سه سؤال از آیتالله مهدوی کنی
چکیده :اگر بر حسب ضرورت، شرایط عزل رهبری پیش آمد، آیا خبرگان بدون دلیل و حجت دست به چنین اقدام خطیری خواهد زد؟ که آیا دلایل و حجت های خبرگان دفعتا و بدون مطالعه و بررسی به دست می آید؟ و آیا مطالعه، مقایسه و تحلیل روند امور و تغییر وضعیت و شرایط یدون نظارت مستمر امکان پذیر است؟...
کلمه – علی پور حبیب:
جناب آقای مهدوی کنی، ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
در روزنامه کیهان از قول شما نوشته شده بود «تعبیری که من از نظارت بر عملکرد رهبری دارم این است که نظارت بر عملکرد رهبری به معنای جلوگیری از حوادثی است که موجب تضعیف ایشان می شود.»
منظور این است که مسئله «نظارت» مجلس خبرگان به معنی حفاظت موقعیت ولی فقیه است از حوادثی که موجب تضعیف ایشان می شود. البته چنین برداشتی در خصوص نظارت خبرگان مسئله نامربوطی نیست اما انحصار مفهوم «نظارت» به معنی فوق خلاف صریح قانون اساسی است چرا که قانون اساسی به لحاظ جامعیتی که دارد برای هر گونه احتمال بعیدی هم پیش بینی لازم را کرده است. در قانون اساسی به روشنی و صراحت پیش بینی شده که ولی فقیه به دلایلی که در قانون ذکر شده ممکن است عزل شود، اگرچه این احتمال بسیار بعید باشد. اما چون ممکن است روزی ضرورت پیدا کند، قانون برای این امر مهم که موضوع رهبری جامعه اسلامی است، تکلیف را روشن کرده و آن را به عهده مجلس خبرگان گذاشته است.
حال سؤال این است که اگر بر حسب ضرورت چنین شرایطی پیش آمد، آیا خبرگان بدون دلیل و حجت دست به چنین اقدام خطیری خواهد زد؟ روشن است که تصمیم مجلس خبرگان بر اساس براهین محکم، قطعی و یقینی استوار خواهد بود.
سؤال بعدی این است که آیا دلایل و حجت های خبرگان دفعتا و بدون مطالعه و بررسی به دست می آید؟ بدیهی است که چنین تصوری غیرقابل قبول است. حتما مطالعه، بررسی، مقایسه، تجزیه و تحلیل کارکرد رهبری است که باید مجلس خبرگان را به چنین نتیجه مهم و سرنوشت سازی برساند.
و سؤال آخر این که آیا مطالعه، مقایسه و تحلیل روند امور و تغییر وضعیت و شرایط یدون نظارت مستمر امکان پذیر است؟
به نظر نمی رسد برای اثبات مقام و موقعیت ولی فقیه لازم باشد اصل روشن و صریح قانون اساسی را از اعتبار بیندازیم. در قانون اساسی، شأن و موقعیت ولی فقیه بطور کامل لحاظ شده است. همچنین به شرایط عزل رهبری اشاره شده است: «هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصدونهم گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر بر عهده خبرگان مذکور در اصل یکصدوهشتم می باشد.» (اصل 111)














سوال كردن از مهدوي كني اب در هاونگ كوبيدن است .ايشان ولايت فقيه را بالاتر از خدا مي داند اگر چنين نبود ايشان با ان سن و سال اين پست را قبول نمي كرد ودر ضمن اگر در بين حاكمين اعتقاد به خدا داشتند كشور به اين روز نمي افتاد .
استدعا دارم این مطلب را به دبیرخانه خبرگان و به سایت اعضا خبرگان و بویژه شخص آیه الله مهدوی کنی ارسال فرمایید .
با سلام بمسؤلین محترم سایت و خوانندگان گرامی ،
مثلی است که می گویند احترام امامزاده را ابتدا متولی آن امامزاده باید نگاهدارد. در ایران جمهوری اسلامی متأسفانه این چنین نیست.مسؤلین کشور و در رأس آن ها ، این مجلس خبرگان و بخصوص رئیس آن است که باید احترام قانون اساسی را نگاهدارند تا درصورتیکه این قانون بوسیلۀ دیگران زیر پا
گذاشته شد ، این مجلس بتواند سایر مقامات را مورد خطاب قرار داده ، رعایت اصول قانون را خواستار گردند. متأسفانه در کشور ما چنین نبوده و چنین نیز نیست.روحانیون حاکم آگاهانه و یا نا آگاهانه ، گرفتار این توهم گشته اند که چون نام نظام سیاسی در ایران جمهوری اسلامی است و چون خود را و نظریات خود را مساوی با اسلام می دانند بنابر این هر
هرگاه که به یک استنباط فقهی جدیدی دست یافتند می توانند بدون رعایت مسیر قانونی که برای تبدیل شدن یک طرح به قانون نیازباید طی شود ، لباس قانو ن بر اندام
آن طرح پوشانده و بلافاصله آنرا اجرائی نمایند. مثلا” علیرغم تبیین روشن و صریح اصول قانون اساسی که دربارۀ ولی فقیه و انتخاب و یا عزل وی وجود دارد
با تعجب شاهد نظریه هائی از قبیل کشف ولی فقیه بوسیلۀ نمایندگان خبرگان رهبری هستیم که متأسفانه یک قانون زمینی را آسمانی و قدسی
می سازد ،. در ادامۀ مقدس سازی این پست و مقام انتخابی و زمینی است که باز شاهد پدیدۀ جدیدی می شویم که در آن پیروی کردن از ولایت بر پیروی
کردن از قانون اساسی ، ارجحیت پیدا می کند و به این ترتیب ، این اساسی ترین میثاق میان مردم و حاکمیت به ورق پاره ای تبدیل شده و اجرای هر
یک از اصول آن منوط به تمایل فردی می گردد که خود در چهار چوب این قانون و با استفاده از مکانیزم های آن در پست ولایت فقیه تکیه زده است. آقایان مهدوی کنی ، یا مرحوم مشکینی ،
هاشمی رفسنجانی و دیگر نمایندگان مجلس خبرگان به این مسأله کاملا” آگاه هستند ، چیزی که هست از آنجا که این حضرات به حاکمیت مردم بر سرنوشتشان باور
ندارند و خود را قیم مردم می دانند به هر طریقی از جمله توجیهات شرعی متوسل می گردند که ملت به حقوق مصرحۀ خود در قانون اساسی دست نیابند . در همین راستا است که
زمانی که احراز صلاحیت داوطلبان نمایندگی برای مجلس خبرگان بوسیلۀ نمایندگان منصوب رهبری در شورای نگهبان مطرح می گردد که برای امر نظارت براعمال
ولی فقیه و یا رهبری را به عهده بگیرند که بطور آشکار نقض غرض است ، از هیچیکدام از دست اندر کاران مجلس خبرگان ، صدای اعتراضی بگوش نمی رسد. وظیفۀ این آقایان و از جمله آقای مهدوی کنی کوبیدن و محکم کردن میخ برتابوت قانون اساسی به خصوص و حقوق ملت مصرح در قانون اساسی بالاخص می باشد . این حضرات خواهان یک نظام سیاسی مبتنی بر حکومت فردی هستند که حتی به دروغ از پوشش حکومت اسلامی بر اندام آن استفاده می کنند ، می باشند ولاغیر .
دبیر شورای نگهبان نظارت خود را استصوابی می داند و رییس مجلس خبرگان نظارت خود را استحفاظی!!!!!!!
قربون برم خدا رو
یه بام و دو هوا رو
آیا انتظار قانونمند شدن چنین جامعه ای عقلانی است؟
وفتی همه چیز لوث واز محتوا تهی شود،نظارت هم اینگونه ترجمه میشود
اگر نظارت را به معنی حراست تعبیر کنیم فلسفه وجودی خیلی از سازمانهای نظارتی و امنیتی زیر سوال میرود و اگر قرار بر این باشد که هر کسی تعبیر خودش از قانون را داشته باشد ؛ اصلا سنگ روی سنگ باقی نمی ماند و قانون بی معنی می شود و گذشته از این معنی اصل وجود قانون برای جلوگیری از تعبیر به رای است.
جان برادر . بدون وجود دلیل و حجت که ضرورت عزل حادث نمیشود . وقتی نظارتی نباشد هم دلیل و حجتی حاصل نمیشود . لذا پاسخ شما در سئوال شما وجود دارد . الزام شرعی هم برای تبعیت از قانون اساسی وجود ندارد ، بنا به اجماع فقها . مزاحم نشوید .
آقای پور حبیب؛من هم یک سوال از شما دارم:چند در صد مردم ایران اصلا این مجلس خبرگان را قبول دارند که شما رییس خود ساخته آن را مخاطب قرار میدهید؟.این مجلس خبرگان و یا بهتر بگویم “خفتگان”؛مشروعیت مردمی نداشته و ندارد.به دور باطل انتخاب اعضای آن توجه کنید تا بدانید اینها نماینده 15 در صد مردم ایرانند.
این اقایان مانند مهدوی کنی چنان مال و منال در سایه ولایت جمع کرده اند که هر گز حاضر نیستند واقعیت ها را بگویند و احساس خطر از موقعیت خودشان می کنند یکی از این ها ان یزدی معروف در شورای نگهبان است که اول مخالف خامنه ای برای رهبری بود اما اکنون به خاطر مال های حرامی که جمع کرده است سینه چاک رهبری شده و او را برابر با خدا می داند
مجلس چرتگان و دست بوسان رهبری .تا به حال یک پرسش از این رهبر خود محور و خود شیفته که کشور را به پرتگاه نابودی برده است نکرده اند
جناب ایشان قائل به نظارت بر رهبری نیستند ، تا نظارت نباشد هم دلیل و حجتی بر عزل وجود پیدا نمیکند . اصل سئوال منتفی است . ایشان کشف شده است و خبرگان را هم شورای نگهبان ایشان کشف کرده است . من نمیدانم چرا این قدر تعارف برای هم تکه پاره میکنیم . ایشان رهبر مادام العمر است و حتما برای بعد از ارتحال ملکوتیشان هم فکری شده است . لطفا با توجه به این واقعیات حرفی بزنید و راهی بنمائید . والا خموش .
سیستمی که به قدرت ولی فقیه ثروت ملی را (نفت ) به بخش خصوصی میخواهد منتقل کند از قانون پیروی نخواهد کرد و کشور را در بنبسی که میبینیم با قصد وارد میکند.
حاج آقا این سوال ها در برابر آن سوال هایی که شب اول قبر تنگ و تاریک “نکیر و منکر” ازشما خواهند کرد، اصلا قابلی نداره ها. یعنی به خاطر دوسه روزی روی اون کرسی ریاست نشستن، این حرکات را کردن و این حرفها را زدن می ارزید. یک عمر ادعای دین داری کردن و حلال و حرام را از هم جداکردی که اینجوری خودت را عاقبت به خیر و خانه خراب کنی. واقعا می ارزید؟ که مجلس خبرگان برای آنست که کمک و دستیار رهبر باشد؟ خودش کم جنایت می کند و کم قانون شکنی که تازه شماها هم به کمکش بروید؟
عزیزان مجلس خبرگانی که همه اش تعریف وتمجید از خامنه ایست به چه درد میخورد
نمونه ای از جلسات این مجلس:
خاتمی:اقا هر چه بگوید همان است
جنتی:ماکه عقل درست و حسابی نداریم فقط اقا میداند
دستغیب: باید عزل شود.
مهدوی:آقا شما چه میگویید ایشان نایب امام زمانهستند ما که نمیتوانیم ایشان را عزل کنیم
و در پایان بیانیه ای ازمجلس خب رگان مبنی بر حمایت از آقا داده میشود .
جناب آقای کنی
هر بوقی که تو دانشگاه دو واحد قوانین ایران رو گذرانده باشه میفهمه که وظیفه شما چیزیه که اصولا ازش درک نداری
اگه داشتی میفهمیدی که این به اصطلاح خبرگان باید نظارت کنن و در صورت نیاز حتی برکنار کنن.اگر چه وقتی خبرگان انتصابی باشد دیدگاهها هم منتخب میشود.فقط فراموش نکنید خدایی هست قیامتی هم هست و باید پاسخگو باشید