سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمد نوری‌زاد: آقای آملی لاریجانی! شما نفر ششم دستگاه قضایی هستید...
» این هشت کار را انجام دهید تا نشان دهید که استقلال دارید

محمد نوری‌زاد: آقای آملی لاریجانی! شما نفر ششم دستگاه قضایی هستید

چکیده :اجازه بدهید از تخته سنگ های عظیم الجثه ی سر راه شما نگویم. که خود می دانم شما نه مرد این خطرهای قضایی هستید و نه اساساَ شما را بر این جایگاه بلند نشانده اند تا به درون این درهای بسته سر فرو برید. پس، از چند سنگ ریزه ی قضایی با شما می گویم تا ببینیم میزان قدرت شما تا کجاست. مثل سنگ ریزه ای به اسم حقوق مدنی یک زندانی....


محمد نوری زاد، مستند ساز و جهادگر دوران دفاع مقدس، در نامه ای به رئیس قوه قضاییه، با درخواست از وی برای اینکه از شنیدن این حقیقت مکدر نشود، صراحتا خطاب به وی نوشت: جناب شما، فارغ از همه ی هیاهوهایی که برایتان آراسته اند، نفر ششم دستگاه معهود خویشید. چه بشود که با ارفاق و اغماض بشوید نفر پنجم.

به گزارش کلمه، این نویسنده و هنرمند منتقد در این نامه به 8 نمونه از مواردی پرداخته که هر یک به تنهایی نبود استقلال در دستگاه قضایی را ثابت می کند. نوری زاد در نهایت خطاب به آملی لاریجانی نوشته است: شما برای این که میزان استقلال و نفر اول بودن خود را در دستگاه قضایی کشور به ما ثابت کنید، نمی خواهد به سراغ برادران خود بروید. یا دزدانی چون احمدی نژاد و همدوشانش را به سلول های نفرت و قانون بسپرید. یا بسیجیان قلچماقی را که فاجعه ی خونین کوی دانشگاه را رقم زدند به زندان بیاندازید و از آسیب دیدگان آن فاجعه پوزش بخواهید، یا رهبر را برای پاره ای توضیحات به دستگاه تحت امر خود فرا بخوانید. یا طائب را و ضرغامی را با چشمان بسته به سلول انفرادی بیاندازید. من و شما نیک می دانیم که اینها شدنی نیست. دلیلش را خودمان می دانیم. هم ما و هم شما.  اما بیایید و برای اثبات نفر اولی خود دستور بدهید دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، این اموال شخصی مرا به من بازبگردانند.

متن کامل نامه محمد نوری زاد را که در وب سایت وی منتشر شده، در ادامه می خوانیم:

 

سلام به محضرحضرت آیت الله شیخ صادق آملی رینه ای لاریجانی

اگر از من مکدر نمی شوید، یک حقیقت جاری را با شما درمیان بگذارم. حقیقتی که چندان هم ازنگاه اطرافیان شما پنهان نیست. حقیقتی که “لازمه اش” ازمقام شامخ شما ارتزاق می کند.

و به تعبیری: حیات و مماتش به وجود مبارک شما بند است. و آن این که: جناب شما، فارغ از همه ی هیاهوهایی که برایتان آراسته اند، نفر ششم دستگاه معهود خویشید. چه بشود که با ارفاق و اغماض بشوید نفر پنجم.

این حقیقت جاری، همان است که به وجود مبارک شما محتاج است. برای چه؟ تا آن چهار پنج نفری که نفوذشان از جناب شما بیشتر و نافذتر است -بی حضور شما- آجرهای رفاقت و رعایت را برهم بچینند و چفت و بست ظاهری اش را برای شما باقی گذارند.

مثلا با شرمندگی بگویم که جناب رییسی، شاید بیست برابر شما در دستگاه قضایی نفوذ دارد. و شما برای او، آنسوتر از تعارفات معمول و متداول، “مکملی” بیش نیستید. و مگرجناب اژه ای، که از صندلی وزارت به کرسی دادستانی تنزل فرمود، پس و پشت تبسم های متداولش را برای شما معنا می کند؟ یا جناب حجازیِ بیت، مگر برای استقلال دستگاه قضا و قعی می نهد که مأموران و بازجویان وزارت اطلاعات، آنگاه که برای متهمین یا بهتر بگویم: سوژه های خود سه سال و چهارسال و ده سال حبس وشلاق دیکته می کنند، سه قاضی فلک زده ی شما – آقایان صلواتی و پیرعباس و مقیسه – را بقدر یک رهگذر اطراف دادسرای انقلاب بحساب آرند؟

شاید برمن بربخروشید و بفرمایید که نخیر، من نفراولم. با شرمندگی می گویم: نیستید. با اطمینان می فرمایید: هستم. به آرامی می گویم: نیستید. برافروخته می فرمایید: اگرمی خواهی قدرت ونفوذ و استقلال و برتربودن مرا بیازمایی یک نمونه بگو تا قاطعیت وبُرد و تامّ الاختیاربودن مرا تماشا کنی.

می گویم: گرچه من خود به پایان این هماورد طلبی شما واقفم اما این شما و این چند نمونه ای که می آورم:

۱ – برادران خودتان را به محکمه بخوانید. هم رییس مجلس را و هم آن یکی را که کمی شوخ است و سخن به مطایبه می راند و از جایگاه یک مترسک حقوق بشری مدعی است که “درایران، ما زندانی سیاسی نداریم و شکنجه ای هم در کارنیست و همه چیزنظام در امن و امان و صحت و سلامت و انصاف وعدل است.” به اولی بگویید: گذشته از این که شما یک نظامی هستی و در کار سیاست دخول کرده ای و این دخول سراسیمه ی تو و طایفگان سپاهی ات مخالف قانون و فرمان امام و اساس حکومت است، اسنادی نیز برای من ارسال شده که نشان می دهد دست تو به اموال مردم آلوده است. من از جایگاه مدعی العمومی تو را به محکمه می خوانم. بیا و به پرسش های تمام نشدنی ما پاسخ بگو.

به آن یکی هم که شوخ و شنگ است بفرمایید: اخوی، شما که به کشاورزبودن خود می نازی و اجداد کشاورزت را شاهد مثال می آوری و به گندم وجوی کاشته ات اشاره می کنی و نکته ای ازشترمرغ هایت نمی گویی، دریک قلم بما بگو این صدها هکتار زمینی را که در همین چندسال اخیر صاحبت شده ای از کجا آورده ای؟ تو که مثل خود من اهل اطراف آمل و رینه و پردمه ای. در ورامین چه می کنی؟ نه ارث پدری ما راه به این سوی می کشد و نه اگر کلاه ما به ورامین می افتاد راهمان را کج می کردیم. به وی بفرمایید: اخوی، شما که به گندمکاربودن و جوکاربودن خود می نازی، به ما بگو در یک شرایط مساوی، این همه برخورداری از درهای گشوده آیا برای دیگران هم مهیا بوده است؟ یعنی یک آدم بی نشان هم اگر در کنار شما قرار می گرفت آیا می توانست صبح به اداره ی ثبت ورامین داخل شود و ساعتی بعد با سندهای منگوله دار از آنجا بیرون بزند؟

نیزبه ایشان بفرمایید: اخوی محترم، اگر بفرض محال دروغ گفتنِ مردم امری پذیرفتنی باشد، دروغ گفتن مسئولین جرمی محرز و قابل پیگرد است. این که شما می گویی ما درایران شکنجه و زندانی سیاسی نداریم، نه یک دروغ، که یک جرم آشکار است. به وی بفرمایید: اخوی، پیش هرکس اگر معلق می زنی پیش خود ما مزن. که ما خود بهتر از هرکسی می دانیم در دستگاه قضایی مان چه می گذرد. ما که بهتر می دانیم این براداران امام زمانی اگر بروند کلاه یکی را بیاورند، سرطرف را می آورند.

به وی بفرمایید: ما خودمان در داستان کوی دانشگاه هرچه پرپرزدیم، این برادران امام زمانی یک برگ سند ندادند دستمان. چرا بدهند؟ چاقو مگر دسته اش را می برد؟ ما مگرمی توانستیم آن بسیجی هایی را که به کوی دانشگاه حمله کردند و چشمها را دریدند و تن و بدن دانشجویان را سیاه کردند و اموالشان را دزدیدند و تخریب کردند، محاکمه کنیم و به زندانشان بیاندازیم؟ یکی از اینها را که به زندان می انداختیم فردا مگر تره برای ما و اشارات ما و فرامین بعدی ما خورد می کردند؟ پس ای برادر، دروغ ممنوع. لطفاَ زیپ دهانت را بکش و بیش از این آبروی نداشته ات را برطبق رسوایی مریز.

۲ – اگر معتقدید فرد نخست و مستقل دستگاه قضایی هستید، ازهمان جایگاه مدعی العمومی، این آقای احمدی نژاد را بخاطر سالها تحقیر ایرانیان و تاراج اموالشان و برکشیدن دزدان و داخل کردن دزدان به جایگاه مسئولیت، یک بار، آری یک بار، به محکمه بخوانید. شما سه برادر عجبا که چقدر ترسو هستید. همه ی غوغای شما در شعار های پرطمطراق و توخالی محدود است.

گرچه این احمدی نژاد هم در شعارگویی و شعارخواری دست کمی از شمایان ندارد اما هرچه که ندارد، یک عربده هایی به اسم جسارت دارد. از او یاد بگیرید و یک یا اللهی بگویید و چنگ درچنگ او بیاندازید. اولی درمجلس و دومی دردستگاه حقوق بشری وشما نیز در دستگاه خودتان. دستگاه ها را بکار اندازید و یک سمفونی نترسیدن بکار اندازید. مردن یک بار و شیون یک بار.

از چه می ترسید؟ سند ومدرک علیه شما دارد که دارد. این همه خفت را چرا با خود حمل می کنید؟ پاچه ها را وربکشید و به میدان بیایید. در یک قلم از محمد رضا رحیمیِ دزد شروع کنید و بعد از صادق محصولی و مشایی و پاسداران دزدی که دست به دست احمدی نژاد داده اند، دست به گلوی خود او ببرید. البته نه برای گروکشی و دعواهای بین المجالسی. بل بخاطر سالها دزدی و تحقیری که آوار احمدی نژاد و یارانش بر سر مردم ایران و تاریخ این سرزمین فرو باریده اند.

۳ – اجازه بدهید جلوتر نروم. از این روی فرد خام و ناپخته وبی تجربه ای چون شما بر سر دستگاه قضا گمارده می شود که حرف شنو باشید. و البته ماشین امضا. اگر بنا بود شما کارکشته و استخوان خرد کرده ی دستگاه قضا بودید و هرازگاهی فرمانروایان خود را به قانون و تبصره های قانونی ارجاع می دادید و یک “نمی شود” تحویلشان می دادید، کارها به کامشان تلخ می شد که. شما “باید”، آری “باید” خام و ناپخته می بودید.

۴ – من اگر خیلی بخواهم آرمانی بیندیشم باید می گفتم: شما در مقام رییس دستگاه قضا باید شخص رهبر را بخاطر خیلی کارهایی که در پس و پشت حقوق بدیهی مردم کرده و می کند به محکمه فرا بخوانید. و مثلا از وی بخاطر حساب های مالی ناپیدا و نامشخصش پرسش کنید. که چرا پول های مردم را و میزان آنها را آشکار نمی کند و بی اجازه ی مردم به جاهای مختلف پول سرازیرمی کند. راز خام بودن شما و اطاعت بی چون و چرای شما به همین مواقف مربوط است. خنده دار نیست این جمله ی شما که فرموده اید: ما مطیع هماره مقام معظم رهبری هستیم؟ ظاهراَ شما باید مستقل باشید.

۵ – اجازه بدهید از تخته سنگ های عظیم الجثه ی سر راه شما نگویم. که خود می دانم شما نه مرد این خطرهای قضایی هستید و نه اساساَ شما را بر این جایگاه بلند نشانده اند تا به درون این درهای بسته سر فرو برید. پس، از چند سنگ ریزه ی قضایی با شما می گویم تا ببینیم میزان قدرت شما تا کجاست. مثل سنگ ریزه ای به اسم حقوق مدنی یک زندانی.

بعنوان نمونه خود مرا ممنوع الخروج کرده اند. از همان سه سال پیش. حالا که پرونده ام مختومه شده، همچنان ممنوع الخروجم. یک خودی نشان بدهید و از جایگاه پنجمی دستگاه قضا خود را به جای واقعی خود بکشانید تا ببینیم دستخط مبارک شما تا کجاها بُرد دارد. بخواهید زندانیان سیاسی مثلا به مرخصی بروند. بخواهید سالهای زندانی اینان به قدر واقعی اش تقلیل پیدا کند. و نه به اندازه ای که بازجوها به قاضیان شما دیکته می کنند.

۶ – من ازآقای طائب رییس اداره ی اطلاعات سپاه بخاطر ساخت فیلم علیه من و انتشارآن درفضای مجازی، به دادسرای ویژه ی روحانیت شکایت بردم. به قاضی که خود روحانی بود گفتم: یعنی می شود باور کرد که شما طائب را به اینجا بکشانید و بخاطراین جرم آشکار زندانی اش کنید؟ گفت: ما بزرگتر از طائب را هم به اینجا می کشانیم. که همانجا به وی گفتم: شوخی نفرمایید.

اکنون بعد از ماه ها جواب آمده که شکایت شما بی مورد است. یک تکانی به قلم مبارک خود بدهید ببینیم می توانید یک روحانی در اندازه ی طائب را بخاطر یک جرم آشکار و محرز و غیرقابل انکارش به محکمه بخوانید و به دست یک قاضی مستقل بسپاریدش؟ گرچه من به شما حق می دهم که چنین نکنید. چرا که این ناپختگی و حرف شنوی غلیظ شما بوده که شما را تا این مقام بالابرده. وگرنه ما و شما به نقض غرض مبتلا می شدیم.

۷ – من از آقای ضرغامی و مدیر سایت باشگاه خبرنگاران جوان بخاطر انتشار همان فیلم های غیراخلاقی که اداره ی اطلاعات سپاه علیه من ساخته بود شکایت کردم. بعد ازسه چهار ماه مرا خواسته اند که مدرکت کو؟ من همه ی مدارک را به آنها تحویل داده بودم. اما پرونده ی من از مدارک خالی بود. به قاضی شعبه ی چهار دادسرای ویژه ی فرهنگ و رسانه گفتم: چشم، من بازبرای شما مدرک می آورم. اما شما جرأت می کنی آقای ضرغامی را دست بسته به اینجا بیاوری و یک میلیارد خسارت بخاطر تخریب عاطفی و روانی خانواده ام از کیسه ی فرد خاطی بگیرید و به من بدهید؟ کاری که درجاهای دیگر و کشورهای دیگر به راحتی صورت می پذیرد. پوزخندی زد و با چهره ای عبوس و طلبکار گفت: از این خبرها اینجا نیست. اینجا فرهنگ و رسانه است. دلت خوش است بنده ی خدا.

گلی به گوشه ی جمال این قاضی که مرا “بنده ی خدا” خطاب کرد. اگرچه به مسخره. اما بازجویانی که پرونده های قضایی متهمان سیاسی را برای شما مهیا می کنند، ما وخانواده های ما را فاحشه هایی تعریف می کردند که “نظام لطف می کند که تکه ای نان جلوی ما می اندازد”.

حالا شما با ورود به جایگاه نخست دستگاه قضایی ببینیم می توانید آقای ضرغامی را دست بسته و چشم بسته به همان سلولهایی بیندازید که ما ماه ها درآنجاها حبس بودیم و درفشار جسمی و روانی؟ با این تفاوت که ما یک چند خط مطلب انتقادی نوشته بودیم و وی نه نوشته که فیلمی در حوزه ی خانوادگی و خصوصی علیه من منتشر کرده است. تا ببینیم نه میزان استقلال شما در بُعد قضایی، که میزان مسلمانی شما چه اندازه است.

۸ – سه سال است که دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، لوازم شخصی مرا برداشته و برده اند. چندی پیش با هزار مکافات برای چندمین بار به قاضی اجرای احکام زندان اوین مراجعه کردم و در این خصوص از وی پرسش نمودم. که: بالاخره داستان این اموال شخصی من چه می شود؟ پاسخ وی همان بود که خود می دانستم: برای ما نفرستاده اند.

شما برای این که میزان استقلال و نفر اول بودن خود را در دستگاه قضایی کشور به ما ثابت کنید، نمی خواهد به سراغ برادران خود بروید. یا دزدانی چون احمدی نژاد و همدوشانش را به سلول های نفرت و قانون بسپرید. یا بسیجیان قلچماقی را که فاجعه ی خونین کوی دانشگاه را رقم زدند به زندان بیاندازید و از آسیب دیدگان آن فاجعه پوزش بخواهید، یا رهبر را برای پاره ای توضیحات به دستگاه تحت امر خود فرا بخوانید. یا طائب را و ضرغامی را با چشمان بسته به سلول انفرادی بیاندازید. من و شما نیک می دانیم که اینها شدنی نیست. دلیلش را خودمان می دانیم. هم ما و هم شما. اما بیایید و برای اثبات نفر اولی خود دستور بدهید دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، این اموال شخصی مرا به من بازبگردانند. من قول می دهم، امضا می دهم، به محض دریافت اموالم، یک نامه ی بلند بالا بنویسم و منتشرکنم و در آن با صدای بلند فریاد بزنم: جناب آیت الله شیخ صادق آملی رینه ای لاریجانی نه نفر پنجم، که نفر نخست دستگاه قضایی است. حالا دیگران هرچه می خواهند بگویند بگویند.

۲۳/۴/۹۱

با احترام: محمد نوری زاد


102 پاسخ به “محمد نوری‌زاد: آقای آملی لاریجانی! شما نفر ششم دستگاه قضایی هستید”

  1. سهراب گفت:

    این اخوی هایی که فکر می کنن زندان رژیم اسلامی! ایران کویته بهتره یه سر برن ببینن. این عزیزان فکر می کنن اگر شکنجه ای در کار بوده پس نوریزاد و امثالهم باید از ترس خفه می شدن. اگر چنین بود که امثال شریعتی و طالقانی و … باید بعد از زندان ساواک خفه می شدن. کسی که حقیقت رو بدونه ساکت نمی شه. خفه شدن در مقام مسئولان جمهوری اسلامی ایرانه

    جناب نوریزاد تنها فایده ای که نامه شما داره اینه که: در محضر عدل الهی اگر شیخ لاریجانی عرض کردن من از اتفاقات بی خبر بودم و نمی دانستم این نامه شما آنجا به کار می آید تا راه در رویی نداشته باشد
    وگرنه تنها حضرت علی (ع) و معصومین هستند که می توانند به محاکمه کشیده شوند. در مقام امویان نیست که دستگاه قضا بخواهد آن ها را به محاکمه بکشاند.
    در شان ایشان نیست دستگاه قضا. اون علی (ع) بود و این …

  2. ناشناس گفت:

    همه ميدانند كه اين ملا نصرالدين و برادرانش هيچ كاره اند ولي چقدر زيبا وبه جا شما آنها رو به چالش مي كشي بابا تو ديگه كي هستي ؟ اي كاش من هم ذره اي از جرات و شجاعت شما رو داشتم فقط ميتونم بگم درود بر تو و خانواده و پدر و مادرت ؛ دمت گرم الهي سالهاي سال عمر با عزت داشته باشي و شجاعت وگذشت رو به ما بياموزي به شخصه شاگرد كوچك شما خواهم بود اگر جراتي برايم باقي مانده باشد . دوست دارم

  3. ناشناس گفت:

    و سخنی با شما که با تمجید خود از حر زمان از وی قدردانی کرده اید.نامه های نوری زاد نوریست در تاریک جهل بی خبران تادر فردایی نزدیک نگویند ما نمی دانستیم و به اصطلاح حجت بر عامی و عالی تمام شده است که :
    حاکمان کنونی اندک صلاحیتی در نزد دانایان به امور ندارندو مطابق عرف و قوانین کنونی و شرع انور مجرم وبرخی کاملا بی صلاحیت اند که به غصب مناصب شایستگانی را اشغال کرده اند که می بایست سکان این کشتی را در امواج طوفانی امروز دردست داشته باشند.
    حالا ای صاحب نظرانی که هر یک اظهار نظری در ذیل نامه نوری زاد عزیز گذاشته اید.می خواهید پس ازرویت این نامه و آگاهی از این همه مکر وجنایت و دزدی و بی قانونی چه راهکاری را ارائه دهید و به چه اقدامی دست یازید.؟
    من می گویم بیاییم از امروز هریک قلم نوری زاد را دردست گیریم و لااقل به تنویر افکاری پردازیم که در پیرامون ما هستند و نیازمند دانستن .
    بیاییم هریک در حوزه زندگی خویش به دفاع از مظلومانی پردازیم که به عللی از دست این حاکم و ولی روسیاه نگون بخت متکبر
    بی ایمان به روز حساب به خاک سایه نشسته اند.
    بیاییم به جد همانطور که سالار و میر این جنبش نوشت و از کلام خداوند استفاده کرد خانه های خویش را مقابل یکدیگر قرار دهیم و در جهت خیزشی خردمندانه که اصول آن برپایه تهذیب و خردمندی و دفاع از حقوق عامه است ، حرکت کنیم.
    بیایید در گروه های کوچک روزی را گرد هم آییم و راه های کاربردی در احقاق حقوق مظلومین ، دفاع از معالم راستین دین و توسعه آگاهی بخشی به توده مردم را به شور گذاریم و جامه عمل پوشیم.
    نوری زاد را امروز نه فردا اگر بتوانند خاموش می سازند پس چرا پیش از این فاجعه تمرین بردوش گرفتن مسئولیت نکنیم.!
    یقین بدانیم بی عمل نه راه به بجایی خواهیم برد و نه قدرت حرکتی در خود ذخیره خواهیم ساخت .تغییر ملت، نیاز به اراده ثابت و حرکت عملی در جهت آرمانهای صاحب نظران جنبش است.
    تا به احسن و تبریک مشغولیم سنگی جابه جا نمی شود .می ترسم روزی مارا علی رغم داشتن گوهرهایی چون تاجزاده و نوری زاد
    پیرانی چون حاج سیدجوادی و همراهانی چون میر نجیب و شیخ شجاع ، بسیار ملامت کنند.پس شما که گاها دنیا را شگفت زده کرده اید ، باز هم حرکتی نوینی را آغاز کنید تا نسل دیگر به احترام شما لحظه ای سکوت کنند.
    البته تا اینجا را خوب آمده ایم.چرا که باعث بیداری و هشیاری ملتهایی گشته اید که می خواستند نادانسته در چاه ویلی سقوط کنند که ما کرده ایم.
    نه تونس ، نه مصر ، نه لیبی و نه در فردا سودان و سوریه و منطقه ، دیگر فریب حرکت های به ظاهر دینی اما قطعا ضد دین را نخواهند خورد. امروز مردم منطقه ومسلمین فهمیده اند دین ، منهای آزادی و دموکراسی راهی به سعادت و توسعه و فرخندگی ندارد.و این آگاهی به برکت حرکت بسیار شکوهمند این نسل و رهبران شایسته و صادق و نمونه آن انجام گرفت .فردا روشن است اگر نخوابیم و بیدار گر باشیم وشاخصه های جنبش را که دانایی ، آزادگی ، دیگر بینی و روحیه دموکراسی خواهی است را در جامعه و در خویش بارورتر سازیم. انشائ الله . سلام به نوری زاد عزی نماد فرزانیگی و بازگشت به خویشتن انسانی.

  4. امیدسبز گفت:

    خیلی آزاده ای نوری زاد عزیز

    درود بر قلم و زبان حق گو و ظالم ستیز ات

    با خوندن نوشته های شما راه نفس کشیدنم انگار باز میشه
    قلم شما، کلام انسان، کلام وجدان، کلام خداست

    خدا شما را حفظ کند از شر شیاطین دینکار و دین فروش

    دوستتان دارررریم

  5. ناشناس گفت:

    حقیقتش من خیلی به نوری زاد شک دارم.
    هر موقع مشخص شد چرا با خود جناب نوریزاد برخوردی صورت نمیگیره، مشخص میشه که چرا با سایرین هم برخوردی صورت نمیگیره.
    واقعا چطور ایشون آزاده به همه جا فحش بده؟؟؟؟!!!

  6. ناشناس گفت:

    قلم معجزه مي كند ناز قلم نوري زاد عزيز

  7. سلیمانی گفت:

    بردستان وانگشتان راقم نامه بوسه می زنم وبه آن میگویم :نازشصت ونازنست که واقعن بحق است

  8. Jack گفت:

    زنده باشی نوریزاد

  9. اسد گفت:

    آقای نوریزاد درود بر غیرتت درود بر شرفت درود بر آزادیخواهیت ای کاش ذره ای غیرت و شرف و آزادیخواهی در وجود ما مردم در خواب هم وجود داشت که بخدا قسم اگر وجود داشت به یک هفته هم نمیکشید که این حکومت بدتر چنگیز مغول را سرنگون میکردیم

  10. دزد گفت:

    من که خود خرده دزدی بیش نیستم از شغلم خجالت کشیدم. دست مریزاد مرد

  11. سهراب گفت:

    همچنان با شرف و با غیرت و شجاع و مردی مثل همرزمانت.سرت سلامت .یا حسین میر حسین

  12. سینا گفت:

    درود بر شرف آقای نوری زاد . من اهل اغراق نیستم ولی مردی به بزرگی و شجاعت نوری زاد ندیده ام .

  13. مشتاق گفت:

    من عجیبه که ازنوشته های آقای نوری زاد بوی نفرت و آشوب و بهم زدن اوضاع جامعه را استشمام نمی کنم. نمی دانم شما هم این حس مرا دارید یا نه. او قلمش تند است اما این تندی مثل تیزی تیغی است که اگر کند باشد کارنمی کند و بکارنمی آید. من راستش نمی خواهم غلیظ بکنم اما ازنوشته های این مرد نور می بینم که بیرون می زند.

  14. ناشناس گفت:

    باران که می بارد من قلمی را می بینم که یک چتربرسرم نقاشی می کند. نوری زاد قلمت را بوسه باران می کنم

  15. ناشناس گفت:

    جناب آقای نوری زاد درود تمام آزادگان تاریخ بر شما ، لازم می دانم نکته ای ضروری را یادآوری کنم، متاسفانه تا زمانی که فرهنگ ظلم پذیری و خوگرفتن به ظالم به دلیل منفعت طلبی شخصی ما ایرانیان (مراجعه به تاریخ از زمان حمله مغول و …. تاکنون و حتی قبل از آن) تغییر نیابد و روحیه ظلم ستیزی در تک تک ایرانیان زنده نشود ، حتی اگر گاندی نیز در این مملکت به قدرت برسد ظرف مدت کوتاهی تبدیل به دیکتاتور می گردد و روز از نو روزی از نو .

  16. بوشهري گفت:

    خدا ا شر ظالمين روزگار حفظت كنه. اين جملان از هر شمشيري برّنده تر هست

  17. بوشهري گفت:

    خدا از شر ظالمين روزگار حفظت كنه . اين سخنان براي ظالمان از هر نيشي زهرتر و براي ستمديدگان از هر مرحمي بهتر است

  18. ناشناس گفت:

    سپید بخت باشی ای صاحب این قلم که سیاهی را می رانی و دریچه ای از آزادگی برما می گشایی

  19. ناشناس گفت:

    قوه قصابیه

  20. ناشناس گفت:

    درکنارتوییم اگرچه دوریم . واگرچه می ترسیم. اما یک روز درهمین نزدیکی ها دست به دست هم خواهیم داد و مارها را سرخواهیم کوفت و دلها را به دست خواهیم آورد.

  21. ناشناس گفت:

    آسمان را اگر نمی توان بویید می توان تماشایش کرد. تماشایت می کنیم ای قلم آسمانی

  22. ناشناس گفت:

    نگرانتم ای بزرگوار
    مراقب باش
    این بی حیا ها
    با جنایت می خسبند
    وبا حماقت ازخواب برمی خیزند
    وبا خون غسل می کنند

  23. ناشناس گفت:

    دست مریزاد

  24. kamnew گفت:

    دوست محترمی که نوشته ای من به آقای نوریزاد شک دارم- اگرقبول کنیم که حضرتعالی ریگی به کفش نداشته باشی فقط کافیه کمی منطقی باشی و فکر کنی !!!! اونوقت به راحتی متوجه میشی که دیکتاتورها به هیچ قیمتی حاضر نیستند که زیرآبشون جلوی مردم و دنیا زده بشه!!!!

  25. ناشناس گفت:

    یاحسین میرحسین

  26. ناشناس گفت:

    دست مریزاد.شما به واقع معنای کامل کلمه ی مرد مرد هستید.به دستان شما باید بوسه زد واقعآ افشاگری خوبی بود .هر چند که همه میدونند ولی جرآت شمارو ندارن.امیدوارم روزی همه چیز مشخص بشه و اونا هم که خوشون رو به خریت میزنن متوجه بشن .

  27. ناشناس گفت:

    همه قوا و مسئو لین مسئو لیت پادو ئی رهبر را دارند نه بیشتر

  28. رويا . ب گفت:

    قوه قضائيه ايران مثل شمشيري است كه لبه بي مصرف، زنگ زده و انعطاف پذيرش كه روي آن حك شده است « كسي با شما كار ندارد، آرام و

    خونسرد باشيد» به طرف مسئولان و گردن كلفت ها است و لبه تيز، برنده و غير قابل انعطافش طرف مردم است. شما از اين قوه واقعا چه

    انتظاري داريد ! كسي كه از اين قوه قضائيه انتظار عدالت داشته باشد واقعا خودش را فريب داده است.

  29. بردیا گفت:

    درود به شرف این کاوه اهنگر.و من نگران این بزرگ مردم ایرانم.

  30. Jamal گفت:

    بنام خدای قلم

    . . . . ن. والقلم و ما یسترون

    پاینده باشی عزیز، امیدوارم که دیکرانی که داعیه دین دارند در اعتلای کلمه حق قیام کنند و همگی بدانند که کلمه حق جاودانی است و این مدعیان مزور و دنیا پرست که دین را سپر خود کرده اند رفتنی . . . . .

  31. nashenas گفت:

    سلام و درود بی‌ پایان به جناب آقای نوری‌زاد،همیشه نامه‌های شما را با حرص و ولع خاصی‌ دنبال می‌کنم و فکر می‌کردم در مقابل این حرفها و موضع این افراد که جگر انسان را خوق می‌کند جای فقط یک گلوله میتواند دل و روان ما را خنک کند ولی‌ حالا برعکس این کلمات و نکاتی‌ که شما مطرح می‌‌فرمائید هرکدام بمنزله یک بمبی است که بر سر نتوان این حیوانات وحشی فرو میبرد و مرهمی است برای دل رنجور ما و خا نواده زندانیان و من از دور بر این دست مبارک شما بوسه میزنم و شما را به خداوند مهربان میسپارم.

  32. ناشناس گفت:

    آقای نوری زاده هنوز نفهمیدین حفظ نظام از اوجب واجبات است ؟؟؟پس خودتو اذیت نکن برادر

  33. بلبل خاموش گفت:

    wد ها بار کلاه خود را بالا می اندازم که در گروه تو و تاج زاده و قدیانی هستم ، و از خدا می خواهم که در قیامت نیز من را با گروه تو محشور کند ، ای شیر شکن که تو مرگ و ترس را به سخره گرفته ای و چون مولایت حسین سخن می گویی به خدا اگر 5 نفر از جلوداران اصلاحات چون تو سخن می گفتند هیمنه ی ظلم از هم می پاشید . سید حسن یاد بگیر ، خاتمی مشق کن ، هاشمی بیاموز ، حر بودن اینگونه است نه آن گونه که شما رفتار می کنید .

  34. ناشناس گفت:

    نوریزاد زبان گویای اسلام است.

  35. ناشناس گفت:

    ما خواهان محاکمه معاویه زمان هستیم

  36. Ali گفت:

    آقای کلمه ما یک مرتبه در سایت شما یک نظر دادیم اون را هم سانسور کردید چرا ؟جناب نوری‌زاد گرامی‌ از دور بر این دست که کلمات اینچنی ازش جاری میشود بوسه میزنم و بر فکر بسیار زیبای شما را تحسین می‌کنم،امیدوارم هر هفته بتوانید به نوشتن نامه‌هایتان ادامه دهید،برای سلامتی‌ شما و خانواده محترمتان دعا می‌کنم.

  37. mehdi گفت:

    من به ولايت فقيه وقتي اعتقادپيداكردم كه درماجراهاي سال88جلوي زياده خواهيهاي ميرحسين واحمدي نژادايستادوكشوررازجنگ داخلي نجات داد.ولايت فقيه راازبيانات دوستتان مهاجراني بشناسيدكه به سالم بودن رهبراعتراف كرد.ولايت فقيه راوقتي مي شناسيدكه بدانيدبه خاطرمصالح مملكت رودرروي صميمي ترين يارانش هم ايستادمثل هاشمي وو.

  38. محمود گفت:

    دادن اطلاعات صحیح به مردم بزرگترین خدمت به کشور است.

  39. hasan گفت:

    الحق که تو ابوذر زمان هستی

  40. محمدجوادِسبز-فرزندجانباز گفت:

    همیشه سلامت باشید آقای** نوریزاد** – ان شائ الله که یه روزی حرفهای شما تأثیرش رو بگذاره و بیشتر از این دیر نشه

  41. عبدالله گفت:

    اگر چنین کسانی را در این زمانه نمیدیدم ، باورم میشد که خون حسین (ع) بعد از 1400 سال پایمال شده.

  42. هادی گفت:

    آفرین به این شجاعتت نوریزاد

  43. ماهستیم گفت:

    بیشترین کامنت ها را نامه های نوریزاد دارد و این نشان از حرف دل مردم است.
    نوری زاد چه بگویم که از درد دل مردم میگویی بزرگ مرد.
    ماهستیم

  44. ناشناس گفت:

    واقعا شما خداي دروغ و كلك هستيد !!!! چون يك پي نوشت مخالف را چاپ نكرديد !!!! راستي از آب و هواي خارجه چه خبر؟!!!!

  45. ناشناس گفت:

    نوری زاد عزیز هر چه به کار اغایان فکر میکنم نمیتوانم این زشت کاری انها را تحلیل کنم این اشعار یزید بن معاویه برایم تداعی میشود
    لیت اشیاخی ببدر شهدو جزع الخزرج من وقع الاسل

    فاهلو و استهلو فرحا ثم قالو یا یزید لا تشل

    قد قتلنا القرم من ساداتهم و عدلناه ببدر فاعتدل

    لعبت هاشم با الملک فلا خبر جاء و لا وحی نزل

    لست من خندف ان لم انتقم من بنی احمد ما کان فعل
    اینان وارثان معاویه هستند انتظاری از انان نیست

  46. میرحسین دوست دارم گفت:

    امام موسی صدر

    ظلم و جرم و اشتباه نسبت به دیگران همیشه نسبت به دیگران همیشه با انجام یک عمل تحقق نمی‏ یابد. تنها به این نیست که مال کسی را به زور بگیرم، مال دیگران را به ناحق بخورم، کسی را طرد کنم، به کسی توهین کنم یا شهادت ناحق بدهم. ستم کردن تنها به این نیست که چیزی را به کسی که شایسته آن نیست بدهیم، بلکه ستم کردن با سکوت در برابر پایمال شدن حق هم محقق می‏شود و همان گونه که شنیده‏ اید:

    « کسی که از حق چشم ‏پوشی کند و در برابر آن ساکت بماند، شیطانی لال است »

  47. سلام محمد نوری زاد گفت:

    واقعا دمت گرم نوریزاد من نمی دونم درباره شما چی بگم شاید بشه گفت اجوبه سیاست شاید هم آچار فرانسه واقعا از هر انگشت شما یک هنر می ریزه قلم نوشت های شما معجزه می کنه یا فیلم های که تا به امروز ساختید یا کارهای هنریتون در اسارت یا ایده ها و کارها و شجاعت شما خدا قوت انشاالله که خیر تمام کار های خود را در آخرت بگیرید بی شک شما یکی از یاران آقا امام زمان هستید شفاعت ما را در آخرت بکنید که ما در توان خود از مظلومان حمایت کردیم خدا به حق زهرای مرضیه هرکس به شما ظلم می کند سزای اعمال خودش را هم در این دنیا هم در آخرت ببیند انشاالله

  48. Navid گفت:

    در پاسخ به شخصی که نوشته به نوری زاد مشکوک هستم، عرض می کنم به نوری زاد مشکوک نباشید، امارویکرد واقع بینانه این است که احتمال بدهیم، حکومت بخواهد افرادی با خواندن این نامه ها دست به حرکات نامعقولی بزنند و سرکوب دیگری را رقم بزند و به زعم خودش آخرین ریشه های مقاومت را ذرهم بکوبد . در ضمن بهتر است به این نکته توجه کنیم واز خود به پرسیم آیاحرف های آقای نوری زاد واقیت دارد یا خیر! که به نظر من واقعیت دارد و تازه ایشان بخشی از حقایق را بیان نموده اند! و این افشاگری لازمه حرکات بعدی جامعه در راه نیل به دموکراسی و آزاد سازی این ملت در بند است وکسانی که شهامت بیان این واقعیات را دارند قابل احترام وستایش هستند. در ضمن به این شخص توصیه می کنم ” تئوری توهم توطئه” را که شامل سه مقاله مهم است مطالعه کنند تا به این واقعیت پی ببرند که به راستی توطئه وجود دارد ، اما نمی شود هر حرکتی را بدون مدارک مستند ، ادله کافی و تحلیل درست ، توطئه بنامیم!

  49. كوروش گفت:

    يه دوستي البته اگه لياقت كلمه دوست رو داشته باشه اون بالا نظر داده چرا جناب آقاي نوري زاد خودش آزاده و راحت حرف مي‌زنه در حالي كه مي‌خواد بقيه افراد خاطي رو بگيرن. يكي نيست بگه 3 سال پيش كه اين بنده خدا تو زندان داشت جون مي‌داد تو كجا بودي. هر روز و هر ساعت تو خيابون زن و بچه‌اش تهديد مي‌شن تو كجايي؟ به طور مثال همين الان خبري از مهدي خزعلي داري؟ خبري از عماد‌الدين باقي داري؟ از عيسي‌سحرخيز و بهمن احمدي امويي و نسرين ستوده و … چطور. از خواب بيدار شو آقا جان.

  50. مهم نیست گفت:

    چه قدر از این اراجیفی که راجع به رهبر عزیزم گفتید حالم بهم خورد .. خدا هدایتتون کنه — من عاشق رهبرم —