سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتقاد نوه امام خمینی از حجاب اجباری...

انتقاد نوه امام خمینی از حجاب اجباری

چکیده :به نظر من، بسیار بهتر بود که ما حجاب را اجباری نمی‌کردیم. به خاطر اینکه ما با اجباری کردن حجاب، می‌خواستیم حاشیه امنیت جامعه را بالا ببریم، اما دقیقا برعکسش عمل کردیم و امنیت را پایین آوردیم... اگر از اجباری کردن حجاب، فقط می‌‌خواستیم حفظ ظاهر کنیم و ظاهر کشورمان را کشوری اسلامی نشان بدهیم، در همین کار هم موفق نبودیم... همان‌طور که کشف حجاب و اجباری کردن بی‌حجابی موفق نبود، اجباری کردن حجاب هم موفق نمی‌شود. اما متاسفانه در سال های 58، همه کارها انقلابی بود و دینی و عاقلانه نبود....


در ادامه بررسی ها درباره ریشه ماجرای حجاب اجباری در ایران و روندی که به وضعیت ناگوار کنونی منتهی شده، سایت جماران به قصد بازخوانی و بررسی نظرات امام خمینی(س) در رابطه با حجاب، و به خصوص برای آشنایی جوانان با نگاه و رفتار ایشان در این رابطه با نزدیکان خود، به سراغ یکی از نوه های امام رفته است.

نعیمه اشراقی، مهندس پتروشیمی و کارشناس ارشد صنایع از دانشگاه امیرکبیر، معاون مدیر عامل و عضو هیئت مدیره شرکت خدمات مهندسی نفت کیش است. جماران در مقدمه این مصاحبه نوشته که نعیمه اشراقی به دعوت ما برای مصاحبه پاسخ مثبت داده و با روی گشاده پذیرای سوالات شده، اما در ابتدای گفت و گو به سوابق تحصیلی‌– ‌شغلی خود اشاره کرده که همگی در حوزه امور مهندسی هستند، و تاکید کرده که خود را در مسائل دینی و اجتماعی صاحب نظر نمی داند و تنها نظرات شخصی خود را بیان می‌کند. نظراتی که به نظر پخته تر از دیدگاه های مدعیان صاحبنظری می رسد.

کلمه مشروح این مصاحبه را بی کم و کاست در اختیار شما مخاطبان گرامی قرار می دهد و دعوت می کند که آن را با دید باز و انگیزه و نگاهی رو به آینده، بخوانید:

 

با توجه به آنکه در زمان فوت امام بزرگوار، شما بیست و چهار سال داشتید و بعد از انقلاب هم، در تمام ده سالی که ایشان در ایران در قید حیات بودند، همواره با امام بودید و به گفته خودتان، تقریبا در منزل امام بزرگ شدید، بفرمایید که نگاه امام به حجاب و خصوصا حجاب خانواده نزدیک خودشان چگونه بود؟

نظر امام راجع به حجاب مسلم است. چون تقید امام به حفظ شعائر دینی بر هیچ کس پوشیده نیست. اما نظر ایشان در این مورد نسبت به مراجع تقلید دیگر، چندان سخت گیرانه نبود. به خاطر دارم که در پاریس، در خانه، من بلوز و دامنی تنم بود و روسری بر سر داشتم. از امام پرسیدم که آیا این حجاب، حجاب کاملی است. ایشان هم فرمودند بله. البته تذکر دادند که حجاب برای محیطی هم که استفاده می‌شود، مهم است. در پاریس این حجاب اشکالی ندارد، اما شاید این حجاب برای شهری مانند قم حجاب کاملی نباشد. محیطی که در آن حضور دارید بر این مسئله که تا چه اندازه خودتان را پوشش دهید، تفاوت ایجاد می کند.

در رابطه با حجاب خانواده خودشان و دختران فامیل برخورد ایشان چگونه بود؟ برخورد نصیحت وار و پدرانه داشتند و برای مثال راهنمایی می‌کردند که این پوشش را انتخاب کنید بهتر است و بعد شما را در انتخاب آزاد می‌گذاشتند یا اجبار و تحکمی هم پشت آن نصیحت بود؟

امام اصولا با اجبار و تحکم و خشونت بسیار مخالف بودند. حتی در خصوص مسائلی مثل نماز. به خاطر دارم که زمانی مادربزرگم مسافرت رفته بودند و قرار بر این شد که من شب‌ها در اتاق امام بخوابم. من هر شب به امام می‌گفتم که صبح من را برای نماز بیدار کنند. هر شب که می‌گفتم، ایشان صبح من را برای نماز بیدار می‌کردند. یک شب فراموش کردم به امام بگویم و صبح وقتی بیدار شدم، دیدم آفتاب زده است و امام من را بیدار نکرده‌‌اند. از ایشان سوال کردم و ایشان گفتند چون دیشب به من نگفتی، من بیدارت نکردم. اما بسیاری از آدم‌های دین دار این طور نیستند. امام نسبت به هیچ مسئله‌ای، از جمله حجاب، با خشونت بر خورد نمی‌کردند. البته شاید نیازی هم نبوده است. به هر حال خانواده امام همگی به حفظ حجاب مقید بودند و اتفاقی نمی‌افتاد که نیاز به خشونت باشد.

در جریان پس از انقلاب اما اتفاقات بسیاری افتاد که اکنون ما در کشور شاهد حجاب اجباری هستیم. عده‌ای می‌گویند نظر امام در رابطه با اجبار پوشش برای خانم‌ها دچار تغییر شد؛ به این صورت که پیش از انقلاب بیشتر بر عفت عمومی تاکید می‌کردند و می‌فرمودند که حجاب «حق» زن مسلمان است، اما پس از انقلاب، محور تاکیدات بر حجاب شرعی آمد و بیشتر تکیه بر این شد که حجاب «تکلیف» زن مسلمان است.

به نظر من، خیلی ظالمانه است که این را به امام نسبت بدهیم که نظرات ایشان قبل از انقلاب، یا در بحبوحه انقلاب و بعد از انقلاب، تغییر کرده است. امام زمانی که به رهبری انقلاب رسیدند با قبلش هیچ تفاوتی نکردند؛ نه رفتارشان، نه نظراتشان، نه زندگی شان و … . نمی‌توانیم بگوییم که امام، قبل از انقلاب خواستند با دل مردم راه بیایند و پس از انقلاب، حجاب را اجباری کردند. اجباری شدن حجاب در کشور ما، نتیجه تصویب قانونی است که در مجلس انجام شد. امام هر وقت نظری راجع به حجاب می‌دادند، نظر شرعی می‌دادند و تنها وجه شرعی حجاب مدنظر ایشان بود. در واقع، از زمانی که امام(س)، مبارزات خود را با رژیم پهلوی آغاز کردند، تنها چیزی که مدنظر ایشان بود، تکلیف شرعی‌شان بود. حتی زمانی هم که در رأس حکومت قرار گرفتند فقط تکلیف شرعی‌شان تغییر کرد و نظرات‌شان تغییر نکرد. منتها شرایط جامعه تغییر کرد.

به هرحال، وقتی چیزی در کشوری قانون می‌شود، نباید از آن تخلف کرد و اگر کسی به آن ماده تصویب شده اعتراضی دارد، باید ساز و کار مشخصی را طی کند. راه اعتراض این نیست که بی‌قانونی صورت گیردوراه تغییر عبور از قانون نیست. اما این مسئله که حکومت بیاید و حجاب را اجباری کند، از نظر شرعی، برای من جای شک است. در اینکه حجاب مسئله ای فردی ست یا اجتماعی، بحث و نظر بسیار وجود دارد. ولی باید در نظر گرفت که برای رعایت نکردن حجاب، برعکس دزدی، روزه‌خواری و …، حدی در دین تعیین نشده است و به باور من، اجباری کردن حجاب وقتی معنا پیدا می‌کرد که دین، حدی برایش قائل شده باشد. در غیر این صورت، مانند نماز نخواندن که حدی ندارد، و ما نمی‌توانیم فرد تارک نماز را زندانی یا مجازات کنیم، اجباری کردن حجاب هم از نظر شرعی پشتوانه‌ای ندارد. گرچه در کشور ما قانون شده و تا جایی که این قانون پابرجاست رعایتش الزامی است.

به نظر من، بسیار بهتر بود که ما حجاب را اجباری نمی‌کردیم. به خاطر اینکه ما با اجباری کردن حجاب، می‌خواستیم حاشیه امنیت جامعه را بالا ببریم، اما دقیقا برعکسش عمل کردیم و امنیت را پایین آوردیم. وقتی ما در جامعه حجاب را اجباری کردیم، محدودیت و ممنوعیت ایجاد کردیم، روابط دختر و پسر را ممنوع کردیم، همه این مسائل از خیابان‌ها به درون خانه‌ها رفت. کسانی که به مسائل دینی اعتقادی ندارند، وقتی در خیابان به خواسته‌های خود نمی‌رسند، در خانه‌ها، از مواد مخدر، مشروب و … استفاده می‌کنند و روابط غیراخلاقی میان دختر و پسر شکل می‌گیرد. در نتیجه ما امنیت را برای نسل جوان پایین آوردیم.

من چون در دو شهر لندن و تورنتو مدتی زندگی کرده‌ام، تفاوتهای این دو شهر را با شهری مانند تهران دیده‌ام و می‌دانم. مشکلات دختر جوانی که در تهران، از منزل خارج می‌شود و مسیری را طی می‌کند تا به مقصد برسد، خیلی بیشتر از مشکلات دختر جوانی در شهری مانند تورنتو است. در آنجا،‌ یک دختر جوان با یک خانم مسن و یا یک آقا فرقی ندارد و هیچ‌کس به او تعرضی نمی‌کند و امنیت بالا است. منظورم از امنیت، معنای لغوی کلمه نیست. به نظر من ایران یکی از کشورهای خیلی امن است و تهران در مقایسه با شهرهای بزرگ دیگر بسیار شهر امنی است. منظور من، امنیت اجتماعی و حفظ حرمت و ارزش است. حرمت یک دختر در شهری مثل تهران بیشتر پایمال می‌شود تا در شهری که آزادی بیشتر است. به نظر من، با اجباری کردن و محدودیت گذاشتن ما به این وضعیت دچار شده‌ایم.

در این باره، خاطره‌ای از امام به یاد دارم. در حدود سال 1366، روزی به دانشگاه رفته بودم و رئیس انجمن اسلامی دانشگاه با من کار داشت. دیدیم یکی از پسران دانشجو، با چهره‌ای بسیار ناراحت از آنجا بیرون آمد. از رئیس انجمن پرسیدم علت ناراحتی آن آقا چه بود؟ او گفت که ما این آقا را، چندین بار با یک دختر جوان در خارج از دانشگاه دیدیم و به او تذکر دادیم اما فایده ای نکرد و اکنون او را اخراج کردیم. من گفتم که شاید این دختر، خواهر یا نامزد این آقا بوده و گفتند که ما تحقیق کردیم که این دختر نه نامزد این آقا بوده و نه خواهرش. من دیگر سوالی نکردم و به سمت خانه امام رفتم و امام سوال کردند که چه خبر؟ و من هم اتفاقی که در دانشگاه افتاده بود بیان کردم. ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند که همین الان برگرد و به آن فرد مسئول، از قول من بگو شما به هیچ عنوان حق تجسس در کار این دانشجو و اخراج او را ندارید.

به نظر شما، امام اعتقادی به اجباری شدن حجاب در حکومت اسلامی نداشتند.

در رابطه با اجباری بودن حجاب، در میان صحبت‌های امام، من تنها در یک جا مشاهده کردم که از امام سوال شده بود که در شمال، خانم‌ها با لباس شنا، به داخل شهر هم می‌روند؛ در این باره ما باید چکار‌کنیم؟ امام هم گفته بودند که خود مردم متدین مازندران اجازه نمی‌دهند که زنان لخت وارد شهرشان شوند. (جلد ۸ – صفحه ۳۳۹) اما هیچ جا به روشنی دیده نشده که ایشان می‌خواستند یا نمی‌خواستند که حجاب اجباری شود یا نه. من هم به یاد نمی‌آورم که امام برای اجباری شدن حجاب نظر خاصی داشته باشند. اما می‌دانم که با خشونت مخالف بودند. زمانی چند دانشجوی بسیجی نزد امام آمدند و از قاطعیت در مقابل بدحجابی از ایشان سوال کردند. امام در جواب فرمودند که منظور شما از قاطعیت چیست؟ اگر منظورتان برخورد فیزیکی ست، این اصلا درست نیست. باید با مدارا و محبت راجع به بدحجابی برخورد کرد و با خشونت نباید کاری کرد.

صحبتی از امام در 16 اسفند 57، در روزنامه کیهان نقل شده است که می‌فرمایند:«الآن وزارتخانه‏‌ها باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زنهاى لخت بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند». (صحیفه نور ج‏6 329) گرچه پس از بیان این جمله، تا سال 62 حجاب به صورت اجبار قانونی در نیامد، اما همین سخن امام، تاثیر بسیاری بر این روند قانونی و تعزیری شدن حجاب داشت.

فرد می تواند در محیطش – برای مثال در ادارات – شرایطی را ایجاد کند و هر قانونی را بگذارد، اما این به آن معنا نیست که در کل جامعه اجرا شود و من نمی‌دانم که نظر امام این بوده که حجاب شرعی در کل جامعه اجباری شود یا خیر. اما به هر حال این اتفاق افتاده است.

در تعالیم اسلام هم، نه تنها در رابطه با حجاب، بلکه در اصل دین چنین مطرح است که زمانی ثواب و عقاب معنا پیدا می‌کند که آدمی اختیار و اراده داشته باشد. انسان بی‌اختیار و بی‌اراده، نه ثوابی دارد و نه عقابی. وقتی حجاب اجباری باشد دیگر امر پسندیده‌ای انجام نگرفته است.

با اجباری شدن حجاب، اقلیتی از زنان جامعه که به حجاب اعتقاد ندارند و مجبورند حجاب بگذارند، خودشان را به چهره ای درست می‌کنند که بسیار بدتر از بی‌حجابی است. شاید بین آنها، آدمهای شریف و نجیبی بسیاری هم باشد اما چهره‌شان این را نشان نمی‌دهد. به هرحال هر اجباری، یک اعتراضی را در پی دارد. حجاب هم یک اجبار است و اعتراضی که در پی دارد، این است که با چنین قیافه‌هایی بیرون می‌آیند و همه چیز با هم مخلوط می‌شود. در جامعه‌ای آزاد، دختری که مثلا می‌خواهد به دانشگاه برود با چهره‌ای ساده می‌رود و به مهمانی با چهره‌ای دیگر می‌رود، اما در اینجا دختران ما در همه جا، چه دانشگاه، چه مهمانی، به یک شکل می‌روند.

یکی از علتهایی که در جامعه ما بر روی حجاب تا این حد سختگیری می‌شود، این است که حجاب را به عنوان یک شعار اسلامی می‌داند. اما به شرط آنکه اقلیتی که حجاب را قبول ندارند هم آن را بپذیرند. ولی چون این اقلیت، حجاب را نپذیرفتند، ما این شرایط حاد را داریم. بنابراین اگر از اجباری کردن حجاب، فقط می‌‌خواستیم حفظ ظاهر کنیم و ظاهر کشورمان را کشوری اسلامی نشان بدهیم، در همین کار هم موفق نبودیم. البته در شرایط کنونی، راه حل ما این نیست که اجباری بودن حجاب را برداریم. چون جامعه دچار شوک می‌شود.وامکان عوض کردن این امر بسادگی نیست.

برخی می‌گویند اجباری شدن حجاب در ایران پس از انقلاب، و خشونت‌های بسیاری که افراد انقلابی با زنان بدحجاب می‌کردند، به این دلیل بوده است که ما در گذشته تاریخی‌مان با کشف حجاب روبرو شده‌ایم. یعنی افراد انقلابی ما، به عنوان یک ساز و کار هویت‌سازی، خودشان را در برابر حکومت پهلوی تعریف می‌کردند و مهم‌ترین نماد این حکومت هم واقعه کشف حجاب بوده و این باعث شده است که حجاب به عنوان نماد انقلابی بودن مطرح شود. حتی زنان کمونیست را می‌بینیم که از حجاب، به عنوان نماد ضدغرب گرایی استفاه می‌کنند. یعنی حجاب از وجه دینی و عفاف‌آور صرف خارج شده و جنبه سیاسی – تاریخی دوران، بیش از نگاه دینی در اجباری شدن حجاب دخیل بوده است.

بله. در کشوری که دچار انقلاب شده است، بعد از انقلاب، فکرها سطحی و احساسی است و فکر درست در آن صورت نمی‌گیرد. اگر فکر درستی اتفاق می‌افتاد، اتفاقاً کشف حجاب رضاخانی برای انقلابیون، درس عبرت می‌شد. همان‌طور که کشف حجاب و اجباری کردن بی‌حجابی موفق نبود، اجباری کردن حجاب هم موفق نمی‌شود. اما متاسفانه در سال های 58، همه کارها انقلابی بود و دینی و عاقلانه نبود واین امر اجتناب ناپذیر وطبیعت هرانقلابی است.

البته ریشه حجاب مربوط به اسلام نیست و حجاب از قبل از اسلام هم بوده است مثلا در میان قوم یهود ودر ایران باستان واحتمالا هند،وازآنچه درقانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و بعد از اسلام حجاب‌دار شده است. و اینکه گفته می‌شود که بعد از اینکه ایرانی‌ها مسلمان شدند و اسلام به ایران آمد، حجاب وارد دین شد، این هم جمله درستی نیست. زیرا آیه حجاب قبل از اینکه ایرانی‌ها مسلمان شوند، نازل شد. اما بعد از اینکه ایرانی‌ها مسلمان شدند، حجاب نسبت به حجاب اعراب در زمان پیغمبر سخت‌تر شد.

به حجاب ریشه‌های ظالمانه‌ای نسبت داده‌اند. بعضی ریشه فلسفی و میل به رهبانیت و ریاضت به آن می‌دهند و بعضی‌، ریشه اجتماعی و عدم امنیت و عدالت را بیان می‌کنند و برخی ریشه اقتصادی را مطرح می‌کنند و پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی زن توسط مرد، و برخی ریشه‌های روانی را، همانند خوی زنانگی یا آنکه زن احساس حقارت دارد برای آنکه چیزی از مرد کمتر دارد. اما به نظر من این ریشه‌ها، حداقل در مورد حجاب اسلامی درست نیستند. و اگر تاثیری هم داشته باشد، تاثیر خیلی کمی داشته است. به نظر من، حجاب، یک تدبیر ماهرانه‌ قلبی و غریزی زن بوده است. زن حیا و حجاب، و ستر و پوشش را به عنوان تدبیری برای گران بها شدن در برابر مرد اندیشیده و آن را پذیرفته است. به نظر من بسیاری از زنانی که تقید به حجاب دارند، به آن علاقه دارند.

شما در سخنان‌تان بیان کردید که «پس از مسلمان شدن ایرانی‌ها، حجاب نسبت به حجاب اعراب زمان پیغمبر سخت‌تر شد»، به نظرتان در جریان تاثیرات و تطورات تاریخی، پوشش زنان امروز ما با پوشش زنان صدر اسلام چه تفاوتی یافته است؟ همچنین حجاب زنان ما را بیشتر عرفی می‌دانید یا شرعی؟

ما نمی‌توانیم بگوییم که حجاب شرعی نیست، حجاب قطعاً شرعی است. به اعتقاد من، صرفا اجباری بودن حجاب است که شاید شرعی نباشد. البته حجاب به این شدتی که بعضی علما بر آن پافشاری می‌کنند، نیست و ما یک کم غلظت آن را زیاد کرده‌ایم. مثلاً حجاب زنان پیغمبر با حجاب زنان دیگر فرق می‌کرده، و برای بقیه سختگیرانه نبوده است و ما خودمان، حجاب را سخت کردیم. برای مثال، استفاده از چادر برای کسی که فعالیت اجتماعی می‌کند، پوشش سخت و نامناسبی است، زیرا عملاً یک دست را از او گرفته است، زیرا یک دست او باید به چادرش باشد. البته نمی‌توان به طور کلی گفت که چادر خوب است یا بد. چادر و در کل پوشش، بستگی دارد به کسی که می‌خواهد از آن استفاده کند و جایی که می‌خواهد در آن استفاده شود. در ایران که حجاب اجباری است نمی‌توان نظر خاصی داد، ولی در کشورهای دیگر که حجاب اجباری نیست واقعا مصونیت ایجاد می‌کند و شما با حجاب‌تان برای خود یک گارد درست کرده‌اید و راهی را بسته‌اید. البته حجاب در جوامعی که اجباری نیست، فرد را از سایرین متمایز می‌کند. به خاطر دارم که در یکی از شهرهای کانادا، به سمیناری رفته بودم و چون باحجاب بودم، متمایز بودم و به عنوان یک کارشناس روی من حساب نمی‌شد و حالت سمبلیک پیدا کرده بودم و به نظر می‌آمد که بیش از کارشناس بودن، من نماینده کشورم هستم. کلاً متمایز بودن درست نیست و حجاب کمی آدم را متمایز می‌کند و واقعیت آدم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. و ما باید انتخاب کنیم که یا تحت‌الشعاع قرار نگیریم یا دستورات الهی را اجرا کنیم که ما مسلماً دستورات الهی را اجرا می‌کنیم و حجاب را می‌پذیریم. البته در کنار بعضی خصومت‌ها و برخوردهای مغرضانه، حجاب برایتان احترام هم می‌آورد. مثل برخورد با یک پدر روحانی که بهش احترام می‌گذاریم به خاطر اینکه یک فرد روحانی است، حجاب هم برای یک زن در خارج از کشوراحترام ایجاد می‌کند.

آیا شما چادر را به عنوان پوشش انتخاب کرده‌اید؟

بله، چادر سر می‌کنم. من نسبت به حجاب نگاه مثبتی دارم و شخصا حجاب را دوست دارم. اما حقیقتا به چادر علاقه ندارم، چون هم سختی برایم ایجاد می‌کند و هم وقتی سر تا پای یک خانم سیاه است، چندان دید قشنگی در نگاه آدم ایجاد نمی‌کند. همچنین راحتی چادر خیلی کم است و فرد گاهی با چادر برای خودش خطر ایجاد می‌کند. اما چادر در خانواده ما مرسوم است و من به عنوان نوه امام، اگر این کار را نکنم، کاری متمایز انجام داده‌ام و کار متمایز انجام دادن را دوست ندارم. همچنین چادر در خانواده‌های ما، مسئله‌ای سمبلیک است و من دوست ندارم از آن تخلف کنم. به نظر من، وقتی فرد وابسته به مرد بزرگی چون امام است، که از شرقی ترین نقطه عالم، تا غربی ترین نقطه، او را می‌شناسند، و شریف ترین انسانی ست که بسیاری در عمر خود دیده‌اند، تعهدی ایجاد می‌شود و این تعهد برای من، عمل کردن به چیزهایی است که حتی ممکن است خلاف میل من باشد.


72 پاسخ به “انتقاد نوه امام خمینی از حجاب اجباری”

  1. orkide گفت:

    ببخشید یکی می خواد به نوه امام بگه این گشت ارشادی که الان شما منتقدش هستید زمان پدربزرگتون تاسیس شد با نام کمیته…..
    حالا شما منتقد شدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    الانم همینه،به ما میگن ماهواره بده اما تو خونه آقایون و آقازاده ها هست به بهانه دیدن اخبار سیاسی اونوری ها.به ما میگن فیس بوک حرامه اما توی فیس بوک صفحه های همین خانم ها و آقایون پره.
    بعد جلسه می ذارن که ریا نکنیم و همه کشور رو ریاکاری گرفته.
    حالا میگن من چادر رو قبول ندارم.پدربزگ شما چادر رو واجب دونستن.حتی زمان ایشون با تمام احترامی که براشون قایلم شطرنج هم حرام بود.حالا شما دم از مردم داری و همراهی با مردم میزنید.با این کار نمیشه بگید با مردمید چون شماها تافته های جدا بافته اید.
    و مردم با این حرفها خام نمیشن که شما از مردمید و مردمی هستید.هیچ وقت سیاست مدارها مردمی نمیشن.
    یکی مثل ما تو هر اداره ای میریم کار پیدا نمی کنیم.یکی مثل آقا و خانم ها هنوز درس تموم نشده با عنوان خانواده چند کار دولتی و شرکتی دارن.

    • پاسخ به ارکیده گفت:

      آقا یا خانم ارکیده. نامردی نکن دیگه. ایشون تنها مرجعی بود که شطرنج رو حلال کرد. میخواهی انتقاد بکنی دروغ دیگه نگو. پدربزرگ خانم اشراقی کی چادر رو واجب دونسته؟ ممکنه توی بعضی از ادارات اجبار کردن ولی اینکه گفتی واجب کرده هم دروغه. چادر رو هیچ کس هیچ وقت ” واجب” نکرده. فوقش گفتن بهتره. باید هممون یاد بگیریم منصفانه نظر بدیم و انتقاد کنیم. شما میشناسی این خانم رو که متهم میکنی با عنوان خانواده کار دولتی گرفته؟ من نمیدونم شاید واقعا سواد و لیاقتش رو داشته. من جای شما باشم کاری به این حاشیه ها نداشته میشم و از اینهمه حرفاش که مشخصه انتقاد می کنم. من شخصا استقبال می کنم از هر آدمی که امروز نسبت به دیروز حرف بهتری بزنه. نبش قبر هم نمی کنم که خودش چی بوده و باباش و بابابزرگش کی بودن. ممنون از کلمه که نظرای مختلف رو منتشر میکنه

  2. ناشناس گفت:

    maha che zood hame chio faramoosh mikonimmmmmmmmm

  3. ناشناس گفت:

    اگر وسیله ای بود که ذهن وخاطرات هرایرانی را ازقبل وبدو انقلاب افشاء کند، مثنوی هفتادمن کاغد می شد.همه ایرانیانی که سنشان به آن زمانها قد می دهد درارتباط بااین نظام حکومتی مسائل زیادی را تجربه کرده اند که قابل باور برای افراد جوان واحساساتی که به خاطر تبلیغات مهره های این نظام ،درذهن خود ازاین انقلاب وامامان ومسئولین آن “پدیده محیرالعقولی” ساخته اند قابل لمس هم نخواهد بود.

  4. ناشناس گفت:

    کسی که نوشته ای:
    -“…اینکه گفتی واجب کرده هم دروغه. چادر رو هیچ کس هیچ وقت ” واجب” نکرده…”

    شما معلوم است که زن نیستید ودرآن زمان هم زندگی نکرده اید وکلا” خبرندارید که چه اتفاقی افتاده است.
    بلی حجاب را اجباری کردند، درمحل کار، محل تحصیل و هر جایی درمکانهای اجتماعی. باطوم به دست ها تحقیر کردند، کتک زدند، چاقو کشیدند،تهدید کردند تهدید کردند، اخراج کردند، توبیخ کردند، واز هیچ کاری برای کشیدن چند متر پارچه برسرزنان کوتاهی نکردند. زن نیستید، وسنتان قد نمی دهد، اگر غیرازاین بود هیچ وقت این مطالب را نمی نوشتید.اگر هم زن بودید وسنتان هم قد می داده حتما” شما هم جزء کسانی بودید که درقبال وقایع محیط بی اطلاع یا بی خیال بودید.

    -نوشتید:”…خانم رو که متهم میکنی با عنوان خانواده کار دولتی گرفته؟…”
    اگر این هموطنمان به این صورت قضاوت می کند، پربی راه هم نرفته است. چرا که آن زمانها اگرکنکور شرکت می کردید، هر داوطلب باید به وسیله سه معرف که حتما” شناخته شده می بودند، تائید می شدند. درهمان روزهای سیاه، کم نبودند افرادی که ازلحاظ علمی شایستگی ورود به دانشگاه های دولتی را داشتند ولی چون فردی را درنظام جدید نمی شناختند یا خانواده شهیدی(منظورم دوران انقلاب است) در محل پشتشان نبود نتوانستند به دانشگاه راه پیداکنند. این شایدبرای شما غیرقابل تصور باشدولی حقیقت دارد ومستند است. کم نبودند جوانانی که نتوانستند به کلاس های درس راه پیداکنند، ناگزیر یاعطای درس خواندن را به لقایش بخشیدند، یا به خارج ازکشور رفتند.بعدازجنگ این سهمیه خانواده های شهدا وجانبازان پدید آمد.

    – “من جای شما باشم کاری به این حاشیه ها نداشته میشم و از اینهمه حرفاش که مشخصه انتقاد می کنم. من شخصا استقبال می کنم از هر آدمی که امروز نسبت به دیروز حرف بهتری بزنه. نبش قبر هم نمی کنم که خودش چی بوده و باباش و بابابزرگش کی بودن. ممنون از کلمه که نظرای مختلف رو منتشر میکنه”

    حرف شما درست ولی این درسی نیست که انقلاب و این نظام به شما داده است. چرا که اگر این حرفتان درست باشد، بنابراین باید نشست وبه حرفهای فرزند شاه گوش داد واهمیتی نداد که پدرش که بوده!

    اگر کسی ابراز دلتنگی یا نارضایتی ازچیزی می کند، تردید نکنید بلایی برسر اورفته است.کمی درنگ کنید واز خود سئوال کنید علت چیست. به جای آنکه پیش داوری کنید.

    آن چه که درحال حاضر بر کشور می گذرد، پیامد تصمیم گیری های گذشته است.تا شناختی ازآنچه بر مملکت رفته صورت نگیرد، امکان اصلاح شرایط فعلی بسیار دشوار خواهد بود.

  5. دختر ایران گفت:

    خانم اشراقی شما به این دلیل که نوه آقای خمینی هستید به هر حال ایشان را آنچنان که دوست دارید نشان میدهید من کاری به آن قسمت از مصاحبه که در مورد ایشان است ندارم ولی خانم عزیز اولا آنچه که مشاهده میشود اگر نگوییم اکثریت زنان جامعه ولی نیمی از آنان به حجاب اعتقاد ندارند دوم اینکه گفتید شاید؟؟؟؟؟!!!!! بین آنها آدمهای شریف و نجیبی هم باشند. متأسفانه 34 سال است که قضاوت از روی ظاهر فرهنگ عده ای از مردم شده است. هرکس ریش دارد مذهبی و مؤمن است؟! هرکس حجاب دارد عفیف و نجیب است؟! هر کس نماز بخواند دزدی و اختلاس نمیکند؟! هر کس روزه بگیرد قتل نمیکند؟!

  6. ناشناس گفت:

    متاع کفر دین بی مشتری نیست! گروهی این …

    چرا سید حسن و زهرا خانم و دیگر فرزندان و نوه های امام رض و صدها یار مخلص امام در طول 23 سال که از رحلت جانسوز آن محیی اسلام و امام زهد و انصاف میگذرد هیچکدام بخاطرشان خطور نکرد که با یبک جمله یا یک مقاله و نوشته علیه امام و علیه موضع او در رابطه با حجاب بنویسند-

    اما اینک بدلیل خیانت عظمی به خط امام و انحراف از سیره صالح او و غارت بیت المال و اختلاس و… جو سیاسی مساعد برای موج سوارانی پیدا شده که اصل اصیل و رکن رکین اندیشه های امام و اسلام یعنی حجاب را هدف قرار دهند و رضایت خاطر خطیر فرهنگسازان همجنس گرائی و فنومیسم را دلخوش کنند.
    والله و بالله این تار مو نیست انها هدفشان اول شکست امام بعدا همه قران و مصطفی ص است. ا
    ین تار مو کرکری خوانی است همنوای ملت کفر نشو. بلی این مقاله خریدار فراوان دارد!

    متاع کفر دین بی مشتری نیست! گروهی این …

  7. صابر گفت:

    حجاب نوعی مهربانی در حق دوست خواهر برادر همسایه غریبه اشنا چرا شما به داشتن حجاب از منظر قران نمی پردازید شما اگه واقعا دلتون برای خانمها میسوزه به این نکته بپردازید که چرا خدای مهربان لطیف رحیم کریم در چند سوره از قران کریم به اندازه حجاب وحتی تک تک محرم ها و نامحرم ها می پردازد اگه واقعا دلتون برای خانم ها می سوزه چون ما مسلمانان به عالم پس از مرگ اعتقاد داریم من فکر میکنم یه جوری به مسئله حجاب بپردازید که خانم ها انچه که حق شان هست برسن اگه واقعا دلسوزه خانم ها هستید

  8. orkideh گفت:

    ببخشید یک سوال:اگر امام شطرنج را حرام نکرد پس حتما شاه حرام کرده بود و امام آمد حلالش کرد.
    دروغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    واقعیته.در تمام اماکن که نه اما اکثریت چادر واجب شد
    اگر بخاطر نامشون این چند منصب رو نگرفتن پس چرا ما که ادم معمولی هستیم پشت در استخدام موندیم.این همه نخبه بیکار تو کشو و حالا همه کارها تقسیم شده بین از ما بهترون

    نمیدونم چرا این خانوم تو این موقعیت یادشون افتاده که بیان از حق مردم دفاع کنن و حرفهایی رو بزنن که شاید اگر امام بود می گفت دختر چرا از دهن من حرف درمیاری
    اینها به دنبال معروفیتن یا….

  9. ناشناس گفت:

    ارکیده. منو ببخش اما حاضر نیستم به این بحث با شما ادامه بدهم. من میگم اجبار، شما میگی واجب. واجب یعنی شرعی و دینی. باز هم میگم. حرف تو دروغ بود. چادر هیچ وقت واجب نشده در ایران. اما گفتم که یک جاهایی اجبار شده و البته درست نبوده. من نمیخوام از همه کار آقای خمینی دفاع کنم. میگم بی انصافی نکن. تو وقتی هنوز ماجرای فتوای خمینی درباره حلال کردن شطرنج رو نمیدونی یعنی ببخشید کم سوادی. برو یک کم سوادت رو بیشتر کن. در ضمن وکیل مدافع این خانم هم نیستم که بگم رانت خواری کرده یا نه. گفتم اگر جای تو بودم از حرفهاش انتقاد می کردم نه از شخصیتش. این روش مصباح یزدی و خامنه ایه. خیلی های دیگه انتقادهای درستی کرده بودند از این مصاحبه. ولی تو دروغ گفتی. و امیدوارم شجاعت داشته باشی که حرفت رو پس بگیری

  10. جواب به صابر گفت:

    یه دونه آیه نشون بده که گفته حجاب برای همه واجبه. اگر هم بلد نیستی برو مقاله آیت الله ایازی توی کلمه رو بخون ببین چقدر در اشتباهی. به قرآن اگر میخواهی عمل کنی صد جا گفته دنبال دین آبا و اجدادی نباشید خودتون برید تحقیق کنید. تو هم برو بخون. حرف پدر و مادرت رو به اسم قرآن به خورد دیگران نده

  11. orkideh گفت:

    من دلیلی به بحث نمیبینم.خودتون شروع به بحث کردید.
    وقتی موضوعی بررسی میشه از هر نکته اش میشود ابراز عقیده کرد.
    من مخالف مصباح و دیگرانم و نظر خودم برام مهمه
    شما فکر کن من بی سوادم.
    من نگفتم در ایران ،گفتم واجب دونستن پس کل رو نگفتم و منظور اماکن بود.
    شما بگو دروغ گو.
    عزیز ما هم در خانواده مذهبی بزرگ شدیم که ارمانش امام بود و الان میبینیم بعضی با نام فامیل امام چه می کنند و چطو می خوان عقاید امام رو بخاطر محبوبیتشون تغییر بدن و امروزی کنن

  12. ايراني گفت:

    به هر صورت از نوه امام که فرد متعصب و به قول برخي مرتجع بود شنيدن اين سخنان جالب است. هرچند پر از مغالطه و حرفهاي نادرست بود. باز هم اين حرفها غنيمت است!

  13. مستانه گفت:

    lllهمتون فقط خواست دل خودتون را گفتید نه خدا .یکم وجدان داشته باشید و حقیقت بگویید نه دروغ.

  14. یه بنده خدا گفت:

    خدایا ما را از دست آنان که سقف معیشت بر ستون شریعت زده اند برهان.

  15. عبداله گفت:

    اينها با مبارزه با بدحجابي عملا تاييد ميكنن كه رضا شاه كار درستي ميكرده. چون اينها ميگن ما حجاب را دوست داريم پس بايد ديگران هم اجبارا دوست داشته باشند. خب رضا شاه هم همين كار را ميكرد. چون حجاب را دوست نداشت ميگفت ديگران هم به اجبار نبايد حجاب داشته باشند.
    اما من از بعد از سقوط اينها ميترسم كه اگه يكي بياد و حجاب رو دوست نداشته باشه زنهاي ما كه محجبه هستن بايد چيكار كنن؟

  16. ناشناس گفت:

    آقا عبدالله آن موقع تازه میشه مثل زمان شاه. باحجاب وبی حجاب کنارهم. همانطور که درکشورهای خارجی، همه کنارهم با صلح زندگی می کنند وکسی هم کسی را بخاطر پوشش سرکوفت نمی زند وتوهین نمی کند

  17. فدايي رهبر گفت:

    آقاي ناشناس مثل اينكه از وضعيت دانشجويان دختر محجبه در فرانسه و آلمان و تركيه و غيره خبر نداري
    تنها كشوري كه بي حجاب و بد حجاب و محجبه مساويند جمهوري(اسلامي)ايرانه كه البته نبايد اينجوري باشه
    سبز فقط سبز علي رهبر فقط سيد علي
    يا علي

  18. ناشناس گفت:

    “فدایی رهبرت:”

    من مثل تو که پای منبر یک آدمی که دست راست وچپش رو نمی شناسه که ننشستم که هی عین…سرموبالاوپایین کنم که…حرف مفت هم که نمی زنم که تودردت میاد.

    من همانجا نشستم که اون آغات دائم دشمن خطابش می کنه. ازجیزی که می بینم می نویسم. ازاونجا می نویسم که وقتی می رم کاردولتی انجام بدم خانم محجبه نشسته کنار خانم بی حجاب، وقتی میرم سوپرمارکت ، میرم پیش پزشک، میرم داروخانه ، میرم سرکلاس ، میرم پارک، میرم جای تفریح خانوادگی، خانم محجبه وبی حجاب کنارهم خدمت به ملت ارائه می دهند یاازخدمت استفاده می کنند.

    سنت هم که قد نمی ده که، بدونی از سی وچندسال پیش به اینطرف توی کشور ولایی هیچ وقت اون احترامی که باید برای زن قائل باشند بدون درنظر گرفتن چندمتر پارچه مفهوم نداشته. حتما” باید زن بودی وتوی سرت می خورد تا حالیت می شد که یک من ماست چقدر کره داره؟!

    کاشکی یک صفحه ای دراین وب سایت می بود که فقط هموطنان خارج ازکشور از زندگی روزمره مردم درکشورهایی که سی وچندسال هست دشمن خطاب شده اند، فیلم وعکس می گذاشتند.تا لااقل دهان یک عده…بسته می شد.

    توهم وقتت رو اینجا تلف نکن بروبشین همونجا پیش آقات هرچی آقات گفت هی بزن توی سروکلت وجانت روفدای اون کن…بجای این که فدای وطنت ومردمت بکنی…

  19. ناشناس گفت:

    ]پس چرا امام برای بازنشسته شدن اجباری زنانی که با حجاب مخالفت کردند صحبتی نکردند آیا همه زنها بعد از انقلاب می خواستند حجاب داشته باشند مسلما نه ولی آن عده که نمی خواستند پاکسازی شدند ، اصلا کلمه پاکسازی از همین مسایل شروع شد دیگه

  20. یک دختر گفت:

    وای چ پیروزی بزرگی که نوه امام از این سخنان میگه. واقعا میگم. این خیلی به کمرنگ شدن دوقطبی مذهبی-ضد مذهب کمک می کنه.ای کاش همه افراد سرشناس مذهبی بیان وحرف هایی از جنس حرف های نوه امام وآقای ایازی بزنند.

  21. مجتبی گفت:

    چرا این اندازه تلاش دارید تمام کارهای امروزمان را منطبق با دیروز امام کنیم؟مگر شما شیفته منطق امام هستید یا هیبت امام؟به فرض که امام موافق حجاب اجباری بوده اند؟دلیل میشود امروز هم ما به حجاب اجباری رضایت دهیم؟