرگز چنین نخواهد کرد ……پس پیش به سوی اصلاح قانون اساسی
هر مفت نزنيد در جواب كامنت ها درود برخميي اول خوب بخونيد بعد كامنت بدهيد كجا خميني فرمود اجبار كجا فرمود كشت ارشاد بزاريد كجا كجا كدوم سند شما كله مغزها بي حجابي با حجابي بدحجابي و لخت آمدن لباس هاي بد را از هم تشخيص نمي دهيد كامنت نزاريد شماها ناموس نداريد دوست داريد خواهرتون جوري بياد بيرون كه مردم جشم جراني كنند كه سينه هاش معلوم لباس هاي بد اين جا ايران دوره رضاشاه نيست كه به زور حجاب را از سر مردم بر دارن بندازن تو تنور بفرما كاواره حجاب اوني هست كه سوسوي محبت درونش هست و لذت زيباي ومحت و آرامش كه ما خنده انسان را دوست داريم كه ما را به خدا نزديك تر مي كند
اگه حجاب اختیاری بشه همین دوستان منکرات میفتند تو خیابونا رو برای کسانی که حجاب رو انتخاب نکردند مزا حمت میکنند. یادمه شهر ما چادر اجباری و از دانشگاه آزاد ورداشت ، فرداش همه افتاده بودن دنبال این دخترا، اینقدر بهشون متلک انداختند که دوباره همشون چادر گذاشتن اما اینبار بدون مانتو و شلوار چسب، باز و بسته کردن چادر هم شد وسلیه دلبری این خانمها!
کاش به جای حجاب
حیا اجباری بود شرف اجباری بود
راستی و درستی اجباری بود
کاش داشتن معرفت و وجدان اجباری بود
“وقتی ما در جامعه حجاب را اجباری کردیم، محدودیت و ممنوعیت ایجاد کردیم، روابط دختر و پسر را ممنوع کردیم، همه این مسائل از خیابانها به درون خانهها رفت. کسانی که به مسائل دینی اعتقادی ندارند، وقتی در خیابان به خواستههای خود نمیرسند، در خانهها، از مواد مخدر، مشروب و … استفاده میکنند و روابط غیراخلاقی میان دختر و پسر شکل میگیرد.” چنین نظریات سطحی و generalized شده از ایشان با این همه سوابق علمی و فنی بعید بود.
یکی از علتهایی که در جامعه ما بر روی حجاب تا این حد سختگیری میشود، این است که حجاب را به عنوان یک شعار اسلامی میداند. اما به شرط آنکه اقلیتی که حجاب را قبول ندارند هم آن را بپذیرند. ولی چون این اقلیت، حجاب را نپذیرفتند….!!! خانوم عزیز کار از اقلیت گذشته با جرات بگو بیش از نیمی از جامعه اجبار حجاب رو دیگه نمیپذیره . در ضمن این همه حرف زدید اما پیشنهادی برای بهبود وضعیت ندادید آخرش هم گفته شد ما با آزاد شدن حجاب موافق نیستیم پس این همه صحبت چه ضرورتی داشت !؟
با قبول تمام استدلالهای اقایان در مورد به گناه افتادن جوانان بر اثر بد حجابی . باز هم زور دراین میان نقش اول را دارد . جوانی که میترسد به گناه بیافتد به خیابان نیاید ، چرا دیگران باید هزینه آن را بپردازند ؟ تمام چیزهایی که ممکن است ، این نورچشمان را به گناه بیاندازد از بین ببرید ، تا آقا دینداری کند ، حتی تپه هایی که برجستگی خاص دارند .
متاسقانه در حق بانوان شریف این مملکت بسیار ظام شد..همان زنانی که امام از آنها بعنوان زنان لحت نام برد که همان حرف هم سبب این فانون مسخره شد ، کسانی بودندکه نقش کلیدی در سر کار آمدن آقایان داشتند که ابن چنین با آنها بر خورد شد و نسل آنها را سوزاندند..اینکه سعی کنیم که امام را از همه وقایعی که با نظر وی بوده تبرئه کنیم کمی خنده دار است!!
حرف ها قشنگ عمل چیز دیگر
با درود بر هم میهنان مهربانم
هم میهن نوع پوشش شما کاملا شخصی است وهیچ کس حق ندارد در آن مداخله کند .نه حکومت
محمد شاه به زور چادر را از سرمردم می گرفت حتی من از دیگران شنیدم که رضاه شاه تو تنور هم می انداخت چادر را از سرزنان می کشید کاواره خونه باز کرده بود هر جا یک فرد مذهبی را می دید ترور می کرد یا به علما اجازه سخنرانی تمی میداد مثل یک دیکتاتور خودش دنبال عیش و نوش بود تو کاخ زندگی می کرد دستور داد چادر از سر زنها بکشند اما من ندیدیم خمینی بگه گشت ارشاد بزارید اگه گفته سند ارایه کنید من نشنیدم شخص خمینی من نشنیدم تازه شما فرق بین بد حجاب یا بی حجاب یا حجاب خراب را نمی دانید حجابی که از 20 کیلومتری داد می زنه انگار طرف خراب خراب آیا شما دوست دارید ناموس شما زن و بچه شما جوری بیان بیرون که همه نگاه کنند همه دنبالشون%
اکثر کسانی که با تعصب درمورد بدوانقلاب یا دوران پهلوی پدر وپسر صحبت می کنند، اصلا” درآن دوران زندگی نکرده اندواطلاعات خودرا ازافراد ناآگاه یا منبر عده ای روحانی مجیزگوی رهبری کسب کرده اند.
باید هرروز درهوا وفضای دوران تلخ وتاریک وسیاه بدوانقلاب زندگی می کردید ونفس می کشیدید تا می فهمیدید که چندان هم طلایی نبود. مضافا” که مفری نبود مثل این وب سایت کلمه که ازته دل فریاد بکشید که این است مسلمانی؟!
بلی تحقیر بود توهین بود ترس بود وحشت بود خرابی بود بمب و موشک بود کشت وکشتاربود ضرب وشتم ملت وجوانان مملکت درخیابان بود. ریختن بی محابا به خانه ها به بهانه یافتن این گروهک وآن گروهک بود. توهین وضرب وشتم افترا به به زنان ومردان بودبه هربهانه. برای چه این قدر سنگ چیزی رابا سینه می زنید که اصلا” کوچکترین اطلاعی درمورد آن ندارید.
ممد آقایی که میگوید “شنیدم” زنان را درتنور می انداختتد؟! آخه شنیدن که نشد استدلال. بدبختی این جامعه این است که مملکت با “حرف وحدیث” ومزخرفات هدایت می شود ونه با منطق واستدلال ومطالعه، ومتاسفانه درجامعه هم افراد منفت طلب، زورگو، کم خرد،بی دانش کم نیست.
هر شعبان بی مخی اجازه حرف زدن دارد. ولی بردهان کسی که با استدلال وعلم ومعرفت صحبت می کند، مهرخاموشی می زنند.
والله خیلی زرنگی است!
در جواب انکس که گفته بود کاش بجای حجاب حیا و شرافت اجباری بود!! :
حجاب و اجبار ان، از حیا و شرف که گفتی برتر است بلکه مغایرت و ممانعتی بر ان ندارد بلکه مساعد و محامی ان است
این خیلی رندی و زرنگی است که کسی بدون حق زنده کردن مرده در مفابل او یک طرفه نظر دهد- اول المام را زنده کن بعد در مقابل او احتجاج کن
والله خیلی زرنگی است!
زرنگی دوم آنکه شعارهای لطیفی مثل شرافت حیا عفت نجابت را – مقابل- حجاب به صف بکشند!!
این خانم محترم عمدا یا سهوا تاریخ را فراموش کرده اند. من یه سوال ازشون دارم وقتی در دانشگاهها حجاب(مقنعه نه حتی روسری) اجباری شد و دانشجویان بیچاره تحت اون فشارها مجبور به استفاده از مقنعه شدند به دستور کی بود؟ آیا اون موقع قانونی تصویب شده بود؟
این حکو مت گران دزدی اختلاس رشوه سرکوب شکنجه گرانی دروغ و بی خردی وابستگی به چین و روسیه و ترکیه و عمارات و اعدام دگر اندیشان
و فرعون پرستی و.. را عیب نمی دانند ولی از جهلشان و قدرت طلبیشان یک لاخ موی یک دختر یا خانم و شلوار لی پسران را عیب و حرام و لازم می دانند که یعقه جر دهند وا شرعا و وا اسلا ما سر دهند