سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بصیرت امام در شناخت میرحسین، در مقابل روحانیانی که قادر به اداره یک نانوایی هم نبو...
» امپراتوری دروغ تا کی می‌تواند خود و ملت را گول بزند؟

بصیرت امام در شناخت میرحسین، در مقابل روحانیانی که قادر به اداره یک نانوایی هم نبودند

چکیده :آن روز امام خمینی پس از آنکه به دقت به سخنان و استدلال‌های اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و فقهای شورای نگهبان گوش دادند، با عصبانیت و تندی آنها را به تقوا و دیانت فراخواندند و سخنانی به این مضمون مطرح ساختند که اگر قدر زحمات طاقت‌فرسای مهندس موسوی، و همکارانش را نمی‌دانید لااقل اینقدر فهم و درک داشته باشید که من هرگز کشور را در اختیار آن جریان فکری قرار نمی‌دهم که همگی با هم حتی قادر به اداره یک نانوایی هم نیستند....


کلمه – گروه سیاسی: در هنگام جنگ با دشمن بعثی و زمانی که دولت مهندس میرحسین موسوی و مردم آماج موشک های دوربرد صدام حسین بودند، بی‌سابقه‌ترین فشارها بر روی دوش دولت قرار داشت. تنی چند از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و فقهای شورای نگهبان پس از مقدمه‌چینی‌ها و دسیسه‌های گروه‌های هم‌پیمان خود در درون حاکمیت که فضایی تند علیه مهندس موسوی و یارانش فراهم ساخته بودند به دیدار امام خمینی شتافتند و از ایشان خواستند که رضایت دهد تا مهندس موسوی از مسئولیت اجرایی کشور بر کنار شده و فردی از میان مجموعه مورد حمایت جامعه مدرسین و شورای نگهبان جایگزین ایشان شود. امام خمینی پس از آنکه به دقت به سخنان و استدلال‌های ایشان گوش دادند با عصبانیت و تندی آنها را به تقوا و دیانت فراخواندند و سخنانی به این مضمون مطرح ساختند که اگر قدر زحمات طاقت‌فرسای مهندس موسوی، و همکارانش را نمی‌دانید لااقل اینقدر فهم ودرک داشته باشید که من هرگز کشور را در اختیار آن جریان فکری قرار نمی‌دهم که همگی با هم حتی قادر به اداره یک نانوایی هم نیستند.

آنچه را که آ‌ن روز آن پیرمرد خداترس و مهارگر هوای نفس و فاقد عقده‌های شخصی کوچک و بزرگ در خشت خام دیده بود امروز کسانی که همه را دعوت به داشتن بصیرت می‌کنند در آیینه زلال واقعیت‌های مسلم قادر نیستند تشخیص دهند. چنین کسانی به جای اصلاح خود، اکثریت قاطع مردم را که با پوست و گوشت و استخوان واقعیت‌های ناکارآمدی و بی‌کفایتی مسئولان اجرایی کشور را مشاهده می‌کنند، بی‌بصیرت می‌نامند و کسانی را که از سر ترس یا دین به دنیافروشی شیوه دروغ‌گویی و کتمان واقعیت‌ها و چاپلوسی را برگزیده‌اند، با کفایت می‌دانند. خطاب امام‌خمینی در آن روز به آن دسته اعضای جامعه مدرسین و فقهای شورای نگهبان بود که هر اشکالی داشتند لااقل قدم‌هایی علیه رژیم دست نشانده پهلوی برداشته بودند و هر کدام هزینه‌هایی نیز بابت آ‌ن پرداخته بودند. اما مدعیان بصیرت از میان آ‌ن طیف فکری کسی را برگزیدند که هنرشان در دوران ستم‌شاهی مشغول مبارزه با برخی جریان‌های محدود و سطحی غیر دینی بود، و حتی یک گام در جهت مبارزه با شاه را مجاز و مباح نمی‌دانستند.

مدعیان بصیرت کسانی را همطراز با علامه طباطبایی و مرتضی مطهری دانستند که حتی در دوران جنگ تحمیلی نیز با قدرت و شدت از مشارکت طلاب در مبارزه علیه تجاوزگر جلوگیری می‌کردند و در میان متبحرین و قاعدین دوران ستم شاهی بدترین نمونه را به بالاترین جا نشاندند. در این میان مجموعه‌هایی همچون کیهان نشینان نیز محرم اسرار و مقرب بارگاه دانسته شدند تا از یک طرف با جنگ روانی علیه ملت به ترویج دروغ و نفرت‌افکنی نسبت به هر کسی که صلاحیتی دارد و به کار ملک و ملت می‌آید، دامن زنند و از طرف دیگر، با استفاده از همان ابزارهای دروغین و نعل وارونه زدن و معکوس نشان دادن واقعیت‌ها، به روحیات شاه سلطان حسینی در درون حاکمیت دامن بزنند.

در چنین شرایطی هر کس سخنی از واقعیت به میان آورد بی‌بصیرت است و هر کس واقعیت‌ها را پنهان ساخته و دروغ را بر جایگاه واقعیت بنشاند، با بصیرت تلقی می‌شود. نحوه برخورد حاکمیت با تهدیدهای کوچک و بزرگ موجود کشور، تنها در چنین فضایی قابل درک است. واقعیت این است که ترکیب فشارها و تحریم‌های خارجی و نادانی، ناتوانی و بی‌کفایتی مسئولان امور شرایط بسیار سختی را فراروی کشور قرار داده است؛ تا جایی که حتی اشخاصی همچون وزیر امور خارجه و رئیس سازمان بازرسی کل کشور نیز مجبور به اعتراف نسبت به این واقعیت‌ها شده‌اند.

ترکیب مزبور شرایط را به جایی رسانده است که در هر زمینه‌ای اعم از فساد و ناکارآمدی و تورم و دشواری‌های زیست محیطی و بحران سلامت و بیکاری و از این قبیل، ایران رتبه‌های بالای منطقه و جهان را به خود اختصاص داده است و ترکیب فقر و فساد و تبعیض و بیکاری و تورم و اعتیاد طاقت‌فرساترین فشارها را بر مردم تحمیل می‌کند. در این میان، مردم ایران بی‌بصیرت و نامحرم شده‌اند و حتی آ‌نهایی که نام نمایندگان مجلس را بر خود گذاشته‌اند هنگامی که می‌خواهند درباره فاجعه‌های عریان و آ‌شکار همچون فساد سه هزار میلیارد تومانی را مورد بررسی قرار دهند اظهار می‌دارند که کم‌اهمیت‌ترین جنبه‌های آئینه تمام‌نمای ماهیت ساختار کنونی قدرت در ایران باید به اطلاع مردم برسد. کار به جایی رسیده است که برای جلوگیری از دروغ‌گویی مسئولان تحت عنوان آمار و اطلاعات، مواردی که به طور مشخص نباید درباره‌اش دروغ گفته شود از سوی حاکمیت مشخص می‌شود و این معنایی جز محور بودن دروغگویی در سطح حاکمیت نیست و استثنائات باید مورد به مورد مشخص شود! کسانی که از مردم بریده‌اند و به آ‌ن ها ستم روا می‌دارند و ‌آن‌ها را نامحرم می‌شمارند برای بقای خود هر نوع حقارت را در مقابل خارجیان به جان می‌خرند اما برای ملت آن چنان ژست می‌گیرند که گویی ضد امپریالیسم‌ترین و ضدسرمایه‌دارترین موجودات جهان هستند. این همان نکته‌ای است که امام‌خمینی مکرر می‌فرمودند که اگر دیدید کسانی خیلی با شدت ادا درمی‌آورند و خود را طاهر و عابد نشان می‌دهند و ژست های آتشین علیه خارجی‌ها می‌گیرند، باید بلافاصله از آ‌نها پرسید که با آن سابقه و عملکردی که از خود در گذشته نشان داده‌اید، چرا ژست مسلمان‌تر از مسلمان به خود گرفته اید؟

امام خمینی که بدون ادعای هرگونه بصیرت، درس‌های تاریخ ایران را خوب فرا گرفته بود می‌دانست که در فاصله‌ای نه چندان دور از زمان حاضر مردم ما تجربه توده نفتی را داشته‌اند. آنها هنگامی که مردم ایران می خواستند دست انگلیس را از مقدرات نفتی ایران کوتاه کنند با طرح شعارهای تند و بی‌واسطه با واقعیت‌های روز ایران و جهان از فرط افراط حتی دست توده‌ای‌های وطنی را از پشت بسته بودند. اما هنگامی که آب‌ها از آسیاب افتاد، مشخص شد همانها بودند که جیره‌خواری انگلستان را می‌کردند و با دامن زدن به کینه و نفرت و دروغ در میان مردم با تندترین شعارها راه را بر روی هر نوع اقدام منطقی و عقلانی می‌بستند. با آ‌ن اوصاف و تجربه‌های تاریخی نیز می‌توان امروز ماهیت کیهان و همقطارانش در طیف به اصلاح اصولگرا را تشخیص داد؛ همانطور که فسادهای برملا شده طی ماه‌های اخیر و بسیاری فسادهای بزرگتر که وجود دارد اما به هر دلیل روشن نشده است، ماهیت کسانی را که به نام مبارزه با فساد و ساده‌زیستی بر سرکار آمده بودند آشکار کرده است. بحث‌هایی که چندی پیش درباره جایگزینی نخست‌وزیری و حذف رئیس‌جمهوری مطرح می‌شد، صرف‌نظر از هر انگیزه‌ای که مطرح‌کنندگان و دامن‌زنندگان به آن داشته باشند، یک واقعیت را خوب برملا می‌کند و ‌آن هم دست و پا زدن‌های کسانی است که به خوبی می‌دانستند که دیگر جایگاهی در درون مردم ندارند و به جای اصلاح رویه‌های غلط که بر هم زننده اعتماد مردم بوده است استعداد خود را مصروف پیدا کردن راه‌های جدیدی برای دور زدن مردم می‌کنند. این ادامه همان راهی است که وقتی آثار مخرب تحریم یکی پس از دیگری آشکار شد و تولید و تجارت و کسب و کار مردم را با اختلال‌های بزرگ روبه‌رو کرد و ناامنی و خشونت و دزدی و رشوه را دامن زد، به جای برطرف کردن ریشه‌های این تحریم یعنی ماجراجویی سیاست خارجی و تحریک این و آ‌ن، مطبوعات را تهدید کردند که اگر کوچک‌ترین سخنی درباره تحریم و آثار و عوارض آن به میان بیاورند سروکارشان با داغ و درفش و تعطیلی و زندان شدن خواهد بود. این چه بصیرتی است که هر بار بدیهی‌ترین مسائل و واقعیت‌ها کنار گذاشته می‌شود و رویه‌ای برای دروغ و فریب و دور زدن مردم انتخاب می‌شود؟

امروز کیست که نداند مهندس موسوی مهم‌ترین ذخیره حیثیتی برای ایران و نظام جمهوری اسلامی است؟ سیاست‌مداری که در دوران زمامداری خود با مردم صادقانه رفتار کرد، هرگز به آنها دروغ نگفت. سیاستمداری که 20 سال از سیاست دور نگه داشته شد اما حتی یک روز مردم خود را فراموش نکرد و با برنامه‌ریزی و مطالعه خستگی‌ناپذیر و ایجاد مراکز فکری و مطالعاتی، نرم‌افزارهای حفظ تمامیت ارضی ایران و بقای نظام جمهوری اسلامی را فراهم ساخت. سیاست‌مداری که با مشاهده عده ای دروغگو و فاسد که مقدرات کشور را در چنگ خود اسیر ساخته بودند احساس خطر کرد، در یک فاصله کوتاه اعتماد همگانی را متوجه خود ساخت و هر روز که می‌گذرد جلوه‌های جدیدی از حقانیت آ‌نچه که او درباره اش احساس خطر کرده بود آ‌شکار می‌شود. او گفت که من احساس خطر می‌کنم چون با کسانی در دولت روبه‌رو شده‌ایم که آشکارا در روی مردم نگاه می‌کنند و به آنها دروغ می‌گویند. احساس خطر می‌کنم چون میزان ناکارآمدی‌ها و فساد و بی‌قانونی تا مرز بحرانی ساختن شرایط ایران گسترش یافته است. احساس خطر می‌کنم چون ماجراجویی‌های جاهلانه مرتبا هزینه‌های جدیدتر و بزرگ‌تری به ایران تحمیل می‌کند. احساس خطر می‌کنم چون آ‌بروی مردم دستخوش مطامع پست عده ای سفله و پرمدعا شده است و….

امروز مردم ما بهتر از پیش به عمق بصیرت و شایستگی و صداقت موسوی پی برده اند. آیا هنوز در سطح حاکمیت این میزان از خرد وجود دارد که آگاه شوند امروز مهندس موسوی تنها برگ برنده برای نجات ایران از دروغ و فساد و ناکارآمدی و تهدیدهای خارجی است؟

باید امیدوار بود که لااقل عقلای جریان حاکم چنین خردی از خود بروز دهند و تا هنوز دیر نشده اشتباهات گذشته را جبران سازند و جلوی تخریب بیشتر و تهدید بیشتر را بگیرند اگر آن روز که مردم لیبی اعتراضاتی در حد بی‌کفایتی مسئولان محلی گماشته‌ی قذافی داشتند رهبران لیبی واقعیت را می‌پذیرفتند و به اصلاح امور دست می‌زدند، امروز این سرنوشت و مرگ خفت‌بار برای قذافی و آ‌وارگی برای خاندانش به وجود نمی‌آمد. اگر آن روز که مردم سوریه با اصلاحاتی در حاکمیت راضی بودند بشار اسد مطالبات اصلاح‌طلبان را می شنید، امروز ناگزیر به پرداخت این همه هزینه و به خطر افتادن موجودیت رژیم سوریه و محوری شدن شعار حذف بشار در مطالبات مردم مواجه نمی‌شدند.

آیا این همه شواهد هنوز برای حاکمان ما می‌تواند نقش راهنمایی را بازی کند که تا فرصت باقی است فرزند باصلاحیت و باکفایت ملت یعنی میرحسین موسوی و همراه صدیق و انقلابی بزرگواری چون مهدی کروبی و دیگر فرزندان شایسته ملت را به جای زندانی کردن به نجات ایران فرا بخوانند و آن‌هایی را که چهره نفاقشان آ‌شکار شده و هر روز سندی از تلاش ایشان در زمینه خارج ساختن اموال ملت به شکل‌های مختلف افشا می‌شود، کنار بزنند؟ آیا اجازه می‌دهند که خواسته واقعی ملت ایران و انتخاب حقیقی ایشان که نمود آن در کمربند سبز جمعیتی که از میدان راه آ‌هن تا میدان تجریش را در روزهایی قبل از انتخابات 22 خرداد و شبیه به آن را در روز 25 خرداد ماه همان سال مشاهده کردیم، بیاید و با پیشه کردن راه صداقت و درایت و توان اجرایی، اعتماد مردم و عزت ایران را بازسازی کند تا همگان چشم‌اندازی امیدبخش برای ملت ایران در پیش رو ببینند؟


19 پاسخ به “بصیرت امام در شناخت میرحسین، در مقابل روحانیانی که قادر به اداره یک نانوایی هم نبودند”

  1. ناشناس گفت:

    امام درست که دزد نبود ا ما مواضعش اکنون قابل دفاع نیست ولی دزد نبود و خواهان پیشرفت ایران بود

  2. ناشناس گفت:

    امام هم با این همه اشتباهش، حرف حساب هم زده!

  3. علی45 گفت:

    قطعا شدنی است اگر هوای نفس و مکائد شیطان امانشان دهد. کاش حقیقت به این واضحی را میفهمیدند که موسوی نه اشتباه کرد . نه حقد و کینه داشت

  4. مادر سبز گفت:

    تمام بی لیاقتی ها جنایات و دزدی ها را خود جاکمان مرتکب شدند و میرحسین و کروبی را و دیگردلسوزان را اینها زندانی کرده اند حالا اینها چطوری از این جایگاه دست بکشند ؟ مردم باید خودشان تغییر ایجاد کنند و این ترسی را که در دل و جانشان دوانده اند از خود دور کنند . به قول قدیمی ها مرگ یک بار شیون هم یک بار!!!!!!!!!!

  5. حمید رفعتی گفت:

    به نام خد. یکی از ویژگی های انقلاب در قیاس با نظام گذشته بعد ایدئولوژیک و اسلامی آن است. اگر نظام بر اساس ابعاد اعتقادی و بر اساس نیت انجام تکلیف برای خداوند منان باشد، همانند رسالت انبیاء همه یک حرف خواهند زد و بنا به فرمایش حضرت امام (ره) اگر همه پیامبران یک جا جمع شوند هیچ اختلافی در بین ان ها ملاحظه نمی شود و بوجود نمی آید. البته چون ما انسان ها معصوم نیستیم نمی توان انتظار داشت همه یک حرف بزنند و یک جور عمل کنند اما ظلم کردن و انسان ها را تحت ظلم قرار دادن، ناس (مردم را عمله و غلام ) تصور کردن، دزدی و سکوت در برابر دزدی، دروغ گفتن و حرام را حلال کردن از آن حرف ها است که هیچ توجیهی ندارد چه برسد به این که ادعا شود برای حفظ نظام اسلامی است. دقیقا همان تفکر مارکسیستی که می گوید هدف وسیله را توجیه می کند.
    با شرح فوق سوال از رهبری این است در برابر این همه ارتشاء و فساد مادی که تمام ارکان نظام از خانواده رهبری تا بیت رهبری، دوات کودتایی رهبری، تمام دستگاه های منتخب رهبری و ارگان های انقلابی مثل سپاه را فراگرفته ، مواضع رهبری چیست؟ البته در پرونده فساد بی سابقه 3000 میلیاردی ارایه رهنمود فرمودند کش ندهید؟! چر در برابر این همه فسادی که توسط دستگاه های منتخب رهبری افشاء می شود ساکت نشستند و اجازه محاکمه نمی دهند؟ به اعتقاد جنبش سبز مهم ترین دلیل فاسد بودن و باج دهی می باشد.
    هرگونه سکوت و مماشات در برابر موجود خود فریبی و توجیه ای بیش نیست و باید بعد از گذشت 3 سال اخیر دست از خیال پردازی برداشت. به جای درخواست عفو و آشتی باید نظام تکلیف خود را با آقای خامنه ای و اطرافیان وی روشن کند. آیا تصور می کنید رهبری حاضر به پذیرش اشتباهات خود است؟ اگر بپذیرد باید به سادگی گذشت کرد؟ آیا تصور می کنید ایشان حاضر است دست ار قدرت بکشد؟ 8 سال دوران ریاست جمهوری جناب اقای خاتمی عزیز را یک بار دیگر بازنگری کنید. هر زمان در موضع ضعف بوده خود را مردم سالار نشان می دهد و هر زمان احساس قدرت کند اول از همه علیه خدمتگزاران نظام دست به انتقام کشی می زند. ایشان نسبت به دوران حضرت امام و شخصیت امام(ره) عقده حقارت دارد. سرنوشت مرحوم سید احمد را فراموش کردید. چه کسی باید پاسخ 8 سال خیانت و نابودی کشور را بپردازد؟ آیا باید گذشت کرد یا ضعیف کشی نمود و فقط سراغ دست چندمی ها رفت؟ بالاخره پاسخ خیانت های این چند سال را چه کسی باید بدهد؟ تکلیف روشن است.
    یا حسین میر حسین رهنورد.
    یا مهدی ادرکنی شیخ مهدی.

  6. ناشناس گفت:

    تاریخ بی خردی تکرار خواهد شذ.
    نرود میخ آهنی در سنگ.
    بگزار که سرنوشت کاری با آنها کند که نباید تا درس عبرتی شود برای پند پذیران

  7. اقای اسناد گفت:

    من مخالفتی با این حرفها ندارم اما این صحبتها با ید با مدارک و اسناد همراه باشد این که تورم از چه زمان و ه چه صورت بوده کفته شود و مبالغ خج شده و محلهای انها در بوجه ان زمان و حالا مقایسه شود تا حرفها قابال قبول و پذیرش گردد

  8. احمد گفت:

    به تدریج روزگار به ما نشان خواهد داد که خمینی چه گنجینه ای بوده است.هنوز زود است که به همه ابعاد وجودی این شخص پی ببریم.واقعاً از درایت و دور اندیشی این مرد انسان انگشت به دهان میماند.متأسفانه زمانه سختی است و عده ای سعی دارن همه را به پای خمینی بنویسند

  9. پیری که در خشت خام دید گفت:

    آنچه پیر در خشت خام بیند ابلهانی مثل ذوب شدگان حتی در آینه نبینند. آیت الله خمینی سالها پیش این حرف را به حرف گفت که این بابا عرضه و لیاقت اداره یک دکان نانوانی را هم ندارد. دیدید حرف پیر ما حرفش درست بود. آنچه دل این بابا را می سوزاند حرف حسابی و ثبت شده آیت الله خمینی است که عینا پیش بینی کرده بود. در تاریخ ایران هیچ بدبختی به اندازه این بابا بی تدبیر نبوده که مملکتی را با آن انقلاب که میتوانست دنیا را تکان دهد، به دست گرفته و آنرا به این روز اندازد. حال همه از انقلاب و ولایت فقیه و مسلمانی کاذب به تنگ آمده اند و دنبال فریاد رسی می گردند و باز برگشته اند به شعار این بره … بیاد.

  10. ناشناس گفت:

    فردا میرن صحیفه نور رو جمع میکنن به دلیل اغلاط تاریخی و غیر تاریخی!

  11. رزمنده دفاع مقدس گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    چقدر دلتنگ صداقت و پاکی این سید بزرگوار هستیم و چه ظلمی حاکمیت در به حصر کشیدن این سید عارف مسلک ملت کرد و امام(س) از چه تیز هوشی عمیقی برخوردار بود که از سید بزرگوار موسوی در مقابل خیل کسانیکه غالب آنها میدیند که چطور با درایت موسوی دست آنها از کیسه بیت المال و دلالی کوتاه شده به این محکمی دفاع میکند و میفرمایند شما حتی قادر به اداره کردن یک نانوایی هم نیستید!! واقعا باید گفت امام(س) یکی بود و دومی نداشت و سید بزرگوار موسوی هم یکی ست و دومی ندارد و ذخیره ای است برای این انقلاب و هر دو شخصیت عشق رزمندگان 8 سال دفاع مقدس و نابترین شهدای جنگ!! از موسوی بوی کاریزماتیک امام(س) و شهدا استنشاق میشود و حصر این بزرگوار و شیخ شجاع به خیلی از ابهامات پاسخ داد!

  12. ناشناس گفت:

    امام را جوانان امروزی نشناخته اند، چه آنانی که طرفدار جنبش سبزند و به خاطر دفاع بد حاکمیت از امام ، نظر بدی به او پیدا کرده اند و چه آنانی که در جبهه مقابل هستند و هر فردی را مشابه امام می بینند.
    خمینی بزرگتر از آن بود که شما ها می شناسید .
    نه مثل رهبر فعلی بی تدبیرانه عمل می کرد و نه مثل دیکتاتورها بود.
    او پیر مراد دل میلیونها مردم مسلمان در تمامی نقاط ایران وجهان بود.
    ای کاش حامیت از معرفی امام به جوانان امروزه دست می کشید تا یاران واقعی امام و فرزندان و خانواده او، امام را معرفی میکردند.

  13. بنده خدا گفت:

    یک سخنرانی از امام بخاطرم هست که در جمع امامان جماعت ایران شد و بعد از فوتشان هیچگاه پخش دوباره نشد. از کلمه خواهش میکنم که اگر بتواند این سخنرانی را بر یوتیوب بگذارد تا نسل کنونی ایشان را بهتر درک کنند. آنطور که بخاطرم میاید امام در آن سخنرانی خطاب به امامان جمعه گفتند که: من از روزی میترسم که ما آقایان در آن پایین باشیم” جهنم” و این ملت در آن بالا “بهشت” و آن ها با تعجب بیکدیگر بگویند که ما به نصایح این آقایان گوش کردیم و در این بالا هستیم پس چرا خود این آقایان در آن پایین هستند. شریعتی میگفت زر و زور و تزویر. خمینی زیر آب زور استبداد شاهنشاهی را زد. زور امام به مزوران روحانیت نرسید ولی نقاب از چهره آنان برداشت. انقلاب بعدی از نوع انقلاب بهمن نیست بلکه از نوع انقلابیست که در قسمت کبک کانادا که روحانیت کاتولیک قدرت را در دست داشت اتفاق افتاد و دست روحانیت کاتولیک از تمام ارکان قدرت قطع شد و روحانیت به حاشیه رانده شد.

  14. ناشناس گفت:

    اگر امام درست عمل میکرد امروز گرفتار اینهایی نمیشدیم که همگی با هم نمیتوانند یک نانوایی را اداره کنند. نمیدانم چرا اینقدر اصرار دارید که امام را بدون اشکال معرفی کنید. آیا امام روحانیم مرتجع را نمیشناخت؟ نمیدانست آیت اله جنتی تشنه قدرت است نه تشنه خدمت؟ بنظر من اشکال اصلی که باعث شکست انقلاب شده اول امام بعد سید احمد میباشد که شده بود واسطه مرتجعین و قدرت طلب ها با امام و در واقع باعث گمراهی امام شده بود. اولین قدم برای رفع اشکال بیان اشکال بدون رودربایسی است.

  15. ناشناس گفت:

    اگر امام درست عمل میکرد امروز گرفتار اینهایی نمیشدیم که همگی با هم نمیتوانند یک نانوایی را اداره کنند. نمیدانم چرا اینقدر اصرار دارید که امام را بدون اشکال معرفی کنید. آیا امام روحانیون مرتجع را نمیشناخت؟ نمیدانست آیت اله جنتی تشنه قدرت است نه تشنه خدمت؟ بنظر من اشکال اصلی که باعث شکست انقلاب شده اول امام بعد سید احمد میباشد که شده بود واسطه مرتجعین و قدرت طلب ها با امام و در واقع باعث گمراهی امام شده بود. اولین قدم برای رفع اشکال بیان اشکال بدون رودربایسی است.

  16. ناشناس گفت:

    واقعا شعار خوبی بود
    زنده باد نخست وزیر امام

  17. ناشناس گفت:

    به همین جهت قیمت سنگک در زمان آیت الله خمینی یک تومان بود اما قیمت آن حال به هشتصد تومان رسیده است. اینست فرق بین آیت الله خمینی و این بیچاره بعدی

  18. ناشناس گفت:

    واقعا هم توانایی اداره یک نانوایی ندارند. در این 7 ساله انبوهی از جوانان تحصیلکرده به خارج رفتند. سرمایه ها از کشور به ترکیه و امارات و اروپا خارج شد. تولید کنندگان داخلی ورشکست شدند. فقر و فساد و اعتیاد و افسردگی در حد اعلا گسترش یافت…
    با اینحال خوشبختانه حرکت جنبش سبز مانع بزرگی برای اجرای نقشه های شوم آنها در زمینه سیاسی شد. البته عقب نشینی نکرده اند ولی پیشرفتی هم نداشته اند.

  19. جوان دوران انقلاب گفت:

    تاریخ درآینده نشان خواهدداد که تاچه حد نسبت به خمینی درست یا اشتباه فکر می کردیم. او خدانبود، اشتباه هم کرد. بپذیرید که او هم انسانی بود مانندهمه. چرا یادگرفته ایم که ازآدمها بت بسازیم؟!همین کارکشوررا به نابودی رسانده است.