شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» امپراتوری دروغ تا کی می‌تواند خود و ملت را گول بزند؟

» بصیرت امام در شناخت میرحسین، در مقابل روحانیانی که قادر به اداره یک نانوایی هم نبودند

شنبه, 2 ژوئن, 2012

چکیده : آن روز امام خمینی پس از آنکه به دقت به سخنان و استدلال‌های اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و فقهای شورای نگهبان گوش دادند، با عصبانیت و تندی آنها را به تقوا و دیانت فراخواندند و سخنانی به این مضمون مطرح ساختند که اگر قدر زحمات طاقت‌فرسای مهندس موسوی، و همکارانش را نمی‌دانید لااقل اینقدر فهم و درک داشته باشید که من هرگز کشور را در اختیار آن جریان فکری قرار نمی‌دهم که همگی با هم حتی قادر به اداره یک نانوایی هم نیستند.


کلمه – گروه سیاسی: در هنگام جنگ با دشمن بعثی و زمانی که دولت مهندس میرحسین موسوی و مردم آماج موشک های دوربرد صدام حسین بودند، بی‌سابقه‌ترین فشارها بر روی دوش دولت قرار داشت. تنی چند از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و فقهای شورای نگهبان پس از مقدمه‌چینی‌ها و دسیسه‌های گروه‌های هم‌پیمان خود در درون حاکمیت که فضایی تند علیه مهندس موسوی و یارانش فراهم ساخته بودند به دیدار امام خمینی شتافتند و از ایشان خواستند که رضایت دهد تا مهندس موسوی از مسئولیت اجرایی کشور بر کنار شده و فردی از میان مجموعه مورد حمایت جامعه مدرسین و شورای نگهبان جایگزین ایشان شود. امام خمینی پس از آنکه به دقت به سخنان و استدلال‌های ایشان گوش دادند با عصبانیت و تندی آنها را به تقوا و دیانت فراخواندند و سخنانی به این مضمون مطرح ساختند که اگر قدر زحمات طاقت‌فرسای مهندس موسوی، و همکارانش را نمی‌دانید لااقل اینقدر فهم ودرک داشته باشید که من هرگز کشور را در اختیار آن جریان فکری قرار نمی‌دهم که همگی با هم حتی قادر به اداره یک نانوایی هم نیستند.

آنچه را که آ‌ن روز آن پیرمرد خداترس و مهارگر هوای نفس و فاقد عقده‌های شخصی کوچک و بزرگ در خشت خام دیده بود امروز کسانی که همه را دعوت به داشتن بصیرت می‌کنند در آیینه زلال واقعیت‌های مسلم قادر نیستند تشخیص دهند. چنین کسانی به جای اصلاح خود، اکثریت قاطع مردم را که با پوست و گوشت و استخوان واقعیت‌های ناکارآمدی و بی‌کفایتی مسئولان اجرایی کشور را مشاهده می‌کنند، بی‌بصیرت می‌نامند و کسانی را که از سر ترس یا دین به دنیافروشی شیوه دروغ‌گویی و کتمان واقعیت‌ها و چاپلوسی را برگزیده‌اند، با کفایت می‌دانند. خطاب امام‌خمینی در آن روز به آن دسته اعضای جامعه مدرسین و فقهای شورای نگهبان بود که هر اشکالی داشتند لااقل قدم‌هایی علیه رژیم دست نشانده پهلوی برداشته بودند و هر کدام هزینه‌هایی نیز بابت آ‌ن پرداخته بودند. اما مدعیان بصیرت از میان آ‌ن طیف فکری کسی را برگزیدند که هنرشان در دوران ستم‌شاهی مشغول مبارزه با برخی جریان‌های محدود و سطحی غیر دینی بود، و حتی یک گام در جهت مبارزه با شاه را مجاز و مباح نمی‌دانستند.

مدعیان بصیرت کسانی را همطراز با علامه طباطبایی و مرتضی مطهری دانستند که حتی در دوران جنگ تحمیلی نیز با قدرت و شدت از مشارکت طلاب در مبارزه علیه تجاوزگر جلوگیری می‌کردند و در میان متبحرین و قاعدین دوران ستم شاهی بدترین نمونه را به بالاترین جا نشاندند. در این میان مجموعه‌هایی همچون کیهان نشینان نیز محرم اسرار و مقرب بارگاه دانسته شدند تا از یک طرف با جنگ روانی علیه ملت به ترویج دروغ و نفرت‌افکنی نسبت به هر کسی که صلاحیتی دارد و به کار ملک و ملت می‌آید، دامن زنند و از طرف دیگر، با استفاده از همان ابزارهای دروغین و نعل وارونه زدن و معکوس نشان دادن واقعیت‌ها، به روحیات شاه سلطان حسینی در درون حاکمیت دامن بزنند.

در چنین شرایطی هر کس سخنی از واقعیت به میان آورد بی‌بصیرت است و هر کس واقعیت‌ها را پنهان ساخته و دروغ را بر جایگاه واقعیت بنشاند، با بصیرت تلقی می‌شود. نحوه برخورد حاکمیت با تهدیدهای کوچک و بزرگ موجود کشور، تنها در چنین فضایی قابل درک است. واقعیت این است که ترکیب فشارها و تحریم‌های خارجی و نادانی، ناتوانی و بی‌کفایتی مسئولان امور شرایط بسیار سختی را فراروی کشور قرار داده است؛ تا جایی که حتی اشخاصی همچون وزیر امور خارجه و رئیس سازمان بازرسی کل کشور نیز مجبور به اعتراف نسبت به این واقعیت‌ها شده‌اند.

ترکیب مزبور شرایط را به جایی رسانده است که در هر زمینه‌ای اعم از فساد و ناکارآمدی و تورم و دشواری‌های زیست محیطی و بحران سلامت و بیکاری و از این قبیل، ایران رتبه‌های بالای منطقه و جهان را به خود اختصاص داده است و ترکیب فقر و فساد و تبعیض و بیکاری و تورم و اعتیاد طاقت‌فرساترین فشارها را بر مردم تحمیل می‌کند. در این میان، مردم ایران بی‌بصیرت و نامحرم شده‌اند و حتی آ‌نهایی که نام نمایندگان مجلس را بر خود گذاشته‌اند هنگامی که می‌خواهند درباره فاجعه‌های عریان و آ‌شکار همچون فساد سه هزار میلیارد تومانی را مورد بررسی قرار دهند اظهار می‌دارند که کم‌اهمیت‌ترین جنبه‌های آئینه تمام‌نمای ماهیت ساختار کنونی قدرت در ایران باید به اطلاع مردم برسد. کار به جایی رسیده است که برای جلوگیری از دروغ‌گویی مسئولان تحت عنوان آمار و اطلاعات، مواردی که به طور مشخص نباید درباره‌اش دروغ گفته شود از سوی حاکمیت مشخص می‌شود و این معنایی جز محور بودن دروغگویی در سطح حاکمیت نیست و استثنائات باید مورد به مورد مشخص شود! کسانی که از مردم بریده‌اند و به آ‌ن ها ستم روا می‌دارند و ‌آن‌ها را نامحرم می‌شمارند برای بقای خود هر نوع حقارت را در مقابل خارجیان به جان می‌خرند اما برای ملت آن چنان ژست می‌گیرند که گویی ضد امپریالیسم‌ترین و ضدسرمایه‌دارترین موجودات جهان هستند. این همان نکته‌ای است که امام‌خمینی مکرر می‌فرمودند که اگر دیدید کسانی خیلی با شدت ادا درمی‌آورند و خود را طاهر و عابد نشان می‌دهند و ژست های آتشین علیه خارجی‌ها می‌گیرند، باید بلافاصله از آ‌نها پرسید که با آن سابقه و عملکردی که از خود در گذشته نشان داده‌اید، چرا ژست مسلمان‌تر از مسلمان به خود گرفته اید؟

امام خمینی که بدون ادعای هرگونه بصیرت، درس‌های تاریخ ایران را خوب فرا گرفته بود می‌دانست که در فاصله‌ای نه چندان دور از زمان حاضر مردم ما تجربه توده نفتی را داشته‌اند. آنها هنگامی که مردم ایران می خواستند دست انگلیس را از مقدرات نفتی ایران کوتاه کنند با طرح شعارهای تند و بی‌واسطه با واقعیت‌های روز ایران و جهان از فرط افراط حتی دست توده‌ای‌های وطنی را از پشت بسته بودند. اما هنگامی که آب‌ها از آسیاب افتاد، مشخص شد همانها بودند که جیره‌خواری انگلستان را می‌کردند و با دامن زدن به کینه و نفرت و دروغ در میان مردم با تندترین شعارها راه را بر روی هر نوع اقدام منطقی و عقلانی می‌بستند. با آ‌ن اوصاف و تجربه‌های تاریخی نیز می‌توان امروز ماهیت کیهان و همقطارانش در طیف به اصلاح اصولگرا را تشخیص داد؛ همانطور که فسادهای برملا شده طی ماه‌های اخیر و بسیاری فسادهای بزرگتر که وجود دارد اما به هر دلیل روشن نشده است، ماهیت کسانی را که به نام مبارزه با فساد و ساده‌زیستی بر سرکار آمده بودند آشکار کرده است. بحث‌هایی که چندی پیش درباره جایگزینی نخست‌وزیری و حذف رئیس‌جمهوری مطرح می‌شد، صرف‌نظر از هر انگیزه‌ای که مطرح‌کنندگان و دامن‌زنندگان به آن داشته باشند، یک واقعیت را خوب برملا می‌کند و ‌آن هم دست و پا زدن‌های کسانی است که به خوبی می‌دانستند که دیگر جایگاهی در درون مردم ندارند و به جای اصلاح رویه‌های غلط که بر هم زننده اعتماد مردم بوده است استعداد خود را مصروف پیدا کردن راه‌های جدیدی برای دور زدن مردم می‌کنند. این ادامه همان راهی است که وقتی آثار مخرب تحریم یکی پس از دیگری آشکار شد و تولید و تجارت و کسب و کار مردم را با اختلال‌های بزرگ روبه‌رو کرد و ناامنی و خشونت و دزدی و رشوه را دامن زد، به جای برطرف کردن ریشه‌های این تحریم یعنی ماجراجویی سیاست خارجی و تحریک این و آ‌ن، مطبوعات را تهدید کردند که اگر کوچک‌ترین سخنی درباره تحریم و آثار و عوارض آن به میان بیاورند سروکارشان با داغ و درفش و تعطیلی و زندان شدن خواهد بود. این چه بصیرتی است که هر بار بدیهی‌ترین مسائل و واقعیت‌ها کنار گذاشته می‌شود و رویه‌ای برای دروغ و فریب و دور زدن مردم انتخاب می‌شود؟

امروز کیست که نداند مهندس موسوی مهم‌ترین ذخیره حیثیتی برای ایران و نظام جمهوری اسلامی است؟ سیاست‌مداری که در دوران زمامداری خود با مردم صادقانه رفتار کرد، هرگز به آنها دروغ نگفت. سیاستمداری که 20 سال از سیاست دور نگه داشته شد اما حتی یک روز مردم خود را فراموش نکرد و با برنامه‌ریزی و مطالعه خستگی‌ناپذیر و ایجاد مراکز فکری و مطالعاتی، نرم‌افزارهای حفظ تمامیت ارضی ایران و بقای نظام جمهوری اسلامی را فراهم ساخت. سیاست‌مداری که با مشاهده عده ای دروغگو و فاسد که مقدرات کشور را در چنگ خود اسیر ساخته بودند احساس خطر کرد، در یک فاصله کوتاه اعتماد همگانی را متوجه خود ساخت و هر روز که می‌گذرد جلوه‌های جدیدی از حقانیت آ‌نچه که او درباره اش احساس خطر کرده بود آ‌شکار می‌شود. او گفت که من احساس خطر می‌کنم چون با کسانی در دولت روبه‌رو شده‌ایم که آشکارا در روی مردم نگاه می‌کنند و به آنها دروغ می‌گویند. احساس خطر می‌کنم چون میزان ناکارآمدی‌ها و فساد و بی‌قانونی تا مرز بحرانی ساختن شرایط ایران گسترش یافته است. احساس خطر می‌کنم چون ماجراجویی‌های جاهلانه مرتبا هزینه‌های جدیدتر و بزرگ‌تری به ایران تحمیل می‌کند. احساس خطر می‌کنم چون آ‌بروی مردم دستخوش مطامع پست عده ای سفله و پرمدعا شده است و….

امروز مردم ما بهتر از پیش به عمق بصیرت و شایستگی و صداقت موسوی پی برده اند. آیا هنوز در سطح حاکمیت این میزان از خرد وجود دارد که آگاه شوند امروز مهندس موسوی تنها برگ برنده برای نجات ایران از دروغ و فساد و ناکارآمدی و تهدیدهای خارجی است؟

باید امیدوار بود که لااقل عقلای جریان حاکم چنین خردی از خود بروز دهند و تا هنوز دیر نشده اشتباهات گذشته را جبران سازند و جلوی تخریب بیشتر و تهدید بیشتر را بگیرند اگر آن روز که مردم لیبی اعتراضاتی در حد بی‌کفایتی مسئولان محلی گماشته‌ی قذافی داشتند رهبران لیبی واقعیت را می‌پذیرفتند و به اصلاح امور دست می‌زدند، امروز این سرنوشت و مرگ خفت‌بار برای قذافی و آ‌وارگی برای خاندانش به وجود نمی‌آمد. اگر آن روز که مردم سوریه با اصلاحاتی در حاکمیت راضی بودند بشار اسد مطالبات اصلاح‌طلبان را می شنید، امروز ناگزیر به پرداخت این همه هزینه و به خطر افتادن موجودیت رژیم سوریه و محوری شدن شعار حذف بشار در مطالبات مردم مواجه نمی‌شدند.

آیا این همه شواهد هنوز برای حاکمان ما می‌تواند نقش راهنمایی را بازی کند که تا فرصت باقی است فرزند باصلاحیت و باکفایت ملت یعنی میرحسین موسوی و همراه صدیق و انقلابی بزرگواری چون مهدی کروبی و دیگر فرزندان شایسته ملت را به جای زندانی کردن به نجات ایران فرا بخوانند و آن‌هایی را که چهره نفاقشان آ‌شکار شده و هر روز سندی از تلاش ایشان در زمینه خارج ساختن اموال ملت به شکل‌های مختلف افشا می‌شود، کنار بزنند؟ آیا اجازه می‌دهند که خواسته واقعی ملت ایران و انتخاب حقیقی ایشان که نمود آن در کمربند سبز جمعیتی که از میدان راه آ‌هن تا میدان تجریش را در روزهایی قبل از انتخابات 22 خرداد و شبیه به آن را در روز 25 خرداد ماه همان سال مشاهده کردیم، بیاید و با پیشه کردن راه صداقت و درایت و توان اجرایی، اعتماد مردم و عزت ایران را بازسازی کند تا همگان چشم‌اندازی امیدبخش برای ملت ایران در پیش رو ببینند؟