سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » یادداشتی از سبزوار: از راهپیمایی سکوت تا خانه نشینی اختیاری...

یادداشتی از سبزوار: از راهپیمایی سکوت تا خانه نشینی اختیاری

چکیده :اینک اما ما در چنان نقطه ای از تاریخ، انباشته از انواع تجربه های ملی و غرورهای شکسته و فریادهای به محاق رفته ایستاده ایم که نیازی نیست که لزوم عدم شرکت در انتخابات را به یکدیگر یادآور شویم. رسالت ما اکنون امیدبخشی، آگاهی دادن و فعال کردن ظرفیت های منفعل و بالقوه ی جامعه شده است. یعنی فعلیت بخشیدن به همان شعار دیرین اما پیشرو "هر شهروند، یک رسانه". باید به این مسئله باور داشته باشیم که هر کدام از ما یک رسانه است که حداقل توسط اطرافیانش دیده می شود و اگر این الگو را به همه ی افراد معترض در جامعه تعمیم دهیم، با چنان توان اجتماعی فعالی مواجه می شویم که محاسبه ی آن غیرممکن است. ...


م. چ از سبزوار

نخستین بار در زمان دولت ارتشبد ازهاری بود که ایرانیان شیوه های اعتراضی خلاقانه و کم هزینه را آزمودند. پس از حوادث خونبار 14 آبان محمدرضا پهلوی تنها راه برقراری امنیت را در سپردن حکومت به نظامیان دید و آن جا بود که ارتشبد ازهاری به روی کار آمد و ماجرای تمام ناشدنی حکومت نظامی ها شروع شد. به یاد بیاوریم: ساعات منع عبور و مرور (مثلاً) از 8 شب تا 6 صبح. اما این ایجاد محدودیت خود قوه ی خلاقانه ی مردم را به کار انداخت و داستان الله اکبرهای کوبنده ی شبانه را از پشت بام های تهران سامان داد. داستانی که با رخ نمایی دوباره اش در هفته ی پس از انتخابات 22 خرداد 88 پیش از هر چیز تکرار تاریخ را فرا یاد می آورد! اما دولتمردان جمهوری اسلامی برعکس ارتشبد ازهاری حاضر نشدند این صداها را صداهای ضبط شده و ساختگی بدانند، آن ها خود را به کری کامل زده و اصلاً حرفی از آن به میان نیاوردند.

پرده ی دوم خلاقیت و شعور ملی ایرانیان در روز تاریخی 25 خرداد 88 شکل گرفت. در این روز مردمی که با همراهی میرحسین موسوی سرانجام توانسته بودند اعتراضات پراکنده ی خود را سامان دهی کرده و در یکی از مهمترین خیابان های پایتخت گرد هم بیایند ـ سه میلیون نفر! ـ در مقابل تهدیدهای ریز و درشت حاکمیت دست به حرکتی زدند که چشم تعجب جهانیان را تا مدت ها به روی ایرانیان باز نگه داشته بود: راهپیمایی سکوت. این سکوت گرچه حاصل اجتناب از هر گونه حاشیه سازی برای معترضینی بود که به آشوب گری و کارشکنی متهم بودند، اما پیام دیگری را نیز در خود فریاد می کرد: فاجعه ی پیش رو چنان منزجرکننده بود که در کلمات و جملات نمی گنجید! این روند پس از آن نیز ادامه پیدا کرد، اما حاکمیت که در برابر حرکت خلاقانه ی مردم چاره ای جز تخریب چهره ی مدنی آن ها نمی دید، بلواها و درگیری هایی را که نیروهای انتظامی، گارد و لباس شخصی با مردم آغاز می کردند، به خود مردم نسبت داد و سعی کرد هزینه های هر گونه اعتراضی ولو صلح جویانه را برای مردم بالا ببرد. راه های اعتراض یکی پس از دیگری بر روی مردم بسته می شد.

پرده ی سوم اما عقب نشینی مردم از خیابان ها به پیاده روها بود که در 25 بهمن 89، بیست ماه پس از انتخابات و کرکری های حاکمیت برای مخالفین که فتنه تان را در هم پیچیدیم،شکل گرفت. این بار مردم فقط پیاده روها را انباشتند. اما نه هر انباشتنی، انباشتنی که هر چشم و گوش کور و کری از دوردست ها هم می توانست خشم و فریاد در گلو مانده ی آن ها را ببیند و بشنود. آن هم برتافته نشد. لباس شخصی ها مردم را تحریک کردند و درگیری ها را به خیابان ها کشاندند و دو جنازه ی دیگر بر روی دست نظام باقی گذاشتند. و این طور شد که ما از این پس اجازه نداشتیم حتی در پیاده روها زیادی رفت و آمد کنیم.

اما قبل از پرده ی چهارم که هنوز رخ نداده است، توجه شما را به برخی نوشته های مندرج در روی برگه ی تبلیغاتی ع.د. یکی از کاندیداهای مطرح این دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرستان سبزوار ـ جلب می کنم:
شرح حال: اولین بار که عازم میادین نبرد و دفاع مقدس شدم، در تیپ 21 امام رضا علیه السلام جای گرفتم، ولی بلافاصله خودم را در گردان رزمی جابجا کردم و با شرکت در عملیات های مختلف بالاخره در عملیات بدر در جزیره ی مجنون و هورالعظیم از تیر مستقیم دشمن در امان نماندم و از ناحیه ی پا، پهلو و شکم مورد اصابت قرار گرفتم و جانباز جنگ تحمیلی شدم.
کارنامه ی سیاسی: فارغ التحصیل برگزیده ی دانشکده ی شهید محلاتی برای معاونت سیاسی سپاه / مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در اداره ی سیاسی ستاد کل سپاه / مسئول نشر و توزیع نشریه ی صبح صادق / تحلیل گر ویژه ی مسائل سیاسی و اجتماعی / سابقه ی 15 سال سخنرانی در مجامع علمی و عمومی
ویژگی ها: آشنا با کلیه ی احزاب، گروه ها و جریان های سیاسی / آشنا با کلیه ی مدیران و مسئولان سیاسی کشور / آشنا با حقوق اساسی مردم

اینک بزنگاه تاریخی جمعه 12 اسفند پیش روی ماست. این روز برای حکومت ایران از این رو بزنگاه مهمی است، که در تنگناهای متعدد بین المللی، برگزاری پرشور انتخابات می تواند به شدت مصونیت بخش باشد. اما برای مردم ایران از آن رو بزنگاه مهمی است که نخستین بار پس از انتخابات 88 فرصت باطل کردن دروغ و سحر حاکمیت را فراچنگ آورده اند. فراموش نکنیم که تقلب در انتخابات مجلس به علت تعدد رقبا و منفک بودن نتایج شهرستان ها از یکدیگر اصلاً به آسانی انتخابات ریاست جمهوری نیست. ضمن اینکه در انتخابات سال 88 حکومت از حضور واقعی و شگفت انگیز مردم در پای صندوق های رأی بهره برداری ها کرد.

اینک اما ما در چنان نقطه ای از تاریخ، انباشته از انواع تجربه های ملی و غرورهای شکسته و فریادهای به محاق رفته ایستاده ایم که نیازی نیست که لزوم عدم شرکت در انتخابات را به یکدیگر یادآور شویم. رسالت ما اکنون امیدبخشی، آگاهی دادن و فعال کردن ظرفیت های منفعل و بالقوه ی جامعه شده است. یعنی فعلیت بخشیدن به همان شعار دیرین اما پیشرو “هر شهروند، یک رسانه”. باید به این مسئله باور داشته باشیم که هر کدام از ما یک رسانه است که حداقل توسط اطرافیانش دیده می شود و اگر این الگو را به همه ی افراد معترض در جامعه تعمیم دهیم، با چنان توان اجتماعی فعالی مواجه می شویم که محاسبه ی آن غیرممکن است.

اما سرانجام پرده ی چهارم: در بیانیه ی پنجشنبه 4 اسفند ماه شورای هماهنگی راه سبز امید آمده است: “از همگان دعوت می کنیم با برنامه ریزی قبلی، در روز پنجشنبه ۱۱ اسفند، بیرون از خانه با حضور گسترده و پرشور در اماکن عمومی (مراکز خرید، میادین، پارک ها و…) به‌ویژه در فاصله ی ۴ تا ۶ بعد از ظهر، برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمایشی، و در روز ۱۲ اسفند به نشانه همبستگی با رهبران زندانی جنبش سبز، یک روز را همراه خانواده در حبس خانگی بمانند و این بار اعتراض خود را اینگونه به نمایش بگذارند” شاید نتوانیم در سطح جهانی ادعایی داشته باشیم، ولی به قطع یقین می دانیم که این نوع اعتراض در تاریخ کشورمان بی نظیر است و تا به حال روی نداده است: خانه نشینی اختیاری در اعتراض به خانه نشینی اجباری!

ابتدا الله اکبرهایمان را دروغ انگاشتند و سپس خود را به نشنیدن زدند، بعد مهر سکوت بر دهانمان دوختند و بعدتر ما را از خیابان ها به پیاده روها راندند و سرانجام خانه نشینمان کردند. و حال نوبت آن است که طعم دگرگون شده ی خانه نشینی ما را بچشند؛ نیک بچشند …


6 پاسخ به “یادداشتی از سبزوار: از راهپیمایی سکوت تا خانه نشینی اختیاری”

  1. ناشناس گفت:

    بسیار عالی بود. گرچه اسم کاندید سبزوار رو هنوز متوجه نشدم اما معلوم است که از چه قماشی هستند اما جالبه که گذرشون بالاخره به دباغ خانه افتاد و حال نوبت ماست که به پاس یک عمر بازجویی ایشان یک رای ” نه” قرمز به پیشانی ایشان بچسبانیم.

  2. سبز گفت:

    الله اکبر

  3. ناشناس گفت:

    در دولتي كه بيشترين ادعاي مبارزه با مفاسد اقتصادي و مفسدين اقتصادي و پاكترين دولت تاريخ را داشت بيشترين اطرافيان رييس جمهور متهم به فساد مالي و اقتصادي هستند و عظيم ترين اختلاس و فساد مالي تاريخ ايران اتفاق افتاد.
    در دولتي كه بيشترين شعار ساده زيستي را مي داد با صد تن از اقوام و دوستان و … با هزينه هاي هنگفت به نيويورك رفتند..
    در دولتي كه بيشترين ادعاي مبارزه با تورم را داشت تورم به حد كمرشكني رسيد..
    در دولتي كه بيشترين ادعاي ريشه كني بيكاري را داشت در هر خانواده اي اكنون برويد و تحقيق كنيد حداقل يك جوان بيكار دارد.
    در دولتي كه بيشترين ادعاي اشتغالزايي و رشد اقتصادي و كسب و كار را داشت بيشترين ركود كسب و كار و زمينگير شدن بخش توليد و بالاترين ركورد معوقات بانكي و بالاترين ركورد چكهاي برگشتي و افت شديد انجام پروژه ها در عسلويه و… اتفاق افتاد.
    در دولتي كه ادعاي تنگ بودن حلقه مديريتي دولتهاي گذشته مي كرد حلقه مديريتي با قبيله گرايي شديد ايشان و گماردن افرادي از اقوام و … و البته بي تجربه و با تخصص پايين .. تنگ و تنگتر شد.
    در دولتي كه ادعاي قانون گراترين دولت تاريخ ايران را داشت بالاترين و عظيم ترين حجم قانون گريزيها و قانون شكنيها و تخلفات قانوني وجود داشت به طوريكه صداي مجلس اصولگرا هم درآمد و ديوان محاسبات كه بازوي نظارتي مجلس است بارها و بارها و هر سال سريال تكراري تخلفات قانوني دولت را تكرار مي كرد و البته بي هيچ سود و فايده…

  4. ایران داد عمارلویی گفت:

    تکه ای از خلاقیت جوانان انروز و از کار افتادگان امروز را با هم مرور میکنیم.ببخشید که اسم گوساله خارج از عرف و ادب ماست؟ازهاری گوساله//بازهم میگی نواره//نوار که پا نداره؟یادش به خیر اول جنگ تاید /شوما و..هربسته 200 تومن اما نتیجه جنگ و مدیریت انسانی و خلاقانه؟ پایان جنگ قیمت چه قدر باشه خوبه؟بعد از 8 سال فقط و فقط 240 تومان؟راستی ان وقت مسولین دلشان برای پول ملی هم میسوخت.هرچند نه پولی ماند نه ملتی و نه عزتی و اعتباری؟همه ما شدیم عین چک برگشتی که دست در دست شر خرها جولان میدهد.

  5. ناشناس گفت:

    خس وخاشاك ها و ميكروب ها هم مي توانند در انتخابات شركت كنند تلوزيون آخه خس و خاشاك ها را نشان مي دهد اي ميكروب ها در انتخابات شركت كنيد قول دادن كه ماشين هاي ارشاد تو اين روز كاري نداشته باشه باهاشون خودت تلوزيون روببين ميكروب ها زياد شدن

  6. یه خس سبز گفت:

    امیدوارم جواب بده. اما این بار هم میخوان حتما بگن که ملت خرید عیدش رو کرده و نشسته تو خونش داره خونه تکونی می کنه!!!!!! از اینها این حرفها بعید نیست….