سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سرانجام اولین دادگاه برای یک دیکتاتور معزول در بهار عربی: حبس حسنی مبارک، ابدی شد...
» تجمع انقلابیون در میدان تحریر قاهره، در اعتراض به حکم دادگاه

سرانجام اولین دادگاه برای یک دیکتاتور معزول در بهار عربی: حبس حسنی مبارک، ابدی شد

چکیده :پس از قرائت رای و بروز هرج و مرج در دادگاه، قاضی جلسه را تعلیق کرد. دلیل اصلی هرج و مرج و درگیری در دادگاه، تصمیم دادگاه به تبرئه کردن چهار نفر از مشاوران ارشد عادلی بود که به گمان بسیاری، در مرگ معترضان نقش داشتند. در برابر دادگاه، و پس از قرائت حکم، خانواده‌های کشته‌شدگان ناآرامی‌ها، به ابراز شادمانی پرداختند. اما پس از آن که جمعیت متوجه شد مشاوران وزیر کشور پیشین مصر تبرئه شده‌اند، واکنش خشم‌آلودی نشان دادند و شروع به سر دادن شعار کردند....


کلمه – گروه بین الملل: دیکتاتور معزول مصر به حبس ابد محکوم شد. این موضوع، مهمترین تیتر خبری امروز رسانه ها بود. مبارک اولین رهبر سابق یک کشور عربی است که از آغاز اعتراضات بهار عربی در دادگاه حضور یافته، مورد محاکمه قرار گرفته و محکوم شده است. اما حکم دادگاه، بسیاری از فعالان انقلاب مصر را راضی نکرده و در حال حاضر به دعوت اخوان المسلمین و دیگر مخالفان مبارک، هزاران نفر از ساکنان قاهره در میدان تحریر جمع شده اند تا به حکم دادگاه اعتراض کنند.

دادگاه جزایی مصر حسنی مبارک، رئیس‌جمهور پیشین این کشور را به حبس ابد محکوم کرد. با اعلام حکم دادگاه در روز شنبه (۱۳ خرداد) محاکمه‌ای به فرجام رسید که در تاریخ کشورهای عربی بی‌سابقه تلقی می‌شود. برای نخستین بار رهبر یک کشور عربی با حضور شخصی و بطور علنی در دادگاهی متعارف مورد محاکمه قرار گرفت. مبارک روز شنبه صبح با هلی‌کوپتر به ساختمان دادگاه آورده شد. او این بار نیز چون دفعات قبل بر روی برانکارد در سالن دادگاه حضور داشت.

روند دادگاه از تلویزیون دولتی مصر پخش شد. احمد رفعت، قاضی دادگاه، در آغاز جلسه‌ محاکمه، زمامداری ۳۰ ساله‌ مبارک را دورانی سیاه در تاریخ معاصر مصر خواند و از انقلاب ۲۵ ژانویه به عنوان طلیعه فجر در این کشور یاد کرد. حسنی مبارک که ۸۴ سال دارد به اتهام فساد مالی، سوء‌استفاده از مقام دولتی و مسئولیت در کشته‌شدن دست‌کم ۸۵۰ نفر در اعتراضات خیابانی سال گذشته محاکمه شد.

درخواست اعدام از سوی دادستان

مصطفی سلیمان، دادستان مصر، از دادگاه تقاضای حکم اعدام برای حسنی مبارک کرده بود. اما وکیل مدافع مبارک، موکل خود را بی‌گناه خوانده و خواهان آزادی او شده بود. حسنی مبارک پیش از آخرین جلسه دادگاه در نامه‌ای خطاب به مردم مصر نوشته بود از این اتهام که او مرتکب خونریزی شده به شدت متاثر است. این نامه در روزنامه تحریر که از انقلاب و تحولات مصر پشتیبانی می‌کند، انتشار یافت. در نامه مبارک همچنین آمده است که او برای مردم مصر سالیان دراز مبارزه کرده و هیچ‌گاه حیثیت خود را به عنوان یک نظامی با مال‌اندوزی نامشروع لکه‌دار نکرده است.

اگر چه دادستان دادگاه و بسیاری از مردم مصر انتظار داشتند برای حسنی مبارک حکم اعدام صادر شود اما صدور حکم حبس ابد را می توان نوعی تلاش برای برقراری حکومتی دموکراتیک در آینده مصر دانست؛ تلاشی که گروهی از مصریان به آن اعتراض دارند. آنها می خواهند مبارک اعدام شود.

درگیری پس از دادگاه

پس از قرائت رای و بروز هرج و مرج در دادگاه، قاضی جلسه را تعلیق کرد. دلیل اصلی هرج و مرج و درگیری در دادگاه، تصمیم دادگاه به تبرئه کردن چهار نفر از مشاوران ارشد عادلی بود که به گمان بسیاری، در مرگ معترضان نقش داشتند. در برابر دادگاه، و پس از قرائت حکم، خانواده‌های کشته‌شدگان ناآرامی‌ها، به ابراز شادمانی پرداختند. اما پس از آن که جمعیت متوجه شد مشاوران وزیر کشور پیشین مصر تبرئه شده‌اند، واکنش خشم‌آلودی نشان دادند و شروع به سر دادن شعار کردند و درگیری‌هایی نیز میان معترضان و پلیس گزارش شده است. در سوئز نیز رای صادر شده با خشم گروهی از مردم رو به رو شده است.

در قاهره هزاران پلیس و سرباز در محل حضور دارند و صدها تظاهرکننده نیز در برابر دادگاه تجمع کرده‌اند. تظاهرکنندگان فریاد می‌زنند که مبارک قاتل است. بسیاری از این افراد خانواده‌های ۸۵۰ نفری هستند که در جریان تجمعات کشته شدند. حسنی مبارک و چند نفر دیگر از یاران و نزدیکانش به کشتن معترضان در حین ناآرامی‌های این کشور متهم شده‌ بودند. تلویزیون دولتی مصر اعلام کرده که حال جسمی آقای مبارک پس از انتقال به زندان طره، بسیار بد شده است.

مجازات‌های تعیین شده

دادگاه برای سران رژیم سابقه مصر، این احکام را اعلام کرده است:

• حسنی مبارک، رئیس‌جمهوری سابق مصر: حبس ابد به اتهام توطئه برای کشتن معترضان، تبرئه از اتهام فساد

• علاء و جمال مبارک: تبرئه از اتهام فساد

• حبیب العادلی، وزیر کشور دوران مبارک: حبس ابد به اتهام توطئه برای کشتن معترضان

• چهار مشاور حبیب العادلی: تبرئه از اتهام همدستی و مشارکت در قتل معترضان

• حسین سالم، تاجر میلیاردر مصری: تبرئه از اتهام فساد

مخالفت اخوان المسلمین با حکم دادگاه

اخوان المسلمین، بزرگ‌ترین حزب مخالف در دوران زمامداری حسنی مبارک، با محکوم کردن این رای، خواهان تجدید محاکمه این افراد شده و گفته است دادستان عمومی، به وظیفه خود در جمع آوری اطلاعات و مدارک علیه این افراد عمل نکرده است. در مقابل احمد شفیق، نخست وزیر دوران مبارک و یکی از دو کاندیدای ریاست جمهوری در دور دوم انتخابات گفته است که باید این رای را پذیرفت. او گفته است که این رای باید درس تاریخی برای رهبران آینده مصر باشد.

گروهی از معترضان خواهان تجمع مردم در میدان تحریر شده و ساعت پنج بعد از ظهر به وقت محلی را زمان این تجمع اعلام کرده‌اند. این تجع در حال حاضر آغاز شده است تا در آستانه دور دوم انتخابات ریاست جمهوری مصر، تنش‌ها را در این کشور افزایش دهد. در دور دوم، احمد شفیق، آخرین نخست وزیر دوران حسنی مبارک با محمد مرسی، نامزد اخوان المسلمین با یکدیگر رقابت خواهند کرد. بسیاری از انقلابیون جوان از هیچ کدام از این گزینه‌ها راضی نیستند.

پیشینه حسنی مبارک

حسنی مبارک به مدت ۳۰ سال با شیوه‌ای خشن و مستبدانه در مصر حکومت کرد. او پس از فرماندهی نیروی هوایی به عنوان معاون ریاست‌جمهوری مصر در دوران محمد انور سادات برگزیده شد. پس از ترور انور سادات در سال ۱۹۸۱ حسنی مبارک به عنوان رئیس‌جمهور جدید مصر قدرت را در دست گرفت. اغلب تحلیل‌گران سیاسی وی را سیاستمداری بدون خلاقیت و آینده‌نگری می‌خواندند.

حسنی مبارک در دوران زمامداری خود طرفدار فضای نسبتاَ باز اقتصادی، اما بدون قبول دمکراسی و آزادی‌های سیاسی بود. او هیچ‌گاه چهره‌های محبوب سیاسی را در کنار خود تحمل نمی‌کرد. عمرو موسی، وزیر امور خارجه مصر، یکی از این افراد بود که سرانجام به حاشیه رانده شد. پسران وی در حزب حاکم دارای پست‌های مهمی شدند و با مداخله در فعالیت‌های اقتصادی در مظان فساد مالی قرار گرفتند. به گفته دیپلمات‌های غربی سوزان، همسر مبارک، یکی از مهم‌ترین افرادی بود که از ایده جانشینی جمال (پسر مبارک) به عنوان رئیس‌جمهور آتی مصر حمایت می‌کرد. مردم مصر به شدت با حکومت موروثی خانواده مبارک در مصر مخالفت داشتند.

مبارک که به صورتی مستبدانه اغلب اهرم قدرت را در اختیار شخصی خود گرفته بود به سرعت بدل به کانون همه مخالفت‌ها و انتقادات شد. سرانجام در جریان اعتراضات اخیر صدها هزار نفر در قاهره و شهرهای دیگر مصر با شعارهای تند خواهان کناره‌گیری او از قدرت شدند.


7 پاسخ به “سرانجام اولین دادگاه برای یک دیکتاتور معزول در بهار عربی: حبس حسنی مبارک، ابدی شد”

  1. ناشناس گفت:

    مبارک پیش دیکتاتور ما خود خود دموکراسیه و عدله.

  2. ناشناس گفت:

    این آقایان حکومت فعلی ایران فکر می کنند چقدرخوش شانس باشند که آخروعاقبتشان مثل حسنی مبارک وشاه باشد!

  3. شیرازی گفت:

    ممنون کلمه به خاطر تیتر ” بهار عربی ”

    سرانجام اولین دادگاه برای یک دیکتاتور معزول در بهار عربی: حبس حسنی مبارک، ابدی شد

  4. حسنی مبارک به زندان ابد محکوم شد!
    در بیرون دادگاه جمعتی با فریاد الله اکبر فریاد میزدند؛ حرف کافی است! «اعدام باید گردد!»
    گاردین لندن
    2 ژوئن 13 خرداد
    دادگاه کیفری مصر، حسنی مبارک را بخاطر دخالت داشتن در کشته شدن معترضین اعتراضات سال قبل که به عزل او منجر شد به حبس ابد محکوم کرد. پسران او و چند تن از افسران پلیس از اتهام فساد تبرئه شدند اما حبیب العدلی، وزیر کشور او نیز به حبس ابد محکوم شد.
    مردم نسبت به آرای صادره واکنشهای متفاوت نشان دادند. برخی از صدور حکم ابد برای مبارک و وزیر کشورش ابراز خوشحالی و برخی با فریاد« دادگاه قلابی!» خواهان پاکسازی دستگاه قضایی شده و با سنگ اندازی بسوی پلیس به رأی دادگاه واکنش نشان دادند.
    جک شنکر، گزارشگر گاردین مینویسد؛ مبارک 84 ساله، یکی از رهبر عرب بود که تا کنون در کشور خود محاکمه میشد. او دردرون یک قفس که دادگاه، وی را در آن نهاده بود ساکت بنظر میرسید در حالیکه پسرانِ در گذشته قدرتمند او، با حلقه های سیاهی که در اطراف چشمانشان نشسته بود نا آرام و مظطرب بودند. پسر بزرگ او زیر لب قرآن میخواند.
    قاضی «احمد رفعت» هنگام قرائت رأی دادگاه؛ عصر مبارک را«30 سال تاریکی» و یک کابوس طولانی نامید که فقط با خیزش مردم برای تغیر پایان یافت. او گفت: «مردم مسالمت آمیزانه از رهبرانی که زمام قدرت را دردست داشتتند دموکراسی مطالبه میکردند.»
    در بیرون دادگاه جمعتی با فریاد الله اکبر فریاد میزدند؛ حرف کافی است! «اعدام باید گردد!»
    پسر یکی ازآنهایی که کشته شده بود، حنفی السید، فریاد میزد:« من به کمتر از حکم اعدام راضی نیستیم. با کمتر از آن ما خاموش نمیشویم و دو باره انقلاب خواهد شد.
    پایان گزارش خبری گاردین
    کامنت من:
    من قصد وارد شدن به جزئیات محاکمه حسنی مبارک را ندارم ولی گوشه های در این رخداد تاریخی هست که در نگاه اول دیده نمیشود و از آنها نمیتوانم بگذرم. اولین آن اینست که برغم ایراد اتهام قتل و کشتار به مبارک؛ دادگاه نه به مبارک، نه فرزندان و نه حتی وزیر کشور اتهام فساد و دزدی وارد نکرد حال آنکه در جریان تظاهرات میلیونی! میدان التحریر [این میدان هم، مثل میدان آزادی ما بیش از چند ده هزار نفر جا نمیگیرد]، بسیاری بحثها و شعار های روی دزدی ها و ثروت های دزدی شده مبارک و خانواده او از جمله زنش دور میزد.
    دومین نکته اینکه؛ مبارک تا لحظه ای که با خانواده اش به شرم الشیخ به حصر خانگی فرستاده شد، مصممانه بر روی این تصممیمش ایستاد که از مملکت خارج نخواهد شد و برای پاسخگویی خواهد ماند، حال آنکه وضعیت او حتی با علی عبدالله صالح و زین العابدین بن علی خیلی فرق داشت و او براحتی میتوانست به غرب یا کشورهای عربی خلیخ پناهنده شود و زندگی مرفه و راحتی داشته باشد.
    سومین نکته اینکه به نسبت دامنه اعتراضات و به نسبت جمعیت نزدیک به 80 میلیونی مصر و با توجه به فرهنگ سیاسی و هنجارهای دولتمداری در کشورهای خاور میانه؛ اگر تعداد 800 نفر کشته راست باشدو مثل شایعات اغراق آمیز کشتارهای دوران انقلاب خودمان توسط شاه نباشد* و با فرض اینکه همه این کشتارها از طرف نیروهای پلیس رخ داده و خود سری این نیروها هم در آن نقشی نداشته است، باز باید برای خویشتن داری و نرم رفتاری ماشین سرکوب مبارک در مقایسه با بقیه دیکتاتور های منطقه امتیازی قائل شد که نمیتوان آنرا جز خصوصیات میهن پرستانه مبارک نگذارد. دیر یا زود ملت مصر از هیجانات انقلابی امروز خود بیرون خواهد آمد و در داوری امروز خود تجدید نظر خواهد کرد.
    یک خاطره از زندگی دوران کودکی خود میگویم شاید قضیه را بیشتر روشن کند. در دوران جنبش ملی شدن نفت پدرم کاسب ساده و میانه حال و جبهه ملی چی بود. او هفته ایی 7 روز و هر روز 14 ساعت، در مغازه بود برای اینکه خرج یک عائله 10 نفری را میبایستی در آورد. انرژی و قدرت تحمل او چنان در این کار خسته کننده فرسایش میافت که تحملی برای او نمیگذاشت تا با نرمش با من که پسری نافرمان و اذیت کن بودم رفتار کند لذا او فقط با زبان کتک با من حرف میزد. پس از کودتا او را دستگیر کردند و چند ماهی زندان بود که این ماهها در آنروز گار جز بهترین ایام دوران کودکی من بود. بچه های بزرگتر برای اذیت کردن من اغلب با تظاهری ساختی میگفتند که بابات را دار میزنند و نحوه دار زدن را هم برای من بر حسب ذهنیات خود تشریح میکردند. مثلاً اینکه چطور آدمهای دار زده شده شلوار خود را خراب میکنند و یا زبانشان چگونه از دهنشان بیرون زده میشود. هیچ یک از این توضیحات وحشت آور در من کمترین تأثری نسبت به سرنوشت پدرم برنمی انگیخت زیرا آزاد شدن پدرم را مساوی کتک خوردن خود میدانستم.
    اشکال قضاوت ما مردم با فرهنگ جهان سومی اینست که هیچ گونه، چیدمان یا متدولوژی ـ ای برای توضیح رویدادها و قضاوت روی آن رویدادها نداریم. برای ما، مرزی بین مسائل حقوق بشری، سیاسی، نظام حقوق قضایی و داوری حقوقی و تفاوت آن با داوری سیاسی و تفاوت داوری سیاسی با داوری تاریخی وجود ندارد.
    شاید روزی فرا رسد که حکومت قانون و اعمال اراده سیاسی ملت یا جامعه بشری، از طریق ارگانهای قدرت دولتی یا فرا دولتی و ملی با حقوق بشر در انطباق قانونی قرار گرفته و همه اینهاهمپوش شوند، ولی تا روز استقرار آنچنان مدینه فاضله ایی باید گفت؛ تا هنگامیکه دولت بعنوان ابزار یا مکانیسم اراده ملت [یا (در دیکتاتوریها) بخشی از ملت یا جمعیت] وجود دارد، و تا هنگامیکه تضادهای حاد اجتماعی، فرهنگی، قومی و طبقاتی وجود دارد دولت ها یی هم خواهند بود که باید «اراده ایی» را که ملزم به اجرای آن هستند با زور [ اگر نتوانند بدون زور و قهاریت جاری کنند] به اجرا گذارند. از درون چنین کارکردی است که «قهر» بعنوان یکی از بنیانی ترین مفاهیم در تعریف دولت و بعنوان مهمترین وظیفه یک دولت شکل میگیرد چه میخواهد دولت های پسا مدرن نوع اسکاندیناویایی باشد چه دیکتاتوریهایی نظیر دولت ایدی امین دراوگاندای سابق یا جمهوری اسلامی ایران یا معمر القذافی یا بشار اسد.
    پس با این مقدمه باید گفت که این؛ نفس اعمالِ «قهر» نیست که جرم محسوب میشود بلکه «اعمال این قدرت قهریه مطابق موازین قانونی یا عدم مطابقت آنست که مطرح است و این جنبه است که باعث عدول یک دولت از موازین دولتمداری است و این عدول از موازین قانونی است که میتواند تا سرحد جنایت طبقه بندی و تعریف شود.» حال در این رعایت و یا عدم رعایت موازین قانونی، چنان مرزبندی ظریفی وجود ندارد تا براحتی بتوان از قضاوت سیاسی عبور کرد و موازین حقوق کیفری را برای داوری روی اعمال یک سیاست مدار بکار گرفت.
    ما خود رژیم پادشاهی را سرنگون کردیم. در خیابانها با شور و با شعار، آنرا به محاکمه کشیدیم و بالاخره هم هنوز نمیدانیم آیا او بخاطر جنایات مشمول قوانین کیفری خود، یا بخاطر جرائم سیاسی اش بعنوان رئیس مملکت، یا کلاً بخاطر نقش منفی و مخرب تاریخی اش، تخطی اش از قانون اساسی باید محاکمه میشد. از دزدیهای ده ها میلیاردی او سخن زیاد رفت ولی این دولت «دزد گیر» اسلامیِ برآمده از انقلاب و حق طلب، هرگز، نه لیستی از ثروتهای ادعایی او، از پولهای خارج کرده اش از مملکت، از رشوه های ادعایی گرفته او، از آن دو گونی ناخن های کشیده و یافت شده در خانه یکی از افسران بازنشسته اطلاعاتی او و صاحبان آن ناخنها، هرگز و هرگز دیگر نه بحثی جدی و حقوقی/کیفری کرد و نه یک تحلیل درست سیاسی به مردم در توجیه حقوقی از یک طرف و سیاسی از طرف دیگر برای سرنگونی شاه ارائه داد تا این حکومت برآمده از انقلاب را دور از شعار توجیه کرده باشد. هرچه دراین زمینه تا کنون گفته شده است همه پرونده سازیهای سیاسی و ایدئولوژیک بوده است. هرچند نمیتوان گفت که این پرونده سازیها یکسره بی محتوا بوده اند. ایراد اصلی به نحوه تنظیم آنهاست.
    در بحبوحه هیجانات اولیه مراحل نخست محاکمه مبارک که هر تظاهر کننده ایی خود را آماده کرده بود تا طناب دار را بگردن تمام خانواده مبارک بیاندازد، یکی از تحلیل گران عرب در سایت تحلیلی« دارالحیات» گزارشی از کارنامه سیاسی و اقتصادی مبارک داده و لیست بزرگی از خدمات تاریخی اورا نوشته بود. او نتیجه گرفته بود که کارنامه مبارک در مجموع به آن سیاهی که مدعیانش ادعا میکنند نیست.
    امروز مردم مصر فقط سرکوب ها و انسداد سیاسی دوران او را می بینند ولی برای ما مردم ایران که در اثر انقلاب نه تنها آزادی سیاسی را بدست نیاوردیم بلکه دست آوردهای اقتصادی و اجتماعی دوران حکومت شاه را هم؛ از جمله آزادیهای مدنی و حتی مذهبی امان را هم از دست دادیم، داوری راجع به مبارک آسان تر است.
    وقتی سیاست ورزی و دولت مداری بر خلاف سیر پیشرفت و تحول سیر کند و این بازدارندگی جامعه از تحول، با اعمال قهر دولتی همراه شود، و هنگامیکه این اعمال قهر، هیچ گونه حد و مرز و موازین قانونی را مراعات نکند؛ یک ملت حق دارد فریاد زند:« اعدام باید گردد!» و حق دارد طناب دار را نیز بر گردن قانون شکنان و دولت مردان و رهبرانی که ماشین «قهر» دولتی برای را برای مقاصد سیاسیِ طایفه ایی، خانوادگی و مافیایی گونه خود بکار گرفته اند بیندازد. در اینجا جرم کیفری با جرم سیاسی در عالیترین حد خود با هم رخ داده و همپوش گردیده است.
    اما به داروی من، حسنی مبارک اگر در یک دادگاه کیفری محض مستوجب حکم اعدام است، در یک دادگاه سیاسی و تاریخی شایسته مدال میهن پرستی است، هرچند شاید نه ازعالیترین نوع آن.
    اضافه کنم اگر قرار باشد رهبران سیاسی دنیا در طول تاریخ را در یک دادگاه کیفری یا حقوق بشری محض محکمه کنیم، از کوروش و داریوش تا ژولیوس سزار و اسکندر و ناپلئون؛ از محمد و علی و خلفای راشدین و عباسی تا خلفای اتومانی عثمانی تا تونی بلر، اوباما، بوش، کلینتون و ملکه انگلیس و شارل دوگل و کاسترو و گوربا چف و پوتین؛ هیچ یک، از چوبه اعدام نمیتوانند بگریزند.
    ازجمله عمده ترین وظیفه رهبر سیاسی و حکومتی یک مملکت استفاده از «ماشین قهر دولتی » برای حفظ امنیت میلیونی شهروندان است. در کار برد این ماشین مسئله سرکوب و کشتار هم میتواند رخ دهد مخصوصاً در جوامعی که تنش های سیاسی در آن سونامیک و انفجاری هستند. هیچ رهبرسیاسی نمیتواند از این جنبه از مسئولیت خود شانه خالی کند و با دستهای پاکیزه بمعنی حقوق کیفری از دار دنیا یا از سریر قدرت برود. آنچه کار برد زور و قهر دولتی را توجیه، موجه و یا غیر قابل توجیه و ناموجه میکند سَمت و سوی کاربرد و اهداف اعمال قهر است.
    *
    طبق اطلاعات مستندی که بعدها توسط آقای باقی انتشار یافت جمع کشته شدگان و اعدامهای دوران شاه از قائله آذربایجان تا اعدامهای پس از کودتا و ناشی از جنگهای چریکی علیه رژیم و قائله کردستان و فارس و 15 خرداد و کشته های انقلاب طی 37 سال حکومت شاه، حدود 3750 نفر میشده است.
    با کشتار هایی که توسط حکومتهای مدعی، استقلال و دموکراسی و سوسیالیسم در این دوران رخ داده است مقایسه کنیم!
    صدام، قذافی، ناصر، بشار اسد و حافظ اسد و حکومتهای خلق و پرچم در افغانستان، الجزایر مسالمان و سوسیالیست نوع فانونی، نمیری در سودان و زیاد باره ایی در سومالی و حکومت سوسیالیستی و خلقی یمن جنوبی سابق ،

  5. ناشناس گفت:

    1-بن علی (فرارکرد)
    2-قذافی(تیکش کردند)
    3-مبارک(حبس ابد)
    4-علی عبدالله صالح(تعویض قدرت)
    5-بشاراسد(انشالله اعدام وتیرباران میشود)
    6-ااااااااااااااااااااا(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

  6. مملکته؟ کامنته؟ گفت:

    آقا ترا به دست های بریده حضرت عباس قسم یا آقای تبریزیان شما کامنت های خود را بیش از ده سطر ننویسید یا شما کلمه کامنت های ایشان را به جای مقایسه دربخش دیگری منتشر کنید. کامنت با مقاله فرق دارد. آخر کامنتی که بیست سی سطر باشد، برادر کامنت که نیست. اگر به انگشتان و چشمان خودت هم رحم نمی کنی به صبر و حوصله و چشمان ما رحم کن.

  7. ناشناس گفت:

    برعکس اظهارات “مملکته؟ کامنته؟”:
    به شخصه ازمطالبی که آقای تبریزیان می نویسند بسیارلذت می برم که بسیارپخته وبا مطالعه وبه دورازاحساسات “خاص”،بالاخص با ملاحظه نگارش صحیح فارسی بیان می شود،وبه مراتب خواندنی تروآموزنده ترازاصل مطالب است.

    درضمن،هیچ قانونی درسطح اینترنت ،شبکه های اجتماعی، وب سایت ها،وب لاگ ها…وجودندارد که حدوحدودی برای نظرات استفاده کنندگان ازاین امکانات قائل شود، مگر محدودیت های تکنولوژیکی .بنابراین شماهم صبورباشید.