شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» یادداشتی از سبزوار: از راهپیمایی سکوت تا خانه نشینی اختیاری

یکشنبه, 26 فوریه, 2012

چکیده : اینک اما ما در چنان نقطه ای از تاریخ، انباشته از انواع تجربه های ملی و غرورهای شکسته و فریادهای به محاق رفته ایستاده ایم که نیازی نیست که لزوم عدم شرکت در انتخابات را به یکدیگر یادآور شویم. رسالت ما اکنون امیدبخشی، آگاهی دادن و فعال کردن ظرفیت های منفعل و بالقوه ی جامعه شده است. یعنی فعلیت بخشیدن به همان شعار دیرین اما پیشرو "هر شهروند، یک رسانه". باید به این مسئله باور داشته باشیم که هر کدام از ما یک رسانه است که حداقل توسط اطرافیانش دیده می شود و اگر این الگو را به همه ی افراد معترض در جامعه تعمیم دهیم، با چنان توان اجتماعی فعالی مواجه می شویم که محاسبه ی آن غیرممکن است.


م. چ از سبزوار

نخستین بار در زمان دولت ارتشبد ازهاری بود که ایرانیان شیوه های اعتراضی خلاقانه و کم هزینه را آزمودند. پس از حوادث خونبار 14 آبان محمدرضا پهلوی تنها راه برقراری امنیت را در سپردن حکومت به نظامیان دید و آن جا بود که ارتشبد ازهاری به روی کار آمد و ماجرای تمام ناشدنی حکومت نظامی ها شروع شد. به یاد بیاوریم: ساعات منع عبور و مرور (مثلاً) از 8 شب تا 6 صبح. اما این ایجاد محدودیت خود قوه ی خلاقانه ی مردم را به کار انداخت و داستان الله اکبرهای کوبنده ی شبانه را از پشت بام های تهران سامان داد. داستانی که با رخ نمایی دوباره اش در هفته ی پس از انتخابات 22 خرداد 88 پیش از هر چیز تکرار تاریخ را فرا یاد می آورد! اما دولتمردان جمهوری اسلامی برعکس ارتشبد ازهاری حاضر نشدند این صداها را صداهای ضبط شده و ساختگی بدانند، آن ها خود را به کری کامل زده و اصلاً حرفی از آن به میان نیاوردند.

پرده ی دوم خلاقیت و شعور ملی ایرانیان در روز تاریخی 25 خرداد 88 شکل گرفت. در این روز مردمی که با همراهی میرحسین موسوی سرانجام توانسته بودند اعتراضات پراکنده ی خود را سامان دهی کرده و در یکی از مهمترین خیابان های پایتخت گرد هم بیایند ـ سه میلیون نفر! ـ در مقابل تهدیدهای ریز و درشت حاکمیت دست به حرکتی زدند که چشم تعجب جهانیان را تا مدت ها به روی ایرانیان باز نگه داشته بود: راهپیمایی سکوت. این سکوت گرچه حاصل اجتناب از هر گونه حاشیه سازی برای معترضینی بود که به آشوب گری و کارشکنی متهم بودند، اما پیام دیگری را نیز در خود فریاد می کرد: فاجعه ی پیش رو چنان منزجرکننده بود که در کلمات و جملات نمی گنجید! این روند پس از آن نیز ادامه پیدا کرد، اما حاکمیت که در برابر حرکت خلاقانه ی مردم چاره ای جز تخریب چهره ی مدنی آن ها نمی دید، بلواها و درگیری هایی را که نیروهای انتظامی، گارد و لباس شخصی با مردم آغاز می کردند، به خود مردم نسبت داد و سعی کرد هزینه های هر گونه اعتراضی ولو صلح جویانه را برای مردم بالا ببرد. راه های اعتراض یکی پس از دیگری بر روی مردم بسته می شد.

پرده ی سوم اما عقب نشینی مردم از خیابان ها به پیاده روها بود که در 25 بهمن 89، بیست ماه پس از انتخابات و کرکری های حاکمیت برای مخالفین که فتنه تان را در هم پیچیدیم،شکل گرفت. این بار مردم فقط پیاده روها را انباشتند. اما نه هر انباشتنی، انباشتنی که هر چشم و گوش کور و کری از دوردست ها هم می توانست خشم و فریاد در گلو مانده ی آن ها را ببیند و بشنود. آن هم برتافته نشد. لباس شخصی ها مردم را تحریک کردند و درگیری ها را به خیابان ها کشاندند و دو جنازه ی دیگر بر روی دست نظام باقی گذاشتند. و این طور شد که ما از این پس اجازه نداشتیم حتی در پیاده روها زیادی رفت و آمد کنیم.

اما قبل از پرده ی چهارم که هنوز رخ نداده است، توجه شما را به برخی نوشته های مندرج در روی برگه ی تبلیغاتی ع.د. یکی از کاندیداهای مطرح این دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهرستان سبزوار ـ جلب می کنم:
شرح حال: اولین بار که عازم میادین نبرد و دفاع مقدس شدم، در تیپ 21 امام رضا علیه السلام جای گرفتم، ولی بلافاصله خودم را در گردان رزمی جابجا کردم و با شرکت در عملیات های مختلف بالاخره در عملیات بدر در جزیره ی مجنون و هورالعظیم از تیر مستقیم دشمن در امان نماندم و از ناحیه ی پا، پهلو و شکم مورد اصابت قرار گرفتم و جانباز جنگ تحمیلی شدم.
کارنامه ی سیاسی: فارغ التحصیل برگزیده ی دانشکده ی شهید محلاتی برای معاونت سیاسی سپاه / مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در اداره ی سیاسی ستاد کل سپاه / مسئول نشر و توزیع نشریه ی صبح صادق / تحلیل گر ویژه ی مسائل سیاسی و اجتماعی / سابقه ی 15 سال سخنرانی در مجامع علمی و عمومی
ویژگی ها: آشنا با کلیه ی احزاب، گروه ها و جریان های سیاسی / آشنا با کلیه ی مدیران و مسئولان سیاسی کشور / آشنا با حقوق اساسی مردم

اینک بزنگاه تاریخی جمعه 12 اسفند پیش روی ماست. این روز برای حکومت ایران از این رو بزنگاه مهمی است، که در تنگناهای متعدد بین المللی، برگزاری پرشور انتخابات می تواند به شدت مصونیت بخش باشد. اما برای مردم ایران از آن رو بزنگاه مهمی است که نخستین بار پس از انتخابات 88 فرصت باطل کردن دروغ و سحر حاکمیت را فراچنگ آورده اند. فراموش نکنیم که تقلب در انتخابات مجلس به علت تعدد رقبا و منفک بودن نتایج شهرستان ها از یکدیگر اصلاً به آسانی انتخابات ریاست جمهوری نیست. ضمن اینکه در انتخابات سال 88 حکومت از حضور واقعی و شگفت انگیز مردم در پای صندوق های رأی بهره برداری ها کرد.

اینک اما ما در چنان نقطه ای از تاریخ، انباشته از انواع تجربه های ملی و غرورهای شکسته و فریادهای به محاق رفته ایستاده ایم که نیازی نیست که لزوم عدم شرکت در انتخابات را به یکدیگر یادآور شویم. رسالت ما اکنون امیدبخشی، آگاهی دادن و فعال کردن ظرفیت های منفعل و بالقوه ی جامعه شده است. یعنی فعلیت بخشیدن به همان شعار دیرین اما پیشرو “هر شهروند، یک رسانه”. باید به این مسئله باور داشته باشیم که هر کدام از ما یک رسانه است که حداقل توسط اطرافیانش دیده می شود و اگر این الگو را به همه ی افراد معترض در جامعه تعمیم دهیم، با چنان توان اجتماعی فعالی مواجه می شویم که محاسبه ی آن غیرممکن است.

اما سرانجام پرده ی چهارم: در بیانیه ی پنجشنبه 4 اسفند ماه شورای هماهنگی راه سبز امید آمده است: “از همگان دعوت می کنیم با برنامه ریزی قبلی، در روز پنجشنبه ۱۱ اسفند، بیرون از خانه با حضور گسترده و پرشور در اماکن عمومی (مراکز خرید، میادین، پارک ها و…) به‌ویژه در فاصله ی ۴ تا ۶ بعد از ظهر، برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمایشی، و در روز ۱۲ اسفند به نشانه همبستگی با رهبران زندانی جنبش سبز، یک روز را همراه خانواده در حبس خانگی بمانند و این بار اعتراض خود را اینگونه به نمایش بگذارند” شاید نتوانیم در سطح جهانی ادعایی داشته باشیم، ولی به قطع یقین می دانیم که این نوع اعتراض در تاریخ کشورمان بی نظیر است و تا به حال روی نداده است: خانه نشینی اختیاری در اعتراض به خانه نشینی اجباری!

ابتدا الله اکبرهایمان را دروغ انگاشتند و سپس خود را به نشنیدن زدند، بعد مهر سکوت بر دهانمان دوختند و بعدتر ما را از خیابان ها به پیاده روها راندند و سرانجام خانه نشینمان کردند. و حال نوبت آن است که طعم دگرگون شده ی خانه نشینی ما را بچشند؛ نیک بچشند …