سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از وبلاگ‌ها/ طوطی «سبز» و بازرگان «زندان»...

از وبلاگ‌ها/ طوطی «سبز» و بازرگان «زندان»

چکیده :دومین باری است که ميرحسین موسوی، در پوشش توصيه‌ی کتابی برای تأمل، از حبس و حصر سخن‌اش را به گوش ملت سبز ما می‌رساند. اما قصه‌ی ما عکس قصه‌ی طوطی و بازرگان است. پیام موسوی، پیامی نیست که تمنای آزادی و رهانيدنی برای خود او در آن باشد. در حقیقت، موسوی طوطی محبوس قصه‌ی ما نيست. موسوی آزادتر از همگان‌ است. اين آزادی نخست در ذهن و ضمیر و انديشه است که محقق می‌شود. اتفاقاً نخستين کسانی که در حبس‌اند، زندان‌بان‌اند او هستند که اسير اين حصر گران‌اند....


قصه‌ی مثنوی را همه شنيده‌اند. طوطی محبوس در قفس بازرگان، از او خواهش می‌کند که هنگام رفتن به هند، نزد ديگر طوطيان پیام ببرد که به ياد او هم باشند:

کان فلان طوطی که مشتاق شماست
از قضای آسمان در حبس ماست

بر شما کرد او سلام و داد خواست
وز شما چاره و ره ارشاد خواست

گفت می‌شاید که من در اشتیاق
جان دهم اینجا بمیرم در فراق

این روا باشد که من در بند سخت
گه شما بر سبزه گاهی بر درخت

این چنین باشد وفای دوستان
من درین حبس و شما در گلستان

یاد آرید ای مهان زین مرغ زار
یک صبوحی درمیان مرغزار

یاد یاران یار را میمون بود
خاصه کان لیلی و این مجنون بود

ای حریفان بت موزون خود
من قدح‌ها می‌خورم پر خون خود

یک قدح می‌نوش کن بر یاد من
گر نمی‌خواهی که بدهی داد من

یا بیاد این فتاده‌ی خاک‌بیز
چونک خوردی جرعه‌ای بر خاک ریز

و البته در خلال قصه، فيل خود شاعر هم ياد هندوستان می‌کند و قصه‌ی خودش را بیان می‌کند. باقی قصه را می‌دانيم. يکی از طوطيان به خود می‌لرزد و می‌افتد از شاخه و می‌ميرد (تظاهر به مردن می‌کند). پيام به طوطی محبوس می‌رسد و او هم با تظاهر به مردن خود را خلاص می‌کند.

[این] دومین باری است که ميرحسین موسوی، در پوشش توصيه‌ی کتابی برای تأمل، از حبس و حصر سخن‌اش را به گوش ملت سبز ما می‌رساند. اما قصه‌ی ما عکس قصه‌ی طوطی و بازرگان است. پیام موسوی، پیامی نیست که تمنای آزادی و رهانيدنی برای خود او در آن باشد. در حقیقت، موسوی طوطی محبوس قصه‌ی ما نيست. موسوی آزادتر از همگان‌ است. اين آزادی نخست در ذهن و ضمیر و انديشه است که محقق می‌شود. اتفاقاً نخستين کسانی که در حبس‌اند، زندان‌بان‌اند او هستند که اسير اين حصر گران‌اند. و این زندان‌بانان البته دو دسته‌اند: زندان‌بان عیان و آشکاری که کليد محبس به دست دارد و ابزار قضا و غزا را وسیله‌ی مجروح و مقید کردن آدميان آزاد و آزاده می‌کنند. زندان‌بانان نهان کسانی هستند که در آباد ساختن منطق زندان می‌کوشند و در پوشش صلاح و اصلاح و سازش و مماشات و گفت‌وگو و پرهیز از خشونت و خون‌ریزی – با بت‌واره ساختن از همه‌ی اين‌ها – در بسط و گسترش اين زندان نه برای امثال میرحسین بلکه برای خود و سایر هم‌بندان زندانِ عظيم‌تر و بزرگ‌تر ایران، مصرانه کوشش می‌کنند.

در حقيقت آن‌که زندانی است – آن‌که طوطی قصه است – ماييم (و زندان‌بانان عيان و نهان). و آن‌ طوطيان هندوستان، و همان يک طوطی که بر شاخه بر خود می‌لرزد و فرو می‌افتد، همانا ميرحسین موسوی است به مثل. ميرحسين به نکته و اشارت و به لطيفه و جديت، راز رهايی را بر محبوسان بيرون از حصر حقيری که گرد خود او تنيده‌اند، گوشزد می‌کند.

مسأله اما این است: آیا ما درد و دغدغه‌ی رهايی داريم؟ آيا در اين همه اشارت، گشايش و رهايشی می‌يابيم؟ حبسی و حصری که به دست ستم‌پيشگانی که خود اسير زندان پيش‌ساخته‌ی خود هستند و نخست بر خود ستم کرده‌اند، برای میرحسين و آزادگان، حبس نيست بلکه شکست زندان است. زندان اين طایفه را نمی‌شکند، بلکه آن‌ها هستند که زندان را می‌شکنند. قصه‌ی امروز ما اما اين است: ما طوطيان گرفتار – اما به ظاهر رها – از آن طوطی سبزپوش آزاد – اما به ظاهر محبوس – که با حریفان سربسته سخن می‌گويد، ادراک اسرار می‌کنيم و گوش فهمِ اشارت داريم؟

منبع: وبلاگ ملکوت


4 پاسخ به “از وبلاگ‌ها/ طوطی «سبز» و بازرگان «زندان»”

  1. میم.ت گفت:

    می توانید مرا زنجیر کنید…می توانید شکنجه کنید…. حتا می توانید تن مرا نیست و نابود کنید…. ولی هرگز اندیشه مرا زندانی نخواهید کرد.
    «مهاتما گاندی»

    سلام بر میرحسین آزاده و عزیزدل

  2. ندایی دیگر گفت:

    چه کسی به یاد میر عزیز است؟منصب می گیرند رای می دهند یارانه می گیرند اما به یاد روشنگر این روزها نیستند

  3. ناشناس گفت:

    خيلي زيبا بود

  4. مسعود گفت:

    این روزها به شیوه هایی که نشان طرح زندان خانگی میرحسین موسوی از سوی اصلاح طلبان به گپ و گفت گذاشته می شود، نوعی ترسیم خانگی از کسی است که پیمانش را با مردمش به پایمردی و شجاعت و صداقت پاسداری می کند.
    توصیه کتابی برای تامل، نشان دوری از تحولاتی ست که بشدت جریان دارد و اگر میرحسین گرامی، بدلیل زندانی بودن و دور نگاه داشتن از رویدادهای جاری، به کتاب خوانی رو می آورد، تجویز آن برای جنبش، نوعی سردرگمی و ندانم کاریست که از سوی شما دنبال می شود.
    مدارا حدود شفافی دارد که مردم ایران در عاشورای 88 آن را آزمودند و حالا به دنبال فرصتی هستند که آن کنند که در عاشورای 88 نکردند. این جماعت با سلام و صلوات از قدرت سیاسی کنارگیری نخواهند کرد و باید آنها را به زیر کشید. چطور؟ هنوز کسی نمی داند. اساسا مردم ایران قابل پیش بینی نیستند اما بشدت در تقلا و کوشش هستند. مدارا و اصلاح، شیوه های درستی برای آغاز یک خیزش بود که طی چند سال گذشته در حال شکل گیری به سبک و شیوه دیگریست که در نخستین رویداد آینده مردمی، چگونگی خود را نشان خواهد داد. میرحسین موسوی هم در نزد این جنبش مردمی، جایگاهی بلند دارد که با این شیوه های شما بیگانه است.