پرسش روزنامه جمهوری اسلامی: قحط الرجال است که متهم کهریزک را منصوب می کنید
چکیده :آيا زماني نزديك سه سال براي روشن ساختن تكليف چنين پروندهاي كافي نيست؟ چرا بايد قاضي بعد از تعليق شدن مدتها در انتظار بماند و عنوان ناخوشايند متهم را يدك بكشد و نداند چه سرنوشتي در انتظار اوست و مردم نيز ندانند درباره او بايد چگونه فكر كنند؟ واقعاً دستگاه قضائي نظام جمهوري اسلامي، كه بايد مظهر شفافيت، قاطعيت و سرعت عمل باشد، براي اين سؤالها چه پاسخي...
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با انتقاد از انتصاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تامین اجتماعی و عملکرد سه قوه در برخورد با این موضوع بر لزوم شفافیت در سپهر عمومی تاکید کرده و نوشته است: آيا زماني نزديك سه سال براي روشن ساختن تكليف چنين پروندهاي كافي نيست؟ چرا بايد قاضي بعد از تعليق شدن مدتها در انتظار بماند و عنوان ناخوشايند متهم را يدك بكشد و نداند چه سرنوشتي در انتظار اوست و مردم نيز ندانند درباره او بايد چگونه فكر كنند؟ واقعاً دستگاه قضائي نظام جمهوري اسلامي، كه بايد مظهر شفافيت، قاطعيت و سرعت عمل باشد، براي اين سؤالها چه پاسخي دارد؟
روزنامه جمهوری اسلامی با تاکید بر لزوم شفافیت در سپهر عمومی نوشته است: برخورداري از عملكرد شفاف و قاطع، از ويژگيهاي مورد انتظار نظام جمهوري اسلامي است. اين ويژگي را در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در كليه زمينهها شاهد بوديم و حتي آنقدر در اين زمينه بيپروا عمل ميشد كه گاهي از چارچوب حفاظت اطلاعات هم بيرون ميرفت و اطلاعات محرمانه مورد استفاده دشمنان قرار ميگرفت.
یادداشت نویس افزوده است: اگر به آن افراطها ايرادي وارد بود و لازم بود براي حفاظت از اطلاعات به منظور جلوگيري از سوءاستفاده دشمنان فكري بشود، واقعيت اينست كه نميبايست به اين بهانه، شفافيت عملكردها را كاهش ميداديم و به تدريج دچار عدم قاطعيت در برخورد با تخلفات ميشديم. درست است كه دوران جنگ اقتضائات خود را دارد و براي جلوگيري از سوءاستفاده دشمن لازم است تدابير خاصي براي درز نكردن اطلاعات محرمانه اتخاذ شود و خودداريهائي صورت بگيرد، ولي اين شيوهها و ساير تدابير مربوط به دوران جنگ نبايد ادامه پيدا كند و شفافيت لازم براي يك جامعه اسلامي كه با يك نظام مردمي اداره ميشود را خدشهدار كند.
در این مقاله آمده است: فقدان شفافيت در عملكردها بطور طبيعي موجب از دست رفتن قاطعيت در برخوردها ميشود. قاطعيت، به معناي برخورد قانوني بموقع و بدون ملاحظات سياسي و قبيلهاي و باندي و گروهي است نه اقدامات خارج از ضابطه. ترديدي نيست كه برخوردهاي خارج از ضابطه به زيان جامعه و موجب سستي پايههاي نظام حكومتي خواهد شد ولي برخوردهاي قاطعانه با تعريف درستي كه از آن كرديم، به سود جامعه است و نظام حكومتي را تقويت خواهد كرد.
در این سرمقاله با اشاره به مساله کهریزک آورده است: با اين مقدمه، نگاهي به ماجراي پرونده كهريزك و آقاي سعيد مرتضوي مياندازيم كه اين روزها توجه افكار عمومي را به خود جلب كرده و ابهامات و سؤالات زيادي را باعث شده است.
نویسنده افزوده است: وقايع تأسف بار كهريزك به تابستان 1388 مربوط ميشود كه اكنون نزديك سه سال از آن ميگذرد. در اين واقعيت كه آنچه در بازداشتگاه كهريزك رخ داده يك جنايت بوده كمترين ترديدي وجود ندارد. روشنترين دليل بر اين واقعيت، برخوردي است كه رهبری با اين ماجرا كردند و دستور برچيده شدن آن بساط و تعقيب و مجازات عاملان آن را صادر كردند. اينكه هنوز پرونده كهريزك مفتوح است و متهمان اصلي آن بلاتكليف مانده اند، با اين دستورالعمل و با انتظار مردم و اقتضائات طبيعي جامعهاي كه با نظام اسلامي اداره ميشود منطبق نيست. آنچه در ماههاي اخير بر سر مسئوليت و عدم مسئوليت يكي از متهمان پرونده كهريزك جريان يافت،. اصولاً در شأن يك جامعه اسلامي نيست.
در این یادداشت آمده است: اين نكته را لازم است همينجا يادآور شويم كه آنچه در اين مقاله مورد نظر است به هيچوجه داوري درباره رفتارهاي طرفين ماجرا و اعلام مجرم بودن يا نبودن شخص آقاي سعيد مرتضوي نيست. هنوز دستگاه قضائي تكليف اين پرونده و متهمان آن را روشن نكرده و طبعاً قضاوت نهائي با كساني است كه صلاحيت رسيدگي به اين پرونده را از نظر قانوني دارند. اتفاقاً مشكل اصلي نيز از همينجا پديد آمده است. سؤال اينست كه آيا زماني نزديك سه سال براي روشن ساختن تكليف چنين پروندهاي كافي نيست؟ چرا بايد قاضي بعد از تعليق شدن مدتها در انتظار بماند و عنوان ناخوشايند متهم را يدك بكشد و نداند چه سرنوشتي در انتظار اوست و مردم نيز ندانند درباره او بايد چگونه فكر كنند؟ واقعاً دستگاه قضائي نظام جمهوري اسلامي، كه بايد مظهر شفافيت، قاطعيت و سرعت عمل باشد، براي اين سؤالها چه پاسخي دارد؟
در این یادداشت با انتقاد از انتصاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تامین اجتماعی افزوده است: طرف ديگر ماجرا اينست كه هر چند بلاتكليفي پرونده كهريزك و عملكرد غيرشفاف و بشدت كند قوه قضائيه درباره متهمان آن زير سؤال است، ولي مسئولان قوه مجريه آيا فكر ميكنند كشور دچار قحط الرجال است كه متهم اصلي اين پرونده را يك روز به رياست دستگاه مبارزه با قاچاق كالا و ارز ميگمارند و روز ديگر رياست سازمان عريض و طويل و حساس تأمين اجتماعي را به او ميسپارند؟ رئيس قوه مجريه كه هر روز از وجود نيروهاي كارآمد در كشور سخن ميگويد و البته ميدانيم كه جامعه ما از مديران با تجربه پر است، چرا انگشت روي همين يكنفر ميگذارد و عليرغم اعتراضهاي مكرر نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي و برخلاف انتظار مردم كه سپردن مسئوليتهاي مهم و كليدي به افرادي كه متهم هستند و پرونده سنگيني دارند را بر نميتابند، مديريت دستگاههاي مهم را به او ميسپارد؟
در این سرمقاله از نقش حکمیت نمایندگان نیز بشدت انتقاد شده و آمده است: طرف سوم نيز مجلس است كه در همين ماجرا توسط عدهاي كه خود را “حكم” قرار دادند دور زده شد و اصولاً به حساب نيامد. اينكه چند نفر خود را قيم كل نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي بدانند و درباره استيضاح كه حق نمايندگان است هر طور كه خود ميخواهند تصميم بگيرند، اقدامي است كه در تاريخ مجلس سابقه ندارد و با حقوق قانوني نمايندگان مردم در تضاد است. نتيجه نيز كلاه گشادي شد كه بر سر كل نمايندگان رفت و يكبار ديگر مجلس را در چشم مردم كوچك كرد.
یادداشت نویس این روزنامه اضافه کرده است: اگر قوه مجريه با مجلس و دستگاه قضائي مشكل دارد و اگر افراد و گروههاي سياسي درصدد تسويه حساب با همديگر هستند، چرا عوارض اين مشكلات و اين تسويه حسابها بايد بر سر مردم آوار شود و چرا بايد نظام و كشور و ملت تاوان آن را بپردازند؟ اين، دور از منطق و انصاف و مروت و خارج از چارچوب ضوابط قانوني و اخلاقي است كه نيروها، امكانات و افكار عمومي كشور مدتها درگير مسألهاي باشند كه ميتواند به سادگي حل شود و گرفتار اين پيچ و خمها نباشد. راه حل اينست كه دستگاه قضائي به وظايف قانوني خود با شفافيت و قاطعيت لازم برخورد كند و قوه مجريه نيز براساس نظريه قحط الرجال عمل نكند و هر سه قوه رعايت مصالح كشور و ملت را اساس تصميمات و عملكردهاي خود قرار دهند و البته اجازه ندهند كشور دچار بحران شفافيت و قاطعيت باشد.














سریال امیرکبیر را به خاطر دارید ؟ یک جائی در آن سریال جناب نصیریان که نقش مظفرالدین شاه را ایفا می کند چنین می گوید :
” باید همه چیزمان به همه چیزمان بخورد ”
انصافا راست می گوید . این دولت خودکامه را چنین مجلس بی کفایتی رواست و حکمیتش را حداد بی لیاقتی ! پر واضح است که قوه قضائیه اش بشود مظهر بی عدالتی !
قحط الرجال نیست . ولی تا دلت بخواهد وفور نااااااااااااااااااااااامردی است . قلم فرانسه
اصرار برای انتصاب مرتضوی طبیعی است ، میخواهند جنسشان جور باشد . یک نگاه به صحنه دادگاه اختلاس بزرگ بیاندازید ، ویترین نظام است .
سریال امیرکبیر را به خاطر دارید ؟ یک جائی در آن سریال جناب نصیریان که نقش مظفرالدین شاه را ایفا می کند چنین می گوید :
” باید همه چیزمان به همه چیزمان بخورد ”
بزرگوار، اون سریال امیرکبیر نبود؟! فیلم کمال الملک بود که وقتی کمال الملک از مظفرالدین شاه درخواست کرد که بگذارد مدتی دیگر هم باز در فرنگ بماند، تا در نقاشی و هنر، داناتر و خبره تر و مجرب تر بشود، مظفرالدینشاه در جوابش گفت: مگر صدراعظم ما بیسمارک هست که تو میخواهی بشوی داوینچی؟
بله! رجال آخرت فروخته به متاع دنیوی چند روزه بلکه چند ساعته (عاقلانشان میگویند چند ثانی- خدای تبارک در قران) کم کم ، کم و کم تر میشوند
بارها گفته و نوشته ام و بار دگر می نویسم، مساله مساله قحط الرجال اصلا مطرح نیست. برای اینکه از شرط انتخاب رجل بودن باشد، بسیاری از پست های فعلی خالی خواهند شد. اما موضوع اصلی آنست که چاقو دسته خودش را نمی برد. این بابا از بالا دستور داشته که این انقلاب، بلوا، فتنه، آشوب یا هرچه را که میخواهند نام ببرند، آنرا به هرقیمتی خاموش کرده و ترس و وحشت به دل مردم بیندازند که آنها تصور کنند این قوطی که درون آن خالی است بسیار قدرتمند است و اقتدار دارد. مرتضوی هم هرچه از توانش برمی آمده کرده است. مشوق و پشتیبان فعلی او هم احمدی نژاد نیست. احمدی نژآد وزنه ای نیست فقط قدری “بجه پر رو ” است که ازهیچ کس هم ملاحظه ندارد و اگر حتی لازم باشد خود رهبر و خانواده جلیل را هم افشاء خواهد کرد. ازهمین روست که او را نباید هدف یا پشیبان اصلی بدانیم. پشتیبان قدرتی است دیگر، احمدی نژاد هم این موضوع را به خوبی میداند، ازهمین روی انواع و اقسام بازی ها را درمی آورد که به قول معروف ز هرسو کشته شود، سود اسلام است. این موضوع مرتضوی و پست مقام او ومحاکمه نکردنش باعث بدنامی چه کسی می شود؟ احمدی نژاد؟ البته که خیر. احمدی نژاد هم همین قصد را دارد از سوی دیگر او میخواهد بگوید اگر زورم به رهبر نرسید و یک وزیر اخراجی را از پنجره وارد کرده و سوار کار نمود زورم به شما وکلای قلابی که خودم میدانم تحت چه شرایطی دست چین شده و این پست های قلابی را اشغال کرده اید که می رسد. ازحد و حدود خودتان تجاوز نکنید. من که یک ملتی را فیلم کرده و کلاه سرشان گذاشته ام که هنوز بیساری از آنان طرفدار من هستند، یعنی زورم به شما دویست سیصد نفر ورشکسته که در آستانه گور ایستاده اید و یکی دو ماه دیگر اثری از شما نیست، نمی رسد؟
روزنامه فوق بهتر از همه مي داند در كشور قحط الرجال نيست اين حكومت نمي خواهد از افراد كاردان و لايق استفاده كند جون افراد يكه شعور اجتماعي دارند نمي توانند با اينها كار كند بنده فردي مغمولي هستم و سياسي هم نيستم در اوايل تشكيل كميته رفتم استخدام شدم 15 روز دوره چريكي گذرانديم وقتي در كميته مركزي مستقر شدم ديدم نمي شود با اينها كار كرد حالا در كميته ها چه خبر بود بماند بنده با مسولين درگير شدم 15 روز بازداشت شدم و گفتند بايد ادامه خدمت دهي گفتم استعفا ميدهم و نمي مانم بعد از بيست روز امدن و رفتن باالخره استعفا دادم نفس راحت كشيدم كه در ظلم اينگونه افراد شريك نباشم حالا انوقت اوايل كار بود حالا ببين چه خبر است .
ویترین نظام رو خوب اومدی
اولا که مرتضوی متهم است نه محکوم ثانیا اعمال او نوسط دادگاه باید تشخیص داده شود شما مدعیان قلابی قانون ثالثا کار او هیچ ربطی به رهبر معطم انقلاب و اصل انقلاب ندارد