جزایر سه گانه؛ محکم بایستیم
چکیده :در مورد جزيره ابوموسي ايران به شيخ شارجه اين امتياز مشاركت را قايل شد و در مورد تنبها حاكميت ايران كاملا مسلم و مسجل شناخته شد. بنابر اين موضعگيريها در مقابل ادعاي امارات و اتحاديه عرب كه حتي كشوري مانند موريتاني در اين خصوص هيچ نقشي نداشته موضع ميگيرد و حتي واقعيت تاريخي و حقوقي ايران را مطالعه نميكند. اين اتفاق نظر در بين اعراب هم فقط در اينباره وجود دارد و حتي در قبال اسراييل نيز اين اتفاق آرا وجود نداشته است. به هرحال موضع ما درخصوص تماميت ارضي بايد محكم و قاطع باشد و نبايد با خويشتنداري بيش از حد آنان را جسورتر كرد. ...
داوود هرمیداس باوند
جزاير سهگانه خليجفارس بخشي از تماميت ارضي ايران است و مطمئنا هر ايراني ميتواند به هر بخش از خاك سرزمينش سفر كند و نيازي به توضيح دادن در اينباره به كشورهاي ديگر ندارد. در اين ميان واكنش امارات متحده عربي به سفر آقاي احمدينژاد به جزيره ابوموسي بيشتر بهانهاي براي تقابل با ايران است. فضايي به وجود آمده كه كشورهاي عربي منطقه در مقابل ايران صف كشيدهاند و از آن طرف هم نظريات و بحثهاي مربوط به سپر دفاع موشكي كه قرار است در امارات متحده عربي تحقق يابد سبب شده تا بهانهاي براي امارات متحده عربي، شوراي همكاري خليجفارس و اتحاديه عرب بهوجود آيد تا ايران را در تنگنا قرار دهند. ايران ضمن آنكه بايد روابط حسنهاي با همه همسايگان داشته باشد و سعي كند از هرگونه تنش پرهيز كند، لحظات و شرايطي پيش ميآيد كه برخي كشورها جسارتي را به سرزمين ديگري در پيش ميگيرند كه خويشتنداري و ملاطفت، آنان را نسبت به ادعايشان جريتر ميكند و گمان ميكنند محق هستند و در نتيجه بايد سياستي محكم در پيش گيرند. با تمام اين احوال اين رفتارهاي اخير بهانهاي بيش، از سوي كشورهاي عربي خصوصا خود امارات و شوراي همكاري خليجفارس نيست و ايران بايد با قوت تمام از جزاير خصوصا ابوموسي به عنوان بخشي از تماميت ارضي خويش دفاع كند. در برهه زماني پيش از انقلاب، ايران به همراه عربستان مسووليت امنيت منطقه را بر عهده داشت و تصميم بر اين بود تا براي رفع نگراني و رضايت خاطر كشورهاي منطقه گامهايي برداشته شود. از اين رو، تهران نيز امارات متحده عربي و چند شيخنشين كوچك ديگر خليجفارس را به رسميت شناخت و از آن سو نيز براي رفع هرگونه نگراني و اطمينانبخشي به كشورهاي حوزه خليجفارس و گسترش همكاريهاي منطقهاي و برقراري امنيت، از حق تاريخي خود نسبت به بحرين چشمپوشي كرد و درباره جزيره ابوموسي سياست مشاركت را پذيرفت كه در سرزمين خودش با كشور ديگري مشاركت داشته باشد و بنابر اين با شارجه در اينباره توافق كرد. در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 دولت انگلستان به دلايل اهميت استراتژيك و خصوصا به دليل سياستهاي روسيه تزاري درخصوص دستيابي به آبهاي خليجفارس از يك سو و مطرحكردن راهآهن برلين- خليجفارس از سوي آلمانها از سوي ديگر اعلاميهای را منتشر كرد كه در آن تاكيد شده بود دولت بريتانيا اجازه نميدهد تا سلطه بلامنازع انگليس در خليجفارس مورد چالش كشورهاي ديگر قرار گيرد و حتي در اينباره تا پاي جنگ نيز پيش ميرود.
در همين راستا از سوي وزارت خارجه انگليس يادداشتي براي كارگزار انگليس در خليجفارس ارسال ميشود كه در رابطه با جزاير ايراني تحقيق كند كه اگر شيخ و حاكمي در آنها وجود دارد براي مذاكره وارد شوند. خصوصا كه تنگه هرمز ارزش استراتژيك داشت و از اين رو بر جزاير آن منطقه تاكيد بيشتري ميشود. از آن طرف در سال 1903 از سوي دولت ايران بازنگريهايي درخصوص نقشههاي جغرافيا شده بود و با كمك كارشناسان بلژيكي ساماندهي درخصوص جزاير ايراني مورد موافقت قرار گرفت كه بر اساس آن در برخي بنادر، گمركي به وجود آمد و پرچم ايران نصب شد كه اين مساله درباره ابوموسي و تنببزرگ نيز اعمال شد. اما دولت انگليس نسبت به اين مساله بياعتنايي ميكند و مامورين گمرك ايراني را از تنببزرگ خارج ميكند و از آنجا كه ايران نيز در بحران مشروطه به سر ميبرده نسبت به اين مساله بيتوجهي ميشود و پرچم شارجه در تنببزرگ نصب ميشود. انگلستان ادعا ميكند كه چون اين جزيره پيش از اين اشغال نشده و چون شارجه نخست آن را اشغال كرده پرچم اين امارتنشين را در آن نصب ميكنند؛ در حاليكه در تمام اسناد حكومت انگليس در قرن 19 تنببزرگ و ابوموسي و ديگر جزاير خليجفارس جزو ارباب جمعي حاكميت فارس آورده شدهاند و حتي در نقشههاي رسمي دولت انگليس خصوصا نقشههاي وزارت جنگ اين جزاير به رنگ ايران مشخص شده بودند. نايبالسلطنه انگليس در هند نيز در كتاب ايران و مساله ايران در نقشه رسمي، جزاير را به رنگ ايران در آورده و در نقشههاي غيررسمي نيز اين جزاير متعلق به ايران معرفي شده است. بنابراين جزاير نه جديدالاكتشاف هستند و نه رها شده بودند. در نهايت در هشت آذر ۱۳۵۰ با قراردادي كه با ميانجيگري بريتانيا ميان دولت ايران و شيخ شارجه بسته شد، حاكميت ايران بر جزيره ابوموسي به رسميت شناخته شد و در ۹ آذر، يك روز قبل از خروج نيروهاي انگليسي از منطقه و دو روز قبل از تشكيل رسمي اتحاديه امارات، نظاميان ايران وارد سه جزيره شدند. به موجب موافقتنامه شارجه ايران متعهد شد كه به مدت ۹ سال، ساليانه يكونيمميليون ليره به شيخ شارجه بپردازد.
در مورد جزيره ابوموسي ايران به شيخ شارجه اين امتياز مشاركت را قايل شد و در مورد تنبها حاكميت ايران كاملا مسلم و مسجل شناخته شد. بنابر اين موضعگيريها در مقابل ادعاي امارات و اتحاديه عرب كه حتي كشوري مانند موريتاني در اين خصوص هيچ نقشي نداشته موضع ميگيرد و حتي واقعيت تاريخي و حقوقي ايران را مطالعه نميكند. اين اتفاق نظر در بين اعراب هم فقط در اينباره وجود دارد و حتي در قبال اسراييل نيز اين اتفاق آرا وجود نداشته است. به هرحال موضع ما درخصوص تماميت ارضي بايد محكم و قاطع باشد و نبايد با خويشتنداري بيش از حد آنان را جسورتر كرد.
منبع: شرق














اعراب میبیند با فرزندان انقلاب چه ها میکنند….. چرا زبان در نیاورند
1پیشنهادگردهمایی جمعی از ایرانیان درروز ملی خلیج فارس در ابوموسی ودر صورت امکان تنب کوچک وتنب بزرگ
پیشنهادگردهمایی جمعی از ایرانیان درروز ملی خلیج فارس در ابوموسی ودر صورت امکان تنب کوچک وتنب بزرگ
در مورد اعتراض گستاخانه امارات دربازدید اقای احمدی نجاد همان تمثیل گربه ضعیف وذلیل وموش قوی پنجه است وحرفهای متکبرانه اردوغان وغیره حکایتاز این دارد که برای توانایی ایران حسابی باز نکرده اند حتی روسیه نیز دریای خزررا میخواهد وقطر وکویت هم زورش بما رسیده ونفت گاز مارا میبرند چبن ورو سیه منتظرند که قطعنامه ای پیش بیاید تا مبلغ کلانی دریافت کنند وانرا امضا وخدا را شکر کنند وبعربی سلیس میگویند کثرالله امثالهم
فقط یک راه وجود دارد که دولت به آغوش مردم برگردد و با یک پارچگی از مام وطن دفاع کنیم. زندانیان سیاسی آزاد کردند وبا مردم روراست باشند.
خاک تو گر نیست جان من مباد زنده در این بوم بر یک تن مباد
این جز ا یر بوده و هست و خواهد بود و بستگی به سیاست روز داره تا با احساسات میهن پرستی ملت چه ایران چه اعراب دو طرف را سر گرم کنند
ما برای بازپس گرفتن این سه جزیره که اصلا تعلق به خودمان داشت واستعمار انگلیس به سبب ضعف دولت مرکزی ایران آنرا مال خود کرده بود، کشوری به بزرگی بحرین را از دست دادیم که درحقیقت مالکیت آن حق مسلم ما بود. اگر عربها زیر قول و قرارهای خود بزنند، آن صورت ماهم باید با قاطعیت بگوییم هم این سه جزیره و هم بحرین متعلق به ماست. هنوز هم ما میتوانیم حق مالکیت خود را بر بحرین زنده کرده و ازاین بابت امتیاز بگیریم. مرگ برآمریکا و انگلیس و…. همین کارهاست نه شعار دادن در کوچه خیابانها. اینهایی هم که در باره ابوموسی و تنب بزرگ وکوچک ادعاهای بیخودی می کنند ازقرار دوست دارند در منطقه تشنج ایجاد کرده و جمهوری اسلامی را تحریک کنند که این رژیم برخلاف مصالح ملی ما دست به کاری نسنجیده بزند، آنوقت همه این عربها بگویند بفرمایید جمهوری اسلامی بدون سلاح اتمی اینست وای به وقتی که به سلاح اتمی هم مجهز شود. ما باید به قول این استاد گرامی، کاملا محکم بایستیم و البته حرف ناشایست یا عمل ناشایستی هم نه بگوئیم و نه انجام دهیم. اینها شرم و حیا نمی کنند؟ اسرائیل از سال 1967 نصف بیت المقدس را اشغال کرده و اکنون نه به حرف غرب و نه به قطعنامه های سازمان ملل وقعی نمی گذارد و نه تنها آنجا را خالی نمی کند، بلکه حتی دست از شهرک سازی هم برنمیدارد. یعنی هرکسی گردن کلفت تر باشد حق با اوست؟ قانون جنگل که در جهان جاری نیست باید دم اسرائیل را هم بگیرند و از آنجا بیرون کنند، البته بجای حرفهای تحریک کننده و بی فایده ای مثل اسرائیل را از نقشه جهان محو خواهیم کرد که مقامات اسراییلی حاضرباشد به خاطر این خوش خدمتی، دهان احمدی نژآد را ببوسند که چنین حرفی زده است. حرفی که صددرصد به نفع اسرائیل و مظلوم نمایی این رژیم گردن کش است.
ای کاش ما تا میتوانیم، ولو اگر لازم باشد، از بقیه هزینه های ضروری خود بزنیم و در آبادانی این سه جزیره کوشیده و آنجا را با تسهیلاتی که فراهم می آوریم پر از سکنه ایرانی بکنیم و به عرب ها هم اصلا اجازه ندهیم قدم به آن جزایر گذاشته و رفته رفته آنجا ها را نیز مثل بحرین با اکثریت عرب نشین پرکنند. من با آنکه از حکومت فعلی ایران دل خوشی ندارم به ویژه نسبت به رفتاری که با مخالفین خود داشته و دارد، بشدت مخالفم، اما صددرصد برنامه های عاقلانه این رژیم را برای حفظ خاک سرزمینمان ایران، چه درشمال و چه درجنوب و شرق و غرب کشورمان می ستایم و پشتیبانی می کنم. زنده باد ایران عزیز و پایدار باد فرهنگ با ارزش ملت ایران
حتی کشوری مانند موریتانی در این خصوص هیچ نقشی نداشته موضع میگیرد و حتی واقعیت تاریخی و حقوقی ایران را مطالعه نمیکند.